مهدی محمودیان، زندانی سابق سیاسی گفت هیچیک از زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین حاضر به شرکت در دور دوم انتخابات نشدهاند.
او در ایکس نوشت که ظهر روز جمعه صندوقهای رای به زندان اوین برده شد اما بیش از ۱۰۰ زندانی سیاسی محبوس در آن «حاضر به شرکت در این مناسک غیر آزاد و غیر عادلانه نشدند و بر آرمانهای آزادیخواهانه خود ایستادند».
نرگس محمدی، فائزه هاشمی، ویدا ربانی، سپیده قلیان، گلرخ ایرایی، مریم یحیوی، مصطفی تاجزاده، عبدالله مومنی، محمد نجفی، علیرضا بهشتی شیرازی، رضا شهابی، رسول بداقی و امیرسالار داوودی، تعدادی از دهها زندانی سیاسی اوین هستند که حاضر به رای دادن نشدند.

ویدیوهای ارسال شده از شهروندان در رشت، مرکز استان گیلان، خلوتی حوزههای رایگیری در این شهر را نشان میدهد.
یکی از شهروندان گفت: «شعبهها خالیتر از خالی است.»

کییر استارمر به عنوان رهبر حزب برنده انتخابات پارلمانی بریتانیا، جمعه ۱۵ تیر با پادشاه چارلز سوم ملاقات کرد و از او اجازه خواست تا دولت جدید را تشکیل دهد. این ملاقات پس از آن انجام شد که ریشی سوناک، ساعتی قبل از آن استعفای رسمی خود را از نخستوزیری، به پادشاه بریتانیا ارائه کرد.
استارمر به عنوان رهبر حزب کارگر، روز جمعه پس از ملاقات با پادشاه بریتانیا به ساختمان شماره ۱۰ خیابان داونینگ رفت تا به عنوان نخستوزیر جدید با مردم صحبت کند.
او در سخنرانی خود گفت: «چه به حزب کارگر رای داده باشید یا نه و مخصوصا اگر رای نداده باشید، دولت من به شما خدمت خواهد کرد.»
استارمر که پنجاهوهشتمین نخستوزیر بریتانیا خواهد بود، بلافاصله انتصاب وزیران را از پستهای ارشد و کلیدی آغاز کرد.
معرفی اعضا اصلی کابینه جدید بریتانیا
دیوید لمی، که قبلا وزیر خارجه دولت در سایه بود، به عنوان وزیر خارجه جدید بریتانیا معرفی شد.
لمی با انتشار نوشتهای در شبکه ایکس با اشاره به اینکه باعث افتخار اوست که به عنوان وزیر خارجه بریتانیا و امور کشورهای مشترکالمنافع در این دولت خدمت میکند، گفت او «بریتانیا را به منظور تامین امنیت و رفاه در داخل کشور با جهان مرتبط» خواهد کرد.
جان هیلی هم که از طرفداران افزایش هزینههای دفاعی و بزرگ نگه داشتن ارتش بریتانیا است، به عنوان وزیر دفاع جدید بریتانیا منصوب شد.
هیلی که همچون دیوید لمی، وزیر خارجه جدید، طرفدار جدی حمایت از اوکراین هستند در دولتهای تونی بلر و گوردون براون هم حضور داشت و در دولت بلر هم به نفع مداخله بریتانیا در جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ رای داده بود.
نخستوزیر تازه بریتانیا ایوت کوپر را هم که یکی از اعضای عالیرتبه در حزب کارگر است و از سال ۲۰۱۰ در دولت سایه وزیر کشور بوده، به عنوان وزیر کشور انتخاب کرد.
کوپر از جمله سیاستمداران بریتانیایی بود که حمله موشکی جمهوریاسلامی به اسرائیل را محکوم کرد و از همکاری جنگندههای بریتانیایی برای ساقط کردن پهپادها و موشکهای ایران حمایت کرد.
