لوفتهانزا: تا نهم فروردین ۱۴۰۵ به مقصد و از مبدا تهران پروازی نخواهیم داشت

سخنگوی شرکت هواپیمایی لوفتهانزا اعلام کرد که این شرکت تا نهم فروردین ۱۴۰۵ هیچ پروازی «به مقصد و از مبدا تهران» نخواهد داشت.

سخنگوی شرکت هواپیمایی لوفتهانزا اعلام کرد که این شرکت تا نهم فروردین ۱۴۰۵ هیچ پروازی «به مقصد و از مبدا تهران» نخواهد داشت.
خبرگزاری فرانسه، به نقل از سخنگوی لوفتهانزا نوشت که شرکت هواپیمایی اتریش نیز که بخشی از گروه لوفتهانزا محسوب میشود نیز دستکم تا ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ هیچ پروازی به تهران انجام نخواهد داد.
گروه لوفتهانزا روز چهارشنبه اعلام کرده بود که از عبور از حریم هوایی ایران و عراق خودداری خواهد کرد، اما سخنگوی این شرکت سپس اعلام کرد که از روز سهشنبه ۳۰ دی، «یک کریدور از حریم هوایی عراق» مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
آژانس ایمنی هوانوردی اتحادیه اروپا جمعه ۲۶ دی به شرکتهای هواپیمایی توصیه کرده بود که بهدنبال تهدیدهای مربوط به حملات احتمالی آمریکا، از پرواز در حریم هوایی ایران خودداری کنند.







شاهزاده رضا پهلوی در آخرین پیام خود خطاب به مردم ایران گفت که ادامه نبرد تا پیروزی نهایی نه فقط وظیفهای ملی، بلکه عهدی است با جانباختگان راه آزادی و خون پاکشان.
او در پیامی که صبح سهشنبه ۳۰ دی خطاب به مردم ایران منتشر کرد، با اشاره به کشتار مردم گفت:«نامشان فراموش نخواهد شد؛ نه در تاریخ؛ نه در حافظه ملی؛ نه در قلب ما.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «سوگِ از دست دادن بهترین فرزندان ایران سنگین است. اما ما این سوگ را به خشم آگاهانه، و ارادهای شکستناپذیر علیه خامنهای و همه عاملان داخلی و خارجیاش تبدیل میکنیم.»
او گفت: «شما تنها نیستید. ایستادگی شما تاریخ را تغییر داده است. شما در خط مقدم آزادی ایستادهاید. و ما، از همیشه به پایان این رژیم نزدیکتریم. این رژیم ترک برداشته است. قدرتش فرسوده شده. سقوطش آغاز شده است.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «به خودتان ایمان داشته باشید؛ به اتحادتان؛ به شجاعتتان؛ به بزرگیتان...این رژیم از شما و قدرتتان میترسد. ما اجازه نمیدهیم اندوهمان به ناامیدی تبدیل شود.»
او گفت: «این رژیم دیگر نمیتواند ملت بیدار و برخاسته ما را خاموش کند؛ نمیتواند ترس را بر ایران حاکم کند.»
او گفت: «هممیهنانم! آماده باشید. لحظه بازگشت به خیابان فرا خواهد رسید: گستردهتر؛ قدرتمندتر؛ مصممتر از همیشه؛ برای فتح تهران؛ برای بازپسگیری ایران.»
پایان خامنهای رسوایی و ننگ ابدی است
شاهزاده رضا پهلوی در این پیام علی خامنهای را نیز خطاب قرار داد و او را «رهبر رژیم اشغالگر ایران» و «یک جنایتکارِ ضدایرانی» نامید که شرافت و انسانیت ندارد.
او با بیان اینکه دستان خامنهای به خون دهها هزار ایرانی بی گناه آغشته است گفت که باید به همراه تمام مزدورانش برای خونهای ریخته شده پاسخگو باشند.
شاهزاده رضا پهلوی خطاب به خامنه ای گفت: «ما نه میبخشیم. نه فراموش میکنیم. نه عقب مینشینیم. همانگونه که جنایتکاران نازی در نورنبرگ محاکمه و مجازات شدند، تو و همدستانت نیز محاکمه و مجازات خواهید شد؛ در دادگاه ملت ایران.»
