• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

نهادهای امنیتی آرامستان اراک را هم‌زمان با چهلم جاویدنامان تعطیل کردند

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۹:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)

خانواده برخی از جاویدنامان از تعطیلی آرامستان اراک هم‌زمان با چهلم کشته‌شدگان انقلاب ملی ایرانیان خبر دادند. در بهشت زهرای تهران نیز جو به‌شدت امنیتی برقرار شده است.

ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال در دوشنبه ۲۷ بهمن، حاکی از استقرار خودروهای نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در بهشت زهرای تهران است.

هم‌زمان، برخی منابع به ایران‌اینترنشنال گفتند آرامستان اراک تا ۳۰ بهمن تعطیل خواهد بود. پیش‌تر شماری از خانواده‌ها برای برگزاری مراسم چهلم جاویدنامان در ۲۸ و ۲۹ بهمن فراخوان داده بودند.

گزارش‌ها همچنین از تماس تلفنی نهادهای امنیتی حکومت با برخی خانواده‌ها و تهدید آن‌ها حکایت دارند.

خانواده‌های مهرداد مشتاقی، احسان اکبری و اسماعیل گنج‌گلی، از لغو یا تغییر زمان و در برخی موارد مکان برگزاری مراسم چهلم کشته‌شدگان به‌دلیل تعطیلی این آرامستان خبر دادند.

جاویدنام مهرداد مشتاقی، ۲۷ ساله و هوادار سرسخت رئال مادرید، شامگاه ۱۹ دی در شهر اراک بر اثر اصابت گلوله جنگی به سر، به‌شدت مجروح و به بیمارستان منتقل شد.

مهرداد تحت عمل جراحی قرار گرفت، اما به علت مرگ مغزی و ایست قلبی جان خود را از دست داد.

جاویدنام احسان اکبری، ۲۷ ساله، شامگاه ۱۸ دی به ضرب گلوله‌های جنگی و ساچمه‌ای نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در اراک کشته شد. خانواده احسان پیکر او را ۲۲ دی تحویل گرفتند.

جاویدنام اسماعیل گنج‌گلی، ۲۸ ساله، شامگاه ۱۸ دی در اعتراضات اراک با شلیک ده‌ها گلوله ساچمه‌ای به سینه‌اش جان باخت.

فشار به خانواده‌ها برای پخش قرآن به‌جای موسیقی

پیش از تعطیلی آرامستان اراک، گزارش‌ها حاکی از برقراری جو امنیتی شدید بر سر مزار کشته‌شدگان و فشار به خانواده‌ها برای «پخش قرآن» به‌جای موسیقی و خودداری از تجمع در این مکان بود.

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، سالگرد تولد جاویدنام پرستو جراحیان ۲۶ بهمن در شرایطی در آرامستان اراک برگزار شد که محل دفن او تحت کنترل شدید نیروهای امنیتی بود و ماموران به شهروندان اجازه نمی‌دادند بیش از دو دقیقه بر سر مزار بایستند.

به گفته شاهدان، افرادی که برای ادای احترام بر مزار پرستو جراحیان حضور یافته بودند، با تذکر فوری ماموران مواجه و مجبور به ترک محل می‌شدند.

فضای آرامستان به‌گونه‌ای امنیتی شده بود که عملا امکان برگزاری مراسم یا حضور آزادانه شهروندان بر مزار این جان‌باخته وجود نداشت.

‏جاویدنام ‫پرستو جراحیان، بوکسور ۲۳ ساله، شامگاه ۱۸ دی در میدان شورا‌ی اراک از ناحیه‌ پهلو هدف گلوله‌ جنگی قرار گرفت و به بیمارستان منتقل شد. باوجود آنکه پرستو سطح هوشیاری بالایی داشت، اما همان شب خبر درگذشت او را به خانواده‌اش دادند.

بر اساس گزارش‌ها، علاوه بر نزدیکان پرستو، دیگر خانواده‌ها نیز اجازه حضور طولانی‌مدت بر سر مزار جاویدنام خود را نداشتند.

باوجود فشارها و تهدیدها، روزهای ۲۳ و ۲۴ بهمن مراسم چهلم برخی کشته‌شدگان در ده‌ها شهر ایران از جمله اراک برگزار شد.

۲۴ بهمن، حاضران در مراسم چهلم جاویدنام ارمیا فضلی در اراک شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» سر دادند.

این جوان ۲۰ ساله در اعتراضات ۱۸ دی‌ اراک با شلیک گلوله ماموران به سینه‌اش به قتل رسید. ارمیا دانشجوی رشته مدیریت بود.

در مراسم چهلم بابک جمالی در اراک نیز حاضران با همخوانی ترانه «سوغاتی» از هایده، یاد او را گرامی داشتند.

این جاویدنام که ۱۹ دی در اراک کشته شد، پدر دو کودک خردسال چهار و یک ساله بود.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

  • در آیین چهلم جان‌باختگان انقلاب ملی، خانواده‌ها از «آزادی» و «افتخار به فرزندانشان» گفتند‬

    در آیین چهلم جان‌باختگان انقلاب ملی، خانواده‌ها از «آزادی» و «افتخار به فرزندانشان» گفتند‬

•
•
•

مطالب بیشتر

نهادهای امنیتی آرامستان اراک را تعطیل کردند

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۵۲ (‎+۰ گرینویچ)

خانواده برخی جاویدنامان از تعطیلی آرامستان اراک هم‌زمان با مراسم چهلم کشته‌شدگان انقلاب ملی ایرانیان خبر دادند. پیش از تعطیلی نیز گزارش‌ها حاکی از برقراری جو امنیتی شدید در این آرامستان و فشار به خانواده‌ها برای «پخش قرآن» به جای موسیقی و خودداری از تجمع بود.

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، سالگرد تولد جاویدنام پرستو جراحیان یکشنبه ۲۶ بهمن در شرایطی در آرامستان اراک برگزار شد که محل دفن او تحت کنترل شدید نیروهای امنیتی بود و ماموران به شهروندان اجازه نمی‌دادند بیش از دو دقیقه بر سر مزار بایستند.

به گفته شاهدان، افرادی که برای ادای احترام بر مزار پرستو جراحیان حاضر می‌شدند، با تذکر فوری ماموران مواجه و مجبور به ترک محل می‌شدند.

فضای آرامستان به‌گونه‌ای امنیتی شده بود که عملا امکان برگزاری مراسم یا حضور آزادانه شهروندان بر مزار این جان‌باخته وجود نداشت.

