• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
روایت شما

افزایش کرایه اسنپ و تپسی در بحران بنزین؛ مسافران و رانندگان هر دو ناراضی‌اند

سبا حیدرخانی
سبا حیدرخانی

ایران‌اینترنشنال

۵ شهریور ۱۴۰۵، ۱۱:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)

شماری از شهروندان در پیام‌هایی به ایران‌اینترنشنال از افزایش شدید کرایه اسنپ و تپسی و کاهش پذیرش سفر از سوی رانندگان، هم‌زمان با بحران سوخت خبر دادند. در مقابل، رانندگان تاکسی‌های اینترنتی گفتند هزینه سوخت و تعمیر و نگهداری خودرو بخش بزرگی از درآمد آن‌ها را از بین می‌برد.

شهروندان در این پیام‌ها به کمبود بنزین، تعطیلی برخی جایگاه‌ها و شکل‌گیری صف‌های طولانی سوخت در شماری از شهرها اشاره کردند و در عین‌ حال گفتند شمار رانندگانی که سفر را قبول کنند، کاهش یافته است.

شهروندی از تهران گفت: «پمپ‌بنزین‌ها شلوغ است، جی‌پی‌اس کار نمی‌کند و نمی‌شود اسنپ کار کرد، کرایه‌ها گران شده اما راننده‌ای نیست که آن سفر را قبول کند؛ مانده‌ایم بی‌پول و بی‌بنزین.»

یک مخاطب از شیراز اشاره کرد هنوز بنزین به‌طور رسمی گران نشده، اما کرایه اسنپ دو برابر شده است.

شهروند دیگری نیز کرایه مسیری را که پیش‌تر ۷۰ هزار تومان بود، ۱۷۰ هزار تومان اعلام کرد.

بر اساس پیام‌های دریافتی، در برخی مسیرها افزایش قیمت شدیدتر بوده است.

یک شهروند گفت کرایه مسیری که معمولا ۲۰۰ هزار تومان و در اوج ترافیک ۲۵۰ هزار تومان بود، به ۴۸۰ هزار تومان رسیده است.

مخاطبی دیگر گفت برای مسیری حدود ۱۰ دقیقه‌ای، کرایه ۳۰۰ هزار تومان پیشنهاد شده است.

در هفته‌های اخیر، هم‌زمان با ادامه سیاست‌های تنش‌آفرین جمهوری اسلامی در منطقه و محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران از سوی ارتش آمریکا، ناتوانی دولت در تامین بنزین مورد نیاز مردم بیش از پیش آشکار شده است.

دولت جمهوری اسلامی هم‌زمان با کاهش واردات و افزایش کسری سوخت، سه سناریو را برای تغییر توزیع بنزین بررسی می‌کند؛ طرح‌هایی که از محدود کردن عرضه تا فروش بنزین آزاد و اختصاص سهمیه به همه شهروندان را در بر می‌گیرد.

رانندگان: هزینه خودرو، درآمد را می‌بلعد

در کنار گلایه مسافران، شماری از رانندگان اسنپ در پیام‌های خود تاکید کردند افزایش کرایه به معنی افزایش سود آن‌ها نیست.

یک راننده که کمیسیون اسنپ را ۲۲ درصد اعلام کرد، گفت با در نظر گرفتن زمان صرف‌شده برای پیدا کردن بنزین در صف‌های طولانی جایگاه‌ها و هزینه‌های خودرو، درآمد رانندگی صرفه اقتصادی چندانی ندارد.

او افزود: «تا آخر شب اگر سه میلیون تومان هم کار کنی، ممکن است فردا پنج میلیون تومان برای ماشین هزینه کنی.»

راننده‌ای گفت تعمیر تسمه دینام و هرزگرد پژو ۴۰۵ او همراه با اجرت، چهار میلیون تومان هزینه داشته است و شهروند دیگری از گیلان، از هزینه ۱۶ میلیون تومانی تعمیر جلوبندی پراید خبر داد.

افزایش هزینه تعمیر و نگهداری خودرو در ماه‌های اخیر فشار بیشتری بر رانندگان وارد کرده است.

عضو اتحادیه تولیدکنندگان و فروشندگان لوازم یدکی خودرو، مرداد امسال گفته بود قیمت قطعات از ابتدای سال به‌طور میانگین حدود ۳۰ درصد افزایش یافته و رشد قیمت برخی قطعات، در پی کمبود مواد اولیه و محدودیت عرضه، به ۸۰ درصد رسیده است.

این افزایش قیمت در کنار هزینه اجرت تعمیرات، بخش قابل توجهی از درآمد رانندگانی را که خودرو ابزار اصلی کارشان است، مصرف می‌کند.

یک راننده اسنپ در همین زمینه به ایران‌اینترنشنال گفت هزینه تعمیر موتور ساینا به حدود ۱۰۰ میلیون تومان و کمپرسور کولر به حدود ۳۰ میلیون تومان رسیده است.

شهروندی دیگر خود را راننده اکو پلاس اسنپ معرفی کرد و گفت به‌دلیل ضرورت استفاده از کولر برای مسافر، بنزین زیادی مصرف می‌شود و هر دو روز یک‌بار باید باک ماشین را پر کند، اما سهمیه‌اش تمام شده و آزاد هم ۲۵ لیتر بیشتر عرضه نمی‌کند که آن هم باک را کامل پر نمی‌کند.

مرکز آمار ایران تورم سالانه (۱۲ ماهه منتهی به تیر ۱۴۰۵) را ۶۶ درصد اعلام کرده است. با این حال آنچه شهروندان در زندگی روزمره خود به شکل عینی تجربه می‌کنند بسیار بالاتر از آمار رسمی جمهوری اسلامی است.

شهروندی نیز قیمت لنت پراید را که به گفته او پیش‌تر ۴۰۰ هزار تومان بوده، یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان اعلام کرد و گفت قیمت چهار حلقه لاستیک از هفت میلیون تومان به ۲۵ میلیون تومان رسیده است.

همین دو رقم محصول به ترتیب رشد قیمتی ۲۷۵ درصدی و ۲۵۷ درصدی را تجربه کرده‌اند.

یک راننده از اصفهان نیز گفت لنت پژو ۲۰۶ را که سال گذشته ۴۰۰ هزار تومان می‌خرید، اکنون دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان خریده است؛ یعنی معادل ۵۲۵ درصد افزایش.

صف بنزین و تعطیلی جایگاه‌ها

پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال همچنین از ادامه مشکل دسترسی به سوخت حکایت دارند.

یک شهروند از کرج گفت از ساعت یک بامداد پنج‌شنبه پنجم شهریور مقابل جایگاه‌ها صف‌های طولانی تشکیل شده و در برخی موارد بیش از ۱۵ لیتر بنزین عرضه نمی‌شود.

