حمید قرهحسنلو، زندانی سیاسی، در پی اعتصاب غذا به سلول انفرادی منتقل شد
حمید قرهحسنلو، پزشک، زندانی سیاسی و یکی از بازداشتشدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، با دستور مسئولان زندان یزد به سلول انفرادی منتقل شد. او از چهارم دیماه در اعتراض به «شرایط غیرانسانی» نگهداریاش در زندان، اعتصاب غذا کرده بود.
محسن بیات، وکیل دادگستری، پنجشنبه ۱۱ دیماه در مصاحبه با کانال خبری امتداد گفت اعتصاب غذای موکلش در اعتراض به اجرا نشدن اصل تفکیک جرائم برای جداسازی زندانیان سیاسی از دیگر زندانیان آغاز شده و مسئولان زندان «در اقدامی متقابل»، او را به سلول انفرادی منتقل و از «برخی حقوق قانونی» محروم کردهاند.
بیات خواسته قرهحسنلو برای انتقال به بند سیاسی را «حق قانونی» او خواند و ابراز امیدواری کرد «مسئولان زندان و نهادهای نظارتی ذیربط با اتخاذ تصمیمی منطقی، شرایط دستیابی قرهحسنلو به خواسته برحق خود را فراهم کنند».
قرهحسنلو پیشتر با ارسال پیامی صوتی از داخل زندان یزد اعلام کرد از چهارم دی در اعتراض به «شرایط غیرانسانی» نگهداریاش دست به اعتصاب غذا زده است.
او در این پیام گفت با وجود «بیگناهی»، به زندان در تبعید محکوم شده و در دوران حبس نیز با «ظلم و اجحاف» روبهرو بوده است؛ بهگونهای که بیش از دو سال و نیم است در زندان یزد، بهجای بند سیاسی، در قرنطینه نگهداری میشود.
قرهحسنلو از محدودیت در دسترسی به امکانات رفاهی و مواجهه با تهدید جانی خبر داد و افزود با مشکلات تغذیهای دست و پنجه نرم میکند و ماههاست از امکان بهرهمندی از گرمای آفتاب محروم مانده است.
بر اساس آییننامه اجرایی سازمان زندانها، قرنطینه تنها محل نگهداری موقت زندانی در بدو ورود به زندان است و تداوم نگهداری زندانیان در این محل مغایر مقررات و ناقض حقوق زندانی محسوب میشود.
در ایران، بسیاری از زندانیان برای رساندن صدای خود به اعتصاب غذا متوسل میشوند؛ اقدامی که اغلب در اعتراض به رسیدگی نشدن به پرونده و رعایت نشدن حقوقشان در زندان صورت میگیرد.
قرهحسنلو شهریور ۱۴۰۲ و در دهمین ماه حبس خود، از زندان مرکزی کرج به زندان یزد تبعید شد و از آن زمان تاکنون در قرنطینه زندان نگهداری میشود.
این زندانی سیاسی که بیش از سه سال و دو ماه است در حبس به سر میبرد، از جمله بازداشتشدگان مراسم چهلم حدیث نجفی و پارسا رضادوست، از معترضان کشتهشده جنبش «زن، زندگی، آزادی»، بهشمار میرود.
او ۱۳ آبان ۱۴۰۱ به همراه همسرش فرزانه قرهحسنلو و ۱۴ شهروند معترض دیگر در ارتباط با پرونده مرگ یک نیروی بسیجی به نام روحالله عجمیان بازداشت شد.
در این پرونده، محمدمهدی کرمی و محمد حسینی ۱۷ دی ۱۴۰۱ اعدام شدند و احکام حمید و فرزانه قرهحسنلو پس از اعتراض، بهترتیب از اعدام و ۲۵ سال حبس به ۱۵ و ۵ سال حبس در تبعید در زندانهای یزد و وکیلآباد مشهد تغییر پیدا کرد.
حمید قرهحسنلو، زندانی سیاسی، در پی اعتصاب غذا به سلول انفرادی منتقل شد | ایران اینترنشنال
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، از حذف رسمی ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی خبر داد و گفت این ارز به هر کسی برای واردات کالاهای اساسی اختصاص مییافت، آن را «میخورد».
پزشکیان پنجشنبه ۱۱ دی در نشستی در شهرکرد، از حذف ارز ترجیحی برای نهادههای دامی و کالاهای اساسی با عنوان «جراحی بزرگ اقتصادی» نام برد.
