• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

میراث مرگبار علی خامنه‌ای؛ ایران میان طناب دار، گلوله و هوای آلوده

رضا اکوانیان
رضا اکوانیان

ایران‌اینترنشنال

۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۹:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)

۱۰۰ روز از کشته شدن علی خامنه‌ای می‌گذرد؛ رهبر پیشین جمهوری اسلامی که بیش از سه دهه در راس قدرت ایران ایستاد و نامش برای مردم ایران، از خانواده‌های دادخواه تا زندانیان سیاسی، معترضان و قربانیان سیاست‌های حکومتی، با اعدام، زندان، سانسور، تبعیض و مرگ‌های قابل پیشگیری گره خورده است.

پس از انتشار خبر کشته شدن خامنه‌ای در حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ آمریکا و اسرائیل، شبکه‌های اجتماعی پر شد از روایت‌هایی که از شادی شماری از ایرانیان حکایت داشت.

برخی شهروندان از شنیده‌ شدن صدای بوق خودروها و هلهله در خیابان‌ها پس از اعلام خبر مرگ خامنه‌ای نوشتند. هم‌زمان، تعدادی از خانواده‌های قربانیان، زندانیان سیاسی سابق و معترضان تاکید کردند او با مرگ خود از پاسخ‌گویی و دادخواهی گریخت.

۱۰۰ روز بعد، همچنان این پرسش باقی است که در دوران خامنه‌ای چه بر جامعه ایران گذشت که مرگ قدرتمندترین فرد کشور برای بخشی از مردم نه لحظه‌ای برای سوگواری، بلکه خبری شادی‌آفرین شد؟

اعدام؛ ستون اصلی ماشین سرکوب

یکی از جدی‌ترین انتقادها به علی خامنه‌ای، نقش او در حفظ و گسترش مجازات اعدام به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین ابزارهای سرکوب در جمهوری اسلامی است.

خامنه‌ای از نخستین سال‌های حضور در راس قدرت، نه‌تنها از اعدام‌های سیاسی فاصله نگرفت، بلکه بارها با ادبیاتی آشکار از آن دفاع کرد.

او در آذر ۱۳۶۷، زمانی که رییس‌جمهوری بود، در روزنامه رسالت درباره اعدام زندانیان سیاسی نوشت کسانی که اعدام شدند، «مستحق» آن بودند. سال‌ها بعد نیز در خرداد ۱۳۹۶، در دفاع از کارنامه جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ گفت: «جای شهید و جلاد عوض نشود.»

در دوران رهبری خامنه‌ای، ایران همواره در زمره کشورهایی با بالاترین نرخ اجرای اعدام در جهان قرار داشت.

در حالی که بسیاری از کشورها مجازات مرگ را کنار گذاشتند یا اجرای آن را محدود کردند، جمهوری اسلامی نه‌تنها اعدام را حفظ کرد، بلکه دامنه استفاده از آن را در پرونده‌های سیاسی، امنیتی، عقیدتی، مواد مخدر و اعتراضات خیابانی گسترش داد.

بر اساس آمار سازمان حقوق بشر ایران، از سال ۲۰۱۰ تاکنون نزدیک به ۱۱ هزار اعدام در ایران ثبت شده که بخش بزرگی از آن در سال‌های اخیر رخ داده است.

روند اعدام‌ها در سال‌های پایانی رهبری خامنه‌ای شتابی کم‌سابقه گرفت. طبق گزارش هرانا، شمار اعدام‌های ثبت‌شده از بیش از ۳۵۱ مورد در سال ۱۴۰۰، به بیش از ۶۲۰ مورد در سال ۱۴۰۱، بیش از ۷۷۱ مورد در سال ۱۴۰۲، بیش از ۱۰۶۹ مورد در سال ۱۴۰۳ و بیش از ۲۴۸۸ مورد در سال ۱۴۰۴ رسید.

