والتر راسل مید در یادداشتی که دوشنبه ۲۷ بهمن در روزنامه والاستریت ژورنال منتشر کرد، نوشت گروه ضربتی ناو هواپیمابر «یواساس جرالد آر. فورد» ماه گذشته در دریای کارائیب گشت میزد، زمانی که نیروهای آمریکایی نیکولاس مادورو، رییسجمهوری پیشین ونزوئلا، را بازداشت کردند. اکنون و در حالی که بنبست طولانیمدت میان ایران و ایالات متحده وارد مرحلهای تازه و خطرناک میشود، بزرگترین ناو هواپیمابر جهان راهی خاورمیانه شده است.
بهنوشته راسل مید، ممکن است که برای برخی دولت ترامپ بیپروا، ناکارآمد و حتی دلقکمآب به نظر برسد، اما در عین حال این دولت میتواند به شکلی شگفتانگیز موثر هم باشد.
کاراکاس از زمانی که هوگو چاوز در سال ۱۹۹۹ ونزوئلا را به مسیر فروپاشی برد—آن هم با تشویق بخشهایی از چپ آمریکا که چاویسم را «سوسیالیسمی که بالاخره جواب میدهد» میدانستند—به معضلی برای روسایجمهوری آمریکا بدل شد. در حالی که افول اقتصادی موجی از پناهجویان را به آنسوی مرزها راند و پیوند دولت با کارتلهای مواد مخدر بحران را تشدید کرد، ونزوئلا به کوبای سوسیالیستی یارانه داد و به پناهگاهی برای رقبای روسی و ایرانی آمریکا تبدیل شد.
در برابر این تحولات، بیل کلینتون، جورج بوش پسر، باراک اوباما و جو بایدن پاسخی موثر نداشتند. اما در دوره ترامپ، مادورو دستگیر و زندانی شد، جریان نفت به هاوانا قطع شد و دولت ونزوئلا پیش از هر تصمیم مهم با نگرانی به واشینگتن مینگرد.
بهنوشته والاستریت ژورنال اکنون که ابزار اصلی سقوط مادورو به سوی ایران در حرکت است، توجه جهان به برنامههای ترامپ برای قدیمیترین و سرسختترین دشمن آمریکا در خاورمیانه معطوف شده است و تحلیلگران با تبوتاب درباره تصمیم و اقدام ترامپ گمانهزنی میکنند.
نویسنده این یادداشت تاکید کرده که پیشبینی نتیجه بحران ناممکن است و حتی خود دونالد ترامپ نیز احتمالا نمیداند در نهایت چه خواهد کرد.
بهنوشته والتر راسل مید، یکی از کلیدهای روش دیپلماتیک او ایجاد موقعیتهایی است که تنها خودش قدرت اتخاذ تصمیمی سرنوشتساز را داشته باشد؛ تصمیمی که برای دیگر کشورها اهمیتی حیاتی دارد و آنها را به رقابت برای جلب رضایت او وامیدارد.
او نوشت در حال حاضر، ترامپ در موقعیتی ایدهآل قرار دارد. در قبال ایران دستش باز است و میتواند به هر سو حرکت کند. میتواند به سمت تغییر رژیم برود. میتواند توافقی ضعیف با تهران بپذیرد و آن را پیروزی جلوه دهد. میتواند مانند جنگ ۱۲روزه، اجازه دهد اسرائیل بخش عمده کار سخت را انجام دهد و در پایان برای کسب اعتبار وارد صحنه شود. حتی میتواند به روحانیون حاکم در تهران فرصتی تازه برای بقا بدهد.
همه کسانی که دغدغه ایران یا نفت آن را دارند، میدانند ترامپ قدرت آن را دارد که معادلاتشان را برهم بزند. مخالفان و حامیان توافق با ایران، اسرائیلیها، قطریها، روسها، چینیها، اروپاییها و ترکها، همه در انتظار تصمیم ترامپ هستند.
بهنوشته راسل مید، موضوع فقط اهرم فشار نیست، بلکه جایگاه است. وقتی سرنوشت کشوری که برای منطقه و بازار جهانی نفت حیاتی است به تصمیم او وابسته باشد، ترامپ به قابلمشاهدهترین و قدرتمندترین رهبر جهان بدل میشود. دیگران حرف میزنند؛ او تصمیم میگیرد.
مساله همچنین «امتیاز رسانهای» است. هرچه تحلیلگران بیشتر درباره نیت او گمانهزنی کنند و بازارهای مالی و سیاستگذاران جهانی بیشتر بکوشند مقصود او را از میان سخنانی—که اغلب عامدانه گمراهکننده است—استخراج کنند، سلطه ترامپ بر اخبار بیشتر میشود. پس از نزدیک به یک دهه حضور پررنگ در سیاست جهانی، باید پذیرفت که این سلطه برای او قدرتآفرین است.
بهنوشته والاستریت ژورنال، در حالی که ترامپ پیشنهادهای مختلف را میسنجد و از اعتباری که بحران برایش به همراه دارد لذت میبرد، دشوار است تصور کنیم بخواهد این نمایش را بهسرعت پایان دهد. از دید او، شاید تنها نقطهضعف بحران ایران این باشد که نمیتواند تا ابد ادامه یابد.
او میتواند با حفظ وضعیت موجود هم سود ببرد، اما در نهایت باید انتخاب کند. اما انتخابها با خطر و هزینه همراهاند. به محض آنکه مسیری را برگزیند، گزینههای باقیمانده محدود میشوند. حمله به ایران خطر یک جنگ طولانی را دارد. پذیرفتن توافقی که از ترس جنگ طولانی تحمیل شود، میتواند او را در داخل ضعیف و در خارج بیاعتبار جلوه دهد.
بهنوشته والاستریت ژورنال در چنین شرایطی، اعزام بزرگترین ناو هواپیمابر آمریکا به خاورمیانه منطقی به نظر میرسد. ترامپ بهتدریج تنش را بالا میبرد، در حالی که یک گروه ضربتی ناو هواپیمابر بهآرامی از دو اقیانوس عبور میکند. این روند گزینههای او را باز نگه میدارد و همزمان برتری روانی و نظامیاش را بر حاکمان کشورهای خلیج فارس، اسرائیلیها و هرکسی که نگران قیمت نفت یا امنیت دریاهاست افزایش میدهد.
والتر راسل مید در پایان تحلیل خود تاکید کرده که ترامپ در ایران با برخی از زیرکترین و سرسختترین رقبای خود روبهروست و در مقابل، روحانیون حاکم در تهران با غیرقابلپیشبینیترین و تهاجمیترین رهبر آمریکا از زمان به قدرت رسیدنشان مواجهاند.