در سفری به ژاپن، از توکیو و کیوتو تا نارا و هیروشیما، آنچه بیش از دیدنیهای مشهور در خاطرم ماند، برخوردهای روزمره بود؛ فروشندهای که پول اضافه را پس آورد، رهگذری که برای نشان دادن راه همراهم شد و گوزنی که پس از تعظیم، روی دیگری از خود به من نشان داد.
برای شناختن بعضی سرزمینها، عکسها و روایتها کافی نیستند. باید راهی شد، در خیابانهایشان قدم زد و زندگی روزمره مردم را از نزدیک دید تا تصویری فراتر از آنچه پیشتر شنیدهایم، پیش چشممان قرار بگیرد.
برای من، ژاپن یکی از این مقصدها بود.
در دو هفته سفر میان چند شهر، توجه من بارها از بناها و منظرهها به جزییات ساده زندگی کشیده شد: تمیزی خیابانها، نظم رفتوآمد و ادب آدمهایی که گاهی حتی زبان مشترکی با آنها نداشتم.
در رستوران، فروشگاه و تاکسی، هیچگاه احساس نکردم کسی میخواهد از ناآشنایی من با محیط استفاده کند.
یک بار مبلغی بیشتر از آنچه باید پرداخت کردم و بیرون آمدم. فروشنده در خیابان به دنبالم آمد تا پول اضافه را برگرداند. اتفاق کوچکی بود، اما در خاطره سفر من به ژاپن جای بزرگی پیدا کرد.
رهگذری که برای نشان دادن راه، همراه شد
در ژاپن، ناآشنا بودن با زبان گاهی مانع گفتوگو بود. بسیاری از کسانی که با آنها برخورد کردم، انگلیسی نمیدانستند، اما برای کمک کردن راه دیگری پیدا میکردند.
یک بار که نشانی پرسیدم، مخاطبم کار خود را کنار گذاشت و همراه من به خیابان آمد. او آنقدر با من راه آمد تا مطمئن شد مسیر را درست فهمیدهام. توضیح دادن با چند کلمه و اشاره کافی نبود؛ میخواست مطمئن شود به مقصد میرسم.
تاکسیها هم بخشی از تماشای شهر بودند. کنار خودروهای مدرن، تویوتاهای قدیمی دیده میشدند که ظاهرشان یادآور سالهای دور بود. راننده در خودرو را از داخل باز میکرد و روی صندلیها، روکشهای سفید و پاکیزه قرار داشت؛ جزییاتی که حتی یک مسیر کوتاه را به خاطرهای از سفر تبدیل میکرد.
البته این تصویر آرام و منظم در «نارا» کمی تغییر کرد. گوزنها آزادانه در پارک و خیابانها رفتوآمد میکردند و من با بیسکویت به استقبالشان رفتم.
یکی تعظیم کرد و فرصت داد درباره ادب این موجودات قضاوتی خوشبینانه داشته باشم. گوزن بعدی لباس مرا با دندان کشید و دیگری از پشت با شاخ ضربهای زد که به جلو پرتاب شدم.
میان تعظیم و مطالبه بیسکویت، فاصله چندانی نبود.
هیروشیما؛ زندگی در کنار یاد ویرانی
هیروشیما حالوهوای دیگری داشت. شهری سرسبز، زنده و مدرن که دیدنش در کنار ساختمان باقیمانده از بمباران اتمی و موزه، تجربهای متفاوت میساخت.
با دیدن آثار آن ویرانی، فاصله تاریخی کوتاهتر به نظر میرسید. آنچه پیشتر در کتابها خوانده بودم، اکنون در برابر چشمم قرار داشت؛ در شهری که زندگی روزمره در آن جاری بود.
برای من، تاثیرگذارترین بخش، کنار هم دیدن این دو تصویر بود: نشانههای فاجعه و شهری که دوباره ساخته شده است. هیروشیما در خاطرم با همین همنشینی ماند؛ یاد گذشته در کنار ادامه زندگی.
از ژاپن، علاوه بر عکس و خاطره، احترام به دقتی را با خود آوردم که در برخوردهای کوچک دیده بودم؛ در بازگرداندن پول، نشان دادن مسیر و رسیدگی به یک تاکسی قدیمی.
البته خاطره گوزنهای نارا هم باقی ماند. از این پس، اگر گوزنی تعظیم کند، ضمن پاسخ دادن به ادبش، مراقب شاخهایش هم خواهم بود.