شهروندی گفت: «صبح زود می‌روم سرکار، شب خسته و بی‌رمق برمی‌گردم. سه شب است که می‌خواهم بنزین بزنم؛ اما یا پمپ‌بنزین تعطیل کرده، بنزین ندارد، یا هم آن‌قدر شلوغ است که ساعت‌ها باید در صف بایستی تا یک باک بنزین بزنی.»

گزارش‌های ایران‌اینترنشنال در روزهای اخیر نیز از تعطیلی یا اختلال در فعالیت شماری از جایگاه‌های تهران و کرج حکایت داشته است.

فریدون یاسمی، مدیر منطقه تهران شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی، سوم شهریور گفت افزایش ناگهانی تقاضا و ترافیک مسیرهای حمل سوخت باعث اتمام موقت بنزین در تعدادی از جایگاه‌ها شده است.

روایت یک شاهد عینی از سوخت‌گیری خودروهای یگان ویژه

یک شاهد عینی با اشاره به بحران بنزین و تعطیلی شماری از جایگاه‌های پایتخت برای عموم مردم، در پیامی به ایران‌اینترنشنال گفت خودروها و موتورسیکلت‌های یگان ویژه خیابان تجاره تهران به راحتی در پمپ‌بنزین تختی سوخت‌گیری می‌کنند.

به گفته او، بنزین در برخی جایگاه‌ها مانند خیابان تجاره، پمپ‌بنزین مسعودیه و پمپ‌بنزین میدان آقانور در سه راه افسریه موجود نیست و جایگاه‌داران به مردم می‌گویند که سوخت ندارند.

با این حال خودروها و موتورهای نهادهای نظامی-امنیتی موجود در محدوده بزرگراه هجرت، بدون هیچ کمبود و مشکلی در پمپ‌بنزین تختی سوخت‌گیری می‌کنند.

Banner

پربازدیدترین‌ها

ترامپ: مین‌روبی تنگه هرمز تکمیل شد، هر تلاش تازه برای مین‌گذاری را هدف می‌گیریم
۱

ترامپ: مین‌روبی تنگه هرمز تکمیل شد، هر تلاش تازه برای مین‌گذاری را هدف می‌گیریم

۲

مجید آدینه، معترض اعدام شده، حامی کودکان بی‌سرپرست بود

۳

توافق تهران و مسقط بر سر مین‌روبی پس از اعلام تکمیل پاکسازی تنگه هرمز از سوی ترامپ

۴

ایالات متحده برای توقیف نفت ایران دادگاه‌های «غنائم دریایی» را احیا می‌کند

۵
تحلیل

غیبت مجتبی به بقای جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد؟

انتخاب سردبیر

  • ماموری از امپراتوری اقتصادی رهبر جمهوری اسلامی در رأس بزرگ‌ترین خرده‌فروشی آنلاین ایران

    ماموری از امپراتوری اقتصادی رهبر جمهوری اسلامی در رأس بزرگ‌ترین خرده‌فروشی آنلاین ایران

  • آگهی‌های فروش قبر از شکل‌گیری بازاری پنهان خبر می‌دهند

    آگهی‌های فروش قبر از شکل‌گیری بازاری پنهان خبر می‌دهند

  • منابع آگاه: ذخایر راهبردی سوخت در ایران ممکن است ظرف چند هفته تمام شود
    اختصاصی

    منابع آگاه: ذخایر راهبردی سوخت در ایران ممکن است ظرف چند هفته تمام شود

  • غیبت مجتبی به بقای جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد؟
    تحلیل

    غیبت مجتبی به بقای جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد؟

  • مجید آدینه، معترض اعدام شده، حامی کودکان بی‌سرپرست بود

    مجید آدینه، معترض اعدام شده، حامی کودکان بی‌سرپرست بود

  • رویترز: عراق می‌تواند الگویی برای فشار آمریکا بر شرکای تجاری جمهوری اسلامی باشد

    رویترز: عراق می‌تواند الگویی برای فشار آمریکا بر شرکای تجاری جمهوری اسلامی باشد

  • هم‌زمان با طولانی‌تر شدن صف‌های بنزین، دولت می‌گوید مشکلی در تامین سوخت وجود ندارد

    هم‌زمان با طولانی‌تر شدن صف‌های بنزین، دولت می‌گوید مشکلی در تامین سوخت وجود ندارد

  • منابع آگاه: ذخایر راهبردی سوخت در ایران ممکن است ظرف چند هفته تمام شود

    منابع آگاه: ذخایر راهبردی سوخت در ایران ممکن است ظرف چند هفته تمام شود

  • فرمول دولت جمهوری اسلامی برای فرار از بحران بنزین چیست؟

    فرمول دولت جمهوری اسلامی برای فرار از بحران بنزین چیست؟

  • صف‌های طولانی و تعطیلی جایگاه‌ها، دسترسی به بنزین را دشوار کرده است

    صف‌های طولانی و تعطیلی جایگاه‌ها، دسترسی به بنزین را دشوار کرده است

•
•
•

مطالب بیشتر

۶۱ درصد پاسخ‌دهندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال آموزش مجازی را به حضور در کلاس ترجیح می‌دهند

۵ شهریور ۱۴۰۵، ۱۱:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
بهاران آزادی
100%

۶۱ درصد از شهروندان در پاسخ به نظرسنجی آنلاین ایران‌اینترنشنال گفتند «در شرایط فعلی»، آموزش مجازی را به حضور دانش‌آموزان در کلاس ترجیح می‌دهند.

نزدیک به ۵۵ هزار و ۵۰۰ نفر در این نظرسنجی اینستاگرامی شرکت کردند و به این پرسش پاسخ دادند که کلاس‌های حضوری را ترجیح می‌دهند یا کلاس‌های مجازی.

از این تعداد شرکت‌کننده در نظرسنجی، ۶۰ درصد را مردان و ۴۰ درصد را زنان تشکیل می‌دهند.

در شاخص سن، بیشترین آمار شرکت‌کنندگان در نظرسنجی مربوط به رده سنی ۱۸ تا ۳۴ سال است.

بخش بزرگی از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی معتقدند در شرایط نابه‌سامان این روزهای ایران، آموزش مجازی نه بهترین راهکار، بلکه صرفا تنها راه‌حل موجود است.

در مقابل، ۳۹ درصد از پاسخ‌دهندگان کماکان آموزش حضوری را به نفع دانش‌آموزان و دانشجویان می‌دانند.

حدود چهار هزار شهروند نیز در بخش نظرات، از دلایل خود برای انتخاب گزینه آری یا خیر گفتند.

