همزمان با آتشبس در لبنان، ویتکاف و عراقچی راهی سوئیس شدند
رویترز گزارش داد همزمان با برقراری آتشبس میان اسرائیل و حزبالله در لبنان، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، راهی سوئیس شدهاند؛ اقدامی که میتواند آغازگر مذاکرات فنی برای تبدیل «تفاهم» تهران و واشینگتن به یک توافق دائمی باشد.
خبرگزاری رویترز به نقل از وبسایت اکسیوس گزارش داد ویتکاف راهی سوئیس شده تا به جرد کوشنر، داماد رییسجمهوری آمریکا، که از پیش در این کشور حضور دارد، بپیوندد. بر اساس این گزارش، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، نیز قصد دارد روز شنبه به سوئیس سفر کند. به نوشته رویترز، این تحولات میتواند نشانه آغاز مذاکرات فنی میان دو طرف برای دستیابی به یک توافق دائمی باشد.
این تحرکات دیپلماتیک پس از برقراری آتشبس میان اسرائیل و حزبالله در لبنان صورت میگیرد؛ آتشبسی که پس از تشدید درگیریها برقرار شد و امیدها برای ادامه اجرای یادداشت تفاهم ۱۴ بندی جمهوری اسلامی و آمریکا را افزایش داده است. این توافق که اوایل هفته امضا شد، توقف درگیریها و آغاز یک دوره ۶۰ روزه برای حل اختلافات درباره برنامه هستهای ایران و سایر مسائل مورد اختلاف را پیشبینی میکند.
رویترز نوشت جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، به دلیل افزایش تنشها در لبنان، سفر برنامهریزیشده خود به سوئیس را لغو کرد. وزارت خارجه سوئیس نیز اعلام کرد مذاکرات به تعویق افتاده، اما مقدمات برگزاری آن همچنان ادامه دارد و این کشور آماده میزبانی و تسهیل گفتوگوهاست.
یک مقام ارشد آمریکایی به رویترز گفت آتشبس در لبنان حدود ساعت چهار بعدازظهر به وقت محلی اجرایی شد و مذاکرهکنندگان آمریکا و قطر با کمک جمهوری اسلامی در دستیابی به این توافق نقش داشتند. دو منبع نزدیک به حزبالله و یک مقام ارشد اسرائیلی نیز برقراری آتشبس را تایید کردند. این مقام اسرائیلی گفت اگر حزبالله حملهای انجام ندهد، اسرائیل نیز وارد جنگ نخواهد شد، هرچند نیروهایش را در منطقه تحت کنترل خود در جنوب لبنان حفظ خواهد کرد.
دو منبع امنیتی لبنان نیز اعلام کردند اسرائیل در نخستین ساعت پس از آغاز آتشبس حدود ۱۲ حمله هوایی انجام داد، اما پس از ساعت پنج عصر حمله دیگری ثبت نشد. وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد حملات اسرائیل از نیمهشب تا صبح جمعه ۴۷ کشته و ۹۷ زخمی برجای گذاشته است. ارتش اسرائیل نیز از کشته شدن چهار نظامی خود در لبنان خبر داد، اما جزئیات بیشتری منتشر نکرد.
رویترز تاکید کرد پایان درگیریها در لبنان یکی از شروط اجرای توافق گستردهتر میان حکومت ایران و آمریکا است. در همین حال، عراقچی در گفتوگوی تلفنی با وزیر خارجه پاکستان اعلام کرد آمریکا مسئول هرگونه نقض تعهدات خود در چارچوب این توافق، از جمله تعهد مربوط به پایان جنگ در لبنان، خواهد بود.
در همین حال، ژوزف عون، رییسجمهوری لبنان، حملات اخیر اسرائیل را محکوم کرد، اما گفت تشدید درگیریها مانع تلاشها برای دستیابی به آتشبس جامع نخواهد شد. وزارت خارجه آمریکا نیز اعلام کرد مارکو روبیو، وزیر خارجه این کشور، در تماس با عون بر ضرورت خلع سلاح حزبالله تاکید کرده و حمایت واشینگتن از یک لبنان «کاملاً دارای حاکمیت» را مورد تاکید قرار داده است. دو طرف همچنین درباره برگزاری دور جدید مذاکرات اسرائیل و لبنان در واشینگتن، از ۲۳ تا ۲۵ ژوئن، گفتوگو کردند.
