پژوهش تازه از ردپای ژن نئاندرتالها در توده عضلانی انسان امروزی پرده برداشت
بر اساس یافتههای پژوهشی تازه، نسخهای از گیرنده هورمون رشد که انسانهای امروزی آن را از نئاندرتالها به ارث بردهاند، با افزایش توده عضلانی و تفاوتهای ظریف در ساختار فک و دندانها ارتباط دارد. پژوهشگران میگویند این اثر احتمالا پس از دوران کودکی و همزمان با بلوغ آشکار میشود.
به گزارش سایت علمی فیز (Phys)، نئاندرتالها در مقایسه با بیشتر انسانهای امروزی جثهای تنومندتر داشتند. استخوانهای بهجامانده از آنها از وجود عضلاتی بزرگ حکایت میکند و ویژگیهایی مانند برجستگی استخوان ابرو و ریشههای نسبتا کوتاه دندانها در میان آنها رایج بود.
هورمون رشد که از غده هیپوفیز در قاعده مغز ترشح میشود، نقش مهمی در رشد عضلات و استخوانها دارد. این هورمون پس از اتصال به گیرندههای موجود روی سطح سلولها، پیام رشد را به درون سلول منتقل میکند.
گروهی بینالمللی به سرپرستی هوگو زبرگ از موسسه کارولینسکا و فیلیپ کانیس از موسسه انسانشناسی تکاملی ماکس پلانک دریافتند نسخه نئاندرتالی این گیرنده، دو تغییر ژنتیکی دارد که در رایجترین نسخه آن در انسانهای امروزی دیده نمیشود.
نتایج این پژوهش در نشریه Current Biology منتشر شده است.
واکنش قویتر به هورمون رشد
بر پایه یافتههای مطالعات، سلولهایی که حامل گیرنده نئاندرتالی بودند، در برابر هورمون رشد واکنش شدیدتری نشان دادند.
این سلولها در مقایسه با سلولهای دارای نسخه رایج انسان امروزی، حدود ۴۰ درصد رشد بیشتری داشتند. بررسیها همچنین حاکی از آن است که بخش عمده این تفاوت به یکی از دو تغییر ژنتیکی ویژه نئاندرتالها مربوط میشود.
انسانهای امروزی حدود ۴۷ هزار سال پیش و در پی آمیزش با نئاندرتالها، این نسخه از گیرنده را به ارث بردند.
امروزه این نسخه ژنتیکی بیشترین فراوانی را در جنوب و شرق آسیا دارد؛ بهطوری که در برخی جمعیتهای جنوب آسیا تا ۲۴ درصد افراد حامل آن هستند، در حالی که این نسبت در میان اروپاییها حدود نیم درصد برآورد میشود.
کانیس، نویسنده نخست این پژوهش، گفت همخوانی نتایج آزمایشگاهی با دادههای انسانی، چشمگیرترین بخش این مطالعه بود.
او افزود سلولهای پرورشیافته در آزمایشگاه واکنش قویتری به هورمون رشد نشان دادند و همزمان، دادههای مربوط به بیش از یک میلیون نفر نیز همین الگو را در بدن انسان تایید کرد.
کانیس ادامه داد: «بهندرت پیش میآید که شواهد آزمایشگاهی و دادههای جمعیتی تا این اندازه با یکدیگر همخوانی داشته باشند.»
جمجمه یک نئاندرتال
اثری که احتمالا از دوران بلوغ آغاز میشود
پژوهشگران با بررسی اندازههای بدنی بیش از شش هزار کودک دریافتند تا ۱۱ سالگی هیچ ارتباطی میان نسخه نئاندرتالی این گیرنده و رشد بدن وجود ندارد.
این یافته نشان میدهد اثر این تغییر ژنتیکی احتمالا در سالهای بعد و همزمان با افزایش سطح هورمون رشد در دوران بلوغ ظاهر میشود.
در میان بزرگسالان، افرادی که نسخه نئاندرتالی را حمل میکردند، بهطور متوسط حدود ۲۷۰ گرم توده عضلانی بیشتری نسبت به سایر افراد داشتند.