کیفیت یادگیری و افت تحصیلی، امنیت، جنگ و حفظ جان انسان‌ها، بی‌‎اعتمادی به نظام آموزشی و تاثیر فشارهای اقتصادی و تورم، از جمله معیارهایی هستند که شهروندان خواهان آموزش مجازی، در پاسخ‎‌های خود به آن اشاره کردند.

در مقابل، حامیان آموزش حضوری بر کیفیت یادگیری، تمرکز بیشتر، تعامل با معلمان و دانش‌آموزان و جلوگیری از افت تحصیلی تاکید کردند.

  • کرونا، کشتار، جنگ؛ «ما از نوجوانی چیزی نفهمیدیم»

    کرونا، کشتار، جنگ؛ «ما از نوجوانی چیزی نفهمیدیم»

نگرانی از جنگ و امنیت دانش‌آموزان

نگرانی درباره امنیت دانش‌آموزان در شرایط ناپایدار کشور، یکی از مهم‌ترین دلایل حمایت از آموزش مجازی است.

شماری از والدین نوشتند هرچند آموزش حضوری را موثرتر می‌دانند، تا زمانی که خطر جنگ یا حمله وجود دارد، ترجیح می‌دهند فرزندانشان در خانه بمانند.

یکی از مخاطبان نوشت: «هیچ چیز جای آموزش حضوری را نمی‌گیرد، اما در شرایط فعلی که مشخص نیست جنگ تمام شده یا خیر، آموزش مجازی را ترجیح می‌دهم. دست‌کم می‌دانم فرزندم کنارم و سالم است.»

شهروند دیگری یادآوری کرد در ایام جنگ و در زمانی که دانش‌آموزان امتحانات نهایی داشتند، حوزه‌های امتحانی با هدف ایجاد «سپر انسانی»، در کنار مقرهای نظامی و پایگاه‌های بسیج در نظر گرفته شده بودند.

در برخی پیام‌ها هم به نگرانی در خصوص احتمال تکرار فاجعه مدرسه میناب اشاره شده است.

  • افت تحصیلی دانش‌‌آموزان در سایه قطع اینترنت

    افت تحصیلی دانش‌‌آموزان در سایه قطع اینترنت

هزینه‌های سنگین حضور در مدرسه

فشار اقتصادی و تورم یکی دیگر از دلایل اصلی ترجیح کلاس‌های مجازی است.

هزینه سرویس مدرسه، رفت‌وآمد، تغذیه، لباس، کفش، لوازم‌التحریر و خوابگاه در شمار زیادی از پیام‌ها مطرح شده است.

یکی از شهروندان نوشت هزینه تغذیه روزانه دو فرزندش در مدرسه حدود ۴۰۰ هزار تومان است.

مخاطب دیگری هم گفت هزینه سرویس مدرسه با توجه به گرانی‌ها و احتمال افزایش قیمت بنزین برای سال جدید، پنج میلیون تومان در نظر گرفته شده است.

یکی از والدین نیز از صرف هزینه‌ ۱۰۰ میلیون تومانی برای مدرسه فرزند کلاس اول دبستانی خود گلایه کرد.

  • دانش‌آموزان شهرکرد در اعتراض به حضوری شدن امتحانات تجمع کردند

    دانش‌آموزان شهرکرد در اعتراض به حضوری شدن امتحانات تجمع کردند

نگرانی از افت کیفیت آموزش مجازی

۳۹ درصد پاسخ‌دهندگان که حامی آموزش حضوری بودند، بیش از همه بر افت کیفیت یادگیری در کلاس‌های آنلاین تاکید کردند.

برخی از شهروندان به هزینه اینترنت، ضعف شبکه و قطع برق اشاره کردند و گفتند زیرساخت لازم برای آموزش مجازی باکیفیت هم در ایران وجود ندارد.

به گفته یک کاربر، دانش‌آموزان در خانه تمرکز کافی ندارند، مشارکتشان در کلاس کمتر می‌شود و بخش مهمی از مسئولیت آموزش به خانواده‌ها منتقل می‌شود.

برخی مخاطبان هم گفتند گسترش آموزش آنلاین پس از همه‌گیری کرونا به افت سطح سواد دانش‌آموزان منجر شده است.

دانش‌آموزی که برای کنکور آماده می‌شود، گفت آموزش مجازی نمی‌تواند نیازهای دانش‌آموزان دوره متوسطه را تامین کند.

اگرچه برخی دانش‌آموزان معتقدند با آموزش آنلاین، خود قادرند مدیریت زمان‌بندی و اولویت درس‌ها را به عهده بگیرند، معلمی در پاسخ به این پرسش ایران‌اینترنشنال گفت با توجه به عدم وجود زیرساخت‌های لازم برای تدریس آنلاین، به نفع دانش‌آموز و معلم است که مدارس حضوری باشند.

یک دانشجو که در مقطع کارشناسی ارشد درس می‌خواند هم عنوان کرد به‌عنوان کسی که «تحصیلات تکمیلی» را پشت سر می‌گذارد، یادگیری و بازدهی، تعامل و پژوهش برایش مهم است و تمام این‌ها در بستر کلاس‌های حضوری انجام می‌گیرد.

  • تشدید فشارهای امنیتی علیه دانش‌آموزان؛ خانواده‌ها به مدرسه بدبین‌ شده‌اند

    تشدید فشارهای امنیتی علیه دانش‌آموزان؛ خانواده‌ها به مدرسه بدبین‌ شده‌اند

بی‌اعتمادی به ساختار نظام آموزشی

بخش دیگری از پاسخ‌ها از بی‌اعتمادی عمیق‌تر دانش‌آموزان و والدینشان به کل نظام آموزشی حکایت داشت.

این دسته از شهروندان معتقدند میان کلاس حضوری و مجازی تفاوت معناداری وجود ندارد، چرا که کیفیت آموزش در هر دو حالت پایین است و این کل نظام آموزشی است که باید تغییر کند.

نبود آینده شغلی، ایدئولوژیک بودن محتوای درسی و ضعف مدارس دولتی، از جمله انتقادهای مطرح‌ شده است.

یکی از والدین پرسید: «وقتی آینده شغلی برای دانش‌آموزان وجود ندارد، حضوری یا مجازی بودن کلاس‌ها چه تفاوتی ایجاد می‌کند؟»

مخاطبی دیگر نوشت کیفیت آموزش در مدارس دولتی، چه حضوری و چه مجازی «در حد صفر» است.

شماری از دانش‌آموزان در پاسخ به این پرسش، راه‌حل‌های میانه پیشنهاد کردند؛ برگزاری حضوری دروس تخصصی، عملی و محاسباتی و ارائه مجازی دروس عمومی، از جمله این پیشنهادها بود.

