کرونا، کشتار، جنگ؛ «ما از نوجوانی چیزی نفهمیدیم»

برخی از نوجوانانی که در روزهای اخیر برای ایراناینترنشنال پیام فرستادهاند، میگویند کودکی و نوجوانیشان با کرونا، تعطیلی مدارس، کشتار دیماه، جنگ، قطعی اینترنت و بحران اقتصادی گره خورده است.

برخی از نوجوانانی که در روزهای اخیر برای ایراناینترنشنال پیام فرستادهاند، میگویند کودکی و نوجوانیشان با کرونا، تعطیلی مدارس، کشتار دیماه، جنگ، قطعی اینترنت و بحران اقتصادی گره خورده است.
شماری از آنها میگویند این رخدادها بر زندگی روزمره، تحصیل، سلامت روان و نگاهشان به آینده تاثیر گذاشته است.
کودکی و نوجوانی از دست رفته
دانشآموزی که خود را متولد سال ۹۲ معرفی کرد، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «از وقتی مدرسه رفتم کلاس اول تا چهارم، کرونا بود و کلاسها هم آنلاین برگزار شد. کلاسهای پنجم و ششم هم درگیر آلودگی هوا بودیم. الان که کلاس هفتم هستم، از دیماه مدرسه نرفتیم. ما از مدرسه و نوجوانی چیزی نفهمیدیم. تمام فکر ما در این سن سیاست و اقتصاد بود.»
نوجوان دیگری در پیامی مشابه و با اشاره به یاد همسالانش که در کشتار دیماه جان خود را از دست دادند، گفت: «ما نوجوانها واقعا بدبخت شدیم؛ نه امید و آرزویی، نه آیندهای. از بدو تولد با کرونا، آلودگی، قطعی برق و آب، جنگ و کشتار سر کردیم.»
مخاطب ۱۶ سالهای از ساری نوشت زندگی در ایران از چیزی که همه فکر میکنند، سختتر است، چرا که دیگر امید و هدفی در زندگیشان ندارند.
به گفته او، شرایط روزبهروز بدتر میشود و این حکومت کودکی و جوانی را آنان گرفته است.
نوجوان دیگری که میگوید ۱۷ سال دارد، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «نوجوانی هستم که با هزاران مشکلات در این مملکت مجبورم کار کنم تا بار اضافهای بر دوش خانوادم نباشم و حتی بتوانم کمکی به آنها کنم.»
مدرسه، آموزش و آینده مبهم
اختلال در روند آموزش و نگرانی نسبت به آینده تحصیلی، از دیگر موضوعاتی است که در پیامهای نوجوانان به ایراناینترنشنال تکرار میشود.
شماری از آنها میگویند تعطیلیهای پیدرپی، آموزش مجازی و برگزاری حضوری امتحانها، روند یادگیری را با مشکل روبهرو کرده است.
نوجوانی از آستارا که خود را دانشآموز کلاس نهم معرفی کرده، در پیامی نوشت: «با شروع جنگ، تمام مدارس مجازی شد و تا قبل از آن هم کیفیت آموزش در مدرسهها چندان تعریفی نداشت.»
به گفته او، دانشآموزان در طول سال تحصیلی چیزی از درسها یاد نگرفتهاند و با وجود آموزش مجازی، قرار است امتحانهایشان بهصورت حضوری برگزار شود.
مخاطب ۱۵ سالهای از کرمانشاه نیز نوشت او و دوستانش در این مدت نتوانستهاند مطالب درسی را بهخوبی یاد بگیرند و از درسها عقب افتادهاند. این دانشآموز دلیل این موضوع را وضعیت آموزش مجازی عنوان کرد.
دانشآموز دیگری که پایه یازدهم تجربی است، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «چرا آیندهای که زمان زیادی برای آن برنامهریزی کرده بودم، باید خراب شود؟»
در پیامی دیگر، دانشآموزی با اشاره به مشکلات اقتصادی خانوادهها و تاثیری که بر تحصیل آنها گذاشته، خبر داد نهتنها وضعیت تحصیلی بلاتکلیف مانده، بلکه تمامی اعضای خانواده «باید نگران آینده و معیشت باشند».
نوجوان ۱۷ سالهای در پیامی مشابه با نگرانی از شرایط معیشتی خانوادهاش نوشت: «باور کنید بیشتر شبها چیزی برای خوردن نداریم.»
این نگرانیها در حالی مطرح میشود که در ماههای گذشته، شماری از دانشآموزان از اختلال در روند آموزش، دشواری دسترسی به منابع درسی و نامشخص بودن وضعیت امتحانها و کنکور خبر داده بودند.
دانشآموزی از مشهد که در مقطع دوازدهم تحصیل میکند، با اشاره به اینکه برای درس خواندن هم باید پولدار بود، به ایراناینترنشنال گفت هزینه مشاور تحصیلی برای ورود به دانشگاه ۲۸ میلیون تومان است و قیمت کتابهای کمک آموزشی بهشدت بالاست.
یک دانشآموز از تهران نوشت هنگام ثبتنام مدرسه، خانوادهاش با شهریه ۱۷۰ میلیون تومانی روبهرو شدهاند و این موضوع او را شوکه کرده است.
وقتی آرزوها گران میشوند
دهها پیام رسیده به ایراناینترنشنال از سوی نوجوانان حاکی از آن است که بسیاری از امکانات و تفریحاتی که برای همسالانشان در دیگر کشورها عادی محسوب میشود، برای آنان به آرزو بدل شده و فشار اقتصادی حتی بر ادامه تحصیلشان نیز اثر گذاشته است.
یکی از آنها در پیامی نوشت خرید موتور و خودرو برایش آرزو شده و حتی یک تفریح ساده نیز بهسختی و شاید ماهی یک بار امکانپذیر است.