میریام بررایتر، از نویسندگان پژوهش، با اشاره به علاقه شخصی خود به ورزش کراسفیت، گفت از همزمانی مطالعه ژنتیک نئاندرتالها و توده عضلانی هیجانزده شده است.
او در عین حال تاکید کرد حتی گیرنده هورمون رشد نئاندرتالی نیز نمیتواند جای تمرین ورزشی را بگیرد.
نتایج تحقیق همچنین حاکی از آن است که نسخه نئاندرتالی گیرنده هورمون رشد با تفاوتهای خفیفی در ساختار جمجمه و دندانها همراه است.
افراد حامل این نسخه معمولا بخش پشتی استخوان فک پایین کوتاهتر و ریشههای دندانی کوتاهتری دارند؛ ویژگیهایی که به ساختار اسکلتی نئاندرتالها نزدیکتر است.
زبرگ، از سرپرستان این پژوهش، گفت شگفتآور است که یک تغییر ژنتیکی بهارثرسیده از نئاندرتالها هنوز هم میتواند بر بدن انسان امروزی اثر بگذارد.
با این حال، او تاکید کرد این تنها یکی از عوامل ژنتیکی موثر بر رشد و شکل بدن است و بهتنهایی نه میتواند ویژگیهای بدنی نئاندرتالها را توضیح دهد و نه ظاهر کلی یک انسان را تعیین کند.
سنگنوشته گنجنامه در همدان به زبانهای پارسی باستان، ایلامی و بابلی نو
پژوهشی تازه نشان میدهد تنوع زبانی جهان حدود ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش، با وجود ۲۰ هزار تا ۷۵ هزار زبان، به اوج رسید و سپس با گسترش کشاورزی فشرده و پیدایش دولت-ملتها، از جمله امپراتوریهای روم و یونان، بهسرعت کاهش یافت.
پژوهشگران در مطالعهای که یکم مرداد در نشریه علمی «ساینس» منتشر شد، با استفاده از دادههای جمعیتی و فرضهای متفاوت درباره شیوع بیماریها و تحول جوامع، چند مدل طراحی کردند تا برآورد کنند شمار زبانهای جهان در ۱۲ هزار سال گذشته چگونه تغییر کرده است. نتیجه همه مدلها نشان داد تنوع زبانی حدود ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش به اوج رسید و پس از آن بهسرعت کاهش یافت.
این پژوهش حاصل همکاری یک گروه بینالمللی از پژوهشگران است که از دانشگاههای هاروارد، تگزاس، ییل و موسسه انسانشناسی تکاملی ماکس پلانک در آلمان گرد هم آمدند.
کلر باورِن، زبانشناس دانشگاه ییل و یکی از پژوهشگران این مطالعه، این دوره را «عصر طلایی تنوع زبانی» توصیف کرد.
یافتههای این پژوهش نظریهای رایج را به چالش میکشد که آغاز بحران انقراض زبانها را به ظهور استعمار در حدود ۵۰۰ سال پیش نسبت میدهد. بر اساس مدل تازه، روند گسترده نابودی زبانها احتمالا بسیار زودتر و با گسترش کشاورزی و شکلگیری حکومتهای بزرگ و متمرکز آغاز شده است.
در حال حاضر حدود ۷۵۰۰ زبان گفتاری یا زبان اشاره در سراسر جهان وجود دارد. نیمی از این زبانها در معرض خطرند و هر سال حدود چهار زبان از میان میروند.
شمار زبانهای باستانی چگونه برآورد شد؟
مطالعه زبانهای باستانی دشوار است، زیرا زبانها بر خلاف بسیاری از پدیدههای کهن ردی از خود بر جای نمیگذارند. خط نیز تنها در ۶۰۰۰ سال گذشته پدید آمده و در این مدت نیز فقط شماری از زبانها به شکل مکتوب ثبت شدهاند.
پژوهشگران برای برآورد تنوع زبانی در گذشته، ابتدا بیش از ۱۷۰ جامعه شکارچی و گردآورنده معاصر را در سراسر جهان بررسی کردند و ساختار این جوامع را نمونهای مشابه جمعیتهای پیش از پیدایش کشاورزی در نظر گرفتند.
