انجمن قلم آمریکا جایزه «آزادی نوشتن» را به گلرخ ایرایی و علی اسداللهی اهدا میکند
انجمن قلم آمریکا اعلام کرد گلرخ ایرایی، نویسنده و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، علی اسداللهی، شاعر و مترجم، برنده جایزه «آزادی نوشتن پن/باربی» سال ۲۰۲۶ شدهاند؛ جایزهای برای نویسندگانی که بهدلیل بیان دیدگاههایشان تحت پیگرد یا سرکوباند.
انجمن قلم (پن) آمریکا اعلام کرد این انتخاب در شرایطی صورت گرفته که بحران آزادی بیان در ایران تشدید شده و نویسندگان، افزون بر سرکوب ساختاری و دیرینه حکومت، با پیامدهای فوری و مرگبار جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل نیز روبهرو هستند.
سامر لوپز، مدیرعامل مشترک انجمن قلم، گفت: «ضروری است که همچنان توجهها را به نویسندگانی مانند ایرایی و اسداللهی جلب کنیم؛ کسانی که هم نمایانگر سرکوب فزاینده اخیر علیه دگراندیشی در ایران هستند و هم نمادی از آزار و تعقیب طولانیمدت نویسندگان و جامعه مدنی که دههها از ویژگیهای این نظام بوده است.»
او این نویسندگان را «تجسم شجاعت و خلاقیتی» خواند که برای «بیان آزادانه دیدگاهها در برابر آزار بیوقفه» ضروری است.
قرار است از این دو نویسنده در مراسم سالانه انجمن قلم آمریکا که۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ (برابر با ۱۴ مه ۲۰۲۶) در موزه تاریخ طبیعی آمریکا در نیویورک برگزار میشود، تقدیر شود.
جایزه «آزادی نوشتن پن/باربی» که هر ساله اهدا میشود، به نویسندگانی تعلق میگیرد که هنگام انتخاب در زندان هستند و بهدلیل بیان دیدگاههایشان تحت تعقیب قرار گرفتهاند.
پن آمریکا این جایزه را بخشی از تلاشهای خود برای دفاع از آزادی بیان و حمایت از نویسندگانی میداند که بهخاطر کلماتشان هزینه میدهند.
کارزار انجمن قلم برای برندگان جایزه تا زمان آزادی آنها ادامه مییابد
کارین کارلکار، مدیر بخش «نویسندگان در معرض خطر» در پن آمریکا، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، در پاسخ به این پرسش که این جایزه چه تاثیری در بهبود وضعیت نویسندگان تحت فشار داشته است، گفت: «این جایزه ابزاری قدرتمند است که پن آمریکا برای جلب توجه به نویسندگان زندانی و در نهایت کمک به آزادی آنها از زندان بهکار میگیرد. در نزدیک به ۴۰ سالی که از آغاز این جایزه میگذرد، بیشترِ برندگان، تا حدی بهدلیل توجهی که این جایزه به پروندههایشان جلب کرده، آزاد شدهاند. در حال حاضر، ۴۶ نفر از ۵۵ نویسنده زندانی که این جایزه را دریافت کردهاند، از زندان آزاد شدهاند.»
او افزود: «این جایزه به آزادی برندگان پیشین ایرانی مانند نسرین ستوده، نرگس محمدی و کیوان باژن و رضا خندان مهابادی از کانون نویسندگان ایران نیز کمک کرده است. امیدواریم با انتخاب گلرخ و علی در سال جاری، این جایزه به آزادی و حفاظت از آنها نیز کمک کند.»
از میان نویسندگان نامبرده ستوده و نرگس محمدی اکنون در زندان هستند و کیوان باژن نیز اسفند ۱۴۰۰ با سپری کردن بیش از یکسوم از حکم خود از زندان آزاد شد.
کارلکار در پاسخ به این پرسش که پن آمریکا پس از اعطای جایزه چه اقدامهایی انجام میدهد، گفت: «ما این جایزه را نه یک تقدیر ساده، بلکه آغاز یک کارزار میدانیم که تا زمان آزادی برندگان ادامه مییابد. از آنجا که بسیاری از آنها با آزارهای مداوم و حتی بازداشت دوباره مواجه میشوند، هر زمان که نیاز باشد به حمایت از آنها ادامه میدهیم.»
او افزود: «بسته به هر پرونده، از مجموعهای از روشها استفاده میکنیم؛ از جمله افزایش آگاهی عمومی و توجه رسانهای، رایزنیهای دیپلماتیک علنی و غیرعلنی، ارتباط با نهادهایی مانند سازمان ملل، و همکاری با سازمانهای غیردولتی. این تلاشها در مواردی به بهبود شرایط زندان و در نهایت آزادی بسیاری از برندگان منجر شده است.»
