او در گفتوگو با پادکست «تجربه جو روگن» که بامداد پنجشنبه ۲۴ تیر منتشر شد، گفت دقیقا نمیداند روند مذاکرات و درگیریها با جمهوری اسلامی در نهایت به کجا خواهد رسید، اما معتقد است سیاست کنونی دولت دونالد ترامپ، با وجود «توقفها و شروعهای دوباره زیاد»، در مسیر درستی قرار دارد.
او سیاست کنونی آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی را «رقصی ظریف در عرصه دیپلماسی» توصیف کرد که در آن واشینگتن همزمان از اهرمهای اقتصادی، مشوقها، تنبیهها و مذاکره با نیروهای عملگرا در ساختار جمهوری اسلامی استفاده میکند و در صورت توسل تهران به خشونت، به آن پاسخ میدهد.
معاون رییسجمهوری آمریکا گفت: «آیا میدانم این روند در نهایت چه نتیجهای خواهد داشت؟ البته که نه.» او افزود مجموعه این اقدامات با هدف قرار دادن روابط دو کشور در «مسیری بهتر» انجام میشود.
رویکرد رییسجمهوری آمریکا چیست؟
ونس در ادامه گفت ترامپ در استفاده از نیروی نظامی میان حملات هدفمند و یک جنگ نامحدود تمایز قائل شده است.
به گفته او، رویکرد رییسجمهوری آمریکا این است که نیروی نظامی تنها هنگامی به کار گرفته شود که به هدفی مشخص مرتبط باشد: «اگر به کشتیها شلیک کنید، ما به تاسیساتی که از آن برای شلیک به کشتیها استفاده کردهاید، حمله میکنیم؛ اما قرار نیست بیپایان و بدون هدف ادامه دهیم. قرار نیست فقط بمباران کنیم.»
ونس افزود دولت آمریکا میخواهد از قدرت نظامی بهعنوان یکی از چندین ابزار خود برای حل بحران استفاده کند، نه اینکه بدون تعیین هدف نهایی، عملیات بمباران را برای مدتی نامحدود ادامه دهد.
نه به هر گونه دخالت نظامی با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی
او در بخشی از این گفتوگو با این مجری محافظهکار آمریکایی، هرگونه اعزام گسترده نیروهای زمینی آمریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی مخالفت کرد و گفت تغییر حکومت ایران باید به دست مردم این کشور انجام شود.
ونس گفت: «اگر مردم ایران بخواهند قیام کنند و حکومتشان را تغییر دهند، تصمیم با خودشان است؛ اما ما ۱۵۰ هزار نیروی زمینی نمیفرستیم تا تغییر یک حکومت را رقم بزنیم.»
او تاکید کرد آمریکا در هر صورت نیروی زمینی به ایران اعزام نخواهد کرد و افزود پیشنهاد چنین اقدامی عملا به این معناست که ارتش آمریکا وظیفه مردم ایران برای تغییر حکومتشان را بر عهده بگیرد: «ما دیگر در این کار نیستیم.»
اهداف کوتاهمدت و بلندمدت آمریکا
ونس هدف اصلی واشینگتن را جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای دانست و گفت سیاست آمریکا در این زمینه دارای ابعاد کوتاهمدت و بلندمدت است.
به گفته او بُعد کوتاهمدت این سیاست، نابودی سایتهای هستهای جمهوری اسلامی و توانایی تهران برای بازسازی آن است که تاکنون، به باور او، بهخوبی اجرا شده است.
معاون رییسجمهوری آمریکا افزود اکنون بخش عمده بحثها بر یافتن راهحلی بلندمدت متمرکز شده است که مانع بازسازی ظرفیت هستهای جمهوری اسلامی شود.
او با تایید اینکه ساخت دوباره یک برنامه هستهای دشوار و پرهزینه است، تاکید کرد سختی کار و هزینههای آن چنان نیست که ناممکن باشداما ناممکن نیست و به همین دلیل واشینگتن میکوشد به توافقی دست یابد که بر اساس آن جمهوری اسلامی نهتنها در شرایط کنونی سلاح هستهای نداشته باشد، بلکه در بلندمدت نیز برای بازسازی چنین ظرفیتی تلاش نکند.
انتقاد از منتقدان
بخش قابل توجهی از این گفتوگوی طولانی به انتقاد ونس از کسانی اختصاص داشت که با مذاکره با جمهوری اسلامی مخالفاند و یادداشت تفاهم امضا شده را به ضرر ایالات متحده میدانند. او دستیابی به تعهدی بلندمدت با تهران را اقدامی «خوب و ارزشمند» خواند.