بی‌خبری از مجتبی خامنه‌ای، سوژه طنز کاربران: یعنی اشتراکش تمام شده؟

۵ شهریور ۱۴۰۵، ۱۰:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

غیبت مجتبی خامنه‌ای و منتشر نشدن پیام یا بیانیه تازه‌ای از او در هفته‌های اخیر، به پرسش‌ها در این باره و تولید طنز در شبکه‌های اجتماعی دامن زده است. کاربران با اشاره به اینکه ارتباط او با جامعه تاکنون به انتشار متن محدود بوده، توقف همان پیام‌ها را نیز دستمایه شوخی قرار داده‌اند.

یکی از کاربران در اینستاگرام نوشت: «یادش به‌خیر یک زمانی مجتبی یک بیانیه‌ای می‌داد، الان همان هم نمی‌دهد. اشتراکش تمام شده؟»

این پیام اشاره‌ای است به بحث‌ها و طنزهایی که از نخستین هفته‌های رهبری مجتبی خامنه‌ای درباره استفاده از هوش مصنوعی برای بازسازی تصویر و صدای او یا تولید محتوای مرتبط با او شکل گرفت.

  • غیبت مجتبی به بقای جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد؟

    غیبت مجتبی به بقای جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد؟

کاربر دیگری نیز سکوت مجتبی خامنه‌ای را به محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، پیوند داد و خطاب به او نوشت: «این سکوت مجتبی دیگر خیلی دارد تابلو می‌شود.»

او در ادامه از قالیباف خواست به جای خامنه‌ای «چند تا بیانیه» منتشر کند.

این گفته، به گزارش‌هایی در شبکه‌های اجتماعی درباره متادیتای فایل‌های منتشرشده از حساب‌های منسوب به مجتبی خامنه‌ای اشاره دارد.

بر اساس این گزارش‌ها، پس از تغییر سیستم مورد استفاده از مک به ویندوز، متادیتای برخی فایل‌های پی‌دی‌اف او شباهت‌هایی با فایل‌های دفتر قالیباف پیدا کرد. این موضوع به گمانه‌زنی درباره استفاده از تیم فنی یا منابع مشترک دامن زد؛ هر‌چند مستقلا تایید نشده است.

در واکنشی دیگر که همان مضمون «اشتراک» را دنبال می‌کرد، کاربری نوشت: «متاسفانه دلار گران شد، نتوانستیم اشتراکشان را تمدید کنیم و رهبری را از دست دادیم.»

  • مجتبی خامنه‌ای در مسیر بن‌لادن؛ از غیبت رسانه‌ای تا زیست مخفیانه

    مجتبی خامنه‌ای در مسیر بن‌لادن؛ از غیبت رسانه‌ای تا زیست مخفیانه

وجه مشترک بخش قابل توجهی از این واکنش‌ها این است که کاربران، بیش از خود متن بیانیه‌ها، درباره این پرسش شوخی می‌کنند که اساسا چه کسی آنها را تولید و منتشر می‌کند.

آخرین پیام مناسبتی منتشرشده به نام مجتبی خامنه‌ای، پاسخی به نامه حزب‌الله لبنان در چهارم مرداد بود. پس از آن، در ۱۹ مرداد چند حکم انتصاب برای فرماندهان ارشد نیروهای مسلح به نام او صادر شد.

با این حال، در هفته‌های اخیر پیام عمومی تازه‌ای از جنس پیام‌های سیاسی و مناسبتی پیشین، از شخص او منتشر نشده است.

مجتبی خامنه‌ای در تیر ماه هفت پیام و در ماه‌های خرداد و اردیبهشت نیز پنج پیام برای مناسبت‌های مختلف منتشر کرد.

این بی‌خبری در شرایطی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است که چند مناسبت سیاسی و مذهبی نیز بدون پیام علنی تازه‌ای از مجتبی خامنه‌ای گذشته است. مانند اربعین که پدرش هر ساله دیدار یا سخنرانی انجام می‌داد.

او حتی برای مراسم چهلم علی خامنه‌ای که خودش میزبان بود نیز بیانیه‌ای منتشر نکرد.

در هفته دولت هم صدایی از او در نیامد؛ مناسبتی که در دوران رهبری علی خامنه‌ای معمولا با دیدار اعضای دولت و سخنرانی او همراه بود.

برای نمونه، علی خامنه‌ای ششم شهریور ۱۴۰۳ در جریان هفته دولت با مسعود پزشکیان و اعضای کابینه‌اش دیدار و سخنرانی کرد.

تا پنج‌شنبه پنجم شهریور امسال، پیام یا سخنرانی مشابهی از مجتبی خامنه‌ای منتشر نشد.

دفتر او ۱۸ مرداد از دیدار با پزشکیان خبر داد و رییس دولت یک روز بعد گفت که این ملاقات هفت ساعت طول کشیده و خامنه‌ای «از لحاظ جسمی در صحت و سلامت کامل» بوده است.

با وجود این، از این ملاقات نیز هیچ عکس یا ویدیویی منتشر نشد.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، چهارشنبه چهارم مرداد گفت تصور نمی‌کند مجتبی خامنه‌ای مرده باشد، اما در حملات آمریکا و اسرائیل به‌شدت مجروح شده و سمت چپ بدن، از جمله دست و پایش، آسیب دیده است.

در همین روز، احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد و نماینده رهبر جمهوری اسلامی در خراسان رضوی، نیز در سخنانی به پیامدهای غیبت مجتبی خامنه‌ای اشاره کرد.

علم‌الهدی گفت باید «خلأ ناشی از غیبت رهبر» در ارتباط با مردم را پر کرد و اذعان کرد که پیام و بیانیه نمی‌تواند به‌طور کامل جای حضور و ارتباط مستقیم رهبر با جامعه را بگیرد.

آگهی‌های فروش قبر از شکل‌گیری بازاری پنهان خبر می‌دهند

۵ شهریور ۱۴۰۵، ۰۱:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
سامان رحمتیان
100%

گرانی در ایران به قبرستان هم رسیده است. در برخی آرامستان‌ها حق دفن با قیمت‌های میلیاردی آگهی می‌شود، خانواده‌ها جای دفن خود یا نزدیکان‌شان را برای تامین هزینه‌های زندگی می‌فروشند و برخی برای فرار از هزینه‌های سنگین، مردگان‌ را به قبرستان‌های ارزان‌تر یا رایگان روستاها می‌برند.

بررسی آگهی‌های فروش قبر در تهران نشان می‌دهد قیمت پیشنهادی یک قبر سه‌طبقه در قطعات ۳۹ و ۷۲ «بهشت زهرا» به سه میلیارد تومان می‌رسد؛ در حالی که بر اساس تعرفه رسمی سال ۱۴۰۵، رزرو سه طبقه قبر در همین محدوده ۳۴۷ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان هزینه دارد. به این ترتیب، قیمت پیشنهادی در بازار آگهی‌ها بیش از ۸.۶ برابر تعرفه رسمی است.

