یک تصادف ساده؛ بازخوانی وجدان زخمی ایران

جعفر پناهی، فیلمسازی که سالها با سانسور و بازداشت دستوپنجه نرم کرده است، در تازهترین اثر خود «یک تصادف ساده»، از مرز میان عدالت و انتقام میگوید.
ایراناینترنشنال

جعفر پناهی، فیلمسازی که سالها با سانسور و بازداشت دستوپنجه نرم کرده است، در تازهترین اثر خود «یک تصادف ساده»، از مرز میان عدالت و انتقام میگوید.
وقتی سینما وجدان جامعه میشود
خرابی یک خودرو در جادهای بینام در ایران، نقطه آغاز فیلم تازه جعفر پناهی است؛ اثری که به ظاهر با یک حادثه عادی شروع میشود، اما بهتدریج به روایتی پیچیده از خشونت، شک و وجدان انسانی تبدیل میشود.
«یک تصادف ساده» که جایزه نخل طلای کن را برده و نماینده فرانسه در اسکار امسال است، در نگاه نخست تریلری انتقامجویانه به نظر میرسد، اما در عمق خود پرسشی بنیادی را مطرح میکند: در کشوری که نظام حاکم بر آن بر شکنجه و تحقیر بنا شده، چگونه میتوان عدالت را از انتقام جدا کرد؟
پناهی؛ مقاومت در سایه ممنوعیت
جعفر پناهی سالهاست با حکومتی روبهروست که او را از فیلمسازی منع کرده است. او چندین بار بازداشت شده و با وجود ممنوعالخروجی و محرومیت رسمی از کار، همچنان فیلم میسازد و هر فیلمش، بیانیهای است علیه سانسور و انکار حقیقت.
«یک تصادف ساده» نیز، همچون «این فیلم نیست» یا «خرس نیست»، بدون مجوز ساخته شده است. پناهی در این اثر هم با زبان سینما، مقاومت میکند و هم نشان میدهد که روایت، حتی در سکوت، میتواند زنده بماند.
روایتی از شک، نه قطعیت
پناهی در اینجا جامعهای را نشان میدهد که سالها خشونت آن را از درون تهی کرده است. وحید و سه تن از دیگر زندانیان سابق، در چالشی دردناک سعی میکنند هویت مرد را تشخیص دهند: یکی صدای او را میشنود، دیگری بوی بدنش را میسنجد، سومی جای زخمهایش را لمس میکند، اما هیچکس مطمئن نیست.
این صحنهها پرسشی بنیادین را زنده میکند: وقتی حافظه و هویت در سرکوب شکل گرفتهاند، حقیقت را چگونه میتوان بازشناخت؟
طنز و تراژدی در کنار هم
پناهی در میانه تلخی داستان، لحظات طنز میآفریند. عروسی که با لباس سفیدش در خیابانهای خاکی ایران ون را هل میدهد، تصویری میسازد که هم مضحک است و هم دردناک. این صحنه یادآور جامعهای است که در آن شادی و اندوه، بیوقفه در هم تنیده میشوند. در دل شهر، صدای بوقها، پارس سگها و همهمه جمعیت فضا را میسازد.
در هر گوشه، مردم در برابر کوچکترین خدمت، پول طلب میکنند: از نگهبان تا پرستار و نوازنده خیابانی.
پناهی این واقعیت را بازتاب میدهد تا نشان دهد چگونه فساد و ناامیدی به بخشی از زندگی روزمره بدل شدهاند.
سیاست در دل تصویر
پناهی بدون شعار، تصویری از کشوری خلق میکند که در آن بیعدالتی در کوچکترین رفتارها نفوذ کرده است. او با دقتی مستندگونه و زبانی شاعرانه، سازوکار سرکوب را آشکار میکند. فیلم، همانقدر که درباره خاطره خشونت است، درباره امکان انسان بودن نیز هست. شخصیتها میان انتقام و بخشش سرگردان میمانند و این سرگردانی، خود نقدی است بر جامعهای که قربانیانش را وادار کرده شبیه ظالمان رفتار کنند.
