• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

شایان سمیعی: جمهوری اسلامی از دیپلماسی برای خرید زمان استفاده می‌کند

۲۰ خرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)

شایان سمیعی، کارشناس امنیت ملی، گفت: «شرایط به گونه‌ای پیش رفته که ممکن است حتی اگر دونالد ترامپ تمایلی به تشدید درگیری نداشته باشد، گزینه‌های محدودی پیش روی خود ببیند و مجبور به این کار شود.»

او افزود: «از نگاه ترامپ، دیپلماسی ابزاری برای افزایش فشار اقتصادی و رسیدن به توافق است؛ اما جمهوری اسلامی از دیپلماسی بیشتر به‌عنوان ابزاری برای خرید زمان استفاده می‌کند.»

Banner

انتخاب سردبیر

  • فرش دستباف ایرانی در تنگنای تحریم‌ها، محدودیت‌های صادراتی و افزایش هزینه‌های تولید

    فرش دستباف ایرانی در تنگنای تحریم‌ها، محدودیت‌های صادراتی و افزایش هزینه‌های تولید

  • فری‌پرس: دولت ترامپ اخراج تریتا پارسی، رییس پیشین نایاک، از آمریکا را بررسی می‌کند

    فری‌پرس: دولت ترامپ اخراج تریتا پارسی، رییس پیشین نایاک، از آمریکا را بررسی می‌کند

  • نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

    نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

  • کانادا در تلاش برای پیمودن دو مسیر در یک زمان: دعوت به دیپلماسی و فشار بر جمهوری اسلامی
    تحلیل

    کانادا در تلاش برای پیمودن دو مسیر در یک زمان: دعوت به دیپلماسی و فشار بر جمهوری اسلامی

  • از چهارراه تا پادگان؛ کودک‌سربازی، خشن‌ترین شکل کار کودک
    تحلیل

    از چهارراه تا پادگان؛ کودک‌سربازی، خشن‌ترین شکل کار کودک

•
•
•

مطالب بیشتر

کانادا در تلاش برای پیمودن دو مسیر در یک زمان: دعوت به دیپلماسی و فشار بر جمهوری اسلامی

۲۰ خرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
مهسا مرتضوی
کانادا در تلاش برای پیمودن دو مسیر در یک زمان: دعوت به دیپلماسی و فشار بر جمهوری اسلامی
100%
سفارت تعطیل جمهوری اسلامی در اتاوا

دولت کانادا در پاسخی اختصاصی به ایران‌اینترنشنال اعلام کرد از جمهوری اسلامی، اسرائیل و ایالات متحده خواسته است خویشتن‌داری نشان دهند و به تعهدات خود در چارچوب حقوق بین‌الملل بشردوستانه، از جمله حفاظت از غیرنظامیان و زیرساخت‌های غیرنظامی، پایبند بمانند.

اتاوا در همین پاسخ، بر ضرورت بازگشت طرف‌ها به مسیر دیپلماسی و گفت‌وگو برای پایان دادن به بحران تاکید کرده است؛ موضعی که در ظاهر بر کاهش تنش و جلوگیری از گسترش جنگ متمرکز است، اما در کنار سابقه سیاست کانادا در قبال جمهوری اسلامی، تصویری پیچیده‌تر نشان می‌دهد: دعوت به دیپلماسی، بدون چشم‌پوشی از فشار سیاسی، امنیتی و اقتصادی بر حکومتی که کانادا آن را عامل بی‌ثباتی منطقه‌ای، ناقض حقوق بشر و حامی تروریسم می‌داند.

دیپلماسی؛ راه‌حل بحران یا فرصت خرید زمان؟

تاکید کانادا بر دیپلماسی در شرایطی مطرح می‌شود که فضای سیاسی در واشینگتن نسبت به جمهوری اسلامی تندتر شده است.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در شبکه اجتماعی تروث‌سوشال نوشت جمهوری اسلامی «فقط حرف می‌زند و هیچ اقدامی نمی‌کند».

  • هشدار مشترک ۲۲ کشور به جمهوری اسلامی: به اقدامات تروریستی در خاک ما فورا پایان دهید

    هشدار مشترک ۲۲ کشور به جمهوری اسلامی: به اقدامات تروریستی در خاک ما فورا پایان دهید

ترامپ افزود تهران برای مذاکره بر سر توافقی که به گفته او می‌توانست برایش «بسیار عالی» باشد، بیش از حد وقت تلف کرده و اکنون باید بهای آن را بپردازد.

این نگاه، با تردیدی قدیمی درباره رفتار جمهوری اسلامی در مذاکرات گره خورده است؛ تردیدی که منتقدان حکومت سال‌هاست مطرح می‌کنند: آیا تهران مذاکره را راهی برای حل بحران می‌داند یا ابزاری برای خرید زمان،

کاهش فشار خارجی و مدیریت افکار عمومی؟

در چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی بارها در بزنگاه‌های حساس، از پرونده هسته‌ای تا بحران‌های منطقه‌ای، وارد روندهای طولانی مذاکره شده است؛ روندهایی که در بسیاری موارد، نه به تغییر پایدار رفتار حکومت انجامیده و نه بی‌ثباتی ناشی از سیاست‌های منطقه‌ای و امنیتی تهران را کاهش داده است.

اکنون نیز، در حالی که جمهوری اسلامی خود را درگیر جنگی با آتش‌بسی شکننده نگه داشته، کشورهای غربی و قدرت‌های میانی همچنان از مسیر گفت‌وگو سخن می‌گویند.

