تاکید تشکلها و فعالان کوییر بر همبستگی با مبارزه دانشجویان علیه جمهوری اسلامی
تشکلها و کنشگران کوییر ایرانی به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو، در بیانیهای بر همبستگی جنبش کوییر با مبارزات دانشجویان ایران علیه جمهوری اسلامی تاکید کردند. این بیانیه تاکید کرد جنبشهای دانشجویی و کوییر میتوانند با اتحاد خود در راستای سرنگونی جمهوری اسلامی گامهای موثری بردارند.
این بیانیه که به امضای تشکل رنگینکمانان ایرانی، سازمان کوییرهای ایرانی سیمرغ، شبکه ششرنگ و آزاد کوییر رسیده، نوشت: «حمایت صریح و قاطع خود را از مبارزات پرحرارت دانشجویان علیه تمامی اشکال تبعیض، نابرابری و بیحقوقی و برای به زیر کشیدن کلیت جمهوری اسلامی اعلام میداریم.»
این بیانیه با اشاره به اینکه با آغاز خیزش انقلابی فصل جدیدی از مبارزات جنبش دانشجویی رقم خورده است، خاطرنشان کرد دانشجویان در پیشبرد و گسترش روند اعتراضات و اعتصابات سراسری، از نیروهای اصلی خیزش انقلابی بودند و «دانشگاه را به یکی از پایگاههای اصلی انقلاب زن زندگی آزادی تبدیل کردند.»
تشکلهای امضاءکننده این بیانیه، با اشاره به «نقشهای محوری» دانشجویان کوییر در مبارزات جنبش دانشجویی در بیش از یک سال گذشته، گفت: «تحقق چنین امری تنها به این دلیل امکانپذیر بود که اعتراضات و اساسا فضای جنبش دانشجویی امروز جامعه ایران نه فقط رنگی زنانه به خود گرفته، بلکه هسته رادیکال این جنبش محو تمامی اشکال تبعیض بر اساس جنسیت و گرایش جنسی را امر ضرور خود میبیند و از این جهت پذیرا و حامی افراد الجیبیتی+ است.»
تشکلهای کوییر در بیانیه خود از همه دانشجویان الجیبیتیکیو پلاس خواستند تا در مبارزات کنونی در دانشگاهها، مشارکتی فعال و موثرتر داشته باشند و مطالبات انسانی خود را در کنار مطالبات دانشجویان مطرح کرده و برای تحقق آنها مبارزه کنند.
این بیانیه تاکید کرد جنبشهای دانشجویی و کوییر برای تحقق خواستههای خود در راستای سرنگونی جمهوری اسلامی، میتوانند با مبارزه جمعی و مستمر، سازماندهی و تشکلیابی، در مسیر پیشروی و پیروزی انقلاب زن زندگی آزادی گامهای موثری بردارند.
تیر ماه امسال، همزمان با اعترضات دانشجویان دانشگاه هنر علیه پوشش اجباری و تبعیضهای حکومتی، گروهی از تشکلها و فعالان کوییر در بیانیهای بر حمایت خود از مقاومت و مبارزه دانشجویان دانشگاه هنر علیه پوشش اجباری، تبعیض و ستم» تاکید کردند و پیام این دانشجویان را صدای «نه» اکثریت جامعه به جمهوری اسلامی و تمامی ارکان اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آن خواندند.
این بیانیه افزود: «این "نه" انقلاب ما بود که این بار از سوی دانشجویان به نمایندگی از ما رنگینکمانیها و کل جامعه معترض رو به جمهوری اسلامی فریاد زده شد.»
از آغاز شروع خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»، جامعه کوییر ایرانی با حضور در مبارزات مردمی در داخل و خارج کشور بر مطالبات خود برای ایران پس از جمهوری اسلامی تاکید کرده است.
روز سهشنبه ۲۴ آبان اولین عکس بالا رفتن پرچم رنگین کمان در خیابانهای ایران منتشر شد. این تصویر که در آن یک معترض در آمل بدون حجاب اجباری پرچم رنگین کمان را بالا برد، با سلسلهای چشمگیر از انتشار تصاویر دیگر از نمایش پرچم، بوسه و شعارنویسی معترضان کوییر در جریان خیزش انقلابی در ایران همراه شد.
غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، با رد ادعاهای پدر روحالله عجمیان گفت در پرونده این بسیجی کشته شده هیچ مداخلهای نشده و نامهای از طرف علیاکبر ولایتی به قوه قضاییه نرسیده است.
میزرا ولی عجمیان، ۱۲ آبان ماه در یک برنامه صداوسیما خواستار اعدام معترضان بیشتر بهخاطر کشته شدن پسر بسیجیاش شده بود.
محسنیاژهای روز ۱۶ آذر در دانشگاه محقق داماد گفت: «از زبان پدر عجمیان و در برخی رسانهها چنین اعلام شد که نامهای از ناحیه علیاکبر ولایتی (مشاور رهبر جمهوری اسلامی) در خصوص پرونده مزبور به من واصل شده است. پس از بررسی دقیق متوجه شدیم اصلا چنین نامهای به قوه قضاییه واصل نشده است.»
او اضافه کرد موضوع را از رییس کل دادگستری استان البرز و حتی قاضی پرونده جویا شده و از آنها پرسیده است که آیا نامهای درباره این پرونده دریافت کردهاند که آنان نیز این موضوع را رد کردهاند.
رییس قوه قضاییه خطاب به خانواده عجمیان گفت: «وقتی اصلا نامهای به دست ما مقامات و مسوولان قضایی نرسیده، پس چگونه گفته میشود در پرونده عجمیان اعمال نفوذ شده است؟ در این قضیه، یک عدهای از علیاکبر ولایتی تقاضایی کردند اما او کوچکترین دخالتی در این پرونده نداشت.»
اژهای با بیان اینکه ادعا ندارد در هیچ بخش و مرجع قضاییای هیچگونه اعمال نفوذی نمیشود، گفت: «در مقابل این گونه مقولات قاطعانه میایستم.»