او با اذعان به فساد اقتصادی گسترده در کشور افزود دلیل اینکه مردم مقامهای جمهوری اسلامی را به دزدی متهم میکنند، این است که دولت به هر کسی «دلار میدهد، آن را میخورد».
اواخر آذر، حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، با استناد به آمارهای صادرات غیرنفتی اعلام کرد از سال ۱۳۹۷ تا آذر امسال، بیش از ۱۱۶ میلیارد دلار ارز حاصل از صادرات به کشور بازنگشته است.
حسین راغفر، اقتصاددان، پیشتر این ارقام را نشانه وجود ارادهای سیاسی در بازنگرداندن ارزها دانسته و هشدار داده بود این روند شکاف طبقاتی را تشدید کرده است.
نظام «ارز ترجیحی» ایران از فروردین ۱۳۹۷ در دولت حسن روحانی در دستور کار قرار گرفت و نرخ دلار روی عدد ۴۲۰۰ تومان تثبیت شد.
این طرح که با هدف جلوگیری از شوک قیمتی، حمایت از اقشار کمدرآمد و تضمین دسترسی به کالاهای اساسی و دارو ایجاد شد، از محل درآمدهای نفتی تامین مالی میشد.
با گسترش شکاف میان نرخ رسمی و آزاد و فشار این طرح بر بودجه، دولت ابراهیم رئیسی ارز ترجیحی را در قالب آنچه «جراحی اقتصادی» نامید، کنار گذاشت.
اما این «جراحی اقتصادی» موجب ثبت بالاترین نرخ تورم سالانه ایران از زمان جنگ جهانی دوم شد و موجی گسترده از اعتراضها را بهدنبال داشت.
چند ماه بعد، دولت دوباره ارز ترجیحی را با نرخ ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان، حدود نصف نرخ بازار آزاد در آن زمان، بازگرداند.
اکنون دولت پزشکیان با حذف دوباره ارز ترجیحی و با تکرار همان عبارت «جراحی اقتصادی»، وعده ارائه این یارانه به «مصرفکننده نهایی در انتهای زنجیره» را میدهد.
او در ادامه اظهارات خود در شهرکرد گفت: «ما یارانه را حذف نمیکنیم. یارانه اکنون ۱۰ میلیارد تومان است که باید ارائه آن را ادامه دهیم و به انتهای زنجیره برویم.»
با این حال، حذف ارز ترجیحی محصولاتی مانند برنج و کمبود شدید منابع ارزی در هفتههای اخیر بار دیگر به یکی از چالشهای جدی اقتصاد ایران تبدیل شده؛ وضعیتی که به گفته کارشناسان، فشار مضاعفی بر بازار مواد غذایی و معیشت خانوارها وارد آورده است.
پزشکیان در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع اعتراضات مردمی اشاره کرد و گفت: «چرا مردم ما را قبول ندارند؟ رای بگیرید ببینید مردم راست و چپ را چند درصد قبول دارند؟ ما مردم نیستیم. بروید از مردم بپرسید چه کسی را قبول دارند.»
او افزود: «بپذیریم باید حرف مردم را گوش دهیم. ما باید بر اساس عدالت عمل کنیم... دنبال آمریکا یا کسی دیگر نگردید. مردم ناراضی هستند و ما مقصریم.»
این اظهارات در شرایطی مطرح میشوند که نیروهای سرکوبگر حکومت با حمله به معترضان در روزهای اخیر شماری را از آنها مورد ضرب و شتم قرار دادند و بازداشت کردند.
همچنین ویدیوها و گزارشهای مردمی رسیده به ایراناینترنشنال میدهند ماموران امنیتی در برخی شهرها به سوی مردم معترض شلیک کردهاند.
رییس دولت چهاردهم همچنین به موضوع افزایش حقوقها در بودجه سال ۱۴۰۵، کمبود انرژی و فروش نفت اشاره کرد و گفت جمهوری اسلامی روزانه یک میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه نفت میفروشد.
پزشکیان اضافه کرد: «نمایندگان گفتند باید حقوق افزایش پیدا کند، ما پولش را میدهیم. هرچه میگویید انجام میدهیم، اما بودجه دولت و هزینههای دولت را بالا نبرید.»