این سه میلیارد تومان معادل بیش از ۱۸۰ ماه حداقل مزد پایه سال ۱۴۰۵ است؛ یعنی یک کارگر با حداقل مزد پایه، اگر بیش از ۱۵ سال تمام حقوقش را بدون هیچ هزینه‌ای پس‌انداز کند، تازه به قیمت پیشنهادی چنین قبری می‌رسد. حتی تعرفه رسمی رزرو همین قبر نیز معادل نزدیک به ۲۱ ماه حداقل مزد پایه است.

این بازار فقط مختص پایتخت نیست. در آرامستان «باغ فردوس» کرمانشاه، قیمت قبر در آگهی‌ها به سه میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان هم می‌رسد. در آرامستان «صاحب‌الزمان» کرمان نیز قبرهای دوطبقه تا دو میلیارد تومان آگهی شده‌اند و نمونه‌های یک‌میلیاردی در «امامزاده طاهر» کرج و «خلدبرین» یزد دیده می‌شود.

در مشهد، مقبره‌های خانوادگی «بهشت رضا» تا حدود یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان قیمت‌گذاری شده‌اند و قیمت محل دفن در حرم امام رضا نیز در گزارش‌های منتشرشده تا حدود یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان ذکر شده است.

  • عادی‌سازی فقر و گرسنگی؛ وقتی برخی برای سفره خالی مردم نسخه سالم‌خواری می‌پیچند

    عادی‌سازی فقر و گرسنگی؛ وقتی برخی برای سفره خالی مردم نسخه سالم‌خواری می‌پیچند

صورت‌حساب آخرین بدرقه

قبر فقط یکی از هزینه‌های مرگ است. انتقال پیکر، غسل و کفن، دفن، سنگ قبر، مسجد، گل، پذیرایی و مراسم، هر کدام هزینه جداگانه‌ای دارند.

در تهران، بر اساس تعرفه رسمی سال ۱۴۰۵، هزینه برخی خدمات اولیه از صدها هزار تا چند میلیون تومان است. استفاده از خودروی حمل خصوصی نیز برای سه ساعت نخست پنج میلیون تومان هزینه دارد.

با احتساب قبر، خدمات آرامستان، سنگ موقت، مسجد یا تالار، گل، پذیرایی و سایر خدمات، هزینه خاکسپاری و برگزاری یک مراسم شهری برای حدود ۱۰۰ نفر می‌تواند به حدود ۱۲۰ تا ۱۸۰ میلیون تومان برسد. انتخاب قبر گران‌تر، سنگ گران‌قیمت، غذای کامل یا برگزاری چند مراسم می‌تواند این رقم را به‌مراتب افزایش دهد.

اما برای بسیاری از خانواده‌ها مساله انتخاب قبر میلیاردی یا سنگ چند‌صد میلیونی نیست؛ تامین هزینه یک خاکسپاری معمولی است؛ هزینه‌ای که می‌تواند آنان را به کوچک‌کردن مراسم، حذف سوم و هفتم یا انتخاب محل دفن ارزان‌تر وادار کند.

فشار اقتصادی تنها خانواده‌هایی را که باید مردگان خود را دفن کنند، درگیر نکرده است. در سوی دیگر این بازار، کسانی هستند که جای دفن خود یا نزدیکان‌شان را برای تامین نیازهای امروز می‌فروشند.

وقتی حق دفن به دارایی تبدیل می‌شود

ایران‌اینترنشنال با سه نفر از افرادی که در تهران و کرمانشاه برای فروش قبر آگهی منتشر کرده‌اند، در پوشش خریدار تماس گرفت.

یکی از آنها در تهران یک طبقه خالی از قبر پدرش را برای فروش گذاشته است؛ جایی که خانواده برای دفن مادر نگه داشته بودند.

100%
تصویری از پیکرهای جاویدنامان خیزش دی ماه ۱۴۰۴

او گفت: «خدا را شکر مادرمان سالم است و ما الان به این پول بیشتر نیاز داریم.»

در کرمانشاه، فروشنده دیگری قبر مادرش را که حدود ۴۰ سال پیش در باغ فردوس دفن شده، آگهی کرده است. او موقعیت قبر در نزدیکی پارکینگ را یکی از امتیازهای آن می‌داند و می‌گوید هر زمان خریدار قصد دفن داشته باشد، پس از دریافت پول برای انجام مراحل انتقال حاضر خواهد شد تا قبر را به او «هدیه» کند.

فروشنده دیگری در کرمانشاه سال‌ها پیش قبری کنار برادرش برای خودش خریده بود تا پس از مرگ در کنار او دفن شود، اما اکنون همان قبر را برای فروش گذاشته است.

او می‌گوید پیدا کردن قبر در باغ فردوس دشوار شده، اما فعلا پول آن برای خانواده‌اش ضروری‌تر است. به گفته او، فعلا زنده است و بیشتر به پول قبر نیاز دارد تا بتواند چیزهایی را که فرزندانش لازم دارند فراهم کند و ترجیح می‌دهد فعلا نگران راحتی دسترسی آنها به قبرش پس از مرگ نباشد.

در این بازار، حتی جایی که برای دفن در کنار پدر، مادر یا دیگر اعضای خانواده نگه داشته شده است، می‌تواند در برابر نیازی فوری‌تر قرار گیرد: پولی که خانواده امروز به آن نیاز دارد.

قبر در مزایده

قبر فقط در آگهی‌های شخصی به‌عنوان دارایی عرضه نمی‌شود. اسناد اجرای احکام نشان می‌دهند حق دفن می‌تواند برای وصول بدهی توقیف و به مزایده گذاشته شود.

در سال ۱۴۰۱، یک طبقه قبر در قطعه ۳۶ بهشت زهرا و در خرداد ۱۴۰۴، قبری در قطعه ۶۲ باغ فردوس کرمانشاه به مزایده گذاشته شدند.

  • بحران معیشت در شرایط جنگ خانوارهای کارگری را به آستانه فروپاشی اقتصادی رسانده است

    بحران معیشت در شرایط جنگ خانوارهای کارگری را به آستانه فروپاشی اقتصادی رسانده است

خرید‌وفروش آزاد قبر در بسیاری از آرامستان‌ها مجاز نیست و انتقال حق دفن باید از مسیرهای رسمی انجام شود. در تهران نیز حق انتفاع قبر باید در سازوکار سازمان بهشت زهرا ثبت شود.

