• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

جمهوری اسلامی و هراس از خیابان؛ چرا فشار بر تشکل‌های مستقل کارگری تشدید شده است؟

روزبه بوالهری
۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ۰۱:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
عکس آرشیوی است.
عکس آرشیوی است.

جمهوری اسلامی در سالیان اخیر، به‌موازات گسترش اعتراضات کارگران، ‌بازنشستگان،‌ معلمان، پرستاران و سایر مزدبگیران، برخوردهای امنیتی و قضایی با آن‌ها و تشکل‌های مستقل صنفی‌شان را تشدید کرده است.

هدف از این نوع برخوردها ممانعت از تشکل‌یابی کارگران و سایر مزدبگیران و در نتیجه،‌ خروج آن‌ها از «خیابان» است که بارها در بیانیه‌های تشکل‌های کارگری و صنفی بر لزوم آن تاکید شده است.

در همین ارتباط، گزارش‌های رسیده به ایران اینترنشنال در روزهای اخیر حاکی است که طی هفته‌های اخیر، شمار زیادی از فعالان صنفی و مدنی به دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی احضار شده‌ و بازجویی شده‌اند. در ماه‌های اخیر هم شاهد احضار، بازداشت و صدور احکام زندان برای شمار قابل‌توجهی از معلمان و فعالان صنفی آن‌ها بوده‌ایم.

بر اساس این گزارش‌ها، موضوع مشترک در بازجویی‌ها، «پرسش‌های مکرر در مورد فعالان و تشکل‌های مستقل کارگری و صنفی» بوده است و به‌نظر می‌رسد که نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی پرونده‌سازی جدیدی را علیه فعالان و تشکل‌های مستقل کارگری و صنفی تدارک می‌بینند. این روند را می‌توان ادامه رویکرد سرکوب از سوی جمهوری اسلامی از دهه ۶۰ خورشیدی تاکنون دانست.

بررسی عملکرد امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در سال‌ها و دهه‌های گذشته نشان می‌دهد که تشدید فشار بر فعالان و تشکل‌های مستقل کارگری و صنفی، به‌طور معمول با مقاطعی هم‌زمان بوده که حکومت احساس خطر بیشتری از احتمال گسترش اعتراضات کارگری، بازنشستگان و معلمان و سایر مزدبگیران داشته است.

در این ارتباط، «پرونده‌سازی» نهادهای امنیتی حکومت؛ اعم از وزارت اطلاعات یا سپاه پاسداران، را می‌توان در کنار شرایط کنونی جامعه تحلیل کرد:

-هنوز چند ماه از اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ نگذشته است و آثار و تبعات آن همچنان در سطح کشور حضور دارد.

-شرایط معیشتی مردم به‌مراتب وخیم‌تر شده است. این مساله ناشی از مواردی همچون تبعات جنگ ۴۰ روزه، تشدید محاصره اقتصادی و پیش از همه این‌ها، ناتوانی در مدیریت اقتصادی و ناتوانی در تامین نیازهای پایه جامعه از سوی حکومت در طول ‌دهه‌های گذشته است.

احتمال الگوبرداری از نقش تشکل‌های کارگری در تحولات منطقه‌ای

یکی از جنبه‌های کلیدی در تحلیل دلایل تشدید فشار بر فعالان صنفی، بررسی تحولات منطقه‌ای و تجربه جنبش‌های اجتماعی موسوم به «بهار عربی» است؛ تحولاتی که حکومت جمهوری اسلامی به آن توجه جدی داشته است.

در این مورد می‌توان به تونس اشاره کرد که پس از خودسوزی طارق طیب محمد بن بوعزیزی، جوان دستفروش، و آغاز تظاهرات علیه حکومت زین‌العابدین بن‌علی، تشکل‌های کارگری و صنفی نقش مهمی در سازماندهی و پیشبرد اعتراضات داشتند. همچنین تجربه مصر که برخلاف تصور عمومی که نقطه آغاز تحولات مصر را تظاهرات و تجمع در میدان «التحریر» قاهره می‌داند، جرقه‌ اصلی جنبش علیه حکومت حسنی مبارک از اعتصابات کارگری در اسکندریه زده شد.