پرونده اعدام زندانیان سیاسی یکی از تاریک‌ترین بخش‌های کارنامه جمهوری اسلامی در دوران خامنه‌ای است. فعالان سیاسی، معترضان، اعضای گروه‌های مخالف حکومت، متهمان به جاسوسی و زندانیانی که در روندهای مبهم و امنیتی محاکمه شدند، در میان اعدام‌شدگان قرار داشتند.

دستگاه قضایی تنها از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۳ خرداد سال جاری، دست‌کم ۴۲ زندانی سیاسی را در زندان‌های ایران اعدام کرده و برای ده‌ها زندانی سیاسی دیگر حکم مرگ صادر کرده است.

سازمان‌های حقوق بشری بارها درباره نبود دادرسی عادلانه، محرومیت از وکیل مستقل، شکنجه، اعترافات اجباری، سلول انفرادی و مرگ‌های مشکوک در بازداشتگاه‌ها هشدار داده‌اند.

در چنین ساختاری، اعدام بیش از آنکه نتیجه یک روند قضایی مستقل باشد، به ابزاری برای ایجاد هراس و خاموش کردن اعتراض تبدیل شده است.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ساختار قضایی در دوران رهبری خامنه‌ای، غلبه نگاه امنیتی بر روند دادرسی بود.

در بسیاری از پرونده‌های سیاسی و امنیتی، متهمان از دسترسی آزاد به وکیل مستقل محروم بودند و گزارش‌های متعددی از شکنجه، فشار برای اعتراف‌گیری، نگهداری طولانی‌مدت در سلول انفرادی، محرومیت درمانی و حتی مرگ‌های مشکوک در بازداشتگاه‌ها منتشر شد.

در کنار اعدام‌ها، مساله مصونیت عاملان و تصمیم‌گیران نیز بخشی از این چرخه سرکوب بود. بسیاری از چهره‌های دخیل در اعدام‌های دهه ۶۰ و سرکوب‌های قضایی بعدی، در دوران رهبری خامنه‌ای نه‌تنها بازخواست نشدند، بلکه به مناصب بالاتر حکومتی رسیدند.

از همین رو، خانواده‌های قربانیان، خامنه‌ای را مسئول سیاسی اصلی تداوم ماشین اعدام در جمهوری اسلامی می‌دانند.

سرکوب اعتراضات؛ از کوی دانشگاه تا دی ۱۴۰۴

یکی از ثابت‌ترین ویژگی‌های دوران رهبری خامنه‌ای، برخورد امنیتی با اعتراضات بود. از اعتراضات دانشجویی و سیاسی تا تجمع‌های صنفی کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، کشاورزان و اقلیت‌های قومی، حکومت به جای پاسخ به مطالبات شهروندان، عمدتا با بازداشت، پرونده‌سازی و سرکوب خیابانی واکنش نشان داد.

پیش از موج‌های بزرگ اعتراضی نیز پرونده‌هایی چون قتل‌های زنجیره‌ای، سرکوب فعالان سیاسی و فشار بر مطبوعات و دانشگاه‌ها، نشانه‌هایی از تثبیت الگوی حذف، ارعاب و برخورد امنیتی با منتقدان در دوران خامنه‌ای بود.

از تیر ۱۳۷۸ تا دی ۱۳۹۶، سه موج مهم اعتراضات دانشجویی، سیاسی و معیشتی با سرکوب گسترده روبه‌رو شد. در تیر ۱۳۷۸، حمله به کوی دانشگاه تهران به کشته شدن شماری از دانشجویان و بازداشت صدها دانشجوی دیگر انجامید.

در اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸، ده‌ها نفر کشته شدند و بازداشت‌های گسترده و حصر رهبران جنبش سبز در پی آمد.

در دی ۱۳۹۶ نیز اعتراضات معیشتی از شهرهای کوچک آغاز شد و به ده‌ها شهر گسترش یافت؛ اعتراضاتی که دست‌کم ۲۵ کشته و هزاران بازداشتی بر جای گذاشت.

افزایش قیمت بنزین جرقه اعتراضات آبان ۱۳۹۸ را زد، اما دامنه نارضایتی بسیار فراتر از آن بود.

