وزیر انرژی آمریکا: تولید نفت ونزوئلا در سالهای آینده بیش از دو برابر خواهد شد
یک پمپ حفاری نفتی در منطقه کابیماس ونزوئلا
کریس رایت، وزیر انرژی ایالات متحده، اعلام کرد قراردادهای شرکتهای نفتی آمریکا و سایر کشورها با ونزوئلا، تولید نفت خام این کشور را طی چند سال آینده بیش از دو برابر خواهد کرد.
رایت شامگاه سهشنبه ۱۰ شهریور پس از ورود به ونزوئلا گفت سرمایهگذاری در چارچوب این توافقها، ظرفیت تولید را بهطور چشمگیری افزایش میدهد و به کاهش قیمت نفت کمک میکند.
وزیر انرژی ایالات متحده برای سفری یکروزه به ونزوئلا، از بنیانگذاران اوپک، رفته است. این دومین سفر رایت به ونزوئلا پس از بازداشت نیکلاس مادورو، رییسجمهوری مخلوع این کشور، به دست نیروهای آمریکایی در دیماه ۱۴۰۴ است.
مقامهایی از وزارتخانههای خزانهداری و خارجه آمریکا نیز رایت را در این سفر همراهی میکنند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، قراردادهای نفتی چهارشنبه ۱۱ شهریور در کاراکاس امضا میشوند. شورون، بزرگترین تولیدکننده آمریکایی نفت در ونزوئلا، همراه با انی ایتالیا، اوانجیسی هند، ژئوپارک کلمبیا و جیای ورنووا آمریکا، برای اجرای طرحهای انرژی توافقهایی امضا خواهند کرد.
تولید نفت ونزوئلا در اواخر دهه ۱۹۹۰ به بیش از سه میلیون بشکه در روز رسیده بود، اما پس از آن، بهدلیل کمبود سرمایهگذاری، سوءمدیریت و تحریمهای آمریکا، بهشدت کاهش یافت.
این کشور در ماههای اخیر روزانه ۱.۱ تا ۱.۲ میلیون بشکه نفت تولید کرده. روندی که پس از بازداشت مادورو اندکی رو به افزایش بوده است.
ششم شهریور، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از توافق جداگانهای برای دسترسی بلندمدت به یکپنجم ذخایر شناساییشده نفت ونزوئلا خبر داد.
او گفت واشینگتن با مشارکت شرکتهای خصوصی، بر بیش از ۶۵ میلیارد بشکه از ذخایر نفت ونزوئلا تسلط خواهد داشت.
مصاحبه کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، با خبرنگاران پس از ورود به ونزوئلا، ۱۰ شهریور
قرارداد ۱۰۰ ساله برای بهرهبرداری از ۱۷ میدان نفتی
به گزارش رویترز، شرکت خصوصی «نورث امریکن بلو انرژی پارتنرز»، موسوم به «نابپ»، با حمایت آمریکا بهرهبرداری از ۱۷ میدان نفتی ونزوئلا را برای ۱۰۰ سال در اختیار میگیرد.
قرارداد با شرکت نابپ که تحت کنترل آلخاندرو بتانکورت، بازرگان ونزوئلایی، قرار دارد، بدون برگزاری مناقصه و با هماهنگی واشینگتن و کاراکاس تنظیم شد.
شیوه واگذاری و تحقیقات پیشین مقامهای آمریکایی و اروپایی درباره فعالیتهای بتانکورت، شماری از شرکتهای علاقهمند به سرمایهگذاری در ونزوئلا را نگران کرده است.
بتانکورت اتهامها علیه خود را رد کرد. نابپ نیز اعلام کرد او بیش از ۱۵ سال در صنعت نفت ونزوئلا فعالیت داشته و کارنامه موفقی دارد.
هشدار چین درباره حفظ منافعش در ونزوئلا
یک مقام آمریکایی اعلام کرد بتانکورت «فردی متخلف نیست» و دکلهای حفاری را از تگزاس به ونزوئلا منتقل کرده است. به گفته او، این اقدام در هر دو کشور اشتغال ایجاد میکند.
او که به شرط ناشناس ماندن با رویترز مصاحبه کرد، افزود بسیاری از میدانهای واگذارشده به نابپ تا همین اواخر در کنترل چین و روسیه بودند.
این مقام احتمال ناخشنودی چین از ورود واشینگتن به منابع نفتی ونزوئلا را کماهمیت دانست و گفت: «ما روابط دوجانبه بسیار گستردهای با چین داریم و فکر نمیکنم این تحول برای آنها دور از انتظار بوده باشد.»
سخنگوی وزارت امور خارجه چین ۱۰ شهریور اعلام کرد همکاری پکن با کاراکاس بر پایه قوانین بینالمللی انجام میگیرد و منافع چین در ونزوئلا باید تضمین شود.
ترامپ پیشتر توافق با ونزوئلا را «بزرگترین توافق نفتی در تاریخ جهان» خواند و گفت آمریکا ذخایر راهبردی خود را با نفت این کشور پر میکند.
به گفته او، این توافق ذخایر نفت آمریکا را بیش از دو برابر میکند، عرضه جهانی را افزایش میدهد و در بلندمدت، قیمت بنزین را کاهش خواهد داد.
