دانیال کریمی، پدر دادخواه و آیدا حیدری، نامزد یک معترض جانباخته، به زندگی خود پایان دادند
دانیال کریمی، پدر دادخواه امیرمحمد کریمی و آیدا حیدری، شهروند ۲۵ ساله و نامزد ابوالفضل سلیمانی الموتی، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، به زندگی خود پایان دادند.
منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند کریمی ۱۵ شهریور و حیدری ۱۲ شهریور به زندگی خود پایان دادند.
امیرمحمد کریمی، ورزشکار ۱۹ ساله و عضو پیشین تیم ملی نوجوانان تکواندوی ایران، ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مرودشت با شلیک گلوله کشته شد. پیکر او در روستای جونجان از توابع مرودشت به خاک سپرده شد.
ابوالفضل سلیمانی الموتی، ۲۷ ساله، ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات زیباشهر قزوین با شلیک ماموران کشته شد.
(کارشناسان توصیه میکنند در صورت مشاهده نشانههای افسردگی یا تمایل به خودکشی در فردی، او را به گفتوگو با پزشک متخصص معتمد، نهادهای حمایتی یا اشخاص مورد اعتماد تشویق کنید. افرادی که در ایران به خودکشی فکر میکنند، میتوانند با اورژانس اجتماعی به شماره ۱۲۳ تماس بگیرند.)
یک منبع مطلع به ایراناینترنشنال گفت حیدری حدود هشت ماه پس از کشتهشدن نامزدش به زندگی خود پایان داد.
به گفته خانواده، قرار بود مراسم ازدواج این زوج در همین ماه برگزار شود.
بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.
فشار روانی بر خانوادههای دادخواه
گزارشها در هفتههای اخیر از فشار روانی شدید بر خانوادههای جاویدنامان خیزش دیماه حکایت دارند.
بر اساس روایتهای منتشرشده در رسانههای اجتماعی، طاهره جنگجو، مادر دادخواه جاویدنام رها بهلولیپور، به افسردگی شدید دچار شده و وضعیت روحی نامساعدی دارد.
مریم شکرانی، روزنامهنگار ساکن ایران، خبر داد این مادر دادخواه بهدلیل فشار روانی و آسیب سنگین ناشی از کشته شدن فرزندش، دستکم یک بار اقدام به پایان دادن به زندگی خود کرده و نجات یافته است.
فرحناز (عاطفه) روزفرح، مادر جاویدنام سامان ابراهیمپور، نیز پس از شش ماه تحمل سوگ فرزندش و شرایط دشوار روحی، ۲۵ تیر به زندگی خود پایان داد.
پیکر این زن ۳۸ ساله در شهر شفت استان گیلان به خاک سپرده شد.
واکنشها به مرگ دانیال کریمی
مرگ دانیال کریمی، واکنشهای گستردهای به دنبال داشته است.
دفتر ارتباطات شاهزاده رضا پهلوی با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، دادخواهی برای امیرمحمد، پدرش و همه جاویدنامان را «وظیفهای ملی و همگانی» خواند.
در این پیام آمده است: «ننگ و شرم ابدی بر این رژیم ضدایرانی که رنجی بیپایان را بر خانوادههای دادخواه تحمیل کرده و جان و روان ملت ایران را هدف قرار داده است.»
دفتر ارتباطات شاهزاده رضا پهلوی افزود: «در کنار خانوادههای دادخواه بمانیم و با مراقبت و همدلی، پناه و تکیهگاه یکدیگر باشیم.»
شماری از کاربران رسانههای اجتماعی نیز به این خبر واکنش نشان دادند.
کاربری با نام «شانا» نوشت: «جمهوری جنایتکار اسلامی تنها یک انسان را در کف خیابان به قتل نمیرساند، بلکه یک خانواده را در غم عزیزشان از بین میبرد.»
کاربری با نام «آیا» به فشار شدید بر خانوادههای دادخواه اشاره کرد: «درد و رنج خانوادههای دادخواه پایانی ندارد. هیچ پدری نباید فرزندش را از دست بدهد و بعد زیر بار فشار و ظلم، خودش هم قربانی شود. نام امیرمحمد و دانیال کریمی هرگز فراموش نخواهد شد.»
«سوگل» نوشت: «جمهوری اسلامی فقط امیرمحمد را نکشت، پدر دادخواهش را نیز زیر بار داغ و رنجی طاقتفرسا از پا درآورد. دانیال و امیرمحمد کریمی هر دو قربانی یک رژیماند.»
«دریا»، کاربر دیگری در شبکه اجتماعی ایکس، نوشت: «یک پدر دیگر در داغ فرزند جوانش دق کرد. جنایات دیماه هنوز ادامه دارند.»