بحث افزایش ۲۰ درصدی حقوق در لایحه بودجه سال آینده در روزهای اخیر بهدلیل عدم تناسب با نرخ تورم به موضوعی خبرساز تبدیل شد. در نهایت، مجلس شورای اسلامی هشتم دی از رد شدن کلیات لایحه پیشنهادی بودجه در کمیسیون تلفیق خبر داد.
غلامرضا تاجگردون، رییس کمیسیون تلفیق بودجه مجلس، ۱۰ دی اعلام کرد: «جمعبندی کمیسیون و اکثریت نمایندگان این است که افزایش حقوقها قطعا بالاتر از ۲۰ درصد خواهد بود.»
روزنامه اورشلیم پست در یادداشتی تحلیلی نوشت که موج تازه اعتراضها در ایران، اگرچه گسترده و کمسابقه است، اما تجربه تاریخی نشان میدهد که نباید با شتاب درباره سرنوشت آن قضاوت کرد.
به نوشته این روزنامه، دهها هزار نفر در شهرهای مختلف ایران در واکنش به سقوط ارزش ریال به خیابانها آمدهاند و شعارهایی با ماهیت آشکار سیاسی سر دادهاند. اورشلیم پست با اشاره به اعتراضهای سالهای ۱۹۹۹، ۲۰۰۹، ۲۰۱۷، ۲۰۱۹، ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ تأکید میکند که در همه این موارد، پیشبینی فروپاشی قریبالوقوع نظام در نهایت محقق نشد و اعتراضها پس از مدتی فروکش کرد. به همین دلیل، این روزنامه نسبت به خوشبینی زودهنگام هشدار میدهد.
در ادامه این گزارش آمده است که پس از ضربات واردشده به ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه در اسرائیل و غرب این تصور شکل گرفته بود که ناآرامیهای داخلی میتواند به تغییرات جدی منجر شود، اما چنین سناریویی محقق نشد. با این حال، اورشلیم پست مینویسد که شرایط کنونی نشاندهنده شکلگیری دوباره نارضایتی عمیق در جامعه ایران است.
این روزنامه، پرسش اصلی را چگونگی حمایت خارجی از معترضان بدون آسیبزدن به آنها میداند و مینویسد که هرگونه حمایت علنی میتواند از سوی حکومت ایران بهعنوان «دخالت خارجی» مورد استفاده تبلیغاتی قرار گیرد. اورشلیم پست بهویژه به موضع اسرائیل اشاره میکند و مینویسد که آشکار شدن نقش تلآویو در حمایت از اعتراضها، بهراحتی میتواند به تضعیف معترضان منجر شود.
در این چارچوب، اورشلیم پست به بیانیه اخیر موساد به زبان فارسی اشاره کرده و آن را اقدامی دانسته که به حکومت ایران امکان داده اعتراضها را به توطئه خارجی نسبت دهد. به نوشته این روزنامه، این نمونهای از نتیجه معکوس نیتهای اعلامی بوده است.
اورشلیم پست تأکید میکند که تغییر در ایران بهاحتمال زیاد نه از طریق یک رویداد ناگهانی، بلکه در نتیجه فرسایش تدریجی قدرت حکومت رخ خواهد داد. این روزنامه مینویسد که تحریمهای اقتصادی نقش مهمی در تشدید فشارها و شکلگیری اعتراضهای کنونی داشتهاند و باید ادامه یابند، اما بهتنهایی کافی نیستند.
به گزارش اورشلیم پست، مؤثرترین شکل حمایت از معترضان، نه در سطح شعار، بلکه در حوزه فنی است؛ از جمله تضمین دسترسی به اینترنت، ابزارهای ارتباطی امن و مقابله با کنترل اطلاعات. همچنین این روزنامه خواستار هدف قرار دادن شرکتها و نهادهایی شده که ابزارهای نظارتی و سرکوب را در اختیار حکومت ایران قرار میدهند.
در پایان، اورشلیم پست مینویسد که حمایت از سازمانهای ایرانی خارج از کشور و ایجاد سازوکارهای مالی برای پشتیبانی از اعتصابکنندگان میتواند بدون برچسبزدن سیاسی، به معترضان کمک کند. این نشریه تاکید میکند آنچه معترضان ایرانی بیش از تشویق و همدلی لفظی نیاز دارند، حمایتی سنجیده و پایدار است که آنها را در برابر فشارها آسیبپذیرتر نکند.
