هر سال، برخی نقلقولها از زبان چهرههای گوناگون در ذهنها ماندگار میشوند و در حافظه جمعی جای میگیرند. جملاتی که بازتابی از حال و هوای زمانهاند و گاه سالها و حتی دههها، فراموش نمیشوند.
این نوشتار، نگاهی دارد به نقلقولهای ماندگار سال ۱۴۰۴ درباره ایران. روایتهایی تلخ و شیرین از سوگ، امید و آینده.
«فرزند ایران و جانفدای میهن» - مراد ویسی
جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، مرزهای قساوت را درنوردید و دهها هزار تن از مردم ایران را با بیرحمی تمام به قتل رساند. این فاجعه، زخمی عمیق بر جان و دل ایرانیان نشاند و اندوهی ماندگار در حافظه جمعی ملت بر جای گذاشت.
در پی این رویداد تلخ، بسیاری از هموطنان، چه در داخل و چه در خارج کشور، کوشیدند به شیوههای گوناگون یاد و نام جانباختگان را گرامی بدارند.
مراد ویسی، تحلیلگر ایراناینترنشنال، یکی از این افراد بود که با بهکارگیری عبارت «فرزند ایران و جانفدای میهن» برای معرفی هر یک از جاویدنامان، نقشی موثر در شکلگیری یکی از شاخصترین نمادهای پاسداشت یاد فرزندان این سرزمین ایفا کرد.
«این گل پرپرشده، هدیه به میهن شده» - خانوادههای جاویدنامان
مراسم گرامیداشت جاویدنامان انقلاب ملی صحنههایی کمنظیر و تاثیرگذار آفرید.
از رقص سوگ تا همراه داشتن نمادهای ملی همچون پرچم شیر و خورشید و درفش کاویانی، و نیز طنین شعارهای ضدحکومتی و تاکید بر تداوم راه جانباختگان، همگی جلوههایی از پیوند عمیق مردم با آرمان آزادی بود.
در این میان، خانوادههای بسیاری از جاویدنامان با سردادن شعار «این گل پرپرشده/ هدیه به میهن شده»، تصویری ماندگار از عشق به ایران و اشتیاقی جاودانه برای آزادی و رهایی به نمایش گذاشتند.
خانوادههای جاویدنامان با سردادن این شعار، سوگ خود را به بیانی از افتخار و تعهد بدل کردند. آنها هر «گل پرپرشده» را نه پایان زندگی، بلکه هدیهای زاینده از سر آگاهی و عشق به میهن و راه آزادی دانستند.
«سپهر بابا، کجایی؟» - پدر جاویدنام سپهر شکری
ویدیویی ۱۲ دقیقهای از تلاش جانفرسای پدر جاویدنام سپهر شکری برای یافتن فرزندش در پزشکی قانونی کهریزک؛ صحنهای که به یکی از تکاندهندهترین نمادهای انقلاب ملی بدل شد و نگاه رسانههای جهانی را به ابعاد واقعی سرکوب در ایران معطوف کرد.
«سپهر بابا، کجایی؟» فریاد رسای مظلومیت مردم ایران در برابر دیکتاتوری خونریز جمهوری اسلامی بود. پرسشی سهکلمهای که نشان داد چگونه استبداد دینی برای باقی ماندن در قدرت، بار دیگر دهها هزار شهروند بیگناه را به مسلخ برده است.
این روایت تنها منحصر به یک پدر نبود. بازتاب رنج هزاران خانوادهای بود که در همان روزها سرنوشتی مشابه را تجربه کردند.
سرکوب جمهوری اسلامی به تنها کشتار ختم نشد و بهگونهای سیستماتیک ادامه یافت. خانوادهها زیر فشارهای امنیتی شدید قرار گرفتند، برای دریافت پیکر عزیزانشان ناچار به دادن تعهد شدند و حتی آنها را وادار به پرداخت «حق تیر» کردند.
جمهوری اسلامی با قساوتی کمنظیر کوشید رد پای جنایت را بزداید، اما پیگیریهای گسترده ایرانیان در داخل و خارج از کشور، این پروژه را ناکام گذاشت.
