العربی الجدید: عوامل حمله به خط لوله عربستان سعودی از خاک ایران وارد عراق شده بودند
تصویر ماهوارهای از خسارت واردشده به خط لوله شرقـغرب در استان مدینه عربستان سعودی، ۳۱ شهریور
روزنامه العربی الجدید به نقل از سه مقام عراقی گزارش داد حمله شهریورماه به خط لوله نفتی شرقـغرب عربستان سعودی به دست گروهی مرتبط با سپاه پاسداران و حوثیهای یمن انجام گرفت که اعضای آن بهصورت غیرقانونی از ایران وارد عراق شده بودند.
بر اساس این گزارش که دوشنبه ششم مهر منتشر شد، تحقیقات درباره حمله پهپادی به این خط لوله از خاک عراق به مراحل پایانی رسیده و قرار است گزارش نهایی پس از تکمیل بررسیهای فنی و امنیتی، بهزودی به علی الزیدی، نخستوزیر عراق، ارائه شود.
یک فرمانده ارشد ارتش عراق به العربی الجدید گفت تحقیقات نشان میدهد حمله از منطقه مرزی الطیب در استان میسان در جنوب عراق انجام گرفت و بیش از ۱۵ پهپاد انفجاری بهطور همزمان در آن به کار گرفته شدند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۱ شهریور گفت احتمالا حکومت ایران در این حمله دست داشته است.
در سوی دیگر، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۳ شهریور نقش تهران در این حمله را تکذیب کرد.
خبرگزاری رویترز ۳۱ شهریور گزارش داد عربستان سعودی فعالیت خط لوله شرق-غرب را از سر گرفته است.
ورود غیرقانونی عوامل حمله از ایران به عراق
العربی الجدید در ادامه به نقل از یک مقام امنیتی عراق نوشت طبق یافتههای تحقیقات، عوامل حمله به خط لوله عربستان سعودی چند روز پیش از اجرای عملیات، بهصورت غیرقانونی از ایران وارد عراق شدند و خود را به منطقه مرزی الطیب رساندند.
به گزارش این روزنامه، این افراد پس از آمادهسازی و پرتاب پهپادها به سوی عربستان سعودی، به خاک ایران بازگشتند.
این مقام عراقی افزود ورود و خروج مهاجمان از مسیرهایی خارج از گذرگاههای رسمی مرزی انجام شد و شبکههایی در داخل عراق در جابهجایی و پشتیبانی از آنها نقش داشتند.
به گفته او، گروهی که در داخل عراق با مهاجمان همکاری میکرد، با یکی از گروههای مسلح ارتباط داشت و همچنین اقدامات خود را با حوثیهای یمن هماهنگ کرده بود.
عربستان سعودی در هفتههای اخیر با تشدید حملات حوثیها و ادامه تهدیدها علیه زیرساختهای انرژی خود روبهرو بوده است.
دولت عراق ۲۰ شهریور پس از تایید پرتاب پهپادهای مهاجم به خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی از استان میسان، فرمانده عملیات این استان را برکنار کرد.
این خط لوله پس از کاهش تردد نفتکشها در تنگه هرمز، به یکی از مسیرهای اصلی صادرات نفت عربستان سعودی تبدیل شده است.
دولت عراق در ماههای اخیر کوشیده است در مسیر خلع سلاح گروههای نیابتی جمهوری اسلامی گام بردارد، اما گزارشها از مخالفت و کارشکنی مقامهای حکومت ایران و برخی گروههای مسلح در این زمینه حکایت دارند.
احتمال اخراج نمایندگی حوثیها از عراق
یکی دیگر از مقامهای عراقی به العربی الجدید گفت بغداد اطلاعات و شواهد مربوط به حمله، از جمله هویت مهاجمان، ارتباطات آنها و مسیرهای ورود و خروجشان از عراق را در اختیار تهران قرار داده است، اما جمهوری اسلامی تاکنون پاسخی ارائه نکرده است.
این منبع همچنین فاش کرد دولت عراق با توجه به یافتههای تحقیقات درباره نقش حوثیها در هماهنگی حمله، در حال بررسی درخواست خروج نمایندگی این گروه از کشور است.
با این حال، برخی جریانهای سیاسی عضو «چارچوب هماهنگی» با اعمال فشار بر دولت عراق میکوشند مانع اجرای این تصمیم شوند.
چارچوب هماهنگی ائتلافی متشکل از احزاب و گروههای سیاسی شیعه عراق است که اکثریت پارلمان این کشور را در اختیار دارد.
به گفته این مقام عراقی، یافتههای تحقیقات نشان میدهد فعالیت نمایندگی حوثیها در عراق از حوزه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی فراتر رفته است.
العربی الجدید به هویت سه مقام عراقی که اظهارات آنها مبنای گزارش این روزنامه بوده، اشاره نکرده است.
پیشتر در ۱۳ مرداد، پایگاه خبری واینت نوشت حوثیهای یمن و شبهنظامیان عراقی مورد حمایت جمهوری اسلامی در منطقه جرفالصخر عراق یک مرکز عملیاتی مشترک ایجاد کردهاند.
