سعید مرتضوی پس از ۴ دهه نقض حقوق بشر پروانه وکالت گرفت
سعید مرتضوی که طی چهار دهه گذشته در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی سمتهای مختلفی را بر عهده داشته و یکی از ناقضان حقوق بشر در ایران شناخته میشود، از کانون وکلای دادگستری یزد پروانه وکالت گرفت. او به دلیل نقض حقوق بشر در فهرست تحریمهای اتحادیه اروپا، آمریکا و کانادا قرار دارد.
وبسایت وکلاپرس عصر شنبه ۱۳ بهمن خبر داد مرتضوی از کانون وکلای دادگستری یزد پروانه وکالت پایه یک دریافت کرده است.
وکلاپرس به نقل از رییس کانون وکلای یزد نوشت پروانه وکالت مرتضوی با «اخذ استعلامهای قانونی و مثبت بودن جوابیهها» و پس از طی «تشریفات قانونی» صادر شده است.
واکنشها به صدور پروانه وکالت برای مرتضوی
خبر صدور پروانه وکالت برای مرتضوی واکنشهای گسترده روزنامهنگاران، فعالان مدنی و سیاسی و زندانیان سیاسی پیشین را به دنبال داشت.
تعدادی از وکلای دادگستری فارس و تبریز با طرح شکواییهای نزد دادگاه عالی انتظامی قضات، خواستار لغو پروانه وکالت مرتضوی شدند.
محمدهادی جعفرپور، یکی از وکلای معترض به صدور پروانه وکالت برای مرتضوی، ۱۴ بهمن به «شبکه شرق» گفت: «قضات بازنشسته بهراحتی میتوانند از مرکز مشاوران قوه قضاییه که برخی آن را مرکز وکلا میخوانند، پروانه وکالت دریافت کنند. حالا سوال این است که مرتضوی به چه علت از کانون وکلا چنین درخواستی کرده است.»
جعفرپور اظهار امیدواری کرد دادگاه بنا بر شرط «حسن شهرت» و «احترام به شرافت قضاوت و وکالت»، اعتراض وکلا را بپذیرد و مصوبه کانون وکلای یزد درباره پرونده وکالت مرتضوی را باطل کند.
شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح، در واکنش به صدور پروانه وکالت مرتضوی ضمن «تسلیت به جامعه وکلای ایران» در اینستاگرام نوشت: «این اتفاق چهره جمهوری اسلامی را بیش از همیشه عیان میکند.»
این حقوقدان از مرتضوی بهعنوان چهرهای «بیآبرو» نام برد که جز به «قاتلان، مفسدان، تبهکاران و ناقضان حقوق بشر» لبخند نمیزند.
علی مجتهدزاده، حقوقدان و وکیل دادگستری، با اشاره به اینکه دادگاه در سال ۱۳۹۳ برای مرتضوی حکم انفصال دائم از مشاغل قضایی صادر کرد، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «گزارش نظارت و ارزشیابی قضات او بهعنوان یک قاضی سابق برای دریافت پروانه وکالت چگونه صادر و شرایط وی چطور تایید شده است؟»
این حقوقدان در ادامه از کانون وکلای یزد پرسید آیا برای صدور پروانه مرتضوی مطابق ضوابط عمل شده است؟
مسعود علیزاده، یکی از معترضان بازداشتشده در سال ۱۳۸۸ که از بازداشتگاه کهریزک جان سالم به در برد، در حساب اینستاگرام خود مطلبی با عنوان «برای شخص پلید، سعید مرتضوی که لباس وکالت را بر تن کرد»، منتشر کرد.
علیزاده نوشت: «با این همه جنایت سعید مرتضوی، از پرونده قتل زهرا کاظمی گرفته تا جنایات کهریزک، کانون وکلای یزد بر چه اساسی برای او پروانه وکالت صادر کرده است؟ اعطاکنندگان این مجوز بدانند لباس وکالت بر تن سعید مرتضوی گشادتر از آن است که تصور کنند.»