«۱۴ فوریه روز جهانی اقدام در همبستگی با انقلاب شیر و خورشید است» - شاهزاده رضا پهلوی
شاهزاده رضا پهلوی در فراخوانی ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) را «روز جهانی اقدام» نامگذاری کرد و از ایرانیان خارج از کشور خواست برای ابراز همبستگی با هموطنان داخل ایران، در شهرهای مونیخ، تورنتو، لسآنجلس و دیگر نقاط جهان گرد هم آیند.
این فراخوان به شکلگیری بزرگترین گردهمایی ایرانیان دیاسپورا در تاریخ انجامید.
حدود ۲۵۰ هزار نفر از راههای گوناگون خود را به مونیخ رساندند و صدها هزار تن دیگر نیز در شهرهای مختلف جهان به میدان آمدند تا نشان دهند مردم ایران در مسیر تحقق آزادی تنها نیستند.
در این گردهماییها، اقوام، طبقات اجتماعی و گرایشهای گوناگون، از جمله اعضای جامعه کوییر، حضوری چشمگیر داشتند و تصویری فراگیر از وحدت ملی و تنوع را به نمایش گذاشتند.
«آیتالله خامنهای ایز دد» - دونالد ترامپ
در کارنامه ۳۷ ساله رهبری علی خامنهای، دیکتاتور ایران، ردپای سرکوب، خونریزی و ویرانی بهوضوح نقش بسته است. عملکردی که دامنه آن نه تنها ایران، بلکه کشورهای منطقه، بهویژه سوریه را در بر میگیرد.
در دوران زمامداری او، خواستهها و مطالبات مردمی به حاشیه رانده شد و حاکمیت در برابر هرگونه اعتراض، رویکردی امنیتی در پیش گرفت.
خامنهای در نظر و عمل، مردم را به حاشیه راند و هرگونه مخالفت را با ابزار قهر پاسخ داد.
او سرانجام ۹ اسفند در عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل کشته شد.
لحظه اعلام خبر مرگ خامنهای از سوی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به یکی از خاطرات بهیادماندنی در حافظه جمعی ایرانیان بدل شد.
برای بسیاری از ایرانیها، این لحظه نه تنها خبر مرگ یک دیکتاتور، بلکه نوعی گسست تاریخی تلقی شد؛ مهر تاییدی بر پایان دورهای که با سرکوب، بحران و فرسایش امید بر سرنوشت چند نسل سایه انداخته بود.
«خب اومد زد، باز هم میآد میزنه» - مسعود پزشکیان
چهاردهمین رییس دولت جمهوری اسلامی را میتوان نماد رییسجمهوری در تراز جمهوری اسلامی دانست؛ مدیری در قامت تدارکاتچی مطیع امر ولایت.
او با بهرهگیری از کارت جریان موسوم به اصلاحطلب وارد میدان شد، به «وفاق» با تندروترین جناحهای حاکمیت تن داد و در نهایت، معترضان دیماه را «تروریست» خواند و آشکارا از سرکوب خونین آنان دفاع کرد.
او همچون سلف خود ابراهیم رئیسی، بارها با لغزشهای کلامی سوژه فضای مجازی شد و موجی از تمسخر عمومی را برانگیخت؛ از «متر ۱۰۰» بهجای «مترصد» گرفته تا «نسل ضد» بهجای «نسل زد».
با این حال، همین رییس دولت همسو با حاکمیت نیز بارها خشم حامیان نظام را برانگیخت؛ چرا که خواسته یا ناخواسته، در سخنان خود به ضعفهای نظامی، زیرساختی و اقتصادی حکومت اذعان کرد و پرده از کاستیهایی برداشت که معمولا در گفتمان رسمی پنهان میمانند.
شاید جنجالیترین و پربازتابترین اظهارنظر او جمله «خب اومد زد، باز هم میآد میزنه» باشد؛ عبارتی که مردادماه در انتقاد از مخالفان مذاکره با واشینگتن بیان شد و بهسرعت بازتاب گستردهای پیدا کرد.
این جمله را میتوان نمادی از اذعان به ناتوانی جمهوری اسلامی در برابر قدرت نظامی آمریکا، پس از سالها رجزخوانی و سیاستهای تنشزا، دانست.
«ای ایران بخوان» - علی خامنهای
خامنهای پس از ۲۲ روز اختفا در جریان جنگ ۱۲ روزه و پس از آن، سرانجام ۱۴ تیر در انظار عمومی ظاهر شد.