او در ادامه با بیان اینکه هیچ جنایتی بی پاسخ نمی ماند، خطاب به خامنهای گفت که هیچ راه فراری برای او و همدستانش نیست، جایی برای پنهان شدن ندارند و هیچ مصونیتی نخواهند داشت.

پارلمان بریتانیا پژوهشی درباره انقلاب ملی ایرانیان منتشر کرد و نوشت تکرار موج اعتراضات در ایران اجتنابناپذیر است، اما پیروزی نیازمند همبستگی مخالفان جمهوری اسلامی با یکدیگر است.
در تحقیق پارلمان بریتانیا که دوشنبه ۲۹ دی منتشر شد، آمده است تحلیلگران سیاست خارجی ارزیابی کردهاند که اعتراضها فشار قابل توجهی بر حکومت وارد کرده و موقعیت داخلی و منطقهای حکومت نسبت به گذشته بهمراتب ضعیفتر شده است.
در این پژوهش به برخی از تحلیلهای منتشرشده در اندیشکدهها و رسانهها پرداخته و گفته شده است شرایط یک انقلاب یا ادامه اعتراضات در ایران فراهم است.
اگر چه این تحلیلگران نارضایتیهای اقتصادی را برای سرنگونی حکومت کافی نمیدانند، موسسه بریتانیایی چتم هاوس ارزیابی کرده که نظام سیاسی ایران توان تطبیق خود را از دست داده و اعتراضها در ایران دیگر چیز غریبی نخواهند بود.
این پژوهش به مقاله نشریه آتلانتیک هم اشاره کرده است که در آن گفته شده پنج شرط کلیدی برای وقوع انقلاب «تقریبا» فراهم شده است. این پنج شرط به نوشته آتلانتیک عبارتند از: بحران مالی، شکاف در میان سرکردگان، ائتلافهای متنوع مخالفان، روایت قانعکننده برای مقاومت، و محیط بینالمللی مساعد.
با این حال، تحلیل دیگری در همان نشریه تاکید میکند که گروههای مخالف ابتدا باید با یکدیگر متحد شوند تا بتوانند از نارضایتی عمومی بهره بگیرند.
در این بین، موسسه خدمات متحد سلطنتی بریتانیا در تحلیلی نوشته که برخی مخالفان داخلی از ترس اینکه فروپاشی حکومت در ایران منجر به شرایطی مانند لیبی پس از سرنگونی معمر قذافی در ۲۰۱۱، یا جنگ داخلی طولانی مانند سوریه از ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ بشود، برای همراهی با اعتراضات منجر به سرنگونی تردید دارند.
پژوهش پارلمان بریتانیا درباره دیگر آثار اعتراضات همچنین آورده که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در جریان این اعتراضها همچنان به حکومت وفادار باقی ماندند و گزارش قابل تاییدی از ریزش نیروها منتشر نشد.
در این بین، موسسه واشینگتن ارزیابی کرده که سطح خشونت دولتی یک «نقطه عطف» برای ایران است و فشار بیشتر آمریکا از طریق تهدیدهای سایبری و نمایش برتری هوایی میتواند حکومت را وادار به اصلاح و تغییر کند.
تحلیلهای بیبیسی نیوز و موسسه کشورهای عربی خلیج فارس نیز میگویند حکومت ممکن است در نهایت به سمت «فروپاشی تدریجی» حرکت کند.
بر اساس پژوهش پارلمان بریتانیا، در اینکه حکومت ایران در سراشیبی قرار دارد تردیدی نیست اما پیروزی انقلاب در ایران به اتحاد و همگرایی بیشتر مخالفان نیاز دارد.

شاهزاده رضا پهلوی گفت حکومت در آستانه فروپاشی قرار دارد و تلاش خواهد کرد از هر ابزاری استفاده کند، به همین دلیل یک ضربه قاطع میتواند موازنه را بهطور کامل به نفع ملت و مردم بیدفاع تغییر دهد.
شاهزاده رضا پهلوی دوشنبه ۲۹ دی در گفتوگو با شبکه فاکس نیوز با تاکید بر این که تغییر جمهوری اسلامی میتواند چهره خاورمیانه را تغییر دهد، وعده دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای حمایت از معترضان را دلگرم کننده دانست.
