واشینگتنپست در گزارش خود تاکید کرده که اقدامات پشتپرده قطر، تصویری از شیوههای پنهانی کشورهای خلیج فارس برای دور نگه داشتن خود از خسارات بزرگترین جنگ منطقه در ۲۰ سال گذشته به دست میدهد.
در این گزارش با اشاره به حمله موشکی جمهوری اسلامی به تاسیسات گازی راس لفان در قطر در اسفندماه سال گذشته، نوشته شده است این حمله بخشهایی از بزرگترین مجتمع تولید گاز طبیعی جهان را نابود کرد که نزدیک به یک پنجم گاز جهان را تامید میکند.
این حمله همچنین قراردادهای چندمیلیارد دلاری با چین و دیگر مشتریان را به خطر انداخت و چشمانداز پایان زودهنگام جنگ را با کشاندن قطر، یکی از میانجیهای کلیدی میان آمریکا و جمهوری اسلامی، به درون درگیری تیرهتر کرد.
بهنوشته واشینگتنپست این حمله اما یک پیامد پنهان دیگر نیز داشت. بهگفته مقامهای امنیتی خاورمیانه و مقامهای غربی مطلع از اطلاعات محرمانه، این حمله همچنین تلاشهای مخفیانه قطر برای خارج نگه داشتن مجتمع گازی خود، موسوم به «راس لفان»، از فهرست اهداف جمهوری اسلامی را ناکام گذاشت.
این مقامها که نامشان اعلام نشده به واشینگتنپست گفتند قطر که در پی حفاظت از مهمترین دارایی اقتصادی خود بود، در آغاز جنگ به تهران نزدیک شد و پیشنهادی ارائه کرد که به سود هر دو طرف بود: جمهوری اسلامی از حمله به راس لفان خودداری کند و در مقابل قطر به طور یکجانبه تولید گاز را متوقف کند؛ اقدامی که باعث جهش قیمت انرژی میشد و فشار اقتصادی بر آمریکا و اسرائیل برای کوتاهتر کردن جنگ وارد میکرد.
یکی از مقامهای ارشد امنیتی منطقه به این روزنامه گفت قطر چیزی در حد یک «توافق محرمانه» پیشنهاد کرد؛ توافقی که بر اساس آن دوحه متعهد میشد از نفوذ خود بر عرضه گاز برای تسریع پایان جنگ استفاده کند و در مقابل از جمهوری اسلامی تنها یک تعهد میخواست: «به ما حمله نخواهید کرد.»
یک مقام دیگر که به همان اطلاعات دسترسی داشته نیز به واشینگتنپست گفت پیام قطر به تهران این بود که: «شما بدون حمله به ما نیز به اهداف خود خواهید رسید.»
این مقامها از جمله چند نفری بودند که به شرط ناشناس ماندن درباره اطلاعات بهدستآمده از رهگیری ارتباطات و دیگر منابع اطلاعاتی با واشینگتنپست صحبت کردند.
به گفته این مقامها، قطر نتوانست تعهدی از جمهوری اسلامی دریافت کند. با این حال، روندی که پس از آن رخ داد نشان میداد که احتمال وجود یک تفاهم ضمنی دستکم بهطور موقت همچنان برقرار بوده است.
قطر در سومین روز جنگ، زمانی که جمهوری اسلامی صدها موشک و پهپاد مسلح را به سوی اهدافی در سراسر خلیج فارس شلیک کرد، مجتمع راس لفان را تعطیل کرد. در آن زمان، قطر دلیل این اقدام را «حملات نظامی علیه تاسیسات عملیاتی» اعلام کرد.
تصاویر ماهوارهای که بعدا از سوی واشینگتن پست بررسی شد، هیچ نشانه آشکاری از خسارت در راس لفان نشان نمیداد.
اظهارات مقامهای قطری نیز نگرانیها را در بازارهای جهانی انرژی تشدید کرد؛ از جمله هشدار وزیر انرژی قطر که گفته بود این جنگ «اقتصادهای جهان را به زانو در خواهد آورد.»
قطر در پاسخ به پرسشهای واشینگتن پست، هرگونه توافق محرمانه با جمهوری اسلامی را رد کرد و گفت تصمیم برای توقف تولید در راس لفان صرفا بهدلیل تهدید حملات و نگرانی برای کارکنان و زیرساختهایی اتخاذ شده بود که شریان حیاتی اقتصاد این کشور محسوب میشود.