دیگر خانواده‌ها نیز اجازه حضور طولانی‌مدت بر سر مزار جاویدنام خود را نداشتند.

خانواده‌های مهرداد مشتاقی، احسان اکبری و اسماعیل گنج‌گلی، نیز از لغو یا تغییر زمان برگزاری مراسم چهلم این کشته‌شدگان به دلیل تعطیلی آرامستان اراک خبر دادند.

شریان نفتی جمهوری اسلامی زیر فشار تحریم‌ها؛ صادرات نفت ایران به‌طور چشمگیری کاهش یافت

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۶:۴۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
دالغا خاتین اوغلو

داده‌های جدید ردیابی نفتکش‌ها نشان می‌دهد صادرات نفت ایران در آغاز سال ۲۰۲۶ به‌طور چشمگیری کاهش یافته است. این روند تردیدهای تازه‌ای درباره پایداری مهم‌ترین منبع درآمدی جمهوری اسلامی، هم‌زمان با تشدید فشار تحریم‌های آمریکا، برانگیخته است.

بر اساس داده‌های شرکت اطلاعات کشتیرانی کپلر که ایران‌اینترنشنال آن را مورد بررسی قرار داده، بارگیری نفت خام از پایانه‌های ایران در خلیج فارس در ماه ژانویه به کمتر از ۱.۳۹ میلیون بشکه در روز رسید که نسبت به مدت مشابه سال گذشته از کاهش ۲۶ درصدی حکایت دارد.

این افت بخشی از یک روند کاهشی مستمر است که از ماه اکتبر کلید خورده و نشان‌دهنده تداوم فشارها بر جمهوری اسلامی است؛ روندی که به یک وقفه مقطعی محدود نمی‌شود.

این روند کاهشی بیش از هر جا در چین دیده می‌شود؛ کشوری که در شرایط تحریمی، اصلی‌ترین و عملا تنها خریدار بزرگ نفت ایران به شمار می‌رود.

میزان تخلیه نفت ایران در بنادر چین ماه گذشته به ۱.۱۳ میلیون بشکه در روز رسید، در حالی که میانگین آن در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۱.۴ میلیون بشکه بود.

  • اکسیوس: ترامپ و نتانیاهو توافق کردند فشار بر صادرات نفت ایران به چین را افزایش دهند

    اکسیوس: ترامپ و نتانیاهو توافق کردند فشار بر صادرات نفت ایران به چین را افزایش دهند

نفت خام فروش‌نرفته ایران در حال انباشت در دریا است. حجم نفت ذخیره‌شده روی نفتکش‌ها طی یک سال گذشته تقریبا سه برابر شده و به بیش از ۱۷۰ میلیون بشکه رسیده؛ نشانه‌ای از اینکه فروش یا تحویل محموله‌ها با دشواری بیشتری روبه‌رو شده است.

نگه‌ داشتن این نفت روی آب هزینه‌بر است. اجاره یک نفتکش بسیار بزرگ حمل نفت خام معمولا بیش از ۱۰۰ هزار دلار در روز هزینه دارد و شناورهایی که نفت تحریم‌شده ایران را حمل می‌کنند، به‌دلیل مخاطرات حقوقی و بیمه‌ای با نرخ‌های حتی بالاتری معامله می‌شوند.

تحلیل‌گران برآورد می‌کنند حدود یک‌پنجم درآمد نفتی ایران عملا صرف هزینه‌های حمل‌ونقل و ذخیره‌سازی می‌شود.

بخش بزرگی از این محموله‌های نفتی در آب‌های آسیا بلاتکلیف مانده است. حدود یک‌سوم نفتکش‌های ایرانی در آب‌های آزاد لنگر انداخته‌اند و سایر کشتی‌ها نیز برای دور زدن تحریم‌ها، به‌طور مداوم در حال حرکت هستند یا عملیات انتقال کشتی به کشتی انجام می‌دهند؛ شیوه‌هایی که در ناوگان «سایه» جمهوری اسلامی به روالی رایج تبدیل شده‌اند.

در همین حال، تحریم‌ها به‌طور فزاینده‌ای این شبکه‌ها را هدف گرفته‌اند. بر پایه داده‌های کپلر، ۸۶ درصد نفتکش‌هایی که طی یک سال گذشته نفت ایران را جابه‌جا کرده‌اند، از سوی ایالات متحده تحریم شده‌اند؛ موضوعی که از گسترش دامنه اجرای تحریم‌ها حکایت دارد.

  • انباشت «نفت روی آب» ایران و ریسک هرمز؛ معمای بزرگ بازار نفت در ۲۰۲۶

    انباشت «نفت روی آب» ایران و ریسک هرمز؛ معمای بزرگ بازار نفت در ۲۰۲۶

این فشارها جمهوری اسلامی را ناچار کرده برای حفظ سطح فروش خود، تخفیف‌های قابل‌توجهی ارائه دهد.

در حال حاضر نفت خام ایران حدود ۱۱ تا ۱۲ دلار در هر بشکه پایین‌تر از شاخص‌های مشابه قیمت‌گذاری می‌شود؛ در حالی که اوایل سال گذشته میلادی میزان تخفیف حدود ۳ دلار در هر بشکه بود. این اختلاف قیمت، درآمد خالص تهران را به‌طور چشمگیری کاهش داده است.

این روند تنها به نفت خام محدود نمی‌شود. صادرات فرآورده‌هایی مانند نفت کوره ایران در ژانویه به حدود ۳۵۰ هزار بشکه در روز کاهش یافت، در حالی که این رقم یک سال پیش ۴۱۰ هزار بشکه در روز بود.

چین و امارات متحده عربی از مهم‌ترین مشتریان این فرآورده‌ها به شمار می‌روند.

این در حالی است که شواهد از احتمال افزایش فشارها بر جمهوری اسلامی حکایت دارند. دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، به‌تازگی در یک فرمان اجرایی، بر شرکای تجاری حکومت ایران تعرفه ۲۵ درصدی اعمال کرد.

این اقدام می‌تواند شرکت‌ها و دولت‌ها را بیش از پیش از همکاری در زمینه خرید و جابه‌جایی نفت ایران بازدارد.

تشدید فشارهای اقتصادی بستر تازه‌ای برای احیای مذاکرات غیرمستقیم میان واشینگتن و تهران ایجاد کرده است.