به گفته او، بسیاری از خانوادهها برای تامین هزینههای زندگی ناچار به صرفهجویی در سایر بخشهای هزینههای خود شدهاند.
نوجوان دیگری با اشاره به افزایش قیمت خوراکیها نوشت تجربه غذاهای خارجی بدل به آرزو شده، چرا که بهای هشت تکه سوشی در عرض چند ساعت از یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان به دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده است.
مخاطب ۱۵ سالهای در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «چرا باید همیشه بهجای درس و زندگی ساده، نگران این باشم که قیمت دلار چند است؟ باور کنید دیگر توانی برای ما نمانده.»
در میان پیامهای رسیده، برخی نوجوانان از تلاش برای امرار معاش و حتی کمک به خانوادههای خود در شرایط بحرانی کنونی سخن گفتهاند.
یک دانشآموز ۱۴ ساله نوشت با وجود کار کردن، احساس میکند حتی اگر تمام درآمدش را پسانداز کند، در آینده به جایی نخواهد رسید.
نوجوانی دیگر که برنامهنویس است، با ابراز ناراحتی از وضعیت اینترنت گفت دیگر قادر نیست پروژههای کاری بگیرد.
یک هنرجوی ۱۷ ساله از اصفهان در پیامی نوشت بهدلیل شرایط اقتصادی خانوادهاش، از توان خرید کامپیوتر برای انجام پروژههای درسی و آموزشی برخوردار نیست و بیم آن دارد که آرزویش برای برنامهنویس شدن دستنیافتنی بماند.
مخاطبی ۱۳ ساله هم گفت: «آرزوهای بسیاری دارم، اما گرانی بیداد میکند و دیگر پولی برای غذا خوردن هم نداریم.»
شاید به ترک تحصیل فکر کنیم
برخی از پیامها به تاثیر فشارهای اقتصادی بر ادامه تحصیل اشاره دارند.
شاگرد سال دهمی در پیامی نوشت با وجود تلاش برای قبولی در رشته تجربی، ممکن است بهدلیل ناتوانی خانواده در تامین هزینهها ناچار به ترک تحصیل شود.
او افزود: «تنها امیدم این بود که با درس خواندن به جایی برسم، اما احتمالا سال بعد و با تداوم این شرایط، ناچار به ترک تحصیل هستم.»
نوجوانی دیگر که ۱۴ساله است، نوشت: «وضعیت معیشتی خانوادهام هیچ تعریفی ندارد. دغدغه من این است که آیا پدر بازنشسته، ضعیف و خستهام میتواند از پس این مخارج سنگین بر بیاد؟ آیا مادرم میتواند با حقوق ۵ میلیون تومان یک زندگی پر از قسط و بدهی را مدیریت کند؟»
سلامت روان و ناامیدی از آینده
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال از سوی نوجوانان، مجموعه بحرانها در سالهای اخیر، از مشکلات اقتصادی و آموزشی گرفته تا جنگ و رخدادهای دیماه، بر سلامت روان و نگاه آنان به آینده تاثیر گذاشته است.
دختری ساکن اصفهان که تنها ۱۷ سال دارد، در پیام خود نوشت شرایط کشور، گرانی و مشکلات آموزشی، نسل او را با ناامیدی روبهرو کرده است.
او گفت: «نسل ما نابود شد، هیچوقت فکرش را هم نمیکردم چنین روزی را با چشمانم ببینم.»
مخاطب ۱۶ سالهای نیز نوشت: «هر ثانیه عذاب وجدان دارم و حس میکنم باری اضافه بر دوش پدر و مادرم هستم.»
در پیامی دیگر، دختری ۱۵ ساله گفت: «ما در ایران محکوم به ادامه دادن هستیم. اما اصلا امیدی برای آیندهام ندارم.»
ترومای دیماه
در میان پیامهای رسیده، شماری از نوجوانان به تاثیر رخدادهای دیماه و از دست دادن همسالان خود بر آینده و امیدشان به زندگی اشاره کردهاند.
یکی از آنها که ۱۴ سال دارد، در پیام خود به ایراناینترنشنال نوشت: «دوستم را در اعتراضات از دست دادم و دچار افسردگی شدم. از طرف دیگر هم مدام نگران قیمت دلار و آینده کشورم هستم.»
دختر نوجوانی هم از دچار شدنش به پرخوری عصبی پس از رخدادهای دیماه و همچنین تیکهای عصبی خبر داد و گفت ناامیدی از آینده باعث شده توانی برای انتخاب رشته و دانشگاه نداشته باشد.
مخاطبی ۱۵ ساله برای ایراناینترنشنال نوشت هر روز به همسنوسالانش فکر میکند که در خیابان کشته شدند، اما او زنده مانده است.
در پیامی دیگر، دانشآموزی ۱۶ ساله نوشت: «اینجا هیچکس خوشحال نیست. همه عزادارند.»
مخاطبی ۱۳ ساله از زنجان به رخدادهای ۱۸ و ۱۹ دیماه اشاره کرد و نوشت: «وقتی تعداد زیادی از همسنوسالانم را با گلوله کشتند، من نمیتوانم آرام بگیرم.»
در ماههای گذشته نیز گزارشهایی از تاثیر رخدادهای دیماه بر دانشآموزان و نوجوانان منتشر شده بود.
در آن زمان، شماری از دانشآموزان از شهرهای مختلف یاد همسالان جانباخته خود را گرامی داشتند و به همین دلیل، با فشارهای انضباطی و تهدید مواجه شدند.
نوجوانی از بندرعباس نوشت: «راهی را که جاویدنامان انقلاب ملی شروع کردند، نسل ما باید با سقوط و شکست این نظام به پایان برساند.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
مردم چه میگویند؟
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.