• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

سازمان حقوق بشر ایران: دست‌کم یک‌صد معترض بازداشت‌شده در معرض خطر اعدام قرار دارند

۲۴ شهریور ۱۴۰۵، ۰۰:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۲:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)

سازمان حقوق بشر ایران در بیانیه‌ای اعلام کرد که دست‌کم یک‌صد معترض بازداشت‌شده در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه سال گذشته، در حال‌حاضر در معرض خطر اعدام قرار دارند.

در این بیانیه اشاره شده است که در میان این بازداشت‌شدگان، «دست‌کم پنج نفر که هنگام وقوع جرم ادعایی کمتر از ۱۸ سال داشتند و پنج زن» دیده می‌شوند.

سازمان حقوق بشر ایران نوشت که این اطلاعات «تنها به پرونده‌های مستندشده در ۱۳ استان» پرداخته است و تاکید کرد: «معترضان دیگری نیز در خطر اعدام قرار دارند.»

بیانیه اشاره کرد: «از ۲۸ اسفندماه، جمهوری اسلامی ۳۱ معترض را اعدام کرده است» و افزود: «۲۹ نفر از آنان در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت شده و دو نفر دیگر از معترضان زن، زندگی، آزادی بودند. همچنین در این مدت ۱۳ زندانی سیاسی وابسته به گروه‌های مخالف ممنوعه و ۱۴ نفر به اتهام جاسوسی یا همکاری با دولت‌های خارجی اعدام شده‌اند.»

سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرد: «این بالاترین شمار اعدام زندانیان سیاسی در چنین بازه زمانی کوتاهی از دهه ۱۳۶۰ تاکنون است»، و از جامعه بین‌المللی، به‌ویژه کشورهایی که با جمهوری اسلامی روابط دیپلماتیک دارند، خواست توقف فوری اعدام‌ها را در هرگونه گفت‌وگو با مقام‌های جمهوری اسلامی، به‌عنوان یکی از مطالبات اصلی خود مطرح کنند.

محمود امیری‌مقدم، مدیر این سازمان حقوق بشری، گفت: «این معترضان در دادگاه‌های انقلاب و در روندهایی فاقد حداقل استانداردهای دادرسی عادلانه به اعدام محکوم شده‌اند؛ این احکام در ساختاری صادر می‌شوند که شکنجه و بدرفتاری برای گرفتن اعتراف در آن روشی سیستماتیک است و اعترافات اجباری بارها مبنای پرونده‌های منتهی به اعدام قرار گرفته‌اند.»

او هشدار داد که خطر اجرای این احکام جدی است، و گفت: «برای نجات جان این معترضان باید هزینه سیاسی اعدام آن‌ها را از طریق فشار هماهنگ بین‌المللی و کارزارهای مستمر بالا برد.»

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

اکسیوس از انهدام ۲ قایق سپاه پاسداران به دست نیروهای آمریکایی خبر داد
۱

اکسیوس از انهدام ۲ قایق سپاه پاسداران به دست نیروهای آمریکایی خبر داد

۲

انتقاد ورزشکاران المپیکی از تبلیغ سیدنی سوئینی به علت «جنسی‌سازی ورزش زنان»

۳

دفاع دبیر از رانت اکتشاف معدن: قانونی است و خیلی از دستگاه‌ها کار اقتصادی می‌کنند

۴

اولین گزارش بازرسان کل آمریکا از هزینه‌ها، تلفات، خسارات و پیامدهای عملیات «خشم حماسی»

۵

ادامه حملات حوثی‌ها؛ عربستان سعودی از بریتانیا کمک خواست

انتخاب سردبیر

  • از ترس تا رهایی؛ زنان از اولین تجربه بیرون رفتن بدون حجاب اجباری گفتند
    روایت شما

    از ترس تا رهایی؛ زنان از اولین تجربه بیرون رفتن بدون حجاب اجباری گفتند

  • عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» مرتکب جنایات علیه بشریت شد

    عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» مرتکب جنایات علیه بشریت شد

  • اعتصاب عمومی در شهرهای کردنشین؛ امجد امینی: یک سوگواری ساده را بر ما روا نمی‌بینند

    اعتصاب عمومی در شهرهای کردنشین؛ امجد امینی: یک سوگواری ساده را بر ما روا نمی‌بینند

  • حمایت رییس کمیسیون اروپا از پیوستن کانادا به اتحادیه اروپا به‌عنوان «عضو وابسته»

    حمایت رییس کمیسیون اروپا از پیوستن کانادا به اتحادیه اروپا به‌عنوان «عضو وابسته»

  • عربستان سعودی پهپاد حوثی‌ها را پیش از ورود به حریم هوایی مکه سرنگون کرد

    عربستان سعودی پهپاد حوثی‌ها را پیش از ورود به حریم هوایی مکه سرنگون کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

ترامپ درخواست‌ها برای ایجاد محدودیت در حوزه هوش مصنوعی را «توطئه خبیثانه» خواند

۲۴ شهریور ۱۴۰۵، ۰۰:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، با رد هشدارها درباره خطرات هوش مصنوعی برای بشریت، تلاش‌ها برای قانون‌گذاری و کاهش سرعت توسعه این فناوری را یک «توطئه خبیثانه» و «فریب» خواند.

او دوشنبه ۲۳ شهریور گفت که هوش مصنوعی به چارچوب‌های نظارتی پیچیده نیاز ندارد و وجود یک رییس‌جمهوری قوی و باهوش، تنها حفاظ مورد نیاز برای این فناوری است.

ترامپ تاکید کرد که ایالات متحده ابزارهای لازم برای ایمن نگه داشتن این فناوری را در اختیار دارد و نباید مانع پیشرفت آن شد.

مخالفت صریح ترامپ با ایجاد چارچوب‌های نظارتی بر هوش مصنوعی در شرایطی مطرح می‌شود که برخی از رهبران برجسته صنعت فناوری و مقامات دولتی خواستار کاهش سرعت توسعه این ابزارها شده‌اند.

شماری از چهره‌های برجسته صنعت هوش مصنوعی در کمتر از ۲۴ ساعت، در مواضعی کم‌سابقه و هم‌جهت، درباره سرعت پیشرفت مدل‌های هوش مصنوعی هشدار دادند و خواستار ایجاد فاصله‌ای میان افزایش قابلیت این مدل‌ها و توانایی بشر برای ایمن‌سازی و کنترل آن‌ها شدند.

داریو آمودی، مدیرعامل آنتروپیک، سم آلتمن، مدیرعامل اُپِن اِی‌آی، ایلان ماسک، بنیان‌گذار ایکس اِی‌آی، و دمیس هسابیس، مدیرعامل گوگل دیپ‌مایند، همگی از ضرورت حرکت محتاطانه‌تر در توسعه پیشرفته‌ترین و قدرتمندترین مدل‌های هوش مصنوعی حمایت کرده‌اند.

  • هم‌صدایی بی‌سابقه رهبران هوش مصنوعی: «سرعت توسعه باید کاهش یابد»

    هم‌صدایی بی‌سابقه رهبران هوش مصنوعی: «سرعت توسعه باید کاهش یابد»

این مواضع پس از مجموعه‌ای از حوادث مربوط به خروج عامل‌های هوش مصنوعی از محدوده‌های تعیین‌شده، نگرانی از مدل‌های خودبهبوددهنده و گزارش‌های تازه درباره سوءاستفاده از این فناوری در عملیات سایبری، نظامی و نظارتی مطرح می‌شوند.