او درباره وضعیت کنونی ایران نیز گفت: «شرایط فعلی در ایران چالشی بزرگتر از هر زمان در سالهای اخیر ایجاد کرده است؛ هم بهدلیل خطرات ناشی از جنگ، از جمله برای زندانیان سیاسی در زندانها، و هم بهدلیل سرکوب شدید پس از اعتراضهای ژانویه که با ادامه قطع اینترنت تشدید شده است.»
کارلکار افزود: «در ماههای اخیر مواردی از ناپدیدسازی قهری مشاهده کردهایم، از جمله درباره علی اسداللهی در اوایل مارس و همچنین درباره نسرین ستوده.»
او تاکید کرد: «ما همچنان از مقامهای جمهوری اسلامی میخواهیم زندانیان سیاسی را در شرایط جنگی آزاد کنند یا دستکم اطمینان یابند که آنها به خدمات درمانی فوری، غذا و امکان تماس با وکلا و اعضای خانواده دسترسی دارند.»
او در پایان گفت: «از سازمان ملل و دیگر دولتها میخواهیم برای آزادی نویسندگان زندانی، از جمله گلرخ ایرایی، فشار وارد کنند و برای نویسندگانی که برای حفظ امنیت خود ناچار به ترک ایران هستند، ویزای بشردوستانه و حمایتهای لازم را فراهم کنند.»
ایرایی و اسداللهی
انجمن قلم آمریکا در معرفی ایرایی، او را نویسنده، شاعر و مدافع حقوق بشر توصیف کرده که بیش از یک دهه بهدلیل نوشتهها و فعالیتهایش با آزار، بازداشت و زندانهای مکرر روبهرو بوده است.
ایرایی نخستین بار در سال ۱۳۹۳ بازداشت شد و از آن زمان بارها دستگیر شده است.
کلاریس روزاز شرییف، از مدیران پن آمریکا، گفت: «مایه افتخار ماست که از گلرخ ابراهیمی ایرایی تقدیر میکنیم؛ زنی استثنایی که بیهراس و فارغ از خطراتی که متوجه امنیت شخصیاش است در برابر نادرستیها میایستد.»
او افزود تعهد مستمر ایرایی به نوشتن و کنشگری، در مواجهه با بازداشتهای متعدد، بازتابدهنده اصول این جایزه است.
بر اساس این گزارش، ایرایی در آخرین حکم صادرشده، پس از بازداشت در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، به هفت سال زندان محکوم شد که در مرحله تجدیدنظر به پنج سال کاهش یافت و همچنان در زندان اوین نگهداری میشود.
علی اسداللهی، شاعر و مترجم، نیز بهگفته پن آمریکا در بهمن ۱۴۰۴ در موج تشدید سرکوب نویسندگان در ایران بازداشت شد، از دسترسی به وکیل محروم ماند و تحت بازجویی، آزار جسمی و فشار برای اعتراف اجباری قرار گرفت؛ اما در نهایت در اواخر اسفند همان سال با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.
پن آمریکا با اشاره به خطر بازداشت دوباره اسداللهی، او را عضو کانون نویسندگان ایران با شش مجموعه شعر منتشر شده، معرفی کرد که پیشتر نیز در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شده بود.
روزاز شرییف در اینباره گفت: «پرونده اسداللهی نشان میدهد حکومت ایران همچنان مصمم به خاموش کردن صداهای مخالف است، به هر قیمتی.» او همچنین هشدار داد که با وجود آزادی، خطر بازداشت مجدد همچنان او را تهدید میکند.
علی اسداللهی
تهدیدهای پیشروی نویسندگان ایرانی
پن آمریکا تاکید کرد جمهوری اسلامی از جمله محدودکنندهترین حکومتها در زمینه آزادی بیان است. در شاخص «آزادی نوشتن» این نهاد در سال ۲۰۲۴، ایران با ۴۳ نویسنده زندانی در رتبه دوم جهان قرار داشت و پیشبینی میشود این شمار در سال ۲۰۲۵ افزایش پیدا کند.
در این گزارش همچنین آمده این جنگ، نگرانیها درباره امنیت نویسندگان و زندانیان سیاسی را افزایش داده است.
سامر لوپز گفت: «نویسنده بودن در ایران، که پیشتر نیز با تهدید و سرکوب دائمی همراه بود، در شرایط جنگی حتی خطرناکتر شده است.» او افزود نویسندگان زندانی همزمان با نقض شدید حقوق بشر از سوی حکومت، در معرض خطر حملات هوایی نیز قرار دارند.
