تشکلها و گروههای دانشجویی: حکومت جمهوری اسلامی باید در هم شکسته شود
چندین تشکل و گروه دانشجویی با انتشار بیانیهای مشترک به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو، تاکید کردند حکومتی که هر صدای مخالفی را بسته و برای معترضان حکم اخراج و زندان و اعدام صادر میکند، باید در هم شکسته شود.
نویسندگان بیانیه شرایط ویژهای را که از آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۴ در جامعه و به تبع آن در دانشگاه حاکم شده، به «آتش زیر خاکستر» تشبیه کردند.
آنها موجودیت جمهوری اسلامی را توام با جنایت، سرکوب و نابودی مستمر زندگی و معیشت مردم خواندند و گفتند حکومت چارهای ندارد جز اینکه به موازات تبلیغات ملی-میهنی-اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه، به سرکوب آزادی، برابری و «زن، زندگی، آزادی» بپردازد.
به گفته این تشکلها، جامعه در شرایط کنونی انتظار دارد آزادیخواهی، رفع تبعیض، برابریطلبی، دادخواهی و مبارزه را بهگونهای پررنگتر از سوی دانشجویان ببیند.
در این بیانیه آمده است: «وجود ابربحرانهایی که جمهوریاسلامی خلق کرده، به این عاملیت اهمیتی دوچندان میدهد. جامعه ما آبستن یک تغییر بزرگ است و در این تغییر، امید و اعتماد سیاسی به دانشجویان جایگاه ویژهای به جنبش مبارزاتی پرافتخار ما میدهد.»
۱۵ آذر، شاهزاده رضا پهلوی در پیامی صوتی خطاب به دانشجویان و جوانان ایران، به فشار شدید اقتصادی، خفقان و سرکوب در دانشگاهها و نبود آزادی اشاره کرد و در عین حال، از جوانان خواست از امید به تغییر دست نکشند.
در روزهای اخیر، گروهی از فعالان و تشکلهای دانشجویی و صنفی در بیانیههایی جداگانه بر ضرورت پیوند دادن مبارزات صنفی با مبارزات سیاسی بهمنظور ایجاد تغییرات بنیادین در ایران تاکید کردهاند.
نصب تصاویر احسان فریدی، علی یونسی، امیرحسین مرادی، فهیمه سلطانی، میلان خواجهای، امید کرمی، علیرضا قربی و مهرداد سیفی، دانشجویان زندانی، در محوطه دانشگاه علامه تهران
تاکید بر آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی دانشجویان زندانی
تشکلها و گروههای دانشجویی در ادامه بیانیه مشترک خود از بیآبی، آلودگی هوا، گرانی، اقتصاد فروپاشیده و سایه جنگ و قحطی، بهعنوان عواملی یاد کردند که سبب نابودی آینده و امید شهروندان به زندگی بهتر شدهاند.
به گفته نویسندگان بیانیه، پیام ۱۶ آذر «در هم شکستن سرکوب و ستم و دیکتاتوری» است.
تشکل دانشجویان پیشرو، نهاد دانشجویان آزادیخواه تهران شمال، انجمن آزادیخواهان دانشگاه بهشتی، کمیته سراسری دانشجویان کردستان، صدای آزاد دانشگاه (دانشگاه هنر اصفهان) و جمعی از دانشجویان دانشگاههای مختلف استان اصفهان، ارومیه، علامه، خوارزمی کرج، تهران، الزهرا، کردستان و آزاد سنندج از امضاکنندگان بیانیه هستند.
آنها همچنین خواهان لغو فوری حکم اعدام احسان فریدی، دانشجوی ۲۲ ساله محبوس در زندان تبریز، لغو همیشگی اعدام، توقف قتلهای عمد حکومتی و شکنجه، آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی دانشجویان زندانی و زندانیان سیاسی، و بازگشت به تحصیل و تدریس همه دانشجویان و اساتید اخراجی و تعلیقی شدند.
جمعی از دانشجویان ادبیات علامه طباطبایی تهران هم در بیانیهای به مناسبت ۱۶آذر، این روز را «یادآور ایستادگی تاریخی دانشگاهی در برابر سرکوب و بیعدالتی» دانستند و نوشتند: «این روز بهما یادآوری میکند که دانشگاه، خانه پرسشگری و آگاهی است؛ جایی که هیچ قدرتی نباید صدای آن را با ترس و تهدید خاموش کند.»
در این بیانیه با اشاره به اینکه نام بسیاری از دانشجویان در ردیف زندانیان با احکام سنگین و اعدام فرار دارد، آمده است: «اعتراض به بازداشت و حبس آنان ضرورتی آکادمیک، اخلاقی و تاریخی. ما این سرکوب را نه میبخشیم و نه عادی میکنیم.»