ریچل ریوز، هم نخستین زنی است که در تاریخ بریتانیا به سمت وزیر اقتصاد انتخاب شده که از سمتهای مهم کابینه است.
ریوز هم بعد از انتخابش با اشاره به اینکه به کارکنان وزارت دارایی اعتماد دارد، گفت: «درباره مشکلاتی که با آن رو به رو خواهد شد توهم ندارد و نمیتواند قول دهد که کارها آسان پیش برود و کاری طولانی در پیش دارد.»
آغاز به کار دولت و پارلمان
اگر دولت جدید تاریخ را تغییر ندهد، قرار است افتتاحیه پارلمان و سخنرانی پادشاه که برنامه قانونگذاری دولت برای جلسه پارلمان را تعیین میکند ۲۷ تیر ماه برگزار شود.
پس از آن در مراسمی که معمولا چند روز طول میکشد، هر یک از نمایندگان به نوبه خود برای وفاداری به پادشاه سوگند خورده یا تعهدات و مسئولیتهایی را که به عنوان نماینده بر عهده میگیرند، تایید رسمی میکنند.
چیدمان جدید پارلمان
حزب کارگر در یک پیروزی تاریخی در انتخابات سراسری بریتانیا به ۱۴ سال حضور محافظهکاران در قدرت پایان داد.
در حالی که هنوز سرنوشت یک کرسی پارلمان بریتانیا مشخص نیست، از ۶۵۰ کرسی پارلمان، حزب کارگر ۴۱۲ کرسی، حزب محافظه کار ۱۲۱ کرسی، حزب لیبرال دموکرات ۷۱ کرسی، SNP یا حزب ملی اسکاتلند ۹ کرسی، حزب سبزها هفت کرسی و مابقی احزاب مجموعا ۲۹ کرسی را به خود اختصاص دادند.
این بزرگترین شکست در تاریخ حزب محافظهکار از ابتدای تاسیس در قرن نوزدهم است.
در اتفاقی بیسابقه ۱۰ وزیر کابینه دولت سوناک کرسیهای خود را در پارلمان از دست دادهاند.
به گفته جان کرتیس، کارشناس نظرسنجی بیبیسی، محافظهکاران تمام کرسیهای خود را در ولز از دست دادهاند و «به صفری که در سال ۱۹۹۷ در اختیار داشتند»، بازگشتهاند.
در انتخابات پیشین بریتانیا که در سال ۲۰۱۹ برگزار شد، حزب محافظهکار تحت رهبری بوریس جانسون توانست ۳۶۵ کرسی را در مقابل ۲۰۳ کرسی حزب کارگر از آن خود کند.
از نگاه اکثریت رایدهنده، این پیروزی عمده برای حزب کارگر به رهبری استارمر، نویدبخش تغییراتی عمده در بریتانیا است.
حزب لیبرال دموکرات بریتانیا نیز توانست ۷۱ کرسی پارلمان را از آن خود کند تا به عنوان سومین حزب در تشکیل دولت مشارکت داشته باشد.
این نتیجه که مطلوب طرفداران حزب لیبرال دموکرات بود واکنش مثبت ادوارد دیوی، رهبر این حزب را به همراه داشت.
تاثیر نتایج انتخابات بریتانیا بر بازار بورس
با پیروزی قاطع حزب کارگر در انتخابات پارلمانی، قیمت سهام و اوراق قرضه دولتی بریتانیا افزایش یافت و شاخص بلوچیپ (FTSE 100) در بازار آزاد، همراه با سهام میانی ۰/۲۸ درصد افزایش یافت.
بازده اوراق قرضه دولتی ۱۰ ساله بریتانیا یا گیلتها با سه واحد کاهش به ۴/۱۷ درصد رسید که تا حد زیادی مطابق با سایر بازارهای اروپایی بود.
گیلت یک بدهی دولت بریتانیا بر حسب استرلینگ است که از سوی وزارت خزانهداری این کشور در بورس اوراق بهادار لندن فهرست شده است.