برای مقام‌های جمهوری اسلامی، کاهش تحریم‌ها سریع‌ترین راه برای تثبیت درآمد نفتی و کاستن از تنگنای بودجه‌ای محسوب می‌شود.

با این حال، اختلاف‌های عمیق بر سر برنامه هسته‌ای، توسعه توان موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای تهران باعث شده رسیدن به توافق دور از انتظار باشد، مگر آنکه یکی از دو طرف از مواضع کلیدی خود کوتاه بیاید.

در مجموع، این آمار نشان می‌دهد توان جمهوری اسلامی برای ادامه صادرات نفت در شرایط تحریم، که سال‌ها یکی از ستون‌های پایداری اقتصادی حکومت محسوب می‌شد، اکنون با محدودیت‌های جدی‌تری روبه‌رو شده است.

تشدید فشارهای امنیتی علیه دانش‌آموزان؛ خانواده‌ها به مدرسه بدبین‌ شده‌اند

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۴:۰۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
هومن عابدی

بر اساس پیام‌هایی که به ایران‌اینترنشنال ارسال شده، تشدید فضای امنیتی در مدارس چندین شهر ایران موج تازه‌ای از غیبت دانش‌آموزان را به‌دنبال داشته است و خانواده‌ها می‌گویند کلاس‌های درس دیگر برای فرزندان‌شان امن به نظر نمی‌رسد.

در هفته‌های گذشته، والدین و دانش‌آموزانی از مشهد، گرگان، تهران و شهرهای دیگر ایران توصیف کرده‌اند که مدارس از محیط آموزشی به جایی برای نظارت امنیتی بر دانش‌آموزان و بازجویی از آنها تبدیل شده‌اند.

یک دانش‌آموز از مشهد در پیامی به ایران‌اینترنشنال توضیح داد که مسئولان مدرسه و نیروهای وابسته به نهادهای امنیتی، تلفن‌های همراه دانش‌آموزان و گاه کیف‌های مدرسه آنها را وارسی کرده‌اند.

این دانش‌آموز افزود: «بعد از شروع این وضعیت، چند نفر از همکلاسی‌هایم دیگر به مدرسه نیامدند.»

  • شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان از کشته شدن ۲۰۰ دانش‌آموز در اعتراضات اخیر خبر داد

    شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان از کشته شدن ۲۰۰ دانش‌آموز در اعتراضات اخیر خبر داد

گزارش‌های مشابهی نیز از مدارس دخترانه در گرگان، در شمال ایران، منتشر شده است. چندین دانش‌آموز به ایران‌اینترنشنال گفته‌اند که این بازرسی‌ها با فضایی که آنها «رعب‌انگیز» توصیف کرده‌اند، همراه بوده و همین باعث شده است که برخی خانواده‌ها به‌طور موقت فرزندان‌شان را از حضور در کلاس‌ها بازدارند.

از سوی دیگر گزارش‌هایی مبنی بر تجسس مدیران مدرسه درباره دانش‌آموزانی منتشر شده است که در روزهای اولیه پس از اعتراض‌ها به مدرسه نمی‌آمدند و غیبت داشتند تا از این طریق بتوانند دانش‌آموزانی را که در اعتراض‌های ۱۸ و ۱۹ دی شرکت داشتند و مجروح شده‌اند، شناسایی شوند.

افزایش غیبت‌ها در پی نگرانی‌های امنیتی

هیچ آمار رسمی درباره میزان حضور دانش‌آموزان در کلاس‌های درس منتشر نشده است، اما گفت‌وگو با معلمان در تهران و استان البرز نشان می‌دهد تعداد دانش‌آموزان در برخی کلاس‌ها کاهش یافته است.

یک معلم دبیرستان در تهران که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، گفت: «در کلاسی با ۲۵ نفر، بعضی روزها کمتر از نصف دانش‌آموزان حضور دارند. والدین می‌گویند وضعیت از نظرشان امن نیست.»

100%

مادر یک دانش‌آموز پایه هشتم در شرق تهران گفت چند روز به فرزندش اجازه داده در خانه بماند. او گفت: «مدرسه باید امن‌ترین مکان برای کودک باشد. وقتی درباره بازرسی‌ها و پرسش‌ها می‌شنوم، طبیعی است که تردید کنم.»

گزارش‌های اخیر در پی گزارش‌های قبلی درباره ورود نیروهای امنیتی و اعضای بسیج به مدارس در شهرهایی از جمله آبادان در جنوب، اراک و بخش‌هایی از استان مازندران در شمال ایران منتشر شده است.

خانواده‌ها پیش‌تر گزارش داده بودند که از دانش‌آموزان خواسته شده بدون حضور والدین‌شان تعهدنامه‌های کتبی امضا کنند. برخی پیام‌ها از بندرعباس، ملایر و گرگان از این حکایت دارند که مسئولان مدرسه از دانش‌آموزان درباره خانواده‌هایشان و فعالیت‌های مرتبط با اعتراضات پرسیده‌اند. افزون بر این، گفته می‌شود که برخی مراکز آموزشی در اراک و ساری به‌عنوان پایگاه نیروهای امنیتی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

ایجاد پایگاه‌های امنیتی در مدارس یا انتقال مخفیانه تسلیحات به مدارس از موضوعاتی است که نگرانی خانواده‌ها را برانگیخته است.

مادر یک دانش‌آموز پایه دوم در مدرسه‌ای در شمال تهران به ایران‌اینترنشنال گفت که در گروه تلگرامی کلاس فرزندش، والدین نسبت به استقرار تسلیحات نظامی در پشت‌بام مدرسه با هدف ایجاد سپر انسانی در جنگ احتمالی نگران‌اند و به یکدیگر توصیه می‌کنند تا زمانی که مدیریت مدرسه در این‌باره اظهار نظر نکرده و تضمین‌های لازم را نداده است، از فرستادن بچه‌ها به مدرسه پرهیز کنند.

به گفته او، در یک هفته اول بازگشایی مدارس پس از اعتراض‌های روزهای ۱۸ و ۱۹ دی نیمی از شاگردان کلاس غایب بودند و همچنان حدود یک‌سوم دانش‌آموزان در کلاس حاضر نمی‌شوند.

«شکاف عمیق» میان خانواده‌ها و مدارس

صبا آلاله، روان‌شناس بالینی و روان‌کاو اجتماعی ـ سیاسی مستقر در پاریس، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال این تحولات را نشانه‌ای از «گسست ساختاری در اعتماد» خواند و گفت: «ما شاهد یک گسست عمیق روانی و اجتماعی میان خانواده‌ها و مدارس هستیم.»