اطلاعات و روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال از زندان دستگرد اصفهان حاکی از نقض گسترده حقوق اولیه زندانیان و محرومیت آنان از امکانات ابتدایی از جمله غذای کافی، بهداشت، دارو و خدمات درمانی است.
منابع مطلع، شرایط این زندان را بحرانی و فاجعهبار توصیف کرده و از تراکم شدید جمعیت، شیوع بیماریهای عفونی و دشواری دسترسی بیماران به درمان خبر دادند.
کمبود غذا و تغذیه نامناسب در زندان
یک زندانی سابق زندان دستگرد به ایراناینترنشنال گفت وضعیت تغذیه در این زندان به حدی نامناسب است که بسیاری از زندانیان با ضعف جسمانی و تضعیف سیستم ایمنی مواجه شدهاند.
به گفته او، برخی روزها صبحانه توزیع نمیشود و وعدههای ناهار و شام نیز به شکل محدود و جیرهبندیشده در اختیار زندانیان قرار میگیرد.
این منبع همچنین گفت در شرایطی که دسترسی به مواد غذایی حتی از فروشگاه زندان دشوار است، سیگار بهطور مستمر در بوفه موجود است و انواع مواد مخدر نیز در داخل زندان بهراحتی در دسترس قرار دارد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، جمعیت زندانیان دستگرد در حال حاضر حدود ۱۰ هزار نفر است در حالی که ظرفیت استاندارد آن حدود چهار تا پنج هزار نفر عنوان شده است.
یک منبع به ایراناینترنشنال گفت در برخی اندرزگاهها بین هزار و ۳۰۰ تا هزار و ۵۰۰ زندانی نگهداری میشوند و تراکم جمعیت، همراه با کمبود امکانات بهداشتی، زمینه شیوع گسترده بیماری را فراهم کرده است.
او وضعیت زندان را حتی در مقایسه با سال ۱۴۰۱ وخیمتر توصیف کرد و گفت زندانیان، بهویژه زندانیان سیاسی، در مواردی از حقوق اولیه از جمله تماس تلفنی، درمان، دارو، غذای مناسب، نظافت، نامهنگاری و برخی حقوق قضایی محروم بودهاند.
ایراناینترنشنال ۳۰ تیر گزارش داده بود زندانیان برای مراجعه به بهداری باید نامنویسی کنند و از هر اتاق حدود ۴۰ نفره، تنها دو نفر در هفته امکان مراجعه به مرکز درمانی زندان را دارند.
مننژیت و بیماریهای عفونی؛ گزارشهایی از مرگ زندانیان
چند منبع در ماههای اخیر از گسترش مننژیت در زندان دستگرد خبر دادهاند. ایراناینترنشنال پیشتر گزارش کرد که این بیماری به چندین بند زندان گسترش یافته و شماری از زندانیان به بیمارستان الزهرا منتقل شدهاند.
یک زندانی سابق گفت روز ورودش به زندان، دو زندانی مبتلا به مننژیت بودند که یکی در بخش پذیرش تشنج کرد و جان باخت و دیگری بعد از انتقال به بیمارستان الزهرا جان خود را از دست داد.
به گفته او، در سالهای گذشته هنگام ورود زندانیان، واکسن مننژیت و کزاز تزریق میشد، اما در دوره اخیر چنین واکسیناسیونی انجام نشده است.
منبع دیگری به ایراناینترنشنال گفت طی حدود پنج ماه گذشته بیش از ۷۰ زندانی بر اثر بیماری جان باختهاند و تا ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ دستکم ۱۵ نفر از جانباختگان متعلق به یک بند بودهاند.
بر اساس روایتهای رسیده، زندانیان مشکوک به مننژیت در مواردی برای نمونهگیری از مایع نخاعی به بیمارستانهای الزهرا و فارابی منتقل شدهاند، اما برخی از آنان پیش از طی کامل دوره درمان و بهبودی، دوباره به زندان بازگردانده شدهاند.
منابع، محیط زندان را آلوده و مملو از حشرات از جمله ساس توصیف کردهاند. گزارشهای اخیر ایراناینترنشنال نیز از شیوع ساس، کک و کنه و افزایش بیماریهای پوستی و عفونی در بندهای زندان دستگرد حکایت دارند.
یکی از زندانیان سابق گفت پتوها و وسایل خواب بهشدت آلودهاند و برخی زندانیان پس از تماس با آنها دچار عفونت شدید چشم میشوند؛ بهطوری که صبح قادر به باز کردن چشمهایشان نیستند.
او گفت پس از آزادی با وثیقه، نزدیک به دو ماه تحت درمان قرار داشته و در دو هفته نخست بهطور مستمر آمپول و سرم دریافت کرده است.
به گفته او، تبولرز، بدندرد، عفونت ریه، عفونت گلو، چشم و گوش در میان زندانیان شایع بوده و ابتلای همزمان به چند بیماری، بدن بسیاری از آنان را بهشدت تضعیف کرده است.
یکی دیگر از محورهای اصلی روایتهای رسیده از زندان دستگرد، کمبود شدید دارو و محدودیت دسترسی زندانیان به خدمات پزشکی است.
یک زندانی سابق گفت زندانیان سیاسی حتی در صورت بیماری نیز بهسادگی به درمانگاه منتقل نمیشوند و به گفته او، محرومیت از درمان در مواردی به ابزاری برای اعمال فشار تبدیل شده است.