پرسش اصلی این است که اصرار بر بازگشت به میز مذاکره، در عمل تلاشی برای پایان دادن به بحران است یا فرصتی تازه برای حکومتی که منتقدانش می‌گویند از دیپلماسی، بارها به‌عنوان ابزار وقت‌کشی استفاده کرده است.

  • کانادا در خاورمیانه؛ بازگشت به «عصر طلایی» یا انزوای تدریجی در سایه انفعال؟

    کانادا در خاورمیانه؛ بازگشت به «عصر طلایی» یا انزوای تدریجی در سایه انفعال؟

نگرانی اتاوا از هرمز و ثبات انرژی

بخشی از پاسخ کانادا به ایران‌اینترنشنال به تنگه هرمز اختصاص دارد؛ آبراهی که هرگونه اختلال در آن می‌تواند پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران و خلیج فارس داشته باشد.

وزارت امور خارجه کانادا اعلام کرده است اتاوا همچنان نسبت به اختلالات ایجادشده در تنگه هرمز نگران است و احترام به حقوق کشتیرانی بین‌المللی در این آبراه را، بر اساس قوانین بین‌المللی، ضروری می‌داند.

به گفته کانادا، تداوم عبور و مرور امن در این مسیر برای ثبات بازارهای انرژی و زنجیره‌های تامین جهانی اهمیت حیاتی دارد.

این بخش از موضع کانادا نشان می‌دهد نگرانی اتاوا تنها به تبادل آتش یا پیامدهای انسانی جنگ محدود نیست، بلکه ثبات انرژی، تجارت جهانی و امنیت مسیرهای کشتیرانی نیز بخشی از محاسبه سیاسی دولت کانادا در مواجهه با بحران تازه است.

دو مسیر هم‌زمان: گفت‌وگو و فشار

با این حال، موضع کانادا صرفا دعوت به مذاکره نیست. وزارت امور خارجه این کشور در پاسخ خود تاکید کرده است کانادا به همکاری با متحدان و شرکای خود، چه به‌صورت دوجانبه و چه در چارچوب نهادهای چندجانبه، ادامه خواهد داد تا هم از یک راه‌حل دیپلماتیک حمایت کند و هم با اقدامات بی‌ثبات‌کننده جمهوری اسلامی در منطقه مقابله کند.

اتاوا این اقدامات را شامل حمایت جمهوری اسلامی از سازمان‌های تروریستی، برنامه موشک‌های بالستیک، فعالیت‌های هسته‌ای و نقض سیستماتیک حقوق بشر دانسته است.

  • بحران مالی و روانی دانشجویان ایرانی در کانادا؛ خطر اخراج و نگرانی از بازگشت به ایران

    بحران مالی و روانی دانشجویان ایرانی در کانادا؛ خطر اخراج و نگرانی از بازگشت به ایران

همین دوگانگی، هسته اصلی سیاست کانادا در قبال جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد: کانادا همچنان از زبان دیپلماسی استفاده می‌کند، اما این دیپلماسی به معنای عادی‌سازی رابطه یا کاهش فشار نیست.

اتاوا از یک سو خواستار کاهش تنش و بازگشت به گفت‌وگوست و از سوی دیگر، جمهوری اسلامی را در سطح ساختاری، منبع تهدید امنیتی، بی‌ثباتی منطقه‌ای و سرکوب فرامرزی می‌داند.

از سپاه تا گروه‌های نیابتی

نگاهی به فهرست گروه‌هایی که کانادا آن‌ها را سازمان تروریستی می‌داند، نشان می‌دهد پرونده جمهوری اسلامی در نگاه اتاوا تنها به رفتار دولت مرکزی ایران محدود نیست. حماس، حزب‌الله لبنان و حوثی‌های یمن از جمله گروه‌هایی هستند که کانادا آن‌ها را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داده و جمهوری اسلامی سال‌هاست به حمایت سیاسی، مالی یا نظامی از آن‌ها متهم است.

در ژوئن ۲۰۲۴، دولت کانادا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را نیز به فهرست سازمان‌های تروریستی خود اضافه کرد؛ تصمیمی که پس از سال‌ها فشار خانواده‌های قربانیان پرواز پی‌اس۷۵۲، فعالان حقوق بشر و جامعه ایرانی-کانادایی اتخاذ شد.

افزون بر آن، کانادا از سال ۲۰۱۲ جمهوری اسلامی را بر اساس قانون مصونیت دولت‌ها، در ردیف دولت‌های حامی تروریسم قرار داده و این وضعیت را در بازبینی‌های دوره‌ای خود حفظ کرده است. این تصمیم به قربانیان تروریسم امکان می‌دهد در چارچوب قوانین کانادا، علیه جمهوری اسلامی طرح دعوی کنند.

بنابراین، از نگاه اتاوا، مسئله تنها یک بحران مقطعی یا رفتار یک نهاد خاص نیست. مجموعه تصمیم‌های کانادا نشان می‌دهد این کشور ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را بخشی از منظومه‌ای می‌داند که از تروریسم، سرکوب داخلی، ارعاب فرامرزی و بی‌ثباتی منطقه‌ای تغذیه می‌کند.

  • کانادا مهدی تاج، فرمانده پیشین سپاه، را پس از ورود به ونکوور، به ایران بازگرداند

    کانادا مهدی تاج، فرمانده پیشین سپاه، را پس از ورود به ونکوور، به ایران بازگرداند

تحریم‌های تازه و فشار امنیتی

در دو سال گذشته، کانادا چندین دور تحریم تازه علیه مقام‌ها، افراد و شبکه‌های مرتبط با جمهوری اسلامی اعمال کرده است. در مارس ۲۰۲۶، اتاوا پنج فرد و چهار نهاد را به دلیل نقش در شبکه‌های تامین فناوری مورد استفاده در تولید تسلیحات سپاه پاسداران تحریم کرد؛ تجهیزاتی که به گفته دولت کانادا بخشی از آن‌ها در اختیار روسیه برای استفاده در جنگ علیه اوکراین قرار گرفته است.