پایانی برای فکر کردن، نه برای فراموش کردن
در پایان، حقیقت روشن میشود اما آرامش به کسی بازنمیگردد. وحید درمییابد که حتی اگر انتقام بگیرد، زخم درونش التیام نمییابد. پناهی با ابهامی شاعرانه این پرسش را یادآوری میکند که چگونه میتوان در نظامی که مشروعیت خود را بر ترساندن و حذف بنا کرده، دوباره «زندگی» را آغاز کرد؟
پناهی از اینجا عبور میکند: او نمیخواهد جواب دهد، بلکه میخواهد سوال راعریان کند؛ میخواهد مخاطب را در مرداب اخلاق، مسئولیت و تاریخ فرو برد. این، مقابلهای مستقیم با حکومتی است که جوابها را میفروشد اما پرسشها را ممنوع میکند.

تحلیلگران آمریکایی اندیشکده جیسنا تاکید کردهاند که واشینگتن باید از پیامدهای جنگ ۱۲ روزه برای تدوین سیاستی تازه بهره بگیرد. به گفته آنها هدف نهایی باید جلوگیری از بازسازی توان هستهای و نظامی ایران و اعمال فشار گسترده تا فروپاشی تدریجی جمهوری اسلامی باشد.
در این گزارش راهبردی که موسسه یهودی برای امنیت ملی آمریکا (جینسا) جمعه ۲۵ مهر با عنوان «ساختن بر پایه پیروزی؛ راهبرد آمریکا در قبال ایران پس از جنگ ۱۲ روزه» منتشر شد، ضمن بررسی پیامدهای جنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل، بر ضرورت بازتعریف سیاست ایالات متحده در قبال تهران تاکید شده است.
جینسا اندیشکدهای بانفوذ در عرصه سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکاست که نقش مهمی در روابط آمریکا و اسرائیل دارد و برخی از اعضای ارشد آنان در دولت جرج بوش پسر و دولت اول ترامپ مسئولیت داشتهاند.
تهیهکنندگان این گزارش تاکید کردهاند که هرچند عملیات مشترک اسرائیل و آمریکا علیه برنامه هستهای جمهوری اسلامی با موفقیت نظامی همراه بود، اما پرسش اساسی برای ایران و اسرائیل این است که این جنگ چه زمانی دوباره از سر گرفته خواهد شد و سرانجام آن چه خواهد بود.
در جریان جنگ ۱۲ روزه، اسرائیل حملات گسترده هوایی به تاسیسات موشکی، نظامی، امنیتی و هستهای ایران انجام داد و شمار قابلتوجهی از فرماندههای ارشد سپاه و متخصصان هستهای ایران را هم هدف گرفت.
به نظر تحلیگران این موسسه، جمهوری اسلامی در تلاش است شکستهای ناشی از این جنگ را جبران کند و همچنان از ورود به مذاکره واقعی خودداری میکند.
نویسندگان تاکید دارند که ایالات متحده باید با همکاری نزدیک اسرائیل و متحدانش از فرصت ایجاد شده بهره گیرد تا از بازسازی نظامی و هستهای ایران جلوگیری کند و از طریق اعمال فشار همهجانبه، تهران را به پذیرش توافقی سخت و جامع وادار سازد.
هدف نهایی این راهبرد، تضعیف بنیادی و فروپاشی تدریجی جمهوری اسلامی عنوان شده است.
اروپا آماده همراهی با واشینگتن است
نویسندگان معتقدند فعال شدن مکانیسم ماشه از سوی سه کشور اروپایی نشانهای از تغییر رویکرد اروپا و بازگشت آن به همراهی با واشینگتن در برابر تهران است.