دفتر رسانهای بینالمللی قطر در بیانیهای کتبی اعلام کرد: «هرگونه ادعا مبنی بر اینکه تصمیمات عملیاتی مربوط به تولید انرژی با ایران، به نفع ایران یا با هدف تاثیرگذاری بر روند جنگ اتخاذ شده یا تاکنون اتخاذ شده باشد، کاملا نادرست است.»
قطر همچنین این ادعا را تلاشی برای «تخریب تلاشهای جاری جهت میانجیگری برای پایان دادن به درگیری، آسیب زدن به اعتبار قطر و تضعیف شراکت راهبردی میان قطر و ایالات متحده» توصیف کرد.
با وجود تکذیب رسمی گزارش از سوی قطر، این روزنامه تاکید کرده که اقدامات قطر برای ارتباط پشتپرده با جمهوری اسلامی که پیشتر گزارش نشده بود، تصویری از شیوههایی ارائه میدهد که بهگفته مقامهای امنیتی، کشورهای خلیج فارس برای محافظت از خود در میانه شدیدترین جنگ منطقه طی دهههای اخیر به کار گرفتهاند.
بهنوشته واشینگتنپست قطر امیرنشینی کوچک در خلیج فارس است که از بسیاری کشورهای دیگر آسیبپذیرتر است، اما همزمان ابزارهایی برای تاثیرگذاری بر هر دو طرف درگیری در اختیار دارد.
قطر در چارچوب نقش میانجی منطقهای خود، ارتباطات نزدیک با رهبران جمهوری اسلامی حفظ کرده است. این کشور به رهبران گروه حماس، که مورد حمایت تهران است، اجازه داده در دوحه حضور داشته باشند و همچنین در بزرگترین میدان گازی جهان با ایران شریک است.
در عین حال، قطر روابط عمیقی با ایالات متحده برقرار کرده است. پایگاه هوایی العدید بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه است. بخش زیادی از زیرساختهای انرژی قطر نیز بهطور مشترک با شرکت اکسونموبیل و دیگر شرکتهای آمریکایی اداره میشود.
پس از انتخاب مجدد دونالد ترامپ، دوحه یک فروند بوئینگ ۷۴۷ به ارزش ۴۰۰ میلیون دلار را به عنوان «هدیه» به او داد که اکنون برای تبدیل شدن به نسخه ارتقا یافته هواپیمای ریاستجمهوری آمریکا در حال بازسازی است.
بهنوشته واشینگتنپست تلاش قطر برای رسیدن به توافقی پنهانی با جمهور اسلامی همچنین نشان میدهد که کشورهای خلیج فارس از همان آغاز جنگ تا چه اندازه به نفوذ خود بر عرضه انرژی بهعنوان یک اهرم نگاه کردهاند هرچند این جمهوری اسلامی بود که با تسلط بر تنگه هرمز، بیشترین بهره را از این اهرم برد.
مقامهای آمریکایی به این روزنامه گفتند سازمان سیا و مقامهای ارشد دولت ترامپ از تماس قطر با تهران مطلع بودند؛ اقدامی که میتوانست به عنوان تضعیف اهداف آمریکا و اسرائیل در کارزار نظامیشان تلقی شود.
با این حال، هیچ نشانهای از بروز شکاف در روابط دوحه و واشینگتن دیده نشده است.
ترامپ ماه گذشته در شبکههای اجتماعی نوشت که پس از درخواست رهبران پادشاهیهای خلیج فارس، که نام امیر قطر شیخ تمیم بن حمد آل ثانی را در صدر آنها ذکر کرد، از ازسرگیری حملات علیه جمهوری اسلامی خودداری کرده است.
قطر حتی پس از واگذاری نقش میانجی اصلی به پاکستان، همچنان در مذاکرات صلح با جمهوری اسلامی مشارکت داشته و چهارشنبه شب نیز هیاتی را به تهران اعزام کرد و خبر توافق جمهوری اسلامی و آمریکا بر سر متن یادداشت تفاهم اولیه برای تمدید آتشبس و مذاکرات مرتبط با برنامه هستهای پس از مذاکرات و بازگشت این هیات منتشر شد.
تاسیسات راس لفان که مقامهای امنیتی میگویند قطر در پی محافظت از آن بوده، یک مجموعه صنعتی عظیم است که تقریبا دو برابر مساحت شهر واشینگتن را در بر میگیرد. گاز طبیعی تولیدشده در این تاسیسات گاز مورد نیاز برای طیفی متنوع از اجاقهای خانگی گرفته تا نیروگاههای برق در آسیا و اروپا را تامین میکند.
