ترامپ برای در اختیار گرفتن یکپنجم ذخایر نفت ونزوئلا خیز برداشت
دونالد ترامپ از توافقی برای تسلط آمریکا بر بیش از ۶۵ میلیارد بشکه از ذخایر نفت ونزوئلا خبر داد؛ اقدامی که میتواند دسترسی پالایشگاههای آمریکایی به نفت خام را افزایش دهد و از فشار قیمت سوخت بکاهد.
رییسجمهوری آمریکا جمعه ششم شهریور اعلام کرد واشینگتن با مشارکت شرکتهای خصوصی، «کنترل اکثریت» بر بیش از ۶۵ میلیارد بشکه از ذخایر اثباتشده نفت ونزوئلا، حجمی معادل حدود یکپنجم ذخایر عظیم نفتی این کشور، را به دست آورده است.
ترامپ جزئیات اندکی درباره ساختار حقوقی و مالی این توافق ارائه کرد و نام میدانهای نفتی یا شرکتهای مشارکتکننده را نیز اعلام نکرد. هنوز مشخص نیست آمریکا چگونه قرار است کنترل اکثریتی خود را بر این ذخایر اعمال کند.
او در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت مارکو روبیو، وزیر خارجه، و پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، با همکاری دلسی رودریگز، رییسجمهوری موقت ونزوئلا، این توافق را از طریق مشارکت با بخش خصوصی به دست آوردهاند.
به گفته ترامپ، اجرای این طرح هیچ هزینهای برای مالیاتدهندگان آمریکایی نخواهد داشت. دولت او امیدوار است شرکتهای آمریکایی بتوانند صنعت نفت فرسوده ونزوئلا را احیا کنند و تولیدات تازه این کشور را در اختیار پالایشگاههای آمریکا قرار دهند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز این توافق را به سود هر دو کشور توصیف کرد و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که اجرای آن، دسترسی ایالات متحده به نفت ارزان و باثبات را تضمین میکند و به کاهش قیمت بنزین کمک خواهد کرد.
روبیو گفت این توافق برای ونزوئلا نیز نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری بخش خصوصی به همراه خواهد داشت، از ایجاد هزاران شغل پردرآمد حمایت میکند و به بازسازی اقتصاد این کشور یاری میرساند.
دلسی رودریگز، رییسجمهوری موقت ونزوئلا، نیز از توافق نفتی با آمریکا استقبال کرد و گفت اجرای آن ۲۰۹ میلیارد دلار درآمد برای خزانهداری این کشور به همراه خواهد داشت.
میدانهای نفتی ممکن است به شرکتهای آمریکایی اجاره داده شوند اعلام ترامپ پس از چند هفته مذاکره میان واشینگتن و کاراکاس صورت گرفت. محور مذاکرات، فراهمکردن دسترسی بلندمدت شرکتهای آمریکایی به مجموعهای از میدانهای نفتی ونزوئلا و تضمین انتقال نفت تولیدشده به ایالات متحده بوده است.
منابع آگاه پیشتر به رویترز گفته بودند دو طرف الگویی مبتنی بر اجاره را بررسی میکنند. براساس این الگو، ممکن است بهرهبرداری از میدانهای نفتی در مزایده به تولیدکنندگان آمریکایی واگذار شود.
چنین سازوکاری با موانع حقوقی و قانون اساسی در ونزوئلا روبهرو خواهد بود، زیرا دولت این کشور طبق قوانین موجود، کنترل فعالیتهای اصلی صنعت نفت را در اختیار دارد. ترامپ توضیح نداد توافق تازه چگونه با این محدودیتها سازگار خواهد شد.
این طرح در صورت اجرا، نقش آمریکا در صنعت نفت ونزوئلا را بهطور چشمگیری گسترش خواهد داد. واشینگتن از زمان دستگیری و برکناری نیکلاس مادورو، رییسجمهوری پیشین ونزوئلا، در ماه ژانویه، برای ایجاد جریان باثبات نفت خام این کشور به سوی پالایشگاههای آمریکا و افزایش سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی تلاش کرده است.
بزرگترین ذخایر جهان با تولیدی کمتر از ظرفیت ونزوئلا بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان را در اختیار دارد، اما تولید روزانه آن تنها حدود یک میلیون و ۲۵۰ هزار بشکه است. سالها سرمایهگذاری ناکافی، سوءمدیریت و تحریم، ظرفیت تولید نفت این کشور را بهشدت کاهش داده است.
تصویری از انتقال نیکلاس مادورو، رییسجمهوری پیشین ونزوئلا، به آمریکا پس از بازداشت
دولت ترامپ امیدوار است ورود سرمایه و فناوری شرکتهای آمریکایی، تولید نفت ونزوئلا را افزایش دهد. نفت بیشتر و ارزانتر میتواند بخشی از نیاز پالایشگاههای آمریکا را تامین و به کاهش قیمت بنزین کمک کند.
با این حال، احیای صنعت نفت ونزوئلا به سرمایهگذاری گسترده و چندین سال زمان نیاز دارد و مشخص نیست توافق اعلامشده بتواند پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا تاثیر محسوسی بر بازار سوخت بگذارد.