این جوامع معمولا از چند صد تا بیش از ۱۰۰۰ نفر تشکیل میشوند و هر جامعه عمدتا یک زبان مستقل دارد. پژوهشگران نتیجه گرفتند این نسبتِ یکبهیک احتمالا پیش از پیدایش کشاورزی در حدود ۱۲ هزار سال پیش نیز الگوی غالب بوده است.
جمعیت جهان در آن زمان بین چهار میلیون و ۴۰۰ هزار تا هفت میلیون نفر برآورد میشود. بر همین اساس، پژوهشگران تخمین زدند در بازه زمانی مورد نظر احتمالا بین ۴۵۰۰ تا ۶۲۰۰ زبان در جهان وجود داشته است.
این برآورد نقطه آغاز مدل را مشخص کرد: حدود ۵۰۰۰ زبان برای شش میلیون نفر در ۱۲ هزار سال پیش. نقطه پایان نیز وضعیت کنونی بود که در آن، هشت میلیارد نفر به حدود ۷۵۰۰ زبان سخن میگویند.
گذار به کشاورزی این معادله را تغییر داد. افزایش دسترسی به غذا جمعیت جهان و شمار گویشوران هر زبان را بهشدت افزایش داد. تنوع زبانی نیز بیشتر شد، اما سرعت افزایش آن به اندازه رشد جمعیت نبود.
اگر جمعیتی با یک زبان مشترک به دو گروه تقسیم میشد، بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ سال طول میکشید تا زبان دو گروه به اندازهای تغییر کند که به دو زبان متمایز تبدیل شود.
پژوهشگران با استفاده از این دادهها، چندین سناریو را با فرضهای متفاوت درباره رشد جمعیت، شیوع بیماریها و تحول جوامع شبیهسازی کردند. نتیجه همه مدلها نشان داد تنوع زبانی حدود ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش به اوج رسید و پس از آن بهسرعت کاهش یافت.
زبانهایی که دیگر حتی نمیتوان تصورشان کرد
یافتههای این مطالعه با نظریه دیگری نیز مغایرت دارد که بیشترین تنوع زبانی را به پیش از پیدایش کشاورزی در حدود ۱۲ هزار سال پیش نسبت میدهد.
پژوهشگران تاکید کردند مدل تازه احتمالا به بحثها درباره تاریخ زبانها جهت خواهد داد، اما به اختلافنظرهای موجود پایان نمیدهد. گروه پژوهشگران قصد دارد در مرحله بعد، تغییر تنوع زبانی را در مناطق مختلف جهان و در بازههای زمانی مشخصتر بررسی کند.
کیارا باربیری، متخصص ژنتیک و پژوهشگر تنوع زبانی در دانشگاه کالیاری ایتالیا، احتمال نابودی دهها هزار زبان در گذر زمان را حیرتانگیز خواند.
حتی زبانهای باقیمانده نیز تفاوتهای چشمگیری دارند؛ از وجود یا نبود جنسیت دستوری و حرف تعریف گرفته تا صداهای کلیکی و زیروبمیهایی که حامل معنا هستند، اما گویشورانِ غیربومی گاه حتی قادر به تشخیصشان نیستند.
باربیری گفت: «آیا مردمانی وجود داشتهاند که زبانهایی با ویژگیهایی پدید آورده باشند که اکنون بهسختی میتوانیم تصورشان کنیم؟ فکر کردن به این موضوع سرگیجهآور است.»
رویترز گزارش داد افبیآی در دوره ریاست کش پاتل همکاریهای بیسابقهای با نهادهای مجری قانون چین و روسیه آغاز کرده است. این همکاریها که بر مقابله با جرایم فراملی متمرکز است، در نهادهای ضدجاسوسی آمریکا نگرانیهایی درباره امنیت اطلاعات برانگیخته است.
