در حالی که مقامهای ارشد جمهوری اسلامی، از جمله رهبر و فرماندهان نظامی، بهطور کامل از پذیرش مسئولیت و بهکار بردن واژه «آتشبس» پرهیز کردهاند، بخشی از دولت صراحتاً از آتشبس سخن گفته است.
این دوگانگی آشکار در روایت رسمی، نهتنها اختلاف در سطح تصمیمگیری را برجسته میکند، بلکه نشان میدهد رهبر جمهوری اسلامی با وجود اختیارات انحصاری خود طبق قانون اساسی، همواره تلاش میکند مسئولیت پیامدهای تصمیمهای پرهزینه را به گردن دیگران بیندازد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، شامگاه پنجشنبه ۵ تیرماه در برنامه گفتوگوی ویژه خبری تلویزیون حکومت ایران بهصراحت اعلام کرد که نظام «هیچ آتشبسی را قبول ندارد» و آتشبس را نتیجه مذاکرهای دانست که اساساً اتفاق نیفتاده است. او پیشتر هم در ۳ تیرماه، همزمان با اعلام آتشبس از سوی ترامپ، در پیامی در شبکه ایکس تأکید کرده بود «هیچ توافقی» درباره «آتشبس یا توقف عملیات نظامی» وجود ندارد. با این حال، عراقچی گفته بود اگر اسرائیل تا زمان مقرر حملات را پایان دهد، «ایران فعلاً پاسخی نخواهد داد» و تصمیم نهایی بعداً گرفته میشود. در مقابل، مسعود پزشکیان، رئیس دولت جمهوری اسلامی، آشکارا از «آتشبس و توقف جنگ» سخن گفت و این وضعیت را حاصل «ایستادگی ملت ایران» دانست.
اما علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در پیام تازه خود که دو روز پس از اجرای آتشبس منتشر شد، کاملاً از بهکار بردن واژه «آتشبس» خودداری کرد و صرفاً بر «پیروزی بزرگ» و «شکست دشمنان» تاکید داشت. او در پیام نخستش نیز اگرچه از وقوع «جنگ» سخن گفته بود، اما بهطور رسمی «اعلان جنگ» نکرد و تلاش کرد وضعیت را عادی جلوه دهد. شورای عالی امنیت ملی هم در بیانیه خود بدون اشاره به آتشبس، از «توقف یکطرفه تهاجم دشمن» صحبت کرد. عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، هم در پیام ویدیوییاش فقط بر روحیه نبرد و آمادگی برای جنگ تأکید کرد و هیچ اشارهای به آتشبس نکرد.
آنچه روشن است اینکه رهبر جمهوری اسلامی و مقامات ارشد نظامی حکومت، عمداً از بیان مستقیم آتشبس پرهیز کردند، در حالی که برخی چهرههای سیاسی دولت، توقف عملیات را آشکارا «آتشبس» خواندند. اما چرا این موضوع در شرایط کنونی ایران بیش از هر زمانی اهمیت دارد؟
بیش از دو دهه حکمرانی علی خامنهای نشان داده است که او با برخورداری از حداکثر اختیارات طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، همواره از پذیرش مسئولیت گریزان بوده است. در تمام بزنگاههای تاریخی دهههای اخیر، خامنهای چنان اعمال قدرت کرده که حتی در نامگذاری خیابانها هم دخالت میکند اما هنگام پاسخگویی بابت ناکامیها و خسارتهای سیاستهایش، همه مقصرند جز خودش! ماجراهای برنامه هستهای ایران و مذاکرات چند دههای پیرامون آن، تنها یکی از نمونههای این شیوه حکمرانی است.
ایران در روزهای گذشته جنگی ۱۲ روزه را تجربه کرد که «جنگی تحمیلی» بود؛ جنگی که رهبر جمهوری اسلامی به کشور و مردم ایران تحمیل کرد. با این حال، او در مقام «عظمای ولایت» حتی شجاعت نداشت نه اعلان جنگ کند و نه اعلام آتشبس. این در حالی است که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، «رهبری جمهوری اسلامی» بنا بر بند ۵ اصل ۱۱۰ بهطور انحصاری این «صلاحیت» را دارد. بهاینترتیب، «اعلان جنگ، صلح و بسیج نیروها» تنها برعهده رهبر است و هیچ مقام دیگری بدون اذن و حکم او اختیار این تصمیمها را ندارد.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی، اصطلاح آتشبس بهطور جداگانه از اعلان جنگ و صلح تعریف نشده و در همان چارچوب «اعلان صلح» یا «توافق توقف عملیات نظامی» تلقی میشود. به همین دلیل، طبق تفسیر حقوقی و رویه نظام سیاسی ایران، آتشبس هم زیرمجموعه اختیارات رهبر قرار دارد.