خبرگزاری رویترز شمار کشته‌شدگان را حدود ۱۵۰۰ نفر اعلام کرد. سازمان عفو بین‌الملل نیز هویت صدها کشته را مستند کرد و این اعتراضات را یکی از خونبارترین سرکوب‌های تاریخ جمهوری اسلامی توصیف کرد.

کشته‌شدن مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت ارشاد در شهریور ۱۴۰۱، موجی از اعتراضات سراسری را به دنبال داشت.

بر اساس گزارش نهادهای حقوق بشری، دست‌کم ۵۵۰ نفر در جریان این اعتراضات کشته و هزاران تن نیز بازداشت شدند. این جنبش به بزرگ‌ترین چالش اجتماعی و سیاسی دوران رهبری خامنه‌ای تبدیل شد.

تنها چند ماه پیش از کشته شدن خامنه‌ای، ایران شاهد موج تازه‌ای از اعتراضات سراسری بود.

رهبر پیشین جمهوری اسلامی ۱۳ دی ۱۴۰۴ با تکرار مواضع پیشین خود درباره اعتراضات سال‌های گذشته، معترضان را «مزدور دشمن» خواند و بار دیگر بر ضرورت سرکوب آنان تاکید کرد.

بر اساس گزارش ایران‌اینترنشنال، دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان اعتراضات و سرکوب‌های دی ۱۴۰۴ کشته شدند. در ماه‌های بعد هم هزاران نفر بازداشت شدند و شماری از بازداشت‌شدگان با احکام اعدام و زندان‌های طولانی‌مدت روبه‌رو شدند.

طی این سال‌ها، اعتراضات کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، کشاورزان، کامیون‌داران و تجمع‌های مردمی درباره بحران آب و انرژی، قتل کولبران و سوخت‌بران و دیگر مطالبات محلی و صنفی نیز بارها با بازداشت، پرونده‌سازی و برخورد امنیتی مواجه شدند.

کنترل جامعه با سرکوب و سانسور

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های دوران رهبری خامنه‌ای، گسترش سازوکارهای کنترل جامعه بود. در این دوره، سپاه پاسداران و بسیج از نهادهای صرفا نظامی فراتر رفتند و به بازیگران اصلی عرصه‌های امنیتی، سیاسی و اجتماعی تبدیل شدند.

در کنار نیروهای رسمی، حضور نیروهای موسوم به لباس‌شخصی نیز به یکی از ویژگی‌های ثابت سرکوب اعتراضات و برخورد با مخالفان تبدیل شد؛ روندی که از کوی دانشگاه تا جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات دی ۱۴۰۴ بارها مشاهده شد.

هم‌زمان، محدودسازی آزادی بیان و حق انتقاد به یکی از مهم‌ترین محورهای انتقاد از جمهوری اسلامی تبدیل شد و ده‌ها هزار نفر در طول دوران رهبری خامنه‌ای با اتهام‌هایی مانند «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» بازداشت، محاکمه یا زندانی شدند.

رسانه‌ها نیز در تمام این سال‌ها با محدودیت‌های گسترده روبه‌رو بودند. ده‌ها روزنامه و نشریه توقیف شدند، صدها روزنامه‌نگار بازداشت، زندانی یا ناچار به ترک کشور شدند و ایران در بسیاری از سال‌ها در فهرست بزرگ‌ترین زندان‌های روزنامه‌نگاران جهان قرار گرفت.

با گسترش اینترنت، کنترل فضای مجازی به یکی از اولویت‌های حکومت تبدیل شد. فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی، مسدودسازی وب‌سایت‌ها، محدودیت پیام‌رسان‌ها و قطع اینترنت در جریان اعتراضات به ابزارهای ثابت کنترل اطلاعات تبدیل شد.