طناز کلاهچیان، حقوقدان و وکیل دادگستری نیز با انتشار تصویری از مرتضوی در اینستاگرام نوشت: «شرافت من وثیقه است، قسم است؛ وصفی که ایشان فاقد آن بوده و هست.»
سوابق مرتضوی در نقض حقوق بشر
سعید مرتضوی بهعنوان یک مقام قضایی در جمهوری اسلامی، در نقض گسترده حقوق بشر در ایران بهصورت مستقیم نقش داشته و یکی از اصلیترین چهرههای حکومت ایران در سرکوب و نقض حق آزادی بیان، آزادی تجمعات و حق حیات به شمار میرود.
قتل زهرا کاظمی، عکاس ایرانی-کانادایی، در تیرماه ۱۳۸۲، شکنجه و قتل معترضان در بازداشتگاه کهریزک در سال ۱۳۸۸، تنها گوشهای از موارد نقض حقوق بشر به دست مرتضوی محسوب میشود.
مرتضوی در مقام رییس شعبه ۱۴۱۰ دادگاه کارکنان دولت، مشهور به «دادگاه مطبوعات» و در مقام دادستان تهران در مجموع از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۸، دستور توقیف و تعطیلی ۱۲۰ نشریه را صادر کرد.
پس از انتقاد مستقیم علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، از مطبوعات بهعنوان «پایگاه دشمن» در سال ۱۳۷۹، مرتضوی در یک روز ۱۶ روزنامه را توقیف کرد که این اقدام او به «توقیف فلهای مطبوعات» معروف شد.
طبق آمارهای ارائه شده از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز، مرتضوی در مجموع برای ۲۵۰ روزنامهنگار حکم زندان، شلاق و تبعید صادر کرد، خود در جلسه بازجویی روزنامهنگاران حضور داشت و بر روند بازجوییشان اثرگذار بود.
سایت دادگستر که با عنوان بانک اطلاعاتی «ناقضان حقوق بشر در ایران» شناخته میشود، از مرتضوی بهعنوان فردی که در سال ۱۳۸۳ در مقام دادستان تهران در راستای هرچه محدودتر کردن آزادی بیان اقدام به بازداشت گسترده تعدادی از روزنامهنگاران آنلاین و وبلاگنویسان کرد، نام برد.
به نوشته دادگستر، مرتضوی نقش عمدهای در تحدید و نقض حق آزادی و فعالیت افراد داشته و به دلایل واهی و با استناد به شواهد دروغ، اقدام به پروندهسازی علیه تعدادی از وکیلان دادگستری و فعالان دانشجویی کرده است.
بر اساس این گزارش، مرتضوی بهعنوان دادستان انقلاب تهران نقش مهمی در اعدام فرزاد کمانگر، علی حیدریان و فرهاد وکیلی داشت و پس از عزل از دادستانی تهران در شهریور ۱۳۸۸، پرونده این سه جوان کُرد محکوم به اعدام را مفقود کرد تا بازبینی آن و جلوگیری از اجرای احکام اعدام آنها ممکن نباشد.
مرتضوی که در دوران ریاستجمهوری محمود احمدینژاد بهعنوان رییس سازمان تامین اجتماعی منصوب شد، در فساد اقتصادی گسترده در این سازمان دست داشت و به همین دلیل مدتی را در زندان به سر برد.
[@portabletext/react] Unknown block type "facebook", specify a component for it in the `components.types` prop
پس از آنکه وزارت خارجه هند از مفقود شدن سه شهروند این کشور در ایران خبر داد، سعید نقدی، وکیل دادگستری، با اشاره به بازداشت دو تن از این افراد به اتهام «عکسبرداری از مناطق ممنوعه» اعلام کرد یکی از آنها همچنان در بازداشت به سر میبرد و دیگری ایران را به مقصد عمان ترک کرده است.
روزنامه هفت صبح یکشنبه ۱۴ بهمن در گزارشی درباره یوگیش پنچال، محمد صدیق و سومیت سود، سه تبعه هندی ناپدیدشده در ایران، نوشت بررسیها نشان میدهد دستکم دو نفر از آنها که برای صادرات موز به ایران سفر کرده بودند، بازداشت شدهاند.