وزارت خارجه آمریکا به مناسبت آغاز سال نوی میلادی، گزارشی از افزایش بیسابقه اعدامها، تشدید بحرانهای اقتصادی و زیستمحیطی، و گسترش سرکوب سازمانیافته در ایران در سال ۲۰۲۵ منتشر کرد. این وزارتخانه از جمهوری اسلامی خواست به کارزار سرکوب خود پایان دهد.
صفحه فارسی وزارت خارجه آمریکا در شبکه اجتماعی ایکس پنجشنبه ۱۱ دی با انتشار سه بخش جداگانه از این گزارش، به بررسی اعدامها، پیامدهای سوءمدیریت حکمرانی و ابعاد سرکوب داخلی در ایران پرداخت.
ایران از بزرگترین مجریان اعدام در جهان
بر اساس این گزارش، اعدامها در سال ۲۰۲۵ در ایران نسبت به سال پیش از آن دو برابر شد و به بالاترین سطح خود در چند دهه اخیر رسید.
جمهوری اسلامی با اعدام بیش از ۱۹۰۰ نفر در سال ۲۰۲۵، بار دیگر در میان بزرگترین مجریان اعدام در جهان قرار گرفت.
این رقم بیش از دو برابر کل اعدامهای انجامشده در سراسر سال ۲۰۲۴ است و دستکم ۷۴ غیرنظامی را که با شلیک نیروهای حکومتی کشته شدند، در بر نمیگیرد.
از این میان، تنها ۷۵ مورد اعدام بهطور رسمی از سوی رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی اعلام شد. همچنین دستکم ۸۱ زندانی بهصورت مخفیانه و بدون دسترسی به آخرین ملاقات با خانواده به دار آویخته شدند.
بر اساس گزارش وزارت خارجه آمریکا، ایران یکی از معدود کشورهای جهان است که هنوز کودکان در آن اعدام میشوند و در دهههای اخیر بالاترین تعداد شناختهشده اعدام کودکان را انجام داده است.
این گزارش یادآوری کرد اکثریت قریب به اتفاق اعدامها در ایران نتیجه فقدان نظاممند دادرسی عادلانه بهدلیل اعترافات اجباری، اتهامات مبهم، پنهانکاری و انگیزههای سیاسی است.
۱۰ دی، سازمان حقوق بشر ایران گزارش داد در سال ۲۰۲۵، اتهام بیش از ۷۰۰ مورد از ۱۵۰۰ فرد اعدامشده در ایران، جرایم مرتبط با مواد مخدر بوده است. اعدامشدگان نیز عمدتا از افراد کمبضاعتی بودند که دسترسی موثر به دفاع حقوقی نداشتند.
بر اساس این گزارش، اجرای احکام اعدام در سال ۲۰۲۵ از سوی جمهوری اسلامی از حدود ۴۰ سال پیش تاکنون بیسابقه بوده است.
وزارت خارجه آمریکا مجازات اعدام را «ابزار ترور دولتی» برای سرکوب مخالفتها و ایجاد ترس در میان مردم توصیف و تاکید کرد جمهوری اسلامی باید به این «رویه بیرحمانه» پایان دهد و به حقوق بنیادین همه ایرانیان احترام بگذارد.
در گزارش وزارت خارجه آمریکا به سوءمدیریت جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۵ اشاره شده که به مجموعهای از بحرانهای همزمان انجامید و زندگی روزمره ایرانیان را ویران کرد.
از جمله موارد ذکر شده در این گزارش، سقوط آزاد اقتصاد ایران و افزایش نرخ تورم در آذر به بیش از ۵۲ درصد است.
ارزش ریال نیز به پایینترین سطح تاریخی خود سقوط کرده است. هر دلار آمریکا ۱۱ دی به قیمت ۱۳۵ هزار و ۳۰۰ تومان معامله شد.
در گزارش وزارت خارجه آمریکا آمده است: «قیمت مواد غذایی ۷۲ درصد افزایش یافت. گوشت به کالایی لوکس تبدیل شد، میلیونها نفر دچار فقر غذایی شدند و بین ۲۷ تا ۵۰ درصد از ایرانیان زیر خط فقر زندگی میکردند.»