او افزود: «این گسست به رویدادهای اخیر محدود نمی‌شود؛ بلکه نتیجه سال‌ها بی‌اعتمادیِ انباشته‌شده است.»

آلاله با اشاره به تجربه‌های دوران اعتراض‌های «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، گفت که وقتی مدارس به‌عنوان فضاهایی برای اعمال فشار بر دانش‌آموزان بودند، این بی‌اعتمادی شدت گرفت و اکنون شاهد آثار فزاینده آن هستیم.

  • یورش ماموران به مدارس برای شناسایی و بازداشت دانش‌آموزان معترض

    یورش ماموران به مدارس برای شناسایی و بازداشت دانش‌آموزان معترض

او در ادامه با تاکید بر اینکه وقتی مدرسه با «نظارت و تهدید» گره می‌خورد، «به منبع اضطراب» تبدیل می‌شود، هشدار داد که قرار گرفتن در معرض بازرسی و بازجویی می‌تواند پیامدهای ماندگاری برای کودکان داشته باشد. او استدلال کرد: «وقتی دانش‌آموزان احساس کنند دائماً تحت نظارت هستند، آموزش می‌تواند معنای خود را از دست بدهد.»

به گفته این روان‌شناس، چنین وضعیتی می‌تواند به کاهش انگیزه، بی‌اعتمادی عمیق‌تر و حتی سردرگمی هویتی در دانش‌آموزان منجر شود.

آلاله «رشد سالم روانی» کودکان را نیازمند «همکاری کارآمد میان خانواده و مدرسه» می‌داند و تاکید می‌کند وقتی این همکاری آسیب ببیند یا دچار فروپاشی شود، بچه‌ها در نظام‌های ارزشی متضاد گرفتار می‌شوند و این تضاد رشد اجتماعی-عاطفی و هویتی آنها را با پیچیدگی‌های زیادی همراه می‌کند.

100%

پیامدهای بلندمدت برای آموزش

ناهید حسینی، پژوهشگر حوزه زنان و آموزش مستقر در لندن، تحولات اخیر در حوزه آموزش را «بازتابی از یک بحران گسترده‌تر در نظام آموزشی» می‌داند و معتقد است که وقتی مدرسه ناامن تلقی می‌شود، طبیعی است که والدین فرزندانشان را به آنجا نفرستند. نتیجه چنین تصمیمی محروم شدن میلیون‌ها دانش‌آموز از حق آموزش است.

حسینی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال با اشاره به وجود بیش از ۱۵ میلیون دانش‌آموز در ایران، پیامدهای اجتماعی و اقتصادیِ تداوم غیبت‌ها و کاهش اعتماد به مدارس را «گسترده» توصیف می‌کند و می‌گوید: «مدارس باید فضاهای ثبات و رشد باشند. وقتی به فضایی ترس‌خورده بدل می‌شوند، هزینه آن را نه‌تنها دانش‌آموزان بلکه کل جامعه می‌پردازد.»

پناهگاهی که دیگر امن نیست

برای بسیاری از خانواده‌ها، مساله دیگر فقط غیبت‌های موقت نیست، بلکه نگاه آنها نسبت به نهاد مدرسه به‌کل تغییر کرده است.

یک مادر در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت: «در گذشته، حتی اگر مشکلاتی وجود داشت، باز هم باور داشتیم مدرسه به‌طور کلی امن است. اما حالا احساس می‌کنم فرزندم آنجا تحت فشار است.»

در نبود ارتباط شفاف درباره دامنه و هدف اقدامات امنیتی در مدارس، به نظر می‌رسد بی‌اعتمادی در حال گسترش است.

کارشناسان هشدار می‌دهند وقتی مدرسه جایگاه خود را به‌عنوان پناهگاهی امن از دست بدهد، بازسازی این اعتماد ممکن است بسیار دشوار باشد و این دقیقا همان چیزی است که می‌تواند برای سال‌های آینده رابطه یک نسل با آموزش رسمی را به چالش بکشد


در ضرورت پایبندی به آرمان‌های زن، زندگی، آزادی؛ چشم‌انداز آینده‌ای آزاد برای ایران

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۲۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
شاهد علوی

در ماه‌های اخیر، بحث انتقادی درباره جنبش «زن، زندگی، آزادی» در شبکه‌های اجتماعی بالا گرفته است. منتقدان، آرمان‌های این جنبش و تکرار شعارهای آن را در شرایط فعلی زیر سوال می‌برند. نقدی که ناشی از عدم درک اهمیت تاریخی جنبش، فراتاریخی‌بودن معیارهایش و نیاز فوری و همیشگی ما به آن است.

در این یادداشت می‌کوشم به این پرسش پاسخ دهم که چرا موضع‌گیری سلبی و انکار بنیادی آرمان‌های «زن، زندگی‌، آزادی»، با هر هدفی ولو «خیرخواهانه»، اغلب در خدمت سیاستی قرار می‌گیرد که به بازتولید استبداد می‌انجامد.

شعار سیاسی یا سیاست زندگی

نزاع اصلی این‌جا نه بر سر یک شعار که بر سر تعریف سیاست است. سیاست‌ورزی در تعریف کلاسیک یعنی رقابت بر سر تصاحب قدرت یا تلاش برای گرفتن سهمی از کیک قدرت. در این چارچوب، سیاست یعنی قدرت و جنگ بر سر تصرف دولت، کنترل نهادها، مهار رقبا و تولید مشروعیت از مسیر نهادسازی دموکراتیک یا در نظام‌های غیردموکراتیک -مثل جمهوری اسلامی- از رهگذر سرکوب و بسیج ایدئولوژیک. در این مدل، انسان‌ها ابزارند، ابزاری برای کسب قدرت یا تهدید علیه قدرت.

«زن، زندگی، آزادی» سیاست را از مدار قدرت به مدار زندگی منتقل می‌کند. این‌جا سیاست با فرارفتن از صرف هنر کسب قدرت و حفظ آن، قابلیت امکان‌پذیرکردن زیستن شرافتمندانه را فعال می‌کند. وقتی سیاست را به‌مثابه زندگی بفهمیم، در بستر فضای سیاسی ایران، معیار سنجش موفقیت نظام سیاسی دیگر صرفا تعداد موشک، بودجه امنیتی و نمایش اقتدار نیست. در چنین چشم‌اندازی، امنیت روزمره شهروند، کرامت بدن، کیفیت تنفس در شهر، امکان عشق‌ورزیدن و انتخاب کردن، و البته حق گفتن «نه» به قدرت از معیارهای سیاست‌ورزی به شمار می‌آیند.