سعید نقدی، وکیل دادگستری، در مصاحبه با هفت صبح گفت پیگیریهایش از «دادسرای امنیت تهران» حاکی از آن است که پانچال ۳۳ ساله ۱۴ آذر به تهران رسید و دو روز بعد به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شد.
نقدی با بیان اینکه اخیرا قرار منع تعقیب و اخراج پانچال صادر شده، افزود مهلت ویزای او به پایان رسیده و به گفته خانوادهاش، مقامهای جمهوری اسلامی برای پانچال بلیت تهیه کردهاند و او سهشنبه به هند خواهد رسید.
یوگیش پنچال
این وکیل دادگستری درباره وضعیت محمد صدیق نیز گفت او ۱۳ بهمن از ایران دیپورت و به عمان منتقل شده است.
وزارت امور خارجه هند ۱۳ بهمن از مفقود شدن سه شهروند این کشور در ایران خبر داد و اعلام کرد آنها در ماههای اخیر، برای تجارت به تهران سفر کرده بودند اما چند روز پس از ورود به ایران، ارتباط این سه تبعه هندی با خانوادههایشان قطع شده است.
راندیر جیسوال، سخنگوی وزارت خارجه هند، گفت این وزارتخانه با وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در خصوص وضعیت این سه نفر در تماس است.
نامشخص بودن وضعیت سومین شهروند هندی در ایران
روزنامه هفت صبح در ادامه گزارش خود نوشت هیچ اطلاعی از وضعیت سومیت سود، سومین شهروند هندی مفقود شده که اواسط دیماه به ایران سفر کرده بود، در دسترس نیست.
پیش از این نیز برخی اتباع هند در ایران دستگیر شده بودند. اکثر این افراد از خدمه کشتیهای خارجی بودند که به دلیل ورود به آبهای ایران مدتی را در بازداشت به سر بردند.
جمهوری اسلامی در سالهای اخیر دهها شهروند خارجی یا دوتابعیتی را عمدتا به اتهام جاسوسی یا ارتکاب جرایم امنیتی دستگیر کرده است.
فعالان حقوق بشر بازداشت شهروندان سایر کشورها از سوی جمهوری اسلامی را «گروگانگیری حکومتی» میدانند و میگویند تهران از این حربه برای تحت فشار گذاشتن این کشورها و گرفتن امتیاز از آنها استفاده میکند.
منوچهر فلاح، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان رشت با حکم شعبه دوم دادگاه انقلاب این شهر با اتهام «محاربه از طریق اقدام علیه امنیت ملی» به اعدام محکوم شد.
سایت حقوقبشری هرانا یکشنبه ۱۴ بهمن در گزارشی نوشت این حکم از سوی «درویش گفتار»، رییس شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت صادر شده و ساعاتی پیش به «خرسندی و خجسته»، وکیلان مدافع او ابلاغ شد.
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهام فلاح در این پرونده در ۲۱ آذر به صورت ویدیو کنفرانس برگزار شده بود.
هرانا به نقل از یک منبع مطلع نزدیک به این زندانی سیاسی نوشت که او از ابتدای مراحل دادرسی تا کنون از حق دسترسی به وکیل محروم مانده است.
از زمان آغاز خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی از شهریور ۱۴۰۱ تاکنون، سرکوب فعالان مدنی، سیاسی و معترضان از سوی حکومت شدت گرفته و همچنان ادامه دارد.
طی ماههای گذشته روند صدور احکام اعدام برای زندانیان سیاسی در ایران افزایش و بنا بر گزارشها هماکنون بیش از ۴۲ تن از زندانیان سیاسی کشور در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند.
منوچهر فلاح، «تتو آرتیست» که در کیش سکونت داشت، تیر ماه ۱۴۰۲ به دست نیروهای امنیتی در فرودگاه رشت بازداشت و پس از پایان بازجوییها به زندان لاکان این شهر منتقل شد.