خبرگزاری رویترز چهارشنبه ۱۴ مرداد بر اساس مصاحبه اختصاصی با پاتل و مشاهده یک سند داخلی افبیآی نوشت این همکاریها مقابله با کلاهبرداریهای سایبری، جرائم خشونتآمیز علیه کودکان، قاچاق مواد مخدر و تعقیب افراد فراری را در بر میگیرند.
بر اساس این گزارش، مقامهای وزارت امنیت عمومی چین در چارچوب این همکاریها به مراکز افبیآی در ایالات متحده رفتهاند و ماموران آمریکایی نیز برای رسیدگی مشترک به پروندهها و تبادل اطلاعات به چین سفر کردهاند. نیروهای دو کشور عملیات یورش و دستگیری مشترک نیز اجرا کردهاند.
به گفته رییس افبیآی این رفتوآمدها نوبتی است؛ یک ماه ماموران وزارت امنیت عمومی چین به آمریکا سفر میکنند و ماه بعد، ماموران افبیآی به چین میروند.
پاتل در مصاحبههایی اختصاصی با رویترز گفت ابتکارهای افبیآی برای همکاری با کشورهایی که آنها را «شرکای غیرسنتی» خواند، گزینشی است و به انواع مشخصی از جرایم فراملی، مانند شبکههای جهانی انتشار محتوای سوءاستفاده جنسی از کودکان و مراکز کلاهبرداری سایبری که آمریکاییها را هدف قرار میدهند، محدود میشود.
این همکاریها که در داخل افبیآی «کارگروه» نامیده میشوند، نشاندهنده تغییری عمده در رویکرد گذشته این نهاد است. این اقدام نگرانی مقامها و کارشناسان ضدجاسوسی آمریکا را درباره خطرهای بهاشتراکگذاشتن اطلاعات حساس امنیت داخلی با حکومتهای اقتدارگرا برانگیخته است؛ حکومتهایی که میکوشند موقعیت اقتصادی و نظامی ایالات متحده را در سراسر جهان تضعیف کنند.
افبیآی اعلام کرد در بهار امسال، این نهاد بههمراه وزارت امنیت عمومی چین و پلیس دبی در یورشی گسترده به یک مرکز کلاهبرداری سایبری در دبی، شرکت کرد. این عملیات به دستگیری ۳۰۰ نفر، توقیف ۳۰۰ میلیون دلار و آزادی هزاران کارگر قربانی قاچاق انسان انجامید.
رسانههای حکومتی چین گزارش دادند دستکم در یک مورد، فردی در چین که به «جرایم خشونتآمیز جدی» متهم بود، به ایالات متحده بازگردانده شد.
رویترز نوشت مقامهای آمریکایی مدتهاست روسیه و چین را بهجای متحدانی بالقوه در مبارزه با جرایم، منشاء صدور جرم و جنایت معرفی میکنند و این دو کشور را عامل فعالیتهای جاسوسی علیه منافع آمریکا در سراسر جهان میدانند.
پاتل معتقد است میتوان این خطرها را مدیریت کرد. او به رویترز گفت: «ما کاملا از رویکرد خصمانه این کشورها در بسیاری از موضوعها آگاهیم. این رویکرد متوقف نخواهد شد، اما اگر بتوانیم برای آمریکا موفقیتی به دست آوریم، باید وارد تعامل شویم.»
نگرانی از نفوذ و دسترسی به اطلاعات حساس
رویترز نوشت این همکاریها تغییری عمده در رویکرد سنتی آمریکا به چین و روسیه محسوب میشوند و در جامعه ضدجاسوسی این کشور نگرانیهایی درباره در اختیار گذاشتن اطلاعات حساس امنیت داخلی به دو رقیب جهانی واشینگتن پدید آوردهاند.
جف کراکر، مامور ارشد سابق افبیآی، گفت چین و روسیه «دشمنان» آمریکا هستند و دادن دسترسی به مقامهای چینی به تاسیسات دولتی، کارکنان دیپلماتیک و بخشهایی از جامعه اطلاعاتی آمریکا خطرهای بزرگی بههمراه دارد.