کسانی که امروز این شعار را به حاشیه می‌رانند یا آن را تفرقه‌افکن می‌خوانند، ولو ناخواسته و ناآگاهانه، تصویری از مدل مطلوب‌شان برای آینده ایران پیش چشم می‌نهند که می‌تواند به بازتولید نظام سلسله‌مراتبی بینجامد.

به این ترتیب، دشمنی بنیادی با این شعار (و نه نقد آن به مثابه یک جنبش اجتماعی با همه دستاوردها و ناکامی‌هایش) ریشه در نگاهی دارد که سیاست را همچنان ملک خود می‌داند. سیاست برای دشمنان (و نه منتقدانِ) «زن، زندگی، آزادی»، حق نخبگانی یا عطیه‌ای الهی است نه فضای ایفای نقش همگانی و حق عمومی برای زیستن. از این نقطه عزیمت، موضع ضد «زن، زندگی، آزادی» اغلب ارتجاعی است، چون می‌خواهد دوباره سیاست را به همان جایی برگرداند که قدرتْ محور است و زن، زندگی و آزادی در حاشیه.

  • زنان در اعتراضات تازه ایران؛ غیبت و حضوری که می‌تواند همه چیز را تغییر دهد

    زنان در اعتراضات تازه ایران؛ غیبت و حضوری که می‌تواند همه چیز را تغییر دهد

چشم‌اندازی برای آینده‌

«زن، زندگی، آزادی» را باید همچون چشم‌اندازی حداقلی برای آینده فهمید، حداقل‌های اخلاقی و حقوقی‌ که تضمین نشدن آنها در هر نظم سیاسی، این خطر را در پی دارد که ساختار سیاسی دیر یا زود به سمت نابرابری اجتماعی، بازتولید خشونت و انکار حق همگانی بر سیاست برود.

جنبشی مترقی که دال مرکزی آن کرامت انسان و مطالبه اصلی آن حقوق برابر برای همه است و از همان چیزهایی حرف زد که مردم هر روز لمس می‌کنند؛ فقدان آزادی پوشش و امید و امنیت، وجود فقر فزاینده و به دنبال اینها تحقیر، تبعیض، سرکوب و خشونت. جنبشی فراگیر، چندصدایی و قیمومیت‌گریز که زن و مرد، نسل‌های محتلف، اقلیت‌های اتنیکی و مذهبی، شهرهای کوچک و بزرگ همه خود را در آیینه شعارها و آرمان‌های آن می‌دیدند.

زن در این شعار، فقط موضوع زنان نیست. زن این‌جا نقطه‌ای است که قدرتْ خود را در پیوند با آن، به عریان‌ترین شکلش بازنمایی می‌کند: کنترل بدن، پوشش، میل، صدا، حضور و بودن زن در هر شکلش. هر ساخت سیاسی و نظمی که بدن زن یا اشکال مختلف بازنمایی زنانه را با هر ادبیات و هر توجیهی عرصه حکمرانی می‌کند، دیر یا زود بدن همه را میدان حکمرانی خواهد کرد.

زن این‌جا، یعنی اصل برابری و شکستن ستون فقرات پدرسالاری سیاسی، منطق قیم‌مابانه‌ای که می‌گوید «بعضی‌ها» برای «همه» تصمیم می‌گیرند. در بستر اعتراضات انقلابی در ایران، زن در نقطه کانونی رهایی از استبداد است چرا که تاریخ استبداد در خاورمیانه با کنترل بدن و ذهن زن گره خورده است.

پدرسالاری فرهنگی و سیاسی زیربنای معرفتی هر نوع دیکتاتوری سیاسی است. نمی‌توان رویای دموکراسی داشت اما نسبت به رهایی نیمی از جامعه بی‌تفاوت بود یا آن را بدون یادآوری پیوندش با مرد طلب نکرد. آزادی زن و پیوندش با زندگی، معیار آزادی تمامیت جامعه است.

  • مسئولیت جامعه جهانی در قبال کشتار سازمان‌یافته و جنایت علیه بشریت در انقلاب ملی ایرانیان

    مسئولیت جامعه جهانی در قبال کشتار سازمان‌یافته و جنایت علیه بشریت در انقلاب ملی ایرانیان

زندگی قلب تمایز این جنبش با ایدئولوژی‌های مرگ‌محور است. زندگی در این شعار یعنی سیاست باید به‌جای تولید دشمن، بحران، اعدام و حذف، بر حفاظت از انسان‌ها متمرکز شود. زندگی یعنی رفاه، امنیت، کرامت، شادی، حق زیستن بدون ترس و به همان اندازه یعنی مقابله با فقیرسازی، تحقیر، تبعیض، خشونت و ناامنی سیستماتیک. همچنان‌که زن در این شعار ستون برابری است، زندگی این‌جا ستون معنا و هدف حکومت است: حکومت برای زندگی است، نه زندگی برای حکومت.

زندگی در این شعار ناظر به یک گسست معرفتی در تاریخ معاصر ایران است. این جنبش در برابر چهار دهه حکمرانی مبتنی بر مرگ‌ستایی، قربانی کردن امر روزمره برای آرمان‌های موهوم و تقدیس رنج، زندگی را به دال مرکزی سیاست تبدیل کرد. به این ترتیب، مخالفت با این شعار، می‌تواند ناظر به الگویی کهنه‌ از سیاست باشد که آن را جدای از کیفیت زندگی شهروندان تعریف می‌کند.

آزادی نقطه بحرانی تجربه روزمره شهروندان در ایران است. آزادی بیان و رسانه، آزادی انتخاب سبک زندگی، آزادی تشکل و اعتراض، آزادی باور و بی‌باوری، آزادی نقد قدرت و کنارگذاشتن حکمرانان و عوض‌کردن دولت‌ها. بدون آزادی، حقوق زن به امتیازی قابل‌ پس‌گرفتن تبدیل می‌شود و زندگی به رفاهی تبدیل می‌شود که با یک فرمان می‌تواند قطع شود. آزادی همان سازوکار تضمین‌کننده‌ای است که اجازه نمی‌دهد کرامت و زندگی به لطف الهی یا عطیه ملوکانه بدل شود.