این دانشجویان تاکید کردند: «دانشگاه تا زمانی دانشگاه است که صدای دانشجویانش در آن طنینانداز باشد. ما فراموش نمیکنیم که پشت این دیوارهای بلند و سرکوب خونین، افرادی را که به انتظار نشستهاند، رویاهایی را که محبوس شدهاند و جانهایی را که تهدید کردهاند و گرفتهاند.ما هرگز صدای یاران نادیده را فراموش نخواهیم کرد.»
لزوم همبستگی و اتحاد کارگران و دانشجویان
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نیز در یک بیانیه با تاکید بر لزوم همبستگی و اتحاد کارگران و دانشجویان نوشت: «بخش عظیمی از دانشجویان یا کارگرند و یا متعلق به خانوادههای کارگری هستند» و افزود: «مشکلات و سختیهای کارگران، از جمله دستمزدهای زیر خط فقر، گرانی و تورم نجومی، بیکاری و بیتأمینی، و سرکوب و اذیت و آزار نهادهای امنیتی، درد مشترک کلیت طبقه کارگر و فرزندان کارگران، از جمله در میان خیل عظیم دانشجویان است.»
سندیکا تاکید کرد که از ابتدای تاسیس تاکنون همواره از حمایت دانشجویان آگاه و پیشرو در دانشگاههای تهران و دیگر شهرها برخوردار بوده و خود را نیز همواره در کنار دانشجویان عزیز و جنبش مستقل و آزادیخواه و برابریطلب دانشجویی دانسته است.
این تشکل اضافه کرد که این «همسرنوشتی تصادفی نیست» و نوشت: «مقاومت و مبارزه با ساختارهایی که انسان را به ابزار سودآوری و فساد و تبعیض بدل کردهاند؛ ساختارهایی که با سرکوب، زندان، بیکاری و فقر میکوشند صدای اعتراض را خاموش کنند، کارگران، معلمان، پرستاران، دانشجویان و تمامی زحمتکشان را در کنار هم قرار میدهد.»
سندیکا در بیانیه خود «همصدا با جنبش دانشجویی»، خواستار لغو فوری مجازات اعدام و آزادی بیقید و شرط همه دانشجویان زندانی و فعالین کارگری، معلمی و مدنی شد که «تنها به جرم دفاع از حقوق اولیه خود و مردم محروم در بند هستند.»
به نوشته این بیانیه، «اتحاد کارگر و دانشجو، اتحاد همه اقشار تحت ستم و برابریطلب، میتواند در برابر سرکوب ایستادگی کند و برای ساختن جهانی انسانیتر، آزادتر و عادلانهتر گامهای مؤثرتری بردارد.»
«راه رهایی از این وضعیت سیاه، همگرایی و اتحاد ستمدیدگان و طردشدگان است»
انجمن فرهنگیان هرسین در بیانیهای با اشاره به اینکه حاکمیت استبداد در ایران برچیده نشده است، تاکید کرد: «تداوم مبارزه علیه هر نوع استبداد نیز در حوزه دانشجویی زنده و پویاست.»
این تشکل صنفی مستقل معلمان نوشت: «پیشرو بودن دانشجویان آگاه و مبارز علیه فقر و نابرابریهای اجتماعی و همگامی آنان با جنبشهای اجتماعی مردم تحت ستم، امید رهایی را افزون ساخته است.»
در بیانیه با اشاره به ستمهای قدرت حاکم علیه تمامی اقشار مردم؛ زنان، کارگران، کشاورزان، بازنشستگان ، معلمان، دانشجویان، و پرستاران، تاکید کرد: «راه رهایی از این وضعیت سیاه، همگرایی و اتحاد ستمدیدگان و طردشدگانی است که حاکمیت آنان را از زیستن حداقلی دور ساخته است.»
انجمن فرهگیان هرسین همچنین خواستار بازگرداندن دانشجویان اخراجی به دانشگاهها و آزادی تمامی دانشجویان زندانی شد.
احسان فریدی: آزادی از دل و اراده مردمان همین سرزمین زاده میشود
احسان فریدی ۱۶ آذر در بیانیهای به مناسبت روز دانشجو نوشت: «آزادی از بیرون تحمیل نمیشود؛ بلکه تنها از دل ایمان و اراده همین دانشجویان و مردم سرزمینمان زاده خواهد شد.»
او خطاب به دانشجویان افزود: «معیار سنجش ما نه عنوانهاست و نه مدرکها، تنها ایستادگی ماست که نشان خواهد داد از این آزمون چگونه بیرون آمدهایم.»