آنری بی. کاگان و کنسو سوآی، دو دانشمند، برای کشف «اثرات غیرخطی و خودکاتالیزی در سنتز آلی نامتقارن»، بهطور مشترک برنده جایزه نوبل شیمی سال ۲۰۲۶ شدند. این پژوهشها درباره تولید مولکولهایی هستند که مانند دستهای انسان، تصویر آینهای یکدیگرند.
آکادمی سلطنتی علوم سوئد چهارشنبه ۱۵ مهر نام برندگان را اعلام کرد. آنها جایزه نقدی ۱۲ میلیون کرون سوئد، معادل حدود ۱.۲ میلیون دلار، را تقسیم خواهند کرد.
نوبل شیمی سومین جایزه اعلامشده در هفته نوبل است و پس از معرفی برندگان پزشکی در ۱۳ مهر و فیزیک در ۱۴ مهر، اعلام شد.
مولکولهایی شبیه دستهای انسان
هاینر لینکه، رییس کمیته نوبل شیمی، هنگام معرفی برندگان گفت جایزه امسال به پژوهشهایی بنیادی در شیمی اختصاص دارد.
او برای توضیح موضوع به دستهای انسان اشاره کرد: بسیاری از مولکولها در دو شکل وجود دارند که تصویر آینهای یکدیگرند. این دو شکل، مانند دست راست و چپ، شبیه به هم هستند، اما نمیتوان آنها را کاملا بر یکدیگر منطبق کرد.
چنین مولکولهایی «کایرال» نامیده میشوند؛ واژهای که از کلمه یونانی «دست» گرفته شده است.
سنتز نامتقارن به ساخت مولکولها به شیوهای مربوط میشود که تولید یکی از این دو شکل آینهای را ترجیح میدهد.
خودکاتالیزی نیز فرایندی است که در آن محصول یک واکنش، به پیشبرد همان واکنش کمک میکند.
کشف اثرات غیرخطی و خودکاتالیزی در این حوزه، محور پژوهشهایی بوده است که کاگان و سوآی را به جایزه امسال رساند.
نوبل شیمی ۲۰۲۵ به سوسومو کیتاگاوا، ریچارد رابسون و عمر یاغی، برای توسعه «چارچوبهای فلزیـآلی» تعلق گرفت.
این ساختارهای مولکولی میتوانند در مقابله با چالشهایی مانند تغییرات اقلیمی و کمبود آب شیرین کاربرد داشته باشند.
جایزه شیمی در طول تاریخ خود، به کشفهای اثرگذاری از شکافت هستهای تا روشهای تعیین توالی ژنتیکی رسیده است. دستاوردهایی که شناخت بشر را از ماده و حیات تغییر دادهاند.
جوایز نوبل بر اساس وصیت آلفرد نوبل، شیمیدان، مخترع و بازرگان سوئدی، بنیان گذاشته شدند و از سال ۱۹۰۱، با وقفههایی عمدتا در دوران جنگهای جهانی، اهدا شدهاند.
جایزه اقتصاد بعدتر و با تامین مالی بانک مرکزی سوئد، به مجموعه نوبل اضافه شد.
برندگان مدالهای خود را ۱۰ دسامبر (۱۹ آذر)، سالگرد درگذشت آلفرد نوبل، از کارل گوستاو شانزدهم، پادشاه سوئد، در مراسمی در استکهلم دریافت میکنند و پس از آن، ضیافتی در تالار شهر برگزار میشود.
جایزه صلح، تنها جایزه نوبل که در سوئد اهدا نمیشود، در مراسمی جداگانه در اسلو به برنده یا برندگان تحویل داده خواهد شد.
بر اساس یافتههای پژوهشی تازه، زنگمرغ گلوبرهنه رکورددار بلندترین آوای ثبتشده در میان پرندگان است. آوای جفتگیری نر سفیدرنگ این پرنده میتواند از ۱۳۰ دسیبل فراتر برود؛ صدایی بلندتر از یک مته صنعتی و حتی یک کنسرت راک.
این پرنده تنومند با منقاری پهن و لکهای متمایز به رنگ سبز مایل به آبی روی گلو، ساکن جنگلهای آمریکای جنوبی است و یکی از مدعیان عنوان بلندصداترین پرنده جهان به شمار میرود.
اکنون پژوهشگران میگویند به سرنخهایی درباره چگونگی تولید چنین آواهای نیرومندی در زنگمرغ گلوبرهنه و دیگر پرندگان پرسروصدا رسیدهاند.
