جمهوریاسلامی که در سرود رسمی آن حتی یکبار نام ایران برده نشده و در قانون اساسیاش نام ایران زیر سایه اسلام است، اکنون زیر آتش اسرائیل، به مفاهیم ملی پناه برده است. حکومتی که روحالله خمینی، بنیانگذارش هم پیش و پس از ۱۳۵۷، صریحا مخالف ملیگرایی بود.
ایران ستیزی و ملیت ستیزی، که تا پیش از آغاز به کار رسمی جمهوری اسلامی، بیشتر شکلی نظری داشت، در حدود نیم قرن عمر جمهوری اسلامی، به طور رسمی و جدی چه نظری و چه عملی دنبال شده و در مقابل آن امتگرایی تقویت شد؛ اکنون زیر آتش اسرائیل، جریانی به دنبال ارتباط جمهوری اسلامی و ملیت است.
از زمان آغاز بهکار جمهوری اسلامی تا سال ۱۳۷۱، سرود رسمی جمهوری اسلامی «پاینده بادا ایران» بود. در سه بخش از این سرود بلند، به نام ایران اشاره شده است. در دو بیت «از انقلاب ایران دگر/کاخ ستم گشته زیر و زبر» و «ایران فرستد با این سرود/رزمندگان وطن را درود» و همچنین در ترجیع بند سرود «در سایهی قرآن جاودان/پاینده بادا ایران» به نام ایران، هرچند در سایه «قرآن» و «انقلاب» اشاره شده بود.
سال ۱۳۷۱، با پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۷، در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و در اوایل رهبری علی خامنهای، سرود رسمی کشور به سرود فعلی «مهر خاوران» تغییر داده شد. در این سرود هیچ اشارهای به ایران نشده است و تنها اشاره آن، در پایان سرود و بیت «پاینده مانی و جاودان/ جمهوری اسلامی ایران» است.
قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز شرایط مشابهی دارد. در مقدمه و ۱۷۷ اصل این قانون، که شالوده تمام ساختار جمهوری اسلامی است، به طور کلی به جز داخل عبارت «جمهوری اسلامی ایران» ۶۷ بار نام ایران برده شده، در مقابل ۱۳۶ بار از اسلام، مسلمان و مسلمین یاد شده است.
«ما یک مملکت محمدی ایجاد میکنیم. بیرق ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد، آرمهای ایران نباید آرمهای شاهنشاهی باشد، باید آرمهای اسلامی باشد.»/ روح الله خمینی ۱۰ اسفند ۱۳۵۷
دشمنی خمینی با ملیت و ایران
سرود رسمی جمهوری اسلامی، نمادی از ایدئولوژی جمهوری اسلامی است. بنیانگذار این حکومت، روحالله خمینی به صراحت نظرات خود در دشمنی با ملیت را بیان کرده است.
در کتاب «ولایت فقیه» که خلاصه اظهارات او دوران اقامت او در نجف است و سال ۱۳۴۹ در بیروت چاپ شد، او با اشاره به سقوط حکومت عثمانی، صراحتا ملیگرایی را پروژه استعماری دانست که برای جدایی «امت اسلامی» طراحی شده است.
او در این کتاب گفته هدف اسلام تشکیل «امت واحده تحت رهبری ولی فقیه» است. او مرزهای ملی را مانعی برای تشکیل این «امت واحده» دانسته و خواستار حکومتی فراملی بود.
این مفهوم در اولین موضعگیری رسمی او درباره نشانهای جمهوری اسلامی مشهود است. او ۱۰ اسفند ۱۳۵۷ گفت: «ما یک مملکت محمدی ایجاد میکنیم. بیرق ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد، آرمهای ایران نباید آرمهای شاهنشاهی باشد، باید آرمهای اسلامی باشد. از همه وزارتخانهها، از همه ادارات، باید این شیر و خورشید منحوس قطع بشود، علم اسلام باید باشد.»
او خرداد ۱۳۵۹ نیز ملیگرایی را خلاف اسلام دانست، مرداد همان، در پیامی به مناسبت «روز قدس» گفت: گفت «افراد ملی به درد ما نمیخورند، افراد مسلم به درد ما میخورند. اسلام با ملیت مخالف است.»
خمینی کمی بعد در مرداد ۱۳۵۹ دوباره در سخنرانی خطاب به اعضای «کنگره آزادی قدس» با بیان اینکه «من مکرر عرض میکنم که این ملی گرایی اساس بدبختی مسلمین است»
یوسف فروتن، روابط عمومی سپاه پاسداران در زمان تاسیس آن میگوید نمیخواستیم نام و نشانی از ایران در آرم سپاه باشد،
سپاهی که نام ایران ندارد
در اولین اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، در ابتدا هدف تاسیس این سازمان پاسداری از انقلاب اسلامی «در ایران» ذکر شده است. و در ادامه هدف بعدی گسترش «انقلاب اسلامی» مبتنی بر ایدئولوژی اسلام و اجرای خواست جمهوری اسلامی ذکر شده است. نکته اینکه بر خلاف سایر اسناد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حتی نام ایران را در اساسنامه خود در عبارت «جمهوری اسلامی» حذف کرده است.
علی فدوی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اردیبهشت ۱۳۹۷، در گفتوگویی با خبرگزاری فارس وابسته به سپاه، تاکید کرد: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» هیچ کلمهای را در ادامه خود ندارد حتی ایران.»