همزمان، گزارشها حاکی از آن است که شماری از مجروحان اعتراضات دیماه با مشکلات فراوانی دستوپنجه نرم میکنند.
۱۵ شهریور، برادر یک معترض ۳۴ ساله در قزوین به ایراناینترنشنال گفت برادرش پس از اصابت گلوله جنگی به ساق پا، پنج جراحی سنگین انجام داده و همچنان برای حفظ و بازسازی پای خود تحت درمان است.
او افزود خانواده بهدلیل نگرانیهای امنیتی ناچار شدهاند بخش مهمی از روند درمان را بهصورت مخفیانه دنبال کنند.
اطلاعات بهدستآمده درباره کشتهشدن عرشیا براری، جوان ۲۲ ساله اهل زنجان، حاکی از آن است که او شامگاه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات این شهر، هدف تیراندازی نیروهای حکومتی قرار گرفت و با اصابت گلوله جنگی به پهلو و ناحیه گردن، جان باخت.
بر اساس روایت شاهدان عینی، عرشیا در زمان تیراندازی در محدوده سبزهمیدان زنجان و در فاصله حدود ۱۲۰ متری کلانتری شماره ۱۲ حضور داشت.
متین پرویزی، یکی دیگر از معترضان کشتهشده، نیز در همان محل در کنار او بوده است.
شاهدان گفتند نیروهای مستقر در ساختمان کلانتری و تکتیراندازان مستقر در محل، به سوی جمعیت و حتی افرادی که در حال فرار بودند، تیراندازی کردند.
در ویدیویی که از لحظات تیراندازی منتشر شده، عرشیا در کنار متین دیده میشود.
به گفته شاهدان، عرشیا ابتدا از ناحیه پهلو هدف گلوله قرار گرفت و سپس گلوله دیگری از پشت به ناحیه گردن او اصابت کرد.
برخی شاهدان این شلیک دوم را «تیر خلاص» توصیف کردند.
پس از کشتهشدن عرشیا، روایتهایی از سوی افراد نزدیک به حکومت منتشر شد که مدعی بودند او در حمله به یک کلانتری حضور داشته است.
نزدیکان و شاهدان این ادعا را رد کردند و گفتند انتشار تصاویر و ویدیوهای محل تیراندازی نشان داد که او و دیگر معترضان، در فاصلهای قابل توجه از کلانتری هدف قرار گرفتند.
اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه در نقاط مختلف استان زنجان با سرکوب و بازداشت گسترده همراه شد.
ایراناینترنشنال ۲۷ دیماه به نقل از یک شهروند در هیدج گزارش داد شمار زیادی از معترضان بازداشت شدند و از ۱۹ دیماه ورودیهای این شهر بسته شد.
روایت شاهدان از کمک عرشیا به مجروحان
شماری از شاهدان حاضر در اعتراضات، عرشیا را از افرادی معرفی کردند که در جریان سرکوب به مجروحان کمک میکرد.
به گفته آنان، او بارها افراد زخمی و ساچمهخورده را از محل تیراندازی دور کرد، به دیگران درباره خطر شلیک هشدار داد و برای انتقال مجروحان به نقاط امن، تلاش کرد.
یکی از شاهدان نیز روایت کرد بیش از ۲۰ نفر از معترضان در یک ون نیروی انتظامی بازداشت شده بودند و یکی از ماموران پس از اسپریکردن گاز فلفل داخل خودرو، در ون را بسته بود.
به گفته این شاهد، عرشیا با مامور درگیر شد و پس از آن شماری از معترضان توانستند در ون را باز کنند و بازداشتشدگان را خارج کنند.
گزارشهای دیگری نیز از کشتهشدن معترضان در زنجان در همان روز منتشر شده است.
ایراناینترنشنال ۱۴ بهمن گزارش داد محمدمهدی گنجدانش، دانشآموز و بوکسور ۱۷ ساله، ۱۸ دی در اعتراضات زنجان با شلیک از پشت هدف قرار گرفت و کشته شد.
روایتهای رسیده از عرشیا نشان میدهد او در ساعات پیش از کشتهشدنش، علاوه بر حضور در اعتراضات، برای کمک به مجروحان و دیگر معترضان در محل مانده بود.
ورزشکار، مدرس زبان و دانشجوی ممتاز
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، عرشیا مدرس زبان انگلیسی و دانشجوی کارشناسی ارشد با معدل ممتاز بود و سابقه تحصیل در مدارس تیزهوشان داشت.
او در کنار تحصیل، در چند رشته ورزشی بهطور حرفهای فعالیت میکرد و سابقه مربیگری و قهرمانی در کیوکوشین، کاراته آزاد، فیتنس و بدنسازی داشت.