اعلان صلح در متن قانون اساسی بهصورت کلی ذکر شده و در عرف حقوق بینالملل شامل «پیمان صلح کامل و دائمی»، «آتشبس (Ceasefire)» یا توافق موقت توقف مخاصمه میشود. در رویه عملی، تفاسیر شورای نگهبان و سوابق تصمیمگیری شورای عالی امنیت ملی هم آتشبس را «توافق صلح موقت» میدانند که اعلام رسمی یا موافقت رهبر را نیاز دارد. اجرای این تصمیم معمولاً از طریق شورای عالی امنیت ملی پیگیری میشود و تصمیم نهایی با رهبر جمهوری اسلامی است.
در این میان، نقش شورای عالی امنیت ملی برجسته است؛ نهادی تصمیمساز که تصمیمگیر اصلی همچنان رهبر جمهوری اسلامی است—رهبری که در این جنگ از همان ساعات نخست به مخفیگاه رفت و رنگ آفتاب را ندید. شورای عالی امنیت ملی طبق اصل ۱۷۶ قانون اساسی وظیفه «تعیین سیاستهای دفاعی و امنیتی کشور در چارچوب سیاستهای کلی تعیینشده از سوی رهبر» را دارد، اما همه مصوباتش وابسته به تأیید شخص خامنهای است. بنابراین در چارچوب حقوقی کنونی، شورای عالی امنیت ملی ممکن است پیشنهاد آتشبس را تصویب کند، اما اجرای آن نیازمند فرمان رهبر است؛ نکتهای که در تحولات اخیر مشخص نیست دقیقاً چگونه اعمال شده است.
نمونه روشن این روند را میتوان در پایان جنگ ایران و عراق دید. در تیرماه ۱۳۶۷، قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت پذیرفته شد. ابتدا شورای عالی دفاع و شورای عالی امنیت ملی پیگیریهای کارشناسی انجام دادند و سپس روحالله خمینی، رهبر وقت، تصمیم نهایی و اعلام رسمی پذیرش آتشبس را صادر کرد.
با این توضیحات، در نظام حقوقی جمهوری اسلامی، «آتشبس» که مصداق صلح—حتی موقت—محسوب میشود، در صلاحیت انحصاری رهبر جمهوری اسلامی است. شورای عالی امنیت ملی به ریاست رئیسجمهور نهادی تصمیمساز است و صدور دستور اجرایی آن نیازمند فرمان رهبر است.
آنچه از بیانیههای مقامات جمهوری اسلامی، بهویژه علی خامنهای، شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان نظامی برمیآید، این است که حکومت ایران باور و اعتقادی به «آتشبس» ندارد و خامنهای هم از به رسمیت شناختن آن خودداری کرده است. به نظر میرسد آنچه امروز بهعنوان آتشبس معرفی میشود، تنها برای ایجاد فرصتی برای تنفس و بازسازی توان حکومت است. روند جاری در مواضع مقامات و دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی نشان میدهد چیزی قرار نیست تغییر کند.
در نهایت، تجربه جنگ اخیر و مواضع متناقض مقامهای جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داد که ساختار قدرت در ایران نهتنها پاسخگو نیست بلکه در لحظههای حساس، رهبر حکومت با وجود اختیارات مطلق، از شفافیت و پذیرش مسئولیت گریزان است. سکوت او درباره آتشبس و تلاش برای نمایش پیروزی در میانه خسارتهای آشکار، بخشی از همان الگویی است که طی دههها ایران را در مسیر پرهزینه تنش و بحران دائمی نگه داشته است؛ مسیری که اگر تغییر نکند، آیندهای جز تکرار همین چرخه خطرناک برای کشور رقم نخواهد زد.
راجر مارشال، سناتور جمهوریخواه آمریکا، به ایراناینترنشنال گفت: «جمهوری اسلامی همچنان از تخریب کامل تاسیسات هستهای خود در شوک و از دقت عملکرد ارتش آمریکا در حیرت است».
