شش فروند دیگر جنگنده رادار گریز اف-۲۲ آمریکا به خاورمیانه اعزام شدند | ایران اینترنشنال
شش فروند دیگر جنگنده رادار گریز اف-۲۲ آمریکا به خاورمیانه اعزام شدند
تایمز اسرائیل به نقل از تحلیلگرانی که دادههای ردیابی پرواز را نظارت میکنند، نوشت ارتش آمریکا انتقال شش فروند دیگر جنگنده رادار گریز اف-۲۲ را به سمت خاورمیانه آغاز کرده است.
انتظار میرود این شش فروند اف-۲۲ در یک پایگاه نیروی هوایی در جنوب اسرائیل مستقر شوند؛ جایی که ۱۱ جنگنده رادارگریز دیگر دوشنبه پنجم اسفند در آنجا فرود آمدند. قرار بود ۱۲ فروند از این نوع جنگندهها دراین پایگاه فرود آیند اما یکی از آنها در راه به دلیل بروز مشکل فنی به پایگاه مبدا بازگشت.
بر اساس این گزارش، طبق دادههای ردیابی پرواز، این شش فروند اف-۲۲ صبح چهارشنبه ششم اسفند همراه با هواپیماهای سوخترسان از ایالات متحده به مقصد پایگاه هوایی نیروی هوایی سلطنتی لکنهیث در بریتانیا پرواز کردند.
شرکت هواپیمایی هلندی «کالام» در بیانیهای از تعلیق موقت پروازهای بین آمستردام و فرودگاه بنگوریون تلآویو از دهم اسفند تا اطلاع ثانوی خبر داد.
این اقدام در میانه احتمال درگیری نظامی بین ایالات متحده و جمهوری اسلامی انجام شده است. با این همه، «کالام» به صراحت به این موضوع اشاره نکرد.
این شرکت هواپیمایی نوشت: «به طور مداوم شبکه جهانی خود را بر اساس تقاضای بازار و شرایط عملیاتی تطبیق میدهد. در حال حاضر، انجام پروازها به تلآویو از نظر تجاری یا عملیاتی امکانپذیر نیست.»
«کالام» افزود: «به نظارت بر تحولات ادامه خواهد داد و بسته به شرایط، تصمیم را دوباره ارزیابی خواهد کرد.»
این شرکت هواپیمایی همچنین گفت گزینههایی برای مسافران متضرر، به منظور رزرو مجدد یا دریافت بازپرداخت ارائه میشود.
اسرائیل هیوم با اشاره به مذاکرات پنجشنبه هفتم اسفند ایالات متحده و جمهوری اسلامی در ژنو نوشت استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان آمریکا، سند پیشنهاد جدید حکومت ایران را دریافت کردند که انتظار میرفت نشاندهنده انعطافپذیری بیشتر تهران در مورد غنیسازی اورانیوم و سایر مسائل کلیدی باشد.
بر اساس این گزارش به نقل از منابع دیپلماتیک آشنا با مذاکرات، در این سند تقریباً هیچ تغییری نسبت به پیشنهادی که جمهوری اسلامی ایران در دور قبلی مذاکرات در عمان ارائه کرده بود، داده نشده است.
اسرائیل هیوم اشاره کرد در شرایطی که تهران تمایل خود را برای اجازه نظارت بیشتر بینالمللی بر تاسیسات هستهای خود ابراز کرده، هیچ انعطافپذیری در مورد درخواست اصلی ایالات متحده برای توقف کامل غنیسازی اورانیوم در خاک ایران ارائه نداده است.
در بخشی از این گزارش به نقل از یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل آمده است که یک حمله نظامی گسترده آمریکا احتمالاً باعث زنجیرهای از رویدادها خواهد شد که به سقوط رژیم آیتالله منجر میشود.
او اضافه کرد که رژیم ایران علیرغم تلاشهایش برای نمایش قدرت، از نظر نظامی ضعیف است و یک ضربه ایالات متحده بیشتر قابلیتهای حکومت ایران را فلج خواهد کرد.