بر پایه سوابق، او مدتی نماینده سبک کیوکوشین و کاراته در استان زنجان بود و بهعنوان مربی دفاع شخصی فعالیت میکرد.
او همچنین بهصورت افتخاری با موسسه مهرانه زنجان همکاری میکرد و مربی رسمی آموزش سگهای زندهیاب بود.
در مراسم چهلم کشتهشدگان اعتراضات زنجان در بهمنماه، نام عرشیا در کنار ایلیا اجاقلو، ایمان عزیزی، سمیر احمدی، مجید اجاقلو، بهروز اجاقلو، بیژن حبیبی و محمدمهدی گنجدانش، گرامی داشته شد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، ایمان اسدی، جوان ۳۰ ساله، ۱۸ دی در جریان اعتراضات در تهران، با اصابت گلوله جنگی به قلبش کشته شد.
خانواده او پنج شبانهروز در کلانتریها، زندانها، بیمارستانها و مراکز امنیتی به دنبالش گشتند تا سرانجام پدرش در کهریزک، پس از مشاهده تصویر هزاران فرد مجهولالهویه، عکس ایمان را با کد «۱۱۸۳۸» پیدا کرد.
پنج روز جستوجو از کلانتری تا زندان و بیمارستان
ایمان اسدی، تکپسر خانواده، بدنساز، مدیر یکی از شعب فستفود شیلا و ساکن تهران بود.
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، خانواده او از شامگاه ۱۸ دی هیچ اطلاعی از سرنوشتش نداشتند و نمیدانستند بازداشت، مجروح یا کشته شده است.
اعضای خانواده در طول پنج روز به پلیس امنیت، کلانتری تهرانپارس، زندان اوین، زندان فشافویه، بیمارستانهای منطقه و شماری از مراکز امنیتی مراجعه کردند، اما اثری از او نیافتند.
گزارشهای دیگری که پیشتر به ایراناینترنشنال رسیده نیز از جستوجوی طولانی خانوادههای کشتهشدگان اعتراضات در میان پیکرهای منتقلشده به کهریزک حکایت داشت.
تصاویر مربوط به ۲۰ دی که ایراناینترنشنال منتشر کرد، سولهها و محوطههای پزشکی قانونی کهریزک را مملو از پیکرهایی نشان میداد که خانوادهها در حال شناسایی آنها بودند.
در پنجمین روز جستوجو، خانواده اسدی بار دیگر از ساعات اولیه صبح به مراکز مختلف مراجعه کردند و سرانجام حدود ساعت یک بعدازظهر به کهریزک رسیدند.
جستوجوی نام ایمان در سیستم نتیجهای نداشت و پدرش خواست تصاویر افراد مجهولالهویه را ببیند.
به گفته یک منبع مطلع، تصاویر در پنج فایل جداگانه در اختیار او قرار گرفت که هر کدام حدود سه هزار عکس داشت.
پدر ایمان از حدود ساعت یکونیم بعدازظهر تا نزدیک پنج عصر، تصاویر را یکی پس از دیگری مشاهده کرد و در این مدت یک بار از حال رفت.
او درباره آن لحظات گفته است با دیدن هر عکس دچار تپش قلب میشده و هر بار که تصویر متعلق به ایمان نبوده، امیدوار میشده است پسرش در میان کشتهشدگان نباشد.
تنها سه تصویر مانده به پایان، پدر ایمان عکس پسرش را دیده است؛ تصویری بدون نام و مشخصات که تنها با شماره شناسایی «۱۱۸۳۸» ثبت شده بوده.
پدر ایمان ابتدا نتوانسته خبر را به همسرش بگوید و تنها گفته است به یکی از تصاویر «مشکوک» شده است.
پس از نشان دادن تصویر نیمرخ، مادر ایمان هم هویت پسرش را تایید کرده است.
گزارش موارد مشابه حتی هفتهها پس از اعتراضات ادامه داشت.
ایراناینترنشنال هشتم اسفند گزارش داد خانواده وحید لزر منوچهری پس از هفتهها بیخبری، ششم اسفند از پزشکی قانونی کهریزک تماس دریافت کردند و به آنها گفته شد بهدلیل شمار بالای پیکرها، روند شناسایی طول کشیده است.
بر اساس روایت رسیده به ایراناینترنشنال، پس از شناسایی، خانواده برای دیدن پیکر ایمان به محل نگهداری اجساد منتقل شدند.
به گفته نزدیکان، تعداد پیکرها به اندازهای زیاد بوده است که اجساد در کنار و روی یکدیگر قرار گرفته بودهاند و هنگامی که خانواده برای در آغوش گرفتن پسرشان خم شدهاند، زیر و اطراف بدن ایمان هم پیکرهای دیگری بودهاند.