پن آمریکا همچنین از جمهوری اسلامی خواست تمامی نویسندگانی را که بهناحق زندانی شدهاند فورا آزاد کند و از همه طرفهای درگیر در این درگیری خواست به تعهدات خود برای حفاظت از جان غیرنظامیان و زیرساختها، از جمله میراث فرهنگی، پایبند باشند.
از برندگان پیشین ایرانی این جایزه میتوان به نرگس محمدی در سال ۲۰۲۳، بکتاش آبتین، کیوان باژن و رضا خندان مهابادی در سال ۲۰۲۱ و نسرین ستوده در سال ۲۰۱۱ اشاره کرد. محمدی و ستوده در ماههای اخیر بار دیگر بازداشت و زندانی شدهاند.
مراسم ادبی پن آمریکا هر سال با هدف حمایت از آزادی بیان و نویسندگان در معرض خطر برگزار میشود.
در این دوره، اَن پچت جایزه خدمات ادبی و جیسون بلوم جایزه «چشمانداز کسبوکار» را دریافت خواهند کرد. دیوید رمنیک و کوامه آنتونی آپیا ریاست این مراسم را بر عهده دارند و بیش از ۵۰ نویسنده از جمله رانا ایوب، آذر نفیسی، لین ناتج و لورا سیکور بهعنوان میزبانان ادبی حضور خواهند داشت.
برخی نفتکشهای ایرانی با خاموش کردن سامانههای ردیابی خود، موفق شدهاند در پوشش تاریکی حاصل از این خاموشی، از سد ناوهای آمریکایی عبور کنند و میلیونها بشکه نفت را به بازارهای جهانی برسانند.
نشریه بلومبرگ چهارشنبه دوم اردیبهشت در گزارشی به ناکامی بخشی از محاصره دریایی آمریکا پرداخت.
به گزارش بلومبرگ، دستکم دو نفتکش ایرانی با بار کامل، در هفته جاری از خلیج فارس خارج شده و از سد محاصره آمریکا عبور کردهاند.
این کشتیها بخشی از یک ناوگان نفتکش هستند که با دور زدن کشتیهای جنگی، حدود ۹ میلیون بشکه نفت را جابهجا کردهاند.
شرکت دادهکاوی ورتکسا (Vortexa) اعلام کرد که دو نفتکش غولپیکر با پرچم جمهوری اسلامی به نامهای «هیرو ۲» (Hero II) و «هدی» (Hedy)، آخرین کشتیهایی هستند که تصاویر ماهوارهای خروج آنها را ثبت کردهاند.
این دو نفتکش دوشنبه ۳۱ فروردین، از خط محاصره مشخصشده از سوی آمریکا عبور کردهاند.
این نفتکشها میتوانند در مجموع تا چهار میلیون بشکه نفت حمل کنند.
خروج این نفتکشها نشاندهنده محدودیت تلاشهای آمریکا برای قطع صادرات نفت خام ایران است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پیش از این، این محاصره را یک «موفقیت عظیم» توصیف کرده بود تا حکومت ایران را تحت فشار قرار دهد.
از زمان آغاز محاصره در هفته گذشته، نیروی دریایی آمریکا یک کشتی باری مرتبط با ایران را توقیف و همچنین یک نفتکش تحریمشده را در آبهای شرق سریلانکا، مصادره کرد.
نیروی دریایی بریتانیا اعلام کرد در همین حال، ایرانیها نیز که تنگه هرمز را مسدود کردهاند، دوم اردیبهشت به سوی چند کشتی کانتینربر در نزدیکی تنگه تیراندازی کردند.
دستکم به یک کشتی، خسارت سنگینی وارد کرده شده است.
از میان کشتیهایی که از اوایل هفته گذشته عبور کردهاند، ۱۹ فروند در حال خروج از خلیج فارس بودهاند که بار ۱۷ فروند از آنها نفت و محصولات نفتی بوده است.
ورتکسا این محمولهها را با استفاده از تصاویر ماهوارهای شناسایی کرده است، زیرا کشتیهایی که قصد دور زدن نیروهای آمریکایی را دارند، معمولا فرستندههای خود را خاموش میکنند.
نفتکش «هیرو ۲» آخرین بار بیش از یک ماه پیش در حال حرکت به سمت شمال در تنگه مالاکا دیده شد، در حالی که نفتکش «هدی» آخرین بار موقعیت خود را در اواخر فوریه در نزدیکی خورفکان مخابره کرده بود.
مقصد نهایی این دو محموله هنوز مشخص نیست.
بخش عمدهای از صادرات نفت خام ایران به چین است، هرچند هند نیز در هفتههای اخیر و پیش از انقضای معافیتهای آمریکا، دو محموله نفت خام از ایران دریافت کرد.