به گفته او، ماموران چینی و روس ممکن است از چنین دسترسیهایی برای نفوذ استفاده کنند و این همکاری «پوشش بسیار مناسبی» برای فعالیتهایشان فراهم میکند.
سه کارمند سابق افبیآی نیز به رویترز گفتند این تدابیر معمولا شامل نظارت الکترونیکی و میدانی است؛ بهویژه هنگامی که بازدیدکنندگان از کشورهای شناختهشده بهعنوان خطرناکترین رقبای آمریکا میآیند.
کاخ کرملین و سفارت روسیه در واشینگتن به درخواست رویترز برای اظهارنظر پاسخ ندادند.
هوش مصنوعی امروزه طیف گستردهای از وظایف ذهنی را انجام میدهد. یافتههای پژوهشها حاکی از آن است که اگر این ابزار جایگزین تلاش فکری انسان شود، ممکن است به تضعیف مهارتهایی بینجامد که تنها با تمرین آموخته و حفظ میشوند.
هوش مصنوعی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است؛ از نگارش متن و پاسخ به ایمیلها گرفته تا کمک در حل مسائل درسی و تصمیمگیریهای روزمره.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا سپردن بخشی از فرایندهای ذهنی به ماشین، توانایی انسان برای یادگیری و تفکر مستقل را تضعیف میکند یا برعکس، فرصتی برای یادگیری بهتر فراهم میآورد.
ترنت کش، دانشمند علوم رفتاری دانشگاه واترلو کانادا، معتقد است پاسخ این پرسش نه کاملا مثبت است و نه کاملا منفی.
او و همکارانش در مقالهای که تیرماه در نشریه «روندهای علوم شناختی» منتشر شد، استدلال کردند مهارتهایی که انسان از طریق تمرین و تجربه به دست میآورد، در صورت واگذاری مداوم به هوش مصنوعی ممکن است بهتدریج تحلیل بروند.
بهگفته کش، شواهد موجود نشان میدهد هرگاه انسان انجام یک مهارت مشخص را به هوش مصنوعی واگذار کند، احتمال حفظ آن مهارت کاهش مییابد.
با این حال، او این تصور را که هوش مصنوعی سرانجام انسان را از توانایی اندیشیدن محروم خواهد کرد، اغراقآمیز میداند و میگوید واقعیت بسیار پیچیدهتر از چنین سناریوهای آخرالزمانی است.
وبسایت ساینسنیوز گزارش داد نوع ابزار هوش مصنوعی و نحوه استفاده از آن، عوامل تعیینکننده در پیامدهای شناختی آن هستند.
اگر این فناوری جایگزین تلاش ذهنی لازم برای تمرین یک مهارت شود، احتمال افت عملکرد افزایش مییابد؛ اما اگر تنها نقش راهنما را ایفا کند و کاربر همچنان درگیر فرایند حل مساله بماند، میتواند به حفظ و حتی تقویت تواناییهای ذهنی کمک کند.
وقتی هوش مصنوعی جای تمرین را میگیرد
بر پایه نتایج چند پژوهش، اتکای بیش از حد به ابزارهای هوش مصنوعی میتواند پیامدهای ناخواستهای برای یادگیری داشته باشد.
در یکی از این مطالعات که در سال ۲۰۲۵ روی پزشکان آموزشدیده برای تشخیص پولیپ در کولونوسکوپی انجام گرفت، استفاده مداوم از یک سامانه هوش مصنوعی باعث شد دقت پزشکان پس از کنار گذاشتن این ابزار کاهش یابد.
الگوی مشابهی در آموزش نیز مشاهده شد. پژوهشگران دریافتند دانشآموزان دبیرستانی که برای حل تمرینهای یک مفهوم جدید ریاضی از ابزارهایی مانند چتجیپیتی کمک گرفته بودند، پس از حذف این ابزار عملکرد ضعیفتری نسبت به همتایانی داشتند که از ابتدا بدون کمک هوش مصنوعی درس خوانده بودند.
این پژوهش به سرپرستی آلپ سونگو، اقتصاددان دانشکده وارتون دانشگاه پنسیلوانیا، در نشریه آکادمی ملی علوم آمریکا (PNAS) منتشر شد.