او گفت: «این همان حمایتی است که ما بهصورت واقعی به آن نیاز داریم.»
شاهزاده رضا پهلوی گفت همه درباره جنگ حرف میزنند اما اولین جنگی که جریان دارد، جنگ حکومت اسلامی علیه مردم خودش است.
او تاکید کرد: «غیرنظامیان بیدفاع گفتند که خواهان پایان این حکومت هستند و پاسخ حکومت، کشتار گسترده شهروندان ما بود.»
شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل نیز دوشنبه گفت جامعه جهانی باید از سطح بیانیههای اخلاقی و تحریمهای نمادین عبور کند و بهطور مشخص بر «انزوای راس قدرت و حمایت آشکار از گذار دموکراتیک» تمرکز کند.
عبادی هشدار داد ادامه بیتوجهی حکومت به جامعه ایران به گسستی کامل منجر خواهد شد و هرچه این تغییر به تعویق بیفتد، هزینههای آن برای ایران و منطقه سنگینتر خواهد بود.
نیروهای نیابتی در تهران
شاهزاده رضا پهلوی در ادامه گفت رژیم آنقدر ناامید است که مجبور شده نیروهایی را از لبنان، افغانستان و عراق، برای سرکوب وارد کند، زیرا عناصر خودشان که این کار کثیف را انجام میدهند، در حال تمام شدن هستند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، نیروی قدس سپاه و نیروهای نیابتی آن شامل فاطمیون افغانستان، زینبیون پاکستان و حشدالشعبی عراق ستون اصلی کشتار مردم در اعتراضات اخیر بودهاند.
ساندیتایمز ۲۸ دی به گزارشهایی اشاره کرد که از ورود نیروهای حشدالشعبی از عراق با اتوبوس برای کمک به جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان حکایت دارد.
شاهزاده رضا پهلوی درباره حمله احتمالی آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی برای حمایت از معترضان گفت: «اگر از زاویه دید مردمی که در خیابانها هستند نگاه کنید، باید هر چیزی که به سازوکار خشونت حکومت وصل است در گام نخست باشد و این میتواند سپاه پاسداران باشد یا هر دستگاه دیگر.»
تد کروز، سناتور جمهوریخواه، ۲۹ دی گفت: «ما در یک لحظه مهم هستیم و در شش ماه آینده میتوانیم شاهد سقوط حکومتهای ایران، ونزوئلا و کوبا، به عنوان سه رژیم شرور ضد آمریکایی باشیم.»
او با اشاره به تهدید ترامپ درباره عواقب کشتار معترضان در ایران، افزود که اقدام احتمالی در واکنش به این موضوع، نظامی خواهد بود.
کروز اضافه کرد: «اقدام نظامی به معنای اعزام نیرو نیست و میتواند اقدامی مانند بمباران باشد.»
او با اشاره به سخنان ترامپ مبنی بر این که «وقتش رسیده که بهدنبال رهبری جدید در ایران باشیم»، گفت: «این خیلی مهم است، چرا که ترامپ پیش از این به صراحت درباره تغییر رژیم سخن نگفته بود.»

زمانی که ایرانیان داخل کشور، در جریان انقلاب ملی دیماه، در خیابانهای شهر و روستای خود حضور داشتند، ایرانیان خارج از کشور نیز، در پنج قاره، ۳۰ کشور و ۷۳ شهر جهان، دستکم ۱۶۸ تجمع اعتراضی برگزار کردند. این تجمعات بهویژه پس از قطع اینترنت در ایران شدت گرفت.
از شرق جهان، در توکیو و سئول، تا لسآنجلس و سانفرانسیسکو در غرب جهان؛ از اسلو، استکهلم و تامپره در شمال نقشه جهان تا ملبورن و آدلاید در جنوب جهان، ایرانیان به خیابانها آمدند تا صدای هممیهنان خود باشند.
شش سال پیش، در دیماه ۱۳۹۸، زینب ابوطالبی، مجری شبکه افق وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در یک برنامه تلویزیونی گفت: «ایرانیها به یک زندگی حماسی و جهادی احتیاج دارند؛ اگر کسی به این سبک اعتقاد ندارد، جمع کند و از ایران برود؛ برود همان جاهایی که همان رفاه و همان مدل زندگی را دارد.»