تشدید سانسور و اختلال در اینترنت، مرگ ۵۹ هزار نفر بهدلیل آلودگی هوا، ورشکستگی آبی، بحران برق و انرژی، و خاموشیهای مکرر و کمبود گاز از دیگر مواردی است که این وزارتخانه به آنها اشاره کرده است.
وزارت خارجه آمریکا با اشاره به عمیقتر شدن رنج ایرانیان در پی سرکوب و سوءمدیریت مداوم حکومت، بر لزوم پایان این چرخه بحران و ستم تاکید کرد.
بر اساس گزارش این وزارتخانه، جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۵ سرکوب خشونتبار خود علیه مردم ایران را تشدید کرد. بهطور نمونه، دستکم ۵۹ زندانی در زندانهای ایران جان باختند که نشاندهنده افزایشی ۱۶۸ درصدی نسبت به سال قبل است.
این مرگها به دلایل مختلفی از جمله شکنجه، نبود رسیدگی پزشکی، خودکشی و بازداشت زندانیان سیاسی رخ داده است.
بیش از ۲۲ هزار نفر بهدلیل فعالیتهای مدنی، سیاسی یا عقیدتی بازداشت شدند که تقریبا ۱۳ برابر بیشتر از سال ۲۰۲۴ است.
بازداشت اقلیتهای مذهبی دو برابر شد و دستگیری افرادی که دیدگاهها و باورهای خود را ابراز کرده بودند، ۱۳ برابر افزایش یافت.
آمریکا از جمهوری اسلامی خواست به کارزار سرکوب خود پایان دهد و به خواستههای مردم ایران برای برخورداری از حقوق و آزادیهای اساسی احترام بگذارد.
شورای سردبیری روزنامه والاستریت ژورنال در مقالهای نوشت برخلاف پیشبینی بسیاری از کارشناسان که معتقد بودند حمله نظامی به تاسیسات هستهای ایران موجب همبستگی عمومی با حاکمیت میشود، تحولات اخیر مسیر دیگری را نشان میدهد.
در این مقاله که شامگاه چهارشنبه ۱۰ دی منتشر شد، آمده است تنها چند ماه پس از حملات اسرائیل و آمریکا در جنگ ۱۲ روزه، شهرهای مختلف ایران شاهد اعتراضات خیابانی شهروندان است.
بر اساس این مقاله، اعتراضها از میان کسبه و بازاریان بازار بزرگ تهران آغاز شد، اما بهتدریج به شهرها و گروههای اجتماعی دیگر گسترش یافت. دانشجویان به این اعتراضها پیوستهاند و رانندگان کامیون و اتوبوس نیز از آنها حمایت کردهاند.
به گفته شورای سردبیری والاستریت ژورنال، مطالبات اقتصادی در صدر نارضایتیهای شهروندان قرار دارد؛ از جمله تورم ۴۲ درصدی، کاهش ۴۰ درصدی ارزش پول ملی در برابر دلار از زمان جنگ ۱۲ روزه، کمبود آب و نبود دسترسی پایدار به انرژی.
اعتراضات ضدحکومتی در ایران پنجشنبه ۱۱ دی وارد پنجمین روز پیاپی شد. در روزهای اخیر، معترضان با سردادن شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور» خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی شدهاند.
در ادامه مقاله والاستریت ژورنال به شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» معترضان اشاره شده و آمده است: «اعتراضهای اقتصادی بهراحتی میتوانند ماهیتی سیاسی پیدا کنند و از این رو، ناآرامیهای اخیر برای رژیم خطرناک است، زیرا محرومیت در سطحی گسترده وجود دارد.»
بر اساس این مقاله، جمهوری اسلامی معمولا در برابر اعتراضها با ضربوشتم، بازداشت، شکنجه و تیراندازی واکنش نشان میدهد، اما این بار واکنش اولیه حکومت «محتاطانهتر» بوده؛ گویی از خطر شکلگیری یک خیزش گسترده آگاه شده است.
این روزنامه نوشت حاکمیت برای مهار تورم، رییس کل بانک مرکزی را بهعنوان «مقصر» وضع اقتصادی موجود کنار گذاشت و مسعود پزشکیان، رییس دولت «اصلاحطلب»، هم در پیشنهاد کمسابقهای خواستار گفتوگو با معترضان شد.