این سه مفهوم به یکدیگر گره خورده‌اند. بدون عاملیت زن، آزادی سیاسی اجتماعی ناپایدار است، بدون آزادی، زن و زندگی به گروگان گرفته می‌شوند و بدون زندگی، آزادی به شعاری بی‌‌محتوا بدل می‌شود.

100%

مخالفت سیاسی یا دشمنی معرفت‌شناختی

نقد تاکتیک‌ها، خطاها، ساده‌سازی‌ها یا سوءاستفاده‌های سیاسی از یک جنبش، ضروری و راهگشاست. مساله مخالفان اما فراتر از این است و به نظر می‌رسد به جنگ آرمان‌های جنبش و تقلیل معیارهای آن رفته‌اند. جایی گفته می‌شود این شعار را باید کنار گذاشت چون مساله امروز ما نیست و جایی گفته می‌شود این شعار، شعارهای تازه را به حاشیه می‌برد. به نظر می‌رسد مخالفت‌ها معمولا بر چند سوءبرداشت یا خوانش نادرست استوار است.

سوءبرداشت اول: این شعار هویتی/فمینیستی است و جامعه را دو قطبی می‌کند. این برداشت، زن را گروه می‌بیند نه بخشی از جامعه که در فقدانش، جامعه بلاموضوع می‌شود. زن در این شعار معیار شهروندی در یک چارچوب دموکراتیک است، چرا‌ که دموکراسی بدون برابری جنسیتی، پدیده‌ای صوری است. مساله این‌جا این نیست که زنان هم باید سهمی داشته باشند، مساله این است که اگر بدن و انتخاب زن تحت قیمومت باشد، هیچ حق دیگری حق نیست، همه امتیاز است و قابل سلب‌کردن و تابع میل حاکم.

سوءبرداشت دوم: این شعار سیاسی و انقلابی نیست. «زن‌، زندگی، آزادی» سیاست‌گریز نیست، سیاست‌ورزی انسان‌محور است. گونه‌ای از سیاست‌ورزی که همزمان امنیت خیابان، اقتصاد خانواده، کرامت زندانی و حق نفس کشیدن مردم در نقطه کانونی آن هستند.

این شعار سیاسی است چون معیار می‌دهد. برنامه سیاسی یعنی ترجمه معیارها به قانون، نهاد و سیاست عمومی. اگر نیروهای حامل این شعار نتوانسته‌اند بر اساس این معیارها، برنامه‌سازی و نهادسازی کنند، مساله محدودیت‌‌های آنهاست، نه محدودیت‌های معرفتی این شعار. چنان‌که در عمل، آزادی نسبی زنان در انتخاب نوع پوشش در ایران امروز، نتیجه سیاسی و انقلابی کنش‌های زنانی است که حاملان جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ایران هستند.

  • الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

    الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

فارغ از ساحت نظری، «زن، زندگی، آزادی» یک بسته روشن از مطالبات بنیادین را پیش چشم می‌گذارد که نه آرمان‌های انتزاعی، که دستورکارهای ملموس‌اند.

در قانون و حق؛ برابری کامل شهروندی، منع تبعیض، تضمین آزادی‌های بنیادین، استقلال قوه قضائیه و پایان دادن به هر سازوکاری که بدن زنان و سبک زندگی را جرم‌انگاری می‌کند.

در سیاست عمومی؛ امنیت روزمره، پایان خشونت سازمان‌یافته علیه سبک زندگی، کاهش سیاست ترس، تمرکز بر رفاه و کرامت و بازگرداندن دولت به وظیفه‌اش که خدمت به زندگی مردم نه مدیریت بدن و باور و پوشش است.

در نهادسازی؛ رسانه آزاد، انتخابات رقابتی و سالم، حق تشکل و اعتراض، شفافیت، پاسخ‌گویی و محدود شدن قدرت از طریق قانون و نظارت عمومی را دنبال می‌کند.

سوءبرداشت سوم: آزادی و دموکراسی اولویت نیست. این هم ترجمه دیگری از همان منطق قیم‌مابانه است. تجربه نشان داده امنیت ملی وقتی از امنیت انسان جدا شود، به ابزار توجیه سرکوب تبدیل می‌شود. انسان، حق حیات و کرامت و آزادی او فی‌نفسه یک ارزش است و تمام ارزش‌های دیگر نسبت به آن ثانویه هستند و نمی‌توان به خاطر هیچ ارزش یا مصلحت دیگری آزادی انسان را معلق کرد یا به ارزش‌های دیگر منوط کرد.

سوءفهم چهارم: دوره جنش تمام شده است. برخی می‌پندارند دوره این جنبش سپری شده و آن‌چه اکنون مردم در خیابان‌ها فریاد می‌زنند ربطی به شعار «زن، زندگی، آزادی» ندارد. این یک خطای استراتژیک است. «زن، زندگی، آزادی» فلسفه‌ای از زندگی را بازتاب می‌دهد که سطح توقعات سیاسی و اجتماعی ایرانیان را به نقطه‌ای بی‌بازگشت رساند.

100%

چرا فارغ از گرایش سیاسی، به این جنبش نیاز داریم؟

«زن، زندگی، آزادی» اگرچه واکنش به یک رُخداد بود اما به ارزش‌هایی پیوند خورده که از آن رُخداد و واکنش تاریخمند به آن فراتر می‌روند. این شعار یک خط قرمز اخلاقی می‌کشد: هیچ آینده‌ای برای ایران مشروع نیست اگر زن در آن آزاد نباشد، زندگی در آن کوچک شمرده شود و آزادی در آن سرکوب شود، حتی اگر آن آینده با واژه‌های جذاب، پرچم‌های تازه یا رهبران کاریزماتیک به تصویر در آید.

تا وقتی فرهنگ زن‌ستیزی، تبعیض، سرکوب، تحقیر بدن، جرم‌سازی سبک زندگی و سیاست ترس وجود دارد، «زن، زندگی، آزادی» زنده است. این‌جا همان نقطه‌ای است که برخی از مخالفان نادیده می‌گیرند، آنها اگرچه از جمهوری اسلامی متنفرند اما هنوز در چارچوب منطق جمهوری‌اسلامی، یعنی قیمومیت، کنترل و اولویت دادن قدرت بر زندگی می‌اندیشند.