این دانشجوی محکوم به اعدام دانشجویان را «امیدهای زنده این سرزمین» خطاب کرد که به آزادی ایمان دارند، حقیقت را معامله نمیکنند و در سختترین لحظات، «راه ایستادن را بر فراموشی و سازش» ترجیح میدهند.
پیشتر امیرحسین مرادی و علی یونسی، دانشجویان محبوس در زندانهای اوین و قزلحصار، در یادداشتهایی در آستانه روز دانشجو، به اعدامها، فقر و استبداد حاکم بر ایران اشاره کردند.
آنها بر ضرورت شکستن سکوت، مبارزه نسل جوان برای آزادی و نقش دانشگاه بهعنوان قلب تپنده اعتراض در برابر استبداد تاکید کردند.
واینت گزارش داد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، توصیه کرده بهتدریج در غزه، لبنان و سوریه از درگیری به سمت دیپلماسی حرکت کند؛ ارتش اسرائیل نیز از نتانیاهو خواسته با دستیابی به اهدافش در ایران و منطقه، دیپلماسی را در اولویت قرار دهد.
این رسانه یکشنبه ۱۶ آذر نوشت اسرائیل وارد مرحلهای شده که مقامهای ارشد از آن بهعنوان «گرگومیش جنگ» یاد میکنند؛ مرحلهای که با آتشبس موقت و آغاز فشارهای دیپلماتیک همراه است.
در این شرایط، ترامپ بر دیپلماسی و اعتمادسازی تاکید میکند، در حالی که نتانیاهو همچنان بر موضع «پیروزی کامل» و نابودی حماس و حزبالله پافشاری دارد.
به گزارش واینت، دایره نزدیکان نتانیاهو بسیار محدود است و همین موضوع، دید استراتژیک کابینه و نهاد دفاعی را تضعیف میکند. این روند فضای بیشتری برای نقشآفرینی ترامپ در جهتدهی به مسیر اسرائیل ایجاد کرده است.
این رسانه افزود فعالیتهای نظامی ممکن است همچنان ادامه یابند، اما «مرکز ثقل» اکنون به سمت دیپلماسی در حال حرکت است؛ جایی که پایههای ترتیبات امنیتی، سیاسی و منطقهای آینده مورد مذاکره قرار میگیرند.
واینت به نقل از مقامهای ارشد اسرائیل گزارش داد ترامپ ۱۰ آذر در تماس با نتانیاهو، او را ترغیب کرد بهتدریج از عملیات تهاجمی و تهدیدهای تنشزا در غزه، لبنان و سوریه فاصله بگیرد و به سمت دیپلماسی و اقدامات اعتمادساز حرکت کند.
ترامپ استدلال کرد این تغییر برای پیشبرد مرحله غیرنظامی «طرح ۲۰بندی» او برای غزه و حرکت بهسوی پایان پایدار و بلندمدت خصومتها همراه با احتمال گسترش پیمان ابراهیم ضروری است.
انتظار میرود نتانیاهو این مسائل را در سفر هفتم دی خود به واشینگتن یا اندکی پس از آن با ترامپ مطرح کند.
واینت به نقل از یک منبع امنیتی نوشت مقامات بلندپایه ارتش اسرائیل نیز به نتانیاهو توصیه کردهاند پس از بیش از دو سال جنگ، روند بازسازی و تبدیل ارتش به نیرویی بزرگتر و مدرنتر را برای مقابله با چالشهای آینده آغاز کند.
بر اساس این گزارش، در ستاد کل ارتش اسرائیل نیز حمایت گستردهای از همسویی با رویکرد واشینگتن در مورد غزه وجود دارد.
واینت نوشت به نظر میرسد ترامپ در حال تعیین قواعد جدید برای دوران پس از جنگ است.
نخستین قاعده این است که محور اصلی تلاشها در غزه، لبنان و سوریه باید بهسمت دیپلماسی حرکت کند.
بر اساس این گزارش، اسرائیل ممکن است همچنان تفاهمهای آتشبس را اجرا کند و فشارهای گزینشی بر حماس و حزبالله وارد آورد، اما این روند عمدتا با حملات هوایی محدود و دقیق و نه عملیات زمینی انجام خواهد شد.
در این چارچوب، خلع سلاح گروههای مسلح با فشار و توافقات دیپلماتیک از طریق میانجیگری پیگیری خواهد شد، نه یورشهای عمیق ارتش اسرائیل به مناطق تحت کنترل حماس یا حزبالله.
از همه طرفها نیز انتظار میرود در چارچوب قواعد جدید، اقدامات اعتمادساز انجام دهند.