به گفته این منبع، مسئولان زندان در پاسخ به درخواست دارو و درمان گفتهاند کلینیک زندان سوخته، دارویی وجود ندارد و بودجهای نیز برای تهیه دارو در اختیار ندارند.
بر اساس این روایت، یکی از زندانیان پیشنهاد کرده تا شخصا ۵۰ میلیون تومان به حساب زندان واریز کنند تا برای زندانیان دارو تهیه شود.
منبع مطلع به ایراناینترنشنال گفت این پیشنهاد پذیرفته شد، اما بخش عمده داروهایی که در ادامه تهیه شد شامل استامینوفن و داروهای ساده سرماخوردگی بود و آنتیبیوتیک کافی برای درمان عفونتهای شدید در اختیار زندانیان قرار نگرفت.
او همچنین گفت خانوادهها در مواردی تلاش کردهاند داروی مورد نیاز زندانیان را از بیرون تحویل دهند، اما مسئولان زندان یا از دریافت دارو خودداری کردهاند یا بخشی از داروها هنگام بازرسی ضبط شده است.
این منبع در توصیف شرایط زندان گفت: «مننژیت و سرماخوردگی در زندان بیداد میکند و قرص و دارو وجود ندارد.»
در مقابل، به گفته این زندانی سابق، قرصهای آرامبخش و خوابآور و مواد مخدر بهوفور میان زندانیان توزیع میشود.
Drone view of oil tanker HELGA berthed at one of Iraq's southern offshore oil terminals near Basra as it prepares to load crude oil, becoming the second vessel to arrive since the closure of the Strait of Hormuz, April 24, 2026.
کارشناسان صداوسیمای جمهوری اسلامی اذعان کردند امارات متحده عربی با استفاده از نفتکشهای کوچک و ارزان، کشتیهای فرسوده و یدککشهای آماده، توانسته است اثر حملات حکومت ایران را بر انتقال نفت از تنگه هرمز کاهش دهد.
این موضوع در یکی از برنامههای اخیر «به وقت ایران» مطرح شد. چهار نفر در این برنامه حضور داشتند و سه نفر از آنان درباره روشهای تازه ابوظبی برای ادامه صادرات نفت از تنگه هرمز گفتوگو کردند.
یکی از حاضران پیشنهاد کرد جمهوری اسلامی نفتکشهای کوچک در حال رفتوآمد در تنگه هرمز یا محل حرکت آنها را هدف قرار دهد.
فرد دیگری این رویکرد را ناکافی دانست و گفت حمله صرف به این شناورها پاسخ موثری به تغییر راهبرد امارات نخواهد بود.
کارشناس سوم گفت ابوظبی بهجای رویارویی مستقیم با توان نظامی جمهوری اسلامی، منطق اقتصادی اهرم فشار تهران در تنگه هرمز را هدف گرفته است.
به گفته او، امارات عملا «منطق بستن تنگه هرمز» را از کار انداخته است.
بر اساس تحلیل مطرحشده در این برنامه، بخشی از راهبرد جمهوری اسلامی بر آسیبپذیری نفتکشهای بسیار بزرگ حامل نفت خام استوار بود. ارزش بالای این کشتیها و هزینه سنگین خسارت احتمالی سبب میشد تهدید حمله ایران، شرکتهای بیمه را از پوشش سفرهای آنها منصرف و عبور از تنگه را از نظر تجاری پرهزینه کند.
امارات برای کاستن از این فشار، زنجیرهای لجستیکی با پشتیبانی دولت ایجاد کرده و به استفاده از نفتکشهای کوچکتر و ارزانتری روی آورده است که در صورت آسیب دیدن، بهسرعت قابل جایگزینیاند.
یکی از کارشناسان گفت ابوظبی میدان رویارویی را به شکلی طراحی کرده که به سود خودش باشد: جمهوری اسلامی میتواند این شناورها را هدف قرار دهد، اما امارات نیز میتواند پیدرپی کشتیهای دیگری را جایگزین آنها کند.
طبق این گفتوگو، ابوظبی از نفتکشهای بسیار بزرگ و سالخوردهای نیز استفاده میکند که به پایان عمر عملیاتی خود رسیدهاند و بهدلیل رعایت نکردن استانداردهای زیستمحیطی یا ایمنی، دیگر اجازه ورود به بسیاری از بنادر را ندارند و معمولا باید اوراق شوند.
ارزش برخی از این نفتکشها بهمراتب کمتر از محموله نفتی آنهاست. در نتیجه، حتی آسیب دیدن کشتی نیز لزوما زیان اقتصادی سنگینی به اندازه از دست رفتن نفت بارگیریشده ایجاد نمیکند.
کارشناسان برنامه همچنین گفتند نیروهای جمهوری اسلامی معمولا ابتدا از طریق بیسیم به کشتیها هشدار میدهند، سپس تیر اخطار شلیک میکنند و در صورت ادامه حرکت، پل فرماندهی را هدف قرار میدهند؛ روشی که به خدمه حدود ۳۰ تا ۴۰ دقیقه فرصت تخلیه میدهد.
