اسرائیلهیوم: ایران در تنگنا قرار گرفته و با انتخابی تعیینکننده درباره اسرائیل روبهروست | ایران اینترنشنال
تحلیل
اسرائیلهیوم: ایران در تنگنا قرار گرفته و با انتخابی تعیینکننده درباره اسرائیل روبهروست
اسرائیلهیوم در تحلیلی تازه نوشت که ایران در شرایطی قرار گرفته که ناچار است میان مسیر مذاکره یا تشدید تقابل با اسرائیل و آمریکا، دست به انتخابی سرنوشتساز بزند؛ در حالی که واشینگتن عملاً ابتکار عمل را در دست دارد و اسرائیل ترجیح داده است در هماهنگی کامل با آمریکا حرکت کند.
به گزارش اسرائیلهیوم، اسرائیل با وجود هزینههای سیاسی و امنیتی، تصمیم درستی گرفته که در مقطع کنونی در کنار آمریکا بایستد. این روزنامه تاکید میکند امتیازهایی که اسرائیل ناچار است در این مسیر بپذیرد «تلخ» هستند، اما گزینه جایگزین—یعنی گسست از واشینگتن—بهمراتب پرهزینهتر خواهد بود؛ بهویژه در آستانه احتمال حمله به ایران و فرصتی کمسابقه برای تضعیف یا حتی فروپاشی حاکمیت آیتاللهها.
اسرائیلهیوم مینویسد هرگونه شکاف میان تلآویو و دولت آمریکا در شرایط فعلی میتواند پیامدهای منفی گستردهای در تمام جبههها داشته باشد؛ از ایران گرفته تا سوریه، لبنان، کرانه باختری و غزه. بهنوشته این روزنامه، چنین شکافی حتی از منظر سیاسی نیز میتواند به زیان بنیامین نتانیاهو تمام شود.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که تحولات اخیر در نوار غزه—از جمله بازگشایی گذرگاه رفح، تداوم کنترل حماس بر مناطق کلیدی و نقشآفرینی بازیگران نزدیک به دشمنان اسرائیل در سازوکارهای آینده—نشان میدهد که اسرائیل هنوز به پیروزی کامل دست نیافته و به همین دلیل، نیازمند هماهنگی راهبردی با آمریکا در سطح منطقهای است.
ایران در اولویت مطلق اسرائیلهیوم تاکید میکند که در اولویتبندی راهبردی فعلی، ایران در صدر همه پروندهها قرار دارد و سایر تحولات منطقهای از این مساله تأثیر میپذیرند. بهنوشته این روزنامه، در حالی که طی روزهای اخیر موجی از شایعات درباره «نزدیکی لحظه تعیینکننده» در اسرائیل مطرح شده، هنوز اقدام عملی رخ نداده است؛ اما آمریکا در حال افزایش نیروها و توان اطلاعاتی خود در منطقه است.
این گزارش با اشاره به تجربههای گذشته میافزاید که نمیتوان احتمال تماسها و گفتوگوهای پشتپرده را نیز نادیده گرفت. از نگاه اسرائیلهیوم، برای ایران مذاکره تقریباً تنها راه جلوگیری از حمله نظامی و کاهش فشار تحریمها تنها مسیر خروج از بحران اقتصادی عمیق کنونی است.
شرط اسرائیل برای مذاکره اسرائیلهیوم مینویسد در صورت آغاز مذاکرات، امید اصلی در تلآویو آن است که آمریکا دو اصل کلیدی را رعایت کند: نخست، تعیین چارچوب زمانی مشخص برای گفتوگوها بهمنظور جلوگیری از وقتکشی همیشگی تهران؛ و دوم، واداشتن ایران به پذیرش یک «توافق رؤیایی» که شامل کنار گذاشتن کامل برنامه هستهای و موشکی این کشور باشد.
به باور نویسنده این تحلیل، اسرائیل در مقطع کنونی ترجیح میدهد تحولات را «از حاشیه زمین» دنبال کند؛ همزمان آمادگی دفاعی خود را حفظ کرده و برای احتمال اقدام تهاجمی نیز آماده باشد. با این حال، ابتکار عمل فعلاً در دست آمریکا قرار دارد.
سناریوهای پرخطر پیشرو این روزنامه هشدار میدهد که یکی از سناریوهای محتمل، اقدام پیشدستانه ایران از طریق شلیک موشک به متحدان آمریکا در منطقه—از جمله اسرائیل—است؛ هرچند اسرائیلهیوم این گزینه را از منظر منافع ایران «کمفایده» میداند. بهنوشته این تحلیل، چنین اقدامی آمریکا را ناچار به حملهای گستردهتر خواهد کرد و اسرائیل را نیز بهطور مستقیم وارد کارزار نظامی میسازد؛ با هدف تکمیل آنچه در درگیریهای خرداد گذشته ناتمام مانده بود.