کشتیهای دیگر نیز در حال سنجش نیروی دریایی آمریکا هستند.
کشتی کوچک «جی سامر» (G Summer) که تحت تحریم آمریکا است، اول اردیبهشت از تنگه هرمز عبور کرد و دادههای ردیابی نشان میدهند اکنون از مرزی که آمریکا محاصره را در آن اجرا میکند، گذشته است.
یک کشتی باری با پرچم گامبیا به نام «لیان استار» (Lian Star) نیز که اول اردیبهشت از تنگه هرمز عبور کرد، اکنون در نزدیکی خط مرزی است و در حال حرکت در حدود خط ساحلی ایران دیده میشود.
نفتکش «آتلانتیس ۲» (Atlantis II) که تحت تحریمهای آمریکا قرار دارد، اواخر سهشنبه (اول اردیبهشت) حرکت به سمت تنگه را آغاز کرد و اکنون در نزدیکی جزیره لارک قرار دارد.
هنوز مشخص نیست که آیا این کشتی حامل بار است یا خیر.
کشتی حمل گاز «الپیجی سوان» (LPG Sevan) نیز با وجود اینکه مقصد خود را شارجه امارات اعلام کرده، در حال نزدیک شدن به تنگه هرمز است.
این کشتی در گذشته محمولههای ایرانی حمل کرده است.
در همین حال، نفتکش «اوشن جول» (Ocean Jewel) که پیوند شناختهشدهای با ایران ندارد و تحت مالکیت چین است، در نزدیکی آنها دیده میشود.
پایگاه دادههای دریایی نشان میدهد شرکتهای مدیریتی این کشتیها در امارات مستقر هستند.
حدود ۸۰۰ کشتی در خلیج فارس گرفتار شدهاند و سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) اعلام کرده است روی طرحی برای تخلیه بار این کشتیها کار میکند که اجرای آن مشروط به کاهش تنشهای جنگی است.
اعلام تمدید آتشبس با جمهوری اسلامی از سوی دونالد ترامپ با واکنشهای گسترده و متفاوت شهروندان مواجه شده است. پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، طیف وسیعی از استیصال و خشم تا خوشبینی به رویدادها و تاکید بر ضربه آخر به حکومت با اعتراضات خیابانی را در بر میگیرد.
رییسجمهوری ایالات متحده شامگاه سهشنبه اول اردیبهشت و در ساعات پایانی آتشبس دو هفتهای اعلام کرد این آتشبس تا زمان ارائه پیشنهاد از سوی تهران و رسیدن گفتوگوها به نتیجه، تمدید خواهد شد.
ترامپ در عین حال گفت آمریکا همزمان به محاصره دریایی ایران ادامه خواهد داد.
اعلام این خبر موجی از خشم و ناامیدی را در میان گروهی از شهروندان برانگیخت.
در پیام یک مخاطب آمده است: «باز آتشبس، آن هم بدون زمان؛ باز این مردم با حس سردرگمی و انتظاری روبهرو شدند که مثل یک حس خفگی است. خستهایم.»
برخی شهروندان اشاره کردند این «عقبنشینی» و «نیمهکاره رها کردن حمله» تنها باعث افزایش فشار اقتصادی بر مردم، دادن «توهم پیروزی» به جمهوری اسلامی و صداوسیما و بهانه برای «رجزخوانیهای شبانه» به نیروهای حکومتی در تجمعاتشان خواهد شد.
به گفته یک شهروند، این «تصمیم اشتباه» از سوی ترامپ، میتواند به تقویت طرف مقابل و پیچیدهتر شدن اوضاع منجر شود و در این میان، مردم ایران بیشترین هزینه را میپردازند و احساس تنهایی میکنند.
مخاطبی دیگر تمدید آتشبس را «بدترین اتفاقی» خواند که میتوانست رخ دهد و گفت ترامپ با «جنگ نصفه و نیمهاش» عملا حکومت را تحویل سپاه پاسداران داد؛ آن هم در شرایط کنونی ایران که زیر فشار اعدامها و سرکوبها و قطع اینترنت، خفقان عجیبی حکمفرما شده است.
برخی دیگر اشاره کردند «مذاکره با تروریستها» اشتباهی راهبردی و تصمیمی «غیر عقلانی» است که تاوانش را در نهایت مردم ایران و سرزمین ایران خواهند داد.
مخاطبی از کرج در همین زمینه گفت: «بیگانهای از خارج با بیگانهای در داخل وطنم میجنگد و صلح میکند و تاوانش را ما میدهیم.»