او در آذر همان سال در خصوص پرونده دیگر خود از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت بابت اتهام «توهین به رهبری» به یک سال و سه ماه و یک روز حبس و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به هفت ماه و ۱۶ روز زندان محکوم شد.
در پی تسلیم به رای، یک چهارم از حکم صادره کسر شد و دوران محکومیت فلاح در خصوص این پرونده در اردیبهشت سال جاری به پایان رسید. او چندی پیش در اعتراض به وضعیت خود در زندان اعتصاب غذا کرده بود.
منوچهر فلاح «تتو آرتیست» است و تا پیش از بازداشت در کیش سکونت داشت.
افزایش میزان اجرای احکام اعدام و صدور و تایید احکام اعدام برای زندانیان سیاسی در ایران، در هفتههای گذشته اعتراضات فراوانی را در داخل و خارج کشور به دنبال داشت.
در یکی از این اعتراضات، کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» که از نهم بهمن ۱۴۰۲ آغاز شد، ۹ بهمن سال جاری با اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و جرایم عمومی در ۳۴ زندان سراسر ایران به اولین سالگرد خود رسید.
اسکندر مومنی، وزیر کشور در یک برنامه تلویزیونی برآورد کرد از دستکم شش میلیون مهاجر ساکن ایران، دو میلیون به صورت غیر قانونی در ایران حضور دارند. او تاکید کرد نیمی از مهاجران غیر قانونی که از کشور اخراج میشوند، دوباره به ایران باز میگردند.
مومنی در برنامه «گفتوگوی ویژه خبری» که شنبه شب، ۱۳ بهمن ۱۴۰۳ پخش شد گفت از ابتدای سال ۱۴۰۳ تاکنون حدود یک میلیون و ۱۰۰ هزار نفر از «اتباع» در مرز به کشورهای خود بازگردانده شدند. «اتباع» اصطلاحی است که در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی، عموما به مهاجران افغان ساکن ایران اطلاق میشود.
به گفته وزیر کشور دولت چهاردهم، برآوردهای وزارت کشور نشان میدهد حدود نیمی از این تعداد دوباره به ایران بازگشتند.
مومنی در ادامه تاکید کرد دولت انسداد مرزها را در اولویت قرار داده است.
ولیالله بیاتی: دیگر چیزی به عنوان اقامت دائم اتباع در ایران وجود ندارد و تنها سه نوع اقامت موقت شامل یک ساله، سه ساله و احتمالا هفت ساله پیشبینی شده است.
او در خصوص مهاجران قانونی نیز با اشاره به اینکه رغبت کارفرمایان به استفاده از مهاجران باعث میشود فرصت شغلی هموطنان آنان گرفته شود گفت تعداد صدور ویزا در گذشته بالا بوده، که اکنون کاهش یافته است.
۱۵ دیماه ۱۴۰۳، نادر یاراحمدی، رییس مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور، از اخراج حدود سه میلیون نفر از «اتباع غیرمجاز» طی سه سال گذشته خبر داده بود.
محمدتقی نقدعلی: صرف اینکه فرد در خاک ایران متولد شده باشد، شناسنامه ایرانی صادر نمیشود. برای اتباع خارجی مانند افغانستانیها، شناسنامه ایرانی صادر نمیشود.
تغییر قوانین اقامتی افغانها در ایران
در چند سال اخیر، به ویژه پس از قدرت گرفتن دوباره طالبان در افغانستان، افزایش شمار مهاجران افغانی در ایران، در بسیاری از شهرها، به ویژه تهران چالشهایی ایجاد کرده است.
درحالی که برآورد میشود تا هفت میلیون افغانستانی غیر مجاز در ایران حضور دارند، مقامات جمهوری اسلامی، در تریبونهای رسمی، خواهان تغییر مقررات اقامتی آنها هستند.