او که سالها به شیوههای گوناگون دشمنیاش را با سنتهای ایرانی، از جمله نوروز، چهارشنبهسوری و حتی تاریخ و نمادهای پیش از اسلام نشان داده بود، ناگهان با مشاهده فروریختن تدریجی بنای قدرت خود، به ملیگرایی روی آورد.
در طول جنگ ۱۲ روزه نیز رسانههای حکومتی بارها از «ایران»، «وطن» و مفاخر پیش از اسلام سخن گفتند.
این بار، خامنهای از محمود کریمی، مداح حکومتی، خواست سرود «ای ایران ایران» اثر محمد نوری را بخواند.
این اقدام با واکنشهای منفی مردم روبهرو شد و بسیاری از شهروندان، ملیگرایی مصلحتی خامنهای و حکومت را نه نشانهای از تغییر بنیادین موضع، بلکه جلوهای از تظاهر و ضعف ارزیابی کردند.
«شما فرزندان کوروش بزرگ هستید، اکنون زمان مبارزه برای آزادی است» - بنیامین نتانیاهو
نخستوزیر اسرائیل و دیگر مقامهای اسرائیلی بارها در سخنان خود به پیوند تاریخی ایران و اسرائیل اشاره کردهاند؛ رابطهای که به روایت آنان، از زمان رهایی یهودیان از اسارت بابل به دست کوروش بزرگ در قرن ششم پیش از میلاد شکل گرفت.
آنان تاکید میکنند تنها مانع کنونی در مسیر صلح میان دو ملت، سیاستهای جنگطلبانه جمهوری اسلامی است.
نتانیاهو مردادماه همزمان با شدت گرفتن بحران آب در ایران، در پیامی ویدیویی بار دیگر به این ریشههای تاریخی اشاره کرد و مردم ایران را «فرزندان کوروش» خواند.
او از ایرانیان خواست در برابر جمهوری اسلامی برخیزند و تاکید کرد آزادی نه رویایی دوردست، بلکه گزینهای دستیافتنی است.
این مواضع بخشی از تلاش اسرائیل برای تمایز میان مردم ایران و حکومت جمهوری اسلامی است. رویکردی که میکوشد با تکیه بر مشترکات تاریخی، زمینهای برای همدلی و بازتعریف روابط در آینده فراهم کند.
«نور بر تاریکی پیروز است» - شهبانو فرح پهلوی
«نور بر تاریکی پیروز است» به یکی از پرتکرارترین شعارها در گفتمان مخالفان جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۴ بدل شد.
این جمله نخست با بازنشر ویدیویی از شهبانو فرح پهلوی فراگیر شد و سپس بسیاری از چهرههای سیاسی آن را در سخنان و بیانیههای خود به کار گرفتند.
این گزاره تصویری از امید در دل جامعه ایران ترسیم میکند؛ نوری که در برابر سیاهی و ستم حاکم، همچنان زنده و پایدار است.
تکرار این عبارت در شبکههای اجتماعی و گفتار عمومی، آن را به نمادی از مقاومت مدنی بدل کرد؛ شعاری ساده اما پرمعنا که بر امکان غلبه بر استبداد تاکید دارد.
ایران در میانه روزگاری دشوار ایستاده و گرفتار استبداد دینی شده است اما مردم شجاعش سر خم نکردهاند و همچنان استوار ماندهاند.
در دل این تاریکی، امید زنده است؛ امید به آنکه در سال ۱۴۰۵، سپیده آزادی طلوع کند و آغازی نو برای زندگی در ایران رقم بخورد.
شاهزاده رضا پهلوی در پیامی ویدیویی خطاب به مردم ایران گفت حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی کشور وظیفهای ملی و همیشگی است و در شرایط کنونی اهمیت بیشتری دارد، چرا که ممکن است فرصتطلبان از وضعیت ناپایدار برای غارت یا تخریب این میراث سوءاستفاده کنند.
او افزود: «این وظیفه در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است، چرا که این نگرانی وجود دارد فرصتطلبان از وضعیت انقلابی کشور یا برخی آشفتگیهای احتمالی تا زمان تثبیت دولت ملی در فردای براندازی سوءاستفاده کنند و در پی غارت، تخریب یا تصرف میراث ملی ایران برآیند.»