ایرانِ پس از بحران در بخش پایانی، اسرائیلهیوم به بحثهای در جریان در محافل اطلاعاتی و پژوهشی جهان درباره «ایرانِ روز بعد» میپردازد. بهنوشته این روزنامه، هنوز چهرهای که بتواند قدرت کافی برای کنترل کشور را در دست بگیرد، شناسایی نشده است. اگرچه [شاهزاده] رضا پهلوی با فراخوانهای اخیر خود توانست بخشی از افکار عمومی را به حرکت درآورد، اما از نگاه بسیاری از تحلیلگران، نقش او بیش از آنکه اجرایی باشد، نمادین است.
پس از آنکه اظهارات ترامپ مبنی بر اینکه نیروهای نظامی اروپایی در جنگ افغانستان از خط مقدم دور بودند، واکنش انتقادی نخستوزیر بریتانیا را برانگیخت، رییسجمهوری آمریکا در پستی در تروثسوشال سربازان بریتانیایی را «شجاع» خواند و از نقش آنها در جنگ افغانستان تمجید کرد.
دفتر نخستوزیر بریتانیا با صدور بیانیهای اعلام کرده بود که در گفتوگو با ترامپ، به شجاعت سربازان بریتانیایی در جنگ افغانستان اشاره کرده و تاکید کرده است که هرگز نباید فداکاری آنها فراموش شود.
ترامپ پنجشنبه به فاکسنیوز گفته بود که آمریکا هرگز به اتحاد فراآتلانتیکی نیاز نداشته است و متحدان واشینگتن را متهم کرده بود که در افغانستان «کمی از خطوط مقدم فاصله داشتند.»
این اظهارات ترامپ با واکنشهای خشمگین گسترده در اروپا و بریتانیا همراه شد.
در این حالی است که همزمان با افزایش تنشها در خاورمیانه و اعزام تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه، نیروی هوایی بریتانیا اسکادران جتهای تایفون خود را به خلیج فارس اعزام کرده است.
ائتلاف احزاب سیاسی شیعه که اکثریت پارلمان عراق را در اختیار دارد، اعلام کرد نوری المالکی، نخستوزیر پیشین، را بهعنوان نامزد خود برای این سمت برگزیده است.
ائتلاف موسوم به «چارچوب هماهنگی» شنبه چهارم بهمن با انتشار بیانیهای، دلیل انتخاب مالکی را «تجربه سیاسی و اجرایی و نقش او در اداره کشور» عنوان کرد.
خبرگزاری رویترز در همین رابطه نوشت تصمیم «چارچوب هماهنگی» زمینه را برای آغاز مذاکرات بهمنظور تشکیل دولت جدید عراق فراهم میآورد؛ دولتی که باید میان نفوذ آمریکا و جمهوری اسلامی توازن ظریفی برقرار کند.
بر اساس این گزارش، دولت جدید عراق باید در مسیر کنترل و ساماندهی دهها گروه مسلح نزدیک به تهران گام بردارد؛ این گروهها بیش از آنکه تابع ساختارهای رسمی دولت باشند، از رهبران خود فرمان میگیرند.
در سوی دیگر، دولت آینده عراق با فشارهای روزافزون واشینگتن روبهرو خواهد بود که هدف آن واداشتن بغداد به انحلال این گروههای مسلح است.
رویترز سوم بهمن به نقل از چهار منبع آگاه گزارش داد ایالات متحده طی دو ماه گذشته به مقامهای ارشد عراق هشدار داده است در صورت مشارکت گروههای مسلح مورد حمایت جمهوری اسلامی در دولت آینده، تحریمهایی علیه بغداد اعمال خواهد کرد.
جمهوری اسلامی مسئولیت پشتیبانی مالی و تسلیحاتی حشد شعبی را بر عهده دارد و این گروهها را بخشی از «محور مقاومت» میداند.
«محور مقاومت» عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر حماس، جهاد اسلامی، حزبالله، حشد شعبی و حوثیهای یمن، استفاده میکنند.
۲۶ دی، سیانان گزارش داد هزاران شبهنظامی عراقی در هفتههای اخیر برای کمک به جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان وارد ایران شدهاند.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارشی در همین زمینه منتشر کرده بود.
بر اساس قانون اساسی عراق، پارلمان در نشست آغازین خود در هشتم دی رییس مجلس و دو معاون او را انتخاب کرده و موظف است حداکثر ظرف ۳۰ روز رییسجمهوری جدید را تعیین کند.
