چین ۲ وزیر دفاع پیشین خود را به اعدام تعلیقی محکوم کرد

دادگاه نظامی چین در حکمی کمسابقه دو وزیر دفاع پیشین این کشور، وی فنگه و لی شانگفو، را به اتهام فساد و رشوهخواری به اعدام با دو سال تعلیق محکوم کرد.

دادگاه نظامی چین در حکمی کمسابقه دو وزیر دفاع پیشین این کشور، وی فنگه و لی شانگفو، را به اتهام فساد و رشوهخواری به اعدام با دو سال تعلیق محکوم کرد.
به گزارش خبرگزاری شینهوا، دادگاه نظامی چین پنجشنبه۱۷ اردیبهشت وی فنگه، عضو پیشین کمیسیون مرکزی نظامی، مشاور پیشین دولت و وزیر پیشین دفاع ملی چین، به جرم دریافت رشوه مجرم شناخته شد و به اعدام با دو سال تعلیق محکوم شد.
دادگاه همچنین اعلام کرد او بهصورت مادامالعمر از حقوق سیاسی محروم خواهد شد و تمام اموال شخصیاش مصادره میشود.
در حکم دادگاه آمده است پس از پایان دوره دو ساله تعلیق و تبدیل قانونی حکم اعدام به حبس ابد، وی فنگه تا پایان عمر در زندان خواهد ماند و مشمول هیچگونه کاهش مجازات یا آزادی مشروط نخواهد شد.
همزمان، دادگاه نظامی چین حکم لی شانگفو، دیگر وزیر پیشین دفاع و عضو سابق کمیسیون مرکزی نظامی چین، را نیز صادر کرد.
بر اساس این حکم، لی شانگفو به اتهام دریافت و پرداخت رشوه مجرم شناخته شد و با اعمال همزمان چند اتهام، به اعدام با دو سال تعلیق محکوم شد.
او نیز مانند وی فنگه به محرومیت مادامالعمر از حقوق سیاسی و مصادره کامل اموال محکوم شده و پس از تبدیل حکم به حبس ابد، امکان استفاده از آزادی مشروط یا تخفیف مجازات را نخواهد داشت.
هر دو نفر پیشتر از مقامهای ارشد نظامی و سیاسی چین محسوب میشدند و عضویت در کمیسیون مرکزی نظامی، عالیترین نهاد نظامی چین، را در کارنامه داشتند.
صدور این احکام در ادامه کارزار گسترده ضد فساد در ساختار سیاسی و نظامی چین انجام شده است؛ کارزاری که در سالهای اخیر دهها مقام ارشد ارتش و حزب کمونیست را هدف قرار داده است.
از زمان روی کار آمدن شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، کارزار گستردهای برای مبارزه با فساد آغاز شده که به گفته تحلیلگران، هم اهداف اصلاحی دارد و هم ابزاری برای تصفیه مخالفان سیاسی درون حزب کمونیست محسوب میشود.
پکن این سلسله اقدامات را «برخورد با «ببرها و مگسها» نامیده؛ اصطلاحی که شامل استراتژی پکن در مقابله با فساد مقامات ردهبالا (ببرها) و کارمندان ردهپایین (مگسها) است.







بر اساس اطلاعات رسیده به افغانستاناینترنشنال، طالبان و جمهوری اسلامی در توسعه یک اپلیکیشن موبایل همکاری کردهاند که گفته میشود توانایی رصد و نظارت بر کاربران داخل افغانستان را دارد.
منابع افغانستاناینترنشنال پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت گزارش دادند این اپلیکیشن دارای قابلیتهای نظارتی و امنیتی است و احتمالا امکان دسترسی به تلفنهای همراه و دستگاههای متصل به اینترنت کاربران را فراهم میکند.
این منابع تاکید کردند: «دادههای این اپلیکیشن میتواند در اختیار ساختارهای وابسته به اداره کل اطلاعات طالبان قرار گیرد.»
کارشناسان امنیت سایبری مستقر در لندن هشدار دادند اپلیکیشنهای مشکوک میتوانند به اطلاعات حساسی مانند موقعیت جغرافیایی، فهرست مخاطبان، پیامها، سابقه مرور اینترنت و مجوزهای دسترسی دستگاه، دست پیدا کنند.