او از مردم خواست به «یگان میراث ایران» بپیوندند و برای حفاظت از آثار در معرض تهدید، گروههای محلی و کوچک تشکیل دهند: «از شما تقاضا دارم برای پاسداری از میراث فرهنگی و محیطزیست کشور، به یگان میراث ایران در گارد جاویدان بپیوندید.»
او همچنین از ایرانیان خارج از کشور خواست با حمایت مالی یا اطلاعرسانی مشارکت کنند و افزود: «من نیز، بهعنوان یک ایرانی، به "یگان میراث ایران" خواهم پیوست.»
حمله به تاسیسات پارس جنوبی، جنگ در ایران را وارد مرحله جدیدی کرد. شماری از شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال، درباره پیامدهای اقتصادی این حمله و آثار منفی چنین اقداماتی بر زندگی مردم در آینده، ابراز نگرانی کردند.
ظهر چهارشنبه ۲۷ اسفند، تاسیسات پتروشیمی در میدان پارس جنوبی عسلویه هدف قرار گرفت. در پی این حمله، شماری از شهروندان در پیامهایی، نگرانی خود را از پیامدهای آن بر زیرساختهای حیاتی و زندگی روزمره مردم ابراز کردند.
برخی مخاطبان با تاکید بر نقش کلیدی این تاسیسات در تامین انرژی کشور، گفتند با توجه به نقش این تاسیسات در تامین گاز و برق مصرفی خانهها، تاثیر مستقیم آن بیشتر بر زندگی مردم است.
از نگاه این گروه از شهروندان، هدف قرار دادن این زیرساختها میتواند پیامدهای گستردهای برای معیشت مردم داشته باشد.
شماری دیگر از شهروندان نسبت به آسیبهای بلندمدت این حمله برای منابع انرژی کشور هشدار دادند.
یک مخاطب نوشت: «از اینکه نفت ما و تاسیسات نفتی مثل میدان پارس جنوبی هدف قرار میگیرد ناراحت هستیم. ما در ایران فردا به نفت کشورمان نیاز داریم.»
در کنار این نگرانیها، برخی نیز ضمن حمایت از تداوم حملات اسرائیل و آمریکا به سران جمهوری اسلامی و مقرهای نظامی و پایگاههای سرکوب، خواستار تفکیک میان مردم و حکومت شدند.
در یکی از پیامها به ایراناینترنشنال آمده است: «حساب ملت ایران را از حکومت جدا کنید .... عسلویه و پارس جنوبی متعلق به ملت ایران است، لطفا نزنید.»
در سوی دیگر، شهروندی با اشاره به این نگرانیهای عمومی گفت در حمله عراق به کویت، صدام حسین، رییسجمهوری عراق، بخش بزرگی از چاههای نفت کویت را آتش زد، اما طی حدود دو سال این کشور توانست به ظرفیت تولید نفت خود در پیش از جنگ برگردد.
با گذشت نزدیک به یک روز از بمباران این تاسیسات، هنوز جزییات دقیقی از اهداف و میزان خسارتهای احتمالی منتشر نشده است.
مقامهای استان بوشهر ۲۷ اسفند و ساعاتی بعد از حمله، اعلام کردند فازهای سه، چهار، پنج و شش در پالایشگاه پارس جنوبی هدف قرار گرفتهاند.
شهروندان نیز از همان دقایق نخست انفجار، در گزارشهایی به گمانهزنی درباره آسیب دیدن چندین فاز و پالایشگاه پرداختند.
مخاطبی گفت بخشی از ترکشهای ناشی از انفجار به نیروگاه کناری اصابت کرده و باعث آتشسوزی در انبار ضایعات شده است.
شهروندی دیگر ضمن ابراز نگرانی از هدف قرار گرفتن تاسیسات نفت و گاز، گفت این حمله آسیب جدی در پی نداشته است.
هرچند که بر اساس گزارش منابع رسمی، هدف قرار گرفتن پارس جنوبی منجر به مرگ کسی نشده است، اما برخی مخاطبان نسبت به خطرات انسانی احتمالی در چنین حملاتی هشدار دادند.
در یکی از پیامها آمده است که «به مهندسان اجازه خروج ندادند» و در صورت تکرار حمله، «افراد و متخصصان قربانی میشوند».
