رویای ترامپ برای تغییر اسم تنگه هرمز، نامی در کهنترین اسناد بشر

در تاریخ انسان کمتر گذرگاه آبی جهان به اهمیت تنگه هرمز وجود دارد. تنگه هرمز با گذر از هزاران سال تاریخ از دوران ایران باستان تا امروز، بر سرنوشت بشر در سراسر جهان تاثیر گذاشته است.

در تاریخ انسان کمتر گذرگاه آبی جهان به اهمیت تنگه هرمز وجود دارد. تنگه هرمز با گذر از هزاران سال تاریخ از دوران ایران باستان تا امروز، بر سرنوشت بشر در سراسر جهان تاثیر گذاشته است.
حتی امروز هم در پی جنگ آمریکا با جمهوری اسلامی، مردم در سراسر جهان هزینه بسته شدن و تنش در این تنگه آبی را با هزینههای اضافی بر زندگیشان پرداخت میکنند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، بارها ابراز علاقه کرده که نام تنگه هرمز به «تنگه ترامپ» تغییر کند.
این پیشنهاد ابتدا بهشوخی مطرح شد، سپس با چند تصویر ساختهشده با هوش مصنوعی در صفحه رسمی ترامپ در شبکه اجتماعی تروثسوشال ادامه یافت و حالا در سخنرانی انتخاباتی حزب جمهوریخواه به یک خواست رسمی تبدیل شده است.
ترامپ گفت آمریکا کنترل تنگه هرمز را در دست دارد و این آبراه باید به نام او نامگذاری شود. او افزود: «فکر میکنم باید آن را تنگه ترامپ بنامیم. من هم باید چیزی از این ماجرا نصیبم شود.»
رییسجمهوری ایالات متحده خبر داد بهزودی در این زمینه اطلاعیهای منتشر خواهد کرد.
ترامپ پیش از این نیز به تغییر نامهای جغرافیایی علاقه نشان داده است. در نخستین روزهای ریاستجمهوری، خلیج مکزیک را خلیج آمریکا نامید و بهتازگی در یک فرمان اجرایی نام دریاچه انتاریو را به دریاچه آمریکا تغییر داد.
ترامپ همچنین گفته که به او پیشنهاد شده است نام ایالت نیومکزیکو به نیوآمریکا تغییر کند.
نام تنگه هرمز از کجا آمده است؟ چگونه نام منطقه از آیین زرتشت و زبانهای کهن ساحلی برخاست، بر روی شهری بندری نشست، سپس به جزیرهای صخرهای منتقل شد و دست آخر بر سراسر این گذرگاه بینالمللی سایه افکند؟
از آیین زرتشتی تا دریانوردان یونانی
بررسی ریشهشناختی واژه «هرمز» در منابع خاورشناسی و متون زبانشناسی تاریخی غرب نشان میدهد که این نام حاصل تلاقی سه فرهنگ مختلف بوده است.
ایرانشناسان غربی مانند مری بوییس و ریچارد فرای میگویند واژه «هرمز» صورت دگرگونشده زبان پهلوی از نام اهورامزدا، خرد مطلق و پروردگار آیین زرتشت است.
در دوره ساسانیان، نامگذاریهای جغرافیایی با نامهای مقدس اوستایی الگویی رایج برای اعطای تقدس و مشروعیت بود.
نامهایی چون Hormizd یا Ohrmazd در زبان پهلوی، به مرور زمان و در سیر تطور زبان به «هرمز» تبدیل شدند.
بر اساس این نظریه، این گذرگاه و بندرگاه حاکم بر آن بهعنوان نعمتی یزدانی و مظهر آبادانی در مرزهای جنوبی ایران باستان شناخته میشده است.
همچنین گروهی از پژوهشگران تاریخ جنوب ایران به ریشههای بومی و زبانشناختی سواحل خلیج فارس اشاره میکنند.
بر پایه این نظریه، واژه هرمز دگرگونشده واژه ترکیبی «هور-موغ» در گویشهای کهن ساحلی است. هور بهمعنای مدخل دریا و خلیج کوچک و موغ بهمعنای نخل خرما.
بدین ترتیب، «هور-موغ» یا «خورِ موغ» در اصطلاح بومیان اولیه به معنای «بندرگاه خرما» بوده است.
فراوانی کشت نخل در دهانه رود میناب و سواحل کهن هرمزگان، منطق جغرافیایی این نامگذاری را تقویت میکند.
در کنار این دو نظریه برخی مورخان نوین دریانوردی معتقدند واژه ایرانی «هرمز» و واژه یونانی باستان Hormos همپوشانی دارند و از یکدیگر تاثیر پذیرفتهاند.
در متون دریانوردی یونانی و رومی، Hormos به معنای «لنگرگاه امن» یا «دهانه بندر» به کار میرفته است.
با توجه به حضور دریانوردان یونانی در خلیج فارس از دوره هخامنشی به بعد، احتمال جابهجایی و تطبیق آوایی میان واژه فارسی هرمز و کلمه یونانی وجود دارد.
مهاجرت نام «هرمز» از خشکی به جزیره
برخلاف تصور عمومی، نام هرمز در ابتدا متعلق به جزیره صخرهای معروف در تنگه هرمز نبود، بلکه نام شهر و بندری آباد در کنار ساحل بوده است.