شرکت‌های پیشرو در حوزه هوش مصنوعی از جمله اوپن‌ای‌آی و آنتروپیک پیش از این در پی خروج کنترل‌نشده برخی از عوامل هوشمند خود و نفوذ آن‌ها به دیگر پلتفرم‌ها، بر لزوم اعمال محدودیت‌های ایمنی تاکید کرده بودند.

موج تازه بحث‌ها روز شنبه ۲۰ شهریور با انتشار مقاله‌ای از آمودی با عنوان «باید سرعت حرکت در مرز را تنظیم کنیم» آغاز شد.

مدیرعامل آنتروپیک در این مقاله که در حساب کاربری او در ایکس منتشر شد، نوشت طی چند ماه گذشته به این نتیجه رسیده است که صرف سرمایه‌گذاری روی ایمنی کافی نیست و سرعت افزایش توانایی مدل‌ها نیز باید کاهش یابد تا پژوهش‌های مربوط به کنترل و ایمن‌سازی آنها فرصت همگام شدن با پیشرفت فناوری را پیدا کنند.

با این حال، ترامپ با حمله به حامیان این محدودیت‌ها، آن‌ها را «نیروهای بسیار منفی» و «خائن» نامید و تلاش‌هایشان را یک توطئه بیمارگونه علیه مراکز داده توصیف کرد.

رییس‌جمهوری آمریکا می‌گوید هرگونه توقف یا ایجاد مانع در مسیر توسعه هوش مصنوعی در ایالات متحده، زمینه را برای پیشی گرفتن چین در این رقابت جهانی فراهم می‌کند.

او با تاکید بر اینکه «هر کسی در حوزه هوش مصنوعی برنده شود، بر جهان حکومت خواهد کرد»، هشدار داد که مقررات سخت‌گیرانه تنها به نفع پکن تمام خواهد شد.

  • واهمه از هوش مصنوعی خارج از کنترل، پژوهشگر آنتروپیک را ناچار به استعفا کرد

    واهمه از هوش مصنوعی خارج از کنترل، پژوهشگر آنتروپیک را ناچار به استعفا کرد

شکاف سیاسی در واشینگتن و سقوط سهام فناوری

جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهور آمریکا، نیز گفت اینکه شرکت‌های پیشرو «به دولت التماس میکنند که قانونمندشان کند» برای او عجیب است.

دیوید ساکس، رییس شورای مشاوران علم و فناوری رییس‌جمهوری هم تاکید کرد که آزمایشگاه‌ها برای کند کردن خود نیازی به اجازه دولت ندارند.

مایک جانسون، رییس مجلس نمایندگان نیز به‌جای قانون‌گذاری، خواستار برگزاری نشستی با شرکت همه ارائه‌دهندگان پلتفرم در حوزه هوش مصنوعی شد و افزود که حتی خود این مدیران هم بر سر شکل نظارت اتفاق‌نظر ندارند.

در جبهه مقابل، کامالا هریس، معاون پیشین رییس‌جمهوری آمریکا، به جمع حامیان کاهش سرعت توسعه هوش مصنوعی پیوسته است و دموکرات‌ها در واشینگتن از نگرانی‌های جدی خود درباره خطرات این فناوری سخن گفته‌ و خواستار تصویب قوانینی در این زمینه شده‌اند.

این اختلافات سیاسی در شرایطی بالا گرفته که انتشار هشدارهای امنیتی و درخواست‌ها برای ترمز توسعه هوش مصنوعی، به سقوط سهام شرکت‌های بزرگ فناوری در بازارهای جهانی منجر شده است.

  • اوپن‌ای‌آی خواستار تصویب مقررات الزام‌آور برای ایمنی هوش مصنوعی شد

    اوپن‌ای‌آی خواستار تصویب مقررات الزام‌آور برای ایمنی هوش مصنوعی شد

موضع چین و نگرانی‌های اروپایی

در همین حال، کشورهای دیگر نیز با چالش‌های مشابهی در زمینه حکمرانی بر این فناوری مواجه هستند.

داریو آمودی از دولت آمریکا خواسته است محدودیت صادرات تراشه‌های پیشرفته را حفظ و علیه قاچاق، تقطیر و سرقت مدل‌های آمریکایی از سوی آزمایشگاه‌های چینی اقدام کند تا آمریکا در فرصتی سه تا پنج‌ساله، فاصله‌اش با این کشور را بیشتر کند.

چین با رد روایت‌های تهدیدآمیز غربی‌ها درباره هوش مصنوعی، آمودی را به وحشت‌پراکنی متهم کرده و در عین حال خواستار همکاری‌های بین‌المللی شده است، هرچند هم‌زمان برنامه‌هایی را برای مقابله با خطر خروج سیستم‌های هوشمند از کنترل انسان آماده می‌کند.

در اروپا نیز کریستین لاگارد، رییس بانک مرکزی اروپا، هشدار داده است که قوانین سخت‌گیرانه اتحادیه اروپا ممکن است به قیمت عقب ماندن این قاره از رقابت جهانی هوش مصنوعی تمام شود.

سنتکام ادعای سپاه درباره برخورد یک نفتکش با مین در تنگه هرمز را تکذیب کرد: حمله پهپادی بود

۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ۲۳:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%
ابر نفتکش الگایا

سنتکام، فرماندهی مرکزی ایالات متحده، دوشنبه ۲۳ شهریور ادعای سپاه پاسداران درباره برخورد ابر نفتکش «الگایا» با مین دریایی در تنگه هرمز را «نادرست» خواند و اعلام کرد این نفتکش که ماه گذشته هدف موشک سپاه قرار گرفته و از کار افتاده بود، مورد حمله پهپادی قرار گرفت.

سنتکام دوشنبه ۲۳ شهریور در شبکه اجتماعی ایکس نوشت این نفتکش که در آب‌های عمان قرار داشت، اکنون از سوی یکی از شرکای منطقه‌ای در حال یدک‌کشیده شدن است.

سنتکام افزود: «ادعای نادرست سپاه پاسداران، که می‌کوشد مانع تردد کشتی‌های تجاری در تنگه شود، نمونه دیگری از دروغ‌ها و تلاش‌های این نیرو برای ارعاب است.»

پیش از این، نیروی دریایی سپاه پاسداران با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرده بود ابرنفتکش الگایا با شماره دریانوردی ۹۳۲۵۳۳۶، به‌دلیل ورود به منطقه ممنوعه در جنوب تنگه هرمز با مین‌های دریایی برخورد کرده و منفجر شده است.

رسانه‌های حکومتی ایران به نقل از سپاه پاسداران اعلام کردند که تلاش‌ها برای مهار آتش‌سوزی در این ابرنفت‌کش بی‌نتیجه بوده و کل شناور در شعله‌های آتش گرفتار شده است. سپاه پاسداران همچنین مدعی شد که در پی این حادثه، تنگه هرمز مسدود شده است و تحت کنترل هوشمند نیروهایش قرار دارد.

هم‌زمان، تنش‌های نظامی در منطقه با ادعای دیگر سپاه پاسداران مبنی بر سرنگونی یک فروند پهپاد پیشرفته MQ-1 بر فراز آسمان تنگه هرمز افزایش یافته است.