ژوائو منزس و جف پودوس، بومشناسان رفتاری دانشگاه ماساچوست، در پژوهشی که یافتههای آن بهتازگی در نشریه «تکامل» منتشر شده، دریافتند جثه بزرگتر و بهویژه منقار پهنتر، با توانایی تولید صدای بلندتر در پرندگان ارتباط دارد.
با این حال، هنوز روشن نیست چرا برخی گونهها در روند تکامل به چنین حجم صدایی رسیدهاند.
پژوهشگران رفتار جفتگیری، تراکم زیستگاه و توانایی پرواز گونههای مختلف را بررسی کردند، اما هیچیک از این عوامل نتوانست الگویی فراگیر برای توضیح بلندی صدا در پرندگان ارائه دهد.
منزس گفت: «نتوانستیم الگوی کلی و فراگیری پیدا کنیم که درباره پرندگان بهطور عام صدق کند.»
تلاش برای کشف راز پرندگان پرسروصدا
تلاش برای شناخت پرندگان پرسروصدا دستکم به سال ۲۰۱۹ بازمیگردد. در آن زمان، پودوس و یکی از همکارانش «زنگمرغ سفید»، خویشاوند آمازونی زنگمرغ گلوبرهنه، را رکورددار شدت صدا در میان پرندگان معرفی کردند.
آوای این پرنده با شدت ۱۲۵ دسیبل در آن زمان بلندترین صدایی به شمار میرفت که از یک پرنده اندازهگیری شده بود.
اما این رکورد پرسشی گستردهتر را پیش روی پژوهشگران گذاشت: چه چیزی باعث میشود برخی پرندگان تا این اندازه بلند آواز بخوانند؟
شدت صدای گونههای مختلف تفاوت زیادی دارد. برای نمونه، صدای غاز کانادایی میتواند به حدود ۱۰۰ دسیبل، در حد صدای یک ارهبرقی، برسد، در حالی که صدای سار معمولا از حدود ۷۰ دسیبل، تقریبا در حد صدای ماشین ظرفشویی، فراتر نمیرود.
با وجود این تفاوت چشمگیر، پرندهشناسان هنوز شناخت چندانی از علت آن ندارند. دانشمندان دهههاست زمانبندی و بسامد آواز پرندگان را مورد بررسی قرار میدهند تا دریابند آنها چه پیامهایی به یکدیگر منتقل میکنند، اما شدت صدای پرندگان تا حد زیادی از حوزه این پژوهشها بیرون مانده است.
پودوس برای بررسی این موضوع، دستگاه دقیقی برای سنجش صدا، از نوع تجهیزات مورد استفاده برای پایش آلودگی صوتی در محیطهای صنعتی، و یک فاصلهیاب لیزری را با خود برد و راهی جنگلها، تالابها و دشتهای اطراف محل زندگیاش در غرب ماساچوست شد.
او صدای هر پرندهای را که پیدا کرد، اندازه گرفت؛ از سسکها و گنجشکها گرفته تا سینهسرخها و گونههای دیگر.
پس از ثبت دادههای مربوط به چند ده گونه، پودوس از منزس، دانشجوی تحصیلات تکمیلی آن زمان که بهتازگی به آزمایشگاه او پیوسته بود، خواست به گسترش این تحقیق و تبدیل آن به یک بررسی تکاملی کمک کند.
منزس نیز شدت آوای پرندگان را در نقاط مختلف برزیل، از جمله جنگل اطلس در نزدیکی سائوپائولو و کوهستانهای اطراف ریو دو ژانیرو، اندازه گرفت.
او طیف گستردهای از آواها را ثبت کرد؛ از جیکجیک آرام مرغ مگسخوار «هرمیت گلوتیره» تا فریادهای زیر و نافذ «سریمای پاقرمز»، پرندهای پشمالو که در علفزارها زندگی میکند.
در مجموع، منزس و پودوس دادههای مربوط به شدت صدای ۱۲۳ گونه را گردآوری کردند؛ مجموعهای که به گفته آنها بزرگترین پایگاه داده از این نوع تا امروز است.
غاز کانادایی
جثه بزرگتر و منقار پهنتر
بررسی دادهها نشان داد هرچه جثه پرنده بزرگتر باشد، صدای آن نیز معمولا بلندتر است.
رابطه مشابهی در پرندگان دارای منقار پهنتر دیده شد.