مطالعهای دیگر هم به نتایج مشابهی در حوزه درک مطلب رسید. شرکتکنندگانی که برای پاسخ دادن به پرسشهای تمرینی آزمون SAT از دستیار هوش مصنوعی استفاده کرده بودند، پس از حذف آن نهتنها پاسخهای درست کمتری ارائه کردند، بلکه بیش از دیگران از پاسخ به پرسشهای دشوار انصراف دادند.
پژوهشگران این موضوع را نگرانکننده توصیف کردند، زیرا پشتکار را یکی از ارکان اصلی یادگیری و کسب مهارت میدانند.
در مجموع، این مطالعات نشان میدهد هر زمان افراد تشخیص، حل مساله یا تصمیمگیری را به هوش مصنوعی واگذار کردند، عملکردشان پس از حذف این ابزار افت کرد.
کش این پیام را در یک جمله خلاصه میکند: «اگر از مهارتی استفاده نکنید، آن را از دست خواهید داد.»
او این رویکرد را «حفظ حضور در چرخه شناختی» مینامد؛ یعنی انسان باید همچنان بخش اصلی فرایند فکر کردن را بر عهده داشته باشد.
هوش مصنوعی در قامت معلم، نه ماشین پاسخ
به گزارش ساینسنیوز، پژوهشگران تاکید میکنند مشکل از خود هوش مصنوعی نیست، بلکه به شیوه استفاده از آن بازمیگردد.
سونگو میگوید انسان میتواند هم از مزایای این فناوری بهره ببرد و هم مهارتهای خود را حفظ کند، به شرط آنکه هوش مصنوعی بهجای ارائه پاسخ آماده، نقش یک مربی را ایفا کند.
او و همکارانش در پژوهشی دیگر ابزاری طراحی کردند که از نظر عملکرد به چتجیپیتی شباهت داشت، اما پاسخ نهایی را در اختیار دانشآموز قرار نمیداد.
این سامانه بهجای حل مستقیم مساله، سرنخ، راهنمایی و تشویق ارائه میکرد تا دانشآموز خود به پاسخ برسد.
نتایج حاکی از آن بود دانشآموزانی که از این ابزار استفاده کردند، به همان اندازه دانشآموزانی که با روش سنتی و کتاب درس خوانده بودند، مفاهیم جدید ریاضی را آموختند.
به گفته سونگو، تفاوت اساسی میان «هوش مصنوعی بهعنوان معلم» و «هوش مصنوعی بهعنوان ماشین تولید پاسخ» در همین نکته نهفته است؛ یادگیری واقعی زمانی رخ میدهد که فرد برای رسیدن به پاسخ، خود درگیر اندیشیدن و حل مساله باشد.
ساینسنیوز در پایان نوشت واگذاری وظایف به هوش مصنوعی باید آگاهانه باشد. اگر مهارتی برای فرد اهمیت دارد، نباید آن را به این فناوری سپرد؛ زیرا مهارتها تنها با تمرین شکل میگیرند و تنها با ادامه تمرین پایدار میمانند.
آمریکا نام شرکت عراقی «فلای بغداد» و دو فروند هواپیمای آن را از فهرست تحریمهای مقابله با تروریسم خارج کرد. این شرکت که با نامهای «فلای بغداد ایرلاینز» و «عراق اکسپرس» نیز شناخته میشود، پیشتر بهدلیل ارتباط با نیروی قدس سپاه پاسداران تحریم شده بود.
بر اساس اطلاعاتی که چهارشنبه ۱۴ مرداد در وبسایت وزارت خزانهداری ایالات متحده منتشر شد، دفتر کنترل داراییهای خارجی این وزارتخانه (اوفک) سه مدخل مربوط به شرکت فلای بغداد را از فهرست تحریمها حذف کرد.
این سه مدخل به نامهای «فلای بغداد»، «فلای بغداد ایرلاینز» و «عراق اکسپرس» به یک شرکت واحد اشاره دارند.