افزایش عبور نفت از تنگه هرمز در بحبوحه تنشها
وزیر انرژی آمریکا پیشبینی کرد قیمت بنزین طی هفتههای آینده در پی کاهش مقررات پالایشگاهها پایین بیاید.
رایت گفت محدودیت ظرفیت پالایش اکنون بزرگترین مانع کاهش قیمت بنزین و گازوئیل به شمار میرود.
او همچنین خبر داد ۹ شهریور، ۱۷ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرد که بالاترین میزان از زمان آغاز جنگ ایران بوده است.
در ماههای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، امنیت دریانوردی منطقه را بر هم زده و بازار جهانی انرژی را مختل کرده است.
همزمان با تشدید درگیریها میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی، بهای نفت وست تگزاس اینترمدیت به حدود ۹۱ دلار و نفت برنت به حدود ۹۶ دلار رسید.
آزمون تازه برای مناسبات تهران و کاراکاس
ونزوئلا یکی از نزدیکترین متحدان جمهوری اسلامی به شمار میرود و همسویی سیاسی دو طرف، همراه با تحریمهای نفتی آمریکا، در سالهای اخیر به گسترش روابط و همکاریهای تهران و کاراکاس انجامیده است.
حکومت ایران و ونزوئلا طی سه دهه گذشته، علاوه بر همکاریهای سیاسی، توافقهای متعددی در حوزههای انرژی، معدن، بهداشت و آموزش امضا کردهاند.
با این حال، تحلیلگران معتقدند دولت موقت ونزوئلا ممکن است برای بهبود روابط با واشینگتن، سیاست متفاوتی در قبال جمهوری اسلامی در پیش بگیرد.
سرد شدن احتمالی روابط ایران و ونزوئلا میتواند نقطه عطفی در مناسبات این دو کشور نفتخیز باشد که پس از به قدرت رسیدن هوگو چاوز در سال ۱۹۹۹، متحدان نزدیک و شرکای تجاری یکدیگر بودهاند.
دلسی رودریگز، رییسجمهوری موقت ونزوئلا، هشتم شهریور از توافق نفتی با آمریکا حمایت کرد و گفت اجرای آن میتواند به احیای اقتصاد آسیبدیده کشور و افزایش درآمدهای دولت کمک کند.
در مقابل، انزوای اقتصادی جمهوری اسلامی، صنعت نفت ایران را از سرمایه و فناوری خارجی محروم کرده است. این کمبود، توسعه میدانها و نوسازی تاسیسات را کند کرده، ظرفیت تولید را محدود ساخته و بازگشت به سطح تولید پیش از تحریمها را دشوارتر و پرهزینهتر کرده است.
ناو هواپیمابر آمریکایی آبراهام لینکلن پس از ۲۸۶ روز حضور بیوقفه در دریا، از جمله ماموریتی طولانی در خاورمیانه، وارد بندر لائم چابانگ تایلند شد.
خبرگزاری رویترز چهارشنبه ۱۱ شهریور گزارش داد آبراهام لینکلن که حدود پنج هزار ملوان و تفنگدار دریایی در آن خدمت میکنند، نوامبر ۲۰۲۵ راهی ماموریت شد و در کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی و محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران مشارکت داشت.
به گفته قانونگذاران دموکرات، این ناو رکورد طولانیترین حضور پیاپی در دریا را در دوران معاصر ثبت کرده است.
پیشتر گزارشهایی درباره نگرانیهای مربوط به سلامت روان خدمه و نامناسب بودن شرایط زندگی در این ناو منتشر شده بود.
۲۴ مرداد، یک مقام آمریکایی در مصاحبه با روزنامه فایننشالتایمز، گزارشها درباره تشدید مشکلات سلامت روان در میان خدمه ناو آبراهام لینکلن را رد کرد و گفت دولت برای تقویت روحیه ملوانان امکاناتی در اختیار آنها قرار داده است.
ماموریت ناوهای نظامی معمولا ۶ تا ۹ ماه طول میکشد، اما در زمان جنگ ممکن است مدت آن افزایش یابد.
مقامهای تایلندی اعلام کردند این ناو هواپیمابر به همراه چند شناور دیگر نیروی دریایی آمریکا برای «بازیابی توان و استراحت پنج روزه»، در تایلند پهلو گرفته است.
تایلند تنها کشور در سرزمین اصلی جنوب شرق آسیا است که با آمریکا پیمان نظامی دارد.
سرزمین اصلی به بخش یکپارچه و غیرجزیرهای یک کشور یا منطقه جغرافیایی در خشکی گفته میشود.
رابرت ای. لافران، دریادار و فرمانده گروه ضربت ناو هواپیمابر شماره سه، در بیانیهای گفت: «ورود ما به لائم چابانگ فرصتی شایسته برای استراحت در اختیار ملوانان و تفنگداران دریایی قرار میدهد تا تجدید قوا کنند. این سفر همچنین نشاندهنده اتحاد و شراکت مستحکم و دیرینه آمریکا و تایلند است.»
او اضافه کرد: «آنچه این گروه ضربت به انجام رسانده، به راستی تاریخی است. حرفهایگری و تخصص کمنظیری که تکتک اعضای این گروه در جریان عملیات از خود نشان دادند، مایه افتخار فراوان من است.»
تایلند سال ۱۹۵۴ به متحد پیمانی آمریکا تبدیل شد و در سال ۲۰۰۳ نیز در فهرست متحدان عمده غیرعضو ناتو قرار گرفت.