گابریل میندلین، زیستفیزیکدان دانشگاه بوئنوسآیرس که در این پژوهش نقشی نداشته است، ارتباط میان ساختار بدن و توانایی تولید صدای بلند را «معقول و قابل قبول» توصیف کرد.
او گفت: «پرندگان بزرگتر میتوانند فشار و جریان هوای تنفسی بیشتری ایجاد کنند و ویژگیهای بدنی مانند میزان باز شدن منقار نیز میتواند بر بازده انتشار انرژی صوتی تاثیر بگذارد.»
با این همه، یک پرسش اساسی همچنان بیپاسخ است: چرا روند تکامل در برخی گونههای پرندگان به تولید چنین صداهای بلندی انجامیده است؟
روسیه اعلام کرد هیچ موردی از ابتلا به طاعون در میان افراد در تماس با یکی از کارکنان آزمایشگاه موسسه تحقیقاتی طاعون در سیبری که هفته گذشته جان باخت، شناسایی نشده است.
به گفته مقامهای روسیه، این زن ۲۸ ساله ۱۰ مهر بر اثر ذاتالریه با منشا نامشخص جان خود را از دست داد؛ رویدادی که نگرانیهایی را در سطح بینالمللی، از جمله در آمریکا، برانگیخت.
به گزارش خبرگزاری رویترز، «روسپوتربنادزور»، نهاد ناظر بر بهداشت روسیه، سهشنبه ۱۴ مهر اعلام کرد طی ۱۰ روز گذشته، هیچ بیماری عفونی در میان کارکنان موسسه تحقیقاتی طاعون در منطقه ایرکوتسک گزارش نشده است.
این نهاد افزود آزمایشهای گسترده هیچ میکروارگانیسم مرتبط با فعالیت شغلی این زن را در بدن او شناسایی نکرده است.
بر اساس این بیانیه، بلافاصله مجموعهای از اقدامات جامع ضدهمهگیری مطابق قوانین بهداشت عمومی به اجرا درآمده است.
در ادامه بیانیه آمده است افرادی که با این زن در تماس بودند شناسایی و برای پایش وضعیت سلامت و انجام آزمایشهای روزانه بستری شدند.
به گزارش روسپوتربنادزور، آزمایشها دو مورد ابتلا به کووید-۱۹ و دو مورد عفونت ناشی از رینوویروس را نشان داد، اما هیچ عامل بیماریزای مرتبط با دیگر بیماریهای عفونی شناسایی نشد.
این نهاد تاکید کرد در وضعیت سلامت هیچیک از افرادی که با این زن در تماس بودند، تغییری مرتبط با بیماریهای عفونی مشاهده نشده است.
النا سوفینا، معاون رییس منطقه شِلِخوف در نزدیکی ایرکوتسک، گفت احتمال ابتلا به بیماری «خطرناکی» که در ابتدا مطرح شده بود، به تایید نرسیده است.
یک بیمارستان در این منطقه بهدنبال مرگ این زن قرنطینه شده بود.
سوفینا افزود ۶۰ درصد افرادی که بهعنوان اقدام احتیاطی قرنطینه شده بودند، از قرنطینه خارج شدهاند. رسانههای محلی پیشتر شمار افراد قرنطینهشده را حدود ۲۰۰ نفر اعلام کرده بودند.
بیمارستان بیماریهای عفونی در منطقه ایرکوتسک روسیه
واکنش آمریکا و سازمان جهانی بهداشت
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، ۱۳ مهر وضعیت پیشآمده را «مشکلی بزرگ برای روسیه» توصیف کرد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز ۱۴ مهر گفت مسکو باید اطلاعات بیشتری درباره این پرونده ارائه کند.
دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، از پیشنهاد کمک ترامپ قدردانی کرد، اما روشن نکرد که مسکو قصد دارد این پیشنهاد را بپذیرد یا نه.
پسکوف به خبرنگاران گفت: «وقتی پیشنهاد کمک متقابل مطرح میشود، همیشه اتفاق خوبی است.»
سازمان جهانی بهداشت ۱۴ مهر اعلام کرد مسکو به این نهاد اطلاع داده که هیچ موردی از طاعون در شهر ایرکوتسک ثبت نشده است.
با این حال، رویترز نتوانست مشخص کند آیا این اعلام به معنای منتفی شدن ابتلای کارمند آزمایشگاه به طاعون است یا نه.
ساکنان شلخوف گفتند این حادثه اختلال چندانی در زندگی روزمره ایجاد نکرده است، هرچند برخی افراد در روزهای نخست برای احتیاط در فروشگاهها ماسک جراحی میزدند.