زیرساختها، زجر شهروندان و آنچه باقی خواهد ماند
گروهی دیگر از شهروندان، نگاه متفاوتی به پیامدهای این حمله دارند.
یکی از شهروندان که خود را دارای سابقه کار در عسلویه معرفی کرده، گفته است به دلیل وابستگی پالایشگاهها به سکوهای فراساحلی، وقتی پالایشگاه را بزنند، جمهوری اسلامی مجبور میشود سکوها را برای مدتی غیرفعال کند و در نتیجه، «منابع گاز و میعانات گازی ایران حفظ میشود».
برخی دیگر نیز با نگاهی انتقادیتر، این تحولات را در چارچوبی سیاسی تحلیل کردند و گفتند هدف قرار گرفتن زیرساختها میتواند به تشدید فشار بر مردم منجر شود.
در یکی از این پیامها آمده است: «این بازی حکومت است تا زیرساختها از دست برود و کسی نتواند چیزی ببیند یا منتشر کند.»
شهروندی دیگر نیز گفت: «متاسفانه جمهوری اسلامی هيچ تعلقی به اين كشور ندارد. اگر تمام زيرساختهای ايران را بزنند و کشور در تاریکی مطلق فرو برود، خوشحالتر هم خواهند شد.»
مخاطبی نیز معتقد است جمهوری اسلامی از این حمله رضایت دارد، زیرا «زجر شهروندان» همان هدف مطلوب حکومت است.
اثرات و پیامدهای منطقهای
در کنار این روایتها، برخی شهروندان نیز با اشاره به پیامدهای منطقهای این حمله، از آن انتقاد کردند.
یکی از مخاطبان نوشت: «حمله اسرائیل به تاسیسات عسلویه بسیار غلط بود .... این کار ثبات منطقه را به خطر میاندازد و برای اقتصاد ایران در آینده بسیار بد است.»
جمهوری اسلامی و قطر به طور مشترک از پارس جنوبی که بهعنوان بزرگترین میدان گازی جهان شناخته میشود، بهرهبرداری میکنند.
ساعتی پس از این حمله، سپاه پاسداران اعلام کرد به تاسیسات مهم نفتی، گازی و پتروشیمی در قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، حمله خواهد کرد.
شامگاه چهارشنبه ۲۷ اسفند و بامداد پنجشنبه ۲۸ اسفند، شهر صنعتی «راس لفان» و تاسیسات گازی در قطر هدف قرار گرفتند.
پنجشنبه نیز پالایشگاههای کویت، بندر ینبع و پالایشگاه سامرف شرکت آرامکوی عربستان سعودی، تاسیسات گازی حبشان و میدان باب امارات متحده عربی هدف قرار گرفتند اما به گفته مقامهای این کشورها، آسیبها حداقلی بودند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، همزمان با این حملات گفت آمریکا از حمله اسرائیل به تاسیسات پارس جنوبی هیچ اطلاعی نداشت و به جمهوری اسلامی در مورد حمله به قطر هشدار داد.
او تاکید کرد اسرائیل به شدت به میدان گازی پارس جنوبی در ایران حمله کرده است و اضافه کرد تنها بخش نسبتا کوچکی از این مجموعه هدف قرار گرفت.
ترامپ همچنین تاکید کرد دوحه به هیچ وجه و به هیچ شکل در این حمله دخالت نداشته و از وقوع آن نیز بیاطلاع بوده است.
نشریه دولتی «پیپر» در چین در تحلیلی تازه و مفصل خبر داد پروژههای مشترک انرژی، نوعی «پل دیپلماتیک» میان جمهوری اسلامی و قطر ایجاد کرده بودند و این پلها، حالا در معرض فروپاشی هستند.
وزارت خارجه قطر ۲۷ اسفند اعلام کرد در پی حملات جمهوری اسلامی، وابسته نظامی و امنیتی تهران باید ظرف ۲۴ ساعت خاک قطر را ترک کنند.
دوحه وابسته نظامی و وابسته امنیتی سفارت جمهوری اسلامی را «عنصر نامطلوب» خواند.
نشریه پیپر پنجشنبه ۲۸ اسفند نوشت که حمله اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی و حمله موشکی جمهوری اسلامی به تاسیسات قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، جنگ را وارد فاز مستقیم «جنگ علیه زیرساختهای انرژی» کرده است.