مهرماه ۱۴۰۳، ولیالله بیاتی، سخنگوی کمیسیون امور داخلی مجلس شورای اسلامی گفت بر اساس طرح «ساماندهی اتباع خارجی»، دیگر چیزی به عنوان اقامت دائم اتباع در ایران وجود ندارد و تنها سه نوع اقامت موقت شامل یک ساله، سه ساله و احتمالا هفت ساله پیشبینی شده است.
علاوه بر این، قوانین مربوط به تابعیت، موضوع دیگری است که مقامات جمهوری اسلامی در خصوص آن اظهار نگرانی میکنند.
حدود یک ماه قبل، ۱۶ دیماه، محمدتقی نقدعلی، نایبرییس اول کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی، با ابراز نگرانی درباره تغییر «بافت جمعیتی کشور» و ایجاد «مشکلات امنیتی، اقتصادی و مسائل دیگر» با بیان اینکه در قانون تابعیت ایران اصل بر «نَسَب» است، نه «خاک»، گفت: «قانون تابعیت در ایران بر اساس اصل نسبی است و یکی از والدین باید ایرانی باشد.» نقدعلی اضافه کرد: «صرف اینکه فرد در خاک ایران متولد شده باشد، شناسنامه ایرانی صادر نمیشود. برای اتباع خارجی مانند افغانستانیها، شناسنامه ایرانی صادر نمیشود.»
شهریور امسال یک شرکت وابسته به سازمان هوا فضای سپاه پاسداران، شبه نظامیان افغانستانی گروه فاطمیون و همچنین دیگر نظامیان پیشین افغانستان را به عنوان کارگر در این شرکت استخدام کرد..
استاندارد دوگانه
درحالی که مقامات جمهوری اسلامی میگویند با حضور مهاجران افغانستانی در ایران مخالفند، و از کارفرمایان میخواهند آنان را استخدام نکنند، نهادهای نظامی ایران از آنها استفاده میکنند.
شهریور ۱۴۰۳ فاش شد شرکت «آرشین کوه» وابسته سازمان هوا فضای سپاه پاسداران، شبه نظامیان افغانستانی گروه فاطمیون و همچنین دیگر نظامیان پیشین افغانستان را به عنوان کارگر در این شرکت استخدام کرده است.
شرکت آرشین کوه در زمینه تولید دیوارهای بتنی پیش ساخته و ایجاد جاده در بریس واقع در چابهار فعالیت میکند.
نیروی قدس سپاه همزمان با جنگ داخلی سوریه با ساماندهی مهاجران افغانستانی «لشکر فاطمیون» را سازماندهی کرد. بعدها مصاحبههای اعضای این لشکر روشن کرد چگونه سپاه پاسداران از کارت اقامت به عنوان ابزاری برای فشار به اعضای این لشکر استفاده کرده است.
اسرائیل ايال زمير، را به سمت رئیس ستاد ارتش این کشور منصوب کرد. او در گذشته، خواهان تشدید اقدامات علیه جمهوری اسلامی و هدف قراردادن فرماندهان نظامی آن شده بود.
زمیر از سوی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، و یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، بهعنوان نامزد ریاست ستاد کل ارتش اسرائیل معرفی شد و از ۱۶ اسفندماه ۱۴۰۳، به طور رسمی کار خود را آغاز خواهد کرد.
زمیر که هم اکنون مدیر کل وزارت دفاع اسرائیل است جایگزین هرتزی هالوی خواهد شد که حدود دو هفته پیش از سمت خود استعفا داد.
زمیر اردیبهشتماه ۱۴۰۲ هنگام معرفی طرح جدید این وزارتخانه به نام «برنامه دوربرد برون مرزی» گفته بود که جمهوری اسلامی در مرکز توجه طرح یاد شده ارتش اسرائيل در سالهای آتی خواهد بود.
او که پیشتر به عنوان کارشناس نظامی در موسسه واشنگتن فعالیت داشت، در تحلیلی بر لزوم افزایش هدف قرار دادن فرماندهان سپاه پاسداران و انجام عملیات مخفیانه برای نابود کردن پهپادها و موشکهای این نهاد نظامی در داخل ایران تاکید کرده بود.