شب انتخابات
شب گذشته و تنها هفت ساعت پس از شروع شمارش آرا، سوناک به عنوان رهبر حزب محافظهکار، شکست حزب خود را پذیرفت و در تماسی با استارمر، رهبر حزب کارگر و نخستوزیر جدید بریتانیا، پیروزی او را تبریک گفت.
استارمر نیز با انتشار پستی در رسانه اجتماعی ایکس از مشارکت عمده مردم در این انتخابات قدردانی کرد.
این انتخابات که با شرکت کموبیش گسترده شهروندان انگلستان، اسکاتلند و ولز همراه بود در حدود ۴۰ هزار حوزه رایگیری انجام شد و تا ساعت ۲۲ پنجشنبه به وقت محلی ادامه یافت.
اینکه چرا رفتار و خوی غالب در فرهنگ سیاسی ایران در سالهای گذشته و اکنون توانایی تبدیل شدن به امر جمعی در مقیاسی گسترده را ندارد، پرسشی مهم در زمینه جنبشهای اجتماعی و اعتراضات است.
ایرانیان در آخرین انتخابات ریاست جمهوری با تحریم ۶۰ درصدی سعی کردند اعتراض خود را به نمایش بگذارند.
با این حال شرکت نکردن و سکوت به تنهایی بازی را بر هم نمیزند؛ طرفه اینکه در دور اول رایگیری برای انتخاب جانشین ابراهیم رئیسی، عدد قابل توجهی یعنی حدود ۴۰ درصد از واجدین شرایط شرکت کردند.
رایگیری در دور دوم فضا را برای دیو و دلبرسازی آماده کرد. همان گزینه دستمالی شده بد و بدتر باز هم به میان آمد، شبهمناظرهها در تلویزیون حکومت تندتر و سخن از داغ شدن تنور انتخابات گفته شد.
اما ترکیب نسلهایی که واجدین شرایط شرکت در انتخابات هستند چه خصوصیاتی دارد که با وجود نارضایتیها و همچنان بدون برهم زدن بازی به آن ادامه میدهد؟
مشروح این تحلیل را در اینجا بخوانید.

روز جمعه ۱۵ تیر گروهی از ایرانیان مقابل سفارت جمهوری اسلامی در شهر کپنهاگ، پایتخت دانمارک، در اعتراض به برگزاری انتخابات جمهوری اسلامی تجمع کردند.
تجمعکنندگان تصاویر مهسا ژینا امینی و شماری از کشتهشدگان در اعتراضات سراسری را نمایش دادند.

اگر موج نوی سینمای ایران در دهه چهل را به عنوان اولین جریان عمده در این سینما تصور کنیم، حالا با جرات میتوان از موج تازهای در سینمای ایران حرف زد: سینمای زیرزمینی که ویژگی اصلی آن ایستادگی در برابر خفگی حجاب اجباری است.
موج نوی سینمای ایران با آثار فیلمسازان پیشروی دهه چهل، از ابراهیم گلستان و فرخ غفاری تا هژیر داریوش و فروغ فرخزاد شکل گرفت و سپس در اواخر این دهه و اوایل دهه پنجاه خورشیدی با فیلمهای مهرجویی، شهیدثالث، اُوانسیان و تقوایی تثبیت شد؛ فیلمهای موج نو، هوای تازهای بود در واکنش به اختناق فیلمفارسی.
اغلب فیلمهای موج نو دو ویژگی مشترک داشتند؛ نخست بهرهگیری از الگوهای مدرنیستی روایت و نزدیک شدن به زبان تازهای که سینمای دنیا را در نیمههای دهه ۱۹۵۰ بهخود گرفته بود و سپس تمرکز بر واقعیتهای اجتماعی و رئالیته دوران که بنیانهای فکریاش را از رئالیسم سوسیالیسم حزب کمونیسم و گفتمان چپ دریافت میکرد.