به گفته یکی از آنان، امارات با شناخت این الگو، یدککشهایی را در منطقه مستقر کرده است تا نفتکشهای آسیبدیده را به بندر صحار در عمان منتقل کنند. محموله نفت این کشتیها پس از انتقال به ساحل عمان تخلیه میشود و در نتیجه، حمله لزوما مانع رسیدن نفت به مقصد نمیشود.
حاضران در این برنامه گفتند افزایش شمار حملات به کشتیهای ارزان و قابل جایگزینی، اهرم فشار جمهوری اسلامی را احیا نمیکند.
یکی از آنان گفت امارات «منطق نظامی» تهران را هدف گرفته و پاسخ موثر نیز باید معطوف به همین منطق تازه باشد.
کارشناس دیگری تاکید کرد مشکل جمهوری اسلامی کمبود اراده سیاسی برای مقابله با امارات نیست، بلکه ادامه استفاده از چارچوبی است که دیگر نتیجه مورد نظر را به همراه ندارد.
کارشناس اصلی برنامه نیز این وضعیت را ناشی از «خطای شناختی» در محاسبات تهران دانست.
همزمان با پخش این برنامه، یک مقام ارشد اسرائیلی یکشنبه پنجم مهر گفت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در سفری در این روز به ابوظبی، با شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، دیدار کرد.
شبکه آی۲۴نیوز، ششم مهر گزارش داد مذاکرات نتانیاهو در سفر شش ساعته او به امارات، عمدتا بر موضوع ایران متمرکز بوده است.
از سوی دیگر، مصطفی نجفی، پژوهشگر و مفسر مسائل خاورمیانه، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت امارات طی هفتههای گذشته برای تضعیف اهرم فشار جمهوری اسلامی در تنگه هرمز و انتقال نفت دیگر کشورها از این آبراه، تلاش کرده است.
او بدون ارائه مدرک، ابوظبی را به اخلال در توافق جمهوری اسلامی و عمان برای مدیریت تنگه هرمز و رایزنی با آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران متهم کرد.
نجفی نوشت: «پس از اسرائیل، هیچ بازیگری به اندازه امارات رویای تضعیف و تجزیه ایران را در سر ندارد.»
او خواستار آن شد که واکنش تهران به اقدامات ابوظبی از محدوده سیاسی و دیپلماتیک فراتر رود.
این اظهارات نشاندهنده نگرانی فزاینده در میان تحلیلگران نزدیک به حکومت است؛ نگرانی از اینکه امارات بدون غلبه مستقیم بر توان نظامی جمهوری اسلامی، در حال بیاثر کردن اهرم راهبردیای است که تهران میکوشد از طریق تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز حفظ کند.
با وجود اصرار حکومت بر برگزاری حضوری کلاسهای درسی، پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند شش روز پس از بازگشایی مدارس، شماری از دانشآموزان در شهرهای مختلف هنوز کتابهای درسی خود را دریافت نکردهاند.
برخی دانشآموزان میگویند مدارس از احتمال ادامه این وضعیت برای چند هفته و حتی دو ماه خبر دادهاند و معلمان از آنها خواستهاند تا رسیدن کتابها، فصلهای مورد نیاز را چاپ کنند یا از نسخه دیجیتال بخوانند.
علیرضا کاظمی، وزیر آموزشوپرورش، ۱۰ شهریور گفته بود این وزارتخانه «با برنامهریزی و تدابیر لازم» آماده است سال تحصیلی جدید را به شکل حضوری آغاز کند و تاکید کرده بود به جای تعطیلی مدارس باید «شرایط را مدیریت کرد».
تاخیر در توزیع کتابهای درسی، در حالی که آموزشوپرورش بر حضور دانشآموزان در کلاسها اصرار دارد، کمبود یکی از ابتداییترین ملزومات آموزش حضوری را نشان میدهد.
کتابها هنوز نرسیدهاند
دانشآموزی از اسلامشهر به ایراناینترنشنال گفت تا ششم مهر هیچ کتابی به آنها تحویل داده نشده و مدرسه اعلام کرده کتابها هنوز از تهران ارسال نشدهاند و ممکن است تحویل آنها دو ماه طول بکشد.
دانشآموز یک دبیرستان دخترانه نیز گفت دو کتاب درسی هنوز توزیع نشده و مدرسه زمان احتمالی تحویل آنها را دو هفته دیگر اعلام کرده است.
مخاطبی از دماوند نوشت: «به ما اعلام شده آموزشوپرورش هنوز کتابها را چاپ نکرده است. پس از آن نیز برای ارسال کتابهای درسی به شهرستانها زمان لازم است.»
دانشآموز دیگری از خرمآباد گفت به آنها اعلام شده به دلیل «شرایط جنگی»، ممکن است تحویل کتابها تا یک ماه به تعویق بیفتد.
کتاب نیست؛ فصلها را چاپ کنید
یک دانشآموز هنرستانی با اشاره به هزینه بالای وسایل مورد نیاز دروس عملی گفت مدرسه اعلام کرده تا یک ماه آینده کتابها نمیرسند و دانشآموزان باید فصلهای نخست را چاپ کنند.
دانشآموز پایه دهمی از چابهار نیز گفت معلمان از آنها خواستهاند تا زمان رسیدن کتابها، فصلهای مورد نیاز را جداگانه چاپ کنند؛ با هزینهای که به گفته او فشار بیشتری بر خانوادهها وارد میکند.