رییسجمهوری عراق نیز مسئولیت تشکیل دولت را به بزرگترین فراکسیون پارلمانی واگذار خواهد کرد.
مالکی که از چهرههای ارشد حزب دعوت اسلامی است، پیشتر در فاصله سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۴ دو دوره نخستوزیر عراق بود.
حضور او در قدرت با خشونتهای فرقهای، رقابتهای شدید قدرت با جریانهای سنی و کُرد و تشدید تنشها با ایالات متحده همراه شد.
پس از آنکه گروه داعش در سال ۲۰۱۴ بخشهای وسیعی از عراق را تصرف کرد، مالکی از قدرت کنار رفت، اما همچنان بهعنوان بازیگری اثرگذار در سیاست عراق به ایفای نقش پرداخت.
او رهبری ائتلاف «دولت قانون» را بر عهده دارد و روابط نزدیک خود با جریانهای مورد حمایت جمهوری اسلامی را حفظ کرده است.
با وجود اتهامهای دیرینه علیه مالکی مبنی بر دامن زدن به تنشهای فرقهای و ناتوانی در جلوگیری از سقوط بخشهایی از عراق به دست داعش در حدود یک دهه پیش، او همچنان یکی از چهرههای قدرتمند عرصه سیاسی عراق به شمار میرود.
بعدازظهر یکشنبه هفتم دی، جرقه اعتراضاتی در بازار زده شد که بهسرعت به انقلابی ملی انجامید. سرکوب این خیزش ملی پس از حدود یک ماه به کشتاری گسترده منجر شده است. آمار اولیه از دستکم ۱۲ هزار کشته حکایت دارد، هرچند رسانهها برآورد کردند این عدد میتواند تا چند برابر افزایش یابد.
این تحولات در حالی رخ داد که پیش از آن، جمهوری اسلامی با انبوهی از بحرانهای اقتصادی، امنیتی، سیاسی و اجتماعی دست به گریبان بود.
بررسی شرایط پیش از اعتراضات نشان میدهد اقتصاد ایران در آشفتگی بیسابقهای به سر میبرد، امنیت نظامی تضعیف شده و سیاستهای داخلی و خارجی به بنبست رسیده بود.
درباره ایران، هیچکس نمیتواند با قطعیت پیشگویی کند که در آینده چه خواهد شد؛ اما اعداد و شواهد میتواند شرایط فعلی را ترسیم کند و تصویری روشن از ایران پیشرو به دست دهد.
این تصویر نشان میدهد حتی اگر ارادهای از سوی مجموعه نیروهای جمهوری اسلامی برای بهبود وجود داشته باشد، باز هم ایران دیگر نخواهد توانست به پیش از ظهر هفتم دی ۱۴۰۴ بازگردد.
اقتصاد تا پیش از ظهر یکشنبه
پیش از آنکه کسبه بازار شوش، پاساژ علاءالدین و مجتمع تجاری چارسو دست به اعتصاب و اعتراض بزنند، اقتصاد ایران درگیر آشفتگی بیسابقهای بود.
بیکاری در بین جوانان قابل مشاهده بود، هرچند منابع رسمی جمهوری اسلامی روی کاغذ نرخ آن را فقط ۷.۴ درصد اعلام میکردند.
۴۰ درصد بیکاران را فارغالتحصیلان تشکیل داده بودند. نرخ دلار پیدرپی رکورد میشکست و تابلوی بازار بورس تهران معمولا قرمز بود.
وضع بازار و تورم؛ با وجود تغییر قوانین مربوط به چک از سوی بانک مرکزی، طبق آخرین آمارها، از هر ۱۰ چک صادر شده یک چک برگشت میخورد.
رقم تجمیعی چکهای برگشتی در ۸ ماه ابتدای سال ۱۴۰۴ به ۱,۲۴۵ هزار میلیارد تومان رسید.
سطح نرخ تورم به شکلی مزمن افزایش یافته بود. تورم نقطهبهنقطه که در فروردین حدود ۳۹ درصد ثبت شد، در آذر به نزدیک ۵۳ درصد رسید.
در چنین شرایطی، حتی شهروندان از دهکهای میانی به بالا در شب چله ۱۴۰۴ به اجاره آجیل و میوه روی آوردند. اخبار متعددی از فروش قسطی میوه و آجیل و حتی مایحتاج روزانه منتشر شد.
بودجه؛ ناظران تحولات ایران بهخوبی میدانند مراکز رسمی جمهوری اسلامی از طریق گزینش نمونههای آماری و ضرایب اهمیت گروههای کالا و خدمات، نرخ تورم را به شکلی مصنوعی پایینتر از واقعیت بازار نشان میدهد.