نیروهای مسلح تایلند از دیرباز به تجهیزات دفاعی آمریکا متکی بودهاند. ارتشهای دو کشور نیز روابط نزدیکی دارند و هر سال رزمایشهای مشترک برگزار میکنند.
بانکوک تاکید کرده است این سفر با هدف پشتیبانی لجستیکی و استراحت خدمه و در چارچوب تعهدات پیمانی تایلند انجام میشود و ارتباطی با درگیریهای خاورمیانه ندارد.
ورود هزاران نیروی نظامی آمریکایی امیدها به رونق کسبوکارها در شهر تفریحی پاتایا را افزایش داده است. این شهر از دیرباز یکی از مقصدهای شناختهشده گردشگری جنسی بوده است.
پوراماسه نگامپیچت، شهردار پاتایا، اعلام کرد ناوگانی شامل حدود ۴۰ اتوبوس، نظامیان آمریکایی را میان پاتایا و بندر لائم چابانگ، محل پهلوگیری شناورها، جابهجا خواهد کرد.
به گفته او، حضور نظامیان در برخی مکانها و شرکت آنان در شماری از فعالیتها ممنوع است. ورزشهای آبی، جتاسکی، بانجیجامپینگ، کشتی و بوکس از جمله این موارد هستند.
پاتایا در ساحل خلیج تایلند و حدود ۱۵۰ کیلومتری جنوب شرقی بانکوک قرار دارد.
رویترز در ادامه گزارش داد پلیس تایلند نیروهای بیشتری را برای گشتزنی در ساحل اصلی پاتایا و منطقه تفریحات شبانه این شهر مستقر خواهد کرد.
این تصمیم پس از چند عملیات پلیس در روزهای اخیر اتخاذ شد که به بازداشت ۴۰ تا ۵۰ نفر به ظن تنفروشی انجامید.
صنعت سکس با وجود غیرقانونی بودن در تایلند، در مراکز اصلی گردشگری این کشور، از جمله بخشهایی از بانکوک و پاتایا، آشکارا فعالیت میکند و برخوردهای گاهوبیگاه پلیس نیز مانع ادامه آن نشده است.
به گزارش رویترز، دستفروشان پاتایا امیدوارند حضور نیروهای آمریکایی به افزایش فروش آنها کمک کند.
کادسالین کتپا، فروشنده ۴۳ ساله پوشاک، پیش از ورود ناو آبراهام لینکلن، تعداد بیشتری پیراهن بسکتبال آمریکایی و شلوارهای منقش به طرح فیل، یکی از نمادهای تایلند، تهیه کرد.
او گفت: «این روزها بازار خیلی کساد بوده است. امیدوارم با ورود آنها فروشم بیشتر شود. چند محصول هم برایشان آماده کردهام، اما نمیدانم خوششان میآید یا نه.»
ساروچ، فروشنده ۴۵ ساله مواد غذایی، نیز گفت پهلوگیری شناورهای نظامی آمریکا همواره به رونق کسبوکارها کمک میکند و رویدادی است که فروشندگان مشتاقانه در انتظار آن میمانند.
او افزود: «آنها برای نوشیدن، تفریح و رها شدن از فشارها به اینجا میآیند.»
شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، سهشنبه ۱۰ شهریور وارد مصر شد. این نخستین سفر او طی یک دهه گذشته به پرجمعیتترین کشور جهان عرب است و در شرایطی انجام میشود که کشورهای سراسر خاورمیانه، در پی جنگ ایران، در حال بازنگری در روابط امنیتی و اقتصادی خود هستند.
همزمان حسین مرعشی از چهرههای نزدیک به دولت مسعود پزشکیان از شروط چین برای گسترش روابط با جمهوری اسلامی خبر داده و نحوه دیدار پزشکیان با رییسجمهوری چین در بیشکک بر حدس و گمانها درباره فاصله گرفتن پکن از تهران افزوده است.
خبرگزاری رویترز در گزارشی درباره این سفر نوشت جنگ ایران بازارهای جهانی انرژی را مختل کرده و پرسشهایی را درباره این موضوع مطرح کرده است که آیا کشورهای منطقه میتوانند در بلندمدت روی ایالات متحده بهعنوان یک شریک امنیتی حساب کنند یا خیر.
بر اساس تصاویر پخششده از تلویزیون دولتی مصر، عبدالفتاح السیسی، رییسجمهوری مصر، در فرودگاه بینالمللی قاهره از شی استقبال کرد.
در طول هفته گذشته، رسانههای دولتی مصر بهطور گسترده بر گسترش روابط اقتصادی و نظامی قاهره با پکن و همچنین نقش مصر بهعنوان نخستین کشور عربی و آفریقایی که ۷۰ سال پیش با چین روابط دیپلماتیک برقرار کرد، تاکید کردهاند.
سیسی در یادداشتی که در روزنامه دولتی «الاهرام» منتشر شد، نوشت: «مصر و چین به شرکایی تبدیل شدهاند که با همکاری یکدیگر به تقویت نقش جنوب جهانی در نظام بینالمللی کمک میکنند.»
شروط چین برای جمهوری اسلامی
سفر شی به مصر دومین مرحله از دومین سفر خارجی او در سال جاری است. او پیش از آن در نشست سازمان همکاری شانگهای در قرقیزستان شرکت کرده بود و در آنجا با ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، و شماری دیگر از رهبران گفتوگو کرد.