در جایی از این گفتوگو، روگن از ونس پرسید آیا در صورت برخورداری از اختیار تصمیمگیری، همین سیاست را در قبال ایران اجرا میکرد؛ بهویژه با توجه به اینکه ترامپ پیشتر گفته بود معاونش اشتیاق کمتری به برخی اقدامات داشته است.
ونس پاسخ داد وظیفه او بهعنوان معاون رییسجمهوری این است که بهترین مشورت ممکن را به ترامپ ارائه دهد، اما پس از تصمیمگیری رییسجمهوری، تا زمانی که آن تصمیم را از نظر قانونی و اخلاقی درست بداند، برای موفقیت آن تلاش میکند.
او افزود به همین دلیل با تمام توان در مذاکرات مرتبط با ایران مشارکت کرده است تا هدف جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای به سیاستی پایدار و بلندمدت تبدیل شود.
او گفت مخالفان مذاکره با جمهوری اسلامی راهحلی عملی برای جلوگیری از حملات به کشتیها در تنگه هرمز ارائه نمیکنند و پیشنهاد آنها در عمل به «بمباران، بمباران و باز هم بمباران» محدود میشود.
ونس افزود حتی حملات گسترده هوایی نیز لزوما مشکل را حل نمیکند، زیرا افراد میتوانند با هزینهای نسبتا اندک، پهپادهایی ارزانقیمت بخرند و از جزایر داخل یا اطراف تنگه هرمز به سوی کشتیها پرتاب کنند و تا وقتی افرادی در ساختار جمهوری اسلامی باشند که چنین کاری کنند، برخی ناخداها و شرکتهای کشتیرانی حاضر نخواهند بود خطر عبور از تنگه هرمز را بپذیرند.
معاون رییسجمهوری آمریکا تاکید کرد واشینگتن باید از همه ابزارهای موجود، از جمله قدرت نظامی و دیپلماسی، استفاده کند و مخالفت مطلق با مذاکره را رویکردی غیرواقعبینانه خواند.
ونس گفت آمریکا میتواند رادارها، پهپادها، موشکها و مراکز شلیک جمهوری اسلامی را بمباران کند، اما از آنجا که حمله به کشتیها در یک آبراه باریک با امکانات محدود نیز امکانپذیر است، در نهایت باید برای حل بحران وارد گفتوگو شود.
او افزود منتقدان مذاکرات در واقع خواهان ادامه نامحدود عملیات نظامیاند، بیآنکه بتوانند هدف نهایی این کارزار را مشخص کنند.
مذاکرات در چه وضعی است؟ با چه کسانی ادامه دارد؟
ونس در توضیح وضعیت مذاکرات گفت با اندکی سادهسازی میتوان دو جریان را در ساختار جمهوری اسلامی تشخیص داد: نیروهایی که آنها را «تندرو» خواند و گروهی که به گفته او، عملگراترند. او افزود برخلاف ادعای برخی جنگطلبان آمریکایی که همه مقامهای جمهوری اسلامی را افرادی غیرمنطقی و در پی وقوع آخرالزمان معرفی میکنند، در ساختار قدرت در ایران هم نیروهای افراطی و هم افراد عملگرا حضور دارند.
ونس گفت بر اساس یادداشت تفاهم امضاشده میان دو طرف، ایران باید تنگه هرمز را باز کند، خشونت متوقف شود و پس از آن مذاکرات برای دستیابی به توافقی گستردهتر درباره آینده برنامه هستهای آغاز شود. به گفته او، در مقابل، جمهوری اسلامی خواهان رفع بلندمدت تحریمها و محدودیتهای اقتصادی است.
معاون رییسجمهوری آمریکا گفت در نخستین هفته پس از امضای یادداشت تفاهم، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرد و حجم انتقال نفت به سطح پیش از آغاز جنگ بازگشت؛ تحولی که به گفته او، باعث کاهش شدید قیمت نفت شد.
به گفته ونس این وضعیت خشم نیروهای تندرو در ساختار جمهوری اسلامی را برانگیخت، زیرا آنان بازگشایی تنگه هرمز را از دست دادن مهمترین اهرم فشار تهران تلقی کردند. پس از آن، نیروهای جمهوری اسلامی به چند کشتی شلیک کردند و آمریکا نیز در پاسخ، عوامل این حملات و تاسیسات مورد استفاده برای شلیک به کشتیها را هدف قرار داد.