رویترز یک‌شنبه ۲۲ شهریور گزارش داد رویترز گزارش داد حمله تازه به یک شناور در تنگه هرمز، هم‌زمان با توقف فعالیت خط لوله نفت «شرق-غرب» عربستان سعودی، نگرانی‌ها درباره امنیت عرضه انرژی را افزایش داده است.

مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا اعلام کرد گزارشی از اصابت پرتابه به یک شناور هنگام عبور از تنگه هرمز دریافت کرده، اما تا بامداد یک‌شنبه ۲۲ شهریور میزان خسارت و وضعیت خدمه مشخص نبوده است.

طبق این گزارش گزارش حمله در ساعت ۱۱ شنبه‌شب به وقت محلی به این مرکز مخابره شده بود. این گزارش پس از آن منتشر شد که عربستان سعودی از تعطیلی موقت و احتیاطی خط لوله «شرق-غرب» در پی حمله پهپادی خبر داد. بغداد و ریاض مبدا حمله را خاک عراق اعلام کردند، اما هنوز هیچ گروهی مسئولیت آن را برعهده نگرفته است.

خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری «شرق-غرب» در ماه‌های گذشته، با محدود شدن شدید تردد در تنگه هرمز، به مسیری حیاتی برای صادرات نفت تبدیل شده بود.

  • از خلافت نفتی داعش تا جنگ سپاه و گروه‌های هم‌سو در گلوگاه‌های انرژی

    از خلافت نفتی داعش تا جنگ سپاه و گروه‌های هم‌سو در گلوگاه‌های انرژی

به گزارش رویترز، این خط لوله روزانه چهار تا پنج میلیون بشکه نفت، معادل چهار تا پنج درصد عرضه جهانی، منتقل می‌کرد. توقف فعالیت آن در شرایطی رخ داده که قیمت نفت برنت در هفته گذشته بار دیگر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر رفت.

وزارت امور خارجه عربستان سعودی از زخمی شدن شماری از افراد و خسارت به خط لوله خبر داده، اما جزئیاتی درباره تاثیر حمله بر صادرات منتشر نکرده است.

در همین حال، گزارش‌های بین‌المللی از کاهش شدید تردد کشتی‌های تجاری در این آبراه کلیدی حکایت دارد.

به گزارش العربیه، داده‌های ردیابی کشتی‌ها نشان می‌دهد که تردد کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز به کمتر از ۱۰ کشتی در روز کاهش یافته است.

  • تعویق نشست تنگه هرمز در عمان؛ بقایی عربستان سعودی را مقصر دانست

    تعویق نشست تنگه هرمز در عمان؛ بقایی عربستان سعودی را مقصر دانست

رویترز نیز گزارش داد که در پی تشدید حملات به مسیرهای انتقال نفت، تعداد عبور روزانه نفتکش‌ها از این تنگه تک‌رقمی شده است. این کاهش چشمگیر ترافیک دریایی، نگرانی‌های گسترده‌ای را درباره آینده عرضه انرژی در بازارهای جهانی ایجاد کرده است.

در همین حال، شرکت اماراتی «دی‌پی ورلد» با فرض اینکه کشتیرانی در تنگه هرمز هرگز به شرایط عادی پیش از جنگ باز نخواهد گشت، در حال گسترش شبکه لجستیک زمینی خود است.

بلومبرگ گزارش داد این غول بندری قصد دارد ناوگان کامیون‌های خود را ۴۰ درصد افزایش دهد و مسیرهای زمینی جدیدی را برای دور زدن تنگه هرمز توسعه دهد.

از خلافت نفتی داعش تا جنگ سپاه و گروه‌های هم‌سو در گلوگاه‌های انرژی

۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
مهدی مصلحی
100%

داعش نفت را برای تامین هزینه جنگ می‌فروخت؛ جمهوری اسلامی و نیروهای هم‌سو با آن از ناامنی مسیرهای انرژی به‌عنوان اهرم فشار بهره می‌گیرند.

در سال‌های اوج قدرت داعش، تصرف شهرها، میادین نفتی و پالایشگاه‌های کوچک عراق و سوریه، جهان را با نوع تازه‌ای از اقتصاد جنگ روبه‌رو کرد. داعش تنها یک گروه تروریستی نبود؛ بلکه می‌کوشید حکومتی سرزمینی بنا کند و برای اداره مناطق اشغالی، پرداخت حقوق نیروها، خرید سلاح و ادامه جنگ، به درآمد دائمی نیاز داشت. نفت، مالیات اجباری، اخاذی و غارت، اجزای اصلی این اقتصاد بودند.

امروز خاورمیانه با شکل متفاوت و از نظر اقتصادی گسترده‌تری از پیوند جنگ و انرژی روبه‌رو است.

جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران برای اثرگذاری بر بازار انرژی جهان الزاما نیازی به تصرف میادین نفتی دیگر کشورها ندارند. موقعیت جغرافیایی ایران در کنار تنگه هرمز، توان موشکی و پهپادی سپاه، نیروی دریایی نامتقارن و شبکه گروه‌های مسلح هم‌سو، به تهران امکان داده است که خود مسیر انتقال انرژی را به میدان فشار تبدیل کند.

این وضعیت در متن جنگی شکل گرفته است که با حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی آغاز شد و سپس با حملات متقابل، اعمال محدودیت‌های جمهوری اسلامی بر کشتیرانی در هرمز و محاصره دریایی آمریکا علیه کشتیرانی مرتبط با ایران گسترش یافت.

  • تعویق نشست تنگه هرمز در عمان؛ بقایی عربستان سعودی را مقصر دانست

    تعویق نشست تنگه هرمز در عمان؛ بقایی عربستان سعودی را مقصر دانست

سپاه در جریان جنگ، بازگشایی تنگه هرمز را به پایان تهدیدها و مداخلات آمریکا مشروط کرده است. جمهوری اسلامی در ۱۴ سپتامبر فهرست ۷۷ کشتی متهم به نقض پروتکل‌های اعلام‌شده تهران را منتشر کرد و آن‌ها را به جریمه، توقیف یا مصادره تهدید کرد. داده‌های اولیه ردیابی کشتی‌ها نشان داد عبور شناورهای تجاری از هرمز در آخر هفته به کمتر از ۱۰ فروند در روز رسیده است.

تفاوت اصلی را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد:

داعش نفت را عمدتا برای تامین مالی جنگ و اداره قلمرو خود می‌فروخت؛ جمهوری اسلامی و سپاه، افزون بر فروش نفت، در بحران کنونی از تهدید جریان انرژی برای کسب امتیاز سیاسی بهره می‌گیرند.

این تمایز مطلق نیست. وزارت خزانه‌داری آمریکا در مه ۲۰۲۶ شبکه‌هایی را تحریم کرد که به‌گفته این نهاد، فروش و انتقال نفت متعلق به سپاه را تسهیل می‌کردند. بنابراین، فروش نفت همچنان بخشی از سازوکار تامین مالی سپاه است.

این مقایسه به معنای نادیده گرفتن تفاوت‌های مذهبی، تاریخی و سازمانی داعش و سپاه نیست. همچنین نمی‌توان ادعا کرد که داعش هیچ‌گاه به زیرساخت‌های نفتی یا تجارت منطقه آسیب نزد. داعش میادین نفتی را تصرف کرد، تاسیسات در جریان جنگ تخریب شدند و نفت قاچاق به یکی از منابع اصلی درآمد آن تبدیل شد.