بهدلیل وخامت حال مادر ایمان، کارکنان توصیه کردهاند او وارد محل نگهداری پیکرها نشود و جسد ایمان را با برانکارد بیرون آوردهاند.
بر اساس روایت نزدیکان، خانواده پس از باز شدن کیسه حمل جسد مشاهده کردند گلوله مستقیما به ناحیه قلب ایمان اصابت کرده است.
گزارشهای پیشین ایراناینترنشنال نیز ابعاد گسترده انتقال پیکر کشتهشدگان اعتراضات به کهریزک را نشان داده است.
در یکی از ویدیوهای رسیده، دیده میشود که پیکرهای معترضان ۱۹ دی با کامیون به پزشکی قانونی منتقل شده و در میان آنها پیکری دستبسته است.
منبع مطلع همچنین گفت هنگام خروج خانواده از محوطه کهریزک، سه کانتینر سفید در محل دیده شد.
به گفته این منبع، یکی از مسئولان حاضر در محل، خانواده و بستگان ایمان را تهدید کرد که در صورت انتشار عکس یا فیلم از کهریزک، با آنها برخورد خواهد شد.
شاهدان گفتند در جریان همین گفتوگو و درگیری لفظی، یکی از ماموران از پشت ضربه شدیدی به پدر ایمان زد و او را به زمین انداخت.
مطالبه ۸۰۰ میلیون تومان و فشار برای پذیرش عنوان شهید
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، به خانواده ایمان گفته شد اجازه دفن او را در تهران ندارند و باید پیکر را به شهرستانی دورافتاده منتقل کنند.
ماموران امنیتی همچنین از خانواده حدود ۸۰۰ میلیون تومان برای تحویل پیکر ایمان مطالبه کردند.
پیشتر نیز شماری از خانوادههای جانباختگان اعتراضات، در پیامهایی به ایراناینترنشنال از مطالبه پول برای تحویل پیکرها و مبالغی موسوم به «حق تیر» خبر داده بودند.
سازمان پزشکی قانونی جمهوری اسلامی ۲۲ دی اعلام کرد برای تحویل پیکر کشتهشدگان وجهی دریافت نمیکند، اما گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال پس از آن نیز از درخواست پول، تاخیر در تحویل پیکر و محدودیت در خاکسپاری حکایت داشتند.
به گفته منبع آگاه، مقامهای مسئول همچنین به خانواده پیشنهاد کردند در صورت پذیرش ثبت نام ایمان به عنوان «شهید»، قبر و هزینههای خاکسپاری و مراسم را در اختیار آنان قرار دهند.
پس از ساعتها مذاکره و پیگیری، خانواده سرانجام موفق شدند پیکر را ابتدا با مقصدی تحت عنوان «پلنگآباد» در اشتهارد تحویل بگیرند و سپس برای دفن به ملارد منتقل کنند.
در ملارد نیز قبر مستقلی به خانواده ایمان داده نشد.
در نهایت یکی از بستگان دور خانواده که از پیش قبری سهطبقه در اختیار داشت، طبقه دوم آن را برای دفن ایمان در اختیار گذاشت.
خاکسپاری زیر نظارت نیروهای امنیتی
خاکسپاری ایمان با حضور گسترده نیروهای امنیتی انجام شد. به خانواده اجازه نصب اعلامیه و بنر یا برگزاری مراسم ختم داده نشد.
ماموران تاکید کردند تا زمان نصب سنگ قبر، هیچ نام و نشانی روی مزار قرار نگیرد و محل دفن او برای دیگران مشخص نشود.
اعمال محدودیت بر مراسم کشتهشدگان اعتراضات در موارد دیگری نیز گزارش شده است.
ایراناینترنشنال ۲۸ بهمن گزارش داد همزمان با مراسمهای چهلم، شماری از خانوادهها از تماس نهادهای امنیتی، تهدید، احضار و جلوگیری از برگزاری مراسم یا حضور آزادانه بر مزار بستگانشان خبر دادند.
به گفته منبع آگاه، نیروهای امنیتی چند روز پس از خاکسپاری نیز به خانه خانواده اسدی مراجعه کردند و رفتوآمدها را زیر نظر داشتند.
در آستانه چهلم ایمان نیز با خانواده تماس گرفته شد و بار دیگر پیشنهاد شد در صورت پذیرش عنوان «شهید»، قبر رایگان، جابهجایی پیکر و هزینههای مراسم از سوی نهادهای حکومتی تامین شود که خانواده این پیشنهاد را نپذیرفت.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد سعید گلسرخی، ورزشکار ۳۱ ساله اهل شاهرود، پس از مجروح شدن در اعتراضات ۱۹ دی، در یورش نیروهای امنیتی به خانهاش بازداشت و مقابل چشم مادر و برادرزاده خردسالش، با شلیک از فاصله نزدیک کشته شد.