والاستریت ژورنال افزود با این حال، «ایرانیان بهخوبی میدانند که پزشکیان قدرت واقعی چندانی ندارد و علی خامنهای، رهبر نامحبوب جمهوری اسلامی، نیز در پشت صحنه سکوت اختیار کرده است».
«ترامپ نباید در برابر سراب توافق با ایران وسوسه شود»
شورای سردبیری والاستریت ژورنال نوشت با گسترش دامنه اعتراضها، رویکرد سرکوبگرانه جمهوری اسلامی دوباره شدت گرفته و موج تازهای از بازداشتها و حتی تیراندازی با گلوله جنگی گزارش شده است. در صورت فراگیرتر شدن اعتراضها، احتمال تشدید سرکوب وجود دارد.
این روزنامه با اشاره به افزایش موارد بازداشت و اعدام شهروندان پس از جنگ 12 روزه افزود این سطح از سرکوب جمهوری، تداوم اعتراضهای اخیر را چشمگیرتر و معنادارتر میکند.
در این مقاله آمده است: «مجموعه این تحولات فرصتی مهم برای ایالات متحده فراهم میکند تا حمایت خود را از مردم ایران نشان دهد. باراک اوباما در سال ۲۰۰۹ مرتکب خطا شد و بهدلیل تمایل به دستیابی به توافق هستهای با آیتاللهها، در برابر سرکوب معترضان [در جنبش سبز] سکوت کرد.»
والاستریت ژورنال به دونالد ترامپ نسبت به وسوسه شدن در برابر «سراب» توافق با تهران هشدار داد و نوشت اگر جمهوری اسلامی واقعا خواهان توافق بود، میتوانست پس از جنگ به میز مذاکره بازگردد.
این در حالی است که جمهوری اسلامی همچنان بر غنیسازی اورانیوم در خاک ایران اصرار دارد و با سرعت در حال بازسازی توان موشکهای بالستیک خود است، که از قابلیت هدف قرار دادن اسرائیل یا پایگاههای آمریکا برخوردارند.
والاستریت ژورنال نوشت وزارت خارجه آمریکا پیامهایی به زبان فارسی منتشر میکند، اما ایرانیانی که جان خود را به خطر میاندازند، شایسته «حمایتی معنادار» هستند.
به گفته این روزنامه، این حمایت میتواند شامل بازگرداندن دسترسی به اینترنت در زمان قطع آن از سوی حکومت، افشای هویت نیروهای سرکوبگر و اقدامات دیگر باشد. ترامپ همچنین میتواند قانون «مهسا امینی» مصوب سال ۲۰۲۴ را برای پاسخگو کردن مقامهای دخیل در نقض حقوق بشر در ایران به اجرا درآورد.
بر اساس این مقاله، مهمترین اقدام آمریکا در شرایط کنونی میتواند «ادامه فشار اقتصادی بر رژیم» باشد و این امر مستلزم اجرای تحریمهای نفتی با جدیتی دستکم معادل نیمی از سختگیریهایی است که ایالات متحده بهتازگی علیه ونزوئلا به کار گرفته است.
جمهوری اسلامی توانسته تحریمها را تا حدی دور بزند، به گونهای که صادرات نفت آن به رکوردهای تازهای رسیده و به حدود دو میلیون بشکه در روز افزایش یافته است؛ رقمی که ۲۰ برابر هدف اعلامی واشینگتن محسوب میشود و عملا کارزار «فشار حداکثری» ترامپ را تحت تاثیر میدهد.
این روزنامه تاکید کرد: «هیچیک از این تحولات به معنای فروپاشی فوری حکومت نیست، هرچند دیکتاتوریها اغلب تا لحظه پایان، باثبات به نظر میرسند. آیتالله برای حفظ وفاداری فرماندهان و نشانهرفتن سلاح نیروها بهسوی مردم خود، به درآمدهای نفتی متکی است. اگر جریان این پول متوقف شود، وفاداری نیروهای سرکوبگر حکومت ممکن است تغییر کند.»
روزنامه فرانسوی لوموند در گزارشی اعلام کرد موجی از اعتراضهای اجتماعی با محوریت بازاریان و کسبه، فضای سیاسی و اقتصادی ایران را متأثر کرده است. این اعتراضها در پی سقوط شدید ارزش ریال و افزایش بیسابقه قیمتها شکل گرفته و به چندین شهر بزرگ کشور گسترش یافته است.
