امیرعلی حاجیزاده، حسین سلامی و محمد باقری در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل کشته شدند
تا پیش از انتشار برخی اطلاعات جدید، تصور میرفت که فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در جریان جنگ دوازده روزه با اسرائیل، در دقایق ابتدایی درگیری کشته شدهاند. اما دادههای تازه نشان میدهد که این افراد تنها در ۲۰ ثانیه نخست جنگ هدف گرفته شده و جان خود را از دست دادهاند.
سردارانی که سالها به رجزخوانی علیه اسرائیل میپرداختند، تنها چند ثانیه در برابر آن مقاومت کردند.
با این حال، جانشینان همین فرماندهان یکشنبه ۳۰ شهریور در بیانیههایی هشدار دادهاند که در صورت وقوع هرگونه «خطای محاسباتی» از سوی دشمن، پاسخ «مهلک و عبرتآموزی» داده خواهد شد.
اما پرسش اساسی اینجاست: آیا میتوان این رجزخوانیها را جدی گرفت، در حالی که سرداران پیشین در برابر نخستین حمله از پا درآمدند؟
از جمله روایتهایی که منتشر شده، به کشته شدن امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، اشاره دارد. ظاهراً وی زمانی که قصد خروج از مقر زیرزمینی خود را داشته، از سوی هواپیماهای اسرائیلی هدف قرار گرفته است. این در حالی است که اسرائیل آگاهانه سیستم ناوبری جنگندههای خود را به گونهای تنظیم کرده بود تا رادارهای سپاه آنها را شناسایی کنند و فرمانده به خیال وجود فرصت به پناهگاه بازگردد؛ فرصتی که در واقع برای هدفگیری دقیقتر فراهم شده بود.
در چنین شرایطی، رهبر جمهوری اسلامی و فرماندهان سپاه تلاش کردند تا شکست در جنگ را پیروزی جلوه دهند. با وجود ویرانی تاسیسات اتمی، فروپاشی سامانههای پدافندی و کشته شدن فرماندهان کلیدی، آنها به ژستی پیروزمندانه پناه بردند و مدعی پیروزی بر اسرائیل شدند؛ ادعایی که با تکرار مستمر به نظر میرسد خودشان نیز به آن باور پیدا کردهاند.
جنگهای ناخواسته، نتایج سیاستهای نادرست
جمهوری اسلامی اکنون در آستانه سومین جنگ خود قرار گرفته است؛ نخست جنگ ایران و عراق که بهدنبال تضعیف ارتش و تصمیمات فاجعهبار پس از انقلاب رخ داد، دوم جنگ ۱۲ روزه اخیر با اسرائیل و آمریکا و اکنون حرکت شتابزده به سمت یک جنگ فراگیر دیگر، اینبار با حضور احتمالی اروپا و ناتو.
رفتارهای اخیر فرماندهان سپاه و بقیه مقامات نیز این نگرانی را تشدید کرده است. آنها با افتخار اعلام میکنند که ایران امروز در برابر ناتو، آمریکا و کشورهای اروپایی ایستاده است. این نوع رجزخوانی و دشمنتراشی در ابعادی گسترده، نه افتخار که نشانه بیتدبیری در عرصه سیاستگذاری بینالمللی است.
قراردادن ایران در مقابل جبههای متشکل از قدرتمندترین ارتشها و اقتصادهای جهان، یعنی آمریکا، اسرائیل و ۳۲ کشور عضو ناتو، تنها نشاندهنده ضعف دیپلماسی و سوءمدیریت سیاست خارجی است. آیا مسئولان جمهوری اسلامی واقعاً به عواقب این رویارویی اندیشیدهاند؟
اگر سرداران سپاه قصد به قول خودشان شهادت دارند، این تصمیم شخصی آنهاست اما آنها و رهبران جمهوری اسلامی حق ندارند به بهای «فیض شهادت» خود، کشور و ملت ایران را قربانی تصمیمات پرهزینه و پرخطر کنند.
فروپاشی اقتصادی؛ بهای سنگین جنگ و تحریم
با بازگشت تحریمها، ایران اکنون وارد فاز جدیدی از بحران اقتصادی شده است. تنها ظرف چند روز، قیمت دلار از مرز ۱۰۶ هزار تومان گذشته و کارشناسان هشدار دادهاند که در صورت تشدید بحران، دلار ممکن است حتی تا ۲۰۰ هزار تومان نیز افزایش یابد. این جهش نرخ ارز با خود موج جدیدی از تورم را به همراه خواهد آورد.