پیش از آن نیز، در فوریه ۲۰۲۶، کانادا هفت فرد مرتبط با نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی را به دلیل نقش در ارعاب، خشونت و سرکوب فرامرزی مخالفان و مدافعان حقوق بشر هدف تحریم قرار داد.

این تحریم‌ها در کنار تروریستی شناختن سپاه و تداوم شناسایی جمهوری اسلامی به‌عنوان دولت حامی تروریسم، نشان می‌دهد سیاست کانادا در قبال تهران، هرچند از زبان دیپلماسی استفاده می‌کند، در عمل بر ترکیبی از فشار سیاسی، امنیتی و اقتصادی استوار است.

روابطی که دورتر شده است

کانادا در سپتامبر ۲۰۱۲ روابط دیپلماتیک خود با جمهوری اسلامی را قطع کرد، سفارتش در تهران را بست و دیپلمات‌های جمهوری اسلامی در کانادا را عنصر نامطلوب اعلام کرد.

از آن زمان تاکنون، روابط دو کشور نه تنها احیا نشده، بلکه با پرونده‌هایی چون سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲، سرکوب اعتراضات در ایران، تهدید مخالفان در خارج از کشور، فعالیت‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی و برنامه‌های موشکی و هسته‌ای تهران، فاصله میان دو طرف بیشتر شده است.

از این منظر، پاسخ تازه کانادا به ایران‌اینترنشنال را باید در دل همین سیاست دوگانه خواند: اتاوا از دیپلماسی و خویشتن‌داری سخن می‌گوید، اما هم‌زمان بر مقابله با اقدامات بی‌ثبات‌کننده جمهوری اسلامی تأکید می‌کند.

این رویکرد نشان می‌دهد کانادا، مانند بسیاری از قدرت‌های میانی، می‌کوشد بدون ورود مستقیم به مناقشه نظامی، از مسیر فشار هماهنگ با متحدان، تحریم، محدودیت‌های امنیتی و حمایت لفظی از دیپلماسی نقش‌آفرینی کند.

اما پرسش همچنان باقی است: اگر جمهوری اسلامی، چنان که منتقدانش می‌گویند، دیپلماسی را نه راهی برای تغییر رفتار، بلکه ابزاری برای وقت‌کشی بداند، بازگشت دوباره به میز مذاکره تا چه اندازه می‌تواند بحران را مهار کند؟

از چهارراه تا پادگان؛ کودک‌سربازی، خشن‌ترین شکل کار کودک

۲۰ خرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
رضا اکوانیان
از چهارراه تا پادگان؛ کودک‌سربازی، خشن‌ترین شکل کار کودک
100%

همزمان با روز جهانی مبارزه با کار کودکان، سازمان بین‌المللی کار اعلام کرد ۱۳۸ میلیون کودک در جهان درگیر کار کودک هستند. درحالی‌که کار کودک اغلب با فقر و خیابان گره خورده، نهادهای حقوق‌بشری نسبت به گسترش یکی از خشن‌ترین اشکال آن یعنی نظامی‌سازی کودکان و کودک‌سربازی، هشدار می‌دهند.

کار کودک فقط به کودکانی محدود نمی‌شود که در چهارراه‌ها گل می‌فروشند یا در کارگاه‌ها و کارخانه‌ها کار می‌کنند. در شدیدترین شکل خود، می‌تواند به کودک‌سربازی منجر شود؛ جایی که کودک در خدمت یک نیروی نظامی یا مسلح قرار می‌گیرد.

در چارچوب حقوق بین‌الملل، به‌کارگیری کودکان در درگیری‌های مسلحانه یکی از خطرناک‌ترین اشکال بهره‌کشی از کودکان به شمار می‌رود؛ پدیده‌ای که حق آموزش و رشد طبیعی آنان را سلب کرده و آن‌ها را در معرض خشونت، آسیب و حتی مرگ قرار می‌دهد.

۱۲ ژوئن، برابر با ۲۲ خرداد، روز جهانی مبارزه با کار کودکان است؛ روزی که سازمان بین‌المللی کار (ILO) از سال ۲۰۰۲ برای جلب توجه جهانی به کار کودک و ضرورت پایان دادن به آن گرامی می‌دارد.

این روز در حالی گرامی داشته می‌شود که سازمان بین‌المللی کار اعلام کرده هنوز نزدیک به ۱۳۸ میلیون کودک در جهان درگیر کار کودک هستند و حدود ۵۴ میلیون نفر از آنان در مشاغل خطرناک کار می‌کنند.

شعار امسال این روز «کارت قرمز به کار کودک؛ بازی منصفانه برای کودکان، کار شایسته برای بزرگسالان» است.

سازمان بین‌المللی کار اعلام کرده کارزار امسال، پس از ششمین کنفرانس جهانی حذف کار کودک در مراکش، خواستار اقدام‌های قوی‌تر در زمینه آموزش باکیفیت، حمایت اجتماعی، کار شایسته، تقویت قوانین و اجرای موثر آن‌ها برای مقابله با ریشه‌های کار کودک است.

وقتی کار کودک لباس نظامی می‌پوشد

در اسناد و استانداردهای بین‌المللی، به‌کارگیری کودکان در درگیری‌های مسلحانه یکی از بدترین اشکال کار کودک محسوب می‌شود.

