با گذشت دو روز از کشته شدن اسماعیل هنیه در بامداد روز دهم مرداد ۱۴۰۳، هنوز شیوه مرگ او به طور قطعی و رسمی اعلام نشده است. شاهدان عینی و بیانیههای رسمی میگویند موشک بوده اما نیویورک تایمز از قول منابع آگاه گزارش کرد بمبگذاری انجام شده است. این دو شیوه چه پیام و پیامدهایی دارند؟
صبح روز چهارشنبه خبر مرگ اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس و مهمان مراسم تحلیف ریاست جمهوری اسلامی منتشر شد.
متن بیانیه فوری سپاه پاسداران درباره کشته شدن هنیه این بود: «شهید هنیه که برای مراسم تحلیف رییسجمهور به ایران آماده بود و در یکی از اقامتگاههای ویژه جانبازان در شمال تهران مستقر بود، حوالی ساعت دو بامداد با اصابت "پرتابهای از هوا" به شهادت رسید.»
بحثها حول محور چگونگی این عملیات از همان زمان آغاز شد. سپاه حفاظت ولی امر، مسئول تامین امنیت مهمانان خارجی جمهوری اسلامی، بر اساس رویه معمول، باید تهدیدات شخصیتها را چه در کشور مبدا و چه در ایران شناسایی کند.
برخی سوالات در این ارتباط، اینها بوده و هستند:
- محل اقامت هنیه، با وجود تهدیدات جدی، چطور شناسایی شده است؟
- هنیه در منطقه سعدآباد پایتخت، در بالاترین سطح امنیتی اقامت داشته است. پرتابه چطور وارد این منطقه شده است؟
- این پرتابه از داخل کشور با چیزی شبیه به ریز پرنده شلیک شده یا از خارج کشور؟
- چرا صدای انفجار را کسی نشنیده؟
نفوذی یا خط موبایل؟
پس از این حمله، گفتههای هشتم تیر سال ۱۴۰۰ علی یونسی، وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی دوباره مورد توجه قرار گرفت.
او در گفتوگویی با سایت جماران به «اوضاع اسفناک امنیتی جمهوری اسلامی» پرداخت و گفت نفوذ اسرائیل در ایران به حدی رسیده است که حتی مسئولان جمهوری اسلامی باید نگران جان خود باشند.
یک روز پس از حمله به هنیه، روزنامه جمهوری اسلامی چاپ تهران، نوشت کشتن هنیه با «پرتاب موشک از پنجره اتاق در نقطه کاملا حفاظتشده، هیچ مفهومی غیر از این ندارد» که اسرائیل «در داخل خودمان عوامل نفوذی دارد».
این روزنامه در ادامه نوشت برای مصون ماندن از ترورها باید «یک پاکسازی ریشهای در مجموعههای اطلاعاتی و امنیتی خودمان» انجام دهیم.
در مقابل اتهام نفوذ، عباس خامهیار، کارشناس شبکه تلویزیونی افق، وابسته به سپاه پاسداران، درباره شهادت هنیه گفت: «تکنولوژی امروز هم کاملا متفاوت است و آخرین خبری که داشتم قبل از اینکه به استودیو بیایم، صحبت این بود که اینها با خط غیر ایرانی که همراه آقای هنیه و محافظش بود و منتسب به یکی از کشورها هم بود؛ از طریق آن خط و از طریق تکنولوژی، کاملا نقطهیابی میکنند.»
موشک از آسمان یا ساختمان مجاور؟
با توجه به اطلاعیه فوری سپاه پاسداران و همچنین اظهارات خلیل الحیه، عضو ارشد حماس به نقل از شاهدانی که همراه هنیه بودند، به نظر میرسد حمله با موشک انجام شده است.
الحیه گفت شاهدانی که با هنیه بودند، تایید کردهاند یک موشک به اتاقی که او در آن بود اصابت کرده است: «مکان حادثه به واسطه انفجار موشک تخریب شده و برخی از شیشهها، پنجرهها، درها و دیوارها آسیب دیدند.»
کانال ۱۲ تلویزیون اسرائیل هم گزارش داد حمله به محل اقامت هنیه در تهران، با استفاده از موشک پرتابشده از ساختمان مجاور آن انجام شده است.
با این حال کارشناسان نظرات دیگری هم داشتند.
همزمان با نیمهشب در تهران و حدود دو ساعت قبل از مرگ هنیه، ریچارد گلدبرگ، مشاور ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها، در شبکه ایکس نوشت : «نیروی هوایی اسرائیل امشب برد خود را نشان میدهد.»