او افزود: «این حمله برنامه هستهای ایران را سالها به عقب برد. امیدوارم این فرصتی باشد تا مردم ایران آزادی را به دست آورند.»
علی صدرزاده، تحلیلگر مسائل خاورمیانه به ایران اینترنشنال گفت: «جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل نشان داد حزبالله از نظر سیاسی و نظامی چقدر ضعیف است.»
او افزود: «در همان روز اول، توماس باراک، نماینده ترامپ در سوریه، رسما به حزبالله هشدار داد که دخالت در جنگ ایران و اسرائیل عواقب سنگینی خواهد داشت.»
پس از حملات نیروهای اسرائیلی و آمریکایی به تاسیسات هستهای ایران، مقامات هر دو کشور نسبت به خطر حملات سایبری مخرب از سوی هکرهای سپاه پاسداران هشدار دادند و یک شرکت اسرائیلی از هدف قرار گرفتن روزنامهنگاران، دانشگاهیان و دیگر شهروندان اسرائیلی از سوی این هکرها خبر داد.
به گزارش رویترز، شرکت اسرائیلی چکپوینت سافتور جمعه اعلام کرد کارزاری هکری سپاه سایبری جمهوریاسلامی را در روزهای اخیر شناسایی کرده که در آن پیامهای فیشینگ برای روزنامهنگاران اسرائیلی، مسئولان دانشگاهی و دیگران در اسرائیل ارسال شده است.
سرگی شیکویچ، مدیر گروه اطلاعات تهدید چکپوینت، به رویترز گفت در یکی از موارد هکرها تلاش کردند تا هدفی را به یک ملاقات حضوری در تلآویو بکشانند. دلیل این دعوت هنوز مشخص نشده است.
شیکویچ افزود تلاشهایی برای تخریب دادهها در برخی اهداف اسرائیلی هم انجام شده، اما او از افشای نام آنها خودداری کرد.
مدیر گروه اطلاعات تهدید چکپوینت همچنین گفت افزایش چشمگیری در تلاش برای سوءاستفاده از یک آسیبپذیری در دوربینهای امنیتی ساخت چین احتمالا برای ارزیابی خسارات بمباران در اسرائیل دیده شده است.
عملیاتهای سایبری تحت حمایت جمهوری اسلامی در شرایطی است که عملیاتهای سایبری موفقتری علیه جمهوری اسلامی با جنگ هوایی اسرائیل علیه حکومت ایران آغاز شد.
در روزهای پس از آغاز درگیری میان اسرائیل و جمهوری اسلامی، هکرهایی که به نوشته رویترز گمان میرود وابسته به اسرائیل باشند اعلام کردند دادههایی را در یکی از بانکهای بزرگ دولتی ایران نابود کردهاند.
بنا بر همین گزارش، هکرها همچنین اعلام کردند حدود ۹۰ میلیون دلار رمزارز را که به خدمات امنیتی ایران وابسته بود، سوزاندهاند.
در همین حال، مقامات اسرائیلی و آمریکایی به شرکتها هشدار دادهاند که در چنین شرایطی مراقب امنیت سایبری خود باشند.
به گزارش رویترز، در بولتن وزارت امنیت داخلی آمریکا که یکشنبه منتشر شد، آمده که درگیری میان اسرائیل و جمهوری اسلامی موجب افزایش تهدید سایبری شده و هکرهای وابسته به دولت جمهوری اسلامی ممکن است به شبکههای آمریکایی حمله کنند.
یلیسی بوهوسلافسکی، یکی از بنیانگذاران شرکت اطلاعاتی «رد سنس» هم عملیاتهای سایبری جمهوری اسلامی را با برنامه موشکی این کشور مقایسه کرد.
موشکهایی که سپاه پاسداران در جریان جنگ به اسرائیل شلیک کرد جان ۲۸ نفر را گرفت و هزاران خانه را ویران کرد، اما بیشتر آنها رهگیری شدند و بنا بر گزارشها، آسیبی جدی به ارتش اسرائیل وارد نکردند.
بوهوسلافسکی به رویترز گفت عملیاتهای هکری جمهوری اسلامی نیز به همین شکل عمل میکنند:«سروصدای زیادی دارد، اهداف غیرنظامی را به طور تصادفی هدف قرار میدهد اما در واقعیت نتایج چندانی ندارد.»
