نتانیاهو درباره آرزوی تولدش: مهار تهدید هستهای ایران را گرفتم اما چند کار نیمهتمام مانده
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، همزمان با سالروز تولدش گفت که بزرگترین هدیهاش در این سال، مهار تهدید هستهای جمهوری اسلامی بوده است اما تاکید کرد که هنوز «چند کار نیمهتمام» برای سال جدید مانده است.
نتانیاهو از پیامهای تبریک مردم جهان به مناسبت تولدش قدردانی کرد و در پاسخ به پرسشی درباره آرزوی خود در این روز گفت: «آنچه برای خودم آرزو میکنم همان چیزی است که برای کشورم میخواهم.» او افزود: «امسال هدیه بزرگی گرفتهایم، چون ۴۰ سال است درباره مهار تهدید هستهای از سوی ایران صحبت میکنم و امسال در ایران و منطقه کار بزرگی انجام دادیم. پیروزیهای بزرگی به دست آوردیم. هنوز چند کار نیمهتمام مانده.»
نخستوزیر اسرائیل در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد که آرزوی اصلی او برای کشورش «قدرت، امنیت و صلح» است.
وزارت دفاع بریتانیا اعلام کرد که تعدادی از افسران نظامی بریتانیایی به اسرائیل اعزام شدهاند تا در مرکز هماهنگی نظامی-غیرنظامی موسوم به «CMCC» به رهبری ایالات متحده فعالیت کنند. این مرکز قرار است مسئولیت هماهنگی اقدامات امنیتی و بازسازی در غزه پس از آتشبس را بر عهده داشته باشد.
بر اساس اعلام مقامهای آمریکایی، حدود دویست نیروی نظامی آمریکا در این مرکز حضور خواهند داشت، بدون آنکه وارد خاک غزه شوند.
واشینگتن همچنین با کشورهای اندونزی، امارات متحده عربی، مصر، قطر، ترکیه و جمهوری آذربایجان برای مشارکت در این طرح گفتوگو کرده است.
سخنگوی وزارت دفاع بریتانیا گفت: «تعداد کمی از افسران برنامهریزی بریتانیایی، از جمله یک فرمانده دوستاره (سرتیپ دوم)، در این مرکز مستقر شدهاند تا بریتانیا در روند برنامهریزی و هماهنگی عملیات ثبات در غزه نقش فعالی داشته باشد.»
او افزود: «بریتانیا همچنان با شرکای بینالمللی خود برای حمایت از آتشبس غزه همکاری میکند تا مشخص شود چگونه میتواند بهترین نقش را در روند صلح ایفا کند.»
جان هیلی، وزیر دفاع بریتانیا، نیز تاکید کرد: «بریتانیا تجربه و تخصص ویژهای در زمینه عملیات ثبات دارد و هرچند رهبری این نیروها با آمریکا خواهد بود، ما وظیفه خود میدانیم که سهم خود را ادا کنیم.»
به گفته هیلی، این اقدام در پاسخ به درخواست رسمی ایالات متحده انجام شده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، همزمان با سالروز تولدش گفت که بزرگترین هدیهاش در این سال، مهار تهدید هستهای جمهوری اسلامی بوده است اما تاکید کرد که هنوز «چند کار نیمهتمام» برای سال جدید مانده است.
نتانیاهو از پیامهای تبریک مردم جهان به مناسبت تولدش قدردانی کرد و در پاسخ به پرسشی درباره آرزوی خود در این روز گفت: «آنچه برای خودم آرزو میکنم همان چیزی است که برای کشورم میخواهم.» او افزود: «امسال هدیه بزرگی گرفتهایم، چون ۴۰ سال است درباره مهار تهدید هستهای از سوی ایران صحبت میکنم و امسال در ایران و منطقه کار بزرگی انجام دادیم. پیروزیهای بزرگی به دست آوردیم. هنوز چند کار نیمهتمام مانده.»
نخستوزیر اسرائیل در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد که آرزوی اصلی او برای کشورش «قدرت، امنیت و صلح» است.
بنیامین نتانیاهو روز سهشنبه ۲۹ مهرماه، ۷۶ ساله شد.