شرکت دولتی قطر انرژی که راس لفان را اداره میکند، سالها به عنوان مطمئنترین تامینکننده گاز طبیعی مایع (LNG) در جهان شناخته میشد؛ بهگونهای که بهگفته مقامهای قطری و تحلیلگران انرژی، هرگز پیش از این ارسال عمدهای را از دست نداده بود. اما این روند بیوقفه در دوم مارس پایان یافت و یکی از نخستین شوکهای جنگ را به بازارهای انرژی وارد کرد.
واشینگتنپست تاکید کرده است که تعطیلی راس لفان پیش از آن رخ داد که عربستان سعودی، کویت یا دیگر کشورهای خلیج فارس اقدامات مشابهی انجام دهند و پیش از آن بود که مشخص شود تنگه هرمز برای ماهها به روی نفتکشها بسته خواهد ماند.
بهگفته مقامهای امنیتی، تماس قطر با تهران از طریق رصد ارتباطات رهبران جمهوری اسلامی کشف شد. این مقامها به منظور حفاظت از منابع اطلاعاتی، از ذکر نام افراد دخیل در مذاکرات خودداری کردند.
چندین مقام گفتند اطلاعات موجود بهروشنی نشان میداد که دوحه آماده است صرفنظر از پیامدهای اقدامش برای منافع آمریکا و اسرائیل از راس لفان محافظت کند، حتی اگر چنین اقدامی به راهبرد بقای تهران مبتنی بر ایجاد آشفتگی اقتصادی کمک میکرد.
یک مقام امنیتی منطقهای به واشینگتنپست گفت انگیزه اصلی قطر ظاهرا «جلوگیری از خسارتی بود که احتمالا ۱۰ سال زمان برای جبران لازم داشت».
او افزود که این بخشی از الگوی گستردهتر مانورهای آرام همسایگان ایران بوده است.
او گفت عربستان، کویت و دیگر کشورها نیز بهدنبال راههایی برای مهار کارزار تلافیجویانه جمهوری اسلامی بودند، اما تلاش قطر صریحتر از دیگران تلقی میشد.
به گفته این مقام، شیوه ارتباط دوحه با تهران نمونهای بود از «نحوه عملکرد سیاست موازنهسازی در پشت صحنه میان کشورهای خلیج فارس و ارتباطات آنها با حکومت ایران.»
یک مقام قطری این اظهارات را رد کرد و در عین حال تایید کرد که دوحه «بهطور کلی از جمهوری اسلامی خواسته بود حمله نکند»، اما هرگونه تلاش برای دریافت حمایت ویژه از راس لفان یا تمایل به دستکاری بازار انرژی را انکار کرد.
او گفت چنین اقدامی «سابقهای بسیار خطرناک» ایجاد میکرد و این انتظار را به وجود میآورد که «هر زمان ایران خشمگین شود ما باید عملیات خود را متوقف کنیم. در این صورت ما به این موضوع مشروعیت میبخشیدیم که هر زمان ایران با یک مساله ژئوپلیتیک مواجه شود، به ما ضربه اقتصادی بزند.»
برخی مقامهای غربی و منطقهای معتقدند قطر مایل است وضعیت موجود در ایران حفظ شود، زیرا دوحه بهشکل نامتناسبی از دسترسی مشترک دو کشور به میدان گازی پارس جنوبی ــ گنبد شمالی سود برده و دلیل این امر تا حدی ناتوانی ایران برای بهرهبرداری از بخش خود در سالهای گذشته بهواسطه تحریمهای غربی بوده است.
این مقام قطری نیز این ادعا را رد کرد که دوحه بقای حکومت دینی ایران را به سود خود میداند.
او گفت: «برای ما، ایران همیشه یک تهدید بوده است، حتی پیش از انقلاب اسلامی. این جنگ یک سناریو کابوسوار است.»
واشینگتنپست سپس با استناد به گفتههای مقامهای فعلی و سابق آمریکایی و غربی، تاکید کرده است که قطر پس از تجربه محاصره از سوی همسایگان عرب خود در سالهای گذشته و همچنین حملات اسرائیل علیه رهبران حماس در دوحه، غریزهای قوی برای حفظ بقا پیدا کرده است؛ موضوعی که میتواند هرگونه تماس احتمالی با جمهوری اسلامی را توضیح دهد.
تیمی دیویس، سفیر آمریکا در قطر از سال ۲۰۲۲ تا سال گذشته، به این روزنامه گفت: «سال گذشته اسرائیل به آنها حمله کرد؛ امسال جمهوری اسلامی به آنها حمله میکند. قطر سالها مجبور بوده در حالت بقا زندگی کند، اما بهویژه از زمان جنگ غزه این وضعیت تشدید شده و اکنون نیز در همان شرایط قرار دارد.»
