بر اساس توضیح مقامهای آمریکایی، بحث فقط آزاد شدن پول نیست. بحث این است که اگر بخشی از داراییهای ایران آزاد شود، این پول چطور خرج شود، چه کسی بر مصرف آن نظارت کند و کالاها از کجا خریداری شوند.
ونس از گندم، ذرت و سویا نام برد. ترامپ هم گفت قرار است از پولی که آزاد میشود برای خرید مواد غذایی استفاده شود؛ آن هم صرفا از طریق ایالات متحده و از کشاورزان آمریکا.
همین جمله، موضوع را از یک بحث صرفا مالی به یک معامله چندلایه تبدیل میکند. معاملهای که در یک طرف آن داراییهای بلوکهشده ایران قرار دارد، در طرف دیگر جامعه تحت فشار ایران، و در طرف سوم کشاورزان آمریکایی. سوال اصلی این است: چرا گندم، ذرت و سویا؟ چرا دولتمردان آمریکا دارو، تجهیزات پزشکی، برنج و روغن پیشنهاد ندادند؟
ونس و ترامپ چه میگویند؟
جیدی ونس گفته است اگر داراییهای بلوکهشده ایران آزاد شود، آمریکا و قطر بر نحوه مصرف آن نظارت خواهند کرد تا این منابع به مردم ایران کمک کند و صرف آنچه واشینگتن فعالیتهای تروریستی مینامد نشود.
او همچنین از طرحی سخن گفت که بر اساس آن بخشی از این منابع برای خرید محصولات کشاورزی آمریکایی، از جمله سویا، ذرت و گندم استفاده شود.ساعاتی بعد، دونالد ترامپ هم همین مسیر را ادامه داد.
او گفت: « پولی که آزاد میشود قرار است برای خرید مواد غذایی استفاده شود... آن هم صرفا از طریق ایالات متحده و از کشاورزان ما.»
ترامپ همچنین گفت کشاورزان آمریکایی از این موضوع خوشحال هستند و تماسهای زیادی از آنها دریافت کرده است.
این بخش از اظهارات ترامپ توجه زیادی را جلب کرد. چون نشان میداد دولت آمریکا این طرح را فقط بهعنوان کمک غذایی به مردم ایران معرفی نمیکند، بلکه آن را فرصتی برای کشاورزان آمریکایی هم میبیند.
به بیان دیگر، اگر این مدل اجرا شود، پول ایران همزمان دو کار می تواند انجام بدهد: بخشی از نیاز غذایی ایران را تامین میکند و برای محصولات کشاورزی آمریکا بازار ایجاد میکند.
واکنش تهران
لحظاتی پس از اظهارات ترامپ، عبدالناصر همتی، رییسکل بانک مرکزی ایران، به این روایت واکنش نشان داد و گفت:«براساس یادداشتهای امضا شده هیچ الزامی برای خرید نهادههای کشاورزی از آمریکا نداریم.»
همتی در عین حال اضافه کرد که اگر قیمت و کیفیت محصولات آمریکایی مناسب باشد، مانعی برای خرید از آن کشور وجود ندارد.
چرا گندم، ذرت و سویا؟
گندم، ذرت و سویا در آمریکا سه محصول معمولی نیستند. این سه محصول ستون فقرات کشاورزی ایالات متحده محسوب میشوند. آمریکا سالانه حدود ۴۰۰ میلیون تن ذرت، ۱۲۰ میلیون تن سویا و حدود ۴۰ میلیون تن گندم تولید میکند.
ذرت و سویا بهویژه در ایالتهای میانی آمریکا تولید میشوند. همان مناطقی که هم از نظر اقتصادی برای کشاورزی آمریکا اهمیت دارند و هم بخش مهمی از پایگاه رأی جمهوریخواهان و دونالد ترامپ را تشکیل میدهند.
اما مساله فقط سیاست نیست. کشاورزان آمریکایی در سالهای اخیر با کاهش درآمد واقعی، افزایش هزینهها و رقابت شدید در بازارهای جهانی روبهرو بودهاند.