برخی مخاطبان ایراناینترنشنال هزینه چاپ و سیمی کردن کتابها یا جزوههای درسی را تا یک میلیون تومان اعلام کردهاند.
شهروند دیگری گفت معلمان از دانشآموزان خواستهاند فایل کتابها را دانلود کنند و از روی نسخه دیجیتال درس بخوانند، در حالی که همه دانشآموزان به اینترنت مناسب و پرسرعت دسترسی ندارند.
این وضعیت در حالی است که پیش از آغاز سال تحصیلی، وزارت آموزشوپرورش برای توزیع کتابها جدول زمانی مشخصی تعیین کرده بود و بر اساس برنامه اعلامشده، توزیع کتابها از مدارس به دانشآموزان باید از ۱۸ شهریور آغاز میشد و تا اول مهر ادامه مییافت.
پول کتاب را چند بار پرداخت کنیم؟
تاخیر در تحویل کتابها تنها مشکل مطرحشده نیست. شماری از والدین میگویند پس از پرداخت آنلاین هزینه کتابهای درسی، برخی مدارس بار دیگر از آنها پول دریافت کردهاند.
یکی از مخاطبان گفت خانوادهها پیشتر حدود یک میلیون تومان برای کتابهای درسی بهصورت آنلاین پرداخت کردهاند، اما برخی مدارس هنگام تحویل کتاب دوباره پول مطالبه میکنند.
شهروندی از قزوین گفت هزینه کتاب را از طریق سامانه پرداخت کرده، اما دوم مهر مدرسه دولتی از هر دانشآموز ۲۰۰ هزار تومان دیگر با عنوان «هزینه کرایه حمل کتاب» گرفته و سپس کتابها را تحویل داده است.
همزمان با تشدید بحران معیشت و افزایش فشارهای امنیتی بر فعالان صنفی در ایران، موج استعفای معلمان از آموزش و پرورش واکنشهای گستردهای را به دنبال داشته است. فعالان صنفی و کاربران شبکههای اجتماعی با ابراز نگرانی از این روند، درباره پیامدهای آن برای نظام آموزشی کشور هشدار دادند.
شماری از معلمان در روزهای اخیر با انتشار ویدیوهایی در شبکههای اجتماعی، از استعفای خود خبر دادهاند؛ اقدامی که بازتاب گستردهای در افکار عمومی داشته است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، دوشنبه ششم مهر در بیانیهای به «خروج اجباری معلمان عاشق در اعتراض به نادیدهانگاری آموزش و ساختار سرکوبگر» واکنش نشان داد.
در این بیانیه آمده است معلمان «اکنون در مواجهه با شرایط نامناسب، بیتوجهی سیستماتیک حاکمیت به نهاد آموزش و معیشت و فشارهای طاقتفرسا، راهی جز تسلیم استعفا و ترک کلاسی که جانشان به آن بسته بود، پیش روی خود نمیبینند».
این نهاد صنفی با انتقاد از مقامهای جمهوری اسلامی که بحرانهای کشور را به «تحریک دشمن» نسبت میدهند، تاکید کرد کنارهگیری معلمان دلسوز نتیجه مستقیم سیاستهایی است که نظام آموزشی را با بحرانی عمیق روبهرو کرده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان در بیانیه خود دستمزدهای زیر خط فقر، کالاییسازی و تبعیض آموزشی، بوروکراسی اداری، برخوردهای امنیتی و اخراج، تعلیق و بازداشت فعالان صنفی را از عوامل اصلی نارضایتی معلمان برشمرد.
این نهاد ضمن اعلام حمایت از مطالبات معلمان، درباره «پیامدهای جبرانناپذیر این فروپاشی آموزشی» هشدار داد و حاکمیت جمهوری اسلامی را مسئول نارضایتی انباشته فرهنگیان دانست.
در ماههای اخیر، ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه، تشدید تحریمها و افت چشمگیر ارزش پول ملی، بحران اقتصادی ایران را عمیقتر کرده است.
افزایش شدید تورم و کاهش قدرت خرید فشار بیسابقهای بر معیشت مردم وارد آورده و تامین کالاهای اساسی را برای بخش گستردهای از جامعه دشوار کرده است.
همزمان، سیاستهای سرکوبگرانه حکومت ادامه یافته است. بازداشت فعالان صنفی و صدور احکام سنگین زندان و اعدام برای شهروندان معترض، از جمله موارد نقض حقوق بشر در ماههای اخیر بوده است.
نگرانی از کمبود معلم و افت کیفیت آموزش
انتشار ویدیوهای استعفای معلمان واکنش کاربران شبکههای اجتماعی را نیز برانگیخته است.
شماری از کاربران با اشاره به اوضاع بغرنج اقتصادی و افزایش فشارها بهعنوان دلایل اصلی این کنارهگیریها، درباره تشدید بحران آموزش هشدار دادهاند.
کاربری به نام دلآرام در شبکه اجتماعی ایکس، مشکلات معیشتی را دلیل استعفای معلمان دانست و یادآوری کرد این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که نظام آموزشی کشور با کمبود نیروی انسانی مواجه است.
