آیا سگها احساسات منفی را در چهره انسان تشخیص میدهند؟
پژوهشی تازه نشان میدهد مغز سگها میتواند برخی حالتهای منفی چهره انسان را از یکدیگر تشخیص دهد. اسکنهای مغزی حاکی از آن است که سگها چهرههای هراسان را از چهرههای خشمگین یا غمگین متمایز میکنند، هرچند بر اساس یافتههای موجود ظاهرا میان خشم و غم تفاوتی قائل نمیشوند.
به گزارش روزنامه گاردین، پژوهشگران با نمایش تصاویری از حالتهای گوناگون چهره انسان، فعالیت بخشهای مختلف مغز سگها را بررسی کردند.
لورا کوایا، از نویسندگان این پژوهش در دانشگاه وین، گفت مطالعات رفتاری پیشین نشان داده بودند سگها قادرند برخی حالتهای چهره انسان را از یکدیگر بازشناسند.
با این حال، در اغلب این مطالعات تنها دو حالت، یکی مثبت و دیگری منفی، همزمان بررسی میشد و روشن نبود آیا سگها میتوانند حالتهای مختلف چهره را که بار عاطفی مشابهی دارند، از یکدیگر تشخیص دهند یا نه.
اکنون یافتههای کوایا و همکارانش حاکی از آن است که مغز سگها نه تنها چهرههای شاد را از حالتهای منفی متمایز میکند، بلکه قادر است میان برخی حالتهای منفی نیز تفاوت بگذارد و ترس را از خشم یا غم بازشناسد.
کوایا گفت این نخستین بار است که نشان داده میشود مغز سگها میتواند حالتهایی با بار عاطفی یکسان را از یکدیگر متمایز کند.
بررسی واکنش مغزی سگها
پژوهشگران در مقالهای که در نشریه علمی «آیساینس» منتشر شد، توضیح دادند این آزمایشها روی سگهای خانگی انجام شده است. این سگها آموزش دیده بودند بدون اجبار، در حالت بیداری و بدون مهار حرکتی، داخل دستگاه امآرآی بیحرکت دراز بکشند.
در نخستین آزمایش، به هشت سگ پنج مجموعه چهره شاد و پنج مجموعه چهره خنثی نشان داده شد. هر مجموعه شامل چهار عکس از افرادی ناآشنا بود که جنسیتشان با مراقب اصلی سگ یکسان بود. این فرایند برای هر سگ پنج بار تکرار شد.
نتایج حاکی از آن بود که هنگام نمایش چهرههای شاد، در مقایسه با چهرههای خنثی، فعالیت بخشهای مشخصی از مغز سگها افزایش مییابد.
به گزارش گاردین، این نواحی با پردازش پیشرفته دیداری، تعاملات اجتماعی و دریافت پاداش ارتباط دارند و افزایش فعالیت آنها نشان میدهد مغز سگها چهره شاد را محرکی مثبت تلقی کرده است.
پژوهشگران سپس دومین آزمایش امآرآی را با شرکت ۱۲ سگ انجام دادند. این بار مجموعههای تازهای از چهرههای ناآشنا با چهار حالت شادی، غم، ترس و خشم به سگها نشان داده شد.
محققان با کمک یادگیری ماشینی، فعالیت نواحی مغزی شناساییشده در آزمایش نخست را تحلیل کردند. نتایج حاکی از آن بود که از روی این فعالیتها میتوان چهرههای شاد را از هر یک از حالتهای منفی تشخیص داد، اما تمایز میان حالتهای منفی مختلف ممکن نبود.
با این حال، بررسی فعالیت کل مغز سگها تصویر متفاوتی ارائه کرد. پژوهشگران دریافتند چهرههای غمگین و هراسان و همچنین چهرههای خشمگین و هراسان، الگوهای متفاوتی از فعالیت را در بخشهای گوناگون مغز ایجاد میکنند.
در مقابل، واکنش مغز سگها به چهرههای خشمگین و غمگین تفاوت مشخصی نداشت.