بر اساس این گزارش، با برقراری آتشبس، مقامات در ایالات متحده و اسرائیل میگویند تاکنون چیزی غیرعادی مشاهده نکردهاند و این امر ممکن است نشانهای باشد از اینکه تهدید ناشی از توانمندیهای سایبری جمهوری اسلامی، مانند توان نظامی آسیبدیدهاش، بیش از حد برآورد شده است.
اکنون نشانهای از حملاتی مثل حملات سایبری مخربی که دهها هزار رایانه شرکت نفتی آرامکوی عربستان سعودی در سال ۲۰۱۲ را هدف گرفت یا به کازینوها و تاسیسات آبی آمریکا نفوذ کرد، دیده نشده است.
نیکول فیشبین، پژوهشگر ارشد امنیتی در شرکت اسرائیلی «اینترزر»، در همین باره به رویترز گفت: «حجم حملات نسبتا پایین به نظر میرسد. تکنیکهای استفاده شده نیز بهویژه پیشرفته نیستند.»
در همین حال رویترز نوشته برخی گروههای مجازی که تحلیلگران امنیتی معتقدند تحت هدایت جمهوری اسلامی فعالیت میکنند مدعی شدهاند که در پی حملات هوایی، به مجموعهای از شرکتهای اسرائیلی و غربی نفوذ کردهاند.
گروهی با نام حنظله هک (Handala Hack) مدعی مجموعهای از سرقت دادهها و نفوذها شده، اما این ادعاها از سوی منابع مستقل تایید نشده است.
پژوهشگران میگویند این گروه که پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل ظاهر شد، احتمالا از وزارت اطلاعات ایران هدایت میشود.
راف پیلینگ، پژوهشگر ارشد اطلاعات تهدید در شرکت امنیت سایبری بریتانیایی «سوفوس» هم با اشاره به حملات سایبری گفت دامنه تاثیر این فعالیتهای هکری کم بوده است.
سه روز پس از اعلام آتشبس میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، اعلام کرد که به ارتش این کشور دستور داده تا یک «طرح اجرایی» جامع علیه برنامه هستهای، موشکی و منطقهای جمهوری اسلامی تهیه کند و همزمان برتری هوایی این کشور در خاک ایران را تداوم ببخشد.
کاتز جمعه در بیانیهای که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، نوشت این طرح علاوه بر موارد بالا واکنش به حمایت جمهوری اسلامی از فعالیتهای تروریستی علیه اسرائیل را هم شامل میشود.
وزیر دفاع اسرائیل در نوشته خود تاکید کرده است: «ما بهطور دائم برای خنثیسازی تهدیدهای مشابه عمل خواهیم کرد.»
او با طعنه به مقامات جمهوری اسلامی هشدار داد: «به سر مار بیدندان در تهران پیشنهاد میکنم که بفهمد و محتاط باشد: عملیات طلوع شیرانفقط پیشدرآمدی بود بر سیاست جدید اسرائیل پس از ۷ اکتبر؛ دوران مصونیت به پایان رسیده است.»
تاکید وزیر دفاع اسرائیل به تداوم هشیاری اسرائیل در مقابل تهدیدهای جمهوری اسلامی یک روز پس از پیام علی خامنهای و بیانیه سپاه پاسداران است که هر دو بار دیگر بر «نابودی» اسرائیل تاکید کردند.
اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه مواضع نظامی جمهوری اسلامی، شامل پدافندهایی هوایی، تاسیسات موشکی و تاسیسات اتمی را هدف گرفت.
کاتز درباره این حملات نوشت: «در حالی که سامانههای دفاع هوایی را نابود کردیم زیرساختهای هستهای ایران را خنثی کردیم، سامانههای تولید موشک را نابود کردیم و به پرتابگرها آسیب جدی وارد کردیم.»
او همچنین به از بین بردن برخی از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی و عوامل برنامه هستهای جمهوری اسلامی اشاره کرد و افزود: «برنامهای را که خامنهای و عواملش طی دههها برای نابودی اسرائیل ساخته بودند، نابود کردیم.»
وزیر دفاع اسرائیل پنجشنبه اعلام کرده بود که اگر امکانش وجود داشت، اسرائیل در جریان جنگ علیه جمهوری اسلامی، علی خامنهای را هدف میگرفت.