بر اساس اطلاعاتی که چند منبع نزدیک به گلسرخی در اختیار ایراناینترنشنال گذاشتند، او ۱۹ دی در جریان اعتراضات شاهرود از ناحیه زانو هدف گلوله قرار گرفت و به بیمارستان منتقل شد.
گلسرخی بهدلیل نگرانی از بازداشت در بیمارستان، با رضایت شخصی مرخص شد و برای ادامه درمان به خانه بازگشت.
گزارشهای پیشین ایراناینترنشنال از ابعاد گسترده سرکوب در شاهرود حکایت دارند.
شاهدان عینی پیشتر گفتهاند دستکم ۲۰۰ نفر در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی در این شهر به دست نیروهای امنیتی کشته شدند و تنها در بیمارستان بهار، کشتهشدن ۲۲ زن ثبت شده بود.
به گفته منابع آگاه، نیروهای امنیتی و ماموران اطلاعات سپاه پاسداران ۲۱ دی (دو روز پس از مجروح شدن گلسرخی)، به محل سکونت خانواده او یورش بردند.
بر اساس این روایتها، اعضای خانواده هدف ضربوشتم قرار گرفتند و ماموران به مادر گلسرخی نیز اسپری فلفل زدند.
بر اساس روایت نزدیکان گلسرخی، ماموران در حالی که زانوی او همچنان خونریزی داشت، دستانش را بستند و از خانه خارجش کردند.
منابع ایراناینترنشنال گفتند نیروهای امنیتی ابتدا دو سوی کوچه را مسدود کردند، سپس گلسرخی را به داخل کوچه بردند و از فاصله نزدیک به سر و شکم او شلیک کردند.
مادر گلسرخی و برادرزاده خردسالش شاهد تیراندازی بودند و او پس از اصابت گلولهها در آغوش مادرش جان باخت.
ایراناینترنشنال پیشتر و در هشتم بهمن نیز گزارش داده بود که گلسرخی پس از یورش ماموران اطلاعات سپاه پاسداران به خانهاش و در پی سر دادن شعار «مرگ بر خامنهای»، مقابل چشم مادرش هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.
یکی از منابع آگاه در توضیح لحظات پیش از تیراندازی گفت گلسرخی در برابر ماموران مقاومت لفظی کرد و علیه علی خامنهای و نیروهای لباسشخصی شعار داد.
گزارشهای دیگر از شاهرود نیز از شلیک مستقیم به معترضان و اعمال محدودیت بر خانواده جانباختگان حکایت دارد.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داد حسین غریب، ورزشکار ۳۲ ساله اهل این شهر، ۱۹ دی با شلیک ماموران کشته شد و پیکرش تنها با شرط خودداری خانواده از اطلاعرسانی و برگزاری خاکسپاری با حضور حداکثر ۱۰ نفر، تحویل داده شد.
بازداشت برادر و فشار بر خانواده برای خاکسپاری بدون تجمع
پس از کشته شدن سعید گلسرخی، برادر او، نوید گلسرخی، نیز بازداشت شد.
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، او حدود یک ماه در بازداشت موقت نگه داشته شد.
خانواده گلسرخی بعد از چند روز و با دادن تعهد برای برگزاری خاکسپاری بدون تجمع و مراسم عمومی، موفق شدند پیکر سعید را تحویل بگیرند.
بر اساس اطلاعات رسیده، پیکر او ۲۵ دی تحت تدابیر شدید امنیتی در قطعه ۱۷، ردیف نخست آرامستان وادیالسلام شاهرود به خاک سپرده شد.
به گفته منابع نزدیک به خانواده، نیروهای امنیتی دو سوی کوچه محل سکونت مادر گلسرخی را مسدود کردند تا مردم نتوانند برای ابراز همدردی به خانه او مراجعه کنند و به خانواده نیز اجازه برگزاری مراسم عمومی داده نشد.
اعمال محدودیت بر مراسم جانباختگان اعتراضات تنها به خانواده گلسرخی محدود نبود.
ایراناینترنشنال در روزهای پس از سرکوب دیماه گزارشهایی درباره تحویل پیکرها در ساعات شب، اجبار خانوادهها به خاکسپاری محدود و جلوگیری از برگزاری مراسم عمومی منتشر کرد.
ورزشکار پاورلیفتینگ و صاحب فروشگاه پوشاک
سعید گلسرخی ۳۱ ساله، ورزشکار و از فعالان رشته پاورلیفتینگ در شاهرود بود.