این موضوع در آرم سپاه پاسداران نیز قابل مشاهده است، هیچ نام یا نشانهای از ایران در آرم سپاه پاسداران نیست. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اردیبهشت ۱۳۹۹، با یوسف فروتن، مسئول روابط عمومی سپاه در زمان تاسیس، درباره نحوه طراحی آرم سپاه گفتوگویی انجام داد.
در این گفتوگو فروتن تاکید کرد که سپاه اصرار داشت در آرم خود از نام و نشان ایران استفاده نکند و به جای آن از یک دایره استفاده کرد که به گفته او «نشانه کره زمین، نمادی از جهانی بودن و تاکیدی بر حضور بینالمللی سپاه در عرصههای مختلف جهانی است.»
علی فدوی: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» هیچ کلمهای را در ادامه خود ندارد حتی ایران.»
ماجرای دم اسب مجسمه آریوبرزن
اکنون در تهران، مجسمه آرش کمانگیر نصب شده است، اما تا چند سال پیش، ستیز با نمادهای ملی به طور مویرگی در کشور جریان داشت. این دشمنی دیرینه است.
سال ۱۳۸۱ احمد جنتی در نماز جمعه تهران، خواستار تخریب مجسمه کاوه آهنگر در اصفهان شد، چرا که او اعتقاد داشت این مجسمه به محلی نمادین برای تجمع «ضد انقلاب» تبدیل شده است.
تابستان سال ۱۳۹۰، یاسوج مرکز کهگیلویه و بویراحمد درگیر اخبار تخریب مجسمه آریوبرزن بود. سه سال بعد از آن، شورای اسلامی شهر سلماس دستور داد مجسمه فردوسی، شاعر حماسهسرا و سراینده شاهنامه از میدانی در این شهر حذف شود و در نهایت مجسمه از میدان برداشته شد.
فرمانده سپاه در یاسوج تلاش زیادی برای حذف مجسمه آریوبرزن به اتهام اینکه «دم اسب آریوبرزن» به سمت محل دفن «شهدا» است، کرد. مجسمه حذف نشد اما چندین بار شمشیر آن شکست و یا آتش گرفت.
سال ۱۳۸۹، شهرداری یاسوج، مجسمهای از آریو برزن، سردار ایرانی که مقابل تهاجم اسکندر ایستاده بود، در یکی از میدانهای یاسوج نصب کرد، نام میدان هم به نام او نامگذاری شد. دو سال بعد عوض شهابیفر، فرمانده وقت سپاه آن ناحیه، با این ادعا که «دم اسب» آریو برزن به سمت محل دفن «شهدا» است، درخواست تخریب مجسمه را داشت.
این موضوع مدتها در تابستان سال ۱۳۹۰ محل بحث بود. با اعتراضات مردمی، تخریب مجسمه منتفی شد. در پاییز سال ۱۳۹۷، مجسمه در میدان شهر آتش گرفت. بارها به این مجسمه در یاسوج حمله شده و شمشیر آن شکسته و یا به قسمتهای دیگر آن آسیب رسانده شده است.
همچنین در سال ۱۳۸۹، به طور گستردهای و مشکوکی، مجسمهها که بسیاری از آنان به نمادهای ملی مربوط بودند به سرقت رفتند. هرگز انگیزه و هویت سارقان مشخص نشد.
مهدی، برادر حسین طائب رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه و فرمانده قرارگاه «عماریون» در یک سخنرانی به صراحت گفت حفاظت از سوریه از خوزستان برای جمهوری اسلامی مهمتر است.
سوریه به جای خوزستان
در دهه ۹۰، زمانی که افکار عمومی ایران، درباره علت حضور ماموران جمهوری اسلامی در سوریه و عراق پرسشهایی مطرح کردند، جمهوری اسلامی با عبارت «مدافعان حرم» این حضور را توجیه کرد. این موضوع در سخنرانیهای چهرههای نزدیک به حکومت بهخوبی به چشم میخورد.
سال ۱۳۹۱، مهدی طائب، برادر حسین طائب فرمانده سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، که رئیس تشکیلاتی به نام «قرارگاه عمار» بود، در یک سخنرانی به حضار گفت «دفاع از سوریه، بر خوزستان اولویت دارد.»
نقل قولهای فراوانی از این دست اظهارنظرها منسوب به فرماندهان نظامی و سخنرانان نزدیک به جمهوری اسلامی وجود دارد، که همگی موضوع اولویت «امت اسلامی» بر ایران را روایت میکنند.
بیستم خرداد، دو روز پیش از آغاز حملات اسرائیل، به طور ناگهانی و از پیش اعلام نشده، یک مجسمه از آرش کمانگیر در میدان ونک تهران نصب شد.
اکنون، زمانی که ایران در آستانه جنگی تمام عیار قرار گرفته است، مقامات جمهوریاسلامی و حامیان آنان، به طرزی شتاب زده پای مفاهیم ملی و میهنی را وسط کشیدند، مجسمه آرش کمانگیر، نماد اعتقاد به تمامیت مرزی را در میادین نصب میکنند.
در شرایطی که مفاهیم ایدئولوژیک مرتبط با جمهوری اسلامی دیگر در بین عموم مردم خریدار ندارد، جمهوری اسلامی دست به دامان مفاهیم ملی شده و قریب به این مضمون را در رسانهها تکرار میکند: «حتی اگر به نظام باور ندارید، به خاطر وطن…» وطنی که در سرود رسمی جمهوری اسلامی از آن نامی نیست، هنوز هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نه نامی از آن در نام خود دارد و نه نشانی از آن را در آرم خود درج میکند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.