اما محدودیت قانونی بازار را از میان نبرده است. آگهی‌ها همچنان منتشر می‌شوند و برخی واگذاری‌ها با عناوینی مانند «هدیه» انجام می‌شوند. همان فروشنده کرمانشاهی می‌گوید پس از دریافت پول، مراحل لازم را انجام خواهد داد تا قبر مادرش به خریدار «هدیه» شود.

نتیجه، بازاری کم‌شفاف است؛ نه آمار رسمی جامعی از تعداد معاملات وجود دارد، نه قیمت نهایی آنها روشن است و نه همیشه مشخص است حقی که در یک آگهی عرضه شده، در نهایت قابل انتقال خواهد بود.

مهاجرت مردگان

پیامد دیگر گرانی قبر را می‌توان در روستاهای اطراف برخی شهرها دید.

گزارش‌هایی از اطراف مشهد و گرگان نشان می‌دهند برخی خانواده‌های شهری برای کاهش هزینه، پیکر بستگان خود را برای دفن به قبرستان‌های رایگان یا ارزان روستاها منتقل می‌کنند. در یکی از این گزارش‌ها از افزایش مراجعه خانواده‌های شهری به قبرستان‌های روستایی گفته شده و در روستایی دیگر، اهالی برای جلوگیری از دفن افراد غیربومی دور قبرستان حصار کشیده‌اند.

گزارش‌های مشابهی نیز از شهرهای دیگر منتشر شده است. آمار رسمی از تعداد چنین مواردی وجود ندارد، اما این نمونه‌ها نشان می‌دهند هزینه قبر می‌تواند حتی جغرافیای دفن را تغییر دهد.

  • پایه مزد کارگران ایران در یک دهه از ۲۳۲ دلار به حدود ۸۰ دلار سقوط کرد

    پایه مزد کارگران ایران در یک دهه از ۲۳۲ دلار به حدود ۸۰ دلار سقوط کرد

قیمت قبرها البته تنها حاصل تورم نیست. محدودیت ظرفیت آرامستان‌های قدیمی، تمایل به دفن در کنار بستگان و جایگاه مذهبی برخی محل‌ها نیز بر قیمت اثر می‌گذارند.

در نتیجه، خانواده‌ای برای کاهش هزینه پیکر عزیزش را از شهر خارج می‌کند و در همان زمان، جای دفن در برخی آرامستان‌های قدیمی به دارایی‌ای با قیمت میلیاردی تبدیل می‌شود.

سوگواری زیر فشار مالی و امنیتی

برای برخی خانواده‌ها، دشواری دفن فقط اقتصادی نیست. گزارش‌های مربوط به کشته‌شدگان اعتراضات و اعدام‌شدگان در ایران نشان می‌دهند تحویل پیکر، محل دفن و حتی برگزاری مراسم سوگواری نیز می‌تواند تحت فشار و کنترل نهادهای امنیتی قرار گیرد.

در مواردی، این فشار با مطالبه پول نیز همراه شده است. خانواده بابک پورمظاهری، معترض ۳۷ ساله کشته‌شده در استان البرز، پیکر او را پس از سه روز و با پرداخت ۴۰۰ میلیون تومان تحویل گرفت. در پرونده جمشید مومنی نیز برای تحویل پیکر یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان مطالبه شد و پس از اعلام ناتوانی خانواده در پرداخت، از آنان خواسته شد او را «شهید حکومتی» معرفی کنند.

در پرونده اسماعیل فکری نیز خانواده از محل دفن او بی‌اطلاع ماند و یک مامور امنیتی برای اعلام نشانی قبر ۱۵۰ میلیون تومان مطالبه کرد.

در این موارد، هزینه مرگ دیگر فقط قیمت قبر و مراسم نیست؛ پول با کنترل بر تحویل پیکر، محل دفن و امکان سوگواری درهم آمیخته است.

دو سوی بازار قبر

در بازاری که حق دفن می‌تواند میلیاردها تومان قیمت داشته باشد و حتی برای پرداخت بدهی به مزایده گذاشته شود، برخی خانواده‌ها همان جای دفنی را که سال‌ها برای خود یا نزدیکان‌شان نگه داشته‌اند، برای تامین هزینه‌های زندگی می‌فروشند.

در کرمانشاه، مردی سال‌ها پیش قبری کنار برادرش برای خودش خریده بود. حالا آن را برای فروش گذاشته است.
او می‌گوید فعلا به پول این قبر برای تامین نیازهای فرزندانش بیشتر از جایی برای دفن خودش نیاز دارد.

از زندان تا «هدف نظامی»؛ تهدید تازه جمهوری اسلامی علیه روزنامه‌نگاران

۴ شهریور ۱۴۰۵، ۲۰:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%
دفتر لندن ایران‌اینترنشنال

ابوالفضل شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، گفت کارکنان ایران‌اینترنشنال، بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا را می‌توان در «بانک اهداف نظامی» قرار داد؛ ادبیاتی کم‌سابقه که فشار حکومت بر روزنامه‌نگاران رسانه‌های فارسی‌زبان را وارد مرحله‌ای نظامی کرده است.

شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، چهارشنبه چهارم شهریور در دفتر خبرگزاری «دفاع مقدس» گفت: «رسانه‌هایی مانند ایران‌اینترنشنال، بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا مستقیما به موساد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و دیگر سرویس‌های اطلاعاتی خارجی متصل‌اند و از آنها پشتیبانی دریافت می‌کنند.»

او کارکنان این رسانه‌های فارسی‌زبان را «سربازان اسرائیل و آمریکا» خواند و افزود: «می‌توان آنها را در بانک اهداف نظامی پیش‌بینی کرد؛ زیرا از نظر ما اینها رسانه نیستند.»

سخنگوی ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای اظهاراتش درباره ارتباط این رسانه‌ها و کارکنانشان با سرویس‌های اطلاعاتی خارجی سندی ارائه نکرد.

تهدید روزنامه‌نگاران با ادبیات نظامی

جمهوری اسلامی سال‌هاست که فعالیت رسانه‌ای مستقل از روایت رسمی را به مسئله‌ای امنیتی تبدیل کرده است. تهدید تازه ابوالفضل شکارچی این نگاه را به نقطه‌ای کم‌سابقه می‌رساند: جایی که روزنامه‌نگار نه فقط کسی برای سانسور، بازداشت یا تعقیب، بلکه یک «معاند» تلقی می‌شود که می‌توان او را در «بانک اهداف نظامی» قرار داد.

  • گزارش واشینگتن‌پست از جزییات حملات سازمان‌یافته جمهوری اسلامی به ایران‌اینترنشنال

    گزارش واشینگتن‌پست از جزییات حملات سازمان‌یافته جمهوری اسلامی به ایران‌اینترنشنال

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۱ ایران‌اینترنشنال را «سازمان تروریستی» خواند و کارکنان و افراد مرتبط با آن را به پیگرد قضایی تهدید کرد. افزایش تهدیدها در بریتانیا در سال ۲۰۲۳ نیز باعث شد ایران‌اینترنشنال برای مدتی فعالیت دفتر لندن خود را متوقف کند.