با این حال، آنها تاکید میکنند که پیروزی نظامی در جنگ ۱۲ روزه هنوز به معنای پیروزی استراتژیک نیست، زیرا جمهوریاسلامی برنامه هستهای خود را بهصورت پراکنده و مخفی طراحی کرده و ممکن است با خرید زمان به بازسازی ظرفیتهای خود بپردازد.
در بخش دوم، نویسندگان گزارش به وضعیت ایران پس از جنگ پرداختهاند و استدلال کردهاند با وجود خسارات سنگین، حاکمیت ایران همچنان بر مواضع خود پافشاری میکند.
به نوشته گزارش، تهران با پنهانکاری در زمینه سطح غنیسازی، ادامه صادرات غیرقانونی نفت به چین و همکاری فزاینده با روسیه و پکن برای دور زدن تحریمها، سعی دارد جایگاه خود را حفظ کند.
تثبیت پیروزی
بخش سوم گزارش به طرح پیشنهادی آمریکا برای تثبیت پیروزی در منازعه با جمهوریاسلامی اختصاص دارد.
در این بخش تاکید شده که واشینگتن باید از فرصت پیشآمده برای تدوین توافقی کاملا جدید استفاده کند که بهصورت رسمی و با رای دوسوم سنای آمریکا به عنوان یک معاهده الزامآور تصویب شود.
تحلیلگران جنیسا همچنین تاکید کردهاند که این توافق باید بر اساس شرایطی «بسیار سختتر» از توافق برجام ۲۰۱۵ تنظیم شود.
آنها از جمله پیشنهاد کردهاند ممنوعیت کامل و دائمی غنیسازی اورانیوم و بازفرآوری پلوتونیوم در هر سطح، نابودی کامل سانتریفیوژها و تاسیسات مرتبط، توقف تولید و گسترش موشکها و پهپادهای تهاجمی، پایان حمایت مالی و نظامی سپاه از گروههای نیابتی، آزادی همه شهروندان آمریکایی و متحدان بازداشتشده در ایران، و دسترسی نامحدود بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به همه سایتهای مشکوک در این توافق احتمالی گنجانده شود.
در ادامه این گزارش آمده است که هرگونه مذاکره باید با ضربالاجل مشخص و بدون تمدید انجام شود و در صورت امتناع ایران، ایالات متحده باید گفتوگوها را متوقف و از سایر ابزارها برای جلوگیری از بازسازی نظامی تهران استفاده کند.
به باور تحلیلگران این اندیشکده آمریکایی، مذاکرات باید مستقیم باشد و همزمان تمامی تحریمهای سازمان ملل، آمریکا و اتحادیه اروپا پابرجا بمانند.
در طول گفتوگوها نیز گزینه نظامی باید فعال باقی بماند تا در صورت بازسازی تاسیسات یا فعالیتهای هستهای ایران، واکنش فوری ممکن باشد.
اقدام تا تسلیم و فروپاشی
در بخش پایانی، نویسندگان گزارش به گامهای اجرایی برای حفظ برتری نظامی و سیاسی آمریکا و اسرائیل پرداختهاند.
از جمله گامهای پیشنهادی آنان، هماهنگی کامل میان آمریکا، اسرائیل و کشورهای اروپایی برای جلوگیری از بازسازی برنامههای هستهای و موشکی ایران، هشدار روشن به تهران درباره حمله مجدد در صورت تخطی، تسریع در تحویل سوخترسانهای هوایی به اسرائیل، ذخیرهسازی مهمات دقیق آمریکایی در خاک اسرائیل و گسترش همکاری دفاعی در چارچوب فرماندهی مرکزی آمریکا است.
در این گزارش همچنین از آمریکا خواسته شده از جمله با استقرار بمبافکنها و تسلیحات سنگرشکن در پایگاه دیهگو گارسیا و افزایش توان بازدارندگی در خلیج فارس، حضور نظامی خود در خاورمیانه را تقویت کند.