تابستان ۱۴۰۱، زمیر در گزارشی ۷۴ صفحهای با عنوان «مقابله با استراتژی منطقهای ایران» که از سوی موسسه واشینگتن منتشر شد، خواستار افزایش هدف قرار دادن مقامات نظامی جمهوری اسلامی شده بود.
ارتش اسرائیل به طور مکرر مقامات جمهوری اسلامی و رهبران گروههای نیابتی تحت حمایت آن را هدف قرار داده است؛ از جمله حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان و رهبران حماس. در بسیاری از موارد، اسرائیل به طور رسمی مسئولیت عملیاتی از این دست را بر عهده نمیگرفت، اما پس از هدف قرار دادن اسماعیل هنیه، از رهبران حماس در تهران، اسرائیل مسئولیت آن را پذیرفت.
هالوی، در زمان حملات هفتم اکتبر، ریاست ستاد ارتش اسرائیل را بر عهده داشت، پس از حملات هفتم اکتبر، به دلیل شرایط جنگی، او از سمت خود استعفا نکرده بود، اما با برقراری آتشبس از سمت خود کنار رفت. انتظار میرود تحقیقات درباره علل وقوع حملات هفتم اکتبر حماس و نقش مقامات ارتش در پیشگیری نکردن از آن آغاز شود.
نیما غلامعلیپور، نماینده ایرانیتبار پارلمان سوئد، خواستار برکناری روزبه پارسی از موسسه امور بینالملل این کشور شد و اعلام کرد تا زمانی که این برکناری اتفاق بیفتد، در پارلمان سوئد در این مورد تلاش خواهد کرد.
پارسی از سوی رسانهها متهم شده که با وزارت خارجه جمهوری اسلامی مرتبط بوده است.
غلامعلیپور شنبه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تا زمانی که روزبه پارسی برکنار نشود، در مجلس به کار در این زمینه ادامه خواهم داد. این کاملا غیرقابل قبول است فردی که منافع رژیم ایران را ترویج میکند، برای یک سازمان که از منابع مالیاتی در سوئد تامین میشود، کار کند.»
به تازگی شبکه «تلویزیون ۴» یکی از دو شبکه بزرگ و سراسری سوئد، خبر داد که روزبه پارسی، رییس بخش خاورمیانه انستیتوی سیاست خارجی در سوئد و برادر تریتا پارسی، رییس پیشین نایاک، با یک شبکه وزارت خارجه جمهوری اسلامی که هدف آن تاثیر بر سیاستهای کشورهای غربی بوده، مرتبط بوده است.
پارسی در پاسخی به یک مقاله منتشرشده در روزنامه سوئدی اکسپرسن، همکاری خود با جمهوری اسلامی را انکار کرد.
غلامعلیپور نوشت که بخش بزرگی از درآمد این موسسه، از وجوه مالیاتی است و از جمله از طریق وزارت خارجه سوئد تامین میشود.
او افزود: «رژیم ایران چندین دهه است که در سوئد جاسوسی میکند. رژیم همچنین قتلهایی را در سوئد برنامهریزی کرده است و از شبکههای جنایتکار در سوئد برای انجام اعمال خشونتآمیز علیه سایر کشورها و افراد استفاده میکند.
این اظهارات در حالی است که در خردادماه، سرویس امنیتی سوئد و موساد اعلام کردند جمهوری اسلامی از شبکههای جنایتکار در سوئد و دیگر کشورهای اروپایی برای حمله به سفارتخانهها و شهروندان اسرائیل استفاده میکند.
به گزارش رویترز، سرویس امنیتی سوئد (سپو) روز پنجشنبه ۱۰ خرداد اعلام کرد حکومت ایران از شبکههای جنایتکار در سوئد برای انجام اقدامات خشونتآمیز علیه سایر کشورها، گروهها یا افراد استفاده میکند.