این جنبش فراتاریخی است زیرا به نیازهای بنیادین بشر، آزادی، کرامت، برابری، ارجاع می‌دهد و انکار آن هرچه باشد نشانه واقع‌گرایی سیاسی نیست. این جنبش یک افق خلق کرده است؛ افقی سیاسی که معیارش زندگی است و مقصدش آزادی. مخالفت با این افق با هر اسم و استدلالی می‌تواند به خدمت سیاستی دربیاید که از آن آزادی و دموکراسی درنمی‌آید.

اگر قرار است آینده‌ای آزاد بسازیم، باید آن را با همین خط‌کش بسنجیم: هر نیرویی، هر طرحی، هر رهبر و هر وعده‌ای در نهایت چه نسبتی با زن، زندگی و آزادی دارد. مخالفت با این شعار با هر استدلالی از جمله با این تصور غیرسیاسی که این شعار جای شعارهای دیگر یا آرمان‌های دیگر را تنگ می‌کند یا تاریخ آن گذشته است، می‌تواند این خطر را در پی‌ داشته باشد که اقتدارگرایی حاکم را با اقتدارگرایی دیگری جایگزین کند.

  • دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

    دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

شعارهای این جنبش یادآوری می‌کند که ایران فقط خاک و مرز نیست، مردم است و امنیت ملی بدون امنیت زنان، بدون امنیت زندگی روزمره و بدون آزادی شهروند خیلی زود به توجیه سرکوب دامن می‌زند. هر پروژه سیاسی که با این معیارها مساله دارد تصویری نگران‌کننده از آینده پیش چشم ما می‌گذارد.

«زن، زندگی، آزادی» یک حداقل مشترک است. مهم نیست درباره شکل نظم آینده چه فکر می‌کنیم و چه آینده‌ای برای ایران آرزو می‌کنیم، چه پادشاهی‌خواه باشیم، چه جمهوری‌خواه، چه فدرالیست، چه چپ و چه راست، ما همه به ارزش‌ها و آرمان‌های «زن، زندگی، آزادی» نیازمندیم و باید به آن وفادار باشیم.

ما برای عبور از استبداد و مهم‌تر از آن برای تثبیت دموکراسی، نیازمند وفاداری به ارزش‌های «زن، زندگی، آزادی» هستیم. این سه واژه، فرمول همزیستی مسالمت‌آمیز و انسانی در فردای ایران است. هر راهی که این سه اصل را دور بزند، بی‌تردید به بیراهه استبداد منتهی خواهد شد. دشمنی با این شعار، دشمنی با تنها افق روشنی است که جامعه ایران پس از قرن‌ها تلاش برای آزادی در برابر خود گشوده است.

روایت گاردین از سرکوب در تهران و اصفهان: نیروها از شمار معترضان غافلگیر شده بودند

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)

گاردین در گزارشی با استناد به مشاهدات چهار شاهد عینی از اصفهان و تهران در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، جزئیاتی ارائه کرده است که روایت‌های پیشین از ممانعت نیروهای سرکوب از انتقال مجروحان به بیمارستان، انتظار برای مرگ تدریجی آنها در خیابان و غافلگیری حکومت از شمار معترضان را تایید می‌کند.

در این گزارش، که یک‌شنبه ۲۶ بهمن در وب‌سایت این رسانه بریتانیایی منتشر شد، شاهدان از تیراندازی مستقیم نیروهای امنیتی با سلاح‌های جنگی، شلیک به سر و بالاتنه معترضان، جلوگیری ماموران از کمک‌رسانی به زخمی‌ها و رها شدن برخی مجروحان تا زمان مرگ در خیابان خبر داده‌اند.

همچنین به گفته این افراد، گستردگی جمعیت در برخی مناطق به حدی بوده که حتی نیروهای امنیتی را غافلگیر کرده و اعتراض‌ها از خیابان‌های اصلی به محله‌های مسکونی کشیده شده است.

گاردین در مقدمه این گزارش نوشته است که هرچند جمهوری اسلامی با قطع سراسری اینترنت کوشید تا حد زیادی ابعاد گسترده کشتار معترضان را پنهان کند، اما یک عکاس از تهران توانست مستندات خود از روزهای پنج‌شنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی را همراه با شهادت افرادی که در اعتراض‌های این دو روز شرکت داشتند و زنده مانده‌اند، برای انتشار در اختیار این روزنامه قرار دهد.

در این گزارش، روایت‌های دو مرد ۲۳ و ۴۰ ساله از تهران و دو زن ۱۸ و ۳۰ ساله از تهران تحت نام‌های مستعار مستند شده است.

  • وقتی درمان «جرم» می‌شود؛ روایت نیویورکر از ایستادگی پزشکان در برابر سرکوب جمهوری اسلامی

    وقتی درمان «جرم» می‌شود؛ روایت نیویورکر از ایستادگی پزشکان در برابر سرکوب جمهوری اسلامی

میلاد: یک بسیجی به مجروحی که داشت می‌مُرد گفت بگو شاهزاده‌ات ساچمه‌ها را از تنت در بیاورد

میلاد ۲۳ ساله وضعیت پنج‌شنبه ۱۸ دی در محله یافت‌آباد را این‌طور توصیف کرده است: «شروع کردیم به شعار دادن و جلو رفتن تا به خیابان اصلی رسیدیم. باید بگویم جمعیت عظیم بود. از یک سر خیابان اصلی تا سر دیگر پر از آدم بود. جایی که ما پنج‌شنبه شب بودیم، تیراندازی مستقیم نکردند؛ فقط گاز اشک‌آور و شلیک هوایی بود. ریه‌های خودم از مدام می‌سوخت.»

او بر اساس مشاهداتش در نخستین روز فراخوان شاهزاده رضا پهلوی تصمیم می‌گیرد جمعه نیز در اعتراضات شرکت کند، اما آن‌طور که به گاردین گفته، با وضعیتی متفاوت با شب اول روبه‌رو شده است: «برای پیدا کردن دوست دخترم به سلسبیل رفتم. آنجا با چشم‌های خودم دیدم که مردم را با کلاشینکف می‌کشتند. وقتی به خانه برگشتم، چند نفر در محله خودمان هم کشته شده بودند. یک پسر ۱۶ ساله که می‌شناختمش جزو کشته‌ها بود. پشتش از بالا تا پایین پر از ساچمه بود. وقتی داشت جان می‌داد، بسیجی‌ها بالای سرش ایستاده بودند. درخواست کمک کرده بوده و یک بسیجی به او که در حال مرگ بود گفته بود که برو به شاهزاده‌ات بگو بیاید این ساچمه‌ها را از بدنت در بیاورد.»