پیپر تاکید کرد چنین وضعیتی هم عرضه جهانی نفت و گاز را تهدید میکند و هم ثبات سیاسی و امنیتی دولتهای خلیج فارس را.
از دید این نشریه چینی، تخریب این تاسیسات میتواند برای سالها تولید انرژی را مختل کند، قیمتها را در سطح بالایی نگه دارد، و بهتدریج نظم اقتصادی متکی بر رانت انرژی از خلیج فارس را فرسوده کند.
بر این اساس، حفظ صادرات انرژی از خلیج فارس، «ستون اصلی مشروعیت داخلی دولتها و ابزار اصلی آنها برای حفظ ائتلافهای سیاسی و امنیتی» است.
پیپر پیشبینی کرد که جنگ فعلی، دستکم تا اردیبهشت ماه (دو ماه دیگر) ادامه خواهد داشت.
واکنش پکن به تلاش اسرائیل برای حذف مقامات تهران
وزارت خارجه چین اعلام کرد از گزارشها درباره دستور بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، برای کشتن همه مقامات ارشد جمهوری اسلامی شوکه شده است.
این وزارتخانه ۲۸ اسفند تاکید کرد پکن همواره با استفاده از زور مخالف بوده و از طرفهای ذیربط میخواهد عملیات نظامی را متوقف کنند.
همزمان، کانال ۱۲ اسرائیل به نقل از یک مقام ارشد این کشور گزارش داد وضعیت رهبری در ایران «دچار هرج و مرج کامل» شده است، زنجیره فرماندهی با گسست جدی مواجه شده و «خلأ حکمرانی در حال تعمیق» است.
این مقام ارشد اسرائیل افزود که «اقدامات قدرتمند و خارقالعاده» در راه است.
بنا بر گزارش کانال ۱۲ اسرائیل، ردههای سیاسی و امنیتی این کشور تشدید بحران در ایران را به عنوان «هدف اصلی برای روزهای آینده» شناسایی کردهاند.
به گفته مقام ارشد اسرائیل، هدف، ایجاد «نقطه شکست» و القای این باور است که حکومت به «پایان بازی» رسیده و شرایط برای حضور مردم در خیابانها فراهم شده است.
تلاشهای پکن برای حمایت از تهران
یک نهاد آمریکایی، در گزارشی به حمایت چین از جمهوری اسلامی همزمان با پرهیز از هزینههای نظامی پرداخت.
کمیسیون آمریکا و چین، نهاد مشورتی دولت ایالات متحده، ۲۸ اسفند در گزارش تازه خود اعلام کرد پکن در روابطش با جمهوری اسلامی از تهران حمایت میکند، اما از پذیرش تعهدات امنیتی پرهیز دارد.
در این گزارش آمده است چین با ارائه حمایتهای محدود به تهران، بهطور همزمان برای واشینگتن چالش ایجاد میکند، اما با خودداری از ورود به تعهدات دفاعی، تلاش دارد از هزینههای مستقیم درگیریها فاصله بگیرد.
از سوی دیگر، وزارت خارجه چین اعلام کرد این کشور مایل است برای مقابله با چالشهای امنیت انرژی ناشی از جنگ ایران، هماهنگی و همکاری با کشورهای جنوب شرق آسیا را تقویت کند.
شهبانو فرح پهلوی در پیام نوروزی خود، این نوروز را همزمان با «رستاخیزی بزرگ برای بازپسگیری آزادی و سربلندی ملی» توصیف کرد و به «کشتار خیابانی» دیماه اشاره کرد که هزاران جوان ایرانی را از خانوادههایشان گرفته است.
شهبانو فرح پهلوی نوروز را بزرگترین جشن باستانی ایرانیان و کهنترین جشن سال نو در جهان دانست و گفت نوروز امسال برای مردم ایران معنایی خاص و عمیقتر از سالهای گذشته دارد.
او با ابراز همدلی و مهر نسبت به خانوادههای جانباختگان، گفت به آنان میاندیشد و برایشان آرامش و شکیبایی آرزو میکند و تأکید کرد در سوگ بازماندگان این «جاویدنامان میهن» شریک است.