پس از مراسم چهلم حدیث نجفی و پارسا رضادوست، از کشتهشدگان خیزش انقلابی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، ۱۶ نفر به اتهام کشتن یک نیروی بسیجی به نام روحالله عجمیان بازداشت شدند.
از میان آنها، روز ۱۷ دی سال گذشته محمدمهدی کرمی و محمد حسینی اعدام و شهریور امسال حکم سنگین حبس و نفی بلد هشت نفر دیگر قطعی شد.
طولانیترین مدت حبس در این پرونده برای حمید قرهحسنلو صادر شده است که دادگاه بدوی او را به اعدام محکوم کرده بود.
با وجود این احکام، میرزا ولی عجمیان، پدر روحالله عجمیان، به تازگی در یک برنامه زنده تلویزیونی از شبکه اول صداوسیمای جمهوری اسلامی مدعی شد عدالت در حق فرزند او اجرا نشده است.
به معترضان هم در تلویزیون «فرصت درد دل» بدهید
محسن بیات، وکیل خانواده قرهحسنلو روز ۱۳ آبان در مصاحبه با دیدهبان ایران، اجازه طرح شدن چنین مدعایی در صداوسیما را «شگفتآور» خواند و گفت در پرونده هیچگونه دلیلی مبنی بر دخالت حمید قرهحسنلو و همسرش در خصوص قتل و حتی ضرب و جرح وجود نداشته است.
به گفته او، برخلاف رویه مرسوم در کلیه برنامههای تلویزیونی که مقابل هر گونه ادعای مطرح از سوی هر شخص علیه دیگری، به طرف مقابل اجازه پاسخگویی داده میشود، چنین مطلبی اجازه طرح پیدا میکند.
بیات گفت: «آیا طرح هر گونه شبهه و مساله در پرونده، ولو در حوزه مسایل علمی و حقوقی از سوی طرف مقابل و وکلای آنان نیز با چنین سعه صدری از سوی حاکمیت و مسوولان حقوقی مواجه میشود؟ یا فقط برخی چنین امتیازی دارند؟»
این وکیل دادگستری در ادامه از درخواست خانواده قرهحسنلو برای دفاع از او در صداوسیما خبر داد.
در واکنشی دیگر، روزنامه هممیهن در گزارشی با عنوان «عجایب پرونده عجمیان» نوشت صداوسیما باید «حق دسترسی به تریبون این رسانه» را به همه معترضان بدهد تا آنها نیز مانند پدر عجمیان بتوانند درد دل خود را بیان کنند.
هممیهن تاکید کرد با توجه به احکام صادر شده در پرونده کرج و سخنان میرزا ولی عجمیان، اینگونه برداشت میشود که شاید او انتظار اعدامهای بیشتری داشته است در حالی که «تکلیف دستگاه قضایی نه انتقامجویی که برقراری عدالت است».
این روزنامه با اشاره به تداوم حواشی خیزش انقلابی یادآور شد هنوز خانواده کشتهشدگان یا بسیاری از معترضانی که به دلیل اصابت گلوله ساچمهای بینایی خود را از دست داده و چشمانشان تخلیه شده است، «مطالبهگر» هستند.
هممیهن اظهار امیدواری کرد دستگاه قضایی برای رسیدگی به تظلمات این افراد هم وارد عمل شده و با عاملان این آسیبها چنان برخورد کند که والدین آنان نیز مانند میرزا ولی عجمیان بگویند «سیستم قضایی کشور همه تلاش خود را برای فرزند من کرد».
ادعای بیاساس درباره نفوذ ولایتی و روایتی از جانبداری دادگاه به نفع عجمیان
پدر روحالله عجمیان در برنامه تلویزیونی مورد اشاره، گفت که علیاکبر ولایتی، از مقامهای عالیرتبه جمهوری اسلامی و نزدیک به علی خامنهای با توصیه به قوه قضاییه مانع به دار آویخته شدن متهمان دیگر شده است.
میزرا ولی عجمیان ضمن بیان این موضوع، در اعتراض، استودیوی تلویزیونی محل مصاحبه را ترک کرد.
رسانههای ایران نوشتند منظور پدر روحالله عجمیان از دخالتهای ولایتی، در مورد احکام صادر شده برای حمید قرهحسنلو و همسرش فرزانه قرهحسنلو است.
سال گذشته و در جریان رسیدگی به این پرونده، شایعاتی مبنی بر این مطرح شد که ولایتی با توجه به اینکه خودش هم پزشک است، سبب شده حکم اعدام حمید قرهحسنلو بشکند و او در نهایت به ۱۵ سال و همسرش به پنج سال حبس و نفی بلد محکوم شوند.
محسن بیات در این زمینه به دیدهبان ایران گفت: «دکتر ولایتی هیچگونه دخالتی در این پرونده نداشته و ندارد.»
او «سوءتفاهم» پیش آمده برای پدر روحالله عجمیان را «بیاساس» خواند و اشاره کرد که رییس کل دادگستری استان البرز هم این ادعا را رد کرده است.
بابک پاکنیا، وکیل حسین محمدی، از متهمان پرونده عجمیان هم درباره ادعای اعمال نفوذ ولایتی به روزنامه هممیهن گفت اگر قرار به دخالت بود که نباید به قرهحسنلو چنین حکم سنگینی داده میشد.
به گفته او، اگر فرض صحبت خانواده یا دوستان قرهحسنلو با ولایتی درباره پرونده صحت داشته باشد، به منزله «دخالت در فرایند دادرسی» است؛ موضوعی که در «موارد بسیاری» به نفع طرف دیگر یعنی خانواده عجمیان رخ داده است.