کنوانسیون شماره ۱۸۲ سازمان جهانی کار درباره «بدترین اشکال کار کودک»، جذب اجباری یا قهری کودکان برای استفاده در درگیری‌های مسلحانه را در کنار بردگی، قاچاق انسان، کار اجباری و بهره‌کشی جنسی قرار داده است.

همچنین هدف ۸.۷ اهداف توسعه پایدار سازمان ملل بر حذف بدترین اشکال کار کودک، از جمله جذب و به‌کارگیری کودکان در درگیری‌های مسلحانه، تاکید دارد.

عواملی مانند فقر، محرومیت از آموزش، ناامنی و آسیب‌پذیری اجتماعی که کودکان را در معرض کار کودک قرار می‌دهد، در شرایط جنگی و امنیتی می‌تواند زمینه جذب آنان به فعالیت‌های نظامی و گروه‌های مسلح را نیز فراهم کند.

  • یک روان‌پزشک: بسیاری از قربانیان کودک‌آزاری در ایران هرگز در آمار رسمی دیده نمی‌شوند

    یک روان‌پزشک: بسیاری از قربانیان کودک‌آزاری در ایران هرگز در آمار رسمی دیده نمی‌شوند

کار کودک و کودک‌سربازی هر دو حقوق بنیادین کودک، از جمله حق آموزش، سلامت، بازی، امنیت و رشد طبیعی را نقض می‌کنند. گزارش‌های سازمان بین‌المللی کار و یونیسف نشان می‌دهد کار کودک فرصت‌های آموزشی و آینده کودکان را محدود کرده و خطر آسیب‌های جسمی و روانی را افزایش می‌دهد.

اما در کودک‌سربازی، این حذف کودکی ابعادی بسیار خشن‌تر پیدا می‌کند. کودک نه‌تنها کار می‌کند، بلکه در ساختار خشونت قرار می‌گیرد؛ ممکن است مجبور به حمل سلاح، جابه‌جایی مهمات، دیده‌بانی، جاسوسی، انتقال پیام، پشتیبانی نیروهای مسلح یا حتی مشارکت مستقیم در خشونت شود.

کودکان در چنین شرایطی در معرض آسیب‌های شدید جسمی، روانی و جنسی قرار می‌گیرند.

هشدار درباره نظامی‌سازی کودکی در ایران

در ماه‌های اخیر، همزمان با تشدید فضای امنیتی و نظامی در ایران، گزارش‌های متعددی درباره استفاده از کودکان در برنامه‌های نظامی، تبلیغاتی و بسیج عمومی منتشر شده است.

پیام‌های ارسالی شهروندان به ایران‌اینترنشنال در ۱۳ خرداد نشان می‌داد مقام‌های جمهوری اسلامی همچنان از کودکان در فعالیت‌های مرتبط با امور نظامی و امنیتی، از جمله ایست‌های بازرسی، استفاده می‌کنند و هم‌زمان به جذب کودکان و دانش‌آموزان در «مدارس پلیس» روی آورده‌اند.

ویدیوی ارسال‌شده به ایران‌اینترنشنال از شامگاه ۱۰ خرداد نیز حضور کودکان در یک ایست‌وبازرسی در خیابان بنی‌هاشمی شیراز را نشان می‌داد.

پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال در پنجم خرداد نیز حاکی از استفاده گسترده جمهوری اسلامی از کودکان و نوجوانان در ایست‌های بازرسی و تجمع‌های حکومتی بود.

بر اساس این پیام‌ها، به برخی از آنان کار با سلاح‌های جنگی آموزش داده می‌شود تا به‌عنوان نیروی سرکوب به کار گرفته شوند یا از حضورشان به‌عنوان «سپر انسانی» استفاده شود.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ۳۰ اردیبهشت آموزش نظامی به کودکان در برخی مساجد و پایگاه‌های بسیج را نقض آشکار کنوانسیون حقوق کودک دانست و هشدار داد این روند نگرانی‌های جدی در حوزه حقوق کودک ایجاد کرده است.

این تشکل صنفی تاکید کرد مشارکت یا آماده‌سازی افراد زیر ۱۸ سال برای فعالیت‌های نظامی با اصل «منافع عالی کودک» در تعارض است و ادامه این روند می‌تواند مصداقی از نظامی‌سازی فضای کودکی و نقض تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی باشد.

جمهوری اسلامی از سال ۱۳۷۳ به پیمان‌نامه حقوق کودک پیوسته است؛ پیمانی که افراد زیر ۱۸ سال را کودک می‌داند و دولت‌ها را به حمایت از آنان در برابر بهره‌کشی و مشارکت در فعالیت‌های نظامی ملزم می‌کند.

  • آموزش‌های نظامی برای دانش‌آموزان در ایران اجباری شد

    آموزش‌های نظامی برای دانش‌آموزان در ایران اجباری شد

با این حال، علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، ۲۷ مرداد ۱۴۰۴ از اجباری شدن آموزش‌های نظامی برای دانش‌آموزان خبر داد و گفت هر کس در نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند باید با «پدافند غیرعامل» و «آموزش دفاعی» آشنا باشد.

ویدیوها و تصاویر رسیده به ایران‌اینترنشنال و منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نیز نشان می‌داد مقام‌های حکومتی در برنامه‌های تبلیغاتی و تجمعات حکومتی از کودکان برای حمایت از برنامه‌های نظامی جمهوری اسلامی استفاده کرده‌اند و حتی در برخی موارد به آنان سلاح داده شده است.