شهروندی دیگر به پوریا حمیدی، یوتیوبر و گیمر جوان ایرانی اشاره کرد که پیش از شروع جنگ ۴۰ روزه و پس از کشتار خونین ۱۸ و ۱۹ دی، در اعتراض به آغاز مذاکرات تهران و واشینگتن در بوشهر دست به خودکشی زد و جان باخت.
این شهروند نوشت: «روزهای جنگ خیلی دوست داشتم به اینترنت دسترسی میداشتم تا از پوریا بگویم؛ او با مرگ خودخواسته تلاش کرد صدایش را به جهان برساند. آن روزها میگفتم کاش میبودی تا جنگ را ببینی، ولی الان پیش خودم میگویم خوش به حالت که نیستی تا این روزها را ببینی.»
تاکید بر نقش محاصره
در سوی دیگر این پیامهای مبتنی بر خشم و ناامیدی، گروهی از شهروندان بر نقش تاثیرگذار محاصره دریایی آمریکا در معادلات تاکید کردند.
شهروندی یادآوری کرد محاصره اقتصادی، گام بسیار مهمی در براندازی یک حکومت است؛ مانند همان کاری که به گفته او، «آمریکا با شوروی و صدام کرد».
مخاطبی دیگر گفت محاصره دریایی ترامپ وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی را به شدت به هم ریخته و سپاه پاسداران در حال فروپاشی اقتصادی است: «فکر میکنم همین وضعیت موجب امتیازدهی جمهوری اسلامی به ایالات متحده خواهد شد.»
این محاصره با واکنشهایی از سوی مقامهای جمهوری اسلامی نیز مواجه شده است.
امیر سعید ایروانی، سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل، چهارشنبه دوم اردیبهشت اعلام کرد آغاز دور بعدی مذاکرات در پاکستان، منوط به پایان محاصره دریایی آمریکاست.
مهدی محمدی، مشاور محمدباقر قالیباف، نیز با انتشار پستی در ایکس نوشت: «تداوم محاصره تفاوتی با بمباران ندارد و باید به آن پاسخ نظامی داد. ضمن اینکه تمدید آتشبس از جانب ترامپ قطعا به معنای خرید زمان به منظور ضربه غافلگیرانه است.»
شهروندی در همین زمینه به ایراناینترنشنال گفت: «این محاصره دریایی از جنگ برای جمهوری اسلامی نابودکنندهتر است. مردم عزیز نگران نباشید. ترامپ هوشمندانه آتشبس شناور داد و هر لحظه میتواند بزند در سر حکومت. از طرفی هم اقتصاد را خفه کرد.»
مخاطبی دیگر گفت اتفاقا ضربهای که ترامپ با روند کنونی به جمهوری اسلامی میزند بسیار قویتر از بمب و موشک است و خطاب به شهروندان نگران افزود: «چون صدایش را نمیشنوید ناامیدید. کمی صبر کنید، نتیجه را میبینید.»
شهروندی هم با اشاره به فشاری که ایرانیان از همه سو تحمل میکنند، گفت که محاصره بنادر، با همان سرعتِ عملیات نظامی در حال پایان دادن به جمهوری اسلامی است: «فقط این بار با ویرانیِ کمتر برای ایران.»
به باور او، ترامپ با محاصره، زیرساختِ درآمدی حکومت را هدف قرار داده و اگر مردم صبور باشند، به زودی نتیجه را خواهند دید.
شهروند دیگری هم با اشاره به ابر تورم شدیدی که در راه است، آتشبس را «پوست موزی» خواند که پاکستان زیر پای جمهوری اسلامی انداخته است.
گروهی از شهروندان نیز در پیامهای خود، اشاره کردند که رییسجمهوری آمریکا در ماههای اخیر بارها نشان داده گاهی کاری که انجام میدهد، در عمل با آنچه میگوید متفاوت است.
یک مخاطب یادآوری کرد ترامپ قبل از شروع جنگ هم مدام حرفهایش را بین تمایل به آغاز حمله و روند خوب مذاکرات تغییر میداد و ایرانیان را «عصبی و روانی» کرده بود اما در نهایت طوری حمله کرد که حالا جمهوری اسلامی تبدیل به «حکومتی از هم پاشیده و نیمه جان» شده است.
شهروندی به مردم نگران توصیه کرد: «به حرفهای ترامپ گوش نکنید. اگر به کارهایش نگاه کنید، قطعا امیدوارتر میشوید.»
چندین مخاطب نیز از شهروندان خواستند نترسند و ناامید نشوند و اطمینان داشته باشند در نهایت با سقوط جمهوری اسلامی، «روزهای سخت و سیاه به پایان میرسد» و «نور بر تاریکی پیروز میشود».