شهبانو در ادامه ابراز امیدواری کرد که نیروی مردم از این پس صرف سازندگی ایران و بازگرداندن آن به جایگاه شایستهاش در میان کشورهای پیشرفته شود و بار دیگر نام ایران با همان احترام و سربلندی گذشته شناخته شود.
او در پایان گفت آرزویش دیدن سرور و شادی هممیهنان در آیندهای نزدیک و در «ایرانی آزاد و سربلند» است و ابراز امیدواری کرد نوروز امسال همراه با «پیروزی نهایی نور بر تاریکی» باشد.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، از اعدام سه نفر از معترضان بازداشتشده در انقلاب ملی ایرانیان به اتهام «قتل دو مامور نیروی انتظامی» و «اقدام عملیاتی» برای اسرائیل و آمریکا خبر داد.
این خبرگزاری حکومتی، پنجشنبه ۲۸ اسفند، اسامی اعدامشدگان را مهدی قاسمی، صالح محمدی و سعيد داودی اعلام کرد.
میزان نوشت که از دیگر اتهامهای این افراد «تحريک مردم به جنگ و كشتار به قصد بر هم زدن امنيت كشور» بوده است.
جمهوری اسلامی ۲۷ اسفند نیز از اعدام کوروش کیوانی، شهروند ایرانی-سوئدی به اتهام جاسوسی برای اسرائیل خبر داد.
خبرگزاری میزان در متن کوتاه خبر اعدام کیوانی نوشت که این فرد «تصاویر و اطلاعات اماکن حساس کشور را در اختیار افسران موساد قرار میداد».
طبق روال گذشته، نهادهای امنیتی و قضایی حکومت ایران از اینگونه اتهامات برای صدور احکام زندان یا اعدام علیه معترضان بازداشتشده یا زندانیان سیاسی و عقیدتی استفاده میکنند.
این خبرگزاری زمان اجرای احکام اعدام سه متهم در قم را صبح پنجشنبه ۲۸ اسفند اعلام کرد؛ در حالی که حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی که از ۹ اسفند آغاز شده، همچنان ادامه دارد.
صفحه فارسی وزارت خارجه آمریکا ۹ بهمن نوشت که ایالات متحده از گزارشها درباره وضعیت محمدی، قهرمان ۱۹ ساله کشتی، که با خطر اعدام قریبالوقوع روبهروست، عمیقا نگران است: «رژیم جمهوری اسلامی ایران، جوانان را قتلعام و آینده ایران را ویران میکند. ما از رژیم ایران میخواهیم اجرای حکم اعدام صالح محمدی و تمامی افرادی را که برای دستیابی به حقوق بنیادین خود به مرگ محکوم شدهاند، متوقف کند.»
ایراناینترنشنال ۲۲ بهمن در گزارشی خبر داد دادگاه کیفری یک استان قم، محمدی را به اتهام «قتل عمد» به «اعدام علنی در میدان نبوت قم از طریق چوبه دار» محکوم کرده است.
بر اساس این گزارش، در حکم اولیه دادگاه آمده بود شب ۱۸ دی ۱۴۰۴ در میدان نبوت قم، گروهی به سمت ماموران «کوکتل مولوتف» پرتاب کردند و محمد قاسمی هماپور، مامور یگان ویژه فراجا، پس از سقوط از موتورسیکلت با ضربات «چاقو و شمشیر» کشته شد.
دادگاه این جراحت را به «چاقوی صالح محمدی» نسبت داده و مبنای اطمینان خود را «اقرارهای اخذ شده در بازجویی» اعلام کرده بود.
این اتهامات در حالی مطرح شد که به گفته نزدیکان محمدی، او هنگام وقوع حادثه در خانه عمویش بوده؛ اما دادگاه از احضار شاهدان خودداری کرد. همچنین به گواه ملیپوشان، مربیان و همباشگاهیهای او، محمدی هرگز چاقو نداشته است.
رسانه رسمی قوه قضاییه نوشت که رسیدگی به پرونده افراد اعدامشده «با حضور وکلای تعیینی و تسخیری» انجام شد و اجرای حکم دادگاه پس از «تایید دیوان عالی کشور و استیذان» صورت گرفت.
طبق قانون مجازات اسلامی، احکام اعدام باید به امضای رهبر جمهوری اسلامی برسد که این اختیار به رییس قوه قضاییه واگذار شده است. این رویه، «استیذان» نامیده میشود.