به گزارش واینت، ایال زمیر، رییس ستاد ارتش اسرائیل، همچون ترامپ خواهان گذار به یک آتشبس پایدار در منطقه است.
دکترین امنیتی جدید اسرائیل بر پیشگیری زودهنگام از تهدیدها، حفظ دفاع پیشرونده از طریق حضور میدانی در کانونهای خطر و مناطق غیرنظامی، و آمادگی کامل در برابر هرگونه حمله غافلگیرانه تاکید دارد.
اما مسائلی مانند محدودیت بودجه و نبود یک «نقشه راه سیاسی روشن»، این گذار را پیچیده میکند.
واینت افزود بدون توافقی هماهنگ با واشینگتن برای پایان دادن به منازعات کنونی و تعریف ترتیبات امنیتی جدید، ارتش اسرائیل قادر نخواهد بود از درگیریهای فرسایشی فاصله بگیرد و وارد مرحله بازسازی و آمادگی برای تهدیدهای آینده شود.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، به ناتوانی خود در رفع فیلترینگ اینترنت در ایران اذعان کرد و گفت دستور داده «سیمکارتهای سفید» که در اختیار گروهی از وابستگان حکومت قرار گرفتهاند، غیرفعال شوند.
پزشکیان یکشنبه ۱۶ آذر در مراسمی به مناسبت «روز دانشجو»، به موضوع جنجالی اختصاص اینترنت بدون فیلتر، موسوم به «سیمکارت سفید»، به وابستگان حکومت پرداخت.
او گفت: «دستور دادهایم اینترنتهایی که سفید است را هم سیاه کنند تا نشان دهند اگر سیاهی ادامه پیدا کند، چه بلایی سر مردم میآید.»
پزشکیان با اشاره به انتقادات گسترده از دولت او بهدلیل تداوم فیلترینگ در ایران افزود: «اینکه من فقط دستور بدهم که فیلترینگ حل شود کافی نیست. اگر قرار بود با دستور حل شود، همان روز اول دستور میدادیم و حل میشد.»
این اظهارات در شرایطی بیان میشوند که رییس دولت جمهوری اسلامی تاکنون بارها وعده رفع فیلترینگ را مطرح کرده است.
در ادامه این وعدهها، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، ۱۶ آذر بار دیگر تاکید کرد دولت بهدنبال «تحقق اینترنت آزاد برای همه مردم» است.
این در حالی است که او اسفند سال گذشته گفته بود برای رفع فیلترینگ قولی نداده است.
از ۳۰ آبان، بهروزرسانی پلتفرم ایکس درباره موقعیت مکانی کاربران روشن ساخت که شماری از روزنامهنگاران، اعضای دولت، نمایندگان مجلس و حامیان حکومت از رانت اینترنت طبقاتی و «سیمکارت سفید» استفاده میکنند.
افشای این موضوع بحثهای زیادی در میان کاربران ایرانی شبکههای اجتماعی به راه انداخت.
رفع فیلترینگ؛ وعدهای که عمل نشد
رفع فیلترینگ یکی از وعدههای اصلی پزشکیان در دوران تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ بود.
پزشکیان در آن مقطع زمانی گفته بود: «برای رفع مشکل فیلترینگ، گردنم را میگذارم.»
با گذشت بیش از یک سال از آغاز به کار دولت او، این وعده همچنان محقق نشده و اینستاگرام و بسیاری از شبکههای اجتماعی دیگر همچنان در ایران فیلتر هستند.
مهرماه سال گذشته، سخنگوی دولت خواستار «صبوری» مردم در خصوص محدودیتهای اینترنتی شد و اعلام کرد: «فرآیند بازنگری در فیلترینگ در حال پیگیری است.»
در همان زمان، پزشکیان در نخستین حضورش در جلسه شورای عالی فضای مجازی، بهجای رفع فیلتر، بر لزوم اجرایی شدن سیاستهای ابلاغی رهبر جمهوری اسلامی در حوزه فضای مجازی تاکید کرد و دستور داد مساله رواج فروش فیلترشکن «حتما به شکل دقیق و جدی» مورد رسیدگی قرار گیرد.
در ادامه سلسله وعدهها و سخنان مشابه اعضای دولت پزشکیان، مجید فراهانی، معاون هماهنگی و پیگیری معاونت اجرایی رییسجمهوری، آذر ۱۴۰۳ از حذف فیلترینگ در سه مرحله تا پایان همان سال خبر داد.
پیشتر روزنامه فرهیختگان، ارگان مطبوعاتی دانشگاه آزاد اسلامی، در گزارشی از «اشتراک نظر» سران سه قوه جمهوری اسلامی برای تغییر شرایط فعلی فیلترینگ خبر داد و نوشت آنها معتقدند باید بهجای فیلترینگ، «محدودسازی هوشمند» را جایگزین کرد.