آبان ۱۳۹۸ یکی از گسترده‌ترین قطع‌های اینترنت در جهان را رقم زد. در سال‌های بعد نیز هم‌زمان با جنبش «زن، زندگی، آزادی»، اعتراضات دی ۱۴۰۴ و دیگر رخدادهای امنیتی، دسترسی میلیون‌ها شهروند به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی محدود یا قطع شد.

تلاش برای توسعه «شبکه ملی اطلاعات» و کاهش وابستگی اینترنت ایران به شبکه جهانی بخشی از سیاست کنترل فضای مجازی در دوران خامنه‌ای بود.

سازوکارهای فیلترینگ، قطع اینترنت و کنترل ارتباطات شهروندان که در دوران خامنه‌ای گسترش یافت، پس از مرگ او نیز ادامه پیدا کرد.

صداوسیما در دهه‌های گذشته بارها اعترافات اجباری زندانیان و متهمان سیاسی و مدنی را پخش کرد؛ اعترافاتی که خانواده‌ها، وکلا و نهادهای حقوق بشری آن‌ها را حاصل فشار و شکنجه دانسته‌اند.

پس از سرنگونی هواپیمای اوکراینی و کشته شدن ۱۷۶ سرنشین آن نیز خانواده‌های قربانیان و معترضان به پنهان‌کاری حکومت با محدودیت‌ها و برخوردهای امنیتی روبه‌رو شدند.

مجموعه این سیاست‌ها، از گسترش نقش نهادهای امنیتی و سرکوب خیابانی تا سانسور رسانه‌ها، فیلترینگ، قطع اینترنت، اعترافات اجباری و فشار بر خانواده‌های دادخواه، شبکه‌ای گسترده برای کنترل جامعه، محدود کردن گردش آزاد اطلاعات و مهار منتقدان در دوران رهبری خامنه‌ای ایجاد کرد.

کنترل جامعه؛ از زنان تا دانشگاه‌ها و اقلیت‌ها

حجاب اجباری یکی از ماندگارترین نمادهای کنترل اجتماعی در دوران رهبری خامنه‌ای بود. او بارها از حجاب اجباری دفاع کرد و آن را نه فقط یک حکم مذهبی، بلکه مساله‌ای سیاسی و هویتی دانست.

برای میلیون‌ها زن ایرانی، این سیاست به نماد دخالت حکومت در زندگی خصوصی و محدود کردن حق انتخاب فردی تبدیل شد.

در همین دوره، گشت ارشاد و دیگر نهادهای مسئول اجرای حجاب به ابزارهای رسمی کنترل زنان بدل شدند. بازداشت، جریمه، تحقیر و برخوردهای خشونت‌آمیز با زنان به‌دلیل پوشش، اعتراض به حجاب اجباری را از «دختران خیابان انقلاب» تا جنبش «زن، زندگی، آزادی» به یکی از مهم‌ترین نمادهای مخالفت با جمهوری اسلامی تبدیل کرد.

این کنترل تنها به پوشش محدود نماند و ساختار حقوقی جمهوری اسلامی در حوزه‌هایی مانند ازدواج، طلاق، حضانت، ارث و فرصت‌های شغلی و سیاسی، تبعیض علیه زنان را نهادینه کرد.

در سال‌های پایانی رهبری خامنه‌ای نیز سیاست‌های جمعیتی، محدودیت در دسترسی به خدمات پیشگیری از بارداری و سخت‌تر شدن امکان پایان خودخواسته بارداری، حق تصمیم‌گیری زنان درباره بدن و آینده خود را بیش از پیش محدود کرد.

سیاست کنترل اجتماعی در دوران خامنه‌ای در حوزه آموزش عالی، آزادی‌های مذهبی، حقوق اقلیت‌ها و فعالیت نهادهای مدنی نیز ادامه یافت و بخش‌های مختلف جامعه را تحت تاثیر قرار داد.

دانشگاه‌ها در دوران رهبری خامنه‌ای با روند اسلامی‌سازی، امنیتی‌سازی و محدودیت‌های گسترده روبه‌رو شدند. صدها دانشجو از ادامه تحصیل محروم شدند، استادان منتقد اخراج یا بازنشسته شدند و علوم انسانی بارها هدف حملات ایدئولوژیک قرار گرفت.