پاکنیا تشریح کرد: «دادگاه مرجعی بیطرف است اما نحوه برخورد با آنها و ما و احترامی که به آنان گذاشته بود با نوع برخورد با ما، بسیار متفاوت بود. بنابراین آیا صحیح است که ما هم مصاحبه کنیم و بگوییم که روند غیرعادی وجود داشت و در جریان دادرسی اعمال نفوذ شده و دادگاه بیطرف نبود؟»
اقدام غیرقانونی خانواده عجمیان در فرجامخواهی پروندهای که به آنان مربوط نیست
بابک پاکنیا که علاوه بر حسین محمدی، وکالت یکی از متهمان پرونده شهرک اکباتان و مرگ آرمان علیوردی را نیز بر عهده دارد تاکید کرد در رابطه با روحالله عجمیان دو پرونده تشکیل شده است: یکی درباره «قتل» و دیگری درباره «محاربه».
به گفته او، میرزا ولی عجمیان در پرونده محاربه که به محمدی و افرادی مانند حمید قرهحسنلو مرتبط میشود دارای «سِمت و حق» نیست.
با این حال خانواده عجمیان درباره نقض اعدام قرهحسنلو، محمدی و یکی دیگر از متهمان «فرجامخواهی» کردهاند در حالی که به گفته پاکنیا، آنها چنین حقی نداشتهاند و اگر مقرر بود اعتراضی صورت بگیرد، باید از سوی دادستان اتفاق میافتاد.
این وکیل دادگستری تاکید کرد در این پرونده، خانواده عجمیان «شاکی محسوب نمیشوند» چون موضوع نه قتل که محاربه و شاکیاش دادستان است.
توهین و فحاشی خانواده عجمیان به وکیلها و متهمان در دادگاه
به گفته پاکنیا، در جلسه رسیدگی مجدد به پرونده متهمان، خانواده عجمیان به وکیلها و متهمان «توهین» کردند و به وکیلان گفتند که چرا از این افراد دفاع میکنند؟
او در ادامه گفت: «با وجود اینکه ما نهایت احترام را به آنها گذاشتیم، این خانواده برخورد بدی داشتند.»
این وکیل دادگستری همچنین گفت خواهر روحالله عجمیان درباره وکلا «الفاظ توهینآمیزی» به کار میبرد: «به آنها گفتم بنا به سخنان آقای [روحالله] خمینی اگر اولیای دم به گوش یک قاتل پیش از قصاص او سیلی بزنند، قاتل هم باید یک سیلی به گوش اولیای دم بزند و آن سیلی را قصاص کند. این توهینهای شما نیز مشمول همین سخن است.»
ایرادات متعدد در پرونده متهمان
پاکنیا با اشاره به نقض حکم اعدام دادگاه بدوی درباره حسین محمدی، رضا آریا و حمید قرهحسنلو از سوی دیوان عالی کشور، به ایرادهای متعدد پرونده موکلش اشاره کرد.
حکم اعدام این سه تن علاوه بر محمد حسینی و محمدمهدی کرمی از سوی قاضی موسی آصفالحسینی صادر شد.
پاکنیا گفت به آصفالحسینی یادآور شده است ماده ۳۹۶ قانون آیین دادرسی کیفری درباره این متهمان رعایت نشده.
این ماده میگوید باید ادله و اتهام به صورت دقیق تفهیم شود.
او تشریح کرد: «به قاضی گفتم وقتی میتوانیم دفاع کنیم که ادله را تک تک تفهیم کنید و اگر فیلم و عکسی هست که نشاندهنده نقش موکلمان است آن را نشان دهید.»
این وکیل دادگستری با اشاره به واکنش آصفالحسینی به این ایرادات گفت زمان اعلام تنفس در جلسه رسیدگی، موکلم را صدا زدند و به او گفتند باید من را عزل کند اما حسین محمدی این موضوع را قبول نکرد.
فردای آن روز هم خانواده محمدی با پاکنیا تماس گرفتند و گفتند به حسین در زندان برگهای داده و گفتهاند که «وکیلات را عزل کن».
پاکنیا بدون اشاره به جزییات بیشتر گفت: «با توجه به صحبتهایی که با موکلم در زندان شده بود، به او توصیه کردم من را عزل کند.»
در نهایت حکم اعدام محمدی به ۱۰ سال حبس در نفی بلد تقلیل داده شد که به گفته این وکیل دادگستری، همان هم «ایرادات فاحش» داشت و صحیح نبود.
او یادآور شد: «در دادگاه به قاضی گفتم اگر دیوان عالی کشور با دقت پرونده را نمیخواند و ایرادات را نمیدید الان موکل من هم اعدام شده بود و زیر خاک بود.»
حاشیههای مرتبط با پرونده کرج و سخنان پدر روحالله عجمیان در حالی مطرح است که علاوه بر متهمان این پرونده، خانوادههای آنان نیز هدف آزار و زیر فشار عوامل جمهوری اسلامی قرار دارند.
امیرحسین مرادی و علی یونسی، دانشجویان المپیادی زندانی، به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو، پیامی از زندان اوین منتشر کردند. آنان تلاش حکومت را در جلوگیری از قیام مردمی برای نابودی جمهوری اسلامی بینتیجه دانستند و تاکید کردند پتانسیل و نقش تاثیرگذار دانشجویان مایه هراس حکومت شده است.
این دو دانشجوی زندانی با یادآوری نقش دانشجویان سراسر ایران در جریان خیزش سراسری نوشتند: «دانشجویان سال گذشته نشان دادند بخش مهمی از قیام و تحولات پس از آن هستند. امروز نیز به عنوان یک قشر جوان و آگاه میتوانند پایانبخش تردیدها باشند.»
اعتراضات سال گذشته دانشجویان به مناسب روز دانشجو همزمان با خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی بود. دانشجویان از نخستین روزهای خیزش همراه با مردم به اعتراض برخاستند و تا مدتها دانشگاههای محل تحصیل خود را به مکانی برای بیان مواضع و شعارها علیه حکومت تبدیل کردند.
مرادی و یونسی تردیدهایی مثل «اینا برن، کی بیاد؟» را بیپایه و بنیاد خواندند و تاکید کردند: «اصلا بنا نیست که کسی بیاید و بناست حكومت دیکتاتوری در هر شکل آن، چه شاه، چه شیخ، یک بار برای همیشه پایان یابد و یک جمهوری واقعی و جمهوری دموکراتیک جایگزین آن شود.»