آیا زبان بدن حلقه مفقوده است؟
رائول هرناندز پرز، نویسنده اصلی پژوهش، گفت حالتهای منفی گوناگون ممکن است واکنشهای متفاوتی در سگها برانگیزند، زیرا هر یک بیانگر نوع متفاوتی از تهدید است.
به گفته پژوهشگران، تشخیص دو حالت چهره با بار عاطفی مشابه، یعنی دو حالت مثبت یا دو حالت منفی، احتمالا برای سگها دشوارتر است. آنها همچنین ممکن است برای تمایز میان خشم و غم به نشانههای بیشتری، از جمله زبان بدن، نیاز داشته باشند.
گاردین در ادامه نوشت این پژوهش محدودیتهایی نیز داشت. شمار سگهای مورد بررسی اندک بود، بیشتر آنها به نژاد بوردر کولی تعلق داشتند و همه سالم و فاقد مشکلات رفتاری بودند.
کوایا گفت یافتههای این مطالعه میتواند کاربرد عملی داشته باشد. برای نمونه، ابراز شادی هنگام آموزش سگ ممکن است به بهبود روند یادگیری آن کمک کند.
بریجت والر، استاد تکامل و رفتار اجتماعی در دانشگاه ناتینگهام ترنت، نتایج پژوهش را «جالب توجه» خواند و گفت این یافتهها نشان میدهد فرایند اهلی شدن چگونه سگها را برای درک رفتار انسانها آماده کرده است.
او افزود: «لبخند رایجترین حالت چهره انسان است و نقشی حیاتی در تعاملات اجتماعی ما دارد؛ بنابراین منطقی است که سگها توانایی ویژهای برای تمایز آن از دیگر حرکات چهره پیدا کرده باشند.»
تعداد استفادهکنندگان از چتجیپیتی و جمینای، دو سرویس پرمخاطب هوش مصنوعی، از مرز یک میلیارد عبور کرد. چتجیپیتی اکنون یک میلیارد کاربر هفتگی و جمینای بیش از یک میلیارد کاربر فعال ماهانه دارد و رقابت اوپنایآی و گوگل در بازار هوش مصنوعی، وارد مرحله تازهای شده است.
ساندار پیچای، مدیرعامل گوگل، با اعلام این آمار گفت جمینای به چهاردهمین محصول این شرکت با بیش از یک میلیارد کاربر تبدیل شده و سریعتر از هر محصول مصرفی دیگر گوگل به این تعداد کاربر رسیده است.
آمار گوگل به خود اپلیکیشن جمینای مربوط است و استفاده از قابلیتهای این هوش مصنوعی در دیگر محصولات این شرکت را شامل نمیشود.
با این حال، به نظر میرسد نسخهای که بهصورت پیشفرض روی تلفنهای اندرویدی نصب میشود نیز در این آمار محاسبه شده باشد.
جاش وودوارد، از مدیران ارشد جمینای، اعلام کرد این سرویس بیش از ۱۰۰ میلیون کاربر فعال در سیستمعامل آیاواس دارد.
وبسایت فناوری ورج نوشت بر این اساس، بخش عمده کاربران جمینای از دستگاههای اندرویدی استفاده میکنند.
شمار کاربران فعال ماهانه جمینای طی حدود پنج ماه از ۷۵۰ میلیون به ۹۵۰ میلیون نفر افزایش یافت و الکس جوزف، سخنگوی گوگل، به ورج گفت این سرویس هفته گذشته از مرز یک میلیارد کاربر عبور کرد.
چتجیپیتی زودتر به رکورد میلیاردی رسید
چتجیپیتی چند هفته زودتر از رقیب گوگلی خود به این رکورد رسیده بود.
لیندزی مککالم، سخنگوی اوپنایآی، به ورج گفت این سرویس مدتی پیش از مرز یک میلیارد کاربر فعال ماهانه عبور کرده و شمار کاربران هفتگی آن نیز به یک میلیارد نفر رسیده است.