این مقام اسرائیلی گفت چنین حملهای بخشهای قابل توجهی از مردم ایران را به نفع تغییر رژیم بسیج خواهد کرد.
همزمان با ورود عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی به ژنو برای دور دیگری از مذاکرات با نمایندگان ایالات متحده، اسرائیلهیوم نوشت که موضع جمهوری اسلامی با پیشنهادات دور قبل آن تقریبا هیچ تغییری نکرده است.
استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان دونالد ترامپ در مذاکره با جمهوری اسلامی حدود یک روز و نیم قبل از نشست روز پنجشنبه (هفتم اسفند) نامه طرف ایرانی مبنی بر مواضع آنها در مذاکرات آتی را دریافت کردند؛ مواضعی که قرار بود به روشنی انعطافپذیرتر از پیشنهادات هفته قبل مقامهای جمهوری اسلامی باشد.
با این حال اسرائیلهیوم چهارشنبه ششم اسفند به نقل از منابع دیپلماتیک نوشت که نامه ارائه شده جمهوری اسلامی تقریبا فرقی با پیشنهادات دور قبل ندارد. تهران در این اعلام موضع، در حالی که تمایل به اجازه نظارت بیشتر بینالمللی نشان داده، اعلام کرده که از حق غنیسازی اورانیوم در داخل خاک ایران کوتاه نخواهد آمد.
عراقچی و هیات مذاکره کننده جمهوری اسلامی در حالی چهارشنبه شب به وقت محلی وارد ژنو شدند تا پنجشنبه با ویتکاف و کوشنر دیدار کند، که ترامپ خواهان شنیدن جمله طلایی از مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی است؛ اینکه تهران هرگز به سمت تولید سلاح هستهای نخواهد رفت.
به نوشته اسرائیلهیوم، ترامپ پشت درهای بسته رهبران جمهوری اسلامی را بلوف زن خطاب میکند و میگوید که آنها نمیدانند در صورت نپذیرفتن خواسته های آمریکا چه در انتظارشان خواهد بود.
با نزدیک شدن به روز مذاکرات، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نیز با اشاره به این نشست گفت که راه خروج از بحران پرونده هستهای تهران از مسیر توافق میگذرد و در صورت شکست، ممکن است استفاده از زور تحمیل شود. او گفت هدف فوری، حفظ مذاکرات برای جلوگیری از تشدید تنش است.
در این بین آژانس که در گفتوگوها مشارکت دارد، نشانههایی از تردید بروز داده و اعلام کرده که آمادگیهای فنی و اسناد کافی برای موضعگیری تفصیلی را ندارد.
در همین حال، به نوشته اسرائیلهیوم، یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل ارزیابی کرد که یک حمله گسترده نظامی آمریکا به احتمال زیاد زنجیرهای از رویدادها را رقم خواهد زد که در نهایت به سقوط رژیم آیتاللهها منتهی میشود. این مقام گفت با وجود تلاش حکومت برای نمایش قدرت، این رژیم از نظر نظامی ضعیف است و ضربه آمریکا بخش عمده توانمندیهای [حکومت] ایران را فلج خواهد کرد. به گفته او، چنین حملهای همچنین بخشهای قابل توجهی از افکار عمومی ایران را در حمایت از تغییر رژیم بسیج خواهد کرد.
پیش از این نیز، وبسایت اکسیوس، بهنقل از یک مقام آمریکایی و دو منبع آگاه دیگر چهارشنبه هفتم اسفند گزارش داد که ویتکاف سهشنبه در نشستی خصوصی اعلام کرده که آمریکا خواهان آن است که هر توافق هستهای جدید با [حکومت] ایران بهطور نامحدود و دائمی برقرار بماند.
در روزهای اخیر برخی رسانهها همچنین گزارش داده بودند که آمریکا شاید با «غنیسازی نمادین» در داخل ایران به منظور «حفظ آبروی حکومت» موافقت کند. اما این گمانهزنی واکنشهای بسیاری را در پی داشت. از جمله سناتور لیندزی گراهام که به این گزارشها واکنش شدیدی داشت.