دیویس گفت بعید میداند قطر با یک معامله صریح و مستقیم به تهران نزدیک شده باشد، اما در عین حال تردیدی ندارد که دوحه میتوانسته توضیح دهد برنامههای اضطراری آن «ممکن است برای تهران مثبت باشد و به کوتاهتر شدن درگیری کمک کند.»
با این حال واشینگتنپست تاکید کرده است که اگر قطر واقعا موفق شده بود برای راس لفان مصونیت بگیرد، این مصونیت عمر کوتاهی داشت.
پس از موج حملات آمریکا و اسرائیل در نخستین روز جنگ در ۹ اسفند که به کشته شدن علی خامنهای و شمار زیادی از حلقه نزدیکان او و رهبری نظامی سیاسی جمهوری اسلامی انجامید، تهران در ۱۱ اسفند با شلیک انبوهی از موشکها و پهپادها به سوی همسایگان خلیج فارس واکنش نشان داد.
در حالی که راس لفان تعطیل شده بود، مقامهای قطری درباره آنچه در این مجتمع رخ داده بود پیامهای متناقضی ارسال کردند.
سعد الکعبی، وزیر انرژی قطر، در مصاحبهای که ۱۵ اسفند در روزنامه فایننشال تایمز منتشر شد، گفت: «هنوز میزان خسارت را نمیدانیم.»
او افزود: «هنوز مشخص نیست تعمیرات چقدر زمان خواهد برد ولی جنگ اقتصادهای جهان را زمینگیر خواهد کرد.»
محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر، نیز در مصاحبهای جداگانه گفت راس لفان هدف «یک حمله بزرگ» قرار گرفته، اما «به شکلی معجزهآسا» خسارت اندکی دیده است.
او هشدار داد که پیامدها فراتر از عرضه گاز مایع طبیعی خواهد بود و تولید کودهای شیمیایی و دیگر محصولات را نیز مختل میکند و «امنیت غذایی بسیاری از کشورها» را تهدید خواهد کرد.
واشینگتنپست پس از بررسی بررسی تصاویر ماهوارهای نوشته است که در این دوره هیچ آسیب آشکاری در راس لفان یا دیگر نقاطی که قطر ادعا میکرد هدف حمله قرار گرفتهاند، مشاهده نمیشود.
یک مقام قطری گفت یک پهپاد به یک دیواره بتنی در راس لفان اصابت کرده بود، اما مهمات آن بهاندازهای کم بود که نه محل اصابت و نه خسارت ناشی از آن در تصاویر ماهوارهای قابل مشاهده نبود.
دفتر رسانهای قطر در بیانیه خود به واشینگتن پست که در آن تلاش برای توافق پنهانی با تهران تکذیب شده، هرگونه ادعا مبنی بر اینکه دوحه «خسارت واردشده به تاسیسات الانجی راس لفان را بزرگنمایی یا جعل کرده تا تعطیلی آن را توجیه کند» نیز بیاساس خوانده شده است.
در این بیانیه آمده است که تصمیم تعطیلی این مجموعه بر اساس «ارزیابیهای تهدید از سوی ارتش قطر» اتخاذ شد؛ ارزیابیهایی که «خطر واقعی برای جان انسانها در تاسیسات انرژی» را نشان میداد.
بیش از دو هفته بعد، در۲۷ اسفند، نگرانیهای قطر به واقعیت تبدیل شد؛ زمانی که جمهوری اسلامی پس از فلج شدن زیرساختهای گازی خود در اثر حملات هوایی اسرائیل، واکنشی شدید نشان داد و موجب شد ترامپ، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، را مورد انتقاد قرار دهد.
اظهارات مقامهای قطری پس از این حمله بسیار دقیقتر از اظهاراتی بود که هنگام تعطیلی راس لفان مطرح شده بود.
سعد الکعبی گفت این حمله زیرساختهایی حیاتی را نابود کرده که نزدیک به ۲۰ درصد صادرات الانجی قطر را تشکیل میداد.
او افزود تعمیر این خسارتها بین سه تا پنج سال زمان خواهد برد و حمله موجب اختلال چندساله در ارسال محمولهها به چین، کره جنوبی و بلژیک خواهد شد.
الکعبی تاکید کرد:«این حملات فقط حمله به دولت قطر نبود، بلکه حملهای علیه امنیت و ثبات انرژی جهان بود.»