کاربر دیگری به نام رویا نوشت موج استعفا تنها به فرهنگیان محدود نمیشود و کارکنان بخش درمان و دیگر نهادها نیز به کنارهگیری از مشاغل خود روی آوردهاند.
کاربری به نام حسین استعفای معلمان را «سونامی وحشتناک» توصیف کرد و هشدار داد کاهش تمایل متقاضیان به ورود به دانشگاه فرهنگیان، در کنار خروج معلمان شاغل، بحران کمبود نیروی آموزشی را تشدید خواهد کرد.
او افزود: «پنج سال دیگر مسئولان میفهمند چه بلایی سر دانشآموزان آمده است.»
کاربر دیگری نیز با ابراز نگرانی از افت کیفیت آموزش نوشت: «اونهایی که دور و برشون بچه دارن، متوجه میشن سطح مدرسهها داره چه افتی میکنه و جای معلمهای بادیسیپلین و باسواد رو چه کسانی دارن میگیرن. آینده این مملکت چی میشه واقعا؟»
معلمان در سالهای اخیر بارها به بیتوجهی مقامهای جمهوری اسلامی به مطالبات صنفی خود اعتراض کردهاند.
۱۵ شهریور، گروهی از معلمان مقابل سازمان برنامه و بودجه در تهران تجمع اعتراضی برگزار کردند و خواستار پرداخت عادلانه دستمزدها و اجرای طرح همسانسازی حقوق و مزایا شدند.
اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان، پیشتر در گفتوگو با ایراناینترنشنال هشدار داد کمبود معلم، افزایش شمار بازماندگان از تحصیل و فشارهای اقتصادی، نظام آموزشی کشور را با بحرانی جدی مواجه کرده است.
او تاکید کرد پروندهسازی برای معلمان، کمبود نیروی آموزشی و اشتغال چندشیفته فرهنگیان، کیفیت آموزش را تحت تاثیر قرار داده است.
کنفرانس یک روزه «ایران آلترناتیو» توسط «شبکه فراگیر زن، زندگی، آزادی» روز شنبه چهارم مهر ماه در کلن آلمان برگزار شد. این نشست به مناسبت چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی و آغاز خیزش «زن، زندگی، آزادی»، برگزار شد.
شیرین شمس، سخنگوی «شبکه فراگیر زن، زندگی، آزادی»، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، هدف از برگزاری این کنفرانس را «تشکیل شورای هماهنگی و رهبری (ایران آلترناتیو)» اعلام کرد.
در پنل نخست کنفرانس، ۱۷ نفر از «فعالان و نمایندگان تشکلهای داخل کشور» سخنرانی کردند. از جمله سخنرانان پنل، ساسان اردکانی، نماینده «شبکه سراسری انقلاب زن-زندگی-آزادی» در داخل ایران، بود که گفت ما به یک آلترناتیو فراگیر که نیروهای مختلف سیاسی از احزاب تا فعالان منفرد و تشکلها و نهادهای مستقل را گرد آورد، نیاز داریم تا بتوانند با همافزایی، به حداقل اهداف مشترکی که دارند، نزدیک شوند و ما این امکان را داشته باشیم تا نهاد یا آلترناتیوی را ایجاد کنیم که هدفش، سرنگونی جمهوری اسلامی باشد.
او اشاره کرد که در این حرکت، تفاوتهای سیاسی به رسمیت شناخته خواهد شد و گفت: «اصول جنبش زن، زندگی، آزادی، اصولی خدشهناپذیر هستند.»
«محی» دانشجوی دختر و از آسیبدیدگان و بازداشتشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ از اهواز، نیز با اشاره به تاثیر خیزش زن، زندگی، آزادی بر تحولات جامعه ایران گفت که در سالهای پس از ۱۴۰۱، شاهد به خیابان آمدن کارگران، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان و جوانان و دیگر اقشار جامعه، بودیم که هر یک، با طرح مطالبات خود اعتراض و نارضایتیشان را بیان کردند.
او اضافه کرد که به همین دلیل نمیتوان فقط یک گروه را دید و بهدلیل تنوع جامعه ایران، هر تغییر و تحول باید بتواند این تنوع و مطالبات مختلف را در کنار هم ببیند.
محی در مورد اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ و کشتار شمار بسیار زیادی از معترضان از سوی «حکومت ننگین جمهوری اسلامی» گفت پرسش این است که بعد از این چه باید کرد و ما چه وظیفهای داریم، و در این مورد بر ضرورت ایجاد همبستگی تاکید کرد.
او اشاره کرد که جامعه ایران یکدست نیست و قرار نیست همه یک طرز تفکر داشته باشند، و گفت که به یک آلترناتیو نیاز است که بتواند همه این تفاوتها را در خود جای دهد.
یکی از زنان فعال از استان سیستانوبلوچستان هم گفت: «موضوع بلوچستان فقط سرکوب نیست. موضوع این است که جامعهای با این حجم از نارضایتی، اعتراض و ظرفیت مبارزه، چگونه میتواند به یک نیروی سیاسی موثر برای تغییر تبدیل شود.»