نویسندگان این پیام، تیزتر شدن تیغ سرکوب جمهوری اسلامی علیه دانشجویان را ناشی از هراس حکومت از پتانسیل و نقش تاثیرگذار دانشجویان دانستند.
این دو زندانی سیاسی با تاکید بر تسلیمناپذیری دانشجویان در مبارزه با جمهوری اسلامی، در بخشی از پیام خود نوشتند: «دانشجویان نشان دادند در این جنگ که "جنگ واقع" ماست، تسلیم نمیشوند. جنگی که قربانیانش آرمیتا و مهسا و همه کسانی هستند که اعدام شدند یا هدف گلوله قرار گرفتند. جنگی که ۴۵ سال است علیه مردم ایران در جریان است و به دست همه ما با رسیدن به آزادی پایان مییابد.»
روز پنجشنبه ۱۶ آذر، همزمان با روز دانشجو، جمعی از فعالان دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس، کانون صنفی معلمان و شورای بازنشستگان ایران، با انتشار بیانیههایی جداگانه بر ادامه مبارزات دانشجویان تا رسیدن به خواستههای خود تاکید کردند.
پیش از آن در روز چهارشنبه ۱۵ آذر ماه، فعالان دانشجویی، تشکلها و نهادهای دانشگاههای مختلف، در آستانه روز دانشجو بیانیهای مشترک منتشر کردند.
نویسندگان این بیانیه، روز ۱۶ آذر را نماد ایستادگی و مبارزات دانشجویان در برابر هر گونه دیکتاتوری خواندند و گفتند امسال برای دومین بار این روز به نام جنبش «زن، زندگی، آزادی» آغشته است.
تشکلهای صنفی و دانشجویان با انتشار بیانیههایی همزمان با شانزدهم آذر، روز دانشجو، بر ادامه مبارزات دانشجویان تا رسیدن به خواستههای خود تاکید کردند. جمعی از فعالان دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس، کانون صنفی معلمان و شورای بازنشستگان ایران نیز در همین زمینه بیانیههایی صادر کردند.
فعالان دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس: خواب از چشمان مدیران امنیتی ربوده شده
جمعی از فعالان دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس با انشار بیانیهای به مناسب ۱۶ آذر اعلام کردند امسال در شرایطی به استقبال روز دانشجو میروند که دانشگاه یکی از خفقانآلودترین روزهایش را در تاریخ ایران تجربه میکند.
آنها با اشاره به اینکه «وحشت از تکرار روزهای درخشان جنبش "زن، زندگی، آزادی" خواب را از چشمان مدیران امنیتی وزارت علوم و دانشگاهها ربوده»، تصویب آییننامههای انضباطیِ ضددانشگاهی، تعلیق و اخراج دانشجویان و اساتیدِ معترض و افزایش ادوات نظارت و سرکوب در دانشگاهها را «تلاشی از سوی نهادهای امنیتی برای آرام کردن درون ترسخورده و مضطرب خود» توصیف کردند.
امضاکنندگان این بیانیه ساختار حاکمیت را به ارگانی که فعالیت مغزی ندارد تشبیه کرده و گفتند: «بدنه رسمی دانشگاه امروز، مانند کلیت حکومت، همچون ارگانیسمی عمل میكند که مغزش از کار افتاده و سیستم عصبیاش مختل شده و ایدههایش کار نمیکند.»
این گروه از دانشجویان دانشگاه تربیتمدرس با اشاره به اینکه دانشجویان این دانشگاه در جنبش مهسا ژینا امینی، همراه با دیگر دانشگاههای کشور یکی از شکوهمندانهترین لحظات جنبش دانشجویی را رقم زدند، تاکید کردند که مدیریت دانشگاه این واقعیت را هضم نکرده و از همان آغاز جنبش، آرایشی تماما امنیتی و خصمانه علیه دانشجویان و استادان معترض اتخاذ کرده است.
در بخشی از این بیانیه از فرهاد دانشجو به عنوان مدیری امنیتی یاد شده که همراه با دیگر مسوولان دانشگاه مجموعه اقداماتی را که در بولتنهای نهادهای امنیتیـاطلاعاتی برای سرکوب اعتراضات مدنی توصیه شده، در دستور کار قرار دادند.
آنها سرکوبکنندگان دانشجویان را «شعبانبیمخهایی» نامیدند که روزی همدست کودتاچیان بودند و روزی دیگر شاعر و روشنفکر سلاخی کردند و امروز کتوشلوار پوشیده و لقب دکتر گرفتهاند و مدیر دانشگاهی شدهاند.
این گروه از فعالان دانشجویی در پایان بیانیه خود تاکید کردند دانشگاه را خانه خود میدانند و آن را به کسانی که اشغالگر نامیدهاند، واگذار نخواهند کرد.
این بیانیه با شعار زندهباد «زن، زندگی، آزادی» پایان یافته است.
کانون صنفی معلمان: «ما با شما حرفی نداریم جز یک کلمه: نه»
کانون صنفی معلمان ایران (تهران) در بیانیهای ضمن اعلام همبستگی با جنبش دانشجویی، به نهادهای امنیتی و حاکمیتی هشدار داد ادامه سرکوب دانشجویان و استادان دانشگاه برای حکومت دستاوردی نخواهد داشت و پاسخ دانشجویان همچون همیشه است که گفتهاند: «ما با شما حرفی نداریم جز یک کلمه: نه.»
اشاره آنها به اعتراض فارغالتحصیلان دانشگاه هنر است که در روز ۲۸ خرداد بیانیهای با جملهای اثرگذار منتشر کرده و خطاب به حکومت گفتند: «ما با شما هیچ حرفی نداریم الا یک کلمه: نه!»
این تشکل صنفی، دانشجویان را یکی از جریانهای اصلی پیش برنده جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال گذشته دانست و نوشت: «آنها با تجمعات اعتراضی و تحصن در دانشگاه همگام با سایر اقشار اجتماعی، سلطهجویی حکومت مستقر را به چالش کشیدند.»