گراهام در پیامی در شبکههای اجتماعی هشدار داد که اگر گزارشهای رسانهای درباره بررسی امکان اجازه دادن به ایران برای غنیسازی اورانیوم در سطح بسیار پایین بهمنظور «حفظ آبرو» درست باشد، دولت آمریکا نباید چنین اقدامی انجام دهد. او حکومت ایران را «بزرگترین حامی تروریسم دولتی» خواند و تاکید کرد این رژیم «دستانش به خون آمریکاییها آغشته است» و بیش از ۳۰ هزار نفر از شهروندان خود را بهدلیل اعتراض کشته است.
گراهام با تاکید بر اینکه به «تلاشها برای حفظ آبروی این رژیم» اهمیتی نمیدهد، افزود ترجیح میدهد مردم ایران خود رژیم را تغییر دهند و گفت: «این کار مدتهاست که باید انجام شود. امیدوارم کمک در راه باشد.»
بیش از ۱۱۰ نویسنده به انجمنهای قلم آمریکا و قلم سیدنی پیوستند و از دولت ایران خواستند که علی اسدالهی، شاعر، مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران، را فوراً آزاد کند.
به گزارش حساب کاربری انجمن قلم آمریکا، مارگارت اتوود، جی. ام. کوتزی، آریل دورفمن، جاناتان فرانزن، خالد حسینی، آذر نفیسی، الیف شافاک و کولم تویبین از جمله ۱۱۲ امضاکننده این نامه هستند.
بر اساس این گزارش، ناشران شعر و ترجمههای اسدالهی نیز به این نامه پیوستند، از جمله مجله هایپرتکست، اسکای آیلند ژورنال و بلینگهام ریویو.
اسدالهی که شش مجموعه شعر منتشر کرده است، پنجم بهمن در حمله مأموران امنیتی به خانهاش بازداشت شد.
صداوسیما اعترافاتی اجباری از هشت نوجوان معترض بازداشتشده را روی آنتن برد؛ گفتوگویی که با مقصر جلوه دادن خانواده و مدرسه بهعنوان عامل حضور این افراد در اعتراضات، سهم حکومت در سرکوب خونین و مخالفت گسترده با جمهوری اسلامی را نادیده گرفت.
پخش این برنامه از شبکه سه که در آن نوجوانان بازداشتشده در کانون اصلاح و تربیت مقابل دوربین نشان داده میشوند، موجی از نگرانی درباره استفاده دوباره حکومت از اعترافات اجباری علیه کودکان ایجاد کرده است.
در این برنامه، اطلاعاتی مانند جزئیات زندگی، وضعیت خانوادگی و محل سکونت نوجوانان مطرح میشود؛ موضوعی که میتواند به شناسایی آنها منجر شود و خطر پیامدهای اجتماعی و حتی قضایی در آینده را افزایش دهد.
این گفتوگو با موسیقی و لحن همدلانه آغاز میشود و مجری که خود را «هادی زینلی» معرفی میکند، میگوید به عنوان «معلم» برای گفتوگو به کانون اصلاح و تربیت آمده، نه جایی که «تروریستهای حرفهای» نگهداری میشوند.
با این حال، مسیر طرح سوالها بیش از یک گفتوگوی آموزشی، به بازسازی پرونده، تثبیت روایت امنیتی و بازجویی از کودکان شباهت دارد.
مجری از همان ابتدا نوجوانان را «مرتکب اشتباه» معرفی میکند و از «جرم» و «پیامدهای واقعی» سخن میگوید و تاکید میکند قرار نیست «جرم و اتفاقهای بد» کوچک شمرده شود.
او سپس پرسش محوریاش را اینگونه طرح میکند که «قبل از این اشتباه و جرم، چه چیزهایی بوده که دیده نشده و چه چیزی باعث شد این بچهها در دام آدمهای خودفروخته بیفتند؟»
چنین ادبیاتی، بدون اشاره به حق اعتراض، زمینههای نارضایتی عمومی و این واقعیت که بخش بزرگی از جامعه ایران، حکومت را نمیخواهد، مسیر را از همان ابتدا به سمت جرمانگاری پیشاپیش بازداشتشدگان میبرد و نقش ساختار قدرت را از کانون روایت دور میکند.