او در مصاحبهای با شبکه تلویزیونی دولتی کان اسرائیل گفت: «برآورد من این است که اگر خامنهای در تیررس ما قرار میگرفت، او را از میان برمیداشتیم.»
وزیر دفاع اسرائیل افزود: «اما خامنهای این موضوع را درک کرد، به اعماق بسیار زیادی زیر زمین رفت و ارتباطش را با فرماندهانی که جای فرماندهان کشتهشده را گرفته بودند قطع کرد، بنابراین در نهایت این کار واقعگرایانه نبود.»
بر اساس گزارشهای منتشر شده رهبر جمهوری اسلامی از آغاز جنگ با اسرائیل به یک پناهگاه زیرزمینی منتقل شده و با وجود برقراری آتشبس میان دو طرف، همچنان این مخفیگاه را ترک نکرده است.
نیویورکتایمز نیز ۳۱ خرداد نوشت در پی حملات شدید اسرائیل به تهران، خامنهای از پناهگاه خود سه روحانی ارشد را بهعنوان جانشینان احتمالیاش معرفی کرده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و دونالد ترامپ رییسجمهور ایالات متحده هر دو در طول جنگ علیه جمهوری اسلامی از احتمال «تغییر رژیم» در پی این جنگ خبر داده بودند.
جنگ میان اسرائیل و جمهوری اسلامی پس از ۱۲ روز، با میانجیگری آمریکا و توافق آتشبس پایان یافت.
منابعی از شهرهای مختلف کشور به ایراناینترنشنال خبر دادهاند به دنبال آتشبس میان جمهوری اسلامی و اسرائيل پس از جنگ ۱۲ روزه، نیروهای انتظامی در ایران روند ضبط تلفن همراه مهاجران افغان را آغاز کردهاند.
به گفته این منابع، نیروهای انتظامی تلفن همراه مهاجران افغان را به ظن «ارتباط با اسرائيل» ضبط میکنند.
چند منبع از تهران و شهرهای دیگر در روزهای اخیر به ایراناینترنشنال خبر دادهاند که نیروهای امنیتی در ایران با لباسهای شخصی و رسمی، هم در مکانهای عمومی تلفنهای مهاجران را ضبط میکنند و هم به محل کار آنان یورش میبرند.
به گفته این منابع، آنان پس از ضبط تلفن همراه مهاجران، به ایشان یک رسید میدهند و میگویند که بعد از چند هفته، تلفنهایشان را از پاسگاه پلیس مربوطه دریافت کنند.
یک مهاجر از استان البرز به شرط فاش نشدن هویتش، جمعه ششم تیر به ایراناینترنشنال گفت در روزهای اخیر هم اخراج مهاجران افغان شدت گرفته و هم تلفنهای همراه آنان را ضبط میکنند.
این منبع گفت: «[نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی] تلفنهای ساده و هوشمند افغانهایی را که مدرک اقامت قانونی دارند یا ندارند، ضبط کرده و به آنها میگویند که پس از یک ماه میتوانند تلفنهایشان را پس بگیرند.»
به گفته این مهاجر افغان، پلیس تنها به اتاقهای کارگران که بهصورت مجردی زندگی میکنند یورش میبرد و تاکنون به خانوادهها کاری نداشته است.
همزمان، رسانهها در ایران اعلام کردند بر اساس سیاستهای ابلاغ شده به فرمانده انتظامی کشور (فراجا)، همه اتباع غیرمجاز باید ایران را ترک کنند.
احمدعلی گودرزی، فرمانده مرزبانی فراجا، جمعه در این باره گفت: «ساماندهی اتباع غیرمجاز خواست عمومی مردم است. ضمنا طبق دستور، هر گونه منزل و ملکی که به افغانها اجاره داده شود، قولنامه آن باطل است و ملک مزبور نیز پلمب و مهر و موم و مصادره میشود.»
محمد صادق معتمدیان، فرماندار استان تهران نیز اعلام کرد روند دستگیری و اخراج مهاجران افغان سه تا چهار برابر شده است.
مقامهای محلی حکومت طالبان در هرات اعلام کردهاند در روزهای اخیر دهها هزار مهاجر افغان از ایران بازگشتهاند.