این روزها، دوباره در دیماهی دیگر، احتمالا همانهایی که ابوطالبی در آن دیماه به آنها توصیه کرده بود از ایران بروند، در حال فریاد زدن خواستهای هستند که جمهوری اسلامی، با قطع اینترنت، در پی خاموش کردن آن بود. اما ایرانیان در پنج قاره، همچنان صدای هم میهنان خود را به گوش جهان میرسانند.
این حجم از تجمعات برای کشوری که زیر حاکمیت جمهوری اسلامی، طی ۴۵ سال، بیش از پنج میلیون نفر از آن پناهنده شدهاند و حدود دو تا چهار میلیون نفر از آن مهاجرت کردهاند، چندان عجیب نیست. بر اساس این برآوردها میتوان گفت از هر ۱۵ ایرانی، یک ایرانی خارج از کشور زندگی میکند.
روزشمار تجمعات
در هشت شهر آلمان، ۲۷ تجمع در ۱۰ روز برگزار شد. پس از آلمان، آمریکا و استرالیا قرار دارند؛ در هر یک از این کشورها ۲۳ تجمع برگزار شده است. در رتبه بعدی، کانادا با ۱۹ تجمع و پس از آن بریتانیا با ۱۲ تجمع قرار دارد. ۲۵ کشور دیگر، کمتر از ۱۰ تجمع داشتند.
تجمعات ایرانیان از روز ۱۱ دیماه و روز پنجم انقلاب ملی آغاز شد. پس از آن، تا روز ۲۷ دیماه، تجمعات به شکلی تصاعدی افزایش یافت. افزایش شمار تجمعات پس از قطع اینترنت در ایران و پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی خطاب به ایرانیان خارج از کشور بهطور مشخص قابل مشاهده است.
روزهای ۲۷، ۲۱ و ۲۰ دیماه، به ترتیب با ۲۵، ۲۴ و ۲۳ تجمع، بیشترین تعداد تجمعات را در جهان به خود اختصاص دادند.
پس از اعلام قطع اینترنت در ایران، تعداد و گستره تجمعات ایرانیان خارج از کشور، به شکل ملموسی افزایش یافت.
کجای جهان، چه تعداد؟
بیش از نیمی از تجمعات در اروپا شکل گرفته است. در این قاره، شهرهایی نظیر لندن، هامبورگ، فرانکفورت و استکهلم پیشتاز بودند. پس از اروپا، حدود ۲۵ درصد تجمعات با تمرکز در شهرهایی نظیر تورنتو و مونترال کانادا، همچنین لسآنجلس، نیویورک و واشینگتن دیسی ایلات متحده، در آمریکای شمالی برگزار شد.
در اقیانوسیه، ۱۵ درصد تجمعات در شهرهایی نظیر سیدنی و ملبورن استرالیا و اوکلند و ولینگتون نیوزیلند متمرکز بوده است.
در شهرهایی نظیر تفلیس، ایروان، توکیو، سئول، دهلی نو و استانبول نیز تجمعاتی برگزار شد. تعداد ایرانیان در کشورهای آسیایی کم نیست، با این حال برگزاری تجمعات در بسیاری از این کشورها، در مقایسه با کشورهای غربی، به دلیل موانع قانونی دشوارتر است. گزارشهایی از ممنوعیت برگزاری تجمع از سوی ایرانیان ساکن ترکیه نیز منتشر شده است.
با این حال، گزارشها و ویدیوهای منتشرشده نشان میدهد ایرانیان ساکن در هر کجای جهان، به اندازه جمعیت و توان خود، تجمعاتی برگزار کردند. آنها حتی در آکرا در غنا، سئول در کره جنوبی، دهلی نو در هند و خولون در اسرائیل، در حمایت از هممیهنان خود دست به تجمع زدند.
بهجز موارد معدودی نظیر تجمع کمشمار ۱۴ دیماه گروههای چپگرای تورنتو و تجمع در پاریس که روز ۲۷ دیماه به دعوت احزاب چپگرا و گروههای فمینیستی برگزار شد، سایر تجمعات به دعوت گروههای ملیگرا و پادشاهیخواه شکل گرفت. شرکتکنندگان با در دست داشتن نمادهای ملی، نظیر پرچم شیر و خورشید، تصاویری از شاهزاده رضا پهلوی و شعارهایی همسو با شعارهای پرتکرار در داخل ایران، به خیابانها آمدند.