وبسایت المانیتور به نقل از دیپلماتهای اروپایی گزارش داد اسرائیل حتی در صورت عدم تایید دولت دونالد ترامپ، احتمالا در سال ۲۰۲۶ میلادی به جمهوری اسلامی حمله نظامی دیگری خواهد کرد.
المانیتور نوشت اگر اسرائیل به این جمعبندی برسد که جمهوری اسلامی غنیسازی اورانیوم در سطوح بالا را از سر گرفته است، احتمالا در سال میلادی پیش رو، بار دیگر ایران را هدف قرار دهد.
بر اساس این گزارش، جمهوری اسلامی با وجود خسارت وارد شده به تاسیسات هستهایاش در جریان جنگ ۱۲ روزه و برتری نظامی آشکار اسرائیل، همچنان بر پیگیری جاهطلبیهای هستهای خود پافشاری میکند و به توسعه برنامه موشکی بالستیک ادامه میدهد، که این موضوع به نگرانی دیپلماتهای اروپایی دامن زده است.
یک منبع دیپلماتیک غربی گفت انتظار میرود عملیات نظامی بعدی اسرائیل کوتاه و شدید، اما در نهایت «بیفایده و بدون نتایج راهبردی واقعی» باشد.
این منبع افزود: «ایران بهطور قطع با شلیک موشک واکنش نشان خواهد داد و شاید مانند دفعه قبل، ساختمانهایی را هدف قرار دهد.»
او ادامه داد با وجود این خسارتها، توازن راهبردی میان دو کشور بهشکلی بنیادی تغییر نخواهد کرد، چرا که تغییر واقعی در توازن قوا در جنگ ۱۲ روزه رخ داد و دور تازهای از درگیری نمیتواند آن را به عقب برگرداند.
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره چشمانداز برنامه هستهای جمهوری اسلامی افزایش یافته و پافشاری حکومت ایران بر تداوم آن، احتمال واکنش جامعه جهانی، بهویژه آمریکا و اسرائیل، را تقویت کرده است.
المانیتور در ادامه گزارش خود نوشت شش ماه پس از جنگ ۱۲ روزه، دولت آمریکا تمرکز خود را بر پیشبرد مرحله دوم طرح صلح دونالد ترامپ برای غزه گذاشته است و حمله اسرائیل به ایران، توجهات بینالمللی را از این موضوع منحرف خواهد کرد.
با این حال، دیپلماتهای غربی گفتند اگر توافق هستهای حاصل نشود و تهران گامهایی جدی برای احیای غنیسازی اورانیوم و گسترش توان موشکی خود بردارد، اسرائیل ممکن است ظرف ۱۲ ماه آینده گزینه حمله مجدد به ایران را انتخاب کند.
راز زیمت، مدیر برنامه پژوهشی «ایران و محور شیعی» در موسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو، در مصاحبه با المانیتور گفت وضعیتی که پس از جنگ ۱۲ روزه شکل گرفته، بهشدت ناپایدار است.
او اضافه کرد هر دو طرف در حال «مدیریت درگیری» هستند، اما مشخص نیست که این وضعیت تا چه زمانی ادامه پیدا خواهد کرد.
در پی انتشار برخی گزارشها درباره احتمال ازسرگیری جنگ میان اسرائیل و جمهوری اسلامی، يک دیپلمات ارشد اروپايی در اسرائیل ۱۰ آذر اعلام کرد ايالات متحده در آينده نزديک به حمله گسترده اسرائيل به ايران چراغ سبز نشان نخواهد داد.
این دیپلمات در عین حال نسبت به وقوع حملهای جدید ظرف ۱۲ ماه آينده ابراز نگرانی کرد.
زیمت به المانیتور گفت: «دو سناریو هست که اسرائیل را نگران میکند: نخست، خطای محاسبه از سوی هر یک از طرفین، که البته احتمال آن کمتر است. سناریوی محتملتر بعدی این است که تهران تصمیم بگیرد غنیسازی اورانیوم را از سر بگیرد.»
به گفته او، اسرائیل هنوز در این زمینه به جمعبندی نهایی نرسیده است که در صورت ازسرگیری برنامه موشکهای بالستیک از سوی جمهوری اسلامی، چه واکنشی نشان دهد و از چه مرحلهای چنین اقدامی عبور از خط قرمز تلقی میشود.
این در حالی است که به گزارش المانیتور، ازسرگیری غنیسازی اورانیوم، تلاش مجدد برای تولید بمب هستهای کارآمد، یا هر گونه اقدام برای بازیابی حدود ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد که گفته میشود زیر آوار تاسیسات هستهای مدفون هستند، به احتمال زیاد با واکنش نظامی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی مواجه خواهد شد.