رویترز نوشت جنگ ایران که از ۹ اسفند با حملات هوایی آمریکا و اسرائیل آغاز شد، تاکنون دستکم هفت هزار کشته، عمدتاً در ایران و لبنان، بر جای گذاشته و موجب افزایش قیمت جهانی انرژی شده است. با این حال، پس از برقراری آتشبس در لبنان و امضای تفاهمنامه، قیمت نفت برنت در مسیر ثبت کاهش هفتگی حدود هشت درصدی قرار گرفت و انتقال نفت از طریق تنگه هرمز نیز افزایش یافت.
بر اساس این گزارش، نهادی که حکومت ایران برای مدیریت تنگه هرمز ایجاد کرده، اعلام کرده است در طول دوره مذاکرات مربوط به توافق موقت، از دریافت عوارض عبور کشتیها صرفنظر خواهد کرد. یادداشت تفاهم همچنین کاهش تحریمهای اقتصادی علیه ایران، آزادسازی دهها میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده، صدور معافیتهای فوری برای صادرات نفت ایران، ایجاد صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران و سایر مشوقهای مالی را پیشبینی میکند.
ترامپ نیز روز جمعه بار دیگر از این توافق دفاع کرد. او در حالی با انتقاد برخی از جمهوریخواهان کنگره روبهروست که مخالفان معتقدند برای پایان دادن به جنگ، امتیازهای زیادی به حکومت ایران داده است. ترامپ در شبکههای اجتماعی نوشت: «این جنگ ایران را تضعیف کرده است. ما از سر استیصال مذاکره نکردیم؛ ایران مجبور به مذاکره شد. آنها تمام شدهاند. ما دوره ۶۰ روزه را طی خواهیم کرد. آنها هیچ پولی دریافت نمیکنند؛ حتی ۱۰ سنت.»
روزنامه گاردین در تحلیلی نوشت دونالد ترامپ که زمانی جیمی کارتر را به دلیل بحران گروگانگیری ایران نماد ضعف آمریکا میدانست، اکنون خود با توافق با جمهوری اسلامی در موقعیتی مشابه قرار گرفته و ممکن است سرنوشت میراث سیاسیاش به تصمیمهای تهران گره بخورد.
گاردین در تحلیلی به قلم رابرت تیت نوشت جنگی که ترامپ با هدف «حل نهایی پرونده ایران» آغاز کرد، نهتنها به نتیجه مورد انتظار او نرسید، بلکه او را در موقعیتی قرار داده است که شباهت زیادی به وضعیت جیمی کارتر در جریان بحران گروگانگیری سال ۱۳۵۸ دارد. نویسنده یادآوری میکند که نخستین ورود ترامپ به عرصه سیاست نیز با انتقاد از عملکرد کارتر در قبال اشغال سفارت آمریکا در تهران آغاز شد؛ زمانی که او معتقد بود دولت آمریکا باید با حمله نظامی به بحران پایان میداد.
به نوشته گاردین، ترامپ در آغاز جنگ تصور میکرد این درگیری به سرعت پایان خواهد یافت و حتی پس از کشته شدن علی خامنهای از مردم ایران خواست علیه حکومت قیام کنند. اما این اتفاق رخ نداد و جنگ، به جای تضعیف جمهوری اسلامی، به گفته نویسنده، به تقویت مشروعیت داخلی آن انجامید. گاردین معتقد است یادداشت تفاهم اخیر میان تهران و واشینگتن، که در آن دو طرف متعهد به احترام به حاکمیت و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر شدهاند، نشان میدهد ترامپ از موضع تغییر حکومت به پذیرش بقای جمهوری اسلامی رسیده است.