تحلیلگران جینسا در پایان گزارش خود تاکید کردهاند هدف راهبردی واشینگتن باید عبور از سیاست بازدارندگی صرف و حرکت به سوی فروپاشی کنترلشده نظام جمهوری اسلامی باشد.
به باور نویسندگان، پیروزی در جنگ ۱۲روزه تنها در صورتی معنا خواهد یافت که ایالات متحده و متحدانش بتوانند از این موقعیت برای جلوگیری از احیای توان نظامی و هستهای ایران و ایجاد فشار همهجانبه برای واداشتن حکومت به تسلیم یا فروپاشی از درون استفاده کنند.

به نوشته نشریه اسرائیل هیوم، تصمیم اخیر جمهوری اسلامی برای روشن کردن موقعیتیاب نفتکشهایش پس از هفت سال خاموشی، نشانهای از «جسارت و اعتمادبهنفس فزاینده تهران» است و میتواند زمینهساز مرحله تازهای از تنش با ایالات متحده و اسرائیل شود.
این روزنامه اسرائیلی با تاکید بر اینکه ایران از سال ۲۰۱۸ و پس از خروج آمریکا از توافق هستهای و بازگشت تحریمها، موقعیتیاب ناوگان نفتکشهای خود را خاموش کرده بود تا مسیر صادرات غیرقانونی نفت پنهان بماند، نوشت: اما در روزهای اخیر، برای نخستینبار در هفت سال گذشته، این فرستندهها دوباره فعال شدهاند و ناوگان موسوم به «ناوگان سایه» آشکارا در معرض رصد جهانی قرار گرفت.
اسرائیل هیوم این اقدام را واکنشی مستقیم به فعال شدن مکانیسم بازگشت خودکار تحریمها (اسنپبک) میداند؛ سازوکاری که بر اساس آن همه کشورها باید محدودیتهای تجاری علیه ایران را دوباره اجرا کنند.
به نوشته این روزنامه، تصمیم تهران برای عدم پنهانکاری در صادرات نفت همزمان با گزارشهای تازه از احیای سریع برنامه هستهای ایران و پافشاری آن بر ادامه غنیسازی در خاک خود منتشر شده است. نویسندگان تحلیل میگویند این نشانهها حاکی از آن است که جمهوری اسلامی مسیر خود را تغییر نداده و در حال آمادهسازی برای رویارویی احتمالی تازه با آمریکا و اسرائیل است.
«حرکتی تاکتیکی نیست؛ پیامی راهبردی به غرب»
اسرائیل هیوم مینویسد تصمیم [حکومت] ایران تنها اقدامی تاکتیکی برای مقابله با تحریمها نیست، بلکه «دارای ابعاد راهبردی» است و نشان میدهد تهران از تحریک غرب یا خطر درگیری نظامی احتمالی هراسی ندارد.
این نشریه افزوده است: «ایران میخواهد ثابت کند که خود را بازنده جنگ نمیداند و آماده است برای دفاع از منافع خود، حتی در عرصه نظامی، خطر کند.»
گزارش همچنین اشاره میکند که [حکومت] ایران نهتنها از غنیسازی اورانیوم در خاک خود عقبنشینی نکرده، بلکه بر اساس تصاویر ماهوارهای، مشغول ساخت سایتی جدید در جنوب نطنز است که میتواند برای فعالیتهای غنیسازی در آینده مورد استفاده قرار گیرد.
در همین حال، تهران به گفته منابع اطلاعاتی اسرائیل، در حال بازسازی سریع سامانههای دفاع هوایی و موشکی است و همکاری با روسیه و چین برای خرید جنگندههای سوخو-۳۵ و سامانههای اس-۴۰۰ را پیگیری میکند.