حملات فیزیکی و بازداشت
در جریان این تجمعات اعتراضی، چندین مورد حمله به تجمعات ملیگرایانه گزارش شد. از جمله، حمله با کامیون به تجمع ایرانیان در ۲۱ دیماه در شهر لسآنجلس آمریکا که با ورود بهموقع پلیس، از وارد شدن خسارت جانی گسترده به تجمعکنندگان جلوگیری شد.
در تجمع ۲۷ دیماه، این بار سه فرد مسلح به چاقو به معترضان ایرانی حمله کردند. در نتیجه این حمله، دو ایرانی بهشدت مجروح شدند.
همچنین مواردی از درگیری و بازداشت در تجمعات لندن گزارش شده است.

نگاه جمهوری اسلامی به تجمعات خارج از کشور: «بسیار خطرناک»
در سال ۱۴۰۱، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه فعلی جمهوری اسلامی که در آن زمان دبیر شورای راهبردی روابط خارجی بود، در یک گفتوگو، شکلگیری تجمعات ایرانیان در خارج از کشور علیه جمهوری اسلامی را «بسیار خطرناک» توصیف کرد.
او در گفتوگو با صداوسیمای جمهوری اسلامی گفت: «نباید اجازه بدهیم اینطور مرتب علیه ما تظاهرات شود و مرتب پیامهایی داده شود.»
او ادامه تجمعات در خارج از کشور را عامل ایجاد «هزینه و فشار» برای جمهوری اسلامی دانست که منافع این حکومت را تحت تاثیر قرار میدهد. عراقچی توضیح داد این تجمعات «فضایی را به وجود میآورند که کشورها برای همکاری با جمهوری اسلامی دچار تردید میشوند.»
این دیپلمات کهنهکار جمهوری اسلامی که از سال ۱۳۶۷ در وزارت امور خارجه مشغول به کار است، در آن زمان اعتراضات ایرانیان خارج از کشور را «پروژه بدنامسازی، امنیتیسازی و مشروعیتزدایی از جمهوری اسلامی در دنیا» توصیف کرد.
او تاکید کرد: «نباید اجازه بدهیم اینطور مرتب علیه ما تظاهرات شود و مرتب پیامهایی داده شود.»
بزرگترین تجمعات
اطلاعات رسمی اندکی درباره تعداد تجمعکنندگان منتشر شده است. با این حال، یکی از پرشمارترین تجمعات، مربوط به تورنتو بود که تعداد شرکتکنندگان در آن تا ۱۱۰ هزار نفر اعلام شد. با این حال، منابع رسمی به اعدادی نظیر «بیش از ۱۰ هزار نفر» اکتفا کردند.
تصاویر هوایی، انبوهی از جمعیت را نشان میدهد که در هوای برفی، با نمادهای ملی و تصاویری از شاهزاده رضا پهلوی در حال راهپیمایی هستند. ساکنان تورنتو در شبکههای اجتماعی این تجمع را بیسابقه توصیف کردند و بر این باورند که جمعیت بیش از اعلامیههای رسمی بوده است.
تعداد شرکتکنندگان در تجمع شهر کلن آلمان ۲۵ هزار نفر تخمین زده شده است. تجمع هامبورگ نیز از جمله بزرگترین تجمعات توصیف شده است.
نصب پرچم شیروخورشید
در کنار تجمعات پرشمار ایرانیان، تلاشهایی برای نصب پرچم شیروخورشید ایران به جای پرچم جمهوری اسلامی در اماکن سفارتخانهها و کنسولگریهای جمهوری اسلامی در سراسر جهان انجام شد.
شنبه ۲۰ دیماه، همزمان با تجمع اعتراضی ایرانیان مقیم لندن در مقابل سفارت جمهوری اسلامی، یکی از معترضان خود را به بالکن سفارت رساند و با پایین کشیدن پرچم جمهوری اسلامی، پرچم شیروخورشید را به جای آن نصب کرد. این اقدام با واکنش تند جمهوری اسلامی روبهرو شد.