این روزنامه همچنین از سردرگمی مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور، از جمله [شاهزاده] رضا پهلوی، سخن میگوید و در عین حال تأکید میکند شکاف ایجادشده در میان حامیان ترامپ اهمیت بیشتری دارد. به نوشته گاردین، حامیان جریان «اول آمریکا» از همان ابتدا با جنگ مخالف بودند، زیرا آن را مغایر وعده ترامپ برای پایان دادن به «جنگهای بیپایان» میدانستند. در مقابل، جمهوریخواهان تندرو نیز معتقدند ترامپ بدون کسب امتیازهای راهبردی، اهرم فشار آمریکا بر برنامه هستهای ایران را از دست داده و تنها به بازگشایی تنگه هرمز رضایت داده است.
نویسنده با اشاره به سرمقاله نیویورکتایمز با عنوان «رییسجمهوری ترامپ این جنگ را باخت»، استدلال میکند [حکومت] ایران میتواند همان نقشی را در میراث سیاسی ترامپ ایفا کند که بحران گروگانگیری در دوران جیمی کارتر ایفا کرد. او همچنین یادآور میشود که حتی رونالد ریگان نیز در ماجرای «ایران-کنترا» و جورج دبلیو بوش با وجود جنگهای افغانستان و عراق، از رویارویی مستقیم با [حکومت] ایران پرهیز کردند؛ اما ترامپ با افتخار مدعی بود کاری را انجام داده که هیچ رییسجمهوری پیش از او جرات انجامش را نداشت.
گاردین در پایان مینویسد آینده سیاسی ترامپ اکنون به سرنوشت مذاکرات نهایی درباره برنامه غنیسازی اورانیوم ایران وابسته است. به اعتقاد نویسنده، بیاعتمادی عمیق میان دو طرف همچنان پابرجاست و بسیاری از مقامهای ایرانی نگراناند پیشنهادهای آمریکا تنها مقدمهای برای ازسرگیری حملات نظامی باشد. در عین حال، جمهوری اسلامی این بار برخلاف بحران گروگانگیری سال ۱۳۵۸، ابزار بسیار قدرتمندتری برای اعمال فشار در اختیار دارد؛ کنترل تنگه هرمز، آبراهی که میتواند بر اقتصاد جهانی تاثیر بگذارد. نویسنده نتیجه میگیرد همانگونه که بحران گروگانگیری سرنوشت سیاسی کارتر را تحت تاثیر قرار داد، اکنون نیز آینده سیاسی ترامپ تا حد زیادی به تصمیمهای تهران گره خورده است.
نورنیوز، رسانه نزدیک به شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، لغو مذاکرات روز جمعه میان تهران و واشینگتن در سوئیس را نه یک شکست دیپلماتیک، بلکه بخشی از رقابتی گستردهتر بر سر شکلگیری نظم آینده خاورمیانه توصیف کرد.
نورنیوز در تحلیلی درباره لغو مذاکرات اجرایی حکومت ایران و آمریکا که قرار بود روز جمعه در سوئیس برگزار شود، نوشت این تحول را نباید صرفاً یک ناکامی دیپلماتیک تلقی کرد، بلکه باید آن را در چارچوب رقابتی بزرگتر بر سر آینده نظم منطقهای ارزیابی کرد.
این رسانه با اشاره به تجربه مذاکرات مهم بینالمللی، تاکید کرد دشوارترین مرحله هر توافق، پس از دستیابی به تفاهم اولیه آغاز میشود؛ زمانی که طرفین باید تعهدات کلی را به سازوکارهای اجرایی، جدولهای زمانی مشخص و تضمینهای قابل راستیآزمایی تبدیل کنند. به نوشته نورنیوز، در چنین شرایطی هر اختلاف در برداشتها یا هر تحول میدانی میتواند روند مذاکرات را متوقف یا با وقفه روبهرو کند.