تورم حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد برآورد شده، اما شواهد در بازار نشان میدهد که تورم اقلام غذایی و ضروری، عملاً به ۹۰ تا ۱۰۰ درصد رسیده است. قیمت گوشت قرمز به بیش از یک میلیون تومان در هر کیلو رسیده و مصرف سرانه گوشت در ایران به کمتر از شش کیلو در سال سقوط کرده است. قیمت تخممرغ، برنج، حبوبات و سایر کالاهای اساسی نیز به شکلی بیسابقه افزایش یافته است.
در کنار این مشکلات، کسری بودجه دولت روز به روز بیشتر میشود و منابع درآمدی کشور، به ویژه درآمدهای نفتی و ارزی، بهشدت در حال کاهش هستند. دولت حتی توان پرداخت بهموقع مطالبات گندمکاران، بازنشستگان و بقیه مطالبات کارکنان خود را ندارد.
در چنین شرایطی، سیاست خارجی خصمانه علیه غرب تنها به تشدید فروپاشی اقتصادی دامن خواهد زد.
امروز سیاستهای حاکم بر کشور، ایران را نهتنها در مقابل آمریکا و اسرائیل، بلکه در برابر جهان غرب، ناتو، و اقتصاد جهانی قرار داده است. این وضعیت در عمل بهمنزله تبدیل کشور به یک اردوگاه تحریمزده، منزوی و در آستانه فروپاشی است.
فقر، بیکاری، مهاجرت گسترده، اعتیاد، فساد سیستماتیک، سقوط تولید داخلی و کاهش شدید سطح رفاه عمومی، پیامدهای مستقیم این مسیر هستند. کشوری که قرار بود مرکز تمدن و توسعه باشد، اکنون به جایی رسیده که مردم برای یافتن شغل به کشورهای همسایه روی میآورند و مایحتاج خود را با سختی تامین میکنند.
در این میان، طبقه حاکم متشکل از خامنهای و فرماندهان سپاه و اطرافیان آنها نهتنها پاسخگو نیستند، بلکه با بیانیههای نمایشی و تکرار شعارهای نخنما، واقعیتهای جامعه را انکار میکنند.
کشوری که در آن اعلام زمان پرداخت حقوق بازنشستگان به یک «خبر مهم» تبدیل میشود، به روشنی در مسیر فروپاشی قرار گرفته است.
در حالیکه بسیاری از مردم درگیر تامین نیازهای اولیه زندگی هستند، میلیاردها تومان در پروندههای فساد و ناکارآمدی گم شده و مسئولان بدون پاسخگویی واقعی، سیاستهایی اتخاذ میکنند که کشور را به لبه پرتگاه کشانده است.
ادامه این روند به معنای عمیقتر شدن بحرانها، افزایش خطر جنگ، و گسترش فقر و نابسامانی خواهد بود. راهکار نه در تغییر سیاست ها بلکه در تغییر حکومت است. این حکومت نشان داده قابل اصلاح نیست و در صورت ادامه حیات آن، حیات ایران و ایرانیان به خطر خواهد افتاد.
شکریا برادوست، پژوهشگر امنیت بینالملل و سیاست خارجی به ایراناینترنشنال گفت هیچ بحثی درباره ساختار کشور فلسطینی که برخی از کشورهای غربی آن را به رسمیت شناختهاند نشده است.
او افزود که چنین تصمیمی از سوی این کشورها بیشتر در حد بیان مواضع سیاسی است.
بیانیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و اطلاعیه شورای عالی امنیت ملی، نشان میدهد در حالی که تنشهای سیاسی بین جمهوری اسلامی و غرب تشدید شده و احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه تقویت شده است، عالیترین مراکز نظامی، امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی، تا حدودی از نرمش و مصالحه ناامید شدند.
یکشنبه، ۳۰ شهریور در آستانه مراسم موسوم به «هفته دفاع مقدس» نیروهای مسلح به روال معمول بیانیههایی صادر کردند. در این بین، بیانیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء به تشدید تنشها با اسرائیل، آمریکا و احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه پرداخته است.