شهروندی گفت ترامپ و نتانیاهو «کار را نیمهتمام رها نمیکنند» و مخاطبی دیگر از مشهد، ضمن تاکید بر همین ایده، گفت با این حال، کاش رهبران آمریکا و اسرائیل کمی شفافتر و امیدوارانهتر درباره کاری که میخواهند با جمهوری اسلامی انجام دهند با مردم ایران صحبت میکردند.
مخاطبی نیز نداشتن تحمل و ایجاد ناامیدی در اطرافیان را در شرایط بحرانی «سم مهلک» خواند و با اشاره به وضعیتی که آن را «وقفهای کوتاهمدت به منظور آمادهسازی برای مرحله بعدی» خواند، گفت: «ترامپ هنوز تاس سوم را نریخته است. چرا ناامیدید؟»
تاکید بر ضرورت تغییر از داخل و آمادگی برای فراخوان اعتراضات
دهها شهروند در پیامهای خود از زاویه دیگری به این رویدادها نگاه کردند و گفتند جدا از آنچه بین آمریکا و جمهوری اسلامی در جریان است و اینکه نتیجه این رویارویی چه خواهد شد، ایرانیان باید بدانند در نهایت تغییر حکومت به دست خود آنان و از مسیر اعتراضات خیابانی رقم خواهد خورد.
مخاطبی خطاب به دیگر شهروندان گفت: «کشته شدن علی خامنهای آن هم با این بیآبرویی برای مردم ایران شبیه خواب و خیال بود! ترامپ بود که این کار را کرد. مردم ایران! بزرگی اتفاقی که افتاده را درک کنید و یادتان بماند اگر قرار باشد کسی برای تغییر رژیم کاری کند، خود ماییم. کسی بدهی به ما ندارد.»
شهروندی دیگر با اشاره به اولویت منافع ملی هر کشوری، یادآوری کرد: «خواهش میکنم از توهم اینکه ترامپ میآید و ما را نجات میدهد بیرون بیایید. ما قرار است خودمان آینده را تغییر دهیم.»
مخاطبی که خود را نوجوانی ۱۳ ساله معرفی کرد، از بزرگترها و «پدرها و مادرها» خواست در «فراخوان آخر» به خیابان بروند تا آینده بچههایشان روشن باشد.
یک شهروند با اشاره به محاصره دریایی، پیشبینی کرد حکومت به زودی امکان صادرات نفت و درآمدزایی را از دست میدهد و از طرفی، سران حکومت و حتی «ارزشیها» در فقدان رهبری واحد «به جان هم افتادهاند»؛ شرایطی که به گفته او، زمینه را برای فراخوان نهایی شاهزاده رضا پهلوی و زدن ضربه آخر برای سقوط فراهم میکند.
مخاطبی نیز گفت: «جز اینکه آتشبس تمدید شود راه دیگری نبود. جنگ دوباره شروع شود، دقیقا کجا را بزنند؟ آمریکا چیزی به ما بدهکار نیست. این را یادتان باشد. آخر کار، به ما مردم بستگی دارد.»
شهروندی دیگر از خرمآباد با اشاره به فراخوانی که برای حضور خیابانی در راه است، تاکید کرد: «امید تنها چیزی است که هنوز نتوانستهاند از ما بگیرند. مراقب رویاها و امیدهایتان باشید.»
دولت بریتانیا اعلام کرد برنامهریزان نظامی بیش از ۳۰ کشور نشست دو روزهای در لندن برگزار میکنند تا طرحهای عملیاتی برای بازگشایی تنگه هرمز و تضمین امنیت کشتیرانی را بررسی کنند. همزمان با این نشست، دستکم سه کشتی کانتینری در این منطقه هدف تیراندازی قرار گرفتند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، این نشست دو روزه که چهارشنبه و پنجشنبه دوم و سوم اردیبهشت و در ادامه تعهد بیش از ۱۲ کشور برای مشارکت در یک ماموریت بینالمللی به رهبری بریتانیا و فرانسه برگزار میشود، ماموریتی است که هدف آن حفاظت از عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز «در صورت فراهم شدن شرایط»، عنوان شده است.
این تعهد پس از آن مطرح شد که حدود ۵۰ کشور از اروپا، آسیا و خاورمیانه در یک کنفرانس ویدیویی شرکت کردند تا در واکنش به اظهارات دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درباره عدم نیاز به کمک متحدان، موضع مشترکی نشان دهند.
وزارت دفاع بریتانیا اعلام کرد این نشست بر پیشرفتهای حاصلشده در گفتوگوهای هفته گذشته بنا میشود.
جان هیلی، وزیر دفاع بریتانیا، گفت: «وظیفه امروز و فردا تبدیل توافق دیپلماتیک به یک طرح مشترک برای حفظ آزادی کشتیرانی در تنگه و حمایت از یک آتشبس پایدار است.»