در ادامه این تحلیل، حملات اخیر اسرائیل به لبنان که پیش از آغاز مذاکرات اجرایی در سوئیس رخ داد، یکی از عوامل تاثیرگذار بر تعویق مذاکرات معرفی شده است. نورنیوز نوشت بخشی از ساختار سیاسی و امنیتی اسرائیل از کاهش تنش میان ایران و آمریکا نگران است، زیرا طی دو دهه گذشته بخش مهمی از جایگاه منطقهای تلآویو بر پایه معرفی ایران به عنوان اصلیترین تهدید امنیتی خاورمیانه شکل گرفته و هر توافقی که این تقابل را کاهش دهد، معادلات قدرت در منطقه را نیز تغییر خواهد داد.
این رسانه وابسته به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی همچنین تاکید کرد که از نگاه تهران، تحولات لبنان را نمیتوان جدا از معادلات «امنیت ملی ایران» دانست. به نوشته نورنیوز، جمهوری اسلامی همواره امنیت متحدان منطقهای خود را بخشی از امنیت ملی خود تعریف کرده و ورود به مذاکرات حساس در شرایطی که یکی از مهمترین متحدانش زیر فشار نظامی قرار دارد، میتواند از دید تصمیمگیران ایرانی پیامهای متناقضی ارسال کند.
نورنیوز در ادامه، دولت آمریکا را نیز در برابر «معادلهای دشوار» توصیف کرد و نوشت دولت دونالد ترامپ از یک سو توافق با ایران را یکی از مهمترین دستاوردهای سیاست خارجی خود میداند و خواهان پیشبرد آن است، اما از سوی دیگر نمیخواهد هزینه سیاسی رویارویی آشکار با اسرائیل را بپردازد. به اعتقاد این رسانه، واشینگتن ناچار است میان پیشبرد توافق با ایران و حفظ انسجام ائتلاف سنتی خود در منطقه تعادل برقرار کند.
در بخش دیگری از این تحلیل، به مخالفتهای داخلی با توافق در هر دو کشور اشاره شده است. نورنیوز نوشت در ایران، تجربه خروج آمریکا از برجام همچنان موجب تردید نسبت به دوام هر توافق تازه است و در آمریکا نیز جریانهای سیاسی و امنیتی بانفوذ، هرگونه مصالحه با تهران را امتیازدهی به جمهوری اسلامی تلقی میکنند.
به نوشته این رسانه، سه بازیگر اصلی این پرونده اکنون در حال آزمودن اراده و ظرفیت یکدیگر هستند؛ اسرائیل میکوشد نشان دهد بدون در نظر گرفتن ملاحظات امنیتی آن، نظم جدیدی در منطقه شکل نخواهد گرفت، ایران تلاش دارد ثابت کند توافق با آمریکا به معنای نادیده گرفتن ملاحظات امنیتی و منطقهایاش نیست و آمریکا نیز در پی ایجاد توازنی پایدار میان این دو واقعیت متعارض است.
نورنیوز در پایان هشدار داد که اگر طرفهای مذاکره بتوانند از شرایط کنونی عبور کنند، توافق وارد مرحله تثبیت خواهد شد، اما در صورتی که تنشهای میدانی و فشار مخالفان بر روند دیپلماسی غلبه کند، این وقفه موقت میتواند به آغاز فرسایش تدریجی توافقی تبدیل شود که هنوز در نخستین مراحل اجرای خود قرار دارد.
نظرسنجی موسسه گالوپ نشان میدهد ارزیابی آمریکاییها از حمله نظامی به ایران بهشدت تحت تاثیر گرایش سیاسی آنهاست؛ در حالی که ۷۹ درصد جمهوریخواهان از این اقدام حمایت کردهاند، این رقم در میان دموکراتها تنها هشت درصد است.
بر اساس گزارش موسسه گالوپ، که جمعه ۲۹ خرداد منتشر شده، شکاف حزبی مهمترین ویژگی افکار عمومی آمریکا درباره جنگ با ایران است. نتایج این نظرسنجی که بین اول تا ۱۵ ژوئن [۱۱ تا ۲۵ خرداد]، حدود سه ماه پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران انجام شده، نشان میدهد ۷۹ درصد جمهوریخواهان اقدام نظامی آمریکا علیه ایران را تایید میکنند، اما تنها هشت درصد دموکراتها و ۲۶ درصد افراد مستقل با این اقدام موافق هستند.