آنها به تلاش برای سرکوب شدید دانشجویان با بازداشت گسترده فعالان دانشجویی در جریان جنبش ژینا مهسا امینی اشاره کرده و تاکید کردند که این سرکوب بعد از گذشت بیش از یک سال همچنان به شکلهای دیگر در درون دانشگاهها ادامه دارد.
در این بیانیه با استناد به آمار تشکلهای دانشجویی آمده است که در طول ماههای اخیر در ۱۵ دانشگاه کشور بیش از هزار دانشجو ممنوعالورود شدهاند و ۶۰۰ تن امکان ادامه تحصیل در سال جاری را از دست دادهاند.
این بیانیه اضافه کرده است: «علاوه بر دانشجویان، دهها نفر از استادان در دانشگاههای مختلف به بهانههای متفاوت اما در راستای انتقامجویی نهادهای امنیتی از همراهی آنان با دانشجویان در طول جنبش ژینا/مهسا، از ادامه تدریس در دانشگاه محروم شدهاند.»
امضاکنندگان این بیانیه با یادآوری اینکه سرکوب معلمان، زنان، کارگران و بازنشستگان در چهار دهه گذشته دستاوردی جز فروریزی مشروعیت برای حکومت نداشته، اعلام کردند بهعنوان جزیی از جنبش معلمان در کنار دانشجویان و جنبش دانشجویی خواهند بود و خواهان توقف سرکوب و لغو احکام تعلیق، تبعید و اخراج دانشجویان و لغو محرومیت استادان دانشگاه از تدریس هستند.
شورای بازنشستگان ایران: دانشجویان تاثیرگذاری خود را به پیش میبرند
شورای بازنشستگان ایران روز پنجشنبه ۱۶ آذر به مناسبت روز دانشجو بیانیهای با عنوان «فرزند کارگرانیم، کنارشان میمانیم» منتشر کرد.
این تشکل صنفی، برتری جمعیتی دختران دانشجو در ترکیب دانشگاهها و حضور فعالانه و جسورانه زنان در همه عرصههای معیشتی و اجتماعی را عامل بیشتر شدن شور و انگیزه مطالبهگری در جنبش دانشجویی دانست.
به باور امضاکنندگان این بیانیه، جنبش دانشجویی در انقلاب «زن،زندگی،آزادی» حضور تعیینکننده و روزهای درخشانی داشت و به همین سبب حکومت با سازماندهی گسترده، در راستای انتقامگیری و سرکوب جنبش دانشجویی تلاش کرد.
شورای بازنشستگان ایران، بازداشت و حبس دانشجویان، تصویب آییننامههای ضد دانشجویی، تعلیق و اخراج دانشجویان و استادان، محرومیت از حق تحصیل تعداد زیادی از دانشجویان با صدور احکام فلهای و ناعادلانه، افزایش ابزارهای نظارتی و کنترلی، انتصاب روسای امنیتی بیربط به دانش و دانشگاه، قدرتگیری بیش از پیش نیروهای حراست و مداخلههای بیسابقه این نهاد در امور دانشجویی را بخشی از پروژه سرکوب دانشجویان از سوی حکومت خواند.
این تشکل صنفی تاکید کرد چنین سیاستی نه تنها بازدارنده نیست بلکه خشم مردم را در شرایط سخت معیشتی کنونی دوچندان خواهد کرد.
شورای بازنشستگان به ادامه سرکوب و تلاش برای ایجاد جو خفقان در میان فعالان دانشجویی اشاره کرد و گفت: «مقاومت و مبارزه دانشجویان همپای سایر نیروهای اجتماعی معترض به شرایط موجود، بیوقفه ادامه دارد.»
در بخش پایانی این بیانیه تاکید شد که در شرایط و فضای کنونی جامعه ایران، دانشجویان تاثیرگذاری خود را با گره زدن مطالباتشان به زندگی اجتماعی و خواست عمومی مردم به پیش میبرند.
دیدهبان ایران: حجاببانان به دانشگاهها هم رسیدند
سایت دیدهبان ایران روز پنجشنبه ۱۶ آذر به مناسبت روز دانشجو گزارشی با عنوان «آنچه در این یک سال بر دانشجویان گذشت؛ از تشکیل پرونده به دلیل انتشار عکس در صفحه شخصی تا گشت حجاببانان در دانشگاه» منتشر کرد.
در این گزارش آمده است: «از ۱۶ آذر سال گذشته تا امسال، دانشجویان مصائب بسیاری را چشیدند و جای زخم احکام شدید قضایی اعم از تعلیق، اخراج و تبعید بر پیکر دانشجویان مانده است.»
به نوشته این سایت خبری، دانشجویانی که گرفتار احکام قضایی نشدند، با بدعتهای عجیب حراست همچون تشکیل پرونده به دلیل انتشار عکس در صفحه شخصی و گشت حجاببانان در دانشگاه دست و پنجه نرم میکنند.
یک دانشجوی دختر دانشگاه بهشتی درباره برخوردهای شدید حراست به دیدهبان ایران گفته است: «فشار از سوی دانشگاه برای رعایت حجاب به خصوص در دانشکده پزشکی بیشتر شده. در دانشکده پزشکی اگر مقنعه هم از سر بیفتد کارت دانشجویی را میگیرند.»
او اضافه کرده است: «حتی بابت عکسهای دانشجویان در اینستاگرام پرونده تشکیل دادهاند؛ در صورتی که صفحاتشان شخصی (بسته) بوده اما یک سری نفوذی بین دانشجویان وجود داشته که از عکس آنها در صفحه شخصیشان اسکرینشات گرفته و کار به کمیته انضباطی کشیده شده است.»