دو فروند هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ این شرکت با شماره ثبت YI-BAF و YI-BAN نیز از فهرست تحریمها خارج شدند.
تاکنون توضیحی از سوی مقامهای آمریکایی درباره دلایل اتخاذ این تصمیم ارائه نشده است.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین اعلام کرد نام بشیر عبدالکاظم علوان الشبانی، شهروند عراقی، همچنان در فهرست تحریمها باقی خواهد ماند، اما مبنای تحریم او تغییر کرده است.
او که پیشتر بهدلیل ارتباط با شرکت هواپیمایی «فلای بغداد» تحریم شده بود، اکنون بابت ارتباط با نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست تحریمها قرار دارد.
نام شرکت فلای بغداد در حالی از فهرست تحریمهای مرتبط با تروریسم حذف میشود که آمریکا هشتم مرداد شبکه بینالمللی پشتیبان شرکت هواپیمایی ماهانایر ایران را تحریم کرد.
بر پایه اطلاعیه وزارت خزانهداری ایالات متحده، اگرچه ماهانایر خود را یک شرکت هواپیمایی غیرنظامی معرفی میکند، اما سالها نقشی محوری در پشتیبانی از سپاه پاسداران ایفا کرده است؛ از جمله با جابهجایی اعضای نیروی قدس، تسهیل آموزشهای نظامی و حمایت از تامین و انتقال تسلیحات و سامانههای پهپادی.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در آن زمان گفت: «افرادی که به سپاه پاسداران یا ماهانایر خدمات مالی، لجستیکی یا تجاری ارائه میکنند، در تداوم فعالیت یک سازمان تروریستی نقش دارند. وزارت خزانهداری به شناسایی این افراد، افشای فعالیتهایشان و قطع دسترسی آنها به نظام مالی آمریکا ادامه خواهد داد.»
در هفتههای اخیر و پس از فروپاشی آتشبس میان تهران و واشینگتن، ایالات متحده فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را از طریق اعمال محاصره دریایی افزایش داده و همزمان، دور تازهای از تحریمها را به اجرا گذاشته است.
وزارت خزانهداری آمریکا هفتم مرداد ۱۰ شرکت و نهاد و ۸ نفتکش مرتبط با جمهوری اسلامی را در فهرست تحریمهای خود قرار داد.
آلمان در پی کشف یک پهپاد حامل مواد منفجره در نزدیکی یک هواپیمای باری اوکراینی در فرودگاه لایپزیگ/هاله، تحقیقات گستردهای را آغاز کرد. همزمان، برخورد یک هواپیمای باری دیگر با جسمی ناشناس به نگرانیها دامن زد.
دادستانهای ایالتی آلمان چهارشنبه ۱۴ مرداد اعلام کردند پس از تایید وجود ماده منفجره در پهپاد کشفشده، مسئولیت رسیدگی به این پرونده را بر عهده گرفتهاند.
به گفته دادستانی، دفتر رسیدگی به جرائم افراطگرایی و ماموران واحد مبارزه با تروریسم نیز به روند تحقیقات پیوستهاند.
بهگفته پلیس، اندکی پیش از نیمهشب و پس از مشاهده یک جسم پرنده در نزدیکی فرودگاه، هر دو باند پروازی بسته شد و چند پرواز، از جمله یک پرواز مسافربری، به فرودگاههای دیگر تغییر مسیر دادند.
نیروهای امنیتی همچنین یک ربات خنثیسازی بمب را برای بررسی شی مشکوک در نزدیکی باند جنوبی به محل اعزام کردند.
مقامهای آلمانی خبر دادند چاشنی انفجاری پهپاد با موفقیت جدا شده است. روزنامه بیلد نیز گزارش داد تصاویر اشعه ایکس وجود یک چاشنی انفجاری را تایید کرده، اما این چاشنی معیوب بوده است.
بهنوشته این روزنامه، ماده منفجره احتمالا از نوعی بوده که با کود شیمیایی و بنزین قابل ساخت است.
همزمان، یک هواپیمای باری که بهدلیل شرایط امنیتی از فرود در لایپزیگ صرفنظر کرده بود، در حین پرواز با جسمی ناشناس برخورد کرد، اما در نهایت با سلامت در فرودگاه هانوفر به زمین نشست.