شمار کاربران هفتگی چتجیپیتی پنج ماه پیش حدود ۹۰۰ میلیون نفر بود.
ورج نوشت افزایش این رقم به یک میلیارد نفر از کاهش سرعت رشد سرویسی حکایت دارد که سالها یکی از سریعترین نرمافزارهای در حال رشد جهان بود.
معیار آمار دو سرویس متفاوت است؛ رقم چتجیپیتی کاربران هفتگی و رقم جمینای کاربران فعال ماهانه را نشان میدهد.
به نوشته ورج، چتجیپیتی همچنان سرویس بزرگتری به نظر میرسد، اما احتمالا جمینای با سرعت بیشتری رشد میکند.
رشد جمینای در شرایطی رخ داده است که گوگل تلاش برای رقابت با اوپنایآی و آنتروپیک را افزایش داده است.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه ۲۲ مرداد گزارش داد سرگئی برین، از بنیانگذاران گوگل، در ماههای اخیر از کارکنان کلیدی حوزه هوش مصنوعی خواسته است تمرکز خود را بر توسعه جمینای بگذارند تا آلفابت فاصله با رقبا را کاهش دهد.
بر اساس این گزارش، جمینای پاییز سال گذشته برای مدتی از رقبای خود پیش افتاد، اما عرضه مدلهای تازه آنتروپیک و اوپنایآی بار دیگر گوگل را در موقعیت تعقیب قرار داد.
گوگل در مرداد عرضه نسخه تازه جمینای را دو ماه به تعویق انداخت. به گفته منابع رویترز، آزمایشهای داخلی نشان داده بود عملکرد این مدل در حوزههایی از جمله برنامهنویسی همچنان از برخی رقبا عقبتر است.
رویترز نوشت گوگل همزمان ساختار مدیریتی بخش هوش مصنوعی خود را تغییر داده است؛ تغییراتی که بخشی از تلاش آلفابت برای افزایش سرعت توسعه محصولات هوش مصنوعی و دستیابی دوباره به برتری در رقابت مدلهاست.
رقابت در این بازار نیز تنها میان گوگل و اوپنایآی جریان ندارد. کلود، محصول آنتروپیک، بهویژه با ابزار برنامهنویسی «کلود کد» رشد کرده است، هرچند این شرکت آمار رسمی تعداد کاربران کلود را منتشر نمیکند.
ورج نوشت چتجیپیتی همچنان پرمخاطبترین و شناختهشدهترین سرویس این حوزه به نظر میرسد، اما برتری گستردهای که پیشتر داشت تا حد زیادی کاهش یافته است.
میلیونها نفر در اروپا عصر چهارشنبه ۲۱ مرداد چشم به آسمان خواهند دوخت تا یکی از تماشاییترین رویدادهای نجومی سال را ببینند؛ خورشیدگرفتگی کاملی که در بخشهایی از ایسلند، اسپانیا و پرتغال، روز را برای لحظاتی به تاریکی خواهد کشاند.
نوار باریکی از گرینلند و ایسلند تا شمال و مرکز اسپانیا و منتهیالیه شمال شرقی پرتغال در مسیر خورشیدگرفتگی کامل قرار دارد.
در بخش بزرگی از غرب اروپا، از جمله بریتانیا، فرانسه، بلژیک، سوئیس و شمال ایتالیا نیز خورشیدگرفتگی قابل مشاهده خواهد بود و قرص خورشید در ساعات عصر و نزدیک غروب تا حد زیادی پوشانده میشود.
خورشیدگرفتگی جزیی همچنین در شمال ایالات متحده، کانادا و شمال غرب آفریقا دیده خواهد شد.
غروب متفاوت در اسپانیا و پرتغال
خورشیدگرفتگی کامل از منطقهای دورافتاده در شمال روسیه آغاز میشود و سپس از گرینلند، ایسلند و اقیانوس اطلس میگذرد و به اسپانیا و بخش کوچکی از پرتغال میرسد.