در پی اعتراضات سراسری که با عنوان «نه به پادشاهان» در دهها شهر ایالات متحده برگزار شد، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ویدیویی تولیدشده با هوش مصنوعی را در حساب خود در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» منتشر کرد.
این ویدیو در مدت کوتاهی به یکی از جنجالیترین نمونههای تبلیغات سیاسی دیجیتال در تاریخ معاصر آمریکا تبدیل شد.
ویدیو «پادشاه ترامپ»
این ویدیو حدود ۱۹ ثانیه است و با فناوری هوش مصنوعی ساخته شده. در آن، رییسجمهوری با تاجی بر سر در یک جت جنگنده پرواز میکند که روی آن نوشته شده «King Trump». جت بر جمعیت معترضان، که پلاکاردهایی با شعار «No Kings» در دست دارند، تودهای از فضولات میریزد.
کاخ سفید بعداً در بیانیهای رسمی اعلام کرد که انتشار این ویدیو بخشی از «استراتژی رسانهای خلاقانه رییسجمهوری» برای ارتباط مستقیم با مردم بوده است.
شمار ویدیوهای هوش مصنوعی ترامپ
روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی مفصل نوشت که از اواخر سال ۲۰۲۲ تاکنون، ترامپ دستکم ۶۲ ویدیو یا تصویر تولیدشده با هوش مصنوعی در حساب خود منتشر کرده است.
بر اساس این گزارش، محتوای منتشرشده به چهار دسته تقسیم میشود: ۱۴ مورد حمله به مخالفان سیاسی، از جمله جو بایدن، کاملا هریس و چاک شومر ۱۹ مورد مربوط به تبلیغات انتخاباتی و نمایش کمپین ریاستجمهوری ۷ مورد در حمایت از سیاستها و دستاوردهای دولت ۲۱ مورد تصویرسازی از خود ترامپ در نقشهای نمادین مانند پادشاه، جنگجو، یا برنده جایزه صلح نوبل
در برخی موارد، این تصاویر با هدف شوخی یا طنز منتشر شدهاند، اما در بسیاری دیگر، پیامهای سیاسی و جهتدار را القا کردهاند.
در یکی از نمونهها، ترامپ ویدیویی با عنوان «غزه ترامپ» منتشر کرد که غزه پس از جنگ را بهصورت شهری توریستی با مجسمه طلایی او در مرکز نشان میداد. در موردی دیگر، ویدیویی منتشر شد که ظاهراً بازداشت باراک اوباما، رییسجمهوری پیشین ایالات متحده، را نمایش میداد.
به گزارش نیویورک تایمز، برخی از این محتواها با استفاده از ابزارهایی مانند چت جیئیتی و گروک ساخته شدهاند و گاهی از چندین نرمافزار هوش مصنوعی برای تولید همزمان تصویر، صدا و لبخوانی استفاده شده است.
واکنش در کنگره
چند روز پس از جنجال ویدیی «پادشاه ترامپ»، مایک جانسون، رییس مجلس نمایندگان آمریکا، در نشست خبری از ترامپ دفاع کرد و گفت:«این ویدیو نوعی طنز است. رییسجمهوری از رسانههای اجتماعی برای بیان دیدگاههایش استفاده میکند، همانطور که همیشه کرده است.»
اما تنها چند ساعت پس از اظهارات او، جرد ماسکوویتز (Jared Moskowitz)، نماینده دموکرات از ایالت فلوریدا، با انتشار ویدیویی دیگر — باز هم ساختهشده با هوش مصنوعی — به جانسون پاسخ داد.
در این ویدیو، جانسون زیر رگباری از فضولات قرار میگیرد، در حالی که لبخند میزند و حضار در پسزمینه میخندند.
ماسکوویتز در توضیح ویدیو نوشت:«فقط طنز است، آقای رییس!»
او با این جمله، کنایهای مستقیم به گفتههای جانسون زد که از ویدیو ترامپ دفاع کرده بود.
ویدیو ماسکوویتز بهسرعت در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد و ظرف چند ساعت میلیونها بار دیده شد. رسانههای آمریکایی نوشتند که این اقدام نشان میدهد فناوری هوش مصنوعی به ابزاری در مناقشات سیاسی روزمره تبدیل شده است؛ از رییسجمهوری تا نمایندگان کنگره.