با این حال، مرکز آمار جمهوری اسلامی آخرین بار تورم سالانه را بالای ۴۲ درصد را اعلام کرد.
در چنین وضعیتی، دولت لایحه بودجهای به مجلس شورای اسلامی ارائه کرد که افزایش دستمزد در آن ۲۰ درصد پیشبینی شده بود، یعنی ۲۲ واحد درصد کمتر از آخرین نرخ تورم اعلامی از سوی مرکز آمار.
این یعنی به همین میزان شهروندان در معرض فقیرتر شدن در سال ۱۴۰۵ قرار داشتند.
کلیات این لایحه به شکلی کمسابقه توسط مجلس رد شد. تنها مشکل آن لایحه، فاصله زیاد نرخ تورم با افزایش حقوق نبود، منابع دولت در آن لایحه غیرواقعی بود.
بازار ایران و بخش خصوصی واقعی کشش تداوم فعالیت نداشتند، چه رسد به پرداخت بیشتر مالیات.
از طرفی در شرایط تشدید تحریمها، درآمدهای نفتی غیرواقعی مینمود و سایر بخشها نیز چندان با واقعیت مطابقت نداشت.
همه اینها در حالی بود که همانند بودجه سال ۱۴۰۴، سهم نیروهای مسلح باز هم افزایش داشت.
بانکها و بحران نقدینگی؛ دو ماه پیش از آغاز انقلاب ملی ایرانیان، بانک آینده اعلام ورشکستگی کرد. یکی از عوامل اصلی ورشکستگی این بانک، نسبت کفایت سرمایه آن به شمار میرفت که سالبهسال کاهش یافته بود.
از مجموع شبکه بانکی کشور، تنها ۹ بانک طبق تعریف کمیته بال ورشکسته نیستند. نسبت کفایت سرمایه بانکهای مهمی نظیر ملی و سپه منفی است.
بانکهای ایران با پرداخت تسهیلات کلان عملا در چرخهای معیوب مدام در حال خلق پول هستند و به تورم دامن میزنند.
صادرات تحریمناپذیر، نفت و تحریمها؛ خط قرمز جمهوری اسلامی فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای بینالمللی بود. با وجود چندین نوبت تهدید، اروپاییها مکانیسم ماشه را شهریور ماه فعال کردند.
پس از تشدید تحریمها، عبارتی وارد ادبیات رسانههای رسمی شد؛ «صادرات تحریمناپذیر». این عبارت برای توصیف صادرات گاز و برق به کشورهای همسایه بهویژه عراق بهکار میرفت.
عراق پس از جنگ داخلی برای تامین انرژی، بهخصوص برق، از ایران گاز به عنوان خوراک نیروگاه و برق وارد میکرد و بهدلیل اهمیت موضوع، از معافیتهای آمریکا برخوردار میشد.
با این حال، پس از آغاز دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، این صادرات هم هدف قرار گرفت. از سوی دیگر، با تشدید کسری انرژی در داخل ایران، جمهوری اسلامی ناچار شد از میزان صادرات بکاهد.
سایر بحرانها تا پیش از ظهر یکشنبه
آلودگی هوا؛ در حوزه محیط زیست طبق آمار رسمی سالانه ۵۸ هزار ایرانی بر اثر آلودگی هوا جان میدهند.
آب؛ در آبان، مقامهای جمهوری اسلامی رسما اعلام کردند از تامین آب شرب تهران ناتوان هستند و تنها بارش باران میتواند پایتخت کشور را نجات دهد.
بحران آب در ایران معضلی چندوجهی است، اما علت اصلی آن مصرف آب در بخش کشاورزی به شمار میرود.
بیش از ۹۰ درصد آب کشور در کشاورزی عمدتا سنتی مصرف میشود. مدرن کردن کشاورزی ایران نیاز به بودجهای عظیم دارد که از عهده جمهوری اسلامی خارج است.
از طرف دیگر، حدود ۳.۶ میلیون نفر معادل حدود ۱۸ درصد کل شاغلان کشور مستقیما در بخش کشاورزی مشغول به کارند. بدین ترتیب، هر تغییری در حقآبه این بخش میتواند به بحرانی برای جمهوری اسلامی بدل شود.
بازنشستگان؛ تبعات اجتماعی عملکرد اقتصادی جمهوری اسلامی کم نیست. هر سال با صرف هزاران میلیارد تومان از بودجه، بر بحران صندوقهای بازنشستگی سرپوش گذاشته شده است.
ادامه این وضع در لایحه بودجهای که رد شد، دشوار شده است.