سپاه پاسداران در بیانیه خود از آنچه «اتحاد مقدس ایرانیان غیور» در مقابل «اردوگاه خصم» برای حفظ «میهن اسلامی» خوانده قدردانی کرد. در این بیانیه همچنین به اسرائیل و هیات حاکمه آمریکا که «مستکبر» و «دغلباز» توصیف شده، هشدار داده است.
ارزیابیهای متعدد نشان میدهد مقامات تهران و سپاه پاسداران، با توجه به در جریان بودن مذاکرات با ایالات متحده، حمله تهران را بعید میدانستند. موضوعی که در اظهار نظر مقامها نیز پیداست.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، تیرماه، در گفتوگویی با تاکر کارلسون، مجری مشهور آمریکایی، با گلایه از آمریکا گفت: «آمریکا در آستانه جلسه ششم، در حالی که ما همچنان در حال مذاکره بودیم، عملا روی میز مذاکره بمب انداخت و دیپلماسی را نابود کرد.»
در بیانیه سپاه آمده است هرگونه خطای محاسباتی اسرائیل و آمریکا علیه منافع و امنیت ملی یا «قلمرو سرزمینی جمهوری اسلامی» با واکنش قاطع نیروهای مسلح بهویژه «پاسداران رشید انقلاب اسلامی» مواجه خواهد شد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از زمان تاسیس تاکنون، به جز دوران کوتاه جنگ ۱۲ روزه، همواره تاکید داشته از نام ایران را در عنوان رسمی یا توصیفات خود استفاده نکند.
سپاه در بیانیه خود، جنگ ۱۲ روزه را جنگی در مقیاس «جنگ جهانی» ارزیابی کرد. در این بیانیه آنچه «پیروزی» نیروهای مسلح در جنگ ۱۲ روزه خوانده شده، محصول «آمادگی دائمی و توسعه مستمر فناوریها و سامانه های پیشرفته دفاعی و نظامی» خوانده شده و تاکید شده است روند «توانافزایی نیروهای مسلح» متوقف نخواهد شد.
دفن جسد حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که ۲۳ در اولین شب حملات به همراه سایر فرماندهان نظامی و امنیتی کشته شد. جسد او حدود یک هفته پس از آتشبس دفن شد./ شهر ری، ۸ تیر ۱۴۰۴
۱۶ شهریور، کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی طرح «تقویت بنیه نیروهای مسلح در مقابله همهجانبه با جنایات و تجاوزات» اسرائیل را تصویب کرد. بر اساس این طرح، علاوه بر بودجه معمول، دستکم دو میلیارد یورو دیگر برای «تقویت بنیه دفاعی» به نیروهای مسلح اختصاص خواهد یافت.
در این بیانیه آمده است در سختترین شرایط تحریم های اقتصادی و فشارهای ترکیبی چند لایه حداکثری دشمنان در بخشهای مختلف، بازهم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با «حفظ ابتکار عمل» در جنگ ۱۲ روزه به پیروزی دست یافتند.
در اولین روز جنگ از بامداد ۲۳ خرداد تا ظهر آن، اسرائیل با هدف قراردادن فرماندهان ارشد نیروهای مسلح، از فرمانده کل سپاه پاسداران، فرمانده قرارگاه خاتم، فرمانده هوافضای سپاه پاسداران تا رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، زنجیره فرماندهی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را متلاشی کرد.
ارزیابیهای جدید هم نشان داد، اسرائیل با اعزام ۱۰۰ نیروی نظامی به داخل خاک ایران، ظرف مدت ۴۸ ساعت از آغاز حملات، پدافند جمهوری اسلامی را از کار انداخته و آسمان ایران را در اختیار گرفته است.
پیشتر خبرنگار شبکه زد دی اف تلویزیون آلمان در گزارش زنده خود از کنفرانس ژنو اعلام کرد عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی برای خروج از ایران به اسرائیل اطلاع داده است، چون حریم هوایی ایران کاملا در اختیار اسرائیل بود.
شورای عالی امنیت ملی و تهدید به تعلیق همکاری با آژانس بینالمللی
در اطلاعیهای که به نقل از شورای عالی امنیت ملی شنبه شب، ۲۹ شهریور منتشر شد آمده است در جلسه این شورا که به ریاست رییسجمهور تشکیل شد، ضمن بحث و تبادلنظر در مورد وضعیت منطقه و «ماجراجوییهای» اسرائیل، تاکید شد که سیاست جمهوری اسلامی در شرایط فعلی «همکاری هرچه بیشتر برای ایجاد صلح و ثبات در منطقه» خواهد بود.