طی این سال‌ها، اقلیت‌های دینی و عقیدتی هم با محدودیت‌های گسترده مواجه بوده‌اند. بهائیان با محرومیت از تحصیل و اشتغال، بازداشت و مصادره اموال روبه‌رو شدند و اهل سنت، دراویش، نوکیشان مسیحی و دیگر اقلیت‌های مذهبی نیز بارها از تبعیض و برخوردهای امنیتی شکایت کردند.

در کردستان، سیستان‌ و بلوچستان، خوزستان و برخی دیگر از مناطق کشور فعالان مدنی و حقوق بشری از امنیتی شدن مطالبات فرهنگی، زبانی، مذهبی و سیاسی سخن گفته‌اند.

جامعه ال‌جی‌بی‌تی‌کیو پلاس نیز در تمام دوران رهبری خامنه‌ای با جرم‌انگاری، تبعیض قانونی و نبود حمایت حقوقی مواجه بود.

فعالان حقوق بشر، وکلا، تشکل‌های کارگری و فعالان محیط زیست بارها با بازداشت و پرونده‌های امنیتی مواجه شدند؛ روندی که مرگ کاووس سیدامامی در بازداشت و پرونده‌سازی علیه فعالان محیط زیست به یکی از نمادهای آن تبدیل شد.

در همین دوره، حصر طولانی‌مدت حسین‌علی منتظری و سپس میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد بدون برگزاری دادگاه علنی، به یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای برخورد حکومت با منتقدان و مخالفان سیاسی خامنه‌ای تبدیل شد.

جاده‌های مرگ

در حالی که جمهوری اسلامی میلیاردها دلار به پروژه‌های ایدئولوژیک و نظامی اختصاص داد، فرسودگی جاده‌ها، ناایمن بودن خودروها و ضعف نظارت، تصادفات رانندگی را به یکی از مرگبارترین بحران‌های غیرنظامی ایران تبدیل کرد.

بر اساس داده‌های سازمان پزشکی قانونی و آمارهای رسمی، از سال ۱۳۷۶ تا پایان سال ۱۴۰۴ بیش از ۵۶۴ هزار نفر در حوادث رانندگی جان باختند. در همین بازه زمانی، بیش از یک میلیون و ۶۶۱ هزار نفر در حوادث رانندگی مصدوم شدند.

تنها در حدود پنج سال پایانی رهبری خامنه‌ای، از ابتدای سال ۱۴۰۰ تا پایان سال ۱۴۰۴، دست‌کم ۹۵ هزار و ۲۸۸ نفر در تصادفات رانندگی در ایران جان خود را از دست دادند.

به گفته پلیس راهور فراجا، در ۲۰ سال گذشته بیش از شش میلیون و ۳۰۰ هزار نفر نیز در تصادفات رانندگی مجروح یا معلول شده‌اند که ۱۰ تا ۱۵ درصد آنان دچار معلولیت دائمی شده‌اند.

کارشناسان حوزه حمل‌ونقل سال‌هاست خودروهای ناایمن، جاده‌های غیراستاندارد و ضعف مدیریت ایمنی را از عوامل اصلی این تلفات معرفی می‌کنند.

هزاران نفر از مصدومان با آسیب‌های شدید، از جمله معلولیت‌های دائمی، روبه‌رو می‌شوند؛ پیامدی که زندگی قربانیان و خانواده‌هایشان را برای همیشه تغییر می‌دهد.

صنعت خودروسازی ایران در تمام این سال‌ها زیر چتر حمایت‌های گسترده حکومتی و در فضایی انحصاری فعالیت کرد.

خامنه‌ای در مقاطع مختلف از محدود کردن واردات برای حمایت از تولید داخلی دفاع کرد و بارها بر ضرورت حمایت از صنایع داخلی تاکید داشت.