او چند ساعت بعد در صبح روز چهارشنبه هم در اظهار نظر دیگری نوشت: «اگر بتوانید یک رادار در کنار یک سایت هستهای بزنید، میتوانید به خانهای در تهران هم ضربه بزنید. آیتالله لخت است.»
سرگرد اندرو فاکس، محقق انجمن هنری جکسون و یک چترباز سابق بریتانیایی گفت که احتمال دارد این حمله با موشکی که از خارج ایران پرتاب شده، انجام شده باشد.
به گفته او، آسمان دریای خزر با توجه به فاصله اندک با تهران، گزینه مناسبی برای این عملیات است.
فاکس با اشاره به تجربیات خود با تاکید بر اینکه این نوع موشکها با فنآوری لیزری دقیق هدایت میشوند، گفت: «سرباز روی زمین نشانگر لیزری را دقیقا به نقطهای که میخواهد بزند نشانه میگیرد تا لیزر موشک را به نقطه برخورد هدایت کند.»
به گفته فاکس، اسرائیل موشکهایی دارد که از انرژی جنبشی حاصل از سرعت و وزن کلاهک برای انجام حمله استفاده میکند.
این توضیح روشن میکند که چرا در برخی حملات موشکی، افراد کمتری کشته میشوند و سر و صدای ناچیزی نسبت به کلاهک انفجاری تولید میشود.
رونن سولومون، تحلیلگر اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل به نزدیکی باکو و تلآویو و مرز مشترک جمهوری آذربایجان با ایران اشاره کرده است.
به گفته او، احتمال استفاده از آسمان این کشور با توجه به فاصله کم و استقرار تسلیحات اسرائیلی در آنجا برای این حمله زیاد است.
نیویورک تایمز وارد میشود
در این بین، نیویورک تایمز در گزارشی نوشت عملیات کشتن هنیه با بمب انجام شده نه با موشک یا پرتابه.
بر اساس این گزارش، یک دستگاه انفجاری ماهها پیش از سفر این رهبر ارشد حماس به تهران قاچاق شده و از حدود دو ماه پیش نیز در محلی که هنیه را در آن اسکان دادند، کار گذاشته شده بود.
این رسانه نوشت که این بمب در حالی که هنیه بعد از حضور در مراسم تحلیف مسعود پزشکیان به محل اقامت خود بازگشته بود، از راه دور منفجر شد و علاوه بر هنیه یک محافظ او را نیز کشت.
بمب یا پرتابه چه فرق دارد؟
فرزین ندیمی، تحلیلگر ارشد انستیتو واشینگتن و کارشناس مسایل دفاعی و امنیتی ایران و منطقه خلیج فارس، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، ضمن زیر سوال بردن اعتبار گزارش نیویورک تایمز گفت: «هر چند توانایی این بمبگذاری از سوی اسرائیل وجود دارد اما بر اساس گزارشها، هنیه تا پیش از اقامتگاه شب حادثه، در یک هتل اقامت داشته. بنابراین او محل ثابتی نداشته که بتوان از ماهها قبل برای بمبگذاری برنامهریزی کرد.»
به گفته این تحلیلگر ارشد، هدف قرار دادن هنیه با یک موشک همچنان قویترین فرضیه است.
با توجه به مجموعه روایتها و موضعگیریهای اخیر، استفاده از بمب یا موشک دو معنای جداگانه دارد: اگر اثبات شود عملیات با موشک انجام شده، اولا کل زیرساخت دفاعی جمهوری اسلامی برای حفاظت از خود زیر سوال میرود. مخصوصا اینکه عملیات از نظر جغرافیایی در جایی انجام شده که سیستم دفاعی و پدافندی جمهوری اسلامی نهایت توان خود را برای حفاظت از آسمانش به کار میبرد.
منطقهای که هنیه در آن کشته شده، محل اقامت بسیاری از سران جمهوری اسلامی است.
از طرفی، یکی از فرضیهها استفاده از خاک یا آسمان کشورهای همسایه در این عملیات است که در این صورت، مساله باز هم پیچیدهتر خواهد شد و پیام ناگوار مضاعفی را مخابره میکند.
کارشناسانی که به فرضیه انجام عملیات با موشک باور دارند، تایید میکنند این عملیات نیاز به مکانیابی داشته که طبیعتا در این بخش نقش نیروهای نفوذی هم مطرح میشود.
فرضیه بمبگذاری که نیویورک تایمز آن را مطرح کرده است، ادعای اصلاحطلبان داخل کشور را که معتقد به نفوذ در سیستم امنیتی هستند، تقویت میکند.
در این فرضیه، توانمندی جمهوری اسلامی در حفاظت از آسمان و پدافندش، آن هم در منطقهای مثل سعدآباد، زیر سوال نمیرود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.