با این حال در ادامه این بیانیه، اقدامات اخیر سه کشور اروپایی در یک ماه اخیر و حرکت در مسیر فعال سازی مکانیسم ماشه، «اقدامات نسنجیده» توصیف شده است.
اطلاعیه تصریح کرده است «علیرغم همکاریهای وزارت امورخارجه با آژانس» و ارائه طرحهایی برای حل و فصل موضوع، با اقدامات کشورهای اروپایی عملا مسیر همکاری با آژانس دچار تعلیق خواهد شد.
این بیانیه یکروز پس از عدم تصویب قطعنامه تعلیق تحریمهای بینالمللی علیه جمهوری اسلامی منتشر شد. وضعیتی که میتواند در ۶ مهرماه به بازگشت خودکار همه تحریمهای پیشین شورای امنیت علیه ایران منجر شود.
توافق جمهوری اسلامی و آژانس بین المللی انرژی اتمی./ قاهره ۱۸ شهریور
والاستریت ژورنال همزمان با عدم تصویب تعلیق تحریمها، گزارش داد طبق پیشنهاد جمهوری اسلامی که سه کشور اروپایی اخیرا آن را رد کردند، تهران اعلام آمادگی کرده بود ذخایر اورانیوم غنیشده در سطح نزدیک به درجه تسلیحاتی را بازیابی و آن را به خلوص پایینتر رقیق کند تا در ازای آن تحریمهای جمهوری اسلامی لغو شود.
تهدید به تعلیق همکاریها با آژانس در حالی مطرح میشود که ۱۸ شهریور، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و گروسی در قاهره برای ادامه همکاریها میان دو طرف به توافق رسیدند.
این توافق در حالی انجام شد که پزشکیان ۱۱ تیر، قانون «الزام دولت به تعلیق همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی» مصوب مجلس شورای اسلامی را ابلاغ کرده بود. توافق قاهره با نظر شورای عالی امنیت ملی و در تعطیلات مجلس شورای اسلامی انجام شد، موضوعی که برخی نمایندگان مجلس و نیروهای وفادار جمهوری اسلامی، نسبت به آن انتقاداتی مطرح کردند که مورد توجه قرار نگرفت.
محمدجواد شعلهسعدی، متخصص حقوق تجارت بینالملل و تحریمهای اقتصادی به ایران اینترنشنال گفت که بازگشت تحریمهای سازمان ملل مشکلات ایران را بیشتر خواهد کرد.
او افزود کشورهایی مثل هند و چین نیز که تاکنون با ایران مراوده داشتهاند نیز دچار مشکل خواهند شد.
جمهوری اسلامی بعد از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل همان کاری را کرد که هر دیکتاتوری شکستخوردهای در تاریخ انجام داده است؛ شکست را بهعنوان پیروزی فروخت؛ نه به این دلیل که باور دارد، بلکه چون میداند اگر واقعیت برملا شود، مشروعیتش در درون و نزد اندک هواداران باقی ماندهاش فرو میریزد.
ماشین پروپاگاندا در این نظام مثل قلب در بدن است؛ اگر از حرکت بایستد، کل سیستم از هم میپاشد.
هانا آرنت در تحلیل نظامهای توتالیتر مینویسد: «دروغ در این رژیمها نه وسیلهای گذرا، بلکه شرط ادامه حیات است.»
جمهوری اسلامی نیز همین مسیر را میرود. برای فهم این رفتار، باید آن را در متن سنت دیکتاتوریها دید؛ همگی یک اصل را درک کردهاند که مردم اگر شکست را باور کنند، دیگر فرمانبردار نمیمانند. پس باید پیروزی خیالی خلق شود.
سه اصل پروپاگاندا در دیکتاتوریها
۱. سانسور حقیقت: دفن واقعیت در تاریکی
واقعیت جنگ ۱۲ روزه روشن است: اسرائیل توانست سخت افزار و نیروی انسانی دستگاه هستهای و موشکی جمهوری اسلامی را هدف قرار دهد، از فرماندهی گرفته تا پایگاههای موشکی و در پایان با همراهی ایالات متحده حلقههای اصلی برنامه تسلیحاتی اتمی را.
اما در روایت رسمی تهران همه این ضربات ناپدید شدند. این همان منطق سانسور است: نابودی حقیقت پیش از آنکه به آگاهی عمومی برسد.