چرا کشاورزان آمریکایی به بازارهای جدید نیاز دارند؟
وقتی ترامپ میگوید کشاورزان آمریکایی از این طرح خوشحال هستند، این فقط یک جمله تبلیغاتی نیست. بخش کشاورزی آمریکا در سالهای اخیر با چند چالش همزمان روبهرو بوده است.
بر اساس پیشبینی وزارت کشاورزی آمریکا (USDA)، درآمد خالص بخش کشاورزی آمریکا در سال ۲۰۲۶ حدود ۱۵۳ میلیارد دلار خواهد بود. این رقم در ظاهر بالا به نظر میرسد، اما پس از در نظر گرفتن تورم، درآمد واقعی کشاورزان نسبت به سال قبل حدود ۲ تا ۳ درصد کاهش پیدا میکند.
در همین حال، وزارت کشاورزی آمریکا پیشبینی کرده پرداختهای مستقیم دولت به کشاورزان در سال ۲۰۲۶ به حدود ۴۴ میلیارد دلار برسد. رقمی که نزدیک به ۲۹ درصد درآمد خالص کل بخش کشاورزی آمریکاست. به عبارت دیگر، تقریبا یکسوم درآمد کشاورزی آمریکا امسال از محل کمکهای دولتی تامین میشود.
دولت ترامپ نیز در سال ۲۰۲۵ یک بسته حمایتی حدود ۱۲ میلیارد دلاری برای کشاورزان تصویب کرد که بخش مهمی از آن به تولیدکنندگان گندم، ذرت و سویا اختصاص داشت.
در کنار این موضوع، کشاورزان آمریکایی با رقابت فزاینده برزیل و آرژانتین روبهرو هستند. برزیل در سالهای اخیر از آمریکا پیشی گرفته و اکنون بزرگترین صادرکننده سویای جهان محسوب میشود.
بازار چین نیز که زمانی مهمترین مقصد صادرات سویای آمریکا بود، دیگر مانند گذشته قابل اتکا نیست. تنشهای تجاری میان واشینگتن و پکن باعث شده بخشی از خرید چین به سمت برزیل و سایر تامینکنندگان سوق پیدا کند. برای همین، هر بازار صادراتی تازه میتواند برای کشاورزان آمریکایی اهمیت داشته باشد.
در چنین شرایطی، اگر حتی یک میلیارد دلار از داراییهای ایران صرف خرید محصولات کشاورزی آمریکا شود، این رقم معادل حدود ۰.۷ درصد درآمد سالانه کل بخش کشاورزی آمریکاست. ممکن است این عدد در مقیاس اقتصاد آمریکا بزرگ نباشد، اما برای بازار برخی محصولات خاص مانند گندم، ذرت و سویا، یک سفارش چند میلیارد دلاری میتواند اهمیت قابل توجهی داشته باشد.
ایران به این محصولات نیاز دارد؟
پاسخ کوتاه، بله است. اما نه به یک شکل. گندم مستقیما با نان و آرد مردم ارتباط دارد. اما ذرت و سویا بیشتر وارد زنجیره تولید غذا میشوند. ذرت عمدتا برای خوراک دام و مرغداری استفاده میشود و روی قیمت مرغ، تخممرغ، گوشت و لبنیات اثر میگذارد. سویا هم در خوراک دام و تولید روغن نباتی نقش مهمی دارد.
ایران سالانه میلیونها تن از این محصولات را وارد میکند و بهویژه در مورد ذرت و نهادههای دامی وابستگی قابلتوجهی به واردات دارد. به همین دلیل اگر بخشی از داراییهای بلوکهشده صرف خرید این کالاها شود، میتواند بر امنیت غذایی کشور تاثیر بگذارد.