  • کشتار معترضان چه پیامدهایی برای روان زخمی جامعه ایران داشته است؟

    کشتار معترضان چه پیامدهایی برای روان زخمی جامعه ایران داشته است؟

سارا: بسیجی‌ها از جمعیت شوکه شده بودند

سارا، شهروند ۱۸ ساله‌ای از اصفهان به گاردین گفته است: «چند روز بعد از اعتراض‌ها از زبان یکی از بستگانم که دقیق نمی‌دانم شغلش چیست اما کارمند یکی از نیروهای نظامی است، شنیدم که آنها از مواجهه با جمعیت عظیمی که مدام بر تعدادشان افزوده می‌شد شوکه شده بودند. او گفت روز اول فراخوان مدام می‌دیدند که گروه‌های زیادی از مردم از هر کوچه و خیابان به خیابان اصلی سرازیر می‌شوند.»

  • قتل‌عام معترضان در شهر قدس؛ شلیک از بالای مساجد و بیمارستان مملو از اجساد

    قتل‌عام معترضان در شهر قدس؛ شلیک از بالای مساجد و بیمارستان مملو از اجساد

مهسا: مدام از تعداد کشته‌ها می‌گوییم در حالی که خیلی‌ها با معلولیت شدید باقی مانده‌اند

مهسا، شهروند ۳۰ ساله از اصفهان که روزهای پیش از فراخوان شاهد سرکوب مردم در منطقه بازار اصفهان با گاز اشک‌آور و شلیک با تفنگ ساچمه‌ای بود، به گمان اینکه پنج‌شنبه با این سطح از سرکوب دیگر تجمعی شکل نخواهد گرفت، تصمیم می‌گیرد پنج‌شنبه از خانه بیرون نرود.

او وضعیت منطقه محل زندگی‌اش را این‌طور توصیف می‌کند: «فکر نمی‌کردم در این شهر که پر از ماموران مسلح و نیروهای لباس‌شخصی است، چنین اعتراض بزرگی شکل بگیرد. از همه محله‌های اطراف خانه‌ام صدای شعار می‌آمد. به همین دلیل علی‌رغم تصمیم اولیه‌ام شب بیرون رفتم. علاوه بر مناطق معمول اعتراض در مرکز شهر، خود محله‌ها هم پر از مردم بود. این خیلی عجیب بود. همه می‌دانند این حکومت چقدر خشن و بی‌رحمانه مردم را سرکوب می‌کند، اما خانواده‌ها با هم بیرون آمده بودند. مردی را دیدم که کودک سه‌چهارساله‌اش را بغل کرده بود، دست همسرش را گرفته بود، راه می‌رفت و شعار می‌داد.»

  • خانواده‌هایی که با هم به خیابان رفتند اما برنگشتند

    خانواده‌هایی که با هم به خیابان رفتند اما برنگشتند

او از جوانی می‌گوید که در نزدیکی خانه‌اش تیر خورده بود: «چند خیابان آن‌طرف‌تر از ما تیر خورده بود. هنوز زنده بود، فریاد می‌زد که زن و بچه دارد و کمک می‌خواست. اما قبل از اینکه همسایه‌ها بتوانند به او برسند، چند مأمور بالای سرش ایستادند و اجازه ندادند کسی کمکش کند. آن‌قدر ایستادند تا مُرد، بعد جسدش را بردند. یکی از اهالی محله گفت می‌توانستند مثل خیلی از زخمی‌های دیگر سریع او را بکشند، اما در عوض گذاشتند رنج بکشد و از خونریزی بمیرد تا بقیه بترسند.»

او در پایان صحبت‌هایش از ضرورت توجه به مجروحان و بازداشتی‌ها می‌گوید: «مدام درباره تعداد کشته‌ها صحبت می‌شود، در حالی که خیلی‌ها با معلولیت‌های شدید باقی مانده‌اند، نابینا شده‌اند، ساچمه‌ها هنوز در بدنشان است و ممکن است هر لحظه جانشان را بگیرد. بعد هم بازداشتی‌ها و خبرهایی از اعدام‌هایی که بی‌سروصدا انجام می‌شود. چند روز پیش یکی از دوستانم را که در اعتراض‌ها شرکت داشت شناسایی کردند و از خانه‌اش بردند. هیچ‌کس نمی‌داند چه بر سرش آمده است.»

  • ایرانیان و تجربه بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر جهان؛ چه راهی پیش روی جامعه است؟

    ایرانیان و تجربه بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر جهان؛ چه راهی پیش روی جامعه است؟

حمید: در درمانگاه ده‌ها جسد روی هم چیده بودند

حمید، شهروند ۴۰ ساله که به گفته خودش بعد از اعتراض‌های جنبش سبز دیگر در هیچ اعتراضی شرکت نکرده بود، درباره این دور از اعتراض می‌گوید که نپیوستن به مردم، شرم‌آور به نظر می‌رسید و ادامه می‌دهد: «در خیابان بودم که برادرم خبر داد پسرش در کرج گلوله تیر خورده. گلوله ترقوه‌اش را شکافته و قلب و ریه‌اش را سوراخ کرده بود. فقط توانسته بود بگوید که دارد می‌سوزد و بعد در آغوش برادرم جان داده بود.»

  • دیده‌بان حقوق بشر: مقام‌های جمهوری اسلامی مرتکب قتل‌‌عام‌های دسته‌جمعی شدند

    دیده‌بان حقوق بشر: مقام‌های جمهوری اسلامی مرتکب قتل‌‌عام‌های دسته‌جمعی شدند

گاردین به نقل از حمید نوشته است: «وقتی به درمانگاه رسیدم، دیدم ۱۰ جسد روی زمین افتاده است. ذهنم از کار افتاد. در درمانگاه دیگر آن منطقه، ۲۰۰ جسد را روی هم چیده بودند؛ جا نبود. یک دختر شش‌ساله دیدم، یک مرد ۷۰ ساله. ۱۰۰ پسر دیدم که هنوز حتی سبیل در نیاورده بودند. به گردن، سر و چشم همه‌شان شلیک شده بود. انگار داشتند انتقام می‌گرفتند [چون] بچه‌های [منطقه ما] کمی بی‌پروا و شجاع‌اند. مثل این بود که کبوتر شکار می‌کردند.»