حتی وقتی این حقیقت عیان میشود، بخشی از آن را باید پنهان کرد و بخشی دیگر را با دروغ درآمیخت تا اصل واقعیت زیر سوال برود.
در دیکتاتوریها سانسور شدیدترین شکل ممکن را به خود میگیرند. آلمان نازی وقتی در استالینگراد محاصره شد، رسانههای رایش تا آخرین لحظه از «پیشرویهای موفق» نوشتند.
در شوروی استالین هم شکستهای اولیه مقابل آلمان بهعنوان «عقبنشینیهای تاکتیکی» بازنمایی شدند.
جمهوری اسلامی دقیقا همان الگو را تکرار میکند: خاموش کردن حقیقت با فریاد «پیروزی».
حالا این دیکتاتوری شکل مذهبی هم به خود میگیرد و مسیر شهادت را در راستای «پیروزی همیشگی» تعریف میکند و اینجاست که میگویند در اوج شکست اما جمهوری اسلامی باخت نمیدهد!
۲. ساخت تصویر جعلی: نمایش قدرتی که وجود ندارد
اصل دوم خلق تئاتر قدرت است. دیکتاتوریها برای بقا نیاز دارند همیشه صحنهای پر از هیجان بسازند: رژهها، پرتاب موشکها، فیلمهای مونتاژی. این نه فقط تبلیغ نظامی، بلکه یک آیین جمعی است.
امیل دورکیم، جامعهشناس فرانسوی، میگوید آیینها کارکردشان ایجاد انسجام اجتماعی است.
رژیمها از همین منطق بهره میبرند: تماشای موشکهای شلیکشده، هوادار را به «پیروزی» متصل میکند، حتی اگر واقعیت میدان چیز دیگری باشد.
صدام حسین بعد از عقبنشینی از کویت همین کار را کرد. او شکست تحقیرآمیزش را با رژههای عظیم و سخنرانیهای پرشور به «مقاومت تاریخی» بدل کرد.
شوروی هم بعد از خروج مفتضحانه از افغانستان در سال ۱۹۸۹، فیلمها و گزارشهایی منتشر کرد که این فاجعه را «ماموریت موفق برادرانه» معرفی میکرد.
جمهوری اسلامی هم با موشکپرانی و شعارهای توخالی همان مسیر را میرود.
در اینجا نمیتوان منکر تخریب گسترده زیرساختهای غیرنظامی و کشته شدن چندین شهروند غیرنظامی اسرائیل با موشکهای جمهوری اسلامی شد؛ موشکهایی که از چند لایه گنبد و محافظ ضد موشک عبور کردند.
اما نکته اصلی آنجاست که هیچگاه اسرائیل و متحدانش ادعای مقابله ۱۰۰ درصدی پدافندی نداشتند و نگرانی آنها دقیقا همین بود و هست.
اما وقتی جمهوری اسلامی تا مدتها حتی جرات معرفی کردن فرمانده ستاد جنگ (فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا) را نداشت، وقتی حتی نتوانست یک خط و خراش به یک نظامی اسرائیلی بیندازد، باید هم دروغ سرنگونی اف۳۵ و دستگیری خلبانان آنان را تعریف کند.
۳. تکرار بیپایان دروغ: جعل حافظه جمعی
اصل سوم، تکرار آنقدر زیاد تا دروغ به حقیقت بدل شود. کره شمالی هنوز جنگ کره در دهه ۵۰ میلادی را «پیروزی تاریخی بر امپریالیسم آمریکا» مینامد و این دروغ در کتابهای درسی تکرار میشود تا نسلهای تازه باور کنند.
هارولد لاسول، نظریهپرداز علوم ارتباطات، این را «اثر چکشی» نامید: تکرار بیوقفه یک پیام، ذهن را مجبور به تسلیم میکند.
جمهوری اسلامی نیز بارها کلمه «پیروزی» را بر زبان میآورد تا حافظه جمعی هوادارانش تسخیر شود.
این درست در بزرگترین شکست اطلاعاتی نظام اسلامی حاکم بر ایران است؛ جایی که جاسوسان موساد بهراحتی عملیاتهای شناسایی را انجام دادند، کشتن فرماندهان ارشد سپاه را هدایت کردند، حمله به سامانههای موشکی را به اجرا درآوردند و آسمان ایران را به کریدورهای آزاد برای هواپیماهای اسرائیل بدل کردند.