به گفته این کارشناسان، در کشورهایی که قوانین و زیرساختهای حفاظت از حریم خصوصی دیجیتال ضعیف است، چنین ابزارهایی میتوانند برای نظارت، کنترل و جمعآوری اطلاعات امنیتی استفاده شوند.
طالبان دوشادوش تهران در جنگ
طالبان در مواجهه با درگیریهای منطقهای، بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، موضعی عملگرایانه اتخاذ کرده است.
با وجود پیشینهای از تنش میان طالبانِ سنیِ دیوبندی و جمهوری اسلامی شیعه، در تحولات اخیر نشانههایی از همدلی و همسویی میان دو طرف دیده میشود؛ هرچند اختلافات دیرینه، از جمله درگیریهای مرزی، مناقشه آبی بر سر رود هلمند و مساله اخراج پناهجویان افغانستانی، همچنان پابرجاست.
با این حال، اظهارات مقامهای طالبان و فعالان رسانهای نزدیک به این گروه نشان میدهد نوعی همبستگی مقطعی شکل گرفته که عمدتا در قالب مخالفت با آنچه «تجاوز اسرائیل» و «تجاوز آمریکا» خوانده میشود، بیان شده است.
سانسور دی ماه ۱۴۰۴
افغانستاناینترنشنال دیماه ۱۴۰۴ خبر داد وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان به رسانهها دستور داده است از انتشار خبرهای حمایتی از معترضان ایران و همچنین خبرهای منفی درباره جمهوری اسلامی خودداری کنند.
بر اساس این گزارش، رییس بخش خبری یکی از رسانههای خصوصی در کابل گفت که از سوی این وزارتخانه طالبان به آنها گفته شده نباید درباره اعتراضات در ایران و علیه جمهوری اسلامی، خبرهای منفی منتشر کنند.
یکی از کارمندان رادیو و تلویزیون ملی افغانستان نیز گفت که به آنها گفته شده از انتشار خبرها درباره اعتراضات جاری در ایران خودداری کنند.
یکی از مقامهای ارشد حماس اعلام کرد عزام الحیه، پسر خلیل الحیه، پس از زخمی شدن در حمله هوایی اسرائیل، جان خود را از دست داد. همزمان، ارتش اسرائیل اعلام کرد از زمان آغاز تفاهمات آتشبس در لبنان، بیش از ۲۲۰ عضو و فرمانده حزبالله کشته شدهاند.
باسم نعیم، از مقامهای ارشد حماس، پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت اعلام کرد عزام الحیه، در حمله هوایی اسرائیل در شامگاه چهارشنبه جان خود را از دست داد.
به گفته نعیم، عزام چهارمین پسر خلیل الحیه است که در حملات اسرائیل کشته میشود.
خلیل الحیه از رهبران ارشد حماس و از چهرههای اصلی این گروه در مذاکرات با میانجیگری آمریکا درباره آینده غزه به شمار میرود.
ارتش اسرائیل تاکنون به درخواست رسانهها برای اظهار نظر درباره این گزارش واکنش نشان نداده است.
بر اساس این گزارش، خلیل الحیه که هفت فرزند دارد، تاکنون چندین بار هدف عملیات اسرائیل قرار گرفته اما جان سالم به در برده است.
سال گذشته نیز در حملهای در دوحه که رهبران حماس هدف قرار گرفته بودند، یکی از پسران او کشته شد اما خودش زنده ماند.
دو پسر دیگر الحیه نیز در حملات اسرائیل به غزه در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۱۴ کشته شده بودند.
۲۲۰ عضو و فرمانده حزبالله کشته شدند
ارتش اسرائیل ۱۷ اردیبهشت اعلام کرد عملیات این کشور علیه حزبالله در جنوب لبنان ادامه دارد و از زمان آغاز آتشبس، بیش از ۲۲۰ عضو و فرمانده این گروه کشته شدهاند: «در عملیات مشترک نیروی هوایی و نیروهای زمینی طی هفته گذشته، بیش از ۸۵ عضو حزبالله کشته شدند.»
در بیانیه ارتش اسرائیل آمده است علاوه بر کشته شدن احمد غالب بلوط، معروف به «مالک»، فرمانده یگان رضوان، محمد علی بزی، فرمانده بخش اطلاعات واحد نصر، و حسین حسن رومانی، مسئول پدافند هوایی حزبالله، نیز در حملات اخیر کشته شدهاند.