یک دانشجوی دختر دانشکده فنی دانشگاه تهران درباره برخورد حراست با دانشجویان به دلیل حجاب گفته است: «بدون حجاب نمیتوانیم از در حراست عبور کنیم. مانند گیت مترو باید کارت بزنیم تا بتوانیم وارد شویم. در فضای دانشگاه بسیاری از دانشجویان بدون حجاب هستند اما زنانی با پوشش چادر و یونیفرم در فضای دانشگاه حرکت میکنند و تذکر میدهند.»
او در پاسخ به این سوال دیدهبان ایران که آیا این نیروها با دانشجویان برخورد شدیدی داشتهاند گفته است: «میایستند تا حجابت را سرت کنی اما خارج از دانشگاه هم پلیسهای نیروی انتظامی هستند که بابت حجاب تذکر میدهند.»
در ادامه این گزارش، روایت یکی از دانشجویان پسر دانشگاه تهران نقل شده که گفته است: «دستکم هفتهای یک بار میبینم زنانی چادری در محوطه دانشگاه، دوربین را زیر چادر خود قایم کرده و از دانشجویان فیلم میگیرند؛ فرقی هم ندارد دانشجو پسر باشد یا دختر. در سطح دانشگاه تردد میکنند و برای حجاب تذکر میدهند.»
دیدهبان ایران با طرح این پرسش که گشت حجاببان در دانشگاه چه میکند، روایتی مشابه از دانشجویان دانشگاه تهران را به نقل از یکی از کانالهای تلگرامی دانشجویان نوشته است: «به سمت دانشکده حقوق میرفتیم که خانمی چادری که ماسک بر صورتش داشت، جلویمان ظاهر شد و گفت مانتو من کوتاه است و فردا آن را نپوشم.»
پیش از این و در روز ۱۵ آذر، فعالان دانشجویی، تشکلها و نهادهای دانشگاههای مختلف، در آستانه روز دانشجو بیانیهای مشترک منتشر کردند.
نویسندگان این بیانیه، روز ۱۶ آذر را نماد ایستادگی و مبارزات دانشجویان برابر هر گونه دیکتاتوری خواندند و گفتند امسال برای دومین بار این روز به نام جنبش «زن، زندگی، آزادی» آغشته است.
فعالان دانشجویی، تشکلها و نهادهای دانشگاههای مختلف در آستانه روز دانشجو بیانیهای مشترک منتشر کردند. آنها نوشتند دانشجویان در کنار سایر اقشار و معترضان با تکیه بر پیروزیهایی که مقابل دیکتاتورها و زورگویان به دست آمده، انقلاب «زن، زندگی، آزادی» را تا پیروزی کامل پیش میبرند.
نویسندگان این بیانیه، روز ۱۶ آذر را نماد ایستادگی و مبارزات دانشجویان برابر هر گونه دیکتاتوری خواندند و گفتند امسال برای دومین بار این روز به نام جنبش «زن، زندگی، آزادی» آغشته است.
سال گذشته و در جریان خیزش انقلابی، فراخوانهایی سه روزه برای اعتصاب سراسری همزمان با روز دانشجو منتشر شد.
علاوه بر اصناف و کسبه، دانشجویان دهها دانشگاه کشور نیز در روزهای ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذر به اعتصاب سراسری پیوستند و از حضور در کلاسهای درس خودداری کردند.
پیش و پس از آن فضای دانشگاههای کشور شاهد اعتراض، تحصن و تجمعهای دانشجویی گسترده بود؛ بهطوری که جنبش دانشجویی در سال گذشته، به گفته ناظران به یکی از موثرترین بخشهای خیزش انقلابی تبدیل شد.
امضاکنندگان بیانیه یادآور شدند دانشجویان مبارز، پیشرو، انقلابی، رادیکال، مدافع برابری، سکولار و آزادیخواه از «فعالترین، متشکلترین و سرسختترین بخشهای جامعه» در مبارزه علیه جمهوری اسلامی بوده و هستند.
به گفته امضاکنندگان بیانیه، تداوم انقلاب «زن، زندگی، آزادی» در دانشگاهها موجب شد جمهوری اسلامی از آغاز سال تحصیلی جاری سنگینترین ابزار کنترل خود را به کار گرفته و تمام تلاش خود را برای تبدیل دانشگاه به پادگان نظامی به کار ببرند.
تلاشها برای سرکوب جنبشهای دانشجویی و جلوگیری از دور جدید اعتراضات در دانشگاهها از ابتدای سال تحصیلی جدید و بازگشایی دیرهنگام کلاسها آغاز شد.
از مهر امسال تاکنون گزارشهایی درباره برخوردهای قهری با دانشجویان، اخراج و تعلیقها و برگزاری جلسات کمیته انضباطی منتشر شده است.
برای برخی از دختران دانشجوی مخالف حجاب اجباری، حکم لغو اسکان در خوابگاهها صادر کردهاند.
به گفته نهادها و فعالان دانشجویی امضاکننده بیانیه، تداوم اعتراضات و مطالبهگری در دانشگاهها تلاشهای حکومت را برای سرکوب دانشجویان، بیاثر کرده است.
به گفته آنها، دانشجویان و بخش عظیمی از جامعه هر سال در روز ۱۶ آذر، «نه» بنیادین خود را علیه هر نوع دیکتاتوری و جمهوری اسلامی فریاد میزنند.
در بخشی از بیانیه آمده که دانشجویان تا همین حالا هم در جریان انقلاب «زن، زندگی، آزادی»، ضربههایی مهلک به جمهوری اسلامی وارد کردهاند: «به عنوان یکی از ملموسترین پیروزیها، خاکریز حجاب و تفکیک جنسیتی جمهوری اسلامی را مقتدرانه فتح کردیم.»
از جمله اعتراضهای دانشجویی به جمهوری اسلامی و سیاستهای آن، تحصن شماری از دانشجویان دانشگاه هنر تهران در اعتراض به اعلام اجباری بودن پوشش مقنعه بود که از ۲۴ خرداد امسال آغاز شد و با وجود حضور مقامهای امنیتی و ماموران یگان ویژه برای روزهای متوالی ادامه پیدا کرد.