پس از این مقدمه، برنامه وارد معرفی فردی نوجوانان میشود؛ معرفیهایی که در آن ترک تحصیل، کودک کار بودن، فقر اقتصادی، جدایی والدین، زندگی با پدربزرگ و مادربزرگ، بیشناسنامه بودن، زندانی بودن پدر و روایتهای بسیار حساس از وضعیت سلامت روان، بستری در مراکز روانپزشکی و اقدام به خودکشی مطرح میشود.
یکی از نوجوانان درباره بستری شدن در بیمارستان روانپزشکی امینآباد و «شش بار خودکشی ناموفق» و فضای پرتنش خانه صحبت میکند و نوجوان دیگری از مصرف مخفیانه داروهای روانگردان، افسردگی و مراجعه به تراپیست و کمپ ترک اعتیاد میگوید.
طرح این موارد در وضعیت بازداشت و مقابل دوربین رسانه حکومتی، حریم خصوصی کودکان را نقض میکند و میتواند آسیبهای اجتماعی ماندگار ایجاد کند؛ بهویژه وقتی چهره آنها بهطور کامل پنهان نشده است.
در همین بخش، برنامه به جای آنکه به مسئولیت حکومت در حمایت از کودکان، تامین آموزش، پیشگیری از ترک تحصیل و حمایت اجتماعی از کودکان در معرض آسیب بپردازد، این روایتها را به ابزاری برای مقصر جلوه دادن خانواده و محیط آموزشی تبدیل میکند.
مجری در جایی صراحتا میگوید میخواهد نشان دهد «پدر و مادرها چه بلایی سر شخصیت و عزت نفس بچهها میآورند» و در ادامه، با طرح نمونههایی از برچسبزنی و آسیبهای خانوادگی، عملا مسیر را به سمت سرزنش خانواده پیش میبرد.
همزمان، اظهاراتی نیز مطرح میشود که بهطور غیرمستقیم جایگاه مدرسه و معلمان را زیر سوال میبرد؛ در حالی که در روایت برنامه، نقش حکومت در سرکوب خشونتبار معترضان، قتل صدها کودک و نوجوان معترض، بازداشتهای خشن و فضای امنیتی و نارضایتی عمومی جایی ندارد.
این در حالی است که معلمان در سالهای اخیر بارها در کنار دانشآموزان و مردم ایستادهاند و تلاش برای تخریب آنان، بخشی از همان انتقال تقصیر از حکومت به جامعه تلقی میشود.
از روایت زندگی شخصی تا اعتراف جلوی دوربین
پس از چیدن این بستر احساسی و خانوادگی، برنامه وارد مرحلهای میشود که عملا بازسازی رفتارهای منتسب به اعتراضات خیابانی است.
نوجوانان جلوی دوربین از حضور در تجمعات، شعار سردادن، سنگپرانی، آتش زدن سطل زباله و کندن تابلوهای خیابانها سخن میگویند.
طرح این اعترافات در تلویزیون، پیش از هر رسیدگی قضایی مستقل و بیطرفانه، اصل برائت را مخدوش میکند و میتواند مستقیما علیه خود این کودکان در روند قضایی استفاده شود.
در یکی از روایتها، نوجوانی با جزئیات از ارتباط تلگرامی با فردی ناشناس، دریافت ویدیو درباره ماده منفجره دستسازی که آن را «سهراهی» معرفی میکند، دریافت پیام برای رفتن به مکانی مشخص در تهرانپارس برای برداشتن «محموله» و دستگیری هنگام انتقال آن به محل تجمعات در دیماه سخن میگوید.
پرسشهای مجری در این بخش، به جای گفتوگوی آزاد، شکل هدایتگر و شبیه بازجویی پیدا میکند؛ از جمله وقتی میپرسد آیا او «آن آدم را اصلا ندیده بود» یا وقتی بحث «تحت نظارت بودن محموله» را پیش میکشد.
چنین چینشی، بهویژه درباره کودکان بازداشتی، نگرانیها درباره اعتراف اجباری و پروندهسازی سنگین علیه آنها را تقویت میکند.