سپو در بیانیهای افزود این فعالیتها در درجه اول گروهها و افراد ناراضی از جامعه ایرانیان مهاجر را هدف قرار داده اما به نمایندگان کشورهای دیگر مانند اسرائیل نیز کشیده شده است.
نماینده ایرانیتبار پارلمان سوئد ادامه داد: «رژیم ایران سوئدیها را به گروگان گرفته و آنها را شکنجه میکند تا از سوئد باج خواهی کند. رژیم ایران از زمان تأسیس خود، از تروریسم در سراسر جهان حمایت کرده است و اغلب اهداف غربی را هدف قرار داده است.»
او همچنین به سرکوب اعتراضات در ایران اشاره کرد و افزود: «رژیم ایران از زمان تاسیس خود دست به سرکوبی زده که در آن به ویژه زنان به عنوان شهروندان درجه دوم رفتار میشوند. علاوه بر این، ایران یکی از کشورهایی است که حکومت بیشترین افراد را در آن اعدام میکند.»
او با اشاره به تلاش پارلمان اروپا برای تروریستی دانسته شدن سپاه پاسداران از سوی اتحادیه اروپا نوشت که پارسی در چنین شرایطی با جمهوری اسلامی همکاری داشته است.
او نوشت: «این سوال مطرح میشود: آیا باید انتظار داشته باشیم که موسسه امور بینالملل "محققانی" را نیز به کار گیرد که از کره شمالی، روسیه و چین حمایت کنند؟ اگر قرار است افرادی مانند روزبه پارسی که با دشمنان سوئد همدلی میکنند در موسسه امور بینالملل کار کنند، چرا مردم سوئد باید چنین سازمانی را تامین مالی کنند؟»
در مهرماه ۱۴۰۲، یک گزارش تحقیقی مشترک ایران اینترنشنال و سمافور، که با بررسی هزاران ایمیل دیپلماتهای ایرانی تهیه شده است، شبکهای از دانشگاهیان و تحلیلگران اندیشکدهها را افشا کرد که از سوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی برای گسترش قدرت نرم تهران ایجاد شده بود.
«تلویزیون ۴» در گزارش خود به گزارش ایران اینترنشنال اشاره کرده است و با استناد به ایمیلهایی که ایران اینترنشنال در اختیار آنها قرار داد، حضور شبکه نفوذ ایران در سوئد را بررسی کرده است.
وزارت خارجه ایران در اواخر سال ۱۳۹۲ حلقهای از تحلیلگران و محققان خارج کشور را تحت عنوان «طرح کارشناسان ایران» (The Iran Experts Initiative) یا «شبکه جوانان» تشکیل داد و طبق اسناد بررسی شده، برای سالهای متمادی از این شبکه برای گسترش حوزه نفوذ خود در صحنه جهانی استفاده کرد.
«شبکه جوانان» همزمان دامنه نفوذ خود را به اندیشکدههای اروپایی نیز گسترش داد و بر اساس ایمیلها، با برخی از تحلیلگران ایرانی آنها رابطه برقرار کرد؛ از جمله الی گرانمایه، معاون رئیس بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در شورای روابط خارجی اروپا، روزبه پارسی، رئیس بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در موسسه امور بینالملل سوئد و عدنان طباطبایی، از بنیانگذاران و مدیر عامل مرکز تحقیقات کاربردی همکاری با شرق.
پیش از غلامعلیپور، سوفی لوونمارک، یادداشتنویس مستقل روزنامه اکسپرسن، جمعه ۱۲ بهمن، در واکنش به گزارشی که تلویزیون تیوی۴ درباره عضویت روزبه پارسی در یک شبکه نفوذ وابسته جمهوری اسلامی یادداشتی در این روزنامه نوشت که متن آن در ادامه میآید.
روزبه پارسی، رییس برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در مؤسسه امور بینالملل سوئد و برادر تریتا پارسی رییس پیشین نایاک است که متهم به لابیگری برای جمهوری اسلامی است.
او ساعاتی بعد به این یادداشت پاسخ داد که انتشار آن با پاسخ دیگری از سوی سوفی لوونمارک همراه شد.