دانشجویان معترض در روز ۲۸ خرداد بیانیهای با جملهای اثرگذار منتشر کرده و خطاب به حکومت گفتند: «ما با شما هیچ حرفی نداریم الا یک کلمه: نه!»
شماری از هنرمندان با کلمه کلیدی این بیانیه یعنی «نه» تصویرسازی و بارها این جمله دانشجویان معترض دانشگاه هنر را بازنشر کردند.
تشکلها و فعالان دانشجویی در بیانیه خود به «لیست بلندبالای موفقیتهای عظیم» معترضان در سطح اجتماع طی سال گذشته اشاره کردند که «لرزه بر پیکر نیمهجان سیستم دیکتاتوری حاکم» انداخته است.
اعتصابها و اعتراضهای سراسری دانشجویان، اعتراضات مداوم بازنشستگان و کارگران نفت، مارشهای عظیم هزاران نفره در دانشگاهها و ...، مواردی هستند که بر اساس این بیانیه، نشان از «آیندهای پرتلاطم برای جمهوری اسلامی و آیندهای روشن برای ایرانیان» دارند.
بر اساس این بیانیه، روز ۱۶ آذر امسال هم مانند سالهای پیشین، «خواستههای روشن برابری و آزادی» را نمایندگی میکند.
به گفته نویسندگان، روند نخنمای سرکوب حکومت در دانشگاهها برای مهار فعالان دانشجویی و حاکم کردن حجاب و تفکیک جنسیتی و نیروهای سرکوب، امنیتی، عقیدتی، نظامی و شبهنظامی موفق نبوده و نخواهد بود.
دانشجویان پیشرو، آزادیخواهان تهران شمال، آزاداندیشان جندیشاپور، دانشجویان آزاد خوراسگان (دانشگاه آزاد اصفهان)، صدای آزاد دانشگاه (دانشگاه هنر اصفهان)، دانشجویان دانشگاه الزهرا، دانشگاه صنعتی اصفهان و کمیته سراسری دانشجویان کردستان جمعی از تشکلها و نهادهای امضاکننده این بیانیه هستند.
جمعی از دانشجویان و فعالان دانشگاههای علوم پزشکی ارومیه، شیراز، اصفهان، علوم پزشکی اصفهان، کردستان، آزاد تهران مرکز واحد پونک، فنی دخترانه سنندج و یزدانپناه سنندج نیز این بیانیه را امضا کردند.
پیش از این جمعی از دانشجویان تعلیق شده با انتشار بیانیهای اعلام کردند حاکمیت به منظور ارعاب و سرکوب، پیشانی دانشگاه را هدف گرفته و مشروعیت خود را بر مبنای خودکامگی تعریف و به نیروهای قهری دلخوش کرده است.
بیانیه شماره ۱٠ کمپین «شکنجه دارویی، قتل عمد خاموش دولتی» درباره شکنجه دارویی در زندانهای ایران منتشر شد. در این گزارش، روایت بازداشتشدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی» از شکنجههای دارویی آمده است و تاثیرات و ابعادش مانند مرگ زندانیان پس از آزادی.
در این گزارش به شکنجه دارویی زندانیان در طول سالهای اخیر پرداخته شده که بیانگر سیستماتیک بودن این نوع از شکنجه در ایران است.
یافتههای این گزارش برگرفته از شهادت بازداشتشدگان اعتراضات سال گذشته و زندانیان سیاسی سابق است.
این شهادتها بر این واقعیت تاکید دارند که استفاده از شکنجه دارویی نه یک استثنا، بلکه روشی رایج و فراگیر در زندانهای جمهوری اسلامی است.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی،از جامعه بینالمللی خواست اقداماتی فوری و قاطع برای بررسی این نوع شکنجهها و مرگهای متعاقب آن انجام دهد و جمهوری اسلامی را در برابر جنایاتش علیه زندانیان سیاسی پاسخگو کند.
افزایش شکنجه دارویی در خیزش انقلابی
بر اساس تحقیقات گستردهای که به وسیله کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران انجام شده، استفاده از شکنجه دارویی در سالهای ۲۰۲۲-۲۰۲۳ همزمان با خیزش انقلابی علیه جمهوری اسلامی به طرز نگرانکنندهای افزایش یافته است.
شماری از بازداشتشدگان اعتراضات سال گذشته پس از آزادی جان خود را از دست دادند که دلیل این مرگها از سوی حکومت، «خودکشی»، «سوءمصرف مواد مخدر» یا «مرگ ناگهانی» عنوان شد.
این قربانیان با حضور گسترده نیروهای امنیتی و اطلاعاتی تشییع شدند و هیچ یک از این پروندهها مورد بررسی رسمی مقامات حکومت قرار نگرفت. به خانوادهها نیز اجازه ندادند به طور مستقل در مورد مرگ عزیزان خود تحقیق کنند.
حکومت گاهی با فرستادن زندانیان به مراکز روانپزشکی و «استفاده از داروهای ضد روانپریشی به عنوان نوعی شکنجه»، عمدا و به طور سیستماتیک زندانیان سیاسی بیشتری را تحت شکنجه دارویی قرار داده است.
پیش از این نگهبانان زندان به زندانیان داروهای آرامبخش میدادند اما از زمان اعتراضات سراسری سال گذشته، این شیوه به اعمال خشونتآمیز و اجباری داروهای ناخواسته تغییر کرده است.
زندانیانی که اخیرا آزاد شدهاند به کمیته آزادی زندانیان سیاسی در ایران گزارش دادهاند که در حال حاضر «به زور خوراندن مواد مخدر به زندانیان» به عنوان بخشی از شکنجههای روحی و جسمی برای گرفتن اعتراف به یک روش معمول تبدیل شده است.
از سوی دیگر گزارش شده است که مواد مخدر به غذا و آب آشامیدنی زندانیان اضافه شده است و بسیاری از زندانیان در زندان دچار اعتیاد شدهاند که تبعات آن پس از آزادی ادامه دارد.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی حدود چهار ماه پیش با انتشار بیانیهای گفته بود جمهوری اسلامی زندانیان سیاسی را با «داروهای روانگردان» تحت شکنجه روحی و جسمی قرار میدهد و بدون نیاز به اعدام، شماری از معترضان را میکشد.