اسرائیل این افراد را از فرماندهان موثر در طراحی و اجرای عملیات علیه نیروها و شهروندان اسرائیلی معرفی کرده است.
ارتش اسرائیل همچنین اعلام کرد از ابتدای هفته گذشته بیش از ۱۸۰ زیرساخت نظامی حزبالله، از جمله مراکز فرماندهی، انبارهای تسلیحات و سکوهای پرتاب موشک در جنوب لبنان هدف حمله قرار گرفتهاند.
هشدارهای تخلیه ادامه دارد
ارتش اسرائیل پیش از حملات هوایی به سه روستای جنوب لبنان هشدار تخلیه صادر کرد و از ساکنان روستاهای دیرالزهرانی، بفروه و حبوش در جنوب لبنان خواست پیش از حملات هوایی این کشور منطقه را تخلیه کنند.
آویخای ادرعی، سخنگوی عربزبان ارتش اسرائیل، گفت ساکنان این مناطق باید دستکم یک کیلومتر از محلهای مورد نظر فاصله بگیرند.
او افزود ارتش اسرائیل در واکنش به «نقض توافق آتشبس از سوی حزبالله»، اقدام نظامی انجام میدهد.
ادرعی در پیام خود گفت: «در پی نقضهای سازمان تروریستی حزبالله علیه توافق آتشبس، ارتش اسرائیل ناچار است با قدرت علیه آن اقدام کند و قصد آسیب رساندن به شما شهروندان را ندارد.»
یک قاضی فدرال ایالات متحده، سندی را منتشر کرد که گفته میشود یادداشت خودکشی منتسب به جفری اپستین، سرمایهدار و مجرم جنسی آمریکایی، است.
در این یادداشت که شامگاه چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت منتشر شد، آمده است: «ماهها درباره من تحقیق کردند؛ هیچ چیزی پیدا نکردند!!! بنابراین فقط اتهامهای ۱۵ سال پیش باقی ماند.»
در ادامه ذکر شده است: «این موهبتی است که انسان بتواند زمان خداحافظی خود را انتخاب کند. میخواهید چه کار کنم؛ بزنم زیر گریه!! هیچ لذتی ندارد. ارزشش را ندارد!!»
بر اساس گزارشها، این یادداشت دستنویس را نیکلاس تارتالیونه، همسلولی سابق اپستین، پیدا کرده بود.
تارتالیونه، افسر پیشین پلیس، بهدلیل قتلهای مرتبط با مواد مخدر به چهار حبس ابد محکوم شده و اکنون دوران محکومیت خود را در زندان سپری میکند.
کنت کاراس، قاضی فدرالی که پرونده تارتالیونه را بررسی میکرد، پس از درخواست روزنامه نیویورک تایمز که هفته گذشته برای نخستین بار از وجود این یادداشت خبر داده بود، دستور انتشار آن را صادر کرد.
کاراس حکم داد که این یادداشت یک «سند قضایی» محسوب میشود و بنابراین مشمول حق دسترسی عمومی است، زیرا در ارتباط با پرونده کیفری تارتالیونه ارائه شده بود.
این قاضی افزود هیچ مبنای قانونی برای محرمانه نگه داشتن این یادداشت وجود ندارد.
او در عین حال، از اظهارنظر درباره اصالت این سند خودداری کرد.
اپستین دو بار دست به خودکشی زد؟
خبرگزاری رویترز نوشت این یادداشت با خطی نامرتب روی یک دفترچه زرد نوشته شده. به گفته تارتالیونه، این یادداشت داخل کتابی در سلول مشترک او و اپستین پنهان شده بود.
اپستین در سال ۲۰۰۸ به اتهام «درخواست فحشا از فردی زیر سن قانونی» در فلوریدا مجرم شناخته شد؛ پروندهای که با یک توافق قضایی بحثبرانگیز و محکومیت کوتاهمدت زندان همراه شد.
او در ژوئیه ۲۰۱۹ به اتهام «قاچاق جنسی افراد زیر سن قانونی» دوباره بازداشت شد و در نهایت، در زندان جان باخت.