چرا دیکتاتورها به پیروزی خیالی معتاد میشوند؟
از منظر جامعهشناسی سیاسی، دیکتاتوریها مشروعیتشان را نه از رضایت مردم، بلکه از بازنمایی قدرت مطلق میگیرند. اگر تصویر شکست در ذهن جامعه بنشیند، ستون روانی حکومت فرو میپاشد.
ماکس وبر مشروعیت را بر سه پایه تعریف میکند: سنت، کاریزما و عقلانیت قانونی.
دیکتاتوریها، مثل جمهوری اسلامی، از هیچیک بهطور واقعی برخوردار نیستند. آنها فقط با تصویر «قدرت شکستناپذیر» زندهاند. به همین دلیل است که شکست در جنگ ۱۲ روزه را نمیتوانند بپذیرند؛ زیرا آن تصویر را خرد میکند.
تاریخ نشان داده دیکتاتورها در این نقطه به یک چرخه اعتیادآور میافتند: هر شکست تازه نیازمند یک «پیروزی خیالی» تازه است.
نازیها تا آخرین روز برلین ویرانشده از «پیروزی نهایی» میدانستند. شوروی تا زمان فروپاشی خود، از افغانستان بهعنوان موفقیت یاد میکرد. صدام حسین شکستهای پیاپیاش را «حماسه مقاومت» مینامید.
جمهوری اسلامی هم با همین مسیر میخواهد شکست ۱۲ روزه را به «فتح الفتوح» بدل کند.
پروپاگاندا؛ مسکن موقت، نه درمان
از منظر تاریخی، پروپاگاندا میتواند سقوط را عقب بیندازد، اما آن را متوقف نمیکند.
جامعهشناسانی مثل پییر بوردیو بر این باورند که واقعیتهای مادی دیر یا زود روایتهای نمادین را در هم میشکنند. وقتی اقتصاد فرو بریزد، وقتی تابوتها به خانهها برسند، وقتی جامعه جهانی واقعیت را ببیند، دیگر هیچ نمایش تبلیغاتی کارگر نخواهد بود.
این همان اتفاقی بود که برای شوروی رخ داد: تبلیغات پرشکوه در نهایت نتوانست فروپاشی را متوقف کند.
عراق صدام هم با همه نمایشهایش، پس از کویت در چشم مردمش یک قدرت ورشکسته بود.
امروز جمهوری اسلامی در همان مسیر حرکت میکند. پیروزی خیالی در جنگ ۱۲ روزه ممکن است چند صباحی هواداران را آرام کند، اما شکاف میان واقعیت و روایت هر روز عمیقتر میشود.
جمعبندی: پایان ماشین دروغ
پروپاگاندای جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه نه ابتکار تازهای است و نه نشانه قدرت. این همان مکانیسم مرگ دیکتاتوریها است.
ماشین دروغ میکوشد شکست را دفن کند، تصویر جعلی از قدرت بسازد و دروغ را تا سر حد باور تکرار کند. اما تاریخ نشان داده این سه اصل تنها میتوانند مرگ را به تاخیر بیندازند، نه اینکه از آن جلوگیری کنند.
جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه پیروز نشد. واقعیت آن جنگ، شکستی آشکار بود. و درست در همین نقطه است که سرنوشت همه دیکتاتوریها روشن میشود: وقتی حقیقت دیر یا زود به سطح میآید، هیچ پروپاگاندایی قادر به نجات نظام نیست.
جمهوری اسلامی میتواند هزار بار «پیروزی» تکرار کند، اما واقعیت جنگ ۱۲ روزه چیزی جز شکست تحقیرآمیز نیست.
این نمایش شاید چند صباحی هواداران را آرام کند، اما همانطور که تاریخ نشان داده، هیچ دیکتاتوری نتوانسته در درازمدت بر پایه پیروزی خیالی زنده بماند.
وقتی جامعه بفهمد حقیقت را دزدیدهاند، وقتی دروغهای مداوم به پوچی برسد، فروپاشی نه یک احتمال، بلکه یک ضرورت میشود.
دیکتاتور همیشه میتواند صحنه بسازد، اما نمیتواند برای همیشه چشم مردم را بر واقعیت ببندد و آن روز پایان ماشین پروپاگاندای جمهوری اسلامی خواهد بود.