این بحران سالبهسال عمیقتر میشود. از یک سو با کاهش اشتغال و افزایش بیکاری تعداد بیمهپردازان کاهش یافته و از سوی دیگر با پیر شدن جمعیت به تعداد بازنشستگان افزوده شده است.
در نتیجه، نسبت پشتیبانی صندوقهای بازنشستگی کشور روزبهروز در حال کاهش است. نسبت پشتیبانی که باید حداقل ۳ تا ۴ باشد، در صندوق بازنشستگی کشوری که کارکنان دولت و بخش عمومی را پوشش میدهد، به ۰.۴۴ رسیده است.
در این شرایط عملا اکثر صندوقهای بازنشستگی ورشکسته هستند. پیش از انقلاب ملی ایرانیان تقریبا هر روز در گوشهای از کشور یک تجمع بازنشستگان وجود داشت.
بهداشت؛ در بخش بهداشت و درمان با حذف ارز ترجیحی دارو در بودجه ۱۴۰۴ عملا هزینه دارو و درمان بهشدت برای خانوارها افزایش یافت.
پیشبینی شده این روند در صورت تداوم جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۵، به شکلی شدیدتر ادامه یابد.
مقامات صنفی نیز بهطور مکرر نسبت به بروز بحران کمبود کادر درمان در آینده نزدیک هشدار میدهند.
امنیت جمهوری اسلامی تا پیش از ظهر یکشنبه
در بخش نظامی و امنیتی به نظر نمیرسد جمهوری اسلامی توانسته باشد تجهیزات نظامی و نیروهای مسلح خود را به شرایط پیش از جنگ ۱۲ روزه بازگرداند.
حکومت تقریبا تمام فرماندهان نظامی خود را از دست داده است و تا مدتها از بیم اسرائیل از اعلام نام فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا خودداری میکرد.
اعداد مختلفی از میزان خسارت به تجهیزات موشکی جمهوری اسلامی اعلام شده است، اما چیزی بین ۳۰ تا بیش از ۵۰ درصد آنها نابود شدند.
فرماندهان و مقامات جمهوری اسلامی تنها در جنگ ۱۲ روزه هدف قرار نگرفتند. یکسال و نیم پس از مرگ ابراهیم رئیسی هنوز علت اصلی کشته شدن او روشن نشده است.
اسماعیل هنیه، رهبر پیشین حماس، در شب تحلیف رییس دولت جمهوری اسلامی در تهران هدف قرار گرفت.
علی رازینی و محمد مقیسه، از قضات مورد اعتماد و چهرههای کلیدی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، به دست یک آبدارچی ناراضی کشته شدند.
دهها انفجار مشکوک در ایران پس از آتشبس رخ داد. برخی اسامی که همزمان با این انفجارها، خبر «درگذشت» آنها منتشر شد، چهرههای مهمی در دستگاه امنیتی بودند و تجربه زیادی در سرکوب داشتند.
اشخاصی نظیر غلامحسین غیبپرور، جانشین فرمانده سپاه پاسداران در قرارگاه «امامعلی»، از خشنترین مراکز سرکوب جمهوری اسلامی و علی طائب، نماینده سابق ولی فقیه در قرارگاه ثارالله سپاه، مسئول اصلی سرکوب پایتخت.
در جنگ ۱۲ روزه فرماندهان امنیتی جمهوری اسلامی با کولهبارهایی خونبار از سرکوب کشته شدند.
هنوز روشن نیست چند مدیر و فرمانده میانی امنیتی در حملات به مراکزی نظیر قرارگاه ثارالله، دیلمان، ساختمان مرکزی فراجا، ساختمان سازمان اطلاعات سپاه و… در جنگ ۱۲ روزه از پا درآمدند.
در تیرماه طرح تقویت بنیه نیروهای مسلح در مقابله همهجانبه با اسرائیل در مجلس شورای اسلامی تصویب شد، اما از آنجا که عمده منابع بودجه نیروهای مسلح وابسته به فروش نفت است، بهنظر نمیرسد منابع این طرح در دسترس باشد.
بهویژه آنکه یکی از گلوگاههای مهم پولشویی سپاه پاسداران ونزوئلا بود که با سقوط نیکولاس مادورو این راه دشوارتر شده است.
سایبری؛ در پی حملات سایبری متعدد علیه جمهوری اسلامی و هک مکرر بانکها و نهادهای وابسته، دادههای مراکز حساس از جمله اپراتورهای تلفن همراه، پلیس و قوه قضاییه افشا شده و عملا دریایی از اطلاعات ۸۵ میلیون شهروند کشور در دسترس قرار گرفته است.