گزارشها حاکی است پس از فرود، آسیب جزئی در بخش دماغه این هواپیما مشاهده شد.
فرودگاهی با اهمیت راهبردی
فرودگاه لایپزیگ/هاله در شرق آلمان یکی از مراکز مهم لجستیکی اروپا به شمار میرود.
این فرودگاه علاوه بر اینکه پایگاه اصلی فعالیت شرکت دیاچال است، از زمان آغاز تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، به یکی از مراکز عملیاتی شرکت هواپیمایی باری آنتونوف اوکراین تبدیل شده است.
فرودگاه لایپزیگ/هاله همچنین در انتقال تجهیزات نظامی برای ارتش آلمان و متحدان ناتو نقش مهمی ایفا میکند.
شرکت دیاچال یکی از بزرگترین شرکتهای لجستیک و حملونقل جهان و از زیرمجموعههای گروه آلمانی «دویچه پست دیاچال» است.
سخنگوی پلیس اعلام کرد باند جنوبی فرودگاه تا پایان بررسیهای کارشناسان مواد منفجره بسته ماند و چندین هواپیما، از جمله یک پرواز مسافربری، در طول شب به فرودگاههای دیگر هدایت شدند.
رفتوآمد عادی هواپیماها بامداد ۱۴ مرداد از سر گرفته شد، اما تنها باند شمالی فرودگاه فعال بود و بازرسان همزمان در باند جنوبی به جمعآوری شواهد و بررسی محل حادثه ادامه دادند.
اولکسی ماکییف، سفیر اوکراین در آلمان، با اشاره به حادثه اخیر، انگشت اتهام را به سوی مسکو نشانه رفت و گفت: «اگر روسیه نباشد، پس چه کسی میتواند باشد؟»
روسیه اسفند ۱۴۰۰ کارزار نظامی خود را علیه اوکراین کلید زد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه داشته است.
نگرانی از تکرار اقدامات خرابکارانه
حادثه اخیر در شرایطی رخ داد که فرودگاههای آلمان در ماههای گذشته پس از مشاهده مکرر پهپادهای ناشناس بر فراز مراکز حساس، از جمله فرودگاهها، پایگاههای نظامی، تاسیسات انرژی و شرکتهای لجستیکی، در وضعیت آمادهباش قرار دارند.
پلیس فدرال آلمان پیشتر اعلام کرده بود احتمال دارد بخشی از این پروازهای غیرمجاز از سوی عوامل وابسته به روسیه سازماندهی شده باشد.
در عین حال، مقامهای وزارت کشور آلمان تاکید کردند تاکنون هیچ مدرکی دال بر ارتباط میان حادثه اخیر و اقدامات خرابکارانه سالهای گذشته به دست نیامده است.
نهادهای امنیتی اروپا در حال بررسی مجموعهای از حوادث مربوط به سال ۲۰۲۴ هستند که در آن چند وسیله آتشزا در بستههای پستی پنهان شده بود و آتشسوزیهایی ایجاد کرد؛ رخدادهایی که به نگرانیها درباره خرابکاری علیه شرکتهای حملونقل هوایی بار دامن زد.
برخی از این وسایل در یک انبار شرکت دیاچال در لایپزیگ و همچنین در محمولههای باری در حال انتقال در نقاط مختلف اروپا کشف شده بودند.
در ژوئیه ۲۰۲۴، یک بسته پستی پیش از بارگیری در هواپیمای باری دیاچال در فرودگاه لایپزیگ روی زمین آتش گرفت؛ حادثهای که نهادهای امنیتی آن را بهعنوان بخشی از یک طرح احتمالی خرابکاری مرتبط با مسکو بررسی کردند.
سال گذشته نیز یک شهروند چینی به اتهام انتقال اطلاعات مربوط به برنامه پروازها و جابهجایی محمولهها در فرودگاه لایپزیگ/هاله به فردی که برای پکن جاسوسی میکرد، محکوم شد.