زیمت افزود: «هرچه زمان بیشتری بدون دستیابی تهران و واشینگتن به یک توافق هستهای بگذرد، احتمال وقوع دور تازهای از درگیری بیشتر میشود.»
این تحلیلگر تخمین زد وضع موجود که در آن تهران تمرکز خود را بر بازسازی سامانههای پدافند هوایی، بازسازی توان موشکی و استحکام سایتهای هستهای برای محافظت از آنها در برابر حملات آتی گذاشته است، میتواند شش ماه یا حتی یک سال ادامه پیدا کند بدون آنکه واکنش اسرائیل را برانگیزد.
نشریه اکونومیست ۲۱ آبان در تحلیلی با اشاره به جنگ ۱۲ روزه نوشته بود در جنگ بعدی، اسرائیل احتمالا برای تغییر حکومت اقدام میکند.
پیش از افشای سیمکارتهای سفید، تصور عمومی این بود که حکومت فقط بهدنبال ایجاد اینترنت طبقاتی است، اما لو رفتن موقعیت کاربران در پلتفرم ایکس نشان داد ماجرا فراتر است. ما فقط با یک تبعیض دیجیتال روبهرو نیستیم، با سازوکاری مواجهیم که نقشهای سیاسی را در میدان روایت توزیع میکند.
سیمکارتهای سفید پرده از تلاش حاکمیت برای ساخت یک روایت چندلایه از نظم روایی و مهندسی اذهان برمیدارد.
جمهوری اسلامی تلاش کرده است با ایجاد یک «نظم دسترسی»، به تهییج جمعی، قطببندیهای اجتماعی، تثبیت روایت رسمی، تعدیل خشم عمومی، تولید تهدیدهای جعلی و ایجاد شکاف میان مخالفان بپردازد.
این سازوکار نشان داد میدان دیجیتال ایران نه «فضای آزاد»، بلکه نوعی تقسیم کار سیاسی است؛ تقسیم کاری که تا پیش از این چندان مرئی نبود.
این مدل دقیقا با منطق «جهاد تبیین» که حاکمیت بهدنبال تقویت آن است، گره میخورد: قرار نیست یک حقیقت ساخته شود، بلکه میدان روایت طوری چیده میشود که صدای مطلوب، طبیعی جلوه کند و روایتهای بدیل پیش از آنکه سانسور شوند، بهتدریج مشکوک، کماثر یا نامرئی شوند.
افشای اخیر نشان داد اینترنت طبقاتی تنها یک امتیاز نیست بلکه بخشی از «سازمان رزم روایتسازی حکومت» است.
در شیوه توزیع سیمکارتهای سفید و ساخت نقشها، میتوان لایههای مختلفی را شناسایی کرد که عملکرد همه آنها در نهایت «مشروع جلوه دادن جمهوری اسلامی» است.
نخستین لایه این مهندسی سیاسی، تعلق سیمکارتها به چهرههایی است که در لحظههای حساس نظام، نقش تثبیتکننده روایت رسمی و تهییج کننده جمعی را بازی میکنند.
آنها در بزنگاههای انتخاباتی، بحرانهای امنیتی یا دورههای تنش منطقهای بهصورت پررنگ در میدان افکار عمومی حاضر میشوند و تلاش میکنند تردیدها را کاهش دهند یا تصمیمات حاکمیت را عقلانی جلوه دهند.
این افراد لزوما جزو ساختار رسمی قدرت نیستند، اما در عمل بخشی از شبکه روایتسازی، آن هم در ابعاد ملی هستند؛ کسانی که قرار است در لحظههای حساس، بار توضیح و توجیه سیاستها را بر دوش بکشند و بسیج جمعی به نفع خواستههای نظام به وجود آورند؛ مانند آنچه در انتخابات سال ۱۴۰۳ بهمنظور جمعآوری رای برای پزشکیان انجام شد.
لایه دوم چهرههای «خاکستری» هستند؛ کسانی که خود را ورای سیاست متعارف در ایران قرار داده و ضمن حفظ تعلق خاطر به یک جناح سیاسی، چهره منتقد به خود میگیرند. آنها نقد میکنند، اما مرز و سقفشان محدود است.
این رفتار را میتوان یک شکل از کنترل نرم دانست که در آن نقد نظام و نقد درونگروهی انجام میشود، اما از نقدی که چالش سیاسی جدی تولید کند پرهیز میشود.
این لایه ضمن حفظ نقد، اثر آن را کمرنگ میکند و سقف مطالبات را پایین میآورد.