با این حال شکل گفتوگوی او با مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی واکنشهای زیادی را برانگیخته و پرسشها درباره ماهیت روابط چین بهعنوان مهمترین حامی جهانی جمهوری اسلامی و بزرگترین خریدار نفت ایران را پررنگتر کرده است.
شی جینپینگ در حاشیه نشست سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، نه بهطور رسمی، بلکه ایستاده در گوشهای از سالن با مسعود پزشکیان دیدار و گفتوگو کرد.
دیدار ایستاده پزشکیان و شی،بیشکک، ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
همزمان، حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی از احزاب جناح اصلاحطلب و حامی دولت پزشکیان در گفتوگویی با اکوایران از شروط چین برای گسترش روابط با جمهوری اسلامی خبر داده و از جمله گفته است که چین خواستار حل مسائل تهران با واشینگتن بهعنوان پیشنیاز گسترش روابط تهران و پکن شده است.
بهگفته مرعشی، پزشکیان پس از کشته شدن علی لاریجانی، محمد باقر قالیباف را بهعنوان مسئول قرارداد ۲۵ ساله جمهوری اسلامی و چین معرفی کرد اما چین خیلی روشن به تهران اعلام کرده است که جمهوری اسلامی باید تنگه هرمز را باز کند بدون آنکه از کشتیها عوارض بگیرد و نیز مشکلات خود را با عربستان و آمریکا حل کند و پس از آن قالیباف میتواند به چین سفر کند.
در همین حال، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز روز سهشنبه ضمن تاکید بر ادامه فشار بیسابقه اقتصادی بر جمهوری اسلامی تاکید کرد که نقاط اشتراک چین و آمریکا درباره ایران بیش از نقاط اختلاف دو کشور است.
وزیر خزانهداری آمریکا گفت: «چینیها موافقند که ایران نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد. چینیها موافقند که باید آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز برقرار باشد. بنابراین ما با آنها گفتوگوهای خصوصی داشتهایم.»
بسنت همچنین بر ادامه فشارها بر تهران تاکید کرد و گفت: «ما در حال دفن کردن سر مار سمی ایران هستیم. مار هنوز نمیداند که مرده است، اما وقتی خورشید غروب کند، دیگر تکان نخواهد خورد.»
او خطاب به مقامهای جمهوری اسلامی افزود: «ما در حال ردیابی داراییهای سپاه پاسداران هستیم. میدانیم حسابهایتان در شرکتهای تراستی در جزایر ویرجین بریتانیا کجاست و خانههای صد میلیون دلاری شما در سراسر جهان را هم میشناسیم.»
گسترش روابط نظامی پکن و قاهره
سفر شی به قاهره در چنین شرایطی صورت میگیرد. شی خود در یادداشتی که خبرگزاری دولتی شینهوا چین منتشر کرد، گفت دو کشور در مواجهه با امپریالیسم و استعمار، «برادرانی نزدیک هستند که در کنار یکدیگر ایستادهاند».
او افزود مشتاق است راههای تعمیق شراکت میان دو کشور را بررسی کند.
ماه گذشته، مصر، که سالانه حدود ۱.۳ میلیارد دلار کمک نظامی از ایالات متحده دریافت میکند، میزبان دومین رزمایش نظامی سالانه خود با چین بود. این رزمایشها سال گذشته و در شرایطی آغاز شد که پکن در تلاش بود از نفوذ آمریکا در منطقه بکاهد.
بر اساس گزارش رسانههای دولتی چین، این رزمایش نخستین استقرار جنگندههای J-16 چین در آفریقا و همچنین یک رزمایش کمسابقه نبرد هوایی با مشارکت جنگندههای ساخت چین و جنگندههای رافال ساخت فرانسه بود.
همچنین تصاویری از یک هواپیمای سوخترسان نیروی هوایی چین منتشر شد که در حال سوخترسانی به یک جنگنده رافال بود؛ اقدامی که به پکن امکان داد از نزدیکتر با تجهیزات ساخت غرب آشنا شود.
اچ. ای. هلیر، پژوهشگر اندیشکده موسسه سلطنتی خدمات متحد (RUSI)، به رویترز گفت مصر دستکم از سال ۲۰۱۴ در پی تعمیق روابط خود با پکن بوده است؛ زمانی که سیسی، اندکی پس از انتخاب شدن، برای امضای توافق شراکت راهبردی به چین سفر کرد.
او گفت لحن و پیام قاهره در قبال واشینگتن از آن زمان ملایمتر شده است، اما «پرسشها درباره قابل اتکا بودن آمریکا و نوسان در سیاستهای آن» که جنگهای غزه و ایران به وجود آوردهاند، تمایل مصر برای متنوع کردن شراکتهایش را تقویت کرده است.
هلیر گفت: «مصر خود را در مسیر دستیابی به استقلال راهبردی بیشتر میبیند. این کشور خواهان روابط قوی با واشینگتن است، اما در عین حال خواستار روابط قوی با پکن، مسکو و اروپا نیز هست.»
مصر که با اسرائیل، سودان و لیبی مرز مشترک دارد و کانال سوئز، یکی از شریانهای حیاتی تجارت جهانی، در آن قرار گرفته است، اغلب از سوی قدرتهای خارجی بهعنوان یکی از نقاط راهبردی کلیدی در منطقهای بیثبات و گرفتار چندین درگیری همزمان دیده میشود.