اطلاعات نیروهای امنیتی، نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی نیز در همین بانکهای اطلاعاتی بوده است. این موضوع به صورت بالقوه حکومت ایران را آسیبپذیر کرده است.
سیاست داخلی و خارجی تا پیش از ظهر یکشنبه
حدود سه هفته پیش از آغاز انقلاب ملی ایرانیان، محمدجواد ظریف به دوحه، پایتخت قطر، سفر کرده بود.
او در نشست دوحه با لحنی برافروخته خطاب به حضار گفت: «ما بهای سنگینی پرداختهایم. جمهوری اسلامی هزینه داده و ما از دوستان عرب خود دلخوریم.»
ظریف افزود در ۴۵ سال اخیر، نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی «حتی یک گلوله» برای پیشبرد اهداف تهران شلیک نکردند، اما «ما از آرمان عربی بیش از خود اعراب حمایت کردیم و در نهایت این ماییم که سرزنش میشویم».
چشمانداز جمهوری اسلامی برای مذاکره مبهم است. طرف آنها در کاخ سفید ترامپی است که ۲۲ خرداد، کمتر از ۲۴ ساعت پیش از آنکه جنگندههای اسرائیلی در آسمان ایران حاضر شوند، گفت: «به توافق خوبی با ایران نزدیک شدهایم.»
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نیز خود را برای حضور در دور ششم مذاکرات در ۲۵ خرداد آماده کرده بود. با این حال، جنگ ۱۲ روزه آغاز شد و آمریکا نیز مستقیما در آن مشارکت کرد.
حسن نصرالله، دبیرکل سابق حزبالله لبنان، مهمترین نیروی نیابتی جمهوری اسلامی کشته شد، نیروهای حزبالله پس از عملیات پیجرها پراکنده شدند و تجهیزات آن در بمبارانهای مکرر اسرائیل به شکلی بیسابقه هدف قرار گرفت.
در مجموع، جمهوری اسلامی متحدان و نیروهای نیابتی خود را در خارج کشور از دست داده است؛ طرفهای اروپایی مکانیسم ماشه را فعال کردند؛ جمهوری اسلامی از دوستان عربی دلخور است؛ آمریکا هم غیرقابل پیشبینی است.
با این حال، چین در میانه درگیری با آمریکا و روسیه در جنگ با اوکراین همچنان دستکم در تریبونهای رسمی از جمهوری اسلامی جانبداری میکنند.
در داخل وضع پیچیدهتر است. اصلاحطلبان که خامنهای آنها را «بال چپ نظام» مینامید، دیگر مقبولیتی ندارند و توان گرم کردن تنور انتخابات را از دست دادهاند.
پیام میرحسین موسوی، بهعنوان رادیکالترین چهره اصلاحطلبان، پس از جنگ ۱۲ روزه مورد انتقاد بخش بزرگی از مردم ایران قرار گرفت.
آنها حتی با تکیه بر مفاهیم ملی و کارزارهای همسو نتوانستند شهروندان را پس از جنگ با خود همراه کنند.
پس از ظهر یکشنبه
نزدیک به یک ماه پس از بعدازظهر یکشنبه هفتم دی و آغاز اعتراضات بازار تهران، حکومتی که تا پیش از آن با کوهی از بحرانهای اقتصادی، نظامی و امنیتی دست به گریبان بود، با ابربحرانی جدید روبهرو شد.
برای اولینبار در تاریخ جمهوری اسلامی ترکیب شعارهای معترضان نشاندهنده تثبیت رهبری شاهزاده رضا پهلوی است.
پس از فراخوان او برای تجمع در ۱۸ و ۱۹ دی، جمهوری اسلامی اینترنت را به شکلی بیسابقه قطع کرد.
هنوز برآورد دقیقی درباره جمعیت حاضر در خیابانها پس از آن فراخوان در دست نیست. با این حال، با اتصال قطرهچکانی اینترنت در ایران، ویدیوهایی منتشر میشود که حضور بیسابقه مردم را در خیابانها نشان میدهد.
پیشتر در خاموشی مطلق اخباری که به بیرون درز کرد، از بزرگترین کشتار معترضان در تاریخ جمهوری اسلامی حکایت داشت.
تعداد کشتهها که بر اساس آمار اولیه، دستکم ۱۲ هزار نفر اعلام شد، اما گزارشها برآوردهای تازه، نشان میدهد این عدد میتواند تا چندین برابر افزایش یابد.
این آمار بر اساس گزارشهای غیررسمی و برآوردهای اولیه از منابع مختلف اپوزیسیون و رسانههای خارجی است که هنوز کاملا تایید نشدهاند.