ویدا ربانی، روزنامهنگار زندانی در اوین، چهارم خرداد امسال در نامهای خبر داد که در زندان قرچک، مُسکن و داروهای آرامبخش با یک چرخ دستی که به آن «کالسکه شادی» میگویند، بین زندانیها توزیع میشود.
او نوشت: «شنیدم که در زندان قرچک گفته بودند به زندانیان بند بازداشتیهای خیزش مهسا هر اندازه که خواستند مسکن و آرامبخش بدهید. پوکساید، کلونازپام ترانکوپین و ... مثل نقل و نبات توزیع میشد.»
سامان یاسین، خواننده رپ ۲۵ ساله که پس از بازداشت در جریان خیزش انقلابی، روز ۳۱ تیر امسال با دستور قاضی ابوالقاسم صلواتی به بیمارستان روانپزشکی امینآباد (رازی) منتقل شد، در نامهای که هفتم مرداد انتشار یافت، از شکنجههای دارویی در بیمارستان روانی امینآباد خبر داد.
بر اساس این نامه، پس از مقاومت این زندانی سیاسی در برابر ترزیق آمپول، ماموران امنیتی او را که با پابند به تخت بسته شده بود، هدف ضرب و جرح قرار دادند.
یاسین در نامه خود تاکید کرد پس از تزریق دارویی ناشناخته، بیش از ۲۴ ساعت بیهوش بوده و پس از به هوش آمدن، دچار عوارض بینایی و عدم تعادل شده است.
این رپر زندانی گفت در طول ۱۰ ماه بازداشتش تا آن زمان، بارها برای اعتراف و فشار او را وادار به خوردن دارو و تزریق آمپول کردهاند.
به گفته سامان یاسین، پس از بازگردانده شدن او به زندان از بیمارستان رازی در تاریخ سوم مرداد، همچنان «قرصهایی بینام و عجیب» به او داده میشود که تاکنون از خوردنشان امتناع کرده است.
روایتهایی دیگر از شکنجههای دارویی
علاوه بر این دو نفر، کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی گزارشهایی درباره چندین زندان در سراسر ایران از جمله در تهران، سیستان و بلوچستان، آذربایجانغربی، کردستان، خوزستان، قم و ... جمعآوری کرده است.
در این گزارشها زندانیان گفتهاند نگهبانان زندان مقداری دارو یا مواد مخدر را در نوشیدنیهای آنها مخلوط کردهاند که منجر به حالتهای هذیانگویی و در برخی موارد بیهوشی شده است.
بسیاری از آنان قادر به شناسایی نامهای داروها نیستند اما تعداد کمی از زندانیان از داروهایی چون دیازپام، آلپرازوالم (زاناکس)، هالوپریدول، کلردیازپوکساید، کلونازپام، ترانکوبین و لیتیوم نام بردند.
نام شش بازداشتشده خیزش انقلابی که روایتشان را مطرح کردهاند در گزارش نیامده است. با اینحال بر اساس اطلاعات منتشر شده، آنها شامل سه زن و سه مرد در سنین ۱۸، ۲۲، ۲۴، ۲۷، ۲۸ و ۳۳ سال هستند.
چهار دهه استفاده از شکنجه دارویی
علاوه بر این افراد، روایت شماری از زندانیان سیاسی که پیش از خیزش انقلابی بازداشت و شکنجه دارویی شده بودند نیز در این گزارش آمده است.
برخی زندانیان سیاسی مانند سهیل عربی، هاشم خواستار و کیانوش سنجری پیشتر درباره این شکنجهها اطلاعرسانی کردهاند.
بر اساس این گزارش، در چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی به داروهای روانگردان و آرامبخشها بهعنوان ابزاری برای تنظیم و کنترل شرایط داخل زندانها متکی بوده است.
استفاده از این داروها گاهی به درخواست زندانیان بوده است اما به دلیل شرایط غیرقابل تحمل حاکم بر شکنجه دارویی، عمدتا زندانیان سیاسی شناخته شده را هدف قرار داده و در برخی موارد منجر به مرگ زندانی شده است.
پیش از این سازمان عفو بینالملل از مرگ چند زندانی سیاسی حین بازداشت در سال ۲۰۱۸ خبر داده بود و سازمان رهایی از شکنجه در گزارش سال ۲۰۱۷ خود گفته بود ۱۰ درصد از بیماران، شکنجه دارویی را در زندانهای ایران تجربه کردهاند.
شکنجه دارویی برای گرفتن اطلاعات یا تحت فشار قرار دادن زندانیان
شکنجه دارویی از طریق استفاده از داروهای روانگردان یا انواع مواد مخدر برای تنبیه، گرفتن اطلاعات یا تسلیم کردن زندانی از طریق ایجاد درد بیشتر، اضطراب، وحشت، اختلالات روانی، فلج شدن، توهم، پارانویا و اعتیاد است.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در گزارش خود شکنجه دارویی را شنیعترین شکل شکنجه خواند چرا که ممکن است خشونتی در آن به کار برده نشود، هیچ نشانه ظاهری آشکاری که باعث سوءظن شکنجه شود در پی نداشته باشد و اسناد و مدارکش با آلوده کردن عمدی افراد به مواد مخدر، پنهان شود.
بر اساس این گزارش، اغلب زندانیان از دریافت داروها بیاطلاع میمانند چون این امر معمولا مخفیانه و از طریق غذا و نوشیدنی آنها در طول زمان انجام میشود.
پس از وارد شدن دارو به بدن زندانی، او عوارض مختلفی را تجربه خواهد کرد؛ از جمله از دست دادن هوشیاری، از دست دادن حافظه، هذیانگویی، اختلالات گفتاری، توهم، بیحسی، بیحالی، اضطراب و هراس و در موارد شدید، مرگ.