در لندن، این اقدام بار دیگر تکرار شد، با این حال آخرین مورد از این دست نبود. ایرانیان در سفارتخانهها و کنسولگریهای جمهوری اسلامی در کانبرا در استرالیا، وین در اتریش، کپنهاگ در دانمارک، رم در ایتالیا، صوفیه در بلغارستان، اسلو در نروژ، استکهلم در سوئد، مادرید در اسپانیا، برلین، هامبورگ، مونیخ و فرانکفورت در آلمان، بوداپست در مجارستان، و لیوبلیانا در اسلوونی، نیز اقدامات مشابهی انجام دادند.
سهشنبه ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، دقیقا شش سال پس از دوشنبه ۲۴ دیماه ۱۳۹۸ که زینب ابوطالبی خطاب به ایرانیان معترض گفت «جمع کنند و از ایران بروند»، ایرانیان مقیم سیدنی، ملبورن، برن، نیکوزیا، برلین، جنوا، لاهه، تورنتو، هامبورگ، لندن، بارسلون، زوریخ، ایروان، لیسبون، تفلیس و آتن به خیابانهای شهرهای محل زندگی خود آمدند.
آنها در شهرهایی زندگی میکنند که رفاه و آزادی دارند، اما در میانه یک روز کاری، بهجای محل کار، در خیابان حاضر شدند تا اعلام کنند از شرق تا غرب جهان، هر کجا که باشند، اگرچه خود در رفاه و آزادی زندگی میکنند، اما هممیهنان خود را فراموش نکردهاند.

ایرانیان در تبعید میگویند قتل عام مردم در داخل کشور بهندرت خانوادهای را بینصیب گذاشته است. آنان در گفتوگو با ایراناینترنشنال از موجی بیسابقه از کشتارها سخن میگویند که در جریان آن نیروهای امنیتی زیر پوشش قطع سراسری ارتباطات، خشونتی گسترده و غیرقابل باور اعمال کردهاند.
برای الکس، ایرانی ساکن ایالت تگزاس آمریکا، خشونت حکومتی رژیم جمهوری اسلامی دیگر موضوعی دوردست نیست.
پسرخاله او، مهدی، جمعه ۱۹ دی در شهر کرمانشاه، در غرب ایران، پس از پیوستن به اعتراضهای سراسری در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای انقلاب مردم، کشته شد.
ایراناینترنشنال برای حفظ امنیت اعضای خانواده الکس در داخل ایران، از انتشار نام خانوادگی او خودداری کرده است.
الکس گفت: «بسیجیها به سر و شکم پسرخالهام شلیک کردند.»
او به نقل از خالهاش افزود: «آنها مثل سگ دنبالش کردند.»
پس از آن، مقامها دسترسی به اینترنت را در بخشهای گستردهای از کشور قطع کردند؛ اقدامی که ارتباطها را از هم گسست و خانوادهها را در بیخبری مطلق از زنده یا کشته بودن عزیزانشان رها کرد.
الکس گفت چند روز بعد، عصر چهارشنبه، زمانی که خطوط تلفن ثابت برای مدت کوتاهی در جریان قطع ارتباطات دوباره وصل شدند، از ماجرا باخبر شد. تماس بسیار بیکیفیت بود و مدام قطع میشد، اما صدای شیون و فریاد خالهاش را میشنید.
او گفت: «در مجموع فقط حدود سه دقیقه تماس داشتم، اما همان سه دقیقه، خالهام فقط جیغ میزد و میگفت او را کشتهاند.»
مهدی ۳۲ ساله بود.
الکس گفت که خالهاش پس از چند روز جستوجو، پیکر فرزندش را در پزشکی قانونی شناسایی کرد و تنها از روی موهایش او را شناخت.
الکس گفت: «صورتش کاملا غیرقابل شناسایی بود.»
به گفته او، مقامها اکنون از خانواده خواستهاند برای تحویل پیکر مهدی پول پرداخت کنند.
الکس گفت از تگزاس، احساس پوچی میکند و بهسختی قادر به ادامه زندگی روزمره است، اما باور دارد صحبت علنی تنها راه ادای احترام به پسرخالهاش و شکستن سکوتی است که قطع اینترنت تحمیل کرده است.
او گفت: «او یک ایران آزاد میخواست و شاه رضا پهلوی را.»