یکی از ساکنان به نام آنا اوضاع را «آرام» توصیف کرد و افزود مردم خود را برای اعمال محدودیتهای احتمالی آماده کرده بودند، اما زندگی تقریبا به روال عادی ادامه یافته است.
دنیس، یکی دیگر از ساکنان، گفت خبر مرگ کارمند آزمایشگاه بهطور گسترده در شهر بازتاب یافته بود.
به گفته او، بیمارستان محلی برای مدتی آزمایشهای تشخیصی را متوقف کرد، اما اکنون فعالیت عادی خود را از سر گرفته است.
فرانسیس هالزن، فیزیکدان بلژیکیـآمریکایی، برای نقش تعیینکنندهاش در ساخت رصدخانه «آیسکیوب» در جنوبگان و کشف نوترینوهای پرانرژی با منشأ کیهانی، برنده جایزه نوبل فیزیک سال ۲۰۲۶ شد.
آکادمی سلطنتی علوم سوئد سهشنبه ۱۴ مهر اعلام کرد پژوهشهای این استاد دانشگاه ویسکانسینـمدیسون، راه تازهای برای مطالعه کیهان گشوده است.
هالزن ۸۲ ساله، جایزه ۱۲ میلیون کرونی، معادل حدود ۱.۲ میلیون دلار، را دریافت میکند.
نوترینوها ذراتی با جرم بسیار ناچیز و بدون بار الکتریکیاند که بهندرت با ماده برهمکنش دارند. آنها میتوانند از زمین و بدن انسان عبور کنند، بیآنکه اثری قابل تشخیص بر جای بگذارند. این ویژگی لقب «ذرات شبحگون» را برایشان به همراه آورده است.
اوا اولسون، از آکادمی سلطنتی علوم سوئد، این ذرات را پیامآورانی از کیهان توصیف کرد که اطلاعاتی از کهکشانهای دوردست و فرایندهای انفجار ستارگان به زمین میرسانند.
رصد کیهان در اعماق یخ
هالزن در سال ۱۹۸۸ پیشنهاد کرد از یخهای قطب جنوب برای آشکارسازی نوترینوها استفاده شود.
این ایده سرانجام به ساخت رصدخانه آیسکیوب انجامید که در سال ۲۰۱۱ تکمیل شد.
آشکارسازهای این رصدخانه در یک کیلومتر مکعب یخ شفاف جنوبگان، تا عمق دو هزار و ۵۰۰ متری و نزدیک ایستگاه «آموندسنـاسکات»، جای گرفتهاند. آنها آثار برهمکنش نادر نوترینوها با ماده را ثبت میکنند تا دانشمندان بتوانند مسیر این ذرات را تا سرچشمههایشان دنبال کنند.
این سرچشمهها ممکن است انفجار ستارگان، فورانهای پرتو گاما یا رویدادهای عظیم مرتبط با سیاهچالهها و ستارگان نوترونی باشند.
نوترینوها تحت تاثیر میدانهای مغناطیسی منحرف نمیشوند؛ بنابراین جهت رسیدن آنها میتواند سرنخی مستقیم از محل پیدایششان باشد.
آیسکیوب نشان داده است نوترینوهای پرانرژی هم از درون کهکشان راه شیری و هم از مناطقی بسیار دورتر به زمین میرسند.
هالزن در تماس تلفنی با نشست خبری اعلام جایزه نوبل فیزیک، گفت هنگام آغاز پروژه، بسیاری ایده را امیدوارکننده میدانستند، اما کمتر کسی، حتی خودش، مطمئن بود که عملی شود.
دادههای آیسکیوب به شناخت چگونگی تولید نوترینوهای پرانرژی کمک میکنند و ممکن است پدیدههایی ناشناخته را آشکار کنند.
با این حال، هالزن معتقد است مهمترین دستاوردهای این روش هنوز در پیش است.
او درباره آنچه این پژوهشها میتوانند از جهان آشکار کنند گفت: «هیجان واقعی این است که هنوز نمیتوانم به این پرسش پاسخ بدهم.»
به گفته او، این دستاورد مقدمهای برای پژوهشهای آینده است.
نوبل فیزیک سال گذشته به جان کلارک، میشل دووره و جان مارتینیس برای آزمایشهایی درباره پدیدههای کوانتومی تعلق گرفت. پژوهشهایی که به توسعه نسل آینده فناوریهای محاسباتی کمک میکنند.