سرمایهگذاری چین در مصر طی سالهای اخیر بهشدت افزایش یافته و میلیاردها دلار سرمایه به بخشهایی مانند تولید، بنادر، انرژی خورشیدی، هیدروژن سبز و فناوری ماهوارهای سرازیر شده است.
اریک اولاندر، از بنیانگذاران «پروژه چین و جنوب جهانی»، به رویترز گفت مصر برای سفر شی یک «انتخاب بدیهی» بود، زیرا در مرکز مجموعهای از مسائل منطقهای قرار دارد.
لودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، ۱۰ شهریور ۱۴۰۵، در جریان حمله روسیه به اوکراین، در مراسم آغاز سال تحصیلی جدید در پناهگاه بمب یک مدرسه در منطقه کییف شرکت کرد. سرویس مطبوعاتی ریاستجمهوری اوکراین/عکس ارسالی از طریق رویترز
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، با هشدار به شرکتهای هواپیمایی و بیمه گفت حضور پهپادهای اوکراینی، آسمان روسیه را به محیطی خطرناک تبدیل کرده و حریم هوایی این کشور «عملا در حال بسته شدن» است.
زلنسکی شامگاه سهشنبه ۱۰ شهریور در پیام ویدیویی خود گفت شرکتهای هواپیمایی، شرکتهای بیمه و کسانی که همچنان از فرودگاههای اصلی روسیه استفاده میکنند باید در نظر داشته باشند که «آسمان روسیه دارد کاملا خطرناک میشود».
این هشدار همزمان با اوجگیری حملات هوایی دو کشور مطرح شد. شمار کشتهشدگان ششمین روز حملات سنگین روسیه به کییف و مناطق اطراف آن به ۱۲ نفر افزایش یافت. مقامهای محلی پیشتر تعداد قربانیان ششمین روز تشدید حملات را ۹ نفر اعلام کرده بودند.
زلنسکی در پیام خود تاکید کرد اوکراین هواپیماهای غیرنظامی را تهدید نمیکند، اما افزود حضور پهپادهای اوکراینی در آسمان روسیه به سطحی خواهد رسید که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
زلنسکی گفت: «اگرچه مقامهای روسیه بهدرستی این موضوع را اعلام نمیکنند، حریم هوایی روسیه عملا در حال بسته شدن است. جنگی که روسیه آغاز کرد، آسمان خودش را میبندد.»
او همچنین هدف حملات اوکراین را اهداف نظامی روسیه و بخشهایی از اقتصاد این کشور دانست که به گفته او در خدمت جنگ هستند.
افزایش شمار کشتههای حملات روسیه به ۱۲ نفر
هشدار زلنسکی پس از ششمین روز متوالی حملات گسترده روسیه به کییف و مناطق اطراف پایتخت اوکراین مطرح شد.
پیشتر شمار قربانیان این حملات ۹ کشته و ۱۴ زخمی اعلام شده بود. تازهترین گزارش رویترز بر اساس آمار بهروزشده مقامهای اوکراینی میگوید شمار کشتهها به ۱۲ نفر رسیده است.
به گزارش رویترز، هشت نفر در کییف کشته شدند که بیشتر آنها کارکنان راهآهن بودند. در بوریسپیل، در نزدیکی پایتخت، حمله به یک ساختمان مسکونی و چند محل دیگر چهار کشته و ۱۳ زخمی بر جای گذاشت. یک شهروند هندی نیز در میان کشتهشدگان بود.
در ادامه حملات در روز سهشنبه، یک پهپاد به یک مجتمع آپارتمانی در کییف اصابت کرد و باعث آتشسوزی شد. ویتالی کلیچکو، شهردار کییف، گفت دستکم سه نفر در این حمله زخمی شدند.
روسیه طی روزهای اخیر الگوی حملات خود را نیز تغییر داده و پهپادهای پرسرعت مجهز به موتور جت را بهصورت گروهی و در ساعات مختلف شبانهروز به سوی کییف و مناطق اطراف آن فرستاده است.
یوری ایهنات، سخنگوی نیروی هوایی اوکراین، به رویترز گفت روسیه تنها در ماه اوت (اوایل مرداد تا اوایل شهریور)، بیش از دو هزار و ۸۰۰ پهپاد جتدار به سوی اوکراین پرتاب کرده است. استفاده روسیه از این نوع پهپادها در یک ماه منتهی به اوایل مرداد پنج برابر بیش از مدت مشابه قبل شده بود.
نیروی هوایی اوکراین اعلام کرد در حملات شبانه پنج موشک بالستیک روسیه را رهگیری کرده است. همزمان، رویترز گزارش داد ذخیره موشکهای رهگیر پاتریوت اوکراین که برای مقابله با موشکهای بالستیک روسیه اهمیت حیاتی دارند، به سطح بسیار پایینی رسیده است.
آندری سیبیها، وزیر امور خارجه اوکراین، از متحدان این کشور خواست فشار اقتصادی بر روسیه را افزایش دهند و سامانههای پدافند هوایی و حمایت بیشتری برای حفاظت از زیرساختهای انرژی اوکراین فراهم کنند.