از جمله، کودکانی دوچرخه‌سوار در کنار یک ماکت موشکی در گلستان شهرستان بهارستان در یک برنامه حکومتی حضور داشتند. در تصویری دیگر که ۲۰ فروردین به ایران‌اینترنشنال رسید، کودکانی سوار بر یک خودروی نظامی و پشت تیربار در شهر قم دیده می‌شدند؛ یکی از آنان لباس نظامی بر تن داشت و تصویر مجتبی خامنه‌ای نیز بر بدنه خودرو نصب شده بود.

سازمان عفو بین‌الملل نیز ۱۴ فروردین هشدار داد جذب و استفاده از کودکان از سن ۱۲ سالگی در عملیات‌های نظامی از سوی جمهوری اسلامی، نقض شدید حقوق کودکان است.

سایت حقوق بشری هرانا ۹ فروردین گزارش داد شواهد تازه نشان می‌دهد به‌کارگیری کودکان در نقش‌های عملیاتی، از جمله ایست‌های بازرسی، به کشته شدن آنان نیز منجر شده است.

هرانا با اشاره به گزارش بسیج فرهنگیان نوشت علیرضا جعفری، دانش‌آموز ۱۱ ساله، هنگام حضور در یک ایست بازرسی در اتوبان ارتش بر اثر حمله پهپادی کشته شد. مادر او به روزنامه همشهری گفته بود پدرش به دلیل کمبود نیرو، فرزندش را آن شب با خود به محل استقرار برده بود.

یکی از بحث‌برانگیزترین موارد، اظهارات رحیم نادعلی، معاون فرهنگی سپاه پاسداران تهران، در ششم فروردین بود.

او از راه‌اندازی طرحی با عنوان «برای ایران» خبر داد و از مردم خواست برای کمک داوطلبانه به نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در این طرح نام‌نویسی کنند.

به گفته نادعلی، این طرح حوزه‌هایی مانند گشت‌های اطلاعاتی و عملیاتی، ایست‌های بازرسی بسیج، پشتیبانی و تدارکات، راه‌اندازی «کاروان‌های حماسی»، پخت غذا برای نیروهای نظامی، رسیدگی به مجروحان جنگ و خدمت‌رسانی به منازل آسیب‌دیده در جنگ را شامل می‌شود.

او همچنین اعلام کرد حداقل سن حضور افراد در برخی از این بخش‌ها به ۱۲ سال کاهش یافته است و از نوجوانان ۱۲ و ۱۳ ساله برای مشارکت در این برنامه‌ها دعوت کرد؛ موضوعی که با تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی در زمینه حمایت از کودکان و منع به‌کارگیری آنان در فعالیت‌های نظامی در تعارض قرار دارد.

  • پخش اعترافات اجباری کودکان از صداوسیما و روایت امنیتی با نادیده‌انگاری سهم حکومت در سرکوب

    پخش اعترافات اجباری کودکان از صداوسیما و روایت امنیتی با نادیده‌انگاری سهم حکومت در سرکوب

کودک‌سربازی فقط در میدان جنگ رخ نمی‌دهد

سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری سال‌هاست تاکید می‌کنند کودک‌سربازی تنها به حضور مستقیم کودک در میدان نبرد محدود نمی‌شود.

کودکانی که برای حمل تجهیزات، انتقال پیام، دیده‌بانی، نگهبانی، تبلیغات، پشتیبانی لجستیکی یا سایر فعالیت‌های مرتبط با نیروهای مسلح به کار گرفته می‌شوند نیز در بسیاری از موارد در زمره کودکان سرباز قرار می‌گیرند.

به همین دلیل، کارشناسان حقوق کودک هشدار می‌دهند عادی‌سازی حضور کودکان در ساختارهای نظامی، حتی پیش از مشارکت مستقیم در درگیری‌ها، می‌تواند زمینه‌ساز نقض گسترده حقوق آنان باشد.

در کنار نگرانی‌ها درباره نظامی‌سازی کودکی، فعالان حقوق کودک از محدود شدن فعالیت نهادهای مدنی حامی کودکان نیز ابراز نگرانی کرده‌اند.

ماموران امنیتی جمهوری اسلامی ۲۳ مهر ۱۴۰۴ با هجوم به ساختمان «جمعیت دفاع از حقوق کودکان کار و خیابان»، دفتر این تشکل مدنی باسابقه را پلمب کردند.

این اقدام در حالی صورت گرفت که نهادهای مدافع حقوق کودک سال‌ها درباره کار کودک، ترک تحصیل، فقر و بهره‌کشی از کودکان در ایران هشدار داده‌اند و خواستار حمایت بیشتر از کودکان آسیب‌پذیر شده‌اند.

  • ساختمان جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان با هجوم ماموران امنیتی پلمپ شد

    ساختمان جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان با هجوم ماموران امنیتی پلمپ شد

روز جهانی مبارزه با کار کودکان یادآور این واقعیت است که کار کودک تنها در کارگاه‌ها، مزارع و خیابان‌ها رخ نمی‌دهد. در خشن‌ترین شکل خود، کودک‌سربازی نیز یکی از بدترین اشکال کار کودک به شمار می‌رود؛ جایی که کودکی، آموزش و امنیت قربانی جنگ، ایدئولوژی و ساختارهای نظامی می‌شود.

در حالی که سازمان‌های بین‌المللی خواستار پایان دادن به همه اشکال کار کودک هستند، گزارش‌های مربوط به استفاده از کودکان در فعالیت‌های نظامی و شبه‌نظامی همچنان نگرانی‌های جدی درباره رعایت حقوق کودکان در ایران و دیگر نقاط جهان برانگیخته است.