او افزود: «مطمئنم که در دو روز آینده میتوان به پیشرفت واقعی دست یافت.»
بر اساس این گزارش، شرکتکنندگان قرار است درباره توانمندیهای نظامی، ساختار فرماندهی و کنترل، و نحوه استقرار نیروها در منطقه گفتوگو کنند.
هدف این نشست، پیشبرد طرحهای نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز پس از برقراری یک آتشبس پایدار اعلام شده است.
این در حالی است که هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، این هفته برای دیدار رسمی به لندن سفر میکند تا درباره جنگ در ایران و اوکراین و همکاری میان متحدان ناتو گفتوگو کند.
ترکیه که با ایران هممرز است و با تهران، واشینگتن، و اسلامآباد به عنوان میانجی در تماس نزدیک قرار دارد، آخر هفته گذشته میزبان یک نشست دیپلماتیک با حضور هیاتهایی از همه طرفها بود و بارها خواستار پایان درگیریها شده است.
بابک خاربو، عموی علیرضا خاربو، از جاویدنامان اعتراضهای دیماه، که ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ در شهرستان دیزیچه اصفهان بازداشت شده بود، اکنون با اتهامهای سنگینی روبهروست و حق دسترسی به وکیل از او سلب شده است. به خانواده او گفتهاند که وضعیت این زندانی را پیگیری نکنند.
بنا بر اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، بابک پس از بازداشت تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفته و سپس به زندان دستگرد منتقل شده است. او حق دسترسی به وکیل ندارد.
منابع نزدیک به خانواده گفتند به همسر بابک اطلاع داده شده است از پیگیری روند آزادی او خودداری کند.
این زندانی ۳۳ ساله، پدر سه فرزند خردسال است.
روایت جانباختن علیرضا خاربو
علیرضا خاربو ۲۰ ساله، ۱۸ دی ۱۴۰۴ در شهر دیزیچه، از توابع بخش مرکزی شهرستان مبارکه در جنوب غربی استان اصفهان، با شلیک گلوله جنگی از سوی نیروهای بسیج، از ناحیه پا زخمی شد.
بر اساس این گزارشها، او در حال کمک به یکی از مجروحان که هدف گلوله قرار گرفته بود، با شلیک مستقیم به پا زمینگیر و سپس بازداشت شد.
یک هفته بعد، پیکر او با آثار اصابت سه گلوله به خانوادهاش تحویل داده شد؛ یک گلوله در پا، یک گلوله در پهلو و یک گلوله در صورت که «تیر خلاص» توصیف شده است.
علیرضا بهتازگی ازدواج کرده بود و تنها یک سال از عقد او میگذشت.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد علاوه بر علیرضا، سه معترض دیگر به نامهای حجت ملکی، محمد جباری و مهدی نوری در اعتراضهای ۱۸ دی دیزیچه کشته شدهاند.
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت: «دستکم دو هزار نفر از جمعیت حدود ۲۵ هزار نفری دیزیچه در اعتراضهای ۱۸ دی شرکت کرده بودند.»
شهر دیزیچه با مساحت حدود ۳۶ کیلومتر مربع، در سال ۱۳۷۲ در بهروزرسانی تقسیمات کشوری به شهر تبدیل شد. در سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر ۱۹ هزار و ۲۳۹ نفر اعلام شده بود.
به گفته این شاهد عینی، زمانی که معترضان به سمت پایگاه بسیج حرکت کردند از پشت خودروی بسیج به سمت معترضان با گلوله جنگی شلیک شد.
این منبع گفت علیرضا از خانوادهای با وضعیت مالی «ضعیف» بود و «مادرش با پخت نان» فرزندانش را بزرگ کرده بود.
به گفته این شاهد، علیرضا به تازگی سربازیاش تمام شده و یک وانت بار گرفته بود و با آن کار میکرد.
به گفته شاهدان محلی، در حال حاضر نیز اطراف پشتبام ساختمان بسیج با کیسههای شنی سنگربندی شده و نیروهای مسلح در آن محل مستقرند.
پایگاه خبری بلومبرگ در گزارشی به پیامدهای حملات در بافت متراکم شهری تهران طی جنگ اخیر پرداخت. مناطقی که بهدلیل راهبرد حکومت در استفاده از سپر انسانی، تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی در آنها امری دشوار است.
بلومبرگ گزارش داد محدودیتهای اعمالشده در ایران بر عکاسی و دسترسی به اینترنت، در کنار محدودیتهای ایالات متحده درباره انتشار تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا، ارزیابی خسارات جنگ در ایران را دشوار کرده است.