اما مدل نفتی داعش، با وجود همه خشونت‌هایش، همچنان به استخراج، انتقال و فروش نفت وابسته بود. بدون کامیون، واسطه، بازار و خریدار، نفت تحت کنترل داعش ارزشی نداشت.

سپاه، در کنار فروش نفت، از منطق دیگری نیز استفاده می‌کند: ایجاد ارزش سیاسی از طریق اختلال، ترس و عدم اطمینان.

  • نشست عمان به تعویق افتاد؛ اختلال در مسیرهای نفتی نگرانی از کاهش عرضه جهانی را افزایش داد

    نشست عمان به تعویق افتاد؛ اختلال در مسیرهای نفتی نگرانی از کاهش عرضه جهانی را افزایش داد

دو پروژه فرامرزی با ساختارهای متفاوت

داعش آشکارا از برپایی خلافت سنی سخن می‌گفت و مرزهای ملی عراق و سوریه را فاقد مشروعیت می‌دانست. هدف آن جایگزین کردن دولت‌های موجود با یک حکومت دینی فرامرزی بود که مشروعیت خود را نه از رای مردم، بلکه از تفسیر انحصاری خود از دین می‌گرفت.

جمهوری اسلامی رسما از اصطلاح «خلافت شیعی» استفاده نمی‌کند. چارچوب سیاسی آن ولایت فقیه، صدور انقلاب اسلامی و تشکیل شبکه‌ای موسوم به «محور مقاومت» است. با این حال، این پروژه نیز از مرزهای ایران فراتر می‌رود و می‌کوشد از طریق نیروهای هم‌سو و ساختارهای مسلح موازی، بر تصمیم‌های سیاسی و امنیتی کشورهای منطقه اثر بگذارد.

بنابراین، توصیف سیاست سپاه صرفا به‌عنوان تلاش برای تاسیس «خلافت شیعی» ممکن است از نظر مذهبی و تاریخی دقیق نباشد؛ به‌ویژه آنکه همه متحدان جمهوری اسلامی شیعه نیستند. اما میان دو پروژه، شباهتی بنیادین وجود دارد: هر دو، یک نظم دینی فرامرزی را بالاتر از دولت ملی و اراده آزاد شهروندان قرار می‌دهند.

در این نگرش، فرد، جامعه یا حکومتی که با پروژه ایدئولوژیک همراه نباشد، صرفا یک رقیب سیاسی تلقی نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند دشمن، خائن یا مانع تحقق اراده‌ای مقدس معرفی شود. هنگامی که سیاست به ماموریتی الهی تبدیل شود، سازش نشانه ضعف و مخالفت نوعی خیانت دانسته می‌شود.

داعش این دیدگاه را با خشونت آشکار، اشغال سرزمین و اعلام خلافت دنبال کرد. سپاه آن را از طریق دولت رسمی، نهادهای نظامی، گروه‌های هم‌سو و نفوذ تدریجی در ساختار کشورهای منطقه پیش برده است. تفاوت در نام، مذهب و ابزارها جدی است، اما برخی پیامدها برای جوامع منطقه مشابه بوده است: دولت ضعیف‌تر، سلاح خارج از کنترل دولت، جنگ نیابتی، آوارگی و تخریب اقتصادی.

داعش می‌خواست نقشه سیاسی منطقه را با خلافت خود جایگزین کند؛ سپاه می‌کوشد دولت‌های منطقه را در درون مرزهایشان به بخشی از عمق راهبردی جمهوری اسلامی تبدیل کند.

  • پس از اصابت یک پرتابه به شناور ایرانی، ترامپ احتمال ماندن در ایران و کنترل نفت را مطرح کرد

    پس از اصابت یک پرتابه به شناور ایرانی، ترامپ احتمال ماندن در ایران و کنترل نفت را مطرح کرد

از تصرف میدان نفتی تا تسلط بر ریسک

داعش برای کسب درآمد باید بر میدان نفتی، مسیر زمینی و شبکه فروش مسلط می‌شد. سپاه برای اثرگذاری بر اقتصاد جهانی حتی لازم نیست یک نفتکش را غرق کند یا تنگه‌ای را به‌طور کامل ببندد. کافی است احتمال حمله را معتبر سازد.

بازار نفت فقط به کمبود واقعی واکنش نشان نمی‌دهد؛ احتمال کمبود نیز قیمت‌ها را تغییر می‌دهد. تهدید علیه نفتکش‌ها، حق بیمه جنگی را افزایش می‌دهد. حمله پهپادی می‌تواند مالکان کشتی را به تغییر مسیر وادارد. افزایش خطر، کرایه نفتکش، هزینه سوخت دریایی، دستمزد خدمه و زمان تحویل محموله را بالا می‌برد.

این همان «صرف ریسک» یا قیمت ترس است که پیش از حذف واقعی نفت از بازار، به هر بشکه افزوده می‌شود.

تحولات اخیر این سازوکار را به‌روشنی نشان می‌دهد. حوثی‌های هم‌سو با جمهوری اسلامی به جزیره راهبردی پریم در دهانه باب‌المندب رسیده و کنترل آن را در دست گرفته‌اند و تهدید علیه کشتیرانی در دریای سرخ افزایش یافته است.

در رویدادی جداگانه، خط لوله شرق‌ـ‌غرب عربستان، که برای دور زدن تنگه هرمز و انتقال نفت به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ به کار می‌رفت، هدف حمله پهپادی قرار گرفت و فعالیت آن متوقف شد.

عربستان سعودی و عراق اعلام کردند پهپادها از خاک عراق برخاسته‌اند، اما هیچ گروهی بلافاصله مسئولیت حمله را بر عهده نگرفت. حضور گروه‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق، به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که سپاه این عملیات را هدایت کرده است. همچنین باید میان هم‌سویی سیاسی و تسلیحاتی با فرماندهی مستقیم هر عملیات تفاوت گذاشت.

رویترز گزارش داده است که این خط لوله در ماه‌های اخیر روزانه حدود چهار تا پنج میلیون بشکه نفت جابه‌جا می‌کرد. مسیری که باید جایگزین هرمز می‌بود، اکنون خود به بخشی از میدان جنگ تبدیل شده است.

  • نشست عمان به تعویق افتاد؛ اختلال در مسیرهای نفتی نگرانی از کاهش عرضه جهانی را افزایش داد

    نشست عمان به تعویق افتاد؛ اختلال در مسیرهای نفتی نگرانی از کاهش عرضه جهانی را افزایش داد

خط لوله‌ای که به جبهه ۱۲۰۰ کیلومتری تبدیل شد

خط لوله شرق‌ـ‌غرب عربستان، معروف به پترولاین، در اوایل دهه ۱۹۸۰ و در فضای ناامن جنگ ایران و عراق ساخته شد. منطق راهبردی آن ساده بود: اگر انتقال نفت از خلیج فارس و تنگه هرمز مختل شد، نفت شرق عربستان از طریق یک مسیر زمینی به ساحل دریای سرخ منتقل شود.

این خط لوله محصول نگرانی‌های امنیتی قرن بیستم بود، اما اکنون با ابزارهای جنگی قرن بیست‌ویکم روبه‌رو شده است.

یک خط لوله به طول حدود ۱۲۰۰ کیلومتر را نمی‌توان در تمام مسیر با سرباز یا سامانه پدافندی پوشش داد. مهاجم نیز نیازی به تخریب تمام خط ندارد. حمله موفق به یک ایستگاه پمپاژ، مرکز کنترل، تاسیسات برق یا یکی از شیرهای اصلی می‌تواند جریان نفت را در بخش بزرگی از شبکه مختل کند.