این تهدیدها در مواردی از سطح اظهارات رسمی فراتر هم رفتند. پوریا زراعتی، مجری ایران‌اینترنشنال، فروردین ۱۴۰۳ مقابل خانه‌اش در لندن با چاقو هدف حمله قرار گرفت.

دادگاه مرکزی کیفری لندن در تیرماه ۱۴۰۵ دو مرد رومانیایی را به دلیل نقش داشتن در این حمله به ۱۲ و هشت سال زندان محکوم کرد. قاضی پرونده پذیرفت که شواهد نشان می‌دهد این حمله در راستای منافع و به نمایندگی از حکومت ایران انجام شده است.

گزارش تازه نیویورکر نیز ابعاد گسترده‌تری از این تهدیدها را نشان می‌دهد. بر اساس تحقیقات نیویورکر، مقام‌های ضدجاسوسی بریتانیا از سال ۲۰۲۲ تاکنون بیش از ۲۰ عملیات مورد حمایت جمهوری اسلامی علیه ساکنان این کشور، از جمله خبرنگاران رسانه‌های فارسی‌زبان را شناسایی کرده‌اند.

نیویورکر همچنین گزارش داد تیم حقوقی ایران‌اینترنشنال طی یک سال گذشته افزایش «هشداردهنده و بی‌سابقه» تهدیدها علیه صدها نفر از اعضای خانواده کارکنان این رسانه در ایران را ثبت کرده است. بر اساس این گزارش، برخی از این خانواده‌ها تهدید شده‌اند که اگر اعضای خوانواده‌شان همکاری با ایران‌اینترنشنال را متوقف نکنند، زندانی یا کشته خواهند شد.

در دی‌ماه ۱۴۰۲ نیز مردی چچنی‌تبار به دلیل جمع‌آوری اطلاعات درباره دفتر ایران‌اینترنشنال در لندن مجرم شناخته شد؛ پرونده‌ای که نگرانی‌ها درباره تهدیدهای فرامرزی جمهوری اسلامی علیه روزنامه‌نگاران ایرانی را افزایش داد.

تهدیدهای امنیتی علیه ایران‌اینترنشنال در ماه‌های اخیر ادامه داشته است. ۲۶ فروردین، مهاجمان در فاصله چند متری از استودیوهای این شبکه در لندن کوکتل مولوتوف پرتاب کردند. دو نفر از متهمان این پرونده بعدها اتهام مشارکت در آتش‌افروزی را پذیرفتند.

  • نیویورکر: جمهوری اسلامی برای ترور مخالفان در خارج از ایران به تبهکاران محلی متوسل می‌شود

    نیویورکر: جمهوری اسلامی برای ترور مخالفان در خارج از ایران به تبهکاران محلی متوسل می‌شود

فشار بر روزنامه‌نگاران داخل ایران

فشار جمهوری اسلامی بر روزنامه‌نگاران به خارج از مرزهای ایران محدود نیست. در داخل کشور نیز حکومت سال‌هاست با بازداشت، پرونده‌سازی امنیتی و صدور احکام زندان با خبرنگارانی برخورد می‌کند که روایت‌های رسمی را به چالش می‌کشند یا درباره موضوعاتی گزارش می‌دهند که حکومت خواهان محدود کردن پوشش آنهاست.

نیلوفر حامدی، خبرنگار روزنامه شرق، پس از گزارش درباره بستری شدن مهسا ژینا امینی و الهه محمدی، خبرنگار هم‌میهن، پس از پوشش مراسم خاکسپاری او بازداشت شدند.

هر دو حدود ۱۳ ماه را بدون صدور حکم در بازداشت موقت گذراندند و در مجموع حدود ۱۷ ماه در زندان بودند. آنها با اتهام‌های «همکاری با دولت خارجی متخاصم آمریکا»، «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» محاکمه شدند.

در جریان خیزش سراسری پس از کشته شدن مهسا امینی نیز ده‌ها روزنامه‌نگار در سراسر ایران به دلیل پوشش اعتراضات، انتشار گزارش یا فعالیت حرفه‌ای بازداشت شدند.

سرکوب رسانه‌ها باعث شده ایران سال‌ها در پایین‌ترین رده‌های شاخص جهانی آزادی مطبوعات قرار گیرد. در تازه‌ترین گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز در سال میلادی جاری، ایران با یک پله سقوط، در رتبه ۱۷۷ از میان ۱۸۰ کشور قرار گرفت.

فرمول دولت جمهوری اسلامی برای فرار از بحران بنزین چیست؟

۴ شهریور ۱۴۰۵، ۱۸:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
محمد ماشین‌چیان
100%

روز چهارم شهریور، علی نیکزاد، نایب‌رییس مجلس شورای اسلامی اعلام کرد قیمت بنزین گران نمی‌شود و در همان جمله گفت سهمیه ۳ هزار تومانی از ۷۰ به ۵۰ لیتر و سهمیه ۵ هزار تومانی از ۳۰ به ۱۵ لیتر کاهش یافته است.

فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت هم همان روز گفت قیمت بنزین سهمیه‌ای ثابت می‌ماند و قیمت بنزین آزاد بالا می‌رود. این دو خبر، اجرای سندی است که یازده ماه پیش در هیات وزیران تصویب شد.

سیاست رسمی دولت درباره بنزین، ۲۷ شهریور ۱۴۰۴ در هیات وزیران تصویب و ۱۳ مهر همان سال ابلاغ شد. با این مصوبه تصمیم‌گیری درباره بنزین از شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا به خود دولت منتقل شد؛ یعنی در این پرونده، دولتی که خیلی‌ها آن را کم‌اختیار می‌دانند، اختیار کامل دارد.

این سند ۸ راهبرد و ۲۷ ردیف اقدام دارد و در میان آنها ۴ حکم هست که ساختار بنزین در ایران را برای همیشه عوض می‌کند.

چهار حکمی که صورت‌مساله را عوض می‌کند

حکم اول، افزایش سالانه قیمت است. متن مصوبه می‌گوید قیمت بنزین و گازوئیل هر سال، توسط دولت، متناسب با تورم سال قبل اصلاح می‌شود. گران شدن بنزین از این پس آن تصمیم استثنایی نخواهد بود که حکومت هر چند سال یک بار با ترس و لرز بگیرد؛ یک روال اداری سالانه است.