فرزین ندیمی: جمهوری اسلامی در پی ایجاد شکاف میان آمریکا و اسرائیل است

۲۰ خرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)

فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی، گفت: «جمهوری اسلامی همچنان تلاش می‌کند میان آمریکا و اسرائیل شکاف ایجاد کند، زیرا معتقد است مقابله جداگانه با هر یک آسان‌تر از رویارویی هم‌زمان با هر دو است.»

او افزود: «اگر آمریکا بار دیگر به این نتیجه برسد که باید توان نظامی سپاه را به شدت تضعیف کند، اسرائیل نیز در این عملیات مشارکت خواهد داشت.»

سندرم جهان موازی؛ از حسین شریعتمداری‌ها تا رجزخوانان خیابانی

۲۰ خرداد ۱۴۰۵، ۱۶:۵۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
حسین ذوقی
سندرم جهان موازی؛ از حسین شریعتمداری‌ها تا رجزخوانان خیابانی
100%

سندرمی در میان مسئولان نظام و طرفداران سرسخت آن فراگیر شده است: زندگی در جهان موازی؛ جایی که در آن جمهوری اسلامی فاتح جنگ است. این توهم سیستمی است که از راس نظام تا خیابان سرایت کرده و قدرت ساختن سیاست دارد.

بیش از صد روز است که از میدان تا دیپلماسی و خیابان، تمامیت نظام رویا فروش شده و جنگ می‌خرد، بدون هیچ فتحی، روایت فتح می‌سراید.

سندرم زندگی در جهان موازی، در ماه‌های اخیر، گسترده‌تر از همیشه شده است. لایه‌ای از نظام جمهوری اسلامی و طرفدارانش، در دنیایی زندگی می‌کنند که در آن، حکومت پیروز جنگ است، آمریکا میخکوب شده، اسرائیل در حال محو شدن، و دشمن در حال «التماس».

این دنیا، از کیهان تا صداوسیما، از مجلس تا دستگاه‌های دولتی، از رسانه‌های مطلوب حکومت تا تجمعات خیابانی گسترش پیدا کرده است.

حسین شریعتمداری در همه این سال‌ها رویای چنین روزهایی را داشت: بسته شدن تنگه هرمز، تقابل نظامی مستقیم با آمریکا و اسرائیل و تهدید کشورهای منطقه به مثابه یک قلدر نظامی! حالا او آرزوهایش را به چشم می‌بیند، اما انتظار او پیروزی بود که حاصل نشده است. شکست در همه جبهه‌ها برای او روشن است. موشک‌های جمهوری اسلامی که آخرین سنگر آنهاست، در آسمان کشورهای همسایه رهگیری و منهدم می‌شود، محاصره دریایی، بستن تنگه هرمز را بلااستفاده کرد! کشورهای همسایه از این فرصت استفاده کردند و در مقابل ایران جبهه‌ای متحد تشکیل دادند.

  • میراث مرگبار علی خامنه‌ای؛ ایران میان طناب دار، گلوله و هوای آلوده

    میراث مرگبار علی خامنه‌ای؛ ایران میان طناب دار، گلوله و هوای آلوده

در چنین شرایطی، حسین شریعتمداریِ نوعی، ترجیح می‌دهد، وارد حبابی شود که از پیش‌تر برای خود ساخته است، یک جهان موازی، که در آن پیروزی نصیب او و هم مسلکان شده است. این روزها، این پدیده فراگیر شده است.

اما نکته‌ محوری این پدیده، خود توهم نیست. سیاست‌سازی این توهم است. این لایه، دروغ نمی‌گوید که اگر می‌گفت می‌توانست از آن دست بکشد، اما متاسفانه عمیقا به آن باور دارد. این را می‌توان در بین گفته‌ها و سطور این دسته، از امیرحسین ثابتی تا حسین شریعتمداری، از عراقچی تا مداحان و رجزخوانان خیابانی پیدا و تماشا کرد.

بر اساس همان باور، امثال حسین شریعتمداری و مالکی پیشنهاد سیاست تازه می‌دهند: قانون بستن تنگه‌ هرمز تا کشته شدن ترامپ، ناتوی اسلامی به همراهی کشورهای مسلمان همسایه، گرفتن چیزهای بیشتر از «دشمن شکست‌خورده».

این پیشنهادها در خیابان و در میان طرفداران سرسخت نظام، توهم پیروزی می‌دهد و به آنها جنگ می‌فروشد. معامله‌ای که تنها به ضرر تمامیت ایران و مردم خسته از جمهوری اسلامی‌ است.

شیوع سندرم

حسین شریعتمداری، مدیرمسئول کیهان، خواستار تصویب قانونی شده که بر اساس آن تنگه‌ هرمز تا «کشته شدن دونالد ترامپ» بسته بماند و شناورهای اسرائیلی تا «محو کامل اسرائیل از جغرافیای جهان» مصادره شوند.

  • علی خامنه‌ای؛ بلاگر نماز میت که جنازه‌اش ۱۰۰ روز بر زمین مانده است

    علی خامنه‌ای؛ بلاگر نماز میت که جنازه‌اش ۱۰۰ روز بر زمین مانده است

محمدحسن نامی، دستیار ویژه‌ی وزیر کشور، از تشکیل «ناتوی اسلامی» با محوریت جمهوری اسلامی و در اتحاد با پنجاه و هفت کشور اسلامی سخن می‌گوید، در حالی که نظام در منطقه، حتی یک متحد عربی هم ندارد و مابقی کشورهای مسلمان در آسیا هم ثابت کرده‌اند همیشه منافع خود را ترجیح می‌دهند.

فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، می‌گوید آمریکا «در میدان به معنای واقعی کلمه میخکوب شد». محمدرضا عارف، معاون اول مسعود پزشکیان، می‌نویسد دشمن «التماس مجدد» برای پذیرش آتش‌بس کرد. و در صداوسیما، کارشناسی اعلام می‌کند آمریکا «هزار کشته و هفت تا هشت هزار زخمی» داده است.

روایت فتح و توهم فتوحات

سنت «روایت فتح» از دهه‌ شصت در نظام پابرجاست. آن زمان، مرتضی آوینی برنامه‌ای به همین نام می‌ساخت درباره‌ جبهه‌های جنگ هشت‌ساله با عراق. جایی که با شکست‌های پی‌درپی مواجه می‌شدند، خاک ایران را از دست می‌دادند و جوان‌های ایران در جنگ پرپر می‌شدند، آوینی با لحنی حماسی و عرفانی از هر قطره خون جوان ایرانی، یک توهم پیروزی روایت می‌کرد.

حالا، چهار دهه بعد، نظام همچنان به دنبال «روایت فتح» است؛ این بار درباره‌ جنگی که در آن رهبرش کشته شد و خود در پشت پرده در حال پذیرش شروط آمریکا است.

  • رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی

    رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی

واقعیت میان تهدیدها

علی شمخانی، چند صباحی پیش از کشته شدنش در جنگ اخیر، در برنامه «خط تیره» روبه‌روی جواد موگویی نشست. موگویی از او درباره‌ تهدید بستن تنگه‌ هرمز پرسید. شمخانی، با لحنی نظامی، پاسخ داد: «دیگه باید به سیم آخر بزنیم که تنگه رو ببندیم. ما ابزارهای بازدارندگی متنوع‌تری داریم.» موگویی پرسید: «اینا رجز نیست؟»

شمخانی در عمل گفت حتی برای کسانی که از این توان دفاع می‌کنند، بستن تنگه آخرین تیر است. وقتی شلیک کنی، چیزی نمی‌ماند. تکرارش، بیهودگی است.

اما خطرناک‌ترین لایه‌ این سندرم، در خیابان است. گروه‌هایی از طرفداران تندرو نظام، در تجمعات خیابانی، برای موشک‌پرانی به اسرائیل جشن می‌گیرند. آنها خود فاتحان پندار شده‌اند. آنها در همان جهانی زندگی می‌کنند که نظام برایشان ساخته است. همان طرفدارانی که مخالفان نظام را به واسطه‌ سرور از کشته شدن خامنه‌ای، جنگ‌طلب و ویرانی‌طلب خواندند، حالا با موشک‌پرانی و جنگ‌طلبی نظام جمهوری اسلامی هلهله سر می‌دهند. آنها در حبابی از توهم ساخته شده با سیاست‌های نظام زندگی می‌کنند.

فروریختن حباب پیروزی

نظامی که در توهم پیروزی ساخته و این توهم را به طرفدارانش فروخته است، قادر به پایان دادن جنگ نیست. چون پایان دادن، یعنی اعتراف. و اعتراف، یعنی فروریختن این جهان موازی‌ که در آن، هم نظام و هم طرفدارانش، فاتحان‌اند.

تا زمانی که این رویا فروخته می‌شود، خریدارانش در خیابان جشن می‌گیرند، و سایه‌ جنگ بر سر ایران سنگین‌تر می‌شود. قربانی این رویا، نه نظام است، نه طرفدارانش، که مردمی‌اند که در ایران واقعی، در سکوت، هر روز فقیرتر می‌شوند. هجوم گرانی میوه و شیر و گوشت، محو شدن قوت از سفره‌های مردم، بیکاری و مشکلات واقعی مردم توهم نیست، همان جهانی‌ است که مسئولان نظام برای نشان ندادن آن، جهان موازی جدیدی ساخته‌اند.

یادتان هست، محمدسعید الصحاف، روز سقوط بغداد، در برابر دوربین‌های تلویزیون دولتی عراق رجز می‌خواند که بر ارتش آمریکا پیروز شده‌اند و روایت پیروزی سر می‌داد و همگان سرنوشت او را دیدند.

هنر توافق نکردن با جمهوری اسلامی؛ واشینگتن پست: الان زمان عقب‌نشینی ترامپ نیست

۲۰ خرداد ۱۴۰۵، ۰۱:۰۳ (‎+۱ گرینویچ)
هنر توافق نکردن با جمهوری اسلامی؛ واشینگتن پست: الان زمان عقب‌نشینی ترامپ نیست
100%

شورای سردبیری واشینگتن‌پست سه‌شنبه ۱۹ خرداد در یادداشتی تاکید کرد که دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، رژیم ایران را تضعیف کرده است و اگر اکنون بیش از حد مشتاق به دستیابی به یک توافق به نظر برسد، این پیشرفت و اهرم فشار خود را از دست خواهد داد.

شورای سردبیری این روزنامه، پاسخ محکم آمریکا به سرنگونی یک بالگرد آپاچی را ضروری قلمداد کرده و افزوده که باید این تصور در میان رهبران جمهوری اسلامی از بین برود که ترامپ اراده جنگیدن ندارد.

به‌نوشته شورای سردبیری واشینگتن‌پست، ترامپ در هفته‌های گذشته بارها نقض آتش‌بس از سوی جمهوری اسلامی را کم‌اهمیت جلوه داده است؛ اما زمانی که رژیم ایران یک بالگرد ارتش آمریکا را سرنگون می‌کند، انجام چنین کاری دشوار می‌شود. این حادثه همچنین یادآوری مهمی است که مذاکره‌کنندگان تهران به‌طور جدی در پی دستیابی به شرایط قابل قبول برای پایان دادن به جنگ نیستند.