اکنون بازاریانی که تا پیش از یکشنبه نیز وضعیت دشواری داشتند، یکماه است که هیچ فعالیتی یا دستکم فعالیت عادی نداشتهاند.
باقیمانده اموال بازاریان نیز در معرض مصادره قرار گرفته است.
اگر آنطور که برخی رسانهها برآورد کردند آمار اولیه دستکم ۱۲ هزار کشته بتواند تا چندین برابر افزایش یابد، در شرایطی که حدود ۱۰ تا ۱۵ خانوار درگیر دایره سوگ هستند، به معنای وجود ۱.۶ تا ۲.۵ میلیون نفر سوگوار خشمگین است، سوگوارانی که به شکل تصادفی میتوانند با نیروهای نظامی و امنیتی رابطه داشته باشند.
دامنه و شدت این تجمعات پس از قطع اینترنت در ایران و در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی بهشدت افزایش یافت. آنها در شرایط قطعی اینترنت در ایران میکوشند تا در خیابان و فضای مجازی صدای هممیهنان خود باشند.
اخبار از شرایط عمومی کشور در خاموشی اینترنت بهزحمت به بیرون درز میکند. این وضعیت درباره اخبار نیروهای مسلح بهمراتب شدیدتر است.
با این حال، بهتازگی اخباری از قتل نیروهای مسلحی که حاضر به کشتار نشدند، در فضای مجازی در حال انتشار است. اخبار تایید شده نیز از خیز حکومت برای مجازات آنها منتشر شده است.
در خارج کشور اخباری از افزایش درخواستهای پناهندگی دیپلماتهای جمهوری اسلامی مطرح شده است.
در یک مورد، علیرضا جیرانی حکمآباد، دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی در مقر اروپایی سازمان ملل در ژنو، درخواست پناهندگی کرده است.
مجموعه بحرانهای تلنبار شده تا پیش از هفتم دی، مشت آهنینی که جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی ایرانیان نشان داد و ترکهای عمیقی که در ساختار حکومت بهوضوح قابل مشاهده است، نشان میدهد احتمال بازگشت حکومت به پیش از یکشنبه تقریبا نزدیک به صفر است.
همین فرض محال برای تحقق نیاز به هزاران میلیارد بودجه دارد که جمهوری اسلامی ناتوان از تامین آن است.
روزنامه تلگراف گزارش داد همزمان با کشته شدن هزاران نفر در انقلاب ملی ایرانیان، کارشناسان به وزیران دولت بریتانیا هشدار دادهاند که شبکه تلویزیونی «اللولوه تیوی» مستقر در لندن، «بازوی تبلیغاتی» سپاه پاسداران و بخشی از عملیات «نفوذ پنهان» جمهوری اسلامی است و باید تعطیل شود.
جان وودکاک، مسئول پیشین مقابله با افراطگرایی در بریتانیا، به تلگراف گفت: «جریان محتوای افراطی و احتمالا مجرمانهای که در شبکههای اجتماعی اللولوه تیوی منتشر میشود نشان میدهد آفکام باید هرچه سریعتر مجوز رسانهای آن را لغو کند.»
«اللولوه تیوی»، زیرمجموعه شرکت شلز فور مدیا پروداکشنز، در ابتدا در مخالفت با دولت بحرین راهاندازی شد و از منطقه ومبلی در شمالغرب لندن اداره میشود.
جان وودکاک افزود بریتانیا باید در مقابله با تبلیغات حکومت ایران جدی و نظاممند عمل کند و شبکه قدرت نرم جمهوری اسلامی بخش مهمی از کارزار آن علیه بریتانیا و غرب است که باید با آن برخورد شود.
بر اساس این گزارش، اللولوه تیوی در پخشهای آنلاین و شبکههای اجتماعی خود بهطور منظم از فرماندهان ارشد حماس و حزبالله تمجید میکند، قاسم سلیمانی را «شهید» خوانده و خطبهای از علی خامنهای، دیکتاتور تهران، را تبلیغ کرده است.
ادموند فیتون براون، سفیر پیشین بریتانیا در یمن، گفت بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی «ضعیف» عمل کرده و تاکید کرد آفکام باید بدون تردید مجوز این شبکه را لغو کند. جاناتان هکت، افسر پیشین اطلاعاتی آمریکا، نیز گفت شبکههایی مانند اللولوه تیوی ارتباطهای مستقیم با حکومت ایران دارند و در چارچوب عملیات نفوذ مخرب فعالیت میکنند.