او یک فروشگاه پوشاک داشت.
به گفته نزدیکانش، او به خاندان پهلوی علاقه داشت و تصویر رضاشاه پهلوی را روی بازوی خود تتو کرده بود.
براساس اطلاعاتی که در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفته ویدیو منتشر شده از پیکرهای رها شده دو جاوید نام در مقابل فرمانداری شهر قدس در شامگاه ۱۸ دیماه متعلق محمد رستمی و مهرداد یعقوبی است.
ویدیو پیکرهای رها شده آنان چند روز بعد از سرکوب اعتراضهای دیماه منتشر شده بود اما مشخص نبود که پیکرهای رها شده متعلق به چه کسانی است.
یک منبع آگاه به ایراناینترنشنال گفت محمد رستمی، که در این ویدیو لباس قرمز به تن دارد، پس از دیدن مهرداد یعقوبی که هدف گلوله قرار گرفته بود برای کمک به او به محل رفت اما خود نیز هدف تیراندازی قرار گرفت.
شلیک به قلب محمد رستمی و تیر خلاص به پیشانی مهرداد یعقوبی
محمد رستمی، متولد سال ۱۳۶۲، پدر دو فرزند ۱۴ ساله و پنج ساله بود. او هنگام بازگشت از محل کار، در مقابل فرمانداری قلعه حسنخان با مهرداد یعقوبی که در اثر اصابت گلوله مجروح شده بود مواجه شد و برای کمک به او رفت.
بهگفته این منبع، نیروهای حکومتی در همان محل به قلب محمد رستمی شلیک کردند. پیکر او از حدود ساعت ۹:۱۵ شب تا ۱۲:۳۰ بامداد در خیابان باقی ماند تا در نهایت همسرش او را پیدا کرد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، محمد رستمی کارمند بخش ترابری شرکت هواپیمایی ماهان بود. نزدیکان او از محمد بهعنوان فردی ورزشکار و علاقهمند به فوتبال یاد کردهاند که در مسابقات محلی نیز مقام و جایزه کسب کرده بود.
مهرداد یعقوبی، جوان ۲۸ ساله اهل لرستان و دانشجوی مقطع دکترا هم ۱۸ دیماه با اصابت گلوله به پهلوی چپ مجروح شد. محمد رستمی برای کمک به او به محل رفت، اما در نهایت هر دو جان باختند.
یک منبع آگاه دیگر نیز به ایراناینترنشنال گفت هنگام تحویل پیکر مهرداد یعقوبی به خانواده، آثار اصابت یک گلوله دیگر به پیشانی او مشاهده شده بود. موضوعی که بهگفته این منبع نشان میدهد پس از زخمیشدن، به او تیر خلاص شلیک شده است.
نیروهای حکومتی از خانواده مهرداد یعقوبی خواسته بودند پیکر او را شبانه به خاک بسپارند، اما خانواده با این درخواست مخالفت کرد و سرانجام مراسم خاکسپاری او ۲۱ دیماه برگزار شد.
بهگفته این منبع، مراسم چهلم مهرداد نیز تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد و نیروهای امنیتی در میان حاضران حضور داشتند تا در صورت سر دادن شعار، افراد را بازداشت کنند. چند روز پیش از مراسم نیز یکی از اعضای خانواده احضار و تهدید شده بود که در صورت سر دادن شعار علیه حکومت در مراسم بازداشت خواهد شد.
بر اساس همین اطلاعات، نهادهای امنیتی همچنین خانواده یعقوبی را تحت فشار قرار داده بودند تا مهرداد را بسیجی معرفی کنند، اما خانواده با این خواسته مخالفت کرد. فشارهای امنیتی بر اعضای این خانواده همچنان ادامه دارد.
با گذشت هفت ماه از بزرگترین کشتار خیابانی تاریخ معاصر ایران، روند شناسایی جانباختگان اعتراضات دیماه همچنان ادامه دارد.
ایراناینترنشنال در این مدت هویت هزاران نفر از کشتهشدگان را ثبت کرده و همزمان، اطلاعات تازهای درباره زندگی، آخرین لحظات و نحوه کشتهشدن شماری دیگر از آنان را از خانوادهها، نزدیکان و شاهدان دریافت کرده است.
بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب انقلاب ملی، به دستور علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.
هفت ماه پس از آن سرکوب، با وجود فشارهای امنیتی بر بسیاری از خانوادهها، روایتها متوقف نشدهاند. خانوادهها و نزدیکان جانباختگان همچنان درباره عزیزان خود، زندگی آنها، محل و چگونگی کشتهشدنشان و آنچه پس از تحویل پیکرها بر آنان گذشته است، اطلاعرسانی میکنند.