ساکنان گرینلند و ایسلند در ساعات پایانی بعدازظهر و اوایل شب، طولانیترین مدت تاریکی کامل را تجربه خواهند کرد؛ حدود دو دقیقه و ۱۵ ثانیه.
در اسپانیا و شمال شرق پرتغال، این پدیده درست پیش از غروب آفتاب رخ میدهد و اندکی کمتر از دو دقیقه ادامه خواهد داشت.
قرار گرفتن خورشید در نزدیکی افق، منظرهای کمنظیر پدید میآورد، اما تماشای آن به چشماندازی باز و بدون مانع به سوی غرب نیاز دارد.
پیشبینیها از آسمانی عمدتا ابری در ایسلند حکایت دارد، اما انتظار میرود در اسپانیا و پرتغال آسمان صاف یا کمابر باشد و شرایط مناسبی برای رصد خورشیدگرفتگی فراهم آید.
آمادهباش اسپانیا برای «رویداد قرن»
میلیونها نفر در اسپانیا و ایسلند با عینکهای محافظ راهی مناطق واقع در مسیر خورشیدگرفتگی کامل شدهاند. این پدیده در برخی رسانهها «رویداد قرن» نام گرفته است.
خوان کروز، معاون وزیر علوم اسپانیا، پیشبینی کرد تا شش میلیون نفر برای تماشای خورشیدگرفتگی به مناطق عمدتا روستایی شمال این کشور و جزایر بالئاری سفر کنند.
همزمانی این رویداد با یکی از پرخطرترین دورههای آتشسوزی جنگلی، دولت اسپانیا را به اجرای عملیاتی گسترده و راهاندازی کارزاری برای حفظ ایمنی عمومی واداشته است.
مقامهای اسپانیایی همچنین این رویداد را فرصتی برای معرفی مناطق کمتر شناختهشده میدانند. آنها امیدوارند هدایت گردشگران به این مناطق، از فشار بر استراحتگاههای ساحلی پر ازدحام بکاهد.
چرا خورشیدگرفتگی کامل نادر است؟
خورشیدگرفتگی زمانی رخ میدهد که ماه میان زمین و خورشید قرار میگیرد و سایهاش بر سطح زمین میافتد. اگر ماه تنها بخشی از قرص خورشید را بپوشاند، خورشیدگرفتگی جزیی رخ میدهد؛ اما در خورشیدگرفتگی کامل، قرص خورشید کاملا پوشانده میشود و روز برای مدتی کوتاه به گرگومیش بدل میشود.
مگان آرگو، دانشیار اخترفیزیک دانشگاه لنکشر و نایبرییس انجمن نجوم همگانی، گفت ماه و خورشید برای وقوع خورشیدگرفتگی کامل باید دقیقا در یک راستا قرار گیرند.
به گفته او، مایل بودن مدار ماه سبب میشود این همراستایی در هر گردش ماه به دور زمین رخ ندهد.
نوع خورشیدگرفتگی به موقعیت ناظر بستگی دارد. تنها کسانی که در نوار باریک مرکزی سایه ماه قرار دارند، خورشیدگرفتگی کامل را میبینند؛ در مناطق پیرامونی، فقط بخشی از خورشید پوشانده میشود.
شیفتگی انسان به خورشیدگرفتگی پیشینهای دیرینه دارد. در طول تاریخ، تاریک شدن ناگهانی آسمان گاه نشانهای شوم، نبردی کیهانی یا جلوهای از قدرت الهی تعبیر میشد.
امروزه نیز بسیاری در جستوجوی تجربه همان لحظه غریباند؛ زمانی که روشنایی روز ناگهان فرومینشیند و حتی برخی حیوانات برای مدتی سکوت میکنند.
هشدار درباره آسیب دائمی به چشم
در آستانه این رویداد، رسانهها و نهادهای تخصصی درباره خطر نگاه مستقیم به خورشید هشدار دادهاند.