اعتمادبهنفس تازه تهران و خطر درگیری
اسرائیل هیوم در ادامه تحلیل خود مینویسد این اقدامات نشانهای از اعتمادبهنفس جدید ایران پس از عملیات نظامی «طلوع شیران» اسرائیل است. به باور نویسندگان، تهران اگرچه از خسارات جنگ اخیر آگاه است، اما خود را بازنده نمیداند و تصور میکند با اصلاح ساختارهای نظامی و امنیتی میتواند در برابر حملات آینده بهتر مقاومت کند.
این روزنامه میافزاید: «رفتار جسورانه تهران بازتابی از این برداشت است که غرب تمایلی به پرداخت هزینه برای اعمال مؤثر تحریمها ندارد. ایران ممکن است فعلاً به دنبال جنگ نباشد، اما بهوضوح نشان میدهد که از آن عقبنشینی هم نخواهد کرد.»
بنبست در گفتوگوهای دیپلماتیک
به نوشته اسرائیل هیوم، این رویکرد جدید، چشمانداز هرگونه توافق تازه میان ایران و آمریکا را تیرهتر کرده است. در حالیکه واشینگتن همچنان به دنبال توافقی محدود است، تهران خود را در موقعیت قدرت میبیند و حاضر نیست از «مواضع اصولی» خود عقب بنشیند.
در پایان گزارش آمده است: «موضع رهبر جمهوری اسلامی کاملاً در حمایت از سیاستهای فعلی است و بعید است تغییری در رفتار ایران ایجاد شود. جمهوری اسلامی ممکن است جنگ نخواهد، اما آماده است خطر آن را بپذیرد. این واقعیت، همراه با بنبست مذاکرات، نویدبخش مرحلهای تازه از تشدید تنش در خاورمیانه است.»

در حالیکه تعطیلی دولت فدرال آمریکا وارد سومین هفته خود شده است، کاخ سفید اعلام کرده که ممکن است در روزهای آینده بیش از ۱۰ هزار کارمند فدرال اخراج شوند. همزمان وزارت خزانهداری آمریکا هشدار داده ادامه این تعطیلی، هفتهای تا ۱۵ میلیارد دلار به اقتصاد کشور زیان وارد میکند.
راسل ووت، مدیر دفتر بودجه کاخ سفید، چهارشنبه ۲۴ مهر در مصاحبهای با شبکه «چارلی کرک شو» گفت دولت ترامپ قصد دارد «بهشدت در تعطیلی بخشهایی از بوروکراسی فدرال پیش برود».
او افزود:«ما میخواهیم نه فقط تامین مالی، بلکه خود دستگاه بوروکراتیک را تعطیل کنیم. اکنون فرصتی پیش آمده تا دولت را کوچکتر و چابکتر کنیم.»
ووت تاکید کرد که تاکنون چهارهزار کارمند اخراج شدهاند و پیشبینی کرد این رقم به بیش از ۱۰هزار نفر برسد.
او با اشاره به برنامههای در دست بررسی گفت اخراجها بیشتر شامل نهادهایی خواهد بود که «در راستای اولویتهای دولت نیستند»، از جمله آژانس توسعه کسبوکار اقلیتها، برنامههای عدالت زیستمحیطی در وزارت انرژی و سازمان حفاظت محیط زیست (EPA).
با این حال، اندکی پس از اظهارات او، یک قاضی فدرال در کالیفرنیا با صدور حکمی، دستور توقف موقت اخراجها را صادر کرد و این تصمیم دولت را به چالش کشید. انتظار میرود کاخ سفید این حکم را در دادگاه تجدیدنظر به چالش بکشد.
هزینههای اقتصادی تعطیلی؛ از «روزانه» به «هفتگی»
در همین حال، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری دولت ترامپ، در نشست خبری چهارشنبه هشدار داد که تعطیلی دولت «در حال آسیب زدن به عضلات اصلی اقتصاد آمریکا» است.
او ابتدا گفت: «ما برآورد میکنیم که این تعطیلی ممکن است روزانه تا ۱۵ میلیارد دلار برای اقتصاد کشور هزینه داشته باشد.»