مدافع باید تمام مسیر ۱۲۰۰ کیلومتری خط، چندین ایستگاه و مجموعه‌ای از تاسیسات حساس را شبانه‌روز زیر نظر داشته باشد؛ اما مهاجم تنها باید یک نقطه آسیب‌پذیر و یک لحظه مناسب را پیدا کند. مدافع باید تقریبا همیشه موفق باشد، در حالی که برای مهاجم یک‌بار عبور از سامانه دفاعی می‌تواند کافی باشد.

این همان عدم تقارن اقتصادی جنگ مدرن است: حمله با چند پهپاد نسبتا کم‌هزینه می‌تواند زیرساختی چندین میلیارد دلاری و جریانی معادل چند درصد از عرضه جهانی نفت را در معرض اختلال قرار دهد.

البته درست نیست گفته شود که هیچ‌کس احتمال حمله به این خط لوله را پیش‌بینی نمی‌کرد؛ این تاسیسات پیش‌تر نیز در سال ۲۰۱۹ هدف حملات پهپادی قرار گرفته بود. آنچه دامنه تهدید را افزایش داده، ارزان‌تر، دقیق‌تر، تکرارپذیرتر و در دسترس‌تر شدن حملات دوربرد برای گروه‌های مسلح غیردولتی و نیروهای هم‌سو است.

خط لوله‌ای که برای دور زدن یک گلوگاه دریایی ساخته شده بود، در عصر پهپاد خود به یک جبهه ۱۲۰۰ کیلومتری تبدیل شده است.

  • در پی حمله به خط لوله نفت عربستان سعودی، عراق سه گذرگاه‌ مرزی با ایران را بست

    در پی حمله به خط لوله نفت عربستان سعودی، عراق سه گذرگاه‌ مرزی با ایران را بست

جنگ دو گلوگاه

اهمیت وضعیت کنونی در پیوند دو گلوگاه دریایی نهفته است: تنگه هرمز در شرق شبه‌جزیره عربستان و باب‌المندب در غرب آن.

هرمز مهم‌ترین مسیر صدور نفت خلیج فارس به بازارهای جهانی است. باب‌المندب نیز دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌کند. نفتکش‌های بارگیری‌شده در ینبع، در صورت ناامن شدن باب‌المندب، می‌توانند از کانال سوئز وارد مدیترانه شوند و سپس با دور زدن دماغه امید نیک راهی آسیا شوند.

بر اساس محاسبه رویترز، این تغییر مسیر می‌تواند حدود ۲۲ روز به سفر برخی نفتکش‌ها اضافه کند؛ آن هم در شرایطی که نرخ کرایه نفتکش‌ها به سطوح بی‌سابقه رسیده و سوخت دریایی نیز با کمبود روبه‌رو شده است.

در چنین شرایطی، کنترل کامل یک تنگه ضروری نیست. ترکیبی از حملات محدود، هشدارهای نظامی، تهدید موشکی و احتمال مین‌گذاری می‌تواند شرکت‌های کشتیرانی و بیمه را وادار کند که خطر را در قیمت‌های خود منظور کنند.

این همان نقطه‌ای است که نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی می‌تواند از یک مساله امنیتی خاورمیانه به تهدیدی برای اقتصاد جهانی تبدیل شود. سپاه و نیروهای هم‌سو با آن می‌توانند فشار را در یک نقطه جغرافیایی آغاز و آثار اقتصادی آن را هزاران کیلومتر دورتر منتقل کنند؛ از هزینه سوخت یک کامیون در اروپا تا قیمت مواد غذایی در کشورهای واردکننده انرژی.

بدون شواهد مستقل نمی‌توان هر اقدام حوثی‌ها یا گروه‌های مسلح عراقی را مستقیما به سپاه نسبت داد. با این حال، شبکه‌ای که جمهوری اسلامی طی چند دهه ساخته، یک واقعیت راهبردی ایجاد کرده است: تهران می‌تواند از عملکرد بازیگران هم‌سو در چند جغرافیای متفاوت بهره ببرد، نقاط بحران را پراکنده کند و هزینه مقابله را افزایش دهد.

  • خط لوله نفت شرق-غرب در عربستان سعودی پس از چند حمله تعطیل و از مدار خارج شد

    خط لوله نفت شرق-غرب در عربستان سعودی پس از چند حمله تعطیل و از مدار خارج شد

سود کوتاه‌مدت، زیان راهبردی

افزایش قیمت نفت ممکن است در نگاه نخست به سود کشوری صادرکننده مانند ایران به نظر برسد. اما قیمت بالاتر تنها زمانی مفید است که کشور بتواند نفت خود را در حجم کافی بفروشد و درآمد آن را دریافت کند.

کاهش صادرات، هدف قرار گرفتن یا توقیف نفتکش‌ها، محدودیت‌های بانکی و تخفیف‌های اجباری می‌تواند بخش بزرگی از منفعت افزایش قیمت را از بین ببرد. ممکن است بازار جهانی برای نفت پول بیشتری بپردازد، بدون آنکه جمهوری اسلامی درآمد بیشتری به دست آورد. محاصره دریایی آمریکا علیه کشتیرانی مرتبط با ایران نیز، بنا بر گزارش رویترز، صادرات نفت خام ایران را از اواسط ژوئیه متوقف کرده است.

از سوی دیگر، گسترش ناامنی به دارایی‌های خود ایران نیز آسیب می‌زند. نفتکش‌های آسیب‌دیده یا از دست‌رفته باید روزی جایگزین شوند؛ تاسیسات و بنادر آسیب‌دیده باید بازسازی شوند؛ و اعتماد شرکت‌های بیمه، بانک‌ها، سرمایه‌گذاران و خریداران باید با صرف هزینه فراوان بازگردانده شود.

مهم‌تر از همه، صورت‌حساب این سیاست در نهایت به مردم ایران منتقل می‌شود. کاهش درآمد ارزی، محدود شدن واردات، تورم، سقوط ارزش پول و افزایش قیمت سوخت و کالاهای اساسی، زندگی شهروندانی را تحت فشار قرار می‌دهد که هیچ نقشی در تصمیم‌های نظامی حکومت نداشته‌اند.

سپاه افزایش هزینه برای جهان را به‌عنوان اهرم فشار به کار می‌گیرد، اما اقتصاد و مردم ایران نیز از اصلی‌ترین و ماندگارترین قربانیان این راهبرد خواهند بود.

بهای نفت برنت در معاملات ۱۴ سپتامبر از ۱۰۸ دلار در هر بشکه عبور کرد. ادامه توقف خط لوله عربستان می‌تواند جریانی معادل حدود چهار درصد عرضه جهانی نفت را در معرض خطر قرار دهد.

رویترز به‌نقل از منابع صنعتی گزارش داد ذخایر موجود در ینبع تنها برای پنج تا هفت روز حفظ صادرات کفایت می‌کند. آسوشیتدپرس نیز به نقل از دو مقام منطقه‌ای نوشت تعمیر کامل خط لوله ممکن است سه تا پنج هفته طول بکشد، هرچند ریاض هنوز جدول زمانی رسمی منتشر نکرده است.