این نظرسنجی تصویری از فضای سیاسی آمریکا پیش از اعلام «تفاهمنامه صلح» میان واشینگتن و تهران توسط دونالد ترامپ، ارائه و نشان میدهد حمایت از حمله به ایران بیش از هر چیز تابع وابستگی حزبی پاسخدهندگان بوده است.
در مجموع، تنها ۳۴ درصد آمریکاییها از اقدام نظامی ایالات متحده علیه ایران حمایت کردهاند؛ رقمی که به گفته گالوپ، این عملیات را در زمره کمطرفدارترین مداخلات نظامی آمریکا از دهه ۱۹۸۰ تاکنون قرار میدهد. تقریباً همه عملیاتهای نظامی عمده آمریکا در چهار دهه گذشته در آغاز با حمایت اکثریت افکار عمومی همراه بودهاند و تنها حملات به لیبی در سال ۲۰۱۱، سوریه در سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ و اکنون ایران، نتوانستهاند چنین حمایتی را جلب کنند.
گالوپ همچنین با بررسی روند تاریخی نظرسنجیهای خود میگوید حمایت از مداخلات نظامی آمریکا معمولاً با طولانی شدن جنگ کاهش پیدا میکند. برای نمونه، میزان حمایت از جنگ عراق از ۷۶ درصد در آغاز جنگ به ۶۰ درصد، تنها ۹ ماه بعد، کاهش یافت. همچنین حمایت از عملیات نظامی در لیبی هشت واحد درصد و از حضور نظامی آمریکا در هائیتی ۱۸ واحد درصد افت کرد.
این موسسه بر همین اساس احتمال داده است که میزان حمایت از حمله به ایران در روزهای نخست آغاز جنگ در اواخر فوریه [اوایل اسفند سال گذشته] بیش از نتایج نظرسنجی ژوئن [خرداد] بوده باشد. در همین راستا، نظرسنجی موسسه کوئینیپیاک (Quinnipiac) در اوایل مارس نشان داده بود که ۴۰ درصد رایدهندگان ثبتنامشده از اقدام نظامی علیه ایران حمایت میکنند؛ رقمی که شش واحد درصد بیشتر از یافتههای گالوپ است. با این حال، حتی این میزان نیز در مقایسه با سایر عملیاتهای نظامی آمریکا از پایینترین سطوح حمایت اولیه به شمار میرود.
یافتههای گالوپ همچنین نشان میدهد حمایت از حمله به ایران در میان گروههای سنی بالاتر بیشتر بوده است. ۴۷ درصد افراد ۵۵ سال و بالاتر و ۳۲ درصد افراد ۳۵ تا ۵۴ سال از این اقدام حمایت کردهاند، در حالی که تنها ۱۵ درصد از افراد ۱۸ تا ۳۴ سال با آن موافق بودهاند. همچنین ۴۰ درصد مردان در برابر ۲۸ درصد زنان از حمله نظامی آمریکا به ایران حمایت کردهاند.
نتایج نظرسنجی جدید موسسه ریگان نشان میدهد افکار عمومی آمریکا درباره آینده ایران تقریبا دوپاره است، اما در میان جمهوریخواهان و بهویژه حامیان جنبش «ماگا»، حمایت از تغییر حکومت در ایران بهمراتب بیشتر از حمایت از توافق با جمهوری اسلامی است.
بر اساس نتایج اولیه نظرسنجی تابستانی موسسه رونالد ریگان که بخشهایی از آن منتشر شده و روزنامه نیویورکپست نیز به آن پرداخته است، ۳۹ درصد آمریکاییها ترجیح میدهند بحران ایران از طریق یک توافق مذاکرهشده حل شود، در حالی که ۳۶ درصد از تغییر حکومت در ایران حمایت کردهاند. همچنین ۱۶ درصد گفتهاند ترجیح میدهند جمهوری اسلامی در قدرت باقی بماند، اما توان اقتصادی و نظامی آن بهشدت تضعیف شود.