با یک میلیارد دلار چه میشود خرید؟
برای درک ابعاد ماجرا، بد نیست نگاهی به اعداد بیندازیم. اگر فقط یک میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران صرف خرید محصولات کشاورزی شود، با قیمتهای فعلی جهانی میتوان حدود ۴ تا ۵ میلیون تن گندم خرید. همین رقم برای ذرت به حدود ۵ تا ۶ میلیون تن میرسد و برای سویا حدود ۲ میلیون تن.
این اعداد کوچک نیستند .برای مقایسه، برآوردهای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، فائو، نشان میدهد ایران در سال زراعی ۲۰۲۶-۲۰۲۷ به حدود ۳ میلیون تن واردات گندم و حدود ۱۱ میلیون تن واردات ذرت نیاز خواهد داشت.
به بیان دیگر، یک میلیارد دلار میتواند بخش قابلتوجهی از نیاز وارداتی سالانه ایران در برخی از این اقلام را پوشش دهد. اگر رقم مورد بحث به شش میلیارد دلار برسد، ابعاد ماجرا بسیار بزرگتر میشود و روی کاغذ میتواند بخش عمدهای از واردات گندم، ذرت و سویای ایران را تامین کند.
اما این به معنای حل خودکار مشکلات معیشتی مردم نیست. مشکل اصلی بسیاری از خانوادههای ایرانی فقط کمبود کالا نیست؛ بلکه کاهش قدرت خرید است. حتی اگر گندم، ذرت و سویا وارد کشور شوند، تضمینی وجود ندارد که نتیجه آن کاهش محسوس قیمت مواد غذایی باشد. تورم، نرخ ارز، نحوه توزیع، رانت و سیاستهای غلط اقتصادی دولت همگی در نتیجه نهایی نقش دارند.
نفت در برابر غذا؟
در شبکههای اجتماعی، واکنشها به این طرح متفاوت بوده است. برخی کاربران آن را با برنامه «نفت در برابر غذا» در عراق دوران صدام حسین مقایسه کردهاند و معتقدند جمهوری اسلامی به نقطهای رسیده که حتی برای استفاده از داراییهای خود نیز تحت نظارت خارجی قرار گرفته است.
یکی از کاربران نوشته: «این ذلتی که به جمهوری اسلامی تحمیل میشود همان نفت در برابر غذاست. قبلا هم با حکومت صدام همین کار را کردند.»
اما همه نگاهها منفی نیست. گروهی دیگر استدلال میکنند اگر پول مستقیما در اختیار جمهوری اسلامی قرار نگیرد، احتمال استفاده از آن برای برنامههای موشکی، هستهای یا دستگاه سرکوب کاهش پیدا میکند.
یکی از کاربران نوشته:«اگر پول به دست جمهوری اسلامی برسد خرج پهپاد و موشک و غنیسازی میشود.»
غذای برای ایران یا رونق کشاورزی آمریکا؟
در ظاهر، طرحی که ونس و ترامپ از آن حرف میزنند درباره کمک غذایی به مردم ایران است اما انتخاب گندم، ذرت و سویا سوالهای دیگری را هم مطرح میکند. این سه محصول هم برای امنیت غذایی ایران مهماند و هم برای کشاورزان آمریکایی که با کاهش درآمد، رقابت برزیل و از دست رفتن بخشی از بازار چین روبهرو هستند.
به همین دلیل برخی منتقدان میگویند این طرح بیش از آنکه آزادسازی داراییهای ایران باشد، تبدیل داراییهای ایران به سفارش خرید برای کشاورزان آمریکایی است.
در مقابل، حامیان طرح استدلال میکنند که اگر این پول مستقیما در اختیار جمهوری اسلامی قرار نگیرد، احتمال استفاده از آن برای برنامههای نظامی، هستهای یا دستگاه سرکوب کاهش پیدا میکند.
فعلا مشخص نیست روایت تهران به واقعیت نزدیکتر است یا روایت واشینگتن. اما یک نکته روشن است: اختلاف اصلی دیگر فقط بر سر آزاد شدن پول ایران نیست. اختلاف بر سر این است که چه کسی درباره نحوه خرج شدن آن تصمیم میگیرد.