او در عین حال اذعان کرده بود وضعیت خودروسازی کشور رضایت‌بخش نیست، اما حمایت سیاسی از ساختار انحصاری خودروسازی و محدودیت واردات، مانع شکل‌گیری رقابت موثر و ارتقای استانداردهای ایمنی شد.

بخش مهمی از این تلفات، حاصل دهه‌ها سیاست‌گذاری ناکارآمد، ضعف نظارت، فرسودگی زیرساخت‌های حمل‌ونقل و حمایت از صنعتی بوده است که بارها به‌دلیل کیفیت و ایمنی محصولاتش مورد انتقاد قرار گرفت.

از این منظر، صدها هزار قربانی تصادفات جاده‌ای را می‌توان بخشی از هزینه‌های انسانی حکمرانی در دوران خامنه‌ای دانست.

آلودگی هوا؛ مرگ خاموش صدها هزار ایرانی

آلودگی هوا در دهه‌های گذشته به یکی از مرگبارترین بحران‌های سلامت عمومی در ایران تبدیل شده است. در سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵، مقام‌های وزارت بهداشت معمولا از حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار مرگ سالانه منتسب به آلودگی هوا سخن می‌گفتند.

در سال‌های بعد، این برآوردها به حدود ۳۵ تا ۴۰ هزار مرگ سالانه رسید و در نهایت، آمارهای رسمی سال‌های اخیر ابعاد سنگین‌تری از بحران را نشان داد.

بر پایه ارزیابی وزارت بهداشت، در سال ۱۴۰۲ آلودگی هوا در ۵۷ شهر ایران به مرگ زودرس ۳۰ هزار و ۶۹۲ نفر انجامید و سهم ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون از مرگ‌ومیر در این جامعه آماری ۱۲.۶ درصد برآورد شد. مرکز پژوهش‌های مجلس نیز زیان اقتصادی این بحران را حدود ۲۳ میلیارد دلار در سال اعلام کرد.

در سال ۱۴۰۳، برآوردها سنگین‌تر شد. عباس شاهسونی، معاون مرکز تحقیقات کیفیت هوا دانشگاه علوم پزشکی بهشتی، از ۳۵ هزار و ۵۴۰ مرگ منتسب به آلودگی هوا در ۸۳ شهر کشور خبر داد و گفت دامنه برآوردها از ۲۳ هزار و ۷۶۶ تا ۴۶ هزار مرگ متغیر بوده است.

چند ماه بعد، علی‌رضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، رقم بالاتری اعلام کرد و گفت در سال ۱۴۰۳ حدود ۵۸ هزار و ۹۷۵ مرگ در کشور منتسب به ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون بوده است؛ یعنی ۱۶۱ مرگ در روز و حدود هفت مرگ در هر ساعت.

این روند نشان می‌دهد آلودگی هوا در دوران خامنه‌ای به یکی از بزرگ‌ترین عوامل مرگ زودرس در ایران تبدیل شد.

بر اساس برآوردهای رسمی و نیمه‌رسمی، شمار قربانیان این بحران در دهه‌های اخیر به صدها هزار نفر می‌رسد و در برآوردهای بالاتر، از مرز یک میلیون نفر نیز فراتر می‌رود؛ رقمی معادل جمعیت یک کلان‌شهر، یا مرگ یک نفر از هر حدود ۸۰ ایرانی.

فرسودگی ناوگان حمل‌ونقل، خودروهای کم‌کیفیت و پرمصرف، سوخت‌های آلاینده، ضعف حمل‌ونقل عمومی، توسعه نامتوازن شهری و بی‌اعتنایی مزمن به هشدارهای محیط زیستی، از جمله عوامل اصلی این بحران بودند.

در ساختاری که زیر نظر خامنه‌ای شکل گرفت و تداوم یافت، سلامت عمومی در برابر حفظ صنایع ناکارآمد، منافع نهادهای قدرت و سیاست‌های فرسوده اقتصادی و انرژی قربانی شد.