در پی انتشار این ویدیوها، موجی از واکنشها در رسانههای آمریکا شکل گرفت. برخی از روزنامهها، از جمله واشینگتن پست و پولیتیکو، گزارش دادهاند که کمیتههای تخصصی در حال بررسی احتمال تدوین مقررات محدودکننده برای استفاده از هوش مصنوعی در پیامهای انتخاباتی هستند.
در همین حال، برخی از گروههای حامی آزادی بیان هشدار دادهاند که هرگونه محدودیت میتواند بهانهای برای سانسور سیاسی باشد.
در حالی که بحث بر سر اخلاق، قانون و واقعیت در عصر هوش مصنوعی ادامه دارد، آنچه مسلم است این است که سیاست در آمریکا وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن، مرز میان طنز، تبلیغ و اطلاعات نادرست بهشدت مبهم شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، سهشنبه ۲۹ مهرماه، در مراسمی در کاخ سفید از بنیاد نیکسون «جایزه معمار صلح» دریافت کرد.
در این مراسم، تریشیا نیکسون کاکس، دختر ریچارد نیکسون و رابرت اوبرایان، مشاور امنیت ملی پیشین، از جمله افرادی بودند که این جایزه را به ترامپ اهدا کردند.
براساس اطلاعات وبسایت بنیاد ریچارد نیکسون، این جایزه که از سال ۱۹۹۵ بنیان گذاشته شده، به افرادی اعطا میشود که «هدف مادامالعمر نیکسون برای ساختن جهانی صلحآمیزتر» را دنبال میکنند.
ترامپ سهشنبه بار دیگر تاکید کرد که تاکنون به هشت جنگ پایان داده است و به گفته او «پایان جنگ نهم نیز در راه است».
شهرام مکری که با فیلمهایی چون «ماهی و گربه» و«جنایت بیدقت» در جشنوارههای مختلف نظیر ونیز درخشیده بود، با فیلم تازهاش به نام«خرگوش سیاه، خرگوش سفید» در بخش مسابقه جشنواره لندن حضور دارد.
فیلم که در تاجیکستان ساخته شده، بهعنوان نماینده این کشور در اسکار حضور دارد و در صورت موفقیت در نمایشهای آمریکایی- از جمله جشنواره شیکاگو که این روزها برگزار خواهد شد- میتواند یکی از بختهای ورود به فهرست اولیه فیلمهای منتخب در بخش فیلمهای بینالمللی باشد، جایی که جعفر پناهی با فیلم «یک تصادف ساده» یکی از بختهای اصلی است و دو فیلمساز دیگر ایرانی هم که فیلمهایشان از سوی کانادا و ایران به اسکار فرستاده شده، در همین بخش رقابت خواهند کرد، در حالی که به نظر میرسد در نهایت بخت چندانی نداشته باشند.
فیلم تازه شهرام مکری ادامهای است بر آثار قبلی با همان سبک و سیاق: نماهای بلند(و گاه بسیار بلند که در هر دو بخش اول فیلم بدون قطع روایت میشود)، داستان پیچ در پیچ و تو در تو و روایت دایرهوار که در آن اتفاقات و وقایع به نقطههای قبلی خود باز میگردند.
فیلم شباهتهای زیادی به «ماهی و گربه» دارد و شیوه روایت آنها، دو فیلم را به یکدیگر پیوند میزند، هرچند ماهی و گربه به تمامی قطع ندارد و در یک نما فیلمبرداری شده، اما خرگوش سیاه، خرگوش سفید، از اپیزود سوم به بعد قطع دارد.
مکری درباره این تصمیماش میگوید:«بخش اول و بخش دوم دو داستان مستقل هستند و از داستان سوم دو داستان در دل یکدیگر کات میخورند. در بخش اول و دوم داستان دارد خطی پیش میرود و به محض این که در پایان بخش دوم شلیک اتفاق میافتد، اولین پیچخوردگی داستان شروع میشود که در بخش خرگوشها این داستانها کاملاً در هم تنیده میشود.»