کالج سلطنتی چشمپزشکان بریتانیا اعلام کرد حتی نگاه کوتاهمدت به خورشید بدون محافظ مناسب میتواند به شبکیه آسیب برساند و در مواردی به اختلال دائمی بینایی منجر شود.
عینک آفتابی معمولی، حتی اگر شیشههای بسیار تیره داشته باشد، برای تماشای خورشیدگرفتگی ایمن نیست و باید از عینکهای مخصوص و دارای استاندارد معتبر استفاده کرد.
نگاه کردن به خورشید از داخل دوربین، تلسکوپ یا دوربین دوچشمی بدون فیلتر خورشیدی استاندارد نیز بسیار خطرناک است، زیرا عدسی این وسایل نور خورشید را متمرکز میکند و احتمال آسیب شدید و فوری به چشم را افزایش میدهد.
هجوم گسترده عروسهای دریایی به سامانه پمپاژ آب نیروگاه هستهای گراولین در شمال فرانسه، سه رآکتور این نیروگاه را متوقف کرد و توان رآکتور دیگری را به نصف کاهش داد. این رویداد در میانه موج گرما و کاهش تولید برق هستهای فرانسه رخ داد.
شرکت برق فرانسه سهشنبه ۲۰ مرداد اعلام کرد ورود گسترده عروسهای دریایی به ایستگاههای پمپاژ آب دریا باعث شد دو رآکتور شامگاه دوشنبه ۱۹ مرداد بهطور خودکار متوقف شوند.
خبرگزاری فرانسه نوشت کارکنان نیروگاه در اقدامی پیشگیرانه یکی از رآکتورها را نیز متوقف کردند و توان رآکتور شماره یک را به ۵۰ درصد کاهش دادند. یکی دیگر از رآکتورهای این نیروگاه پیشتر برای تعمیر و نگهداری برنامهریزیشده از مدار خارج شده بود و تا هنگام تنظیم این خبر، تنها یکی از رآکتورهای با تمام ظرفیت کار میکرد.
شرکت برق فرانسه تاکید کرد: «این وضعیت هیچ پیامدی برای ایمنی تاسیسات، امنیت کارکنان یا محیط زیست ندارد.»
نیروگاه گراولین در ساحل دریای شمال، شش رآکتور ۹۰۰ مگاواتی با مجموع ظرفیت ۵.۴ گیگاوات دارد و بزرگترین نیروگاه هستهای غرب اروپا بهشمار میرود. این نیروگاه برای خنکسازی تجهیزات خود از آب دریایی استفاده میکند که از کانال متصل به دریای شمال وارد سامانه پمپاژ میشود.
به گزارش خبرگزاری رویترز، قایقهای ماهیگیری پس از دریافت نخستین هشدار در روز شنبه برای کاهش تراکم عروسهای دریایی به منطقه اعزام شدند، اما نتوانستند بهطور کامل مانع رسیدن آنها به نیروگاه شوند. یک مهندس شرکت برق فرانسه گفت عروسهای دریایی باقیمانده با خودروهای مکنده جمعآوری میشوند و انتظار میرود رآکتورهای متوقفشده بهزودی فعالیت خود را از سر بگیرند.
چهار رآکتور گراولین در مرداد ۱۴۰۴ نیز بهدلیل ورود گسترده عروسهای دریایی به ایستگاههای پمپاژ بهطور خودکار متوقف شدند. راهاندازی دوباره رآکتورها تدریجی بود و اتصال آخرین واحد به شبکه برق حدود ۱۰ روز طول کشید.
شرکت برق فرانسه پس از آن رویداد، دوربینهایی را در کانالهای ورودی و سامانههای تصفیه نصب کرد و برای شناسایی زودهنگام دستههای عروس دریایی با ماهیگیران و سازمان امداد و نجات دریایی فرانسه توافق کرد.
حادثه تازه در شرایطی رخ داد که خشکسالی، گرمای شدید و کاهش جریان رودخانهها تولید برق هستهای فرانسه را محدود کرده است.