جنگ ایران قیمت نفت و بنزین را افزایش داده است تلاش ترامپ برای دسترسی به نفت ونزوئلا در شرایطی انجام میشود که جنگ با ایران و محدودیت تردد در تنگه هرمز، عرضه جهانی انرژی را مختل کرده و قیمت نفت و سوخت در آمریکا را افزایش داده است. پیش از جنگ، حدود یکپنجم نفت و گاز معاملهشده جهان از این آبراه عبور میکرد.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا در تازهترین برآورد خود اعلام کرده است محدودیت عبور نفتکشها از تنگه هرمز، ذخایر جهانی نفت را کاهش خواهد داد و میانگین قیمت نفت برنت را در سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ نزدیک به ۸۵ دلار برای هر بشکه نگه خواهد داشت. این نهاد پیشبینی کرده است بخشی از اختلال در عرضه نفت تا پایان سال ۲۰۲۷ ادامه یابد.
براساس گزارش رویترز، قیمت متوسط هر گالن بنزین در آمریکا در میانه ماه اوت به حدود چهار دلار و هشت سنت رسیده بود که ۲۹ درصد بیشتر از یک سال قبل است. ترامپ نیز از آمریکاییها خواسته بود تا زمان پایان جنگ، ادامه قیمتهای بالای سوخت را تحمل کنند.
افزایش قیمت بنزین بر دولت ترامپ فشار وارد کرده است دولت ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره با فشار سیاسی ناشی از افزایش قیمت بنزین و هزینههای زندگی روبهروست. عرضه بیشتر نفت ونزوئلا میتواند در بلندمدت به کاهش این فشار کمک کند، هرچند تاثیر فوری آن به سرعت اجرای توافق و افزایش واقعی تولید بستگی دارد.
واشینگتن همچنین در پی راههایی برای پرکردن دوباره ذخایر راهبردی نفت آمریکاست. مبادله نفت خام با تولیدکنندگان داخلی، در کنار افزایش واردات از ونزوئلا، از گزینههایی است که دولت برای تقویت این ذخایر بررسی میکند.
اعلام ترامپ در حالی صورت گرفته است که ابهامهای اساسی درباره طرفهای تجاری، نحوه واگذاری میدانها، میزان سرمایهگذاری و حدود اختیار آمریکا باقی مانده است. روشنشدن این موارد تعیین خواهد کرد که طرح تازه به افزایش واقعی تولید نفت منجر میشود یا در مرحله یک اعلام سیاسی باقی میماند.
به نوشته نیویورکتایمز، شش ماه پس از آغاز جنگ با حکومت ایران، اهداف اصلی دونالد ترامپ هنوز محقق نشده و تنگه هرمز، برنامه هستهای تهران و هزینههای اقتصادی جنگ همچنان حلنشده باقی ماندهاند.
نیویورکتایمز در تحلیلی به قلم پیتر بیکر، خبرنگار ارشد کاخ سفید، نوشته است جنگی که دونالد ترامپ پیشبینی میکرد طی چهار تا شش هفته به نتیجه برسد، پس از شش ماه به مناقشهای بدون راهبرد خروج و پایانی روشن تبدیل شده است.
براساس این تحلیل، رییسجمهوری آمریکا در وضعیتی میان جنگ تمامعیار و صلح واقعی گرفتار شده است. او با وجود تهدیدهای مکرر، تمایلی به ازسرگیری بمباران گسترده ندارد و در عین حال نتوانسته است برای پایان جنگ با شرایط مطلوب واشینگتن به توافق برسد.
این وضعیت سبب شده ترامپ بدون آنکه پیروزی مشخصی به دست آورده باشد، هزینههای اقتصادی و سیاسی جنگ را در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره بپردازد.
ترامپ پنجشنبه پنجم شهریور گفت علاقهای به مذاکره یا دیدار با مقامهای ایرانی ندارد و تاکید کرد تنگه هرمز باز است و روزانه میلیونها بشکه نفت از آن عبور میکند. با این حال، نیویورکتایمز نوشته است حجم کشتیرانی در این آبراه همچنان بخش کوچکی از دوران پیش از جنگ است و بیثباتی در آن، بازار جهانی نفت را تحت تاثیر قرار داده است.
بیشتر اهداف اعلامشده آمریکا محقق نشدهاند ترامپ در آغاز جنگ از نابودی توان نظامی [حکومت] ایران، توقف برنامه هستهای، قطع حمایت تهران از گروههای نیابتی و زمینهسازی برای رهایی مردم ایران از حاکمیت جمهوری اسلامی سخن گفته بود.
شش ماه بعد، نیویورکتایمز مینویسد بیشتر این اهداف محقق نشدهاند. نیروی هوایی و دریایی [حکومت] ایران آسیب دیدهاند، اما تهران همچنان توان حمله به پایگاههای آمریکا و متحدانش در منطقه را دارد. حمایت حکومت ایران از گروههای نیابتی کاهش یافته، اما متوقف نشده و حکومت نیز با وجود کشتهشدن رهبر پیشین جمهوری اسلامی و جانشینی پسرش، همچنان در قدرت است.
برنامه هستهای حکومت ایران نیز بهشدت آسیب دیده است، اما تهران از کنارگذاشتن آن خودداری میکند. تحلیلگران هشدار دادهاند جمهوری اسلامی ممکن است در آینده بخشهای تخریبشده این برنامه را بازسازی کند.
برت مکگورک، مشاور پیشین چند رییسجمهوری آمریکا در امور خاورمیانه، گفته است ترامپ در اعلام پیروزی اشتباه میکند، زیرا شمار اندکی از اهداف تعیینشده محقق شدهاند؛ با این حال، [حکومت] ایران نیز پیروز این جنگ نبوده است.
هزینه جنگ در افکار عمومی و اقتصاد آمریکا نمایان شده است این تحلیل وضعیت جنگ را با پنج رقم خلاصه کرده است: ۶۳، ۱۲، ۱.۱۰، ۱۸ و ۷۵۹.