  • حوثی‌ها کنترل بخش یمنی تنگه باب‌المندب را به دست گرفتند، فرمانده سنتکام به عربستان رفت

    حوثی‌ها کنترل بخش یمنی تنگه باب‌المندب را به دست گرفتند، فرمانده سنتکام به عربستان رفت

جنگ علیه آینده ایران

راهبرد گروگان گرفتن مسیرهای انرژی شاید در کوتاه‌مدت قدرت تخریبی جمهوری اسلامی را به جهان یادآوری کند، اما برای ایران قدرت پایدار ایجاد نمی‌کند.

قدرت واقعی یک کشور نفتی از تولید مطمئن، جذب سرمایه، دسترسی به فناوری، اعتبار قراردادها و حضور باثبات در بازار به دست می‌آید؛ نه از توانایی ترساندن نفتکش‌ها و افزایش هزینه بیمه.

هر حمله یا تهدید تازه، ایران را در ذهن بازار از یک تامین‌کننده بالقوه انرژی به منشاء خطر ژئوپلیتیک تبدیل می‌کند. تغییر این تصویر در صورت گذار از جمهوری اسلامی نیز آسان و کم‌هزینه نخواهد بود. هر دولت آینده ایران باید نه‌فقط تاسیسات و ناوگان آسیب‌دیده، بلکه اعتبار اقتصادی و تجاری کشور را نیز بازسازی کند.

داعش نفت را برای ساختن خلافتی به کار گرفت که سرانجام قلمرو خود را از دست داد. سپاه از جغرافیا، انرژی و فناوری جنگ مدرن برای حفظ حکومتی استفاده می‌کند که آینده اقتصادی کشور را به‌تدریج مصرف می‌کند.

در قرن بیست‌ویکم، قدرت تخریب دیگر الزاما با بزرگی ارتش تناسب ندارد. هنگامی که یک سلاح ارزان می‌تواند خط لوله‌ای چندین میلیارد دلاری را مختل کند، سپاه و نیروهای هم‌سو با آن نه‌تنها نفت، بلکه فاصله عظیم میان هزینه حمله و هزینه دفاع را نیز به سلاح تبدیل کرده‌اند.

خطر اصلی فقط نفتی نیست که امروز از بازار حذف می‌شود. خطر بزرگ‌تر هزینه‌ای است که به نام قدرت‌نمایی حکومت، بر اقتصاد جهان و آینده مردم ایران تحمیل می‌شود.

چشم‌انداز اعتراضات؛ ضرورت تشکل‌یابی و توجه به مطالبات مردمی

۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
روزبه بوالهری
100%

در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، بحث‌های بسیاری درباره شرایط وخیم اقتصادی در ایران، تورم و گرانی افسارگسیخته و فشار شدید معیشتی بر مردم مطرح شده است.

در این بحث‌ها، به‌درستی گفته می‌شود که در نتیجه این شرایط اقتصادی، احتمال شکل‌گیری اعتراضاتی گسترده، مشابه اعتراضات گسترده سال‌های ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، وجود دارد؛ اعتراضاتی که به‌دلیل گستردگی نارضایتی‌ها می‌توانند از ظرفیت تبدیل‌شدن به جنبشی فراگیر برخوردار باشند.

در این نکته که فشار اقتصادی بی‌سابقه، در سالیان گذشته بخش بزرگی از جامعه را به اعتراض سوق داده است و باز هم به این سمت پیش خواهد برد، نمی‌توان تردید داشت.

نارضایتی‌ها چنان عمیق و گسترده‌ هستند که هر جرقه می‌تواند به اعتراضاتی وسیع منجر شود. از این منظر، می‌توان گفت که باوجود سیاست سرکوب و ارعاب از سوی حکومت، برخی شرایط عینی برای دگرگونی‌های مهم اجتماعی و سیاسی فراهم شده است.

اما نکته‌ای که در برخی از تحلیل‌های موجود کمتر به آن پرداخته شده، این است که اعتراضات پیش‌رو قرار است چگونه پیش بروند و چگونه می‌توانند به نتیجه‌ای پایدار برسند.

می‌توان این پرسش را با پرسشی دیگر تکمیل کرد:

آیا الگوی اعتراضات سالیان گذشته ــ که در آن مردم به خیابان می‌آمدند، با سرکوب مواجه می‌شدند، شب به خانه بازمی‌گشتند و روز بعد دوباره اعتراض می‌کردند ــ می‌تواند به نتیجه مطلوب برسد؟ آن‌هم در شرایطی که شواهد نشان می‌دهند نیروی سرکوب حکومت همچنان منسجم مانده و آماده استفاده از زور است؟

۱. آموخته‌های تاریخی: محدودیت روش‌های گذشته و ضرورت بازاندیشی

برای موفقیت اعتراضات ضدحکومتی، صرفا تکرار الگوهای گذشته کافی نیست و به نظر می‌رسد که بازاندیشی درباره روش‌ها و اشکال مبارزه ضروری است. تاریخ نشان می‌دهد که شیوه‌های اعتراض و سازمان‌دهی در طول زمان تغییر می‌کنند و الگویی که در یک مقطع کارآمد بوده، ممکن است در شرایطی دیگر و نیز مکان جغرافیایی دیگری کارایی خود را از دست بدهد.

  • جمهوری اسلامی و هراس از خیابان؛ چرا فشار بر تشکل‌های مستقل کارگری تشدید شده است؟

    جمهوری اسلامی و هراس از خیابان؛ چرا فشار بر تشکل‌های مستقل کارگری تشدید شده است؟

برای نمونه، در انقلاب‌های فرانسه در قرن نوزدهم، سنگربندی خیابانی یا «باریکاد» در برخی مقاطع نقش مهمی در پیشبرد اعتراضات داشت. بااین‌حال، در ادامه، دولت‌ها با توسعه سازمان نظامی، تسلیحات و شیوه‌های کنترل شهری، توانستند بسیاری از این روش‌ها را خنثی کنند. در فرانسه نیز انقلاب فوریه ۱۸۴۸ به سقوط سلطنت انجامید، اما اعتراضات ژوئن همان سال به‌شدت سرکوب شد.

نمونه‌های تاریخی دیگری نیز وجود دارند: جنبش‌های چریکی، اعتصابات عمومی، جنبش‌های مدنی و اعتراضات توده‌ای در کشورهای مختلف، هرکدام در شرایطی مشخص موفق بوده‌اند و در شرایطی دیگر شکست خورده‌اند.

نتیجه‌ای که از این تجربه‌ها می‌توان گرفت، نه الگوبرداری مکانیکی، بلکه توجه به تفاوت ویژگی‌ها و زمینه‌های تاریخی، اجتماعی و سیاسی هر کشور است.

از همین‌رو، نمی‌توان الگوی اعتراضات اروپای شرقی در اواخر دهه ۱۹۸۰ یا جنبش‌های موسوم به «بهار عربی» را بدون توجه به شرایط ایران به کار گرفت.

هر کشور ساختار اجتماعی، نهادهای سیاسی، ظرفیت‌های سازمان‌دهی و همچنین دستگاه سرکوب خاص حکومتی خود را دارد، به ویژه که دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی در چند دهه، با بررسی و تحلیل تغییر و تحولات کشورها، تلاش کرده‌اند تا راهکارهای مناسب برای سرکوب را بیابند و به کار ببندند.

در غیاب سازمان‌یافتگی و انسجام تشکیلاتی، تکرار الگوهایی که در کشورهای دیگر به نتیجه رسیده‌اند، نه‌تنها موفقیت را تضمین نمی‌کند، بلکه ممکن است هزینه‌های سنگینی به جامعه تحمیل کند.