ونس افزود نیروهای تندرو جمهوری اسلامی در حال حاضر میکوشند با محدود کردن عبور نفت از تنگه هرمز، اهرم فشار خود را حفظ کنند، در حالی که نیروهای عملگرا خواهان ادامه گفتوگوها هستند.
او گفت با وجود حملات اخیر به شماری از کشتیها، برنامه هستهای جمهوری اسلامی نابود شده و هرچند رفتوآمد در تنگه هرمز هنوز بهطور کامل به سطح پیش از جنگ بازنگشته، حجم کافی نفت و گاز از این آبراه عبور میکند تا از وقوع بحران جهانی انرژی جلوگیری شود.
هشدار درباره تکرار تجربه لیبی در لبنان
از بحثهای قابل توجه این گفتوگو شرح دیدگاه نزدیک به انزواطلبان آمریکایی در قبال ایران بود. او برای روشن کردن این دیدگاه از مثال لیبی استفاده کرد و تصمیم دولت باراک اوباما درباره تحولات پس از کشته شدن معمر قذافی را «بسیار احمقانه» خواند. به باور او لیبی پس از آن در عمل به کشوری شکستخورده تبدیل شد و فروپاشی حکومت لیبی به بحران پناهجویان، گسترش خشونت و تروریسم و حرکت گسترده لیبیاییها به سوی اروپا، آسیا و دیگر مناطق آفریقا انجامید؛ مسیری که به گفته او جنگ تمامعیار با جمهوری اسلامی و براندازی حکومت ایران بهدست آمریکا نیز به همان منجر خواهد شد.
او افزود برخی افراد خواهان رقم خوردن نتیجهای مشابه در ایراناند، اما چنین تحولی هیچ سودی برای ایالات متحده نخواهد داشت.
ونس گفت: «هر بار که آمریکا چنین تصمیمی را پیاده کرده، بحران پناهجویان به راه افتاده، تروریسم افزایش یافته و از نظر اخلاقی نیز، به مرگ شمار زیادی غیرنظامی بیگناه انجامیده است.»
سرمایهگذاری کشورهای عربی در ایران
یکی از پرسشهای روگن به بندی از یادداشت تفاهم درباره صندوق ۳۰۰ میلیاردی توسعه و بازسازی ایران اختصاص داشت. ونس توضیح داد شماری از این کشورها که متحدان مهم آمریکا محسوب میشوند، به واشینگتن اعلام کردهاند در صورتی که جمهوری اسلامی رفتار خود را بهطور واقعی تغییر دهد، آمادهاند برای بازسازی ایران سرمایهگذاری کنند.
او دوباره تاکید کرد هیچیک از این منابع مالی از سوی آمریکا تامین نخواهد شد و جمهوری اسلامی برای برخورداری از این سرمایهگذاریها باید تعهدات خود را اجرا و تامین مالی سازمانهای تروریستی را متوقف کند.
او گفت اگر بزرگترین دشمنان منطقهای ایران به این نتیجه برسند که رفتار تهران بهاندازهای تغییر کرده است که میتوانند در اقتصاد این کشور سرمایهگذاری کنند، چنین نتیجهای برای همه طرفها «بُرد ـ بُرد» خواهد بود.
به گفته ونس، یادداشت تفاهم صرفا تصریح میکند که در صورت اجرای همه تعهدات از سوی ایران، کشورهای دیگر اجازه خواهند داشت در این کشور سرمایهگذاری کنند.
تلاش عدهای برای شکست مذاکرات
ونس در بخش دیگری از مصاحبه مدعی شد همزمان با مذاکرات، کارزاری با منابع مالی گسترده برای شکست گفتوگوها و تغییر افکار عمومی آمریکا به راه افتاده است.
در پاسخ به پرسش روگن درباره نقش احتمالی پیمانکاران صنایع دفاعی، ونس گفت احتمالا برخی افراد تحت تاثیر این شرکتها قرار دارند، اما انگیزه مخالفان توافق یکسان نیست و عوامل گوناگونی، از منافع مالی گرفته تا اختلافهای ایدئولوژیک در سیاست خارجی، در این زمینه نقش دارند.
او همچنین گفت برخی افراد در دولت اسرائیل بهشدت با توافق مخالفاند و واشینگتن شواهد مشخصی در این زمینه دارد، اما در این مصاحبه جزئیاتی درباره این شواهد ارائه نکرد.
ونس در پایان تاکید کرد به باور او، یک کارزار سازمانیافته با منابع مالی «فوقالعاده زیاد» در جریان است که میکوشد مذاکرات با جمهوری اسلامی را از مسیر خارج کند و مانع دستیابی به توافق شود.