بخش دیگری از اقدامات در این لایه، دمیدن بر دوگانه اصولگرا/اصلاحطلب است. برخی اکانتها همه مشکلات کشور را به چهرههایی چون محمدجواد ظریف، حسن روحانی یا محمد خاتمی تقلیل میدهند و اصولگرایان را راهحل وضع موجود معرفی میکنند.
در مقابل، کاربرانی با تاکید بر جملاتی نظیر «آدمی تا ابد و یک روز محکوم است به اصلاح کردن و دوباره گفتن» تلاش میکنند اصلاحطلبی را همچنان مسیر معقول و امکانپذیر نشان دهند.
نقطه مشترک هر دو طیف آن است که ساختار قدرت، یعنی ولایت فقیه و سپاه پاسداران، عملا از حوزه نقد کنار گذاشته میشود و نزاع سیاسی در سطح چهرهها و جریانها نگه داشته میشود.
لایه سوم، مهندسی فضای سیاسی از طریق روایتسازی جعلی است. در این بخش، اکانتهایی با هویتهای نامعلوم ظاهر میشوند که کارشان ساختن «تهدید» است، نه گفتوگو.
نمونه روشن آن اکانتهایی است که به زبان فارسی یا کردی از تجزیه ایران و لزوم جدایی کردستان مینوشتند.
این محتوا تصویری ساختگی از آینده بدون جمهوری اسلامی تولید میکرد: آیندهای آشفته و متلاشی و ایرانی تجزیهشده.
این تصویر ترس را به ابزار سیاسی تبدیل میکند و بخشی از جامعه را به این نتیجه میرساند که تغییر سیاسی، پرهزینه و خطرناک است. بسیاری از این حسابها پس از مشخص شدن موقعیتشان اکانت خود را بستند.
در چهارمین لایه این مهندسی، جمهوری اسلامی مستقیما وارد شکل دادن به اپوزیسیون میشود.
در این سطح، حسابهای بینامونشانی با هویتهای جعلی ظاهر میشوند تا به نام یک جریان، جریان دیگر را بزنند.
آنها به نام جریان پادشاهیخواه به فعالانی چون نرگس محمدی، حسین رونقی یا توماج صالحی حمله میکردند؛ حملاتی که هدفشان تخریب مرجعیت مدنی و سلب اعتماد عمومی از این چهرهها بود.
جمهوری اسلامی در این راه از افراد زندان کشیده نیز بهره گرفته بود.
در این لایه، حکومت علاوه بر اینکه بخشی از اپوزیسیون را به نام بخشی دیگر تخریب میکرد، میکوشید تا از طریق اکانتهای دیگری به پادشاهیخواهان حمله و آنها را بهواسطه مقایسههایی مانند پهلوی و رجوی، تحریک کند.
این عمل در کنار اختلافافکنی داخلی در میان جریانها انجام میشد، یعنی کاربران بینام و نشان دیگری که در قالب یکی از جریانهای اپوزیسون جا گرفته بودند، با طرح پرسش و ارائه دادههای غلط، میان آن گروه اختلافافکنی میکردند.
جمهوری اسلامی بهدنبال ایجاد نزاعهای ساختگی، مقایسههای تحریکآمیز، تقلیل دعواهای سیاسی به خصومتهای شخصی و احیای دوگانههای ناکارآمد بوده است که نتیجه آن، فرسایش انرژی جمعی است.
مهندسی سیاسیای که با توزیع سیمکارتهای سفید آشکار شد، در واقع توزیع نقشهای سیاسی در میدان روایت است.
چهرههای تثبیتکننده روایت رسمی، چهرههای خاکستری با نقد کنترلشده، سازندگان تهدیدهای جعلی و حسابهایی که ماموریتشان تضعیف اپوزیسیون است، همگی بخشی از یک شبکه عملیاتیاند که هدف آن مهندسی واقعیت سیاسی کشور و توزیع انحصاری قدرت روایی در جامعه است.
این اقدام را میتوان در چارچوب تلاش جمهوری اسلامی برای «جهاد تبیین» فهمید؛ مفهومی که نبرد اصلی امروز را نه بر سر واقعیت، بلکه بر سر روایت آن میداند.
در این نبرد، روایت ابزاری برای هدایت و مهار است. تکنیکهایی مانند دوگانهسازی، ایجاد تردید، بیاعتبار کردن چهرههای منتقد به نفع حاکمیت، ترساندن جامعه از آیندهای بدون حکومت، و تلاش برای تعریف موضوعات اپوزیسیون، همگی ابزارهای یک سیاست رواییاند که هدف نهاییاش نه حذف فیزیکی روایتهای رقیب، بلکه کماثر و بیثبات کردن اعتبار آنها برای ساخت اعتبار سیاسی است.