او به اعتراضات گسترده در این منطقه پس از اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و خواست سرنگونی جمهوری اسلامی در اعتراضات، اشاره کرد و افزود پرسش این نیست که مردم، جمهوری اسلامی را میخواهند یا نمیخواهند، پرسش اصلی این است که چه نیروی سیاسی قرار است جای آن را بگیرد و چگونه این تغییر اتفاق خواهد افتاد.
او تاکید کرد که اعتراض زمانی میتواند نتیجهبخش باشد که «سازماندهی» داشته باشد و افزود «یک آلترناتیو فراگیر باید بتواند به مردم ایران بگوید که پس از جمهوری اسلامی، چه حکومتی قرار است ایجاد شود و از جمله اعتماد مردم بلوچستان را جلب کند.» این فعال زنان در ادامه گفت: «حکومت باید متکثر باشد و مردم، شهروندانی حقوق برابر باشند. ما میخواهیم بلوچستان دیگر حاشیه ایران نباشد بلکه یکی از سازندگان ایران آینده باشد.»
از دیگر سخنرانان کنفرانس، وارطان، نماینده تشکل دانشآموزان انقلابی از بوشهر، بود. او از جمله به سیاست جنگافروزی حکومت، فقر و فلاکت و دیگر مشکلاتی که طی سالها زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده است، اشاره کرد، و در عین حال، بر ضرورت تشکیل یک آلترناتیو فراگیر سازمانیافته که در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی و تشکیل حکومتی دموکراتیک حرکت کند، تاکید کرد.
مریم از استان فارس هم بر ضرورت رفع تبعیضها علیه زنان در ایران تاکید کرد و خواستار توجه به مشکلات جامعه «الجیبیتیکیو پلاس» شد.
او همچنین گفت گسترده شدن انقلاب در ایران زمانی محقق میشود که از پوشش اختیاری فراتر برود و مطالبات کارگران و طبقه فرودست جامعه را نیز دنبال کند و از جمله حق بیمه، دستمزد و ساعت کار برابر برای کارگران زن را به ارمغان بیاورد.
سخنران دیگر، یکی از فعالان کارگری در ایران بود که با اشاره به جنبش زن، زندگی، آزادی و مبارزه مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی گفت: «به نظر ما، موضوع امروز این است که ظرفیت عظیم مبارزه چگونه میتواند به گروه سیاسی سازمان یافته و موثر برای تغییر تبدیل شود.»
او بر لزوم سازماندهی و تشکیل یک آلترناتیو سیاسی موثر در داخل ایران تاکید کرد و افزود: «صرف گستردگی اعتراض به خودی خود برای سرنگونی حکومت کافی نیست.»
این فعال کارگری در ادامه گفت: «ما به شبکههایی نیاز داریم تا در لحظه اعتراض فعال نشوند بلکه در فاصله بین اعتراضها هم وجود داشته باشند؛ شبکههایی که بتوانند تجارب را منتقل کنند، نیروهای جدیدی را وارد جنبش کنند، بین حوزههای مختلف مبارزه ارتباط ایجاد کنند و بتوانند تصمیمگیری کنند.»
آوا نیز گفت جامعه ایران از مرحله اعتراض عبور کرده است، زن ایرانی دیگر سوژه تحت کنترل نیست و یک کنشگر سیاسی است.
او با اشاره به این نکته که خیابان، دانشگاهها و دیگر مکانها به میدانهای کوچک مقاومت تبدیل شدهاند گفت: «اعتصابات، اعتراضات محلی و جنبش اقلیتها و نافرمانیهای روزمره، ظرفیتهای بزرگی ساختهاند. اما این ظرفیت به یک نیروی موثر و تعیینکننده تبدیل نشده است و در این مورد به وجود شبکههای مختلف و سازماندهی نیاز داریم.»
امید ویسی، نماینده تشکل دانشآموزان انقلابی البرز، هم گفت: «مشکل اصلی این است که ظرفیت اجتماعی و یک نیروی سیاسی منسجم برای دوران گذار وجود ندارد و هنوز یک ایده مشترک برای دوران پس از جمهوری اسلامی وجود ندارد.»
او گفت که یک آلترناتیو باید بتواند نیروهای مخالف را گرد هم آورد.
یکی از فعالان جنبش زن، زندگی، آزادی هم بر لزوم تشکیل یک آلترناتیو فراگیر و متکثر، با توجه به وضعیت وخیم اقتصادی و نارضایتی عمومی در ایران، تاکید کرد و گفت که در غیر اینصورت، «نیروهای پیشرو به حاشیه رانده خواهند شد.»
همچنین حدیث صبوری، از فعالان حقوق زنان در ایران و زندانی سیاسی سابق، گفت که نارضایتی و اعتراض بهتنهایی نمیتواند تغییر سیاسی ایجاد کند، و اضافه کرد اعتراض میتواند صدای جامعه باشد اما برای اینکه صدا بتواند به تغییر پایدار منجر شود، به سازمانیافتگی، همکاری، اعتماد و یک چشمانداز روشن نیاز دارد.
او تاکید کرد «جامعهای که میخواهد تغییر کند، باید بداند پس از تغییر چه میخواهد.»