بر اساس محاسبات خبرگزاری فرانسه با استفاده از دادههای شرکت برق این کشور، افزایش دما و کاهش جریان آب رودخانهها باعث شد یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۵.۶ درصد از ظرفیت تولید برق هستهای این کشور قابل استفاده نباشد. این بالاترین میزان ثبتشده از سال ۲۰۱۵ بود.
کارشناسان افزایش دمای آب اقیانوسها در پی گرمایش زمین را یکی از عوامل تکثیر عروسهای دریایی میدانند، هرچند ورود گونههای مهاجم، کاهش شکارچیان طبیعی و صید بیرویه شکارچیان این گونه نیز در گسترش این پدیده نقش دارند.
خبرگزاری رویترز گزارش داد کوسهها که سالها در سینما نماد وحشت بودهاند، اکنون ممکن است به دانشمندان برای پیشبینی دقیقتر طوفانها کمک کنند.
بر اساس این گزارش، پژوهشگران دانشگاه دلاور آمریکا در حال بررسی این موضوع هستند که آیا میتوان با نصب حسگر بر بدن کوسهها، دادههای اقیانوسی را تقریبا همزمان با تغییرات آبوهوا جمعآوری کرد و از آنها برای پیشبینی شدت طوفانها پیش از رسیدن به خشکی بهره برد.
حسگرهای متصل به کوسهها دما، عمق و رسانایی الکتریکی آب را ثبت میکنند؛ شاخصی که ارتباط نزدیکی با شوری آب دارد. این دادهها میتواند به بهبود مدلهای اقیانوسشناسی، جوی و اقلیمی کمک کند.
آرون کارلایل، پژوهشگر اصلی این طرح و استاد دانشکده علوم و سیاستگذاری دریایی دانشگاه دلاور، گفت دانشمندان سالهاست از حسگرهای متصل به جانوران دریایی استفاده میکنند، بهویژه بر بدن فکهای فیلی در مناطق قطبی که دادههای علمی در آنها محدود است.
به گفته او، فراوانی و پراکندگی گسترده کوسهها و دسترسی آسانتر به آنها در مقایسه با بسیاری از پستانداران دریایی حفاظتشده، فرصت تازهای برای گسترش این روش فراهم کرده است.
تا پیش از این، برچسبگذاری کوسهها عمدتا برای ردیابی مسیر حرکت و شناسایی زیستگاههای آنها انجام میشد.
رصد گرمای آب با کمک کوسهها
پژوهشگران دانشگاه دلاور کوسههایی را برمیگزینند که بتوانند مفیدترین دادهها را برای مطالعه طوفانها جمعآوری کنند؛ بهویژه گونههایی که به اندازه کافی به سطح آب میآیند تا حسگرهایشان بتواند اطلاعات را به ماهوارهها ارسال کند.
بررسیهای پیشین نشان دادهاند کوسه ماکوی بالهکوتاه، کوسه آبی، کوسه سرچکشی صاف و کوسه سفید بزرگ نابالغ، گزینههای مناسبی برای چنین پژوهشهایی در اقیانوس اطلس شمالی هستند.
کارلایل گفت: «آنچه بیش از همه برای ما اهمیت دارد، گرمای بخش بالایی اقیانوس است که به آن لایه آمیخته میگویند.»
او افزود: «این لایه نقشی اساسی در شدت طوفانها دارد. هرچه لایه آمیخته گرمتر باشد، طوفان قویتر خواهد بود، زیرا گرمای لازم برای تقویت آن را در خود نگه میدارد.»
کارولین ویرنیکی، دانشجوی دکترای علوم دریایی دانشگاه دلاور، گفت نصب حسگرها معمولا از اوایل ماه مه آغاز میشود؛ زمانی که گونههای مهاجر از زیستگاههای زمستانی خود در بخشهای دورتر اقیانوس اطلس به آبهای نزدیک ساحل میآیند.