ترامپ پس از آنکه یک پهپاد موفق شد دو خلبان بالگرد آپاچی را که اواخر دوشنبه بر فراز تنگه هرمز هدف قرار گرفته و سرنگون شده بود، نجات دهد، گفت: «ایالات متحده ناگزیر باید به این حمله پاسخ دهد.»

  • نیویورک‌تایمز: مذاکرات محرمانه تهران و واشینگتن از تنگه هرمز فراتر رفته است

    نیویورک‌تایمز: مذاکرات محرمانه تهران و واشینگتن از تنگه هرمز فراتر رفته است

شورای سردبیری واشینگتن‌پست در ادامه سرمقاله خود نوشته این سخن درست است؛ اما همچنین ضروری است که آمریکا توافقی را امضا نکند که در حالی که حکومت ایران همچنان به دنبال اهداف هسته‌ای خود است، به این کشور یک خط نجات مالی ارائه دهد.

در این یادداشت آمده اگرچه ساختار کنونی رهبری در تهران همچنان مبهم است، اما روشن است که تندروها هنوز قدرت قابل توجهی در اختیار دارند. در هفته‌های اخیر، ترامپ بیش از اندازه برای نهایی کردن یک توافق صلح مشتاق به نظر رسیده است تا آمریکا را از جنگی که در اسفندماه سال گذشته آغاز کرد، خارج سازد.

در حالی که دولت او به‌طور مرتب تکرار می‌کند که «نبود توافق بهتر از یک توافق بد است»، ترامپ نیز معمولا زمانی که بازارهای مالی در آستانه بازگشایی قرار دارند و نیاز به آرامش دارند، اعلام می‌کند که دستیابی به یک توافق نهایی قریب‌الوقوع است.

او همچنین این پیام را منتقل کرده است که تمایلی به ازسرگیری بمباران گسترده ندارد و در آخر هفته بر اسرائیل فشار آورد تا پس از حملات نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، به آنها پاسخ متقابل ندهد.

  • ترامپ: آمریکا به سرنگونی بالگرد آپاچی به‌دست جمهوری اسلامی پاسخ می‌دهد

    ترامپ: آمریکا به سرنگونی بالگرد آپاچی به‌دست جمهوری اسلامی پاسخ می‌دهد

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، درخواست ترامپ برای خویشتنداری رد کرد. اما این موضوع تنها جمهوری اسلامی را تشویق کرد تا در تنگه هرمز، جایی که هر دو کشور محاصره دریایی برقرار کرده‌اند، موضع خود را تقویت کند.

به‌نوشته شورای سردبیری واشینگتن‌پست رژیم ایران آشکارا تصور می‌کند که اکنون کفه ترازو در داخل دولت ترامپ به سود کسانی سنگینی می‌کند که خواهان رویکردی نرم‌تر هستند. یک پاسخ قاطع به حمله علیه بالگرد آمریکایی می‌تواند این تصور تهران را که ترامپ اراده ادامه جنگ را ندارد، از بین ببرد.

در سرمقاله واشینگت‌پست تاکید شده که رییس‌جمهوری آمریکا تاکنون پیشرفت قابل توجهی در تضعیف زیرساخت‌های نظامی ایران داشته و تردیدی نیست که محاصره مداوم آمریکا به اقتصاد ایران آسیب زده، اما حکومت ایران همچنان پابرجاست و ترامپ در حال درک این واقعیت است که بدون تغییر رژیم، یافتن پاسخی مناسب برای مساله ایران همچنان دشوار خواهد بود.

شورای سردبیری‌واشینگتن‌پست افزوده است مماشات هرگز راهبرد موفقی برای مهار جاه‌طلبی‌های توسعه‌طلبانه رژیم ایران نبوده است. در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن، آمریکا میلیاردها دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران را آزاد کرد تا در جریان مذاکرات هسته‌ای حسن نیت بخرد. جمهوری اسلامی این پول را دریافت کرد و مذاکرات را به درازا کشاند.

  • روایت سی‌ان‌ان از ده‌ها وعده بی‌سرانجام ترامپ برای توافق با جمهوری اسلامی

    روایت سی‌ان‌ان از ده‌ها وعده بی‌سرانجام ترامپ برای توافق با جمهوری اسلامی

در همان زمان، تهران محدودیت‌های مربوط به غنی‌سازی اورانیوم را کنار گذاشت، مانع بازرسی‌های بین‌المللی هسته‌ای شد و همچنان به تامین مالی نیروهای نیابتی خود در منطقه، از جمله حماس، ادامه داد و در نهایت، مذاکرات در پایان دوره ریاست‌جمهوری بایدن به بن‌بست رسید.

شورای سردبیری واشینگتن‌پست در پایان سرمقاله خود نوشته است ترامپ به جای چانه‌زنی می‌تواند همچنان هزینه‌های ادامه درگیری را برای جمهوری اسلامی افزایش دهد. یکی از موثرترین ابزارهای او نظامی نیست: محاصره اقتصادی تاکنون صادرات نفت ایران را از دو میلیون و ۱۰۰ هزار بشکه در روز در ماه فوریه به تنها ۶۴ هزار بشکه در روز کاهش داده است. عقب‌نشینی در این مقطع، بخش بزرگی از اهرم فشاری را که رییس‌جمهوری آمریکا به دست آورده است، از بین خواهد برد.