گسترش حملات متقابل اوکراین در خاک روسیه
همزمان با تشدید حملات روسیه، اوکراین نیز دامنه حملات پهپادی خود به خاک روسیه را افزایش داده و پالایشگاهها، تاسیسات نفتی و زیرساختهای لجستیکی را هدف قرار داده است.
مقامهای محلی روسیه اعلام کردند حملات هوایی باعث آتشسوزی در محدوده بندر اوستلوگا، یکی از مراکز مهم صادراتی روسیه در شمال غرب این کشور، و وارد آمدن خسارت به تاسیسات غیرنظامی در منطقه سامارا، محل استقرار شماری از پالایشگاههای نفت، شده است.
مقامهای روسیه همچنین گفتند یک غیرنظامی در حملهای به منطقه بلگورود، در مرز اوکراین، کشته شد.
نیروهای دفاعی استونی نیز اعلام کردند پهپادهایی که در یکی از حملات اوکراین به روسیه به کار رفته بودند، برای مدتی کوتاه وارد حریم هوایی استونی شدند.
هانو پوکور، وزیر دفاع استونی، گفت این حادثه بار دیگر اهمیت تجهیز اوکراین به امکانات پدافند هوایی را نشان میدهد.
تنش تازه روسیه و آلمان بر سر حمله پهپادی
همزمان با تشدید جنگ پهپادی روسیه و اوکراین، تنش میان مسکو و برلین نیز بر سر یک حمله پهپادی در خاک آلمان افزایش یافت.
دولت آلمان سهشنبه ۱۰ شهریور اعلام کرد بر اساس یافتههای پلیس و نهادهای اطلاعاتی به این نتیجه رسیده است که روسیه مسئول تلاش برای انجام یک حمله پهپادی به فرودگاه لایپزیگ/هاله در ماه گذشته بوده است.
الکساندر دوبرینت، وزیر کشور آلمان، گفت یافتههای اطلاعاتی نشان میدهد افراد دخیل در این عملیات از سوی نهادهای دولتی روسیه فعالیت میکردند. وزیر خارجه آلمان نیز گفت برلین این حادثه را رویدادی منفرد نمیداند و آن را بخشی از الگوی گستردهتر «عملیات ترکیبی روسیه در اروپا» تلقی میکند.
آلمان در واکنش به این حادثه اعلام کرد کنسولگری کل روسیه در بن را تعطیل و توافق مربوط به فعالیت مرکز فرهنگی «خانه روسیه» در برلین را لغو خواهد کرد.
سفارت روسیه در آلمان این اتهامها را رد کرد و آنها را «بیاساس، پوچ و خلاف عقل سلیم» خواند.
سفارت روسیه همچنین اعلام کرد اقدامات برلین تنش در روابط روسیه و آلمان را به شکلی بیسابقه افزایش میدهد و هشدار داد این اقدامات بدون پاسخ نخواهد ماند.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که حملات هوایی روسیه به اوکراین طی ماههای اخیر شدت گرفته و همزمان کییف نیز عملیات پهپادی خود را در عمق خاک روسیه گسترش داده است؛ روندی که اکنون علاوه بر زیرساختهای نظامی و اقتصادی، امنیت هوانوردی و تنش روسیه با کشورهای اروپایی را نیز بیش از پیش تحت تاثیر قرار داده است.
نمایی از یک نفتکش چینی در پایانه نفتی بندر تسینگیی، هنگکنگ
رفتار چین در هفتههای اخیر یک واقعیت مهم را آشکار کرده است: پکن در بازار نفت نه بر پایه وفاداری سیاسی، بلکه بر اساس محاسبه سود، قیمت، امنیت عرضه و امکان تحویل تصمیم میگیرد.
چین نفت ایران را تا زمانی میخرد که ارزان، قابل تحویل و از نظر اقتصادی جذاب باشد. هرگاه یکی از این مزیتها از میان برود، پالایشگاههای چینی بدون تعهد سیاسی به فروشنده ایرانی، گزینههای دیگر را بررسی میکنند.
در سالهای گذشته، پالایشگاههای مستقل چین از انزوای نفتی جمهوری اسلامی بهره بردهاند.
ایران که بهدلیل تحریمها بخش عمده بازارهای رسمی خود را از دست داده بود، ناچار شد نفت را با تخفیف، از طریق واسطهها و شبکه نفتکشهای سایه و غالبا با دریافت یوان به چین بفروشد.
در چنین رابطهای، چین حق انتخاب داشت، اما گزینههای ایران بسیار محدود بود. بنابراین آنچه در تهران «همکاری راهبردی» معرفی میشد، در عمل رابطهای نامتوازن میان یک فروشنده تحت فشار و خریداری قدرتمند بود.
چین طی سالهای اخیر مقصد بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران بوده است. این رقم در ظاهر میتواند نشانه اهمیت ایران برای چین تلقی شود، اما در واقع بیش از آنکه وابستگی پکن به تهران را نشان دهد، وابستگی جمهوری اسلامی به تنها مشتری عمده باقیمانده خود را آشکار میکند.
چین میتواند نفت مورد نیازش را از کشورهای مختلف تامین کند، اما ایران برای فروش نفت تحریمشده خود بازار جایگزین گستردهای در اختیار ندارد.
شرکتهای بزرگ دولتی چین از سال ۲۰۱۹ عمدتا از خرید رسمی نفت ایران فاصله گرفتهاند، زیرا با نظام بانکی و بازارهای غربی ارتباط دارند و نمیخواهند با خطر تحریمهای ثانویه آمریکا روبهرو شوند.