پژوهشگران با شناور تحقیقاتی حدود ۵۰ تا ۶۵ کیلومتری از ساحل فاصله میگیرند، قلابهای طعمهدار را در آب میاندازند و معمولا دو تا سه ساعت منتظر میمانند تا کوسهای طعمه را بگیرد.
کارلایل گفت حسگرها به باله پشتی کوسه متصل میشوند و هر بار که جانور در نزدیکی سطح آب شنا میکند، دستگاه میتواند با شبکه گیرندههای ماهوارهای ارتباط بگیرد و دادهها را بفرستد.
نصب حسگر در کمتر از پنج دقیقه
کارلایل در ادامه سخنان گفت فرایند نصب حسگرها با هماهنگی و سرعتی مشابه گروه فنی خودروها در مسابقات اتومبیلرانی انجام میشود و معمولا کمتر از پنج دقیقه طول میکشد.
به گزارش رویترز، این کار زیر نظر نهادهای مسئول مراقبت از حیوانات انجام میشود تا کمترین تاثیر را بر کوسهها بگذارد. حسگرها با موادی به باله متصل میشوند که بهتدریج فرسوده شده و پس از مدتی جدا میشوند.
هر کوسه پیش از رهاسازی معاینه میشود، زیرا آسیب یا اضطراب میتواند رفتار طبیعی جانور را تغییر دهد و دادههای بهدستآمده را مخدوش کند.
در صورت موفقیت این طرح، دادههای جمعآوریشده از سوی کوسهها میتواند زمینه را برای پیشبینی دقیقتر شدت طوفانها پیش از رسیدن آنها به سواحل شرقی آمریکا فراهم آورد.
ویرنیکی گفت این طرح میتواند دادههای قابلاعتمادتری در اختیار ساکنان مناطق ساحلی، از کارولینای شمالی تا ماساچوست، قرار دهد و به آمادگی بیشتر آنها در برابر طوفانهایی کمک کند که روزبهروز شدیدتر میشوند.
کارلایل نیز گفت بیشتر مردم هرگز در طبیعت با کوسه روبهرو نمیشوند، اما اغلب آنها را از خلال تصویرهای ترسناکی میشناسند که در فرهنگ عامه رواج یافته است.
او افزود: «کوسهها جانورانی شگفتانگیزند که سازگاری کاملی با اقیانوس پیدا کردهاند و ما میتوانیم چیزهای زیادی از آنها بیاموزیم. اگر بتوانیم نشان دهیم که کوسهها به انسانها کمک میکنند، هم برای ما و هم برای آنها سودمند خواهد بود.»
بر اساس یافتههای پژوهشی تازه، نسخهای از گیرنده هورمون رشد که انسانهای امروزی آن را از نئاندرتالها به ارث بردهاند، با افزایش توده عضلانی و تفاوتهای ظریف در ساختار فک و دندانها ارتباط دارد. پژوهشگران میگویند این اثر احتمالا پس از دوران کودکی و همزمان با بلوغ آشکار میشود.
به گزارش سایت علمی فیز (Phys)، نئاندرتالها در مقایسه با بیشتر انسانهای امروزی جثهای تنومندتر داشتند. استخوانهای بهجامانده از آنها از وجود عضلاتی بزرگ حکایت میکند و ویژگیهایی مانند برجستگی استخوان ابرو و ریشههای نسبتا کوتاه دندانها در میان آنها رایج بود.
هورمون رشد که از غده هیپوفیز در قاعده مغز ترشح میشود، نقش مهمی در رشد عضلات و استخوانها دارد. این هورمون پس از اتصال به گیرندههای موجود روی سطح سلولها، پیام رشد را به درون سلول منتقل میکند.
گروهی بینالمللی به سرپرستی هوگو زبرگ از موسسه کارولینسکا و فیلیپ کانیس از موسسه انسانشناسی تکاملی ماکس پلانک دریافتند نسخه نئاندرتالی این گیرنده، دو تغییر ژنتیکی دارد که در رایجترین نسخه آن در انسانهای امروزی دیده نمیشود.