در طول دوران هخامنشی، اشکانی و ساسانی، شهری که با نام «هرمز» یا «هرمزیا» شناخته میشد، در امتداد رود میناب در استان هرمزگان کنونی قرار داشت.
این بندر ساحلی بهعنوان پایگاه تجاری خشکی عمل میکرد و کاروانهای تجاری که از شهرهای مرکزی ایران مانند کرمان و همینطور سیستان میآمدند، کالاهای خود را در این بندر به کشتیها میسپردند.
در اواخر قرن هفتم خورشیدی، با یورش ایلخانان مغول و ناامنیهای گسترده در خشکیهای ایران، بندر هرمز کهن در معرض غارت قرار گرفت.
بهاءالدین ایاز، حاکم وقت هرمز، تصمیم گرفت سکنه، تجار و خزانه را از ساحل غیرقابل دفاع به جزیرهای صخرهای و لمیزرع در ۸ کیلومتری ساحل منتقل کند.
این جزیره تا پیش از آن «جرون» نامیده میشد اما با استقرار هرمزیها نام آن به جزیره هرمز تغییر کرد.
این انتقال جغرافیایی زمینهساز «پادشاهی هرمز» شد که برای سه قرن، قدرتی تجاری و دریایی بود و بر تمام مبادلات تجاری خلیج فارس، دریای عمان و اقیانوس هند تسلط داشت.
تنگه هرمز در منابع کلاسیک
از نخستین روایت اروپاییها درباره هرمز میتوان به سفرنامه نئارخوس، دریاسالار برجسته اسکندر مقدونی، اشاره کرد.
نئارخوس که مامور شده بود با ناوگان خود از دهانه رود سند تا اروندرود و بابل دریانوردی کند، هنگام عبور از این گذرگاه در سال ۳۲۵ پیش از میلاد، در سفرنامه خود به منطقهای به نام هرمزا در ساحل اشاره میکند.
بنابراین، دیرینگی این نام در ادبیات مکتوب غربی به بیش از ۲۳۰۰ سال قبل میرسد.
کلودیوس بطلمیوس، جغرافیدان قرن دوم میلادی در اسکندریه، در نوشتههای خود موقعیت دهانه خلیج فارس را ثبت کرده است.
او دماغه استراتژیک خلیج فارس و بندر را هرموزیا مینامد.
در منابع اسلامی هم جغرافیدان برجسته، الشریف الادریسی، نقشه کاملی از خلیج فارس ارائه داد که موقعیت بندر هرمز و تنگه آن را بهعنوان شریان اصلی تجارت فلفل، ادویه و ابریشم نشان میداد.
تثبیت نام تنگه هرمز
تثبیت نام «هرمز» بهعنوان یک نام بینالمللی برای این تنگه، بیش از هر چیز حاصل گزارشهای سیاحان اروپایی و حضور قدرتهای غربی در سدههای ۱۵ تا ۱۷ میلادی است.
مارکو پولو، جهانگرد مشهور ونیزی، در طول سفرهای خود دو بار در سالهای ۱۲۷۵ و ۱۲۹۲ میلادی از بندر هرمز گذر کرد.
مارکو پولو هرمز را تجسم ثروت شرق توصیف میکند؛ شهری که بازرگانانی از هند، چین و مکران در آن کالا مبادله میکردند.
توصیفات شگفتانگیز او باعث شد نام هرمز در ذهن اروپاییها با ثروتهای افسانهای خاورمیانه گره بخورد.
در سال ۱۵۰۷ میلادی، آلفونسو د البوکرک، دریانورد و دریاسالار پرتغالی، وارد خلیج فارس شد.
البوکرک با درک موقعیت کلیدی تنگه، جزیره هرمز را تصرف کرد و قلعهای عظیم در آن ساخت که هنوز بقایای آن پابرجاست.
پرتغالیها برای بیش از یک قرن تا زمان اخراجشان از سوی شاه عباس کبیر و امامقلیخان در سال ۱۶۲۲ میلادی بر جزیره و حکومت هرمز سلطه سیاسی و نظامی داشتند.
در تمامی اسناد دریانوردی، نقشهها و مکاتبات امپراتوری پرتغال، این تنگه با عنوان «تنگه هرمز» ثبت شده است.
با اوجگیری امپراتوری بریتانیا و شرکت هند شرقی بهعنوان قدرت برتر دریایی در اقیانوس هند، نقشهبرداران نیروی دریایی بریتانیا، نقشه خلیج فارس را با دقت بالایی ترسیم کردند.
در تمامی این نقشهها که در قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی در لندن و پاریس به چاپ رسیدند، عنوان «تنگه هرمز» برای این گذرگاه آبی به ثبت رسید و به همین نام بهعنوان استاندارد حقوقی و بینالمللی در کنوانسیونهای دریانوردی تثبیت شد.
امروز در حالی که پادشاهی هرمز دیگر وجود ندارد و جزیره هرمز از اهمیت تجاری سابق برخوردار نیست، نام تنگه هرمز با شریان حیاتی انرژی و محصولات شیمیایی گره خورده است؛ شریانی که بسته شدنش از ایران تا پمپ بنزینهای اروپا و آمریکا را متاثر میکند؛ تنگهای استراتژیک با نامی کهن که گلوگاه جنگ شده است.