با این حال، بررسیهای پژوهشگران دانشگاه ایالتی اورگن بر پایه تصاویر راداری نشان داد در جریان جنگ اخیر، دستکم هفت هزار و ۶۴۵ ساختمان در سراسر ایران آسیب دیده یا تخریب شدهاند که در میان آنان، ۶۰ مرکز آموزشی و ۱۲ مرکز درمانی به چشم میخورند.
بلومبرگ نیز با تحلیل نوع کاربری زمین در مناطق آسیبدیده تهران نوشت در مجموع، دو هزار و ۸۱۶ ساختمان پایتخت در درگیریها هدف قرار گرفتند که حدود ۳۲ درصد نظامی، ۲۵ درصد صنعتی، ۲۱ درصد غیرنظامی، ۱۹ درصد تجاری و دو درصد، دولتی بودند.
نازنین شاهرکنی، دانشیار دانشکده مطالعات بینالمللی در دانشگاه سایمون فریزر کانادا، گفت در شهری با ابعاد تهران، «در عمل نمیتوان مرزی روشن میان اهداف نظامی و زندگی غیرنظامی ترسیم کرد» و پیامدهای جنگ «در سراسر این بافت بههمپیوسته گسترش مییابد».
۳۱ فروردین، عباس مسجدی، رییس سازمان پزشکی قانونی کشور، اعلام کرد در جریان جنگ اخیر، سه هزار و ۳۷۵ نفر در ایران کشته شدند.
او افزود استانهای تهران، هرمزگان و اصفهان بهترتیب بیشترین آمار جانباختگان را به خود اختصاص دادند.
مسجدی توضیحی درباره سهم نظامیان و غیرنظامیان در این آمار ارائه نکرد.
راهبرد جمهوری اسلامی: درهمتنیدگی عامدانه اهداف نظامی و غیرنظامی
به گزارش بلومبرگ، بیشتر مناطق شهری تهران ترکیبی از ساختمانهای مسکونی، واحدهای تجاری، مغازهها، بانکها و ساختمانهای دولتی هستند و حدود ۱۶ میلیون وسیله نقلیه، تراکم سنگینی در پایتخت به وجود آوردهاند.
این رسانه افزود بررسیها نشان میدهد اهداف نظامی و دولتی در سراسر تهران در مجاورت مستقیم مکانهای غیرنظامی و تجاری قرار دارند.
تاسیسات نظامی یا صنعتی هم در میان مناطقی واقع شدهاند که غالبا ماهیتی غیرنظامی یا تجاری دارند.
در ماههای اخیر و بهویژه در جریان انقلاب ملی ایرانیان و جنگ، گزارشهای متعددی درباره استقرار نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در مدارس، مساجد، ورزشگاهها و مراکز درمانی منتشر شد.
همچنین گزارشها از بهکارگیری اماکن غیرنظامی برای فعالیتهای نظامی حکومت و نیز استفاده از شهروندان بهعنوان «سپر انسانی» حکایت داشت.
فعالیت عوامل اطلاعاتی، نظامی و امنیتی در خانههای تیمی در دل بافتهای مسکونی، بههمراه پنهان شدن فرماندهان و مقامهای حکومتی در میان غیرنظامیان برای در امان ماندن از حملات احتمالی اسرائیل و ایالات متحده، از دیگر مصادیق قابل توجه در این زمینه است.
عملیات نظامی کنترلشده در بافت شهری متراکم امکانپذیر است؟
آمریکا و اسرائیل گفتهاند در جریان کارزار اخیر، به مواضع نظامی و امنیتی حمله کردند و دست به انجام ترورهای هدفمند و عملیات دقیق زدند.
طبق اعلام این دو کشور، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهصورت عامدانه مواضع خود را در مناطق غیرنظامی مستقر کرده است.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، در همین رابطه گفت از آغاز عملیات «خشم حماسی»، ارتش آمریکا به ۱۳ هزار موضع حمله کرده است، اما «غیرنظامیان را هدف قرار نمیدهد».
در سوی دیگر، شاهرکنی این رویکرد را «تلاشی برای توجیه» دانست و تاکید کرد چنین سخنانی میکوشد عملیات نظامی را «کنترلشده و محدود» جلوه دهد، در حالی که پیامدهای واقعی آن «در یک محیط شهری متراکم» را پنهان میکند.
بر اساس آمار رسمی، خسارت اقتصادی جنگ به ایران طی ۴۰ روز به ۲۷۰ میلیارد دلار رسید که معادل حدود سه هزار دلار به ازای هر نفر است و انتظار میرود با تشدید اختلال در تجارت بهدنبال محاصره بندرهای جنوبی ایران از سوی آمریکا، این رقم افزایش یابد.