بخش مهمی از نفت ایران را پالایشگاههای مستقل چین، موسوم به «تیپات»، خریداری میکنند.
این محمولهها معمولا از طریق شبکهای از واسطهها، انتقال کشتیبهکشتی و اعلام غیرشفاف منشا نفت وارد بازار چین میشوند و گاه در اسناد تجاری بهعنوان نفت مالزیایی یا اندونزیایی معرفی میشوند.
پکن در سطح سیاسی با تحریمهای یکجانبه آمریکا مخالفت میکند و بر حق خود برای تجارت تاکید دارد، اما مواضع دیپلماتیک چین را نباید با رفتار اقتصادی شرکتها و پالایشگاههای آن یکسان دانست.
شرکت چینی زمانی وارد معامله میشود که سود حاصل از تخفیف نفت ایران از هزینه و خطر تحریم، حملونقل و تامین مالی بیشتر باشد.
به بیان دیگر، مخالفت سیاسی چین با تحریمهای آمریکا به معنای تعهد آن کشور به خرید نفت ایران در هر شرایطی نیست.
محاصره دریایی اخیر این واقعیت را آشکارتر کرده است. بر اساس گزارشی که رویترز دهم شهریور منتشر کرد، همینطور بر اساس دادههای شرکتهای ورتکسا، کپلر و تانکرترکرز، از زمان برقراری مجدد محاصره دریایی در ۲۳ تیر، هیچ محموله تازه و قابلتوجه نفت خام ایران نتوانسته با عبور از تنگه هرمز خود را به چین برساند.
در نتیجه، خریدهای محدود چین اکنون باید از نفتی تامین شود که پیشتر از ایران خارج شده و در نفتکشها یا مخازن شناور اطراف مالزی و دیگر نقاط آسیایی قرار گرفته است.
این وضعیت به معنای توقف کامل تحویل نفت ایران به چین نیست. بخشی از ذخایر شناور قبلی همچنان از طریق انتقال کشتیبهکشتی به نفتکشهای واسطه منتقل و سپس راهی بنادر چین میشود.
اما این ذخایر قابل تجدید نیست، زیرا نفتکش تازهای از ایران به آنها نمیپیوندد. بنابراین چین میتواند از نفتی که از قبل در نزدیکی بازار آن قرار گرفته استفاده کند، اما برای آزاد کردن نفتکشهای گرفتار جمهوری اسلامی یا باز کردن مسیر صادرات ایران، هزینه و ریسک ویژهای نپذیرفته است.
بر اساس دادههای مقدماتی کپلر که رویترز ۳۰ مرداد منتشر کرد، دریافت نفت ایران در چین تا آن مقطع از ماه اوت به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز کاهش یافته بود؛ در حالی که متوسط خرید چین در سال گذشته حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز برآورد میشد.
این کاهش نشان میدهد بازار چین برای نفت ایران تضمینشده نیست و پالایشگاههای چینی در صورت اختلال در تحویل، منتظر جمهوری اسلامی نمیمانند.
گزارشها حاکی از آن است که یکی از پالایشگاههای مستقل چین نفت لاپای برزیل را خریداری کرده است و پالایشگاههای دیگری نیز نفت بصره عراق و گزینههای سایر تولیدکنندگان را بررسی کردهاند.
نفت روسیه نیز یکی از منابعی است که پالایشگاههای چینی میتوانند در سبد خرید خود جای دهند.
تصمیم این پالایشگاهها بیش از هر چیز به قیمت، کیفیت نفت، هزینه حملونقل، حاشیه سود پالایش و اطمینان از تحویل وابسته است.
چین به نفت ایران نیاز مطلق ندارد؛ این جمهوری اسلامی است که برای تامین درآمد ارزی خود به خریدار چینی وابسته شده است.
اگر نفت ایران بهموقع نرسد، پالایشگاه چینی میتواند نفت عراق، روسیه، برزیل یا دیگر تولیدکنندگان را خریداری کند.
اما اگر نفت ایران روی آب باقی بماند و حکومت برای دریافت ارز تحت فشار قرار گیرد، خریدار چینی میتواند تخفیف بیشتر، شرایط پرداخت طولانیتر و انتقال بخش بزرگتری از هزینه و ریسک معامله به فروشنده ایرانی را مطالبه کند.
در چنین شرایطی، نفت محبوس ایران از دو جهت ارزش اقتصادی خود را از دست میدهد: نخست بهدلیل هزینه نفتکش، بیمه، نگهداری، انتقال کشتیبهکشتی، واسطهگری و خوابیدن سرمایه، و دوم بهدلیل افزایش قدرت چانهزنی خریدار.
هرچه نفت ایران مدت بیشتری بدون مقصد قطعی روی آب باقی بماند، قدرت جمهوری اسلامی برای تعیین قیمت و شرایط پرداختْ کمتر میشود و از سوی دیگر توان خریدار چینی برای تحمیل شرایط افزایش مییابد.
روابط راهبردی واقعی معمولا در روزهای بحران آزموده میشوند. اگر چین خود را شریک راهبردی صنعت نفت ایران میدانست، انتظار میرفت برای حفظ جریان صادرات، تامین مالی یا کاهش فشار بر فروشنده ایرانی اقدامی فراتر از موضعگیری سیاسی انجام دهد.