یکی از نوجوانان نیز در میانه روایتها بهصراحت درباره تبعات برچسبزنی میگوید که در ۱۷ سالگی بد است «سابقهدار» و «تروریست شناخته» شود.
مجری در واکنش میکوشد معنای «تروریست» را به «کسانی که از جاهایی پول گرفتهاند» محدود کند، اما همین گفتوگو نشان میدهد برنامه چگونه واژگان امنیتی را وارد زندگی نوجوانان میکند و چهطور پخش عمومی آنها میتواند آسیب اجتماعی و قضایی بلندمدت ایجاد کند.
پند، خطابه و پاککردن صورتمساله اعتراض
در بخشهای پایانی، برنامه از روایت اعتراض به توصیههای فردی مانند «قانون ۱۰ ثانیه» تغییر مسیر میدهد و اعتراض اجتماعی به مسالهای فردی تقلیل داده میشود.
در ادامه نیز وقتی یکی از نوجوانان درباره حضور خود در اعتراضات میگوید «این کار را بهخاطر اقتصاد کردیم»، مجری میگوید «الان اینجوری میگویی، شعاریاش میکنی»؛ عبارتی که نشان میدهد حتی بیان انگیزههای اجتماعی و اقتصادی هم در روایت برنامه تحمل نمیشود و باید به چارچوب مطلوب مجری بازگردد.
در پایان برنامه، بخشهایی از سخنان نوجوانان درباره «آینده»، «موفق شدن»، «خدمت به کشور» و حتی آمادگی برای «جنگ با آمریکا» مطرح میشود و مجری نیز با خطابهای سیاسی تاکید میکند «دشمن اصلی ناامیدی است» و آن را «از آمریکا خطرناکتر» توصیف میکند.
این جمعبندی، چارچوب سیاسی برنامه را کامل میکند؛ روایتی که اعتراض و نارضایتی عمومی را نه نتیجه سیاستها غلط جمهوری اسلامی و سرکوب حکومتی، بلکه حاصل ناامیدی و خطای فردی معرفی میکند.
برنامه نیز با قطعاتی درباره «وطن» به پایان میرسد؛ پایانی که بیشتر به بستهبندی تبلیغاتی یک روایت امنیتی شباهت دارد تا گفتوگویی حمایتی با کودکان بازداشتی.
پخش این برنامه چند روز پس از آن انجام شد که پیمان جبلی، رییس صداوسیمای جمهوری اسلامی، از پخش اعترافات «بازداشتیهای کمسنوسال» خبر داد و تاکید کرد که رسانه «اعتراف نمیگیرد» و آنچه پخش میکند خروجی نهادهای قضایی و امنیتی است.
اخذ این اعترافات اگرچه در بازداشتگاه انجام شده، اما پخش آن از رسانه حکومتی بخشی از چرخه فشار و پروندهسازی است و به اعترافات اجباری رسمیت میدهد؛ رویهای که در موارد متعدد مبنای صدور کیفرخواست و احکام سنگین قرار گرفته و از سوی نهادهای حقوق بشری نقض آشکار دادرسی عادلانه خوانده شده است.
سازمان عفو بینالملل پیشتر از خطر اعدام دستکم ۳۰ نفر، از جمله چند کودک، در پی اعتراضات سراسری اخیر خبر داد و یونیسف نیز خواستار پایان بازداشت کودکان و دسترسی مستقل برای بررسی وضعیت آنان شده است.
همچنین انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، همراه با شماری از انجمنها و نهادهای مدنی، با انتشار بیانیهای بازداشت کودکان، پروندهسازی قضایی، اخذ و پخش اعترافات اجباری و هرگونه برخورد امنیتی با کودکان و دانشآموزان را مغایر تعهدات بینالمللی در قبال حقوق کودک دانستند و آن را محکوم کردند.
پخش این برنامه از صداوسیما ادامه روندی است که در آن بازداشتشدگان، پیش از رسیدگی مستقل قضایی، در معرض قضاوت عمومی قرار میگیرند؛ روندی که وقتی پای کودکان در میان است، پیامدهای آن میتواند جبرانناپذیر باشد.