حکم دوم، کاهش سالانه سهمیه است. طبق همین سند، سهم بنزین یارانه‌ای در کارت اضطراری جایگاه هر سال کاهش می‌یابد و کف این کاهش در خود مصوبه تعیین شده است. آنچه نایب‌رییس مجلس این هفته اعلام کرد، اجرای همین حکم است.

حکم سوم، اضافه شدن هزینه‌های جانبی است. مصوبه می‌گوید هزینه حمل و کارمزد جایگاه از قیمت خود بنزین جدا و علاوه بر نرخ مصوب از مصرف‌کننده دریافت می‌شود. رضا نواز سخنگوی صنف جایگاه‌داران توضیح داد که این تفکیک به معنای گران شدن بنزین نیست؛ یعنی نرخ روی تابلو دست‌نخورده می‌ماند و اقلامی مانند حمل و کارمزد، شبیه مالیات بر ارزش افزوده، به صورت‌حساب اضافه می‌شود.

حکم چهارم از همه مهم‌تر است. مصوبه دستور داده زیرساختی آماده شود که سهمیه لیتری به سهمیه ریالی تبدیل شود؛ به جای ۶۰ لیتر بنزین ۱۵۰۰ تومانی، سهمیه هر نفر مبلغ مشخصی پول خواهد بود. مهلت اجرا، پایان آذر امسال است.

100%
احکام مهم سیاست بنزین

مقایسه با یک تجربه معاصر

تفاوت سهمیه لیتری و ریالی یک بار در همین کشور آزموده شده است: سال ۱۳۸۹ دولت یارانه نقدی را برقرار کرد تا قیمت انرژی به مرور آزاد شود و پولش نقدی به حساب مردم بریزد.

سهم هر نفر هر ماه ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان تعیین شد که حدود ۴۳ دلار قدرت خرید داشت؛ به پول امروز حدود ۸ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان. این مبلغ تا ۱۴۰۱ ثابت ماند و وقتی به ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان رسید، ارزشش ۱۴ دلار بود؛ حدود ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان امروز. قدرت خرید همین یارانه حالا حدود ۲ دلار است.

تورم تعهد ریالی را بی‌سروصدا و بدون درگیر شدن دولت با مردم مستهلک می‌کند. اما ۶۰ لیتر بنزین، ۶۰ لیتر بنزین است و تورم هر کاری بکند نمی‌تواند از آن لیتر کم کند. به زبان مالی، سهمیه لیتری بدهی شاخص‌بندی‌شده دولت به مردم است و سهمیه ریالی بدهی اسمی؛ مصوبه دارد اولی را با دومی تاخت می‌زند، آن هم در شرایطی که ابزار بی‌ارزش کردن بدهی اسمی، یعنی تورم، در اختیار خود بدهکار است.

سهمیه لیتری هم در امان نمانده است. سهمیه نرخ دوم در چند نوبت از ۱۵۰ به ۱۰۰ و بعد ۷۰ و امسال به ۵۰ لیتر رسید و این هفته نوبت نرخ سوم شد که از ۳۰ به ۱۵ لیتر آمد. آبان ۱۳۹۸ حکومت گرانی را در یک شب و جلوی چشم همه اعلام کرد و کشور به خیابان آمد؛ همین حکومت دو سوم سهمیه نرخ دوم را در چند نوبت و بدون اعلام قبلی برداشت و اتفاقی نیفتاد. مورخانی که اعتراض‌های اقتصادی اروپا را مطالعه کرده‌اند همین الگو را یافته‌اند: مردم به فقیرتر شدن تدریجی اعتراض نمی‌کنند و اعتراض وقتی شکل می‌گیرد که حقی جلوی چشم‌شان زیر پا گذاشته شود. این مصوبه روی همین کشف سوار شده است.

100%
قدرت خرید یارانه نقدی

حذف روز رویارویی از تقویم

پرسروصداترین سناریوی دولت، سهمیه را از خودرو جدا می‌کند و به افراد می‌دهد: ماهی حدود ۳۰ لیتر برای هر نفر با حق خرید و فروش. این ۳۰ لیتر را با نرخ خود دولت قیمت‌گذاری کنیم، یعنی همان ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومانی که ۲۲ مرداد در ۲۰۴ جایگاه کرمان اجرا و یک ساعت بعد متوقف شد: سهم ماهانه هر نفر حدود ۲ و نیم میلیون تومان و برای یک خانواده چهارنفره نزدیک ۱۰ میلیون تومان.

دولت این طرح را به نام «عدالت» معرفی می‌کند و در نگاه نخست هم معقول است. اما همان مصوبه دو سازوکار برای کوچک کردنش دارد: حکم اول هر سال قیمت را با تورم بالا می‌برد و حکم چهارم تا آذر واحد سهمیه را از لیتر به ریال تغییر می‌دهد.

بنزین سهمیه‌ای ملموس‌ترین تعهد کالایی است که از منابع ملی هنوز مستقیم به دست مردم می‌رسد. تا پیش از این سند، حکومت هر بار می‌خواست به سهمیه یا قیمتش دست بزند ناچار بود روزی مشخص عددی مشخص را جلوی چشم همه بگذارد و همه هم‌زمان می‌فهمیدند چه چیزی از آنها گرفته شده است؛ آبان ۹۸ واکنش به همان درک مشترک بود.

با کنار هم گذاشتن این چهار حکم می‌توان دید که ماجرای بنزین را از این پس فقط با قیمت نمی‌شود فهمید. حکومت مساله بنزین را حل نکرده و روز رویارویی را از تقویم برداشته است؛ سهم مردم از نفت با احکام اداری و وعده‌ای ظاهرا سخاوتمندانه پس گرفته می‌شود.

جنگ و محاصره این بحران را نساختند و تنها شیب اجرای سیاست را عوض کردند. بدون توقف واردات و آسیب زیرساخت، همین نقشه می‌توانست در یک بازه ده‌ساله و آن‌قدر آرام اجرا شود که به چشم نیاید؛ حالا شیب تند انتخاب شده به امید آنکه شرایط جنگی توجیهش کند و آبان دیگری رقم نخورد.

اقتصاد ایران بدون بازنگری اساسی در نحوه توزیع منابع طبیعی سرپا نخواهد شد. اما کسانی که به معادله ناکارآمد قیمت‌گذاری بنزین اشاره می‌کنند، باقی‌اش را نمی‌گویند: این مساله باید عمومی مطرح شود، حساب و کتابش شفاف باشد و با رای و توافق مردم قرارداد تازه‌ای میان دولت و ملت تنظیم شود، نه با مصوبات بی‌سروصدای هیات دولت پشت درهای بسته. در حکمرانی جمهوری اسلامی مذاکره و قراردادی در کار نیست: مردم هزینه بازار آزاد را می‌پردازند و قرار است همچنان در قفس اقتصاد دولتی زندگی کنند.