صبوری افزود آلترناتیو فقط یک اسم یا فرد نیست. آلترناتیو باید تصویری روشن از آیندهای باشد که مردم بتوانند خود را در آن ببینند؛ آیندهای که در آن، زن و مرد از حقوق برابر برخوردار باشند، آزادی عقیده و بیان محترم باشد، هیچکس به خاطر فکر، عقیده یا سبک زندگی و انتخابش تحقیر و حذف نشود، و مهمتر از همه، قدرت سیاسی نباید متعلق به یک فرد یا گروه خاص باشد. قدرت سیاسی باید در برابر مردم پاسخگو باشد.
او با انتقاد از پراکندگی نیروها گفت اختلافنظر طبیعی و لازم است ولی این موضوع نباید باعث فراموش شدن هدف شود.
لیلی مجیدی، فعال دانشجویی در تهران، نیز گفت «مهمترین چیزی که نیاز داریم، سازماندهی است و تغییر بدون وجود اپوزیسیون متحد و آلترناتیو متکثر ممکن نیست.»
او اضافه کرد: «هیچکس بهجز خودمان نمی تواند ایران را نجات دهد.»
فریال، فعال مدنی و زندان سیاسی سابق، هم گفت اگر قرار باشد روزی ساختار سیاسی جدیدی در ایران شکل بگیرد، یکی از مهمترین پرسشها این است که جایگاه زن در آن ساختار چیست، و تاکید کرد «زن باید یکی از سازندگان قانون و تصمیمگیرندگان کشور باشد ولی برابری فقط به قانون خلاصه نمیشود.»
او همچنین گفت مردم ایران فقط آزادی سیاسی نمیخواهند. آنها خواستار امنیت، رفاه، برخورداری از فرصت برابر، عدالت اجتماعی و احترام به کرامت انسانی هستند.
پوران ناظمی، از فعالان حقوق زنان و زندانی سیاسی سابق، نیز در این کنفرانس گفت سه عامل در براندازی هر حکومت مستبد و دیکتاتوری نقش مهمی دارند، و به مردم، اپوزیسیون آن حکومت و کشورهای خارجی اشاره کرد.
ناظمی اضافه کرد «من فکر میکنم مردم ایران با شعور، درایت و تجاربی که این سالها بهدست آوردند، خودشان انتخاب میکنند که چه زمانی و به چه دلیل به خیابانها بیایند، تا کجا ادامه بدهند و مقاومت کنند.»
او اضافه کرد «متاسفانه اپوزیسیون جمهوری اسلامی نتوانسته است به آن توقع و انتظاری که از آن میرفت، جوابگو باشد. یعنی هنوز نتوانسته است از نقش یک مخالف عمومی در بیاید و بتواند یک آلترناتیو مورد اعتماد مردم را معرفی کند.»
ناظمی همچنین با اشاره به کشتار معترضان در اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، از وعده تحقق نیافته دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای حمایت از معترضان، و همچنین سکوت جامعه جهانی در قبال ایران انتقاد کرد و گفت که جامعه جهانی منافع مالی خود را بر جان و مال مردم ایران ارجح میداند.
شیرین شمس در مورد پنل اول کنفرانس به ایران اینترنشنال گفت: «یکی از مهمترین نقاط قوت و رویکردهای استراتژیک این کنفرانس، شکستن الگوی سنتی کنفرانسهای خارج از کشور بود.»
شیرین شمس، سخنگوی «شبکه فراگیر زن-زندگی-آزادی»
او افزود: «در کنفرانسهای معمول، عمدتا تحلیلگران خارجنشین صحبت و تفسیر میکنند؛ اما در این کنفرانس، تمرکز و وزن اصلی به بدنه داخل کشور داده شد و تلاش بر این بود که اینبار داخل کشور صحبت کند، موقعیت کنونی انقلاب «زن، زندگی، آزادی» را تبیین و تحلیل کند، پیشرویها و دستاوردها را بسنجد و راهکار و نیازهای عملی ارائه دهد.»
شمس در مورد سایر پنلهای کنفرانس گفت که دومین پنل مربوط به احزاب سیاسی بود و هدف آن بود که سخنان شرکتکنندگان در پنل اول را بشنوند و در مورد همکاری و سازمانیابی گفتوگو کنند و راهکارهایشان را مطرح کنند. هدف این بود که احزاب در مورد آینده صحبت کنند و اینکه چه باید کرد.
او اشاره کرد که احزاب شرکتکننده در کنفرانس برای همگرایی و همکاری با شبکه رویکرد مثبتی داشتند.
سومین پنل، به گفته شمس، توضیح در مورد نقش و پتانسیل جنبشهای اجتماعی برای تغییر در جامعه کنونی ایران و سازمان دادن این پتانسیل و پیوند ارگانیک این جنبشها بود.
او در مورد چهارمین پنل نیز گفت این پنل مربوط به شبکه فراگیر زن، زندگی، آزادی بود که به جمعبندی کنفرانس اختصاص داشت و «ارزیابی ما این بود که ضرورت برای همگرایی و سازمانیابی با یکدیگر احساس میشود و بهرغم مشکلات و موانع میتوان با اطمینانسازی و همکاری برای شکلگیری یک آلترناتیو کثرتگرا و دموکراتیک اقدام کرد.»
شمس اشاره کرد که بههیچوجه صحبت از رقابت و حذف گروه خاصی نیست و شبکه فراگیر زن، زندگی،آزادی در این جهت حرکت نمیکند.