اطلاعات تازهرسیده به ایراناینترنشنال نیز نامهای بیشتری را به مجموعه جاویدنامان اعتراضات دیماه در شهرهای مختلف ایران اضافه کرده است؛ از تهران و کرج، اسلامشهر و ساوه تا مشهد، اصفهان، دزفول، سنندج و شهرهای دیگر.
از شلیک گلوله به قلب و سر تا تیر خلاص؛ روایتهایی از کشتهشدگان دیماه
فرهاد محدودی، ۲۹ ساله، یکی از این جانباختگان است. او ۱۸ دیماه در محمدشهر کرج با اصابت گلوله به قلبش کشته شد.
وحید نوروزی، ۳۹ ساله، همان روز در تهرانسر هدف گلوله جنگی قرار گرفت و جان باخت.
مسعود رنگرزانی، ۳۰ ساله، ۱۹ دیماه در فلکه دوم قائمیه اسلامشهر با اصابت گلوله به قلبش کشته شد.
امیررضا میرزایی، ۲۸ ساله و اهل سنندج، نیز ۱۹ دیماه در شهرک واوان تهران کشته شد. بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، او در کنار مادر و خواهرش مشغول صحبت بود که هدف گلوله جنگی قرار گرفت.
شهروز مهرابی، ۳۶ ساله، اهل بروجرد و ساکن ساوه، مهندس برق بود و تنها یک سال و نیم از ازدواجش میگذشت. او شامگاه ۱۸ دیماه، درست در شب تولد همسرش، با اصابت گلوله جنگی به شکم کشته شد.
علی محمدی ۱۸ دیماه در مهرشهر کرج با اصابت سه گلوله به سر و قلبش از فاصله نزدیک کشته شد.
پریسا جهانی، ۳۲ ساله، همان روز در مشهد با اصابت گلوله به سر جان باخت.
رضا قلیپور، ۳۱ ساله، نیز ۱۸ دیماه در منطقه هفتتیر مشهد با اصابت گلوله جنگی به گلویش کشته شد.
مهدی جمشیدی، ۲۴ ساله، ۱۸ دیماه در رستمآباد گیلان کشته شد و امیرحسین نجات، ۱۹ ساله، نیز از دیگر جانباختگان همان روز بود.
مردعلی حاتمی، ۵۷ ساله، ۱۹ دیماه در گلشهر کرج با اصابت گلوله به پهلو جان باخت.
سید پرویز محمدی ۲۰ دیماه در اصفهان، در حالی که بر پشتبام خانه خود بود، با اصابت گلوله به پیشانی کشته شد.
رضا رحمتی، ۲۲ ساله، ۱۷ دیماه در مارلیک ملارد جان باخت.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، مصیب نظامی، ۳۲ ساله و اهل بروجرد، پس از انتقال به بیمارستان با شلیک تیر خلاص به قلبش کشته شد.
علیرضا قسیمی، ۲۳ ساله، ۱۸ دیماه در منطقه هفتتیر مشهد از پشت هدف گلوله قرار گرفت و گلوله به شکمش اصابت کرد.
امیرحسین سعیدی، ۱۹ ساله و دانشجوی کامپیوتر، ۱۹ دیماه در خیابان پیروزی تهران کشته شد.
مجتبی روستایی، ۴۰ ساله، در خیابان سوم افسریه با شلیک مستقیم از پشت سر هدف قرار گرفت و گلوله به صورتش اصابت کرد.
یاسر اسکندرزاده، ۳۰ ساله و ساکن بهارستان تهران، ۱۸ دیماه در گلستان اسلامشهر با اصابت گلوله به ناحیه شکم کشته شد.
محمد اسماعیلی لیوسی، ۳۳ ساله و مجرد، ۱۸ دیماه در دزفول کشته شد.
احمد عشیری، ۳۴ ساله، ۱۹ دیماه در دزفول با اصابت گلوله به پهلو جان باخت.
بهنام ابراهیمیان، ۳۲ ساله، ۱۹ دیماه در فاز یک اندیشه هدف گلوله قرار گرفت. گلوله به سینه او اصابت کرد و او پس از چند روز، در ۲۵ دیماه، جان باخت.
محسن رشیدی خانیآبادی، ۴۲ ساله و اهل بختیاری، ۱۹ دیماه در بهارستان اصفهان با اصابت دو گلوله کشته شد.
یسنا اسکندری، ۴۴ ساله، دانشآموخته حقوق و نقاش، ۱۸ دیماه در آریاشهر تهران از پشت هدف قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به کمرش جان باخت.
مجید جلیلیان، متولد ۲۱ خرداد ۱۳۶۵، اهل کرمانشاه و ساکن تهران، سازنده ساختمان و ورزشکار بود. او ۱۹ دیماه در بلوار مرزداران تهران با شلیک گلوله به سینه کشته شد.