جوایز نوبل بر اساس وصیت آلفرد نوبل، مخترع سوئدی، بنیان گذاشته شدند.
مدالهای نوبل دهم دسامبر، برابر با ۱۹ آذر و سالگرد درگذشت او، در استکهلم اهدا میشوند.
همزمان با گسترش خرید اقساطی مواد غذایی، کالاهای روزمره و خدمات درمانی در ایران، تبلیغ خرید اعتباری بلیت کنسرت همایون شجریان نیز منتشر شده است. این موضوع بحث درباره کاهش قدرت خرید شهروندان و دشوار شدن دسترسی به تفریح و برنامههای فرهنگی را دوباره مطرح کرده است.
مجله اینترنتی برترینها با انتشار پوستر کنسرت همایون شجریان در شیراز، از امکان خرید قسطی بلیت این برنامه خبر داد.
در پوستر اجرای «بر جا ماندهام» با همراهی گروه سیاوش، نام دیجیپی و عبارت «با دریافت اعتبار سریعتر بلیت بگیر» دیده میشود.
این تبلیغ، امکان تامین هزینه بلیت از طریق اعتبار خرید را نشان میدهد. با این حال، در تصویر منتشرشده تعداد اقساط، هزینه دریافت اعتبار و شرایط بازپرداخت مشخص نشده است.
عرضه اعتباری بلیت کنسرت پیشتر نیز مطرح شده بود.
وبسایت خبرفوری، ۲۴ مرداد تصویری از صفحه پرداخت بلیت یک کنسرت منتشر کرد که در آن، گزینه پرداخت قسطی و اعتباری در کنار پرداخت با کارت بانکی قرار داشت.
برترینها در گزارش خود از واکنش کاربران به تبلیغ کنسرت شجریان خبر داد و نوشت برخی با اشاره به خرید قسطی خانه، خودرو، لوازم زندگی و سفر، اضافه شدن کنسرت به این فهرست را مورد توجه قرار دادهاند.
در نمونهای دیگر، مدیر یک کانال فروش بلیت در تلگرام، هنگام اعلام امکان پرداخت چهار قسطی با اسنپپی، دشواری پرداخت هزینه تفریح را نیز مطرح کرد.
او نوشت: «پیش میآید در این دوران آدم روزهایی نیاز به خوشحالی داشته باشد اما گیر باشد.»
این نوشته از سوی عرضهکننده بلیت منتشر شده و در کنار بیان فشار مالی، بخشی از تبلیغ خدمات فروش اقساطی اوست.
خرید اقساطی از سفره تا خدمات فرهنگی
گسترش پرداخت اعتباری برای برنامههای فرهنگی در شرایطی مطرح میشود که شماری از شهروندان برای تامین خوراک روزانه نیز به اقساط متوسل شدهاند.
تصویر و اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال که ۱۱ مهر منتشر شد، از صدور بن خرید قسطی گوشت برای کارکنان یک دانشگاه علوم پزشکی حکایت داشت.
این بن، امکان خرید تا سقف ۱۰ میلیون تومان و بازپرداخت اقساطی را فراهم میکند.
پیشتر نیز پیامهای شهروندان از خرید اقساطی نان، مرغ، تخممرغ و دیگر نیازهای روزمره خبر داده بود.
یکی از مخاطبان نوشته بود: «مجبوریم قسطی خرید کنیم، وگرنه تا آخر ماه باید گرسنه بمانیم.»
در حوزه فرهنگی، روایتهای منتشرشده از خرید اعتباری نشان میدهد این شیوه پرداخت پیش از بلیت کنسرت، به کتاب نیز رسیده.
یک ویراستار ۲۹ ساله ساکن تهران گفته است ناچار شده حتی هزینه یک جلد کتاب را در سه یا چهار قسط بپردازد.
در همان گزارش، یک زن سرپرست خانوار توضیح داده است استفاده مکرر از اعتبار، چرخهای از بدهی ایجاد کرده: «بخشی از حقوق هر ماه صرف تسویه خریدهای ماه قبل میشود و فرصتی برای پسانداز باقی نمیماند.»
پیامهای تازه کارکنان درباره حقوق نامنظم نیز نشان میدهد مشکل تنها افزایش هزینه خرید نیست، بلکه تاخیر در پرداخت دستمزد و پرداخت مرحلهای حقوق، برنامهریزی برای بازپرداخت همین اقساط را نیز دشوار کرده است.