براساس تازهترین نظرسنجی موسسه ایپسوس، ۶۳ درصد آمریکاییها با جنگ مخالفاند و تنها ۳۱ درصد از آن حمایت میکنند؛ ارقامی که به نوشته نیویورکتایمز، یادآور پایینترین میزان حمایت عمومی از جنگ ویتنام است.
میانگین شمار کشتیهای عبوری از تنگه هرمز نیز از حدود ۱۳۰ فروند در روز پیش از جنگ به ۱۲ فروند کاهش یافته است.
قیمت متوسط هر گالن بنزین در آمریکا به چهار دلار و ۹ سنت رسیده که یک دلار و ۱۰ سنت بیشتر از زمان آغاز جنگ است. تاکنون ۱۸ نظامی آمریکایی نیز در این مناقشه کشته شدهاند.
جنگ همچنین ذخایر تسلیحاتی آمریکا را تحت فشار قرار داده است. براساس برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، شمار موشکهای رهگیر پاتریوت در زرادخانه آمریکا از دو هزار و ۳۳۰ فروند به حداقل ۷۵۹ فروند در ماه گذشته کاهش یافته است.
جک رید، بلندپایهترین عضو دموکرات کمیته نیروهای مسلح سنا، جنگ را شکستی با پیامدهای تاریخی خوانده و گفته است شش ماه پس از آغاز آن، هیچیک از اهداف آمریکا محقق نشده و موقعیت واشینگتن در خاورمیانه و جهان نیز تضعیف شده است.
حامیان جنگ از ادامه فشار بر حکومت ایران دفاع میکنند حامیان سیاست ترامپ در مقابل میگویند آمریکا بدون ورود به یک جنگ زمینی پرهزینه، جمهوری اسلامی را به ضعیفترین وضعیت خود در ۴۷ سال گذشته رسانده است.
مارک دوبوویتز، مدیرعامل بنیاد دفاع از دموکراسیها، معتقد است [حکومت] ایران ناچار شده مهمترین ابزار فشار خود، یعنی تنگه هرمز، را در شرایطی به کار گیرد که از ضعف شدیدی رنج میبرد.
او وضعیت کنونی را نقطهای میان جنگ بزرگ و توافق نامطلوب توصیف کرده است؛ شرایطی که در آن آمریکا میتواند بدون آغاز عملیات تمامعیار، فشار نظامی و اقتصادی مستمری بر تهران وارد کند.
ویکتور دیویس هنسن، پژوهشگر موسسه هوور دانشگاه استنفورد، نیز راهبرد ترامپ را به محاصره تدریجی تشبیه کرده و گفته است فشار اقتصادی ممکن است توان حکومت ایران را بیشتر کاهش دهد یا زمینه خیزشهای داخلی را فراهم کند.
طرفداران این دیدگاه تاکید میکنند حتی اگر این راهبرد به پیروزی قاطع منجر نشود، ممکن است با هزینهای بسیار کمتر از جنگهای عراق و افغانستان مانع دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای شود.
منتقدان جنگ ایران را بهرهبردار راهبردی مناقشه میدانند ریچارد هاس، مدیر پیشین برنامهریزی سیاسی وزارت خارجه آمریکا، جنگ ایران را «افتضاح» خوانده و گفته است هیچ نشانهای وجود ندارد که ثابت کند وضعیت آمریکا بهتر شده یا دستاوردهای جنگ ارزش هزینههای آن را داشته است.
هاس معتقد است جنگ عراق و مناقشه کنونی، هر دو بهشکلی متناقض به افزایش نفوذ راهبردی حکومت ایران کمک کردهاند. پس از سرنگونی صدام حسین، تهران به نیرویی مسلط در عراق تبدیل شد و اکنون نیز نشان داده است که میتواند با محدودکردن کشتیرانی در تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی را مختل کند.
استیون کوک، پژوهشگر شورای روابط خارجی، عملیات نظامی ترامپ را جسورانه اما فاقد آمادگی و برنامهریزی منسجم توصیف کرده است. به گفته او، اگر آمریکا در نهایت پیروز شود، این نتیجه بیشتر محصول برتری قدرت آمریکا و ضعف نسبی حکومت ایران خواهد بود تا راهبرد موثر کاخ سفید.
ترامپ بارها پیروزی را اعلام کرده است ترامپ از هفتههای نخست جنگ بارها مدعی پیروزی شده است. او هفتم مارس گفت آمریکا «از قبل پیروز شده»، ۲۵ آوریل اعلام کرد «همه برگها» در اختیار واشینگتن است و در ماههای مه و ژوئن نیز از پایان جنگ سخن گفت.
او این هفته تصویری با عبارت «ماموریت انجام شد؛ ۲۰۲۶» منتشر کرد؛ اشارهای به سخنرانی جورج دبلیو بوش در سال ۲۰۰۳ بر عرشه ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن. سخنرانی بوش که مدت کوتاهی پس از حمله به عراق انجام شد، بعدها به نماد اعلام زودهنگام پیروزی تبدیل شد.
نیویورکتایمز نوشته است برخلاف ادعای ترامپ، جنگ ایران نه به پیروزی قاطع آمریکا منجر شده و نه پایان مشخصی برای آن دیده میشود. دو طرف اکنون میزان توانایی یکدیگر برای تحمل فشار را میآزمایند و این وضعیت ممکن است برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند.