سوران فیضیزاده، ۴۱ ساله، پدر یک پسر ۱۴ ساله، متولد سقز و ساکن بیجار، ۱۸ دیماه هدف شلیک ساچمه قرار گرفت. بر اساس اطلاعات رسیده، او بینایی خود را از دست داد و در پی ضربات باتوم دچار مرگ مغزی شد و یک روز بعد در بیمارستان کوثر سنندج جان باخت.
سعید ابراهیمی، ۲۲ ساله، ۱۸ دیماه در امامشهر استان فارس با اصابت گلوله به شکمش کشته شد.
نام احسان رضاپور، ۳۵ ساله و ساکن آلمان که اطلاعات مربوط به او به فاز یک اندیشه اشاره دارد و مهران تاجداری، ۲۶ ساله، نیز در میان اطلاعات تازهای است که درباره جانباختگان به ایراناینترنشنال رسیده است.
سعید شهگلی، ۳۸ ساله، متاهل، پدر یک پسر ۱۲ ساله و اهل شهریار، نیز از دیگر جانباختگانی است که هویت او ثبت شده است.
نوجوانانی که در کنار خانوادههایشان کشته شدند
بخشی از نامهایی که همچنان از دل روایت خانوادهها و شاهدان بیرون میآید، متعلق به کودکان و نوجوانانی است که هنوز به ۱۸ سالگی نرسیده بودند؛ نوجوانانی که شماری از آنان همراه پدر، مادر، خواهر یا برادرشان به خیابان رفته بودند و در برابر چشمان نزدیکترین اعضای خانواده خود کشته شدند.
محمدرضا قلیوند تنها ۱۷ سال داشت. او ۱۹ دیماه در محمدشهر کرج از پشت هدف گلوله قرار گرفت و در آغوش برادرش جان باخت.
امیرعلی قنبرزاده، نوجوان ۱۶ ساله و بسکتبالیست، ۱۹ دیماه در جریان اعتراضات هدف گلوله قرار گرفت و در آغوش مادرش جان باخت. خاکسپاری و مراسم عزاداری او نیز تحت تدابیر امنیتی برگزار شد.
سعید رضایی، ۱۷ ساله، ۱۹ دیماه در اصفهان بر اثر اصابت گلوله کشته شد. بر اساس روایت رسیده، آخرین کلماتی که او بر زبان آورده، اینها بودهاند: «مامان، دلم .... تیر خوردم.»
مادر سعید پس از مرگ فرزندش، گردنبند شیر و خورشیدی را که او بر گردن داشت، بر مزارش آویخت؛ نشانی کوچک از زندگی نوجوانی که حالا روایت او نیز بخشی از اسناد سرکوب دیماه است.
امیرمحمد حاتمی، ۱۸ ساله، نیز ۱۹ دیماه کشته شد؛ یکی دیگر از جوانترینهایی که در میان فهرست جانباختگان آن روزها ثبت شده است.
ثبت حقیقت ادامه دارد
آنچه تاکنون منتشر شده، پایان روند شناسایی قربانیان و مستندسازی سرکوب دیماه نیست. ایراناینترنشنال طی ماههای گذشته هویت هزاران جانباخته را ثبت کرده و بررسی اطلاعات درباره شمار دیگری از کشتهشدگان همچنان ادامه دارد.
با گذشت ماهها، خانوادهها و نزدیکان جانباختگان، با وجود فشارهای امنیتی و تلاش برای جلوگیری از اطلاعرسانی، همچنان روایت عزیزان خود را ثبت و منتشر میکنند؛ روایتهایی که در بسیاری موارد تنها منبع برای بازسازی آخرین ساعات زندگی قربانیان و چگونگی کشتهشدن آنان است.
هر نام تازه، قطعه دیگری از تصویری است که ابعاد سرکوب دیماه را روشنتر میکند؛ از نوجوانی که در آغوش مادرش جان داد تا پدری که فرزند ۱۲ سالهاش را پشت سر گذاشت و جوانی که شب تولد همسرش با گلوله کشته شد.
خانوادهها، نزدیکان، دوستان، همکاران و شاهدانی که درباره جانباختگان دیماه اطلاعات، تصویر، ویدیو یا روایت دارند، همچنان میتوانند از طریق مدیابات ایراناینترنشنال با این شبکه در ارتباط باشند و اطلاعات خود را ارسال کنند.
روند ثبت هویت جانباختگان و مستندسازی آنچه در روزهای سرکوب رخ داد ادامه دارد؛ تلاشی برای ثبت نامها، حفظ روایتها و جلوگیری از فراموش شدن حقیقت.