اما ساعتی بعد، وزارت خزانهداری در بیانیهای اصلاحی اعلام کرد وزیر در بیان عدد «اشتباه لفظی» کرده و منظور او ۱۵ میلیارد دلار در هفته بوده است، نه در روز.
این برآورد بر پایه دادههای وزارت دارایی، کاهش فعالیتهای اقتصادی ناشی از توقف خدمات دولتی، تعلیق صدور مجوزهای صنعتی، توقف وامهای کسبوکارهای کوچک و تعطیلی پارکهای ملی انجام شده است.
بنبست سیاسی در کنگره
تعطیلی دولت فدرال از اول اکتبر آغاز شد، پس از آنکه کنگره و کاخ سفید نتوانستند بر سر لایحه تامین بودجه سال مالی ۲۰۲۶ به توافق برسند.
جمهوریخواهان در سنا خواستار تصویب قطعنامه موقت تامین بودجه (Continuing Resolution) هستند، اما دموکراتها با آن مخالفت کردهاند و بر تمدید یارانههای بیمه درمانی موسوم به اوباماکر (Obamacare subsidies) تاکید میکنند که در پایان سال جاری منقضی میشود.
به گفته تحلیلگران اقتصادی، اگر تعطیلی دولت بیش از چهار هفته ادامه یابد، تاثیر آن بر رشد اقتصادی سهماهه چهارم محسوس خواهد بود. بانک گلدمن ساکس پیشتر برآورد کرده بود که هر هفته تعطیلی دولت میتواند ۰.۱۵ درصد از رشد تولید ناخالص داخلی را کاهش دهد.
نگرانی از اثرات اجتماعی و بازار کار
نزدیک به یک میلیون کارمند فدرال هماکنون در وضعیت بلاتکلیف قرار دارند؛ نیمی از آنها «ضروری» محسوب میشوند و بدون دریافت حقوق به کار ادامه میدهند، و نیم دیگر به مرخصی اجباری فرستاده شدهاند.
کاخ سفید میگوید که حقوق معوقه پس از پایان تعطیلی پرداخت خواهد شد، اما اتحادیههای کارمندی هشدار دادهاند که بسیاری از کارکنان پاییندرآمد، توان مالی برای تامین هزینههای ماهانه خود را ندارند.
در همین حال، اقتصاددانان از تاثیرات غیرمستقیم تعطیلی بر بازار مسکن، تقاضای مصرفی و اعتماد عمومی به دولت ابراز نگرانی کردهاند.
فرصتها و تهدیدها
اگرچه دولت ترامپ تعطیلی کنونی را فرصتی برای «اصلاح ساختار اداری و کاهش هزینهها» توصیف کرده، اما واقعیت میدانی نشان میدهد که زیانهای اقتصادی، رکود در خدمات عمومی و افزایش بیاعتمادی اجتماعی در حال گسترش است.
با ادامه بنبست میان کاخ سفید و کنگره، چشمانداز پایان سریع تعطیلی دولت همچنان نامعلوم است و همانطور که یک کارشناس اقتصادی در گفتوگو با شبکه فاکس بیزنس گفت: «اگر این تعطیلی بیش از یک ماه ادامه پیدا کند، هزینه آن از هرگونه صرفهجویی ادعایی بیشتر خواهد بود.»

از «آقای باهوش و رهبر برجسته» تا «مایه ناامیدی و بیمار روانی»؛ رابطه ترامپ و پوتین رابطهای ساده و یکخطی نبوده است.
ترامپ جنگ روسیه و اوکراین را جنگ بایدن مینامد و معتقد است او اگر بود چنین جنگی رخ نمیداد و بر این گمان بود که به سرعت آن را جمع خواهد کرد. اتفاقی که ۹ ماه پس از آغاز ریاستجمهوریاش هنوز نیفتاده.