کرونا و فرمان مرگبار خامنه‌ای برای ممنوعیت واردات واکسن

همه‌گیری کرونا به یکی از مرگبارترین بحران‌های تاریخ معاصر ایران تبدیل شد. بر اساس آمار رسمی، حدود ۱۴۰ تا ۱۴۶ هزار نفر در ایران بر اثر ابتلا به کووید-۱۹ جان باختند، اما برآوردهای مستقل و محاسبات مبتنی بر مرگ‌ومیر مازاد، شمار واقعی قربانیان را به‌مراتب بیشتر نشان می‌دهد.

محسن منصوری، معاون سابق ابراهیم رئیسی، بعدها گفت کرونا تا پایان دولت حسن روحانی نزدیک به ۷۰۰ هزار نفر را در ایران به کام مرگ کشاند.

علی خامنه‌ای ۱۹ دی ۱۳۹۹ واردات واکسن‌های تولید آمریکا و بریتانیا را ممنوع اعلام کرد.

این تصمیم در حالی اتخاذ شد که بسیاری از کشورهای جهان برنامه‌های گسترده واکسیناسیون را آغاز کرده بودند.

در ایران اما روند دسترسی عمومی به واکسن با تاخیر قابل‌توجهی روبه‌رو شد و هم‌زمان، حکومت بر وعده‌ تولید داخلی و روایت‌های تبلیغاتی تکیه کرد.

در تابستان ۱۴۰۰ و هم‌زمان با شیوع سویه دلتا، ایران یکی از سنگین‌ترین موج‌های کرونا را تجربه کرد؛ دوره‌ای که شمار جان‌باختگان در برخی روزها از ۷۰۰ نفر فراتر رفت.

ممنوعیت واردات واکسن‌های آمریکایی و بریتانیایی در کنار پنهان‌کاری آماری، تاخیر در واکسیناسیون و اتکا به وعده‌های شکست‌خورده تولید داخلی، کرونا را به یکی از آشکارترین نمونه‌های تبدیل سیاست ایدئولوژیک به مرگ جمعی در ایران بدل کرد.

در سال‌های بعد، گروهی از وکلا، پزشکان، فعالان مدنی و خانواده‌های قربانیان با تشکیل کارزار «دادخواهان سلامت» و طرح شکایت علیه خامنه‌ای و دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی، آنان را به نقش داشتن در مرگ ده‌ها هزار شهروند در جریان همه‌گیری کرونا متهم کردند.

شماری از افرادی که در پیگیری این شکایت نقش داشتند، بازداشت شدند و این پرونده به یکی از جنجالی‌ترین نمونه‌های تلاش برای پاسخگو کردن مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی در قبال مدیریت بحران کرونا تبدیل شد.

فعالیت‌های فرامرزی؛ از ترور مخالفان تا تامین گروه‌های نیابتی

در خارج از مرزهای ایران، سیاست‌های خامنه‌ای با ترور، ربایش و تهدید مخالفان گره خورد؛ از پرونده میکونوس تا پرونده‌های جدیدتر علیه روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی خارج کشور.

هم‌ز‌مان، حمایت سازمان‌یافته از نیروهای نیابتی در سوریه، لبنان، عراق، یمن و غزه، جمهوری اسلامی را به بخشی از جنگ‌ها، سرکوب‌ها و بحران‌های انسانی منطقه تبدیل کرد.

این سیاست‌ها علاوه بر قربانیان گسترده در کشورهای درگیر، منابع عظیمی را از اقتصاد ایران خارج کرد؛ منابعی که می‌توانست صرف سلامت، آموزش، زیرساخت و رفاه شهروندان ایرانی شود.

این فهرست همه آنچه در نزدیک به پنج دهه گذشته بر ایران گذشته نیست. هر خانواده دادخواه، هر زندانی سیاسی سابق، هر زن معترض، هر بازمانده سرکوب و هر شهروندی که عزیزش را در زندان، خیابان، جاده، بیمارستان یا زیر آسمان آلوده از دست داده، روایتی دیگر برای افزودن به آن دارد.

