سور و سوگ در نوروز؛ «نم اشکی و با خود گفتوگویی»

نوروز و نو شدن سال همیشه، حتی در خوشترین سالها هم با ترکیبی از سور و سوگ همراه بوده است. یاد رفتگان بخش عمده ای از مراسم آغاز سال تازه است.

نوروز و نو شدن سال همیشه، حتی در خوشترین سالها هم با ترکیبی از سور و سوگ همراه بوده است. یاد رفتگان بخش عمده ای از مراسم آغاز سال تازه است.
برگزاری نوروز در میان ایرانیان همواره با مفهوم «نو شدن» و «پیروزی نیکی بر بدی» همراه بوده است، اما تاریخ پرفراز و نشیب ایران باعث شده که این جشن گاهی با سوگ ملی، از دست دادن عزیزان یا شرایط سخت جنگی گره بخورد.
سال نویی که در راه است با این هرسه همراه است. سوگ ملی مداومی که بهویژه از سال ۱۴۰۱ و کشتگان نامدار و قهرمانان گمنام جنبش زن، زندگی، آزادی و خیزش ملی همین سال رو به پایان، تا کنون مادران بسیاری را با بغض و اشک و فریادهای شیردلانه، گاه در کنار مزار عزیزانشان، در کنار سفره های نوروز نشانده است.
نوروزهای همراه با جنگ را نیز سالها زیر غرش موشکهای اسکاد تجربه کرده ایم. کم و بیش در همه شهرهای ایران. آن هم در حالی که بیمسئولیتی و جهلی که بر هر دو سوی مهلکه نبرد حاکم بود جوانان را دسته دسته به کام مرگ میکشاند.
از دوران باستان در ایران سوگ از دست دادن جوانان برنا و رعنا سنگینترین سوگها بوده است. سوگ سیاوش هنوز هایهای مادران غمدیده و خاموش را به یاد جوان بر خاک افتادهشان به آسمان میبرد تا شنوندهای پیدا کند که در زمین گوش شنوایی نیست.
مرگ سیاوش در شاهنامه در روزهای پیش از نوروز اتفاق افتاد. در شاهنامه فردوسی، نوروز نماد پیروزی است، اما گاهی با تلخیهای جنگ همراه میشود. برای مثال، پس از نبردهای سنگین یا از دست دادن پهلوانان، اگرچه آیینهای نوروزی برگزار میشد، اما رنگی از اندوه بر آن حاکم بود.
سوگ سیاوش چنان در فرهنگ ایران ریشه دواند که آیینی به نام «سووشون» شکل گرفت. مردم تا قرنها در بخارا و مناطق دیگر ایرانزمین، در نزدیکی نوروز، مراسم سوگواری برای او برپا میکردند. این تلاقیِ «جانباختن سیاوش» و «زایش دوباره طبیعت در نوروز»، نمادی از باور ایرانیان به پیروزی نهایی نیکی بر بدی است.
در سالهای اخیر سیاوشها بیشمار بودهاند. با نامهای بسیار. زن و مرد. دختر و پسر. تصاویرشان را بر صفحه تلویزیونها، روی پوسترها و دیوارها و در دست معترضان پرشور و پرخروشی که این عکسها را همچون پرچم کاوه در صفوف بیشمار دادخواهان به اهتزاز درمیآورند، دیدهایم.
دیدار با کسانی که عزیزی را از دست دادهاند در نخستین نوروز پس از واقعه که به آن «نوعید» میگویند، اهمیت بسیار دارد. بر سر سفره نوروز سال پیش، زن جوانی نشسته بود با موهایی سپیدشده از اندوه مرگ جوان به خون خفتهاش. آرام و باوقار و خاموش نشسته بود و به دوردستهای آفاق خیالش خیره بود. ناگهان سکوت را شکست و با شیونی پر از اعتراض فریاد زیاد: ناجوانمردها! بچه من سر نداشت؟ کشتنش کافی نبود؟ سر بچهام را چه کردید؟
و از این دست مادران و پدران و برادران و خواهران و دوستان بسیارند که اندوه سنگینشان سخت فراموش میشود. فراموش میشود؟ بارها و بارها شنیدهایم که «مرگ حق است.» اما درباره چنین مرگهایی است که گفتهاند: «اگر مرگ داد است، بیداد چیست؟»
ریشه تاریخی نوروز با یاد گذشتگان پیوند دارد. پیش از فرا رسیدن نوروز، دوره موسوم به فرودگان از دیرباز زمان بازگشت فروهر درگذشتگان به زمین تلقی میشد. در سنتهای چندصد ساله اخیر در ایران نیز پنجشنبه آخرسال همواره روز بازدید از مزار عزیزان بوده است.
ایرانیان باستان معتقد بودند ارواح مردگان در آستانه سال نو به خانه بازمیگردند. پاکیزه کردن خانه و چیدن سفره نه تنها برای زندگان، بلکه برای پذیرایی از ارواح نیز بود. نوروز در بنمایه خود، نوعی «تجدید میثاق با رفتگان» است.
بسیاری از رفتگان این سالها بسی ارجمندند. چه در گورستانها و گورهای دستهجمعی بی نام و نشان و چه در مزارهای با گل و تزئین و چراغ که سنگ نشانهشان بارها بهدست ناجوانمردان شکسته شده و هربار بازماندگان دلشکسته، مزارها را از نو میسازند و تزئین میکنند و بر آنها گل نثار میکنند به یاد گلی که از دست دادهاند.
در همه این سالها نه کینهورزی تندروان و بنیادگرایان مذهبی حاکم نسبت به ارزشهای فرهنگی باستانی ایران و نه جنگها و سوگهای از پی سرکوب خشونتآمیز اعتراض، هیچیک نتوانست نوروز را تعطیل کند یا از یادها ببرد یا از اهمیت آن بکاهد.
سوگرقص ایرانیان جوان از دست داده بر مزار فرزندان برومند و دلبندشان گویی بدان معنی بود که «ما گر زسر بریده میترسیدیم، در مجلس عاشقان نمیرقصیدیم.»
در این روزهای سخت نیز، ایرانیان وفادار و پایبند به سنتها و ارزشهای دیرپای فرهنگی ایران زمین، پس از آتشافروزی در مراسم چهارشنبهسوری و ادای احترام به جانباختگان راه میهن و دیگر درگذشتگان و رفتگان در پنجشنبه آخر سال، بار دیگر نوروز را جشن میگیرند و گرامی میدارند.
همچون همه نوروزها و دیروزها و با امید به فردایی که در آن همه ایرانیان از حقوق برابر برخوردارند و هیچکس بیجهت بر دیگری برتری ندارد و امکان پیشرفت و زندگی سالم اقتصادی و اجتماعی برای همه فراهم است و حکومت برخاسته از میان مردم، دادگستری و تامین امکانات آموزشی و بهداشتی و دسترسی آزادانه به اطلاعات را برای همگان، همه ایرانیان از هر زبان و آیین و مسلکی، وظیفه خود میشمارد و به سلیقه و سبک زندگی آنان احترام میگذارد.