ترامپ اگرچه در برههای سعی کرد به اوکراین نشان دهد فرزند دردانه و تهتغاریاش نیست و آمریکا تنها به دنبال منافع خود است نه کشوری دیگر، اما به مرور به این نتیجه رسید که تامین نظامی اوکراین و نزدیکی بیشتر به این کشور به جای وسطبازی، برای منافع ملیاش بهتر است.
ترامپ چندین و چند تلفن طولانی مدت با پوتین داشته، در هر تماس خاطرات بسیاری مرور شده و هر دو رهبر با حال خوب تلفن را قطع کردهاند، حتی در دیدارشان در آلاسکا نیز همه چیز خوب و مثبت به نظر میرسید، اما همچنان گره جنگ گشوده نشده و در اینجا برخلاف خاورمیانه، ترامپ متحدان عربی را که عاشقش باشند هم ندارد تا پوتین را تحت فشار قرار دهند.
ترامپ این روزها سرمست صلح خاورمیانه است. احساس میکند یک جنگ دیگر را تمام کرده و وقتش رسیده که به سراغ سختترین کار، یعنی تمام کردن جنگ اوکراین و روسیه برود.
او حین سخنرانی در مجلس اسرائیل اشاره کرد که پیش از بحث ایران، ابتدا باید غائله روسیه و اوکراین را جمع کند و وقتش رسیده که ویتکاف همه حواس خود را متوجه روسیه کند.
چند ساعت بعد خبر آمد که زلنسکی در انتهای هفتهای که با صلح خاورمیانه آغاز شد، برای بار سوم به کاخ سفید خواهد رفت. بار اول فاجعهبار بود، بار دوم بهتر و دوستانهتر شد و انتظار میرود بار سوم، زلنسکی بسیار مورد بندهنوازی ترامپ قرار گیرد.
آمریکا این روزها برای هدفگیری تهاجمی زیرساخت انرژی و تاسیساتی در عمق روسیه به اوکراین کمک اطلاعاتی میکند و این یعنی حرکت آرام از کمک دفاعی به سوی کمک تهاجمی.
روسیه نیز از آن سو در پاییز امسال، حملات به شبکه برق و گاز اوکراین را تشدید کرده تا دم زمستان، اوضاع را برای اوکراینیها بدتر کند.
یکی از مهمترین نشانههای تغییر تدریجی مواضع ترامپ در قبال اوکراین، صحبت از ارسال موشکهای تاماهاک است. ارسال تاماهاک اگرچه بازی را تغییر نخواهد داد، اما مکمل عملیات فعلی خواهد شد.
وزیر جنگ آمریکا میگوید اگر در کوتاه مدت مسیری برای صلح باز نشود، آمریکا و متحدانش کاری خواهند کرد که روسیه بهای سنگینی بپردازد.
ترامپ قصد دارد، در دیدار خود با زلنسکی بحث ارسال موشک کروز و تسلیحات نظامی تهاجمی را با صدای بلندتری مطرح کند، اما پیش از آن به پوتین هشدارهای لازم را خواهد داد. این هشدارها یک روز پیش از آمدن زلنسکی، در یک تماس تلفنی طولانی به پوتین داده شده.
اما بعید است پوتین به چنین هشدارهایی گوش کند و از اینجاست که دست نظامی- تهاجمی آمریکا بیشتر از آستین اوکراین بیرون خواهد زد تا سرانجام بین روسیه و اوکراینی که به نیابت از امریکا خواهد جنگید، یکی کوتاه بیاید. لازم به یادآوری نیست که ترامپ فردی نخواهد بود که کوتاه بیاید.
ترامپ در این مرحله میخواهد کاری کند که ادامه جنگ برای مسکو آنقدر هزینهبر شود که پوتین ناچار شود جدیتر به گزینه مصالحه یا توقف بیندیشد.
ترامپ اما این کار را با زبان تلخ و تند نخواهد کرد. به جای آن، او تصویری رویایی از تجارت میان روسیه و امریکا در روزهای پس از جنگ ترسیم خواهد کرد و از این طریق پوتین را اغوا خواهد کرد.