تجربه مصر پس از سقوط حسنی مبارک نمونه‌ای از دشواری تبدیل یک خیزش گسترده به سیستمی پایدار بود که منافع توده‌های به ستوه آمده از شرایط اقتصادی و اقتصادی در حکومت او را تامین کند.

۲. مساله تشکل‌یابی: گذار از پراکندگی به هماهنگی

در غیاب تشکل‌هایی که بتوانند میان گروه‌های مختلف اجتماعی ارتباط برقرار کنند، مطالبات را صورت‌بندی کنند و درباره مسیر حرکت جنبش، تصمیم‌گیری جمعی ایجاد کنند، اعتراضات با هزینه‌های سنگینی روبه‌رو خواهند شد.

  • سندیکای کارگران شرکت واحد: امنیتی‌سازی مطالبات اجتماعی مانع شکل‌گیری اعتراضات نخواهد شد

    سندیکای کارگران شرکت واحد: امنیتی‌سازی مطالبات اجتماعی مانع شکل‌گیری اعتراضات نخواهد شد

منظور از تشکل‌یابی، الزاما ایجاد یک سازمان متمرکز و سراسری نیست. در شرایط سرکوب، شبکه‌های مستقل، انجمن‌های صنفی، گروه‌های محلی و پیوندهای اجتماعی می‌توانند در سازمان‌دهی و هماهنگ‌کردن مطالبات نقش مهم و موثری داشته باشند. البته موضوع مهم آن است که اعتراضات از حالت واکنشی و پراکنده خارج شوند و بتوانند به نوعی ظرفیت جمعی و پایدار و البته، سراسری دست یابند.

تجربه مصر و مساله سازمان‌یافتگی

در اعتراضات مصر علیه حسنی مبارک، عوامل متعددی در شکل‌گیری و گسترش جنبش نقش داشتند: نارضایتی اقتصادی، فعالیت گروه‌های جوانان، شبکه‌های مجازی، سابقه فعالیت‌های مدنی، اعتراضات کارگری و مقاومت اجتماعی در شهرهایی مانند اسکندریه و قاهره.

در این ارتباط، میدان التحریر به نماد این خیزش تبدیل شد، اما سقوط مبارک به‌تنهایی به استقرار دموکراسی پایدار نینجامید. در ادامه، اخوان‌المسلمین به قدرت رسید و پس از مدت کوتاهی، ارتش بار دیگر نقش تعیین‌کننده‌ای در سیاست ایفا کرد.

این تجربه نشان می‌دهد که سرنگونی یا کنار رفتن یک دولت، با ایجاد نهادهای دموکراتیک، برنامه سیاسی روشن و توازن قدرت اجتماعی یکسان نیست. جنبشی که از سازمان‌یافتگی، برنامه مدون اقتصادی و سیاسی برای آینده و سازوکارهای تصمیم‌گیری به سود مردم برخوردار نباشد، ممکن است پس از پیروزی اولیه، دستاوردهای خود را از دست بدهد.

وضعیت تشکل‌های صنفی در ایران

در ایران، تشکل‌های صنفی مستقل با فشارهای گسترده، احضار، پرونده‌سازی و بازداشت مواجه‌ بوده‌اند و هستند. کارگران و مزدبگیرانی که برای ایجاد شوراها و تشکل‌های مستقل تلاش می‌کنند، گاه با اخراج، تمدید نشدن قرارداد یا فشارهای امنیتی مواجه می‌شوند. در بسیاری از موارد، کارفرمایان نیز بخشی از ساز‌وکار کنترل و فشار بر فعالان صنفی را بر عهده گرفته‌اند.

با این‌حال، سرکوب تشکل‌های علنی به معنای ناممکن‌بودن هر نوع سازمان‌یابی نیست. اشکال مختلف همکاری اجتماعی، شبکه‌های صنفی و نهادهای مستقل، مانند آنچه در مورد بازنشستگان، کارگران، معلمان، پرستاران و سایر مزدبگیران دیده‌ایم، می‌توانند، متناسب با شرایط و با رعایت امنیت و مسئولیت‌پذیری، به افزایش توان جمعی جامعه کمک کنند.

با این همه، نباید تصور کرد که تشکل‌های پنهان یا نیمه‌علنی به‌خودی‌خود تنها راه‌حل مسئله‌ هستند. چنین ساختارهایی نیز در صورت پیوند نخوردن با جامعه با خطر نفوذ، فرسایش، تمرکز قدرت و قطع ارتباط با جامعه روبه‌رو هستند.

مسئله اساسی، ایجاد ظرفیت‌هایی برای اعتماد، مشارکت، پاسخ‌گویی و تصمیم‌گیری جمعی است؛ ظرفیتی که بدون آن، هیچ جنبش اعتراضی به‌سختی می‌تواند به نتیجه‌ مشخصی برسد.

۳. برنامه مدون و پیوند مطالبات معیشتی و سیاسی

یکی دیگر از عوامل تعیین‌کننده در موفقیت یک جنبش اعتراضی، توانایی آن در بیان خواسته‌هایی است که بتواند گروه‌های وسیع‌تری از جامعه را با یکدیگر پیوند دهد.

درس‌های جنبش‌های گذشته

در جریان جنبش سبز در سال ۱۳۸۸، بخش قابل‌توجهی از شعارها و مطالبات جنبش ماهیتی سیاسی و انتخاباتی داشتند و اعتراضات به‌طور عمده در برخی مناطق و طبقات اجتماعی متمرکز ماند.

در جنوب شهرهای بزرگ و بسیاری از مناطق محروم‌تر، اعتراضات با همان گستردگی شکل نگرفت. این مساله یکی از محدودیت‌های مهم این اعتراضات بود؛ زیرا نتوانست مطالبات سیاسی خود را به شکلی گسترده با مسائل ملموس زندگی روزمره و مشکلات اقتصادی بخش‌های کم‌برخوردارتر جامعه پیوند بزند.

این تجربه نشان می‌دهد که مطالبات سیاسی و مدنی، برای تبدیل‌شدن به یک جنبش فراگیر، نیازمند پیوند با مسائل عینی زندگی مردم هستند. آزادی، عدالت، حق انتخاب و کرامت انسانی نباید در برابر مطالبات معیشتی قرار گیرند؛ بلکه باید در کنار آنها و در پیوند با آنها صورت‌بندی شوند.

پیوند مطالبات ساختاری و معیشتی

امروز بخش بزرگی از مردم ایران زیر فشار شدید اقتصادی قرار دارند. این وضعیت را می‌توان در اعتراضات روزمره کارگران، بازنشستگان، معلمان، پرستاران و دیگر مزدبگیران مشاهده کرد. برخی از مطالبات مهم آنان عبارتند از:

-دستمزد منصفانه و متناسب با هزینه واقعی زندگی خانوار؛

-تامین مسکن مناسب و برخورداری از بیمه درمانی جامع؛

- حقوق بازنشستگی متناسب با هزینه‌های زندگی؛

- آزادی تشکل‌یابی و حق ایجاد نهادهای صنفی مستقل؛

- حق انعقاد قراردادهای جمعی؛

- برچیده‌شدن شرکت‌های پیمانکاری و گسترش قراردادهای مستقیم و پایدار؛

- حق اعتصاب و برخورداری از امنیت شغلی.

این مطالبات را می‌توان با موارد دیگری ادامه داد.