این یادداشت نخستین بار در ژوئیه ۲۰۱۹ و پس از آن مطرح شد که اپستین را در سلولش در زندان منهتن زنده یافتند، در حالی که آثار جراحت بر گردنش دیده میشد.
مقامهای آمریکایی این حادثه را «ظاهرا تلاشی برای خودکشی» توصیف کردند.
اپستین چند هفته بعد در ۱۰ اوت ۲۰۱۹ جان خود را از دست داد. مقامهای قضایی دلیل مرگ او را خودکشی اعلام کردند، اما از آن زمان گمانهزنیها و تردیدهای فراوانی درباره این رویداد منتشر شده است.
روزنامه تایمز نیز گزارش داد این یادداشت هرگز از سوی بازرسان فدرال مشاهده نشده بود و در میان میلیونها سند مرتبط با اپستین که وزارت دادگستری آمریکا در سالهای اخیر منتشر کرده، وجود نداشت.
دونالد ترامپ ابراز امیدواری کرد جنگ با ایران بهزودی پایان یابد. همزمان تهران در حال بررسی پیشنهاد صلح ارائه شده از سوی واشینگتن است که به گفته منابع آگاه، پایان رسمی جنگ را رقم میزند.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت در گزارشی نوشت: «اما برخی از مهمترین خواستههای آمریکا، از جمله توقف برنامه هستهای در ایران و بازگشایی تنگه هرمز، همچنان حلنشده باقی میماند.»
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرد تهران پاسخ خود را به این پیشنهاد ارائه خواهد کرد.
همزمان، ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، این طرح را بیشتر شبیه «فهرست خواستههای آمریکا» توصیف کرد تا «یک واقعیت».
رییسجمهوری آمریکا ۱۶ اردیبهشت در دفتر بیضی کاخ سفید به خبرنگاران گفت: «آنها میخواهند توافق کنند. در ۲۴ ساعت گذشته گفتوگوهای بسیار خوبی داشتیم و احتمال زیادی وجود دارد که به توافق برسیم.»
ترامپ بعدتر افزود: «این موضوع خیلی زود تمام خواهد شد.»
اختلافها همچنان پابرجاست
ترامپ از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴ بارها از احتمال دستیابی به توافق سخن گفته، اما تاکنون نتیجهای حاصل نشده است.
دو طرف همچنان بر سر موضوعات حساسی اختلاف دارند؛ از جمله برنامه هستهای جمهوری اسلامی و کنترل تنگه هرمز که پیش از آغاز جنگ، حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکرد.
رویترز نوشت که یک منبع پاکستانی و یک منبع دیگر که در جریان روند میانجیگری قرار دارند، گفتند دو طرف به توافق بر سر یک یادداشت تفاهم یکصفحهای نزدیک شدهاند. توافقی که پایان رسمی جنگ را اعلام میکند.
به گفته این منابع، در صورت نهایی شدن این تفاهم، مذاکرات برای بازگشایی مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز، لغو تحریمهای آمریکا علیه حکومت ایران و تعیین محدودیتهایی برای برنامه هستهای تهران، آغاز خواهد شد.
یک مقام ارشد پاکستانی دیگر که در مذاکرات دخیل است، به رویترز گفت مذاکرهکنندگان نسبت به دستیابی به توافق امیدوارند، هر چند همچنان اختلافهایی باقی است.
او که نخواست نامش فاش شود، گفت: «اولویت ما این است که پایان دائمی جنگ اعلام شود و بقیه مسائل بعد از بازگشت به مذاکرات مستقیم، حلوفصل شود.»
واکنش قالیباف و ادامه جنگ روایتها
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، که در مذاکرات اسلامآباد ریاست هیات جمهوری اسلامی را بر عهده داشت، گزارشهای مربوط به نزدیک بودن توافق را تمسخر کرد و در شبکههای اجتماعی به زبان انگلیسی نوشت: «عملیات "رفقا به من اعتماد کنید" Trust Me) Bro) شکست خورد.»
او این گزارشها را بخشی از فضاسازی آمریکا پس از «ناکامی در بازگشایی تنگه هرمز» توصیف کرد.
گزارشها درباره احتمال دستیابی به توافق، ۱۶ اردیبهشت باعث سقوط قیمت جهانی نفت به پایینترین سطح در دو هفته گذشته شد.