به نوشته تلگراف، مقامهای آفکام از عضویت اللولوه تیوی در اتحادیه رادیوها و تلویزیونهای اسلامی آگاه هستند، اما این نهاد اعلام کرد از آنجا که این شبکه بهصورت آنلاین فعالیت میکند و در فهرست راهنمای تلویزیونی تحت نظارت قرار ندارد، مشمول مقررات پخش آفکام نمیشود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد یک سلاح محرمانه جدید نقشی کلیدی در عملیات دستگیری نیکولاس مادورو، رییسجمهوری پیشین ونزوئلا و همسرش ایفا کرده است.
ترامپ شنبه چهارم بهمن در مصاحبه با روزنامه نیویورکپست، نام این سلاح را «دیسکامبوبولاتور» عنوان کرد و گفت این سلاح «موجب شد تجهیزات [ونزوئلا] از کار بیفتد».
او افزود: «آنها حتی نتوانستند موشکهایشان را شلیک کنند. موشکهای روسی و چینی داشتند، اما حتی یکی هم شلیک نشد. ما وارد شدیم، دکمهها را زدند و هیچچیز کار نکرد. کاملا برای مقابله با ما آماده بودند.»
رییسجمهوری ایالات متحده تاکید کرد امکان ارائه جزییات بیشتری درباره این سلاح وجود ندارد.
مادورو و همسرش ۱۳ دی در عملیات نیروهای ویژه ایالات متحده بازداشت و به آمریکا منتقل شدند.
بسیاری از شهروندان ایرانی در آن زمان با اشاره به روابط نزدیک تهران و کاراکاس، از دستگیری مادورو استقبال کردند و آن را پیشدرآمدی بر سرنگونی جمهوری اسلامی و علی خامنهای دانستند.
نیویورکپست در ادامه نوشت در روزهای اخیر گزارشی درباره خرید یک «سلاح انرژی پالسی» در دولت جو بایدن منتشر شده بود.
سلاح انرژی پالسی نوعی سامانه تسلیحاتی است که انرژی را در قالب پالسهای کوتاه و پرقدرت آزاد میکند و میتواند سامانههای الکترونیکی را از کار بیندازد یا اثرات فیزیولوژیک موقتی و هدفمند بر انسان به وجود آورد.
نیویورکپست افزود گمان میرود این سلاح در بروز علائم مرتبط با «سندروم هاوانا» نقش داشته باشد.
«سندروم هاوانا» به مجموعهای از نشانههای پزشکی با منشا نامشخص اطلاق میشود که سال ۲۰۱۶ ابتدا در میان دیپلماتهای آمریکا و کانادا در شهر هاوانا گزارش شد.
از جمله علائم آن میتوان به سردرد، سرگیجه، و اختلال در شنوایی و تعادل اشاره کرد. با این حال، علت دقیق بروز این علائم هنوز مشخص نیست و فرضیههای گوناگونی درباره منشا آن مطرح شده است.
به گزارش نیویورکپست، جزییات زیادی درباره سلاح بهکاررفته در عملیات بازداشت مادورو در دست نیست، اما برخی گزارشهای میدانی حاکی از آن است که نیروهای امنیتی او «به زانو افتادند، دچار خونریزی از بینی شدند و خون استفراغ کردند».
۱۴ دی، وزارت دفاع ونزوئلا اعلام کرد در جریان عملیات آمریکا، شمار قابل توجهی از اعضای تیم حفاظت مادورو کشته شدند.
در سوی دیگر، این عملیات هیچ تلفاتی برای نیروهای نظامی ایالات متحده به همراه نداشت.
یکی از اعضای تیم محافظان رییسجمهوری مخلوع ونزوئلا پیشتر اذعان کرد: «ناگهان همه سامانههای راداری ما بدون هیچ توضیحی از کار افتادند.»
این شاهد عینی افزود: «در مقطعی چیزی شلیک کردند. واقعا نمیدانم چطور توصیفش کنم. شبیه یک موج صوتی بسیار شدید بود. ناگهان احساس کردم سرم از درون در حال منفجر شدن است.»
او ادامه داد: «همهمان دچار خونریزی از بینی شدیم. بعضیها خون استفراغ میکردند. روی زمین افتادیم و قادر به حرکت نبودیم. بعد از آن سلاح صوتی، یا هرچه که بود، حتی نمیتوانستیم بایستیم.»
مادورو ۶۳ ساله هماکنون در یک زندان فدرال در بروکلین نگهداری میشود و در انتظار رسیدگی قضایی به پرونده خود به اتهام «تروریسم مواد مخدر» است.
دلسی رودریگز، معاون پیشین او، اکنون ریاست موقت دولت ونزوئلا را بر عهده دارد.
ترامپ در ادامه مصاحبه با نیویورکپست گفت: «ما رابطه بسیار خوبی با رییسجمهوری جدید داریم. او فوقالعاده بوده است.»