احمدالله متقی، ریيس اداره اطلاعات و فرهنگ طالبان در هرات، اعلام کرد چهارشنبه چهارم تیر، بیش از ۳۰ هزار مهاجر افغان از ایران به هرات برگشتهاند.
مقامهای طالبان درباره احتمال شکلگیری یک بحران انسانی در هرات هشدار دادهاند.
امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، از سفیر جمهوری اسلامی در کابل خواست تا مهاجران افغان بهصورت تدریجی اخراج شوند.
ضبط میکنند و نمیگویند چرا
منابع مطلع در ایران درباره گرفتن گوشیهای تلفن همراه مهاجران گفتهاند که نیروهای امنیتی هنگام ضبط موبایل به آنها چیزی نمیگویند اما این مهاجران باور دارند جمهوری اسلامی این کار را برای «ردیابی جاسوسان اسرائيل» انجام میدهد.
یک منبع دیگر جمعه ششم تیر به ایراناینترنشنال گفت: «پس از ختم جنگ ایران و اسرائيل، ایستهای بازرسی در هر شهر و هر منطقه به شدت افزایش یافته است.»
به گفته او، در هر ایست بازرسی فقط افغانها را - چه مدارک داشته باشند چه نداشته باشند - بازداشت میکنند.
این منبع تاکید کرد که به دلیل افزایش ایستهای بازرسی و شدت دستگیریها، مهاجران حتی نمیتوانند سر کارشان بروند.
او گفت: «مسئول وضعیت کنونی (حمله اسرائيل) افغانها نیستند اما چون پرسشگری نیست، وضعیت را بر افغانها بد ساخته و تحمیل کردهاند.»
میگیرند و رسید میدهند
یک منبع که نخواست هویتش فاش شود، پنجشنبه پنجم تیر به ایراناینترنشنال گفت نیروهای امنیتی در متروی تهران، موبایلهای مهاجران را ضبط میکنند و به آنان رسید میدهند.
یک منبع دیگر هم از تهران به شرط افشا نشدن هویتش به ایراناینترنشنال گفت نیروهای امنیتی ایران با لباس شخصی و لباس رسمی پلیس، شبانه به اتاقهایشان و روزانه به محل کارشان یورش برده و تلفنهایشان را ضبط میکنند.
این منبع گفت که نیروهای انتظامی هنگام ضبط تلفنها به مهاجران یک رسید میدهند.
یک مهاجر دیگر گفت که پنجشنبه شب یک نوزاد دختر در خانوادهشان به دنیا آمده است اما این خانواده به دلیل ترس از دستگیری، نتوانستهاند قبل از تولد کودک، مادر را به زایشگاه منتقل کنند: «متاسفانه این روزها مهاجران افغان هیچگونه حق و حقوقی در کشور همسایه، همزبان و همدین ندارند و هیچکسی هم نیست که به داد آنان برسد.»
رعبآفرینی برای افغانها در ایران
به گفته این افراد، این وضعیت، رعب و وحشت جدی برای مهاجران خلق کرده است چون از یک سو حریم خصوصی آنها نقض میشود و از سوی دیگر، مشخص نیست که بتوانند دوباره موبایلهایشان را به دست بیاورند.
در زمانی که اخراج مهاجران افغان از ایران بیشتر از هر زمان دیگری شدت گرفته است، بازپسگیری تلفن همراه از سوی اکثر مهاجران بعید به نظر میرسد.
ضبط تلفنهای مهاجران افغان در حالی شدت گرفته است که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، عملیات گستردهای را برای «شناسایی جاسوسهای اسرائيل» آغاز کردهاند و تاکنون صدها نفر در همین ارتباط بازداشت شدهاند.
چند تن نیز در روزهای گذشته به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» به دست قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعدام شدند.
در این میان، گزارشهایی هم از دستگیر شدن شماری از مهاجران افغان به اتهام «همکاری با اسرائیل» منتشر شده است.
صداوسیمای جمهوری اسلامی به تازگی فیلمی منتشر کرد که در آن چند نفر به همکاری با اسرائيل اعتراف میکنند. در میان این افراد، دو نفر میگویند که از بدخشان افغانستان هستند.
مشخص نیست که این اعترافات تحت چه شرایطی گرفته شده اما جمهوری اسلامی سابقهای طولانی در اخذ اعترافهای اجباری در مقابل دوربین تلویزیون دارد.