مکگورک نیز گفته است شش ماه در مقیاس مناقشههای خاورمیانه مدت کوتاهی است و جنگ ایران احتمالا پایانی روشن نخواهد داشت؛ بلکه تنها موازنه قدرت را در رقابتی طولانی جابهجا خواهد کرد. به گفته او، هنوز نمیتوان تعیین کرد این موازنه سرانجام به سود کدام طرف تثبیت خواهد شد.
موتورسواران در خیابانی در دبی با برج خلیفه در پسزمینه، پس از حمله ایران، ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی نوشت بانکها و کسبوکارهای ایرانی در دبی، با وجود هشدارهای آمریکا و اعلام توقف روابط اقتصادی با تهران، همچنان به فعالیت ادامه میدهند؛ وضعیتی که دشواری قطع پیوندهای عمیق تجاری ایران با یکی از مهمترین مراکز اقتصادی منطقه را نشان میدهد.
این روزنامه جمعه ششم شهریور گزارش داد ادامه فعالیت اقتصادی ایرانیان در دبی یکی از نخستین آزمونهای کارزار «طرد اقتصادی» دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، است؛ کارزاری که هدف آن قطع ارتباط ایران با نظام مالی جهانی، تجارت، هوانوردی و کشتیرانی است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هشدار داده است نهادهای خارجی که به همکاری اقتصادی با تهران ادامه دهند ممکن است با مجازاتهای آمریکا روبهرو شوند. واشینگتن نیز مهلت کوتاهی به دولتها و شرکتها داده است تا روابط اقتصادی خود با ایران را پایان دهند.
با این حال، والاستریت ژورنال نوشت این هفته نشانه چندانی از تغییر در فعالیتهای اقتصادی مرتبط با ایران در دبی دیده نمیشود.
بانک ملی ایران که بسنت مشخصا خواستار تعطیلی شعب خارجی آن شده، همچنان دو شعبه خود را در دبی باز نگه داشته است.
در ساختمان چندطبقه این بانک در منطقه دیره، پس از اعلام سیاست جدید آمریکا نیز حدود ۱۲ کارمند باجه به ارایه خدمات به مشتریان فارسیزبان ادامه میدادند.
کارکنان بانک به والاستریت ژورنال گفتند هیچ دستوری برای تعطیلی دریافت نکردهاند. بانک ملی از سال ۱۹۶۹، حتی پیش از تشکیل امارات متحده عربی، در این کشور فعالیت دارد و نخستین شعبه آن را حاکم دبی افتتاح کرد.
یکی از کارکنان بانک گفت: «برای آنچه در ادامه اتفاق میافتد به خدا توکل میکنیم.»
ایرانیان ساکن دبی گفتهاند در صورت تعطیلی بانکها، گزینههای جایگزین از جمله شبکه سنتی «حواله» را در نظر گرفتهاند؛ روشی چندصدساله که انتقال پول را از طریق واسطههای مورد اعتماد و بدون انتقال بانکی متعارف میان کشورها امکانپذیر میکند. بهگفته آنان، تاکنون نیازی به استفاده از این روش نبوده است.
ادامه فعالیت بانکها با اقدامهای سختگیرانه امارات متحده عربی در مقطعی از جنگ تفاوت دارد.
امارات متحده عربی در آن دوره بیمارستان ایرانیان و باشگاه ایرانیان را تعطیل کرد، ورود یا ترانزیت دارندگان گذرنامه ایرانی را برای مدتی متوقف کرد و شماری از روادید، از جمله روادید برخی افراد دارای اقامت طولانیمدت که به خارج سفر کرده بودند، لغو شد.
بیمارستان و باشگاه ایرانیان همچنان تعطیلاند، اما ایرانیان در دبی به والاستریت ژورنال گفتهاند لغو گسترده روادید ظاهرا متوقف شده و برخی روادید نیز دوباره برقرار شدهاند.
شرکتهای هواپیمایی ایرانی همچنان پروازهای مستقیم و منظم به امارات متحده عربی دارند. در مقابل، امارات، اتحاد و فلایدبی پرواز مستقیم به ایران انجام نمیدهند، هرچند برخی پروازهای آنها از حریم هوایی ایران عبور میکند.
رستورانها و کافههای ایرانی در دبی نیز همچنان فعالاند.
این وضعیت با اعلام هفته گذشته وزارت امور خارجه امارات متحده عربی مبنی بر توقف تجارت، مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران در تضاد قرار دارد.
امارات متحده عربی پیش از جنگ دومین شریک تجاری بزرگ ایران بود و حجم تجارت سالانه دو کشور به حدود ۲۷ میلیارد دلار میرسید که نزدیک به ۸۰ درصد آن را صادرات امارات به ایران تشکیل میداد.
روابط اقتصادی دو طرف بسیار فراتر از آمار رسمی تجارت است. صدها هزار ایرانی، بهویژه در دبی، در امارات زندگی میکنند و از طریق این کشور به نظام مالی جهانی و آزادیهایی دسترسی دارند که در جمهوری اسلامی در اختیارشان نیست. همزمان میلیاردها دلار سرمایه ایرانی نیز وارد امارات شده است.
والاستریت ژورنال نوشت این پیوندهای اقتصادی حتی با وجود شلیک بیش از دو هزار و ۸۰۰ موشک و پهپاد از سوی ایران به امارات متحده عربی در جریان جنگ، همچنان پابرجا مانده است.
نیل کویلیام، پژوهشگر وابسته در اندیشکده چتمهاوس، به این روزنامه گفت اقتصاد امارات متحده عربی چنان با اقتصاد ایران درهمتنیده است که نمیتوان تجارت و فعالیت اقتصادی میان دو طرف را یکشبه قطع کرد.
