فیلم «حل و فصل»؛ از ملاقات خمینی و کارتر تا ماموران سیا در تهران

«حل و فصل» (The Fix) با نام پیشین «هتل تهران» ساخته گای موشه اکشن تازهای است از هالیوود با بازی لیام نیسن که این بار وقایعاش در تهران امروز میگذرد.

«حل و فصل» (The Fix) با نام پیشین «هتل تهران» ساخته گای موشه اکشن تازهای است از هالیوود با بازی لیام نیسن که این بار وقایعاش در تهران امروز میگذرد.
فیلم که بر اساس طرحی تخیلی از بازل باز مامور سابق سیا ساخته شده، وقایع انقلاب ایران را به امروز پیوند میزند، جایی که چند مامور سیا پس از وقایعی تلخ در افغانستان به آمریکا بازگشتهاند و مسئول آنها (لیام نیسن) که ظاهرا دچار فراموشی شده در لابهلای کلماتی نامفهوم از یک ماموریت سری میگوید که در آن در سال ۱۹۸۱، موفق شده کمک کند تا ۲۵ میلیون دلار را در ایران در دیوار جایی با نام سری هتل تهران مخفی کنند.
تاکر که نقشاش را زاکاری لوی بازی میکند گروهاش را دوباره جمع میکند تا در یک ماموریت حساس به ایران برود و این پول را پیدا کند.
او در پاریس با زنی ایرانی در دفترش ملاقات میکند که میداند هتل تهران نام مستعار چه جایی است. او میگوید دخترش در ایران در مکانی بیرون تهران مخفی شده و در قبال نجات دادن او، حاضر است درباره هتل تهران اطلاعاتی بدهد.
هرچند در فیلم بهطور مشخص به مجاهدین خلق اشاره نمیشود، اما نوع رفتار این زن، حجاب داشتن او، و همینطور نام فامیل دختری که در فیلم بهعنوان «اکتیویست» معرفی شده، تماشاگر ایرانی را متوجه این گروه میکند، در حالی که اساسا این اشاره بیمنطق به نظر میرسد و در دل فیلم جایی ندارد، چون به راحتی این دختر- و سایر دخترانی که در ایران نیاز به کمک دارند- میتوانستند فارغ از هر گروه سیاسی و بهویژه این گروه حساسیت برانگیز، در فیلم بهعنوان مخالفین حکومت حضور داشته باشند و فیلم در داستاناش نیازی به اشاره به این گروه نداشت.
پس از یک مقدمه طولانی اکشن در افغانستان، بالاخره به ایران میرسیم و داستان پیچ و تابهای متعددی پیدا میکند، از جمله مشخص میشود ۲۵ میلیون دلاری در کار نیست و به جای آن در دل دیوار نگاتیو عکسهایی پنهان شده که از ملاقات خمینی با رییس سیا و بعد با خود جیمی کارتر، رییسجمهوری وقت آمریکا، پرده برمیدارد و بسیاری در پی از بین بردن آن هستند.
همه چیز در جهان اکشن و زد و خوردهای معمول این نوع فیلم معنا مییابد که حالا در آن ماموران سیا حکم قهرمانان فیلم را دارند و اعضای سپاه پاسداران و ماموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی در نقطه مقابل قرار میگیرند.
حضور لیام نیسن نوع فیلمهایی را به خاطر میآورد که خودش حالا به یک زیر ژانر بدل شده و در آنها نیسن بهعنوان قهرمان اصلی در حال گرفتن انتقام یا انجام یک ماموریت است. اینجا اما نیسن خودش دست به کار نمیشود و در یک نقشه ماهرانه گروهی از همکارانش را با یک ترفند برای انجام این ماموریت میفرستد و خودش به ایران نمیرود.
فیلم به نسبت موفق میشود تصویر قابل باوری از داخل ایران ارائه دهد. صحنهها و خیابانها و بازسازی تهران نسبتا معقول است و حداقل در نگاه اول برای تماشاگر ایرانی مضحک نیست (به جز لهجه بازیگران زمانی که فارسی حرف میزنند)، در حالی که فیلمهایی چون آرگو (که به داستان نجات گروگانهای آمریکایی در تسخیر سفارت این کشور در ایران اختصاص داشت)، در بازسازی داخل ایران ناموفق عمل کردند.
فیلم طبق قواعد ژانر نوعی بازی موش و گربه بین یک سردار سپاه و تاکر به راه میاندازد، جایی که ماموران سیا از این سردار استفاده میکنند تا وارد یک مرکز سپاه پاسداران شوند.
این بازی به رویارویی مستقیم تاکر با او در صحنههای نهایی میرسد. طبق معمول یک داستان عشقی فریبنده هم وجود دارد که در آن دختری ایرانی با بازی الناز نوروزی بهعنوان همسر ظاهری تاکر با او از آمریکا به ایران میآید، اما تماشاگر از ابتدا میتواند حدس بزند که طبق فرمول این نوع فیلمهای جاسوسی او نقش دیگری در فیلم خواهد داشت.
ماموران موساد هم نقش مهمی در فیلم دارند و آزادانه در ایران به فعالیت خود ادامه میدهند و گاه وارد معاملاتی با ماموران سیا میشوند.
فیلم خشونت، سکس و گرهگشایی از اسرار قصه را بهعنوان عناصر ژانر به کار میگیرد تا در دل داستانی که میخواهد با وقایع سیاسی ایران پیوند داشته باشد، تماشاگر را با خود همراه کند، اما به رغم بودجه کلان (۳۲ میلیون دلار) و صحنههای بزرگ و شلوغ، با یک فیلم اکشن به یادماندنی روبرو نیستیم و فیلم در گیشه هم با فروش حدود یک میلیون دلار در آمریکا شکست سختی خورد.