این نظرسنجی نشان میدهد اگرچه در مجموع افکار عمومی آمریکا میان گزینه توافق و تغییر حکومت اختلاف اندکی دارد، اما شکاف حزبی در این زمینه قابل توجه است.
بر اساس این یافتهها، ۵۰ درصد جمهوریخواهان از تغییر حکومت در ایران حمایت کردهاند، در حالی که تنها ۲۵ درصد آنان دستیابی به یک توافق مذاکرهشده با جمهوری اسلامی را ترجیح دادهاند. در مقابل، ۵۲ درصد دموکراتها از مسیر دیپلماتیک و توافق حمایت کردهاند و تنها ۲۵ درصد آنان تغییر حکومت را گزینه مطلوب دانستهاند.
نتایج نظرسنجی همچنین نشان میدهد در میان حامیان جنبش «ماگا» وابسته به دونالد ترامپ، حمایت از تغییر حکومت در ایران حتی پررنگتر است. بر اساس این دادهها، ۵۱ درصد از جمهوریخواهان حامی ترامپ خواهان روی کار آمدن حکومتی جدید در ایران هستند، در حالی که تنها ۲۵ درصد از آنان از توافق با جمهوری اسلامی حمایت کردهاند. همچنین ۱۴ درصد از این گروه گفتهاند ترجیح میدهند جمهوری اسلامی در قدرت باقی بماند، اما توان اقتصادی و نظامی آن بهشدت محدود شود.
موسسه ریگان در توضیح نتایج این نظرسنجی اعلام کرده است که سهچهارم جمهوریخواهان، از جمله حامیان جنبش «ماگا»، خواهان نتیجهای سختگیرانهتر از آن چیزی هستند که در تفاهمنامه اخیر میان واشینگتن و تهران مطرح شده است.
انتشار این نظرسنجی همزمان با تلاش دولت دونالد ترامپ برای دفاع از تفاهمنامه اخیر با جمهوری اسلامی و جلب حمایت افکار عمومی برای ادامه مذاکرات صورت میگیرد.
موسسه رونالد ریگان اعلام کرده است گزارش کامل نتایج نظرسنجی تابستانی خود را ۲۹ ژوئن [۸ تیر ماه] منتشر خواهد کرد.
شبکه ایبیسینیوز در گزارشی نوشت که شماری از سناتورهای برجسته جمهوریخواه با تفاهمنامه دونالد ترامپ با حکومت ایران مخالفت کردهاند. منتقدان میگویند این توافق میلیاردها دلار امتیاز اقتصادی در اختیار تهران میگذارد، بدون آنکه محدودیتهای کافی بر برنامه هستهای ایران اعمال کند.
بر اساس این گزارش، اختلاف نظر میان رییسجمهوری آمریکا و برخی از نزدیکترین متحدانش در حزب جمهوریخواه، بر سر مفاد یادداشت تفاهمی است که ترامپ چهارشنبه با جمهوری اسلامی امضا کرد. منتقدان میگویند این توافق در ازای امتیازهای محدود، فرصت اقتصادی قابل توجهی برای بازسازی ایران فراهم میکند.
تام کاتن، رییس کمیته اطلاعات سنای آمریکا، گفت برخی جنبههای این توافق «در مسیر اشتباهی حرکت میکند.» او با تمجید از سیاستهای ترامپ در تضعیف جمهوری اسلامی، هشدار داد که نباید اهرم فشاری که طی سالهای گذشته علیه حکومت ایران ایجاد شده، از دست برود. کاتن از جمله چهرههای جمهوریخواهی است که پیشتر از ادامه حملات نظامی علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده بود.
به گزارش ایبیسینیوز، منتقدان جمهوریخواه میگویند توافق جدید راه را برای افزایش درآمدهای نفتی ایران، آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده این کشور و همچنین تشکیل صندوقی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران هموار میکند.
تد کروز، سناتور جمهوریخواه از تگزاس، ایجاد چنین صندوقی را «ایدهای بهشدت اشتباه» توصیف کرد و گفت تجربه تاریخی نشان داده است که اختصاص میلیاردها دلار به حکومت ایران تصمیم درستی نیست. او ضمن تاکید بر حمایت از ترامپ، افزود که رییسجمهوری در این پرونده «مشاورههای نادرستی» دریافت کرده و نباید حتی «یک سنت» در اختیار حکومت ایران قرار گیرد.