آمریکا سالهاست بر نقش دبی در شبکههای مالی مرتبط با ایران تمرکز دارد.
متیو لویت، مقام پیشین وزارت خزانهداری آمریکا، گفت امارات متحده عربی پس از چین بیشترین تعداد افراد و شرکتهای مرتبط با ایران را دارد که تحت تحریمهای آمریکا قرار گرفتهاند.
بر اساس مطالعه شبکه مقابله با جرایم مالی وزارت خزانهداری آمریکا که والاستریت ژورنال به آن استناد کرده، شرکتهای مستقر در دبی در سال ۲۰۲۴ حدود ۶.۴ میلیارد دلار از وجوهی را جابهجا کردهاند که احتمالا با شبکه بانکداری سایه ایران مرتبط بوده است؛ رقمی معادل ۷۱ درصد کل موارد شناساییشده در جهان.
نخستین دور تحریمهای کارزار «طرد اقتصادی» نزدیک به ۶۰ فرد، شرکت و شناور مرتبط با ایران در کشورهایی از جمله امارات، چین، سنگاپور و سوئیس را هدف قرار داده است.
دوراهی واشینگتن در فشار بر امارات
با این حال، واشینگتن در اعمال فشار بر امارات متحده عربی با محدودیتهای خود روبهرو است.
امارات متحده عربی یکی از شرکای مهم امنیتی آمریکا است، امکان استفاده از پایگاههای نظامی را در اختیار این کشور قرار میدهد، سرمایهگذاری گستردهای در حوزههایی مانند هوش مصنوعی دارد و از امضاکنندگان اصلی عرب پیمان ابراهیم با اسرائیل است.
دبی نیز برخلاف ابوظبی که درآمدهای نفتی گستردهای دارد، وابستگی بیشتری به تجارت، امور مالی و سرمایه خارجی دارد.
لویت گفت برخی مقامها در امارات متحده عربی ممکن است به این نتیجه برسند که حفظ دسترسی ایران به خدمات بانکی و زنجیرههای تامین، حتی با وجود هزینههای آن، بهتر از تشدید بیشتر تنشهاست.
در همین حال، ایرانیان ساکن دبی نگراناند ادامه جنگ به اقتصاد این کشور آسیب بزند، فرصتهای شغلی آنان را از بین ببرد و ناچارشان کند به ایران بازگردند. به نوشته والاستریت ژورنال، شماری از آنان پیشتر به کشورهای ثالث مهاجرت کردهاند.
شناورها در تنگه هرمز در نزدیکی ساحل بندرعباس، پنجم شهریور ۱۴۰۵
جنگ با جمهوری اسلامی و انسداد تنگه هرمز، کشورهای حاشیه خلیج فارس را به بازنگری در راهبرد سرمایهگذاری واداشته است. اکنون دولتهای منطقه میکوشند با توسعه بنادر، خطوط لوله و مسیرهای زمینی جایگزین، وابستگی خود را به این آبراه کاهش دهند.
خبرگزاری رویترز جمعه ششم شهریور گزارش داد تغییر نقشه تجارت جهانی در پی جنگ ایران، سرمایهگذاری در زیرساختهای حملونقل و انرژی را به اولویتی راهبردی برای دولتهای خلیج فارس تبدیل کرده است.
پیش از آغاز جنگ اخیر با جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود ۲۰ درصد جریان جهانی نفت از تنگه هرمز عبور میکرد. با مسدود ماندن تقریبا کامل تنگه در بخش بزرگی از شش ماه گذشته، قسمتی از تجارت به بنادر عربستان سعودی در دریای سرخ و بنادر شرقی امارات متحده عربی منتقل شده، اما ظرفیت این مسیرها همچنان محدود است.
یک منبع صنعتی به رویترز گفت دولتهای منطقه در پی راهحلهایی دائمی و یکپارچهاند که امکان تجارت و صادرات انرژی بدون عبور از هرمز را فراهم کند. هزینه اجرای این طرحها ممکن است طی سالهای آینده به صدها میلیارد دلار برسد و صندوقهای ثروت ملی کشورهای خلیج فارس نیز تامین مالی آنها را آغاز کردهاند.
با وجود باز شدن مسیرهای بینالمللی کشتیرانی در تنگه هرمز، تردد تجاری همچنان محدود است. دادههای شرکت کپلر نشان میدهد تنها هفت کشتی تجاری پنجم شهریور از این تنگه عبور کردند؛ در حالی که این رقم یک روز پیش از آن، ۱۷ فروند و میانگین روزانه در ۱۰ روز قبل، ۱۵ فروند بود.
بنادر به اولویت راهبردی تبدیل شدند
به گفته یک منبع دیگر رویترز، بنادر اکنون برای دولتهای خلیج فارس و بهویژه عربستان سعودی به «اولویتی حیاتی» تبدیل شدهاند.
او گفت اگر دو سال پیش سرمایهگذاری در ورزش موضوع اصلی در ریاض بود، طی یک یا دو سال آینده تمرکز بر «بنادر، بنادر و بنادر» خواهد بود.
شرکت بنادر ابوظبی در سهماهه دوم سال با کاهش حدود دوسوم حجم جابهجایی کانتینر و کالا در امارات نسبت به دوره مشابه سال قبل روبهرو شد.
دیپی ورلد، شرکت بزرگ بندری دبی، نیز در نیمه نخست سال افت فعالیت را تجربه کرد و اکنون قصد دارد دو پایانه کانتینری در فجیره احداث کند.
امارات متحده عربی همزمان ساخت خط لولهای را پیش میبرد که قرار است از سال آینده ظرفیت انتقال نفت به فجیره را دو برابر کند.