در ایران نیز موج نوییها اغلب چپ بودند و با هر سبک و لحن، واقعیت مسئله اصلیشان بود. پس از انقلاب ۵۷ اما همهچیز دچار دگرگونی شد. فیلمسازان موج نویی -که اغلب از مخالفان حکومت پهلوی قلمداد میشدند- در جمهوری اسلامی نیز درگیر مشکلات سانسور شدند.
عدهای خانهنشین شده و برخی دیگر بهعنوان فیلمسازان نظام - و حتی اپوزیسیونهای ساخته جمهوری اسلامی- به فعالیتهای خود ادامه دادند. سینمای پس از انقلاب ۵۷ ملغمهای شد از نشانههای مذهبی معنوی در فضای مدرن شهری - که زنانش با روسری میخوابیدند، با روسری غذا میخوردند، با روسری میجنگیدند و حتی با روسری حمام میکردند و در شرایط جنگ و آشوب و فقر و نداری بهخاطر حفظ همین روسری به عرفان میرسیدند.
در همان دهه آغازین حکومت اسلامی ایران، روشنفکران و هنرمندان متوجه شدند که سالهای اختناق کشور نه تنها به اتمام نرسیده که شدت گرفته است. رخدادهای سیاسی و جنبشهای اعتراضی در طول نزدیک به پنجاه سال حکومت دیکتاتوری اسلامی دهه به دهه تشدید شد و سیاستهای فرهنگی بیش از پیش به سانسور و سرکوب پرداخت.
فیلمهایی که سیاستهای حکومت را دنبال میکرد از امتیازات بالایی برخوردار بود و فیلمهای متفکر و انتقادی توقیف میشد. جشنواره فجر رسماً اعلام کرد که سیاستهای خود را دنبال میکند و ترسی نداشت از اینکه بدل به یک میهمانی حکومتی و سال به سال بیرونقتر شود.
شاید بتوان گفت تکنولوژی دیجیتال و رهایی از بند محدودیتهای فیلمسازی با نگاتیو باعث شد فیلمسازان آزاداندیش دست به ساخت فیلمهای غیررسمی بزنند. مورخان فیلمهای دایره ساخته جعفر پناهی و تهران من؛ حراج ساخته گراناز موسوی را از نخستین فیلمهای زیرزمینی ایرانی میدانند که هرکدام در جشنوارههای معتبر جهانی مورد استقبال قرار گرفت.
دایره درباره تعدادی زن است که هریک در جامعه مردسالار سرنوشت برابری داشته و به نوعی با سرکوب و خشونت خانگی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند. تهران من؛ حراج نیز نخستین فيلم بلند گراناز موسوی، شاعر و کارگردان و محصول مشترک ایران و استرالیا فیلمی است که فضای بسته جامعه ایران را از دید زنی جوان نمایش میدهد. چندی بعد بهمن قبادی نیز با ساخت مستند-داستانی کسی از گربههای ایرانی خبر نداره! به سینمای زیرزمینی ایران پیوست و پس از ساخت فیلم از کشور خارج شد. گربههای ایرانی... درباره گروههای موسیقی ایرانی است که هرکدام با توقیف و سانسور و ممنوعیت مواجه شده و یا بهاجبار کشور را ترک میکنند و یا محکوم به زندان میشوند.
اگر موج نوی سینمای ایران، خفگی فیلمفارسی را با هوای تازهاش کنار زد، دومین موج سینمای ایران رسماً در برابر خفگی حجاب اجباری ایستاد. شاید بتوان دومین جریان سینمای ایران را - که در واکنش به آثار رسمی- روانه نمایش خارجی میشود، فیلمهای زیرزمینی قلمداد کرد. موج نوی اولیه سینمای ایران اگر واقعیت را دستمایه کاریاش قرار داده بود، سینمای زیرزمینی ایران به مراتب بیشتر به مرزهای واقعیت نزدیک شد؛ واقعیتی که دیگر هیچ مجوز و پروانه ساختی آن را دستکاری نمیکرد و تصویری جعلی از جامعه ایران ارائه نمیداد.