راجر ویکر، رییس کمیته نیروهای مسلح سنا، نیز در بیانیهای اعلام کرد که صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری پیشنهادی، در مقایسه با توافق هستهای سال ۲۰۱۵ دولت باراک اوباما، امتیاز مالی بسیار بزرگتری برای ایران محسوب میشود. او همچنین با لغو تحریمها، آزادسازی داراییهای ایران و هرگونه فشار بر اسرائیل برای توقف عملیات علیه حزبالله مخالفت کرد و گفت جمهوری اسلامی همچنان شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» را دنبال میکند و هر منابع مالی جدیدی را در همین مسیر هزینه خواهد کرد.
ترامپ اما تاکید کرده است که آمریکا هیچ سهمی در تامین منابع صندوق بازسازی نخواهد داشت. او گفت: «ما حتی ۱۰ سنت هم پرداخت نمیکنیم. اگر کشورهای دیگر بخواهند چنین کاری انجام دهند، تصمیم خودشان است.»
ایبیسینیوز همچنین گزارش داد که برخی سناتورها نسبت به آینده تنگه هرمز نیز ابراز نگرانی کردهاند. اگرچه در یادداشت تفاهم بر بازگشایی این آبراه بدون دریافت عوارض تاکید شده، جان کورنین، سناتور جمهوریخواه از تگزاس، هشدار داد که این توافق مانعی برای جلوگیری از اقدام دوباره جمهوری اسلامی در مسدود کردن تنگه هرمز یا اعمال هزینه برای عبور کشتیها ایجاد نمیکند.
یکی دیگر از محورهای اصلی انتقاد جمهوریخواهان، نبود الزام برای نابودی ذخایر اورانیوم با غنای بالا و فقدان سازوکاری مشخص برای جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای در آینده است. در متن یادداشت تفاهم تنها بر تعهد پیشین ایران مبنی بر دنبال نکردن سلاح هستهای و ادامه مذاکرات درباره سرنوشت ذخایر هستهای این کشور تاکید شده است.
راجر ویکر گفت این توافق، دستاوردهای عملیات نظامی اخیر آمریکا علیه ایران را تضعیف میکند، زیرا دهها میلیارد دلار پیش از دریافت هرگونه امتیاز هستهای در اختیار تهران قرار میگیرد. بیل کسیدی، دیگر سناتور جمهوریخواه، نیز گفت این توافق جاهطلبیهای هستهای ایران را مهار نکرده است.
در مقابل، لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه از کارولینای جنوبی، با وجود برخی انتقادها از مفاد تفاهم، از آغاز مسیر دیپلماسی حمایت کرد. او گفت بدون این یادداشت تفاهم، تنها گزینه پیشروی آمریکا ادامه جنگ یا حفظ وضعیت موجود بود و به همین دلیل مزایای امضای این توافق را بیش از معایب آن میداند. گراهام افزود به استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه، توصیه کرده است برای دستیابی به یک توافق مناسب تلاش کند، اما در صورت لزوم آماده ترک مذاکرات نیز باشد.
دولت آمریکا در واکنش به این انتقادها اعلام کرده است که کاهش تحریمها و دسترسی حکومت ایران به داراییهایش به تعهدهای مشخص هستهای تهران وابسته است و مذاکرات برای دستیابی به توافق نهایی ادامه خواهد یافت. مقامهای دولت تاکید کردهاند که یادداشت تفاهم فعلی تنها چارچوب اولیه مذاکرات است و توافق نهایی محسوب نمیشود.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، نیز در دفاع از رویکرد دولت گفت حتی اگر احتمال تغییر رفتار جمهوری اسلامی اندک باشد، ارزش آن را دارد که این فرصت دیپلماتیک آزموده شود؛ زیرا در غیر این صورت حکومت ایران از مزایای پیشبینیشده در توافق بهرهمند نخواهد شد.