بهای نفت برنت در مقطعی حدود ۱۱ درصد کاهش یافت و به حدود ۹۸ دلار در هر بشکه رسید، هرچند بعدتر دوباره از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد.
بازارهای سهام جهانی نیز صعود کردند و بازده اوراق قرضه کاهش یافت. اتفاقی که ناشی از خوشبینی سرمایهگذاران نسبت به پایان جنگ و کاهش اختلال در عرضه انرژی بود.
تاکاماسا ایکدا، مدیر ارشد سرمایهگذاری در شرکت جیسیآی (GCI Asset Management)، گفت: «جزییات پیشنهادهای صلح آمریکا و ایران محدود است، اما بازارها انتظار دارند درگیری نظامی بیشتری رخ ندهد.»
توقف ماموریت دریایی آمریکا
ترامپ ۱۵ اردیبهشت ماموریت دریایی آمریکا (پروژه آزادی) برای بازگشایی تنگه هرمز را که تنها دو روز از آغاز آن گذشته بود، متوقف کرد و دلیل آن را پیشرفت مذاکرات صلح دانست.
شبکه انبیسی به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد این تغییر موضع ناگهانی پس از آن رخ داد که عربستان سعودی استفاده ارتش آمریکا را از یکی از پایگاههای خود برای این عملیات، متوقف کرد.
بر اساس این گزارش، مقامهای سعودی از اعلام ناگهانی ترامپ درباره همراهی کشتیها در تنگه هرمز غافلگیر و خشمگین شدند و به واشینگتن اطلاع دادند اجازه استفاده از پایگاههای هوایی یا حریم هوایی عربستان سعودی برای این عملیات را نخواهند داد.
رویترز نوشت که کاخ سفید بلافاصله به درخواستها برای اظهارنظر درباره این گزارش پاسخ نداد.
ابهام درباره خواستههای اصلی واشینگتن
منابع آگاه گفتند مذاکرات آمریکا با جمهوری اسلامی از سوی استیو ویتکاف، نماینده ترامپ، و جرد کوشنر، داماد او، هدایت میشود.
به گفته این منابع، در صورت توافق اولیه، دو طرف وارد یک دوره ۳۰ روزه مذاکرات فشرده برای دستیابی به توافق نهایی خواهند شد.
با این حال، در متن یادداشت تفاهم اولیه اشارهای به برخی خواستههای کلیدی آمریکا نشده است؛ از جمله محدودیت برنامه موشکی جمهوری اسلامی و پایان حمایت حکومت ایران از گروههای نیابتی در خاورمیانه.
موضوعاتی که تهران پیشتر آنها را رد کرده بود.
همچنین اشارهای به ذخایر بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای نزدیک به سطح تسلیحاتی در ایران نشده است.
به نوشته گلفنیوز، در حالی که تنشهای ژئوپلیتیکی در جهان رو به افزایش است، دونالد ترامپ و شی جینپینگ در آستانه نشستی قرار دارند که هدف اصلی آن نه دستیابی به یک توافق تاریخی، بلکه جلوگیری از تشدید رقابت و مدیریت بحران میان دو قدرت بزرگ جهان توصیف شده است.
بر اساس این گزارش، قرار است ترامپ در روزهای ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت به چین سفر کند. این نخستین سفر یک رییسجمهوری آمریکا به چین در حدود یک دهه گذشته خواهد بود. این دیدار که ابتدا برای ۱۱ فروردین برنامهریزی شده بود، به دلیل جنگ آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران به تعویق افتاد.
گلفنیوز مینویسد هرچند دو طرف به دنبال تثبیت روابط هستند، اما نشانههای فزایندهای وجود دارد که چین همزمان در حال توسعه ابزارهای فشار اقتصادی خود علیه واشینگتن است. با این حال، این نشست همچنان اهمیت دارد، زیرا میتواند رقابت ژئوپلیتیکی میان دو کشور را «کمتنشتر» کند؛ بهویژه در شرایطی که «جنگ ایران» باعث شوکهای انرژی در سطح جهانی و تشدید بیثباتی در نظم بینالمللی شده است.