اما تا این مرحله، شواهد موجود نشان نمیدهد که پکن حاضر شده باشد برای نجات صادرات نفت جمهوری اسلامی، هزینه اقتصادی یا خطر مستقیم قابل توجهی بپذیرد.
بهتر است رابطه نفتی جمهوری اسلامی و چین را نه یک «اتحاد شرقی»، بلکه معاملهای مبتنی بر فرصت و عدم توازن توصیف کنیم.
ایران نفت ارزان و پرریسک عرضه میکند و چین تا زمانی آن را میخرد که تخفیف دریافتی از هزینه و خطر معامله بیشتر باشد.
به محض آنکه تحویل نفت نامطمئن شود یا فروشنده دیگری پیدا شود که شرایط مناسبتری ارائه میکند، شعارهای سیاسی جای خود را به محاسبه سرد اقتصادی میدهند.
واقعیت بازار نفت ساده است: چین دوست دائمی هیچ فروشندهای نیست؛ مشتری نفت ارزان، مطمئن و قابل تحویل است.
تهران این رابطه تجاری نامتوازن را «شراکت راهبردی» نامیده، اما رفتار پکن نشان میدهد چین نه ناجی صنعت نفت ایران، بلکه یکی از اصلیترین بهرهبرداران از انزوای نفتی جمهوری اسلامی بوده است.
شماری از شهروندان با انتشار ویدیوهایی طعنهآمیز در فضای مجازی، به افزایش افسارگسیخته قیمتها و همچنین تهدیدهای مقامهای جمهوری اسلامی علیه مردم معترض واکنش نشان دادهاند.
آنها در این ویدیوها میرقصند و بهکنایه میگویند از گرانیها خوشحالاند، زیرا نمیخواهند به اتهامهایی همچون «سیاهنمایی» و «وطنفروشی» بازداشت یا اعدام شوند.
در هفتههای اخیر، ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه به تشدید تحریمها، سقوط ارزش پول ملی و افزایش بهای کالاهای اساسی انجامیده و قدرت خرید مردم را بیش از پیش کاهش داده است.
با این حال، مقامهای حکومت بهجای پاسخگویی درباره فساد ساختاری، سوءمدیریت و ناکارآمدیهایی که در شکلگیری بحران کنونی نقش داشتهاند، بار دیگر زبان به تهدید مردم گشودهاند.
همزمان با افزایش نارضایتیها در ایران و نگرانی مقامهای حکومت از احتمال آغاز مجدد اعتراضات مردمی، غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، ۹ شهریور معترضان را «مزدور» خواند و آنان را به «برخوردی قاطعانهتر» تهدید کرد.
در واکنش به این فضای سرکوب، گروهی از کاربران شبکههای اجتماعی به شیوهای خلاقانه، طنز و رقص را به ابزاری برای اعتراض تبدیل کردهاند.
آنها با کنایه به اتهام «سیاهنمایی» که مقامهای جمهوری اسلامی برای انکار مشکلات و واقعیتهای جامعه به کار میبرند، وانمود میکنند از افزایش قیمتها و دشوارتر شدن زندگی خود رضایت دارند.
این شهروندان در ویدیوهایشان میگویند نمیخواهند اعدام شوند و به همین دلیل، چارهای جز رقصیدن و ابراز خوشحالی از گرانی ندارند.
آنها همچنین با تکرار ادبیات مقامهای حکومتی علیه معترضان، بهطعنه تاکید میکنند «وطنفروش» نیستند و گرانیها خاطرشان را آزرده نکرده است.
با وخامت بحران اقتصادی در ایران، نرخ ارزهای خارجی در بازار آزاد سهشنبه ۱۰ شهریور به روند صعودی خود ادامه داد و دلار با ثبت رکوردی تازه از ۲۱۴ هزار تومان فراتر رفت. این رقم در مقایسه با روز گذشته از رشد ۱.۸ درصدی حکایت دارد.
قیمت یورو از ۲۴۸ هزار تومان و بهای پوند بریتانیا نیز از ۲۹۰ هزار تومان فراتر رفتند.
طنز و رقص، ابزار مقاومت در برابر سرکوب
رقص کاربران فضای مجازی را میتوان شکلی از «مقاومت روزمره» دانست؛ کنشی که در فضای سرکوب، نارضایتی را آشکار میکند.
شهروندان با تظاهر به شادی از گرانیها، فرمان حکومت برای سکوت را وارونه میکنند و اطاعت ظاهری را به اعتراض بدل میسازند.
طنز در این ویدیوها سپری روانی در برابر ترس میسازد، احساس تنهایی را کاهش میدهد و میان شهروندان ناراضی همبستگی پدید میآورد.
همزمان، شادی اغراقآمیز قادر است زبان تهدیدآمیز حکومت را به سخره بگیرد و هیبت پوشالی آن را فرسودهتر از قبل کند.
تکرار یک الگوی ساده شامل رقص، شادی و جملهای کنایهآمیز، مشارکت اعتراضی را تسهیل میکند. در این الگو، هر فرد روایت شخصی خود را به قالبی مشترک میافزاید.
بدین ترتیب، بدون سازماندهی متمرکز، تجربههای شهروندان از گرانی و سرکوب به اعتراضی شبکهای تبدیل میشوند.