دیدار هفته آینده ترامپ و پوتین در بوداپست، پایتخت کشوری که ترامپ رهبرش را رفیق صمیمی خود میداند، روشن خواهد کرد که پوتین چقدر خریدار استراتژی ترامپ است. چقدر از فروش مخفیانه و دزدانه نفت خسته شده. چقدر تحت فشار اقتصادی و «پوللازم» است و چقدر آماده بازگشت به صحنه جهانی!
ترامپ اگر بتواند جنگ روسیه و اوکراین را هم تمام کند، در کنار صلح خاورمیانه و بمباران هستهای تاسیسات هستهای ایران، خود را پیامبر صلح معرفی خواهد کرد و این عنوانی نیست که ترامپ به راحتی از آن بگذرد.

مراسم تشییع پیکر ناصر تقوایی، کارگردان صاحبنام سینمای ایران، پنجشنبه ۲۴ مهر با حضور شمار زیادی از هنرمندان و سینماگران در خانه سینما برگزار شد. حضور برخی زنان سینماگر بدون حجاب اجباری در این مراسم، توجهها را به خود جلب کرد.
این فیلمساز، عکاس و نویسنده مطرح ایرانی که در سال ۱۳۵۵ با ساخت سریال تلویزیونی «دایی جان ناپلئون» بر اساس رمانی با همین نام از ایرج پزشکزاد، در میان عامه مردم به شهرت رسید، در ۸۴ سالگی درگذشت.
او در سالهای گذشته بارها از فشارهای حکومت بر فیلمسازان مستقل سخن گفته بود.
مرضیه وفامهر، فیلمساز و همسر تقوایی، سهشنبه ۲۲ مهر در شبکههای اجتماعی از درگذشت این هنرمند خبر داد و نوشت: «هنرمندی که دشواری آزاده زیستن را برگزید به رهایی رسید.»
تصاویر منتشرشده از مراسم تشییع پیکر تقوایی نشان میدهد بازیگران صاحبنامی چون کتایون ریاحی، گوهر خیراندیش و لیلی فرهادپور، بدون حجاب اجباری در خانه هنرمندان حاضر شدند.
پیکر این هنرمند در میان تشویق حضار و با نواختن سنج و دمام به سمت امامزاده طاهر کرج مشایعت شد.
طی این مراسم سرود «ای ایران» که در فیلمی ساخته او با همین نام منتشر شده بود، پخش شد.
تقوایی متولد ۲۲ تیر ۱۳۲۰ در شهر آبادان در جنوب ایران بود.
کارگردانی از «موج نو» سینمای ایران
تقوایی از پیشگامان سینمای روشنفکری ایران بود و برخی او را از کارگردانان «موج نوی سینمای ایران» نامیدند.
این هنرمند جوایز گوناگونی از جمله تندیس طلایی جشنواره بینالمللی فیلم سانفرانسیسکو، شیر طلایی و نقرهای جشنواره فیلم ونیز، پلنگ برنزی جشنواره فیلم لوکارنو و جوایز داخلی متعددی در ایران کسب کرد.
او با «قصههای کیش» که در آن یک اپیزود به نام «کشتی یونانی» ساخته بود، نامزد نخل طلای جشنواره فیلم کن شده بود.
تقوایی در سالهای فیلمسازی خود با مشکلات متعدد از جمله سانسور مواجه بود و ساخت آخرین فیلمش، «چای تلخ» در سال ۱۳۸۲ نیمهکاره ماند.
با این حال او گفته بود: «ما با آن گروهی که از فرنگ آمده بودند، یک تفاوت اساسی داشتیم. آنها به دلیل برخورد با دموکراسی غرب، خیلی ایدهآلیست بودند اما ما یاد گرفته بودیم که در شرایط سخت و دشوار کار کنیم.»