اما همین فهرست نشان می‌دهد چرا مرگ خامنه‌ای برای بخشی از جامعه ایران فقط مرگ یک رهبر سیاسی نبود. برای آنان، این مرگ یادآور پایان نمادین دوره‌ای بود که در آن قدرت، بارها بر جان انسان مقدم شد؛ دوره‌ای که با اعدام، زندان، سانسور، تبعیض، سرکوب و مرگ‌های قابل پیشگیری به یاد می‌آید.

۱۰۰ روز پس از مرگ خامنه‌ای، هنوز بسیاری از پرسش‌ها بی‌پاسخ مانده‌اند. حقیقت بسیاری از پرونده‌ها روشن نشده، عاملان بسیاری از کشتارها و سرکوب‌ها پاسخگو نشده‌اند و ساختارهایی که در دوران او ساخته و تقویت شدند، همچنان بر زندگی میلیون‌ها ایرانی سایه انداخته‌اند.

Banner

پربازدیدترین‌ها

گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی
۱
روایت شما

گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی

۲

عروسی دوناروما با حضور هالند و مانچینی در جنوب ایتالیا

۳

وال‌استریت ژورنال: جنگنده‌های بحرین و کویت به اهدافی در ایران حمله کرده‌اند

۴

تلگراف: جمهوری اسلامی عوامل مرتبط با نهادهای اطلاعاتی را مخفیانه به بریتانیا می‌فرستد

۵

آمریکا در سیزدهمین شب حملات، نقاطی را در چندین استان ایران هدف قرار داد

انتخاب سردبیر

  • گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی
    روایت شما

    گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی

  • شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت
    تحلیل

    شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت

  • برای مذاکره با جمهوری اسلامی، ابتدا باید خود حکومت را شناخت که لانه افعی‌هاست
    تحلیل

    برای مذاکره با جمهوری اسلامی، ابتدا باید خود حکومت را شناخت که لانه افعی‌هاست

  • استفاده از مساجد و آمبولانس‌ها برای سرکوب معترضان انقلاب ملی در کرج

    استفاده از مساجد و آمبولانس‌ها برای سرکوب معترضان انقلاب ملی در کرج

  • نورنیوز خبر داد جلسه مقامات حکومت که ۹ اسفند به آن حمله شد، برای سرکوب اعتراضات بود

    نورنیوز خبر داد جلسه مقامات حکومت که ۹ اسفند به آن حمله شد، برای سرکوب اعتراضات بود

  • نقش مقام‌های قضایی و قضات دادگاه انقلاب در افزایش اعدام‌های سیاسی‌ در ایران

    نقش مقام‌های قضایی و قضات دادگاه انقلاب در افزایش اعدام‌های سیاسی‌ در ایران

  • از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

    از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

  • اعدام‌های سیاسی در یک ماه نسبت به میانگین ماهانه سال قبل ۴ برابر افزایش داشت

    اعدام‌های سیاسی در یک ماه نسبت به میانگین ماهانه سال قبل ۴ برابر افزایش داشت

  • حامد اسماعیلیون: شش سال بعد از جنایت پرواز پی‌اس۷۵۲، ما مانده‌ایم و خامنه‌ای آدمکش

    حامد اسماعیلیون: شش سال بعد از جنایت پرواز پی‌اس۷۵۲، ما مانده‌ایم و خامنه‌ای آدمکش

  • چرا با گذشت شش سال هنوز نمی‌دانیم جمهوری اسلامی در اعتراضات آبان خونین ۹۸ چند نفر را کشت؟

    چرا با گذشت شش سال هنوز نمی‌دانیم جمهوری اسلامی در اعتراضات آبان خونین ۹۸ چند نفر را کشت؟

  • جوانان ۲۰ تا ۳۰ ساله، بیشترین قربانیان تصادفات مرگبار شهری تهران در آبان‌ماه

    جوانان ۲۰ تا ۳۰ ساله، بیشترین قربانیان تصادفات مرگبار شهری تهران در آبان‌ماه

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.