حکومت بسیاری از این مطالبات را سیاسی یا امنیتی تلقی و سرکوب می‌کند، اما در ماهیت خود، بخش بزرگی از آن‌ها مطالباتی معیشتی، صنفی و مرتبط با حقوق پایه شهروندی‌ هستند.

هر جنبش اعتراضی که نتواند این خواسته‌ها را در برگیرد، برای تبدیل‌شدن به حرکتی فراگیر با محدودیت جدی مواجه خواهد بود.

با وجود آنکه اعتراضات از سال ۱۳۹۸ به بعد بیش از گذشته با مطالبات اقتصادی و معیشتی پیوند خورده‌اند، هنوز این پرسش مطرح است که چرا این مطالبات نتوانسته‌اند در مواردی به شکل‌گیری اعتصاب‌های گسترده و هماهنگ، به‌ویژه در مناطق صنعتی، منجر شوند.

یکی از عوامل موثر می‌تواند نبود شبکه‌های سازمان‌یافته و برنامه‌های مشخص برای پیوند دادن این مطالبات و تبدیل آن‌ها به یک کنش جمعی پایدار و پیوسته به‌هم باشد.

تاثیر مطالبات عمومی بر بدنه سرکوب

طرح مطالبات عمومی و معیشتی می‌تواند کارکردی فراتر از جلب حمایت اجتماعی داشته باشد. بسیاری از نیروهای حکومتی و خانواده‌های آنان نیز از همین جامعه می‌آیند و، باوجود برخورداری برخی از آنان از امتیازات خاص، الزاما از فشارهای اقتصادی مصون نیستند.

جنبشی که خواسته‌های خود را به‌صورت فراگیر، روشن و غیرانحصاری مطرح کند، امکان بیشتری برای ایجاد تردید، ریزش و شکاف در بدنه حاکمیت خواهد داشت.

با این ‌حال، نباید این مساله را قطعی دانست. شکاف در ساختار قدرت به عوامل متعددی، از جمله شدت بحران، میزان انسجام حکومت، و همچنین وجود سازماندهی در میان مردم، و وجود چشم‌اندازی روشن برای آینده، بستگی دارد.

جمع‌بندی

اعتراضات گسترده، بدون سازمان‌یافتگی، برنامه و پیوند میان گروه‌های مختلف اجتماعی، ممکن است به موج‌هایی کوتاه‌مدت و پرهزینه تبدیل شوند. از سوی دیگر، تشکل‌یابی نیز اگر از جامعه جدا شود، به ساختاری بسته و غیرپاسخ‌گو تبدیل خواهد شد.

مساله اصلی، ایجاد اشکال مسئولانه، فراگیر و دموکراتیکِ همکاری اجتماعی است؛ اشکالی که بتواند مطالبات معیشتی و سیاسی را به هم پیوند دهد، از پراکندگی نیروها بکاهد و امکان تصمیم‌گیری جمعی را افزایش دهد.

در نهایت، مساله فقط شکل‌گیری اعتراض نیست؛ موضوع این است که جامعه بتواند نارضایتی را به سازمان‌یافتگی، سازمان‌یافتگی را به مطالبه مشترک و مطالبه مشترک را به چشم‌اندازی روشن برای آینده تبدیل کند.

استقلال ۳-۰ السد؛ برد جذاب، شیرین و مهم استقلال در هفته نخست لیگ نخبگان

۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

تیم فوتبال استقلال در نخستین دیدار خود در لیگ نخبگان آسیا،‌ السد قطر را با نتیجه سه بر صفر شکست داد. گل‌های استقلال را یاسر آسانی در دقیقه ۹، سعید سحرخیزان در دقیقه ۴۷ روی پاس یاسر آسانی و اسماعیل قلی‌زاده در دقیقه ۵+۹۰ روی پاس محمدحسین اسلامی به ثمر رساندند.

تیم سهراب بختیاری‌زاده با این برد و تفاضل گل مثبت ۳، صدرنشین جدول غرب لیگ نخبگان آسیا شد.

استقلال در حالی در برابر السد کلین‌شیت کرد که تیم قطری، در ۲۲ بازی رسمی گذشته خود، حداقل یک گل به ثمر رسانده بود.

بعد از گل دوم استقلال، تیم السد توسط فرمینیو در دقیقه ۵۷ به گل رسید اما پس از بازبینی صحنه توسط VAR این گل به دلیل خطای هند عبدالرزاق مردود اعلام شد.

در بازی چه گذشت؟

در مسابقه‌ای که بخش عمده آن در اختیار السد، قهرمان ۱۹ دوره لیگ ستارگان قطر، بود، شاگردان رازوان لوچسکو از ضعف در ضربات نهایی ضربه خوردند. السد تنها یک شوت در چارچوب داشت و یک گل این تیم نیز پس از بازبینی VAR مردود اعلام شد.

السد بازی را بهتر آغاز کرد، اما استقلال در دقیقه نهم به گل رسید. پاس اشتباه کلودینیو توپ را در اختیار آسانی قرار داد و او پس از عبور از بوعلام خوخی، توپ را با ضربه‌ای محکم از مشعل برشم عبور داد و وارد دروازه کرد.

السد، قهرمان سال ۲۰۱۱ آسیا، به‌تدریج آرامش خود را بازیافت. روبرتو فیرمینو در دقیقه ۱۹ روی ارسال هاشم علی ضربه سر زد که توپ از بالای دروازه به بیرون رفت. این مهاجم برزیلی ۱۰ دقیقه بعد برای کلودینیو موقعیت ساخت، اما کلودینیو پس از عبور از مدافعان، توپ را با فاصله‌ای کم از کنار تیر سمت راست به بیرون زد.

فیرمینو که همواره خطرناک ظاهر می‌شد، در دقیقه ۳۵ از پشت محوطه جریمه شوت زد و حبیب عباسی، دروازه‌بان استقلال، با شیرجه توپ را مهار کرد. السد در جست‌وجوی گل تساوی فشار حملاتش را افزایش داد، اما به نتیجه نرسید.

استقلال، قهرمان ۹ دوره لیگ ایران، در دقیقه ۴۲ روی یک ضدحمله صاحب موقعیت شد و مشعل برشم با واکنشی تماشایی ضربه قدرتمند امیرمحمد رزاقی‌نیا از پشت محوطه جریمه را دفع کرد. در آخرین موقعیت نیمه نخست نیز ضربه سر فیرمینو از کنار تیر سمت چپ به بیرون رفت.

سحرخیزان در دقیقه ۴۷ شروعی ایده‌آل برای استقلال در نیمه دوم رقم زد. او به پاس عمقی آسانی رسید، از تکل پائولو اوتاویو عبور کرد و با ضربه‌ای زمینی توپ را از میان پاهای برشم به گوشه چپ دروازه فرستاد.

السد در دقیقه ۵۷ تصور کرد یکی از گل‌های خورده را جبران کرده است؛ فیرمینو از فاصله‌ای نزدیک دروازه استقلال را باز کرد، اما پس از بازبینی VAR، گل به دلیل برخورد توپ به دست یوسف عبدالرزاق مردود اعلام شد.

قلی‌زاده در دقیقه پنجم وقت‌های تلف‌شده کار السد را تمام کرد. او ارسال محمدحسین اسلامی را دریافت کرد، از میان دو مدافع عبور کرد و توپ را از برشم گذراند تا سومین گل استقلال به ثمر برسد.