نتایج این پژوهش در نشریه Current Biology منتشر شده است.
واکنش قویتر به هورمون رشد
بر پایه یافتههای مطالعات، سلولهایی که حامل گیرنده نئاندرتالی بودند، در برابر هورمون رشد واکنش شدیدتری نشان دادند.
این سلولها در مقایسه با سلولهای دارای نسخه رایج انسان امروزی، حدود ۴۰ درصد رشد بیشتری داشتند. بررسیها همچنین حاکی از آن است که بخش عمده این تفاوت به یکی از دو تغییر ژنتیکی ویژه نئاندرتالها مربوط میشود.
انسانهای امروزی حدود ۴۷ هزار سال پیش و در پی آمیزش با نئاندرتالها، این نسخه از گیرنده را به ارث بردند.
امروزه این نسخه ژنتیکی بیشترین فراوانی را در جنوب و شرق آسیا دارد؛ بهطوری که در برخی جمعیتهای جنوب آسیا تا ۲۴ درصد افراد حامل آن هستند، در حالی که این نسبت در میان اروپاییها حدود نیم درصد برآورد میشود.
کانیس، نویسنده نخست این پژوهش، گفت همخوانی نتایج آزمایشگاهی با دادههای انسانی، چشمگیرترین بخش این مطالعه بود.
او افزود سلولهای پرورشیافته در آزمایشگاه واکنش قویتری به هورمون رشد نشان دادند و همزمان، دادههای مربوط به بیش از یک میلیون نفر نیز همین الگو را در بدن انسان تایید کرد.
کانیس ادامه داد: «بهندرت پیش میآید که شواهد آزمایشگاهی و دادههای جمعیتی تا این اندازه با یکدیگر همخوانی داشته باشند.»
جمجمه یک نئاندرتال
اثری که احتمالا از دوران بلوغ آغاز میشود
پژوهشگران با بررسی اندازههای بدنی بیش از شش هزار کودک دریافتند تا ۱۱ سالگی هیچ ارتباطی میان نسخه نئاندرتالی این گیرنده و رشد بدن وجود ندارد.
این یافته نشان میدهد اثر این تغییر ژنتیکی احتمالا در سالهای بعد و همزمان با افزایش سطح هورمون رشد در دوران بلوغ ظاهر میشود.
در میان بزرگسالان، افرادی که نسخه نئاندرتالی را حمل میکردند، بهطور متوسط حدود ۲۷۰ گرم توده عضلانی بیشتری نسبت به سایر افراد داشتند.
میریام بررایتر، از نویسندگان پژوهش، با اشاره به علاقه شخصی خود به ورزش کراسفیت، گفت از همزمانی مطالعه ژنتیک نئاندرتالها و توده عضلانی هیجانزده شده است.
او در عین حال تاکید کرد حتی گیرنده هورمون رشد نئاندرتالی نیز نمیتواند جای تمرین ورزشی را بگیرد.
نتایج تحقیق همچنین حاکی از آن است که نسخه نئاندرتالی گیرنده هورمون رشد با تفاوتهای خفیفی در ساختار جمجمه و دندانها همراه است.
افراد حامل این نسخه معمولا بخش پشتی استخوان فک پایین کوتاهتر و ریشههای دندانی کوتاهتری دارند؛ ویژگیهایی که به ساختار اسکلتی نئاندرتالها نزدیکتر است.
زبرگ، از سرپرستان این پژوهش، گفت شگفتآور است که یک تغییر ژنتیکی بهارثرسیده از نئاندرتالها هنوز هم میتواند بر بدن انسان امروزی اثر بگذارد.
با این حال، او تاکید کرد این تنها یکی از عوامل ژنتیکی موثر بر رشد و شکل بدن است و بهتنهایی نه میتواند ویژگیهای بدنی نئاندرتالها را توضیح دهد و نه ظاهر کلی یک انسان را تعیین کند.