سینمای زیرزمینی ایران تا پیش از سال ۱۴۰۰ خورشیدی هرسال به اعتبار سینمای ایران افزود؛ از آثار محمد رسولاف تا نادر ساعیور، از سمیرا مخملباف تا جعفر پناهی.
سینمای زیرزمینی ایران فریاد مردمانی است که ایران را با ایدههای برساخته حکومت اسلامی تاب نیاوردند و هریک صدای سرکوب عدهای شدند؛ ولی تثبیت سینمای زیرزمینی ایران در نیمه سال ۱۴۰۱ با خیزش مردم و اعتراضاتشان تحت شعار «زن، زندگی، آزادی» رقم خورد؛ جنبشی که به نام اولین قربانی آن «مهسا امینی»، جهان را فراگرفت و هنرمندان و سیاستمداران و روشنفکران بسیاری در دنیا از آن حمایت کردند.
جنبشی که یکی از اعتراضاتش علیه حجاب اجباری بود. جالب اینجاست که جنبش مهسا، به سینماگران بسیاری یادآوری کرد که تا چه اندازه سینمای ایران تصویری ساختگی از «زن» ارائه داده! چه قبول کنیم و چه نه، زن در فیلمهای سینمای رسمی ایران - به دلیل پوشش اجباری و دیکته شده- شمایل زن در جامعه انقلابی-اسلامی را نمایندگی میکند.
این در حالی است که تولد سینمای نوین یا موج دوم سینمای ایران و یا سینمای زیرزمینی پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» با فیلمهای بدون مجوز و بدون حجاب رسماً آغاز شده است - تا آنجا که منابعی اعلام کردهاند بیش از ۷۱ فیلم زیرزمینی ایرانی به آخرین دوره جشنواره کن ارسال شده است.
منطقه بحرانی شاید اولین فیلم زیرزمینی ایران پس از جنبش زنان ۱۴۰۱ به حساب میآید؛ فیلمی انتقادی و تلخ که بدون هیچ محدودیتی توسط علی احمدزاده ساخته شد و در هفتادوششمین دوره جشنواره فیلم لوکارنو برنده یوزپلنگ طلایی شد. این فیلم درباره جامعهای است که صبح نمیشود و آدمها تنها در شب زندگی میکنند؛ شبهایی ترسآلود که فقر و فحشا آن را فراگرفته است.
سینمای زیرزمینی ایران در دو سال اخیر بسیار بیپروا شده و بیهیچ ترسی سعی در نمایش واقعیتهای سرکوبشده در این سالهای دیکتاتوری نظام جمهوری اسلامی دارد. حدود یک سال پس از اقبال جشنوارهها از منطقه بحرانی، فیلم کیک محبوب من ساخته بهتاش صناعیها و مریم مقدم به بخش مسابقه جشنواره برلین راه یافت؛ فیلمی که بدون حجاب اجباری، زندگی عادی یک زن میانسال را دنبال میکند؛ اما شاید پرسروصداترین فیلم این خیزش - تا این لحظه- دانه انجیر معابد ساخته محمد رسولاف باشد؛ اثری که ناگهان به بخش مسابقه جشنواره کن راه پیدا کرد و همزمان نیز رسولاف برای رهایی از محکومیت چندسالهاش ایران را از راه کوه و دشت ترک کرد.
داستان این فیلم حول محور اعتراضات زن، زندگی، آزادی در ایران میگذرد و درباره یک بازپرس دادگاه انقلاب تهران است. بیتردید نمیتوان قیام ژینا (مهسا) را از سینمای زیرزمینی ایران حذف کرد؛ هرفیلمی که بدون حجاب اجباری و با سختی و محدودیت ساخته میشود، تحت تأثیر مردمانی است پاشیده از گلوله و خون که برای ایرانی آزاد کشته شدند.