ترس و درماندگی
در کانادا، غزال شکری، شهروند ایرانی-کانادایی، از احساسی مشابه از ترس و ناتوانی سخن گفت؛ در حالی که منتظر تماسهای کوتاه و شکننده با خانوادهاش در ایران است.
او گفت از زمان شدت گرفتن خشونتها، فقط چند ثانیه صدای مادرش و چند دقیقه صدای خواهرش را شنیده است.
شکری گفت گستردگی کشتارها با هر آنچه ایرانیان پیشتر تجربه کردهاند تفاوت دارد و هشدار داد که اکنون تقریبا هر خانوادهای فردی را میشناسد که کشته شده است.
او گفت فقط نگران ویرانی فیزیکی کشور نیست، بلکه بیشتر نگران پیامدهای روانی بلندمدت آن بر جامعه ایران است؛ از جمله آسیبهای روحی گسترده، افسردگی و تخریب پایدار اجتماعی.
او گفت: «الان تقریبا هر خانوادهای در ایران چند نفر را میشناسد که کشته شدهاند. صادقانه بگویم، صحبت دربارهاش آسان نیست. ما بهعنوان انسان، برای تحمل چنین چیزی ساخته نشدهایم.»
سکوتی هراسانگیز
سبحان نوفر، ایرانی دیگری در تبعید، گفت قطع سراسری ارتباطات ترس ایرانیان خارج از کشور را تشدید کرده است. او گفت: «این سکوت وحشتناک است.»
به گفته او، قطع ارتباط با داخل ایران باعث شده بسیاری از ایرانیان خارج از کشور شبها نخوابند و با اضطراب شدید درباره وضعیت خانوادههایشان زندگی کنند؛ بهطوری که هر خبر یا تکه اطلاعاتی، نشانهای از یک حمام خون گستردهتر به نظر میرسد.
هدیه، روزنامهنگار ساکن واشینگتن دیسی، گفت نهتنها نگران سلامتی والدین خود و خانواده همسرش است، بلکه از وضعیت مالی آنها نیز بیم دارد؛ چرا که خانوادهها تا حد زیادی به پولی وابسته بودند که او و همسرش از طریق دوستان و بستگان برایشان میفرستادند.
با قطع اینترنت، دیگر امکان ارسال پول وجود ندارد و این موضوع باعث شده هدیه نگران باشد که والدین سالمند چگونه در شرایط دشوار اقتصادی ایران امرار معاش خواهند کرد.
ایراناینترنشنال گزارش داده است که دستکم ۱۲ هزار نفر تنها در دو روز کشته شدهاند؛ زمانی که نیروهای امنیتی آنچه تحلیلگران آن را «مرگبارترین موج خشونت دولتی در تاریخ معاصر ایران» توصیف میکنند به راه انداختند.
برآوردهای دیگر حاکی است با ادامه قطع ارتباطات، شمار واقعی قربانیان ممکن است بسیار بیشتر باشد.
افزایش درخواستها برای اقدام آمریکا
این روایتها در حالی منتشر میشود که درخواستها، هم در داخل ایران و هم در میان ایرانیان خارج از کشور، برای اقدام نظامی آمریکا افزایش یافته است؛ درخواستهایی که خواهان حملات هدفمند علیه دستگاههای امنیتی و سرکوب جمهوری اسلامی هستند.
برای ایرانیان در تبعید مانند الکس، شکری و نوفر، این بحث دیگر انتزاعی نیست؛ بلکه با نامها و چهرههای آشنایی گره خورده که از دست رفتهاند و با ترسی همراه است که از داغدار شدن خانوادههای بیشتر وجود دارد.
نوفر گفت: «هر خبر، هر ویدیو یا عکسی که از ایران میآید، حس یک حمام خون تازه را دارد. من واقعا میترسم، عمیقا میترسم، اما اجازه نمیدهم کاملا فروبپاشم، چون واقعا باور دارم مردم ایران بزرگتر از این حکومت تروریستی هستند.»
در حالی که ایران همچنان تا حد زیادی از جهان خارج قطع است، این افراد اعلام کردند سخن گفتن علنی یکی از معدود راههای باقیمانده است تا قربانیان فقط به عدد و آمار تبدیل نشوند.