فیلم از نظر پیچیدگیهای داستانی به «هجوم» نزدیکی میشود و حتی این بار از آن فیلم هم پیچیدهتر است، تا آنجا که بخشی از روایت در تماشای بار اول گم میشود و فیلم به تماشای مجدد نیاز دارد.
همه چیز با یک مقدمه آغاز میشود؛ جایی که در یک عتیقه فروشی تپانچهای شلیک میکند و یک نفر میمیرد. در بخش اول با یک زن ایرانی و شوهر تاجیکش روبهرو هستیم که در آن زن که یک از تصادف شدید جان سالم به در برده، به شکل باندپیچی شده ماجراهای پیچیدهای را از سر میگذراند.
در بخش دوم، وارد پشت صحنه یک فیلم میشویم، فیلمی که کارگردان ایرانیاش شهرام نام دارد و در یکی دو صحنه هم خود مکری دیده میشود. اما مردی(با بازی بابک کریمی) که حالا در چهلمین تجربهاش در سینما حضور دارد، نگران رخ دادن یک فاجعه تلخ در طول فیلمبرداری است که همه چیز در آن با یک تپانچه در ارتباط قرار میگیرد؛ همان تپانچهای که در سریال «هزاردستان» ساخته علی حاتمی با آن شلیک کرده بودند و حالا در این فیلم در حال بازسازی آن صحنه هستند.
حالا داستانها به نوعی با هزاردستان و تاریخ پیوند میخورد و هر دو داستان زن و شوهر و فیلمبرداری، در اپیزودهای بعدی به موازات هم پیش میروند در حالی که زمان - به عنوان مهمترین دغدغه فیلمساز- کاملاً به هم میریزد و مفهوم گذشته، حال و آینده معنای خود را از دست میدهد. به مانند ماهی و گربه، در یک نما، از حال به گذشته میرویم و ناگهان از آینده سر در میآوریم، بدون این که قطعی در نما رخ داده باشد.
استراتژی تکرار باز در این فیلم مکری هم دیده میشود و یک واقعه را گاه چند بار از چند زاویه میبینیم، زمانی که یک شخصیت در حال حرکت حتی با کمی قبل یا بعد خودش روبهرو میشود و این جاست که مایه اصلی دیگر فیلم- دوگانگی- رخ مینمایاند.
بابک کریمی نقش یک ایتالیایی را هم بازی میکند که گاه این دو شخصیت ایرانی و ایتالیایی -که در واقع یک نفر هستند- رو در روی هم قرار میگیرند و نقطه ارتباط آنها تپانچهای است که با خود آوردهاند و این تپانچه هم قصه اول(قصه زن و شوهر) و هم قصه دوم( فیلمبرداری) را به هم متصل و سرنوشت روایت را روشن خواهد کرد.
از طرفی این دوگانگی در دو خرگوش سیاه و سفید معنا پیدا میکند، دو خرگوشی که معناهای استعاری داستانهای فیلم را تصویرسازی میکنند و وجوه روانی پیچیده شخصیتها را شکل میدهند.
از سوی دیگر فیلمهای مکری همگی به نوعی درباره سینما هستند و وجوه گوناگونی از دنیای سینما را بازتاب میدهند. حضور سینما اگر در «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» و «ماهی و گربه» به شکل مفهومی و کلی بود، حالا «جنایت بیدقت» و «خرگوش سیاه، خرگوش سفید»، به شکل مستقیم با سینما پیوند میخورد: جنایت بیدقت با فیلم گوزنها و فیلم تازه با سریال هزاردستان.
از طرفی نمایش فیلم در جنایت بیدقت، به بازسازی فیلم در خرگوش سیاه، خرگوش سفید رسیده و نمایش پشت صحنه و فیلمبرداری، به بخش مهمی از فیلم تازه بدل شده است؛ فیلمی که در پیچیدگی - و در ارتباط با سینما و فیلمسازی و همینطور مضمون زمان- بسیار به فیلم درخشان دیوید لینچ -امپراتوری درون- شبیه میشود و فیلمساز - شاید به پیروی از این جملات دیوید لینچ که میگوید «مگر همه چیز در زندگی واقعی ما واضح و آشکار است که انتظار دارید در فیلم هم همه چیز واضح باشد؟»- ابایی ندارد که بخشهایی از فیلمش قابل درک نباشد.