روزنامه لوموند پنجم شهریور گزارش داد امارات متحده عربی در حال توسعه خط لوله حبشانـفجیره است و قصد دارد ظرفیت آن را به حدود ۳.۶ میلیون بشکه در روز، تقریبا معادل کل تولید نفت این کشور، برساند.
ریاض نیز طرحهای چند میلیارد دلاری توسعه خط لوله انتقال نفت به ساحل غربی و دریای سرخ را تسریع کرده است.
این مسیر میتواند در آینده برای انتقال بخشی از نفت کشورهای همسایه نیز به کار رود.
کویت با عربستان سعودی و امارات درباره استفاده گستردهتر از شبکه خطوط لوله آنها گفتوگو میکند. عراق نیز در تلاش است صادرات خود را از بندر جیهان ترکیه افزایش دهد و با احداث خطوط جدید، به بنادر بانیاس سوریه و عقبه اردن، دسترسی پیدا کند.
خبرگزاری بلومبرگ ۲۳ تیر به نقل از منابع آگاه گزارش داد آمریکا در حال پیشبرد مذاکرات برای ایجاد مسیرهای جدید انتقال نفت عراق به سوریه است و بازسازی خط لوله کرکوکـبانیاس، با هدف ایجاد مسیر صادرات نفت عراق به دریای مدیترانه و کاهش وابستگی این کشور به تنگه هرمز، محور اصلی این گفتوگوهاست.
جنگ، رشد اقتصادی منطقه را کاهش داد
پیامدهای جنگ به کشتیرانی محدود نمانده است. حملات به پالایشگاهها، کارخانههای آلومینیوم و مراکز داده، همراه با کاهش پروازها، گردشگری و تجارت منطقه را نیز تحت فشار قرار داده و جایگاه کشورهای خلیج فارس را بهعنوان مراکز امن اقتصادی تضعیف کرده است.
بر پایه نظرسنجی رویترز، اقتصاد قطر و کویت امسال هر یک بیش از هشت درصد کوچک خواهد شد. رشد اقتصادی عربستان سعودی نیز از ۴.۵ درصد در سال ۲۰۲۵ به ۱.۴ درصد کاهش مییابد.
قطر برای صادرات گاز طبیعی مایع کاملا به هرمز وابسته است و آسیبدیدن تاسیسات انرژی، تولید این کشور را نیز بهشدت کاهش داده است.
محدودیت عبور از هرمز همچنان بر صادرات انرژی نیز اثر گذاشته است.
بلومبرگ پنجم شهریور به نقل از معاملهگران نفتی گزارش داد اکنون روزانه حدود شش تا هشت میلیون بشکه نفت خام از این آبراه عبور میکند؛ رقمی که تقریبا نصف سطح پیش از جنگ است.
رویترز نوشت تجربه بحران هرمز، کشورهای منطقه را به این نتیجه رسانده است که حتی مسیرهای پشتیبان پرهزینه و در ظاهر غیراقتصادی نیز برای محافظت از تجارت و صادرات انرژی، ضروریاند.
راتکو ملادیچ پیش از اعلام حکم تجدیدنظر در لاهه، ۱۸ خرداد ۱۴۰۰
راتکو ملادیچ، فرمانده پیشین نیروهای صرب بوسنی معروف به «قصاب بوسنی» که بهدلیل جنایات ارتکابی در جریان جنگ بوسنی در دهه ۱۹۹۰ به نسلکشی، جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت محکوم شده بود، در ۸۳ سالگی در بیمارستان زندان لاهه درگذشت.
دراگان ایوتیچ، وکیل ملادیچ، پنجم شهریور از مرگ او خبر داد، اما علت آن را اعلام نکرد.
به گفته ایوتیچ، ملادیچ ماههای پایانی زندگی خود را در بخش بیمارستان مرکز بازداشت سازمان ملل در حومه لاهه گذراند.
پزشک سازمان ملل مردادماه اعلام کرده بود وضعیت جسمی ملادیچ بهشدت وخیم است و مرگ او ممکن است هر لحظه، احتمالا ظرف چند هفته، رخ دهد. با این حال، آخرین درخواست او برای آزادی به دلایل بشردوستانه، رد شد.
درخواستهای پیشین ملادیچ برای آزادی نیز به دلایل پزشکی رد شده بود.
دادگاه در سال ۲۰۲۱ درخواست تجدیدنظر او را رد و حکم حبس ابدش را تایید کرد.
ملادیچ در سال ۲۰۱۷ بهدلیل نقشش در جنایات جنگ بوسنی به حبس ابد محکوم شد. او هنگام اعلام حکم، اتهامها را رد کرد و خطاب به قضات گفت: «همه اینها دروغ است، همه شما دروغگو هستید.»
مراسم یادبود راتکو ملادیچ در کلیسای جامع مسیح منجی در بانیا لوکا، بوسنی و هرزگوین، شهریور ۱۴۰۵
نسلکشی سربرنیتسا
ملادیچ در ژوئیه ۱۹۹۵ فرمانده نیروهای صرب بوسنی بود که پس از تصرف سربرنیتسا، منطقهای که سازمان ملل آن را «منطقه امن» اعلام کرده بود، دستکم هشت هزار مسلمان بوسنیایی، عمدتا مردان و نوجوانان را کشتند.
اجساد قربانیان طی چهار روز در گورهای دستهجمعی دفن شدند و شماری از آنها بعدها برای پنهان کردن شواهد کشتار، از قبرها خارج و به مناطق کوهستانی دورافتاده منتقل شدند.