این گزارش میگوید چین پیش از سفر ترامپ، با تصویب مقررات تازه برای تقویت برتری صنعتی خود، پیام روشنی به واشینگتن ارسال کرده است. این مقررات شرکتهای خارجیای را هدف قرار میدهد که از محدودیتهای صادراتی آمریکا علیه چین پیروی میکنند یا زنجیرههای تامین خود را از چین خارج میسازند.
به نوشته گلفنیوز، پکن در ماههای اخیر یک چارچوب حقوقی و اقتصادی جدید ایجاد کرده که به آن امکان میدهد شرکتها و کشورهایی را که به منافع چین آسیب میزنند، مجازات کند. این مجازاتها میتواند شامل ممنوعیت سفر، محدودیت سرمایهگذاری و حتی توقیف داراییها باشد.
چین همچنین قوانینی علیه آنچه «صلاحیت فراسرزمینی غیرموجه» آمریکا مینامد تصویب کرده است؛ قوانینی که میتوانند به اخراج یا قرار گرفتن شرکتها در فهرست سیاه منجر شوند.
این اقدامات در حالی انجام میشود که دولت ترامپ تهدید کرده به دلیل آنچه «حمایت چین از ایران» نامیده، تحریمهای اقتصادی جدیدی علیه پکن اعمال خواهد کرد. به نوشته گزارش، چین میخواهد نشان دهد که در برابر فشار آمریکا تسلیم نخواهد شد و بهطور قاطع پاسخ خواهد داد.
گلفنیوز در ادامه به تشدید فشارهای آمریکا بر روابط اقتصادی چین و ایران اشاره میکند. بر اساس این گزارش، وزارت خزانهداری آمریکا در ۴ اردیبهشت یکی از بزرگترین پالایشگاههای خصوصی چین را با هدف قطع درآمدهای نفتی تهران و مختل کردن شبکههای دور زدن تحریمها هدف تحریم قرار داد.
همچنین اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هشدار داده است که اگر چین به حمایت از جریان درآمدی جمهوری اسلامی ادامه دهد، بانکهای چینی نیز ممکن است با تحریمهای ثانویه روبهرو شوند.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که وابستگی اقتصادی متقابل میان آمریکا و چین اکنون بیش از گذشته بهعنوان یک «آسیبپذیری راهبردی» دیده میشود؛ موضوعی که بهویژه در بستر بحران ایران میتواند به ابزار فشار ژئوپلیتیکی تبدیل شود.
بر این اساس، هر دو کشور تلاش برای تامین امنیت زنجیرههای حیاتی تامین در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، عناصر نادر خاکی و زیرساختهای انرژی را سرعت بخشیدهاند. آمریکا همچنان متحدان خود را برای کاهش وابستگی به فناوری و تولید چین تحت فشار قرار میدهد، در حالی که پکن نیز به سمت تقویت خودکفایی صنعتی حرکت کرده است.
گلفنیوز این روند را نشانه گذار از مدل جهانیسازی مبتنی بر کارایی اقتصادی به مدلی میداند که بر امنیت اقتصادی، تابآوری و همسویی ژئوپلیتیکی تمرکز دارد.
این گزارش همچنین تاکید میکند تعرفههایی که ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود علیه چین اعمال کرد، به کاهش تدریجی تجارت میان دو اقتصاد بزرگ جهان و تسریع روند «جدایی اقتصادی» میان واشینگتن و پکن کمک کرده است؛ روندی که اکنون پسزمینه اصلی نشست پیشروی دو رهبر را شکل میدهد.
به نوشته گزارش، هر دو طرف اکنون بیش از آنکه به دنبال حل اختلافات بنیادین باشند، تلاش میکنند رقابت ژئوپلیتیکی خود را «مدیریت» کنند تا از تبدیل آن به بحرانی گستردهتر جلوگیری شود؛ بحرانی که میتواند بر ثبات مالی، امنیت غذایی و انرژی و فناوریهای نوظهور مانند هوش مصنوعی تاثیر بگذارد.
گلفنیوز در پایان نتیجهگیری میکند که نشست ترامپ و شی احتمالاً به یک تحول اساسی در روابط دو کشور منجر نخواهد شد، اما همچنان مکانیزمی مهم برای حفظ حداقلی از ثبات در روابطی فزاینده رقابتی و شکننده به شمار میرود؛ روابطی که «جنگ ایران» نیز به پیچیدگیهای آن افزوده است.