بر اساس این گزارش، نخستین اعتراضها از بازار تهران و با تعطیلی مغازههای طلافروشان و صرافان آغاز شد. افزایش ناگهانی قیمت طلا و فروپاشی ارزش پول ملی، فعالیت اقتصادی این گروهها را با اختلال جدی مواجه کرده و به تشدید نارضایتیهای معیشتی دامن زده است؛ نارضایتیهایی که ریشه در سالها سوءمدیریت، فساد ساختاری و تحریمهای بینالمللی دارد.
لوموند مینویسد که بهسرعت، سایر کسبه در نقاط مختلف تهران نیز به این حرکت پیوستند و با تعطیلی واحدهای صنفی خود، در خیابانها تجمع کردند. این اعتراضها سپس به شهرهایی چون اصفهان، شیراز، کرمانشاه و یزد سرایت کرد. در برخی موارد، دانشگاهها نیز شاهد تجمعهای اعتراضی بودند و نیروهای امنیتی با استفاده از گاز اشکآور به آنها واکنش نشان دادند.
در اصفهان، یکی از کسبه در گفتوگو با لوموند اعلام کرده است که قطع برق مغازهها توسط یک نفر، باعث شد بهصورت زنجیرهای چندین پاساژ و در نهایت یک خیابان کامل تعطیل شود؛ موضوعی که به گفته او نشاندهنده تأثیر اقدام فردی در شکلگیری اعتراضهای گسترده است.
به نوشته لوموند، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، با لحنی همدلانه وعده شنیدن مطالبات «مشروع» معترضان را داده و وزیر کشور را مأمور گفتوگو با نمایندگان آنها کرده است. همچنین تغییر در مدیریت بانک مرکزی از جمله اقدامهای اعلامشده در واکنش به بحران اخیر بوده است. با وجود این، گزارشها حاکی از برخوردهای محدود اما پراکنده نیروهای انتظامی با معترضان است.
لوموند همچنین از ارسال پیامکهای هشدارآمیز به برخی شهروندان خبر داده که در آنها نسبت به حضور در «تجمعات غیرقانونی» هشدار داده شده و تهدید به برخورد شدید در صورت ادامه اعتراضها مطرح شده است. در همین حال، اعلام تعطیلی چند روزه رسمی در پایان سال، بهعنوان تلاشی برای مهار گسترش اعتراضها ارزیابی شده است.
این روزنامه تاکید میکند که ویژگی متمایز این موج اعتراضی، حضور فعال بخشهایی از بدنه اصلی اقتصاد کشور است؛ نه صرفاً گروههای نخبه یا دانشجویی. به گفته کارشناسان، این موضوع میتواند پیامدهای جدیتری برای حاکمیت داشته باشد.
در ادامه گزارش آمده است که شعارهای معترضان از مطالبات اقتصادی فراتر رفته و بهطور آشکار رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است. از انتقاد مستقیم به رهبران سیاسی گرفته تا مخالفت با سیاستهای منطقهای ایران، نشاندهنده خشم فزاینده طبقه متوسط و اقشار کمدرآمد است.
لوموند با اشاره به دادههای اقتصادی مینویسد که کاهش شدید قدرت خرید، افزایش سرسامآور قیمت مواد غذایی و رکود دستمزدها، زندگی روزمره میلیونها ایرانی را تحت فشار قرار داده است. در چنین شرایطی، بسیاری از خانوادهها ناچار به خرید اقساطی مایحتاج اولیه شدهاند.
در بخش پایانی، این روزنامه ریشههای بحران را علاوه بر مشکلات داخلی، در تشدید تحریمهای بینالمللی و سیاستهای پولی اخیر بانک مرکزی ایران میداند؛ سیاستهایی که به گفته تحلیلگران، بیش از آنکه به نفع واردکنندگان و مصرفکنندگان باشد، منافع صادرکنندگان بزرگ و نهادهای نزدیک به قدرت را تأمین میکند.
لوموند نتیجه میگیرد که هرچند برخی ناظران فروپاشی فوری نظام سیاسی ایران را بعید میدانند، اما عمق نارضایتی اجتماعی و تداوم فشارهای اقتصادی، چشمانداز ثبات را با ابهام جدی مواجه کرده است.