در جریان تصرف سربرنیتسا، ملادیچ دستور داد عملیات نیروهایش فیلمبرداری شود. او پس از ورود به شهر مقابل دوربین گفت: «این شهر را بهعنوان هدیه به مردم صرب میدهیم.»
ملادیچ تصرف این شهر را «انتقام از ترکهای مسلمان دوران امپراتوری عثمانی» توصیف کرد.
یک روز بعد، نیروهای ملادیچ در مقابل دوربین به کودکان شیرینی میدادند و به غیرنظامیان وعده عبور امن میدادند، در حالی که همزمان هزاران مسلمان بوسنیایی را برای اعدام آماده میکردند.
راتکو ملادیچ در فرودگاه سارایوو، بوسنی و هرزگوین، ۲۴ فروردین ۱۳۷۲
محاصره سارایوو و «پاکسازی قومی»
نیروهای تحت فرمان ملادیچ در جریان جنگ بیش از سه ساله بوسنی، سارایوو را نیز محاصره کردند و این شهر را بهطور روزانه با توپخانه، تانک، خمپاره و مسلسلهای سنگین هدف قرار دادند.
حدود ۱۰ هزار نفر در این حملات کشته شدند.
دادگاه بینالمللی کیفری برای یوگسلاوی سابق اعلام کرد هدف این کارزار «پاکسازی قومی» و اخراج اجباری مسلمانان بوسنیایی، کرواتها و دیگر غیرصربها از بخشهایی از بوسنی برای ایجاد «صربستان بزرگ» بود.
این دادگاه ملادیچ را همراه با اسلوبودان میلوشویچ، رییسجمهوری وقت صربستان و رادوان کاراجیچ، رهبر سیاسی صربهای بوسنی، بخشی از «یک توطئه مجرمانه برای اجرای این طرح» دانست.
در همان سال، هنگامی که ناتو برای مهار نیروهای ملادیچ تهدید کرد حملات هوایی محدودی انجام دهد، نیروهای او شماری از حافظان صلح سازمان ملل را گروگان گرفتند و با زنجیر به اهداف احتمالی حملات هوایی بستند تا از آنان بهعنوان سپر انسانی استفاده کنند.
ملادیچ در نوامبر ۱۹۹۶، تحت فشار شدید کشورهای غربی، از فرماندهی ارتش صربهای بوسنی کنار رفت. بیلیانا پلاوشیچ، رییسجمهوری وقت صربهای بوسنی که جانشین کاراجیچ شده بود، دستور برکناری او را صادر کرد.
پلاوشیچ نیز بعدها بهدلیل نقش خود در جنایات جنگی به زندان محکوم شد.
مسلمانان بوسنیایی در میان قبرهای قربانیان نسلکشی سربرنیتسا در پوتوچاری، ۲۰ تیر ۱۴۰۴
سالها فرار از عدالت
ملادیچ و کاراجیچ پس از پایان جنگ بوسنی سالها در صدر فهرست افراد تحت تعقیب دادگاه بینالمللی قرار داشتند. ملادیچ تا پیش از سقوط میلوشویچ در سال ۲۰۰۰، با وجود زندگی نسبتا پنهانی، در بلگراد از امنیت برخوردار بود.
او پس از سقوط میلوشویچ نیز بارها در صربستان و بوسنی دیده شد، اما دولتهای اصلاحطلب صربستان از بازداشت او که همچنان در میان بخشی از ملیگرایان صرب محبوب بود، خودداری کردند.
ملادیچ سرانجام در سال ۲۰۱۱ بازداشت شد. او هنگام دستگیری مقاومت نکرد و دست راستش، ظاهرا بر اثر سکتهای درماننشده، از کار افتاده بود.
وضعیت جسمی او در سالهای بعد رو به وخامت گذاشت و در سال ۲۰۱۳ دچار حمله قلبی شد.
ملادیچ فرزند یکی از پارتیزانهای یوگسلاوی بود که در سال ۱۹۴۵ کشته شد. او پیش از فروپاشی یوگسلاوی، افسر ارتش خلق یوگسلاوی بود و با آغاز جنگ بوسنی در سال ۱۹۹۲ به فرماندهی ارتش تازهتاسیس صربهای بوسنی رسید.
راتکو ملادیچ در دادگاه بینالمللی کیفری برای یوگسلاوی سابق در لاهه، خرداد ۱۳۹۰
نیروهای تحت فرمان او در مدت کوتاهی حدود ۷۰ درصد خاک بوسنی را تصرف کردند، دهها شهر با تسلیحات سنگین محاصره و بسیاری از روستاها به آتش کشیده شدند.
ملادیچ مسئولیت جنایاتی را که بهخاطر آنها محکوم شده بود نپذیرفت و در دادگاه نیز اتهامها را رد کرد.
یک امدادگر در حال کمک به زنی پس از سیل و رانش گل در تریشولی نپال، ششم شهریور ۱۴۰۵
شمار قربانیان سیل ویرانگر در نپال و تبت به دستکم ۴۷۲ نفر رسید و بیش از هزار و ۵۰۰ نفر همچنان مفقودند. همزمان با ادامه جستوجو برای یافتن مفقودشدگان، مقامها درباره خطر شکسته شدن دریاچههای ایجادشده بر اثر انباشت آوار و وقوع سیلابهای تازه، هشدار دادند.
پلیس نپال جمعه ششم شهریور اعلام کرد شمار جانباختگان سیل ناگهانی در این کشور به ۴۶۹ نفر رسیده است. سازمان ملی کاهش خطر و مدیریت بلایای نپال نیز شمار افرادی را که همچنان از آنها خبری نیست ۹۷۷ نفر اعلام کرده است.