پیامد این سازوکار را نباید صرفا در رفتار دارندگان این اکانتها جستوجو کرد. خطری که جمهوری اسلامی ایجاد میکند، فرسایش تدریجی و سیستماتیک اعتماد عمومی به هر صدای مستقل است.
وقتی حکومت از روزنامهنگاران، اساتید دانشگاه، چهرههای مدنی یا حتی زندانیان سیاسی در شبکه روایتسازی خود استفاده میکند، عملا سرمایه اجتماعی این گروهها را میسوزاند.
بدین ترتیب، شغلها و چهرههایی که زمانی حامل اعتبار و مرجعیت نسبی بودند، بهتدریج بیاعتبار میشوند و میدان عمومی از صداهای مستقل تهی میگردد.
در ادامه واکنشها به سند راهبردی جدید دولت ایالات متحده، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، بخش مربوط به خاورمیانه این متن را «سند امنیت ملی اسرائیل» خواند و در عین حال اعلام کرد تهران آن را مورد بررسی قرار خواهد داد.
بقایی یکشنبه ۱۶ آذر در نشست خبری هفتگی خود گفت جمهوری اسلامی «قاعدتا» راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا را بررسی خواهد کرد، اما در «اولین نگاه» روشن است که کاخ سفید همچنان در پی تحقق همان اهداف دولتهای پیشین این کشور است.
او افزود: «آمریکا صرفا تمام هم و غم خود را بر اعمال سیطره اسرائیل بر منطقه متمرکز کرده است.»
در بخشی از متن سند آمده است: «ایران که نیروی اصلی بیثباتکننده در منطقه به شمار میرود، در پی اقدامات اسرائیل پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و عملیات "چکش نیمهشب" در ژوئن ۲۰۲۵، بهشدت تضعیف شده و توان هستهای آن بهطور قابل توجهی کاهش یافته است.»
سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی در ادامه اظهارات خود گفت این بخش از سند راهبردی کاخ سفید، «پذیرش مسئولیت بینالمللی آمریکا را در قبال این کار متخلفانه بینالمللی نشان میدهد».
در جریان جنگ ۱۲ روزه، آمریکا و اسرائیل تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی را هدف قرار دادند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، تاکنون بارها اعلام کرده در پی حملات ایالات متحده به سایتهای نطنز، فردو و اصفهان، برنامه هستهای جمهوری اسلامی نابود شده است.
بقایی: تصمیم برای خلع سلاح حزبالله، بر عهده خود این گروه است
بقایی با اشاره به تلاشها برای خلع سلاح حزبالله لبنان، از مهمترین گروههای نیابتی حکومت ایران، گفت حزبالله «در مورد رفتارها و سیاستهای خود، خودش تصمیم میگیرد».
او انتقادات از مداخله جمهوری اسلامی در امور داخلی لبنان را رد کرد و افزود ضدیت حکومت ایران با اسرائیل «نشانه مسئولیتپذیری» تهران است.
بقایی به پرسشی درباره برخی گزارشها مبنی بر جواب منفی یوسف رجی، وزیر خارجه لبنان، به دعوت مقامهای جمهوری اسلامی برای سفر به ایران پاسخی نداد.
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، ۱۳ آذر با ارسال پیامی کتبی به یوسف رجی همتای لبنانی خود، از او برای سفر به ایران بهمنظور رایزنی درباره «توسعه روابط دوجانبه و بررسی تحولات منطقهای و بینالمللی» دعوت کرد.
رجی نیز گفت پاسخ به این دعوت از طریق «یک یادداشت دیپلماتیک» داده خواهد شد.
با این حال، پایگاه خبری واینت ۱۳ آذر گزارش داد رجی برای گفتوگو با عراقچی در «کشوری بیطرف» اعلام آمادگی کرده است.
رجی ۱۵ آذر در مصاحبه با شبکه العربیه، با تاکید بر خلع سلاح حزبالله بهعنوان «ضرورتی ملی» اعلام کرد این گروه نمیتواند بدون تایید جمهوری اسلامی سلاحهای خود را تحویل دهد.
همزمان با افزایش فشارهای بینالمللی بر دولت لبنان برای خلع سلاح حزبالله، یافتههای نظرسنجی جدید موسسه گالوپ نشان میدهد اکثریت مردم لبنان خواستار آن هستند که تنها ارتش این کشور حق در اختیار داشتن سلاح را داشته باشد.
بر اساس یافتههای این نظرسنجی، حدود ۷۹ درصد از لبنانیها معتقدند نگهداری سلاح باید صرفا در انحصار ارتش لبنان باشد.