در تبت نیز سه نفر جان باخته و ۵۵۸ نفر در شهرستان گیرونگ مفقود هستند. تلویزیون دولتی چین اعلام کرد ۲۶۰ نفر از مفقودشدگان این منطقه، اتباع خارجیاند.
تیمهای امدادی در نپال با استفاده از ماشینآلات سنگین و سگهای جستوجو در میان گلولای و آوار به دنبال مفقودان میگردند. همزمان بالگردها برای یافتن بازماندگان و رساندن کمکهای اضطراری به هزاران نفری که در شهرها و درههای آسیبدیده گرفتار شدهاند، استفاده میشوند.
سیلاب روستاها و درههای مسیر میان کاتماندو و لهاسا را درنوردید و نیروگاهها، جادهها و پلها را تخریب کرد. این مسیر کوهستانی میان کوهنوردان، گردشگران و زائران معابد، محبوب بود.
تصویر ماهوارهای از خسارات سیل و رانش گل در امتداد رودخانه تریشولی در نپال، پنجم شهریور ۱۴۰۵
سیلاب بامداد چهارم شهریور پس از فروپاشی بخشی از یک یخچال در نزدیکی مرز نپال و تبت آغاز شد و حجم عظیمی از سنگ، یخ، گلولای و آوار را وارد رودخانههای کوهستانی هیمالیا کرد.
جریان ناگهانی آب و آوار در مدت کوتاهی روستاها و زیرساختهای دو سوی مرز را درنوردید و به یکی از مرگبارترین بلایای طبیعی سالهای اخیر منطقه تبدیل شد.
خطر وقوع سیلاب تازه
با ادامه عملیات جستوجو، نگرانی از وقوع سیلابی دیگر افزایش یافته است.
سازمان مدیریت بلایای نپال هشدار داد سطح آب دریاچهای که بر اثر مسدود شدن رودخانه بوتِهکوشی با آوار تشکیل شده، در حال افزایش است و خطر شکسته شدن سد طبیعی آن وجود دارد.
در سوی دیگر مرز، مقامهای چین اعلام کردند انتظار میرود طی سه روز حدود سه میلیون متر مکعب آب وارد دریاچهای شود که بر اثر انباشت آوار تشکیل شده است.
وزارت منابع آب چین خطر شکسته شدن سد طبیعی این دریاچه را بالا ارزیابی کرده و اوج جریان آب ورودی را حدود ۱۰ شهریور پیشبینی کرده است.
مقامهای چین یک تیم هشتنفره از مهندسان را برای بررسی هوایی و مدلسازی سهبعدی دریاچه اعزام کردهاند.
یکی از گزینههای مورد بررسی، حفر کانالی در بخش پایینتر سد طبیعی برای تخلیه کنترلشده آب است.
فروپاشی یخچال؛ عامل اصلی سیلاب
بررسیهای اولیه نشان میدهد سیلاب با فروپاشی بخش پایینی یک یخچال در ارتفاعات هیمالیا شروع شد.
حجم بزرگی از یخ، سنگ و آوار با سرعتی حدود ۵۰ متر در ثانیه بیش از ۲۰ کیلومتر در امتداد دره حرکت کرد و وارد شبکه رودخانههای پاییندست شد.
نیروهای ارتش نپال در حال انتقال یک بازمانده پس از سیل و رانش گل در نزدیکی مرز نپال و تبت، پنجم شهریور ۱۴۰۵
در ساعات نخست، ثبت یک لرزش احتمال وقوع زلزله را مطرح کرد، اما بررسیهای بعدی نشان داد این لرزش ناشی از فروپاشی یخچال و حرکت آوار بوده و زلزلهای رخ نداده است.
علت دقیق فروپاشی هنوز مشخص نیست. کارشناسان میگویند افزایش دما و تغییر الگوی یخزدگی و ذوب میتواند به ناپایداری یخ و سنگ در هیمالیا کمک کند.
بر اساس گزارش سازمان ملل در سال ۲۰۲۳، مناطق کوهستانی نپال طی کمی بیش از سه دهه نزدیک به یکسوم یخ خود را بر اثر گرمایش جهانی از دست دادهاند.
صدها تبعه خارجی در میان مفقودشدگان
دستکم ۵۴۰ تبعه خارجی در نپال و تبت مفقودند. در نپال، گردشگران و زائرانی از بیش از ۳۰ کشور، از جمله هند، آمریکا، اوکراین، مالزی، بریتانیا، استرالیا و کانادا در میان افراد ناپدیدشده هستند. در شهرستان گیرونگ تبت نیز ۲۶۰ نفر از ۵۵۸ مفقود، اتباع خارجیاند.
زنان در حال خارج کردن وسایل از خانههای آسیبدیده پس از سیل و رانش گل در گالچی نپال، شهریور ۱۴۰۵
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت واشینگتن با مقامهای نپال گفتوگو کرده و در حال ارسال کمک است.
او افزود آمریکا آماده ارائه هر کمکی است که نپال درخواست کند و گفت هنوز وضعیت شماری از شهروندان آمریکایی حاضر در منطقه مشخص نیست.
بیش از پنج هزار نیروی ارتش و پلیس نپال در عملیات امداد و جستوجو مشارکت دارند. هند کمکهای اضطراری فرستاده و سازمان ملل و کره جنوبی نیز از اعزام نیرو و تجهیزات برای کمک به مناطق آسیبدیده خبر دادهاند.