به‌همین دلیل می‌توان گفت که به نظر می‌رسد هدف نهادهای امنیتی از تلاش برای پرونده‌سازی علیه فعالان و تشکل‌های مستقل کارگری و صنفی، پیشگیری از شکل‌گیری سناریوهای مشابه و جلوگیری از سازمان‌دهی اعتراضات احتمالی مردمی در پاسخ به شرایط وخیم معیشتی باشد. چرا که همین فعالان و تشکل‌ها به رغم برخوردهای امنیتی و قضایی گسترده حکومت، همچنان فعال هستند.

موضوعی که در حال حاضر مطرح است، شکاف بی‌سابقه میان دستمزدها و هزینه‌ زندگی است. در حال حاضر، بر اساس مصوبه شورای عالی کار جمهوری اسلامی، دستمزد یک کارگر مشمول قانون کار (متاهل و دارای فرزند) حدود ۲۴ میلیون تومان است. این در شرایطی است که بر اساس آمار ارائه شده توسط تشکل‌های رسمی کارگری، هزینه زندگی رقمی حدود ۹۰ میلیون تومان تخمین زده می‌شود.

این فاصله فاحش و عمیق میان دستمزد و سبد معیشت، طبقه کارگر و مزدبگیران را زیر فشار شدید اقتصادی قرار داده و پتانسیل اعتراضات اجتماعی را به‌شدت افزایش داده است. همین موضوع را می‌توان در گسترش اعتراضات کارگری و صنفی در مناطق مختلف کشور مشاهده کرد. این در شرایطی است که حکومت پس از سرکوب وحشیانه اعتراضات سراسری دی‌ماه سال گذشته با انجام اقدامات امنیتی بی‌سابقه‌، از جمله با اعدام‌های گسترده، درصدد ایجاد هراس و وحشت در میان مردم بوده است. در همین ارتباط، حکومت در دو مورد در هفته گذشته، با تیراندازی به سوی جوانان جویای کار در گچساران و اهواز، نشان داد که تا چه اندازه برای سرکوب اعتراضات صنفی آماده شده است.

در عین حال، در کنار همین برخوردها باید به یک نکته توجه داشت؛ این‌که حکومت با همراهی کارفرمایان و از طریق اهرم‌هایی مانند اخراج و یا تهدید به جایگزینی نیروی کار، سعی در مهار ناآرامی‌ها و کنترل اعتراضات صنفی، به‌ویژه در کارخانه‌ها و واحدهای صنعتی دارد. اگرچه این‌گونه اقدامات ممکن است به‌عنوان مسکن برای حکومت عمل کند، اما تجربه سالیان گذشته ثابت کرده است که این روش‌ها قادر به حذف ریشه‌های نارضایتی نیستند و مانع از شکل‌گیری دور جدید تحولات و اعتراضات نخواهند شد.

جابه‌جایی هسته اصلی اعتراضات و اهمیت توان سازمان‌دهی

تجربه سال‌های اخیر (به‌ویژه از اعتراضات سراسری سال ۱۳۹۸ تاکنون) نشان می‌دهد که هسته اصلی اعتراضات تا حد زیادی به کارگران، مزدبگیران و طبقات فرودست منتقل شده است.

ریشه این موضوع به حضور مداوم و گاه روزانه بازنشستگان، معلمان، پرستاران و کارگران در خیابان‌ها طی سالیان اخیر باز‌می‌گردد که اعتراضات خیابانی را در سطح جامعه به امری عادی و بدیهی تبدیل کردند؛ اقدامی که به‌نوبه خود حاصل فعالیت‌های صنفی و ساختار تشکل‌های مستقل بوده است.

اما در شرایطی که سرکوب شدید سیاسی، امکان شکل‌گیری تشکل‌های جدید را با دشواری‌‌هایی روبه‌رو کرده است، می‌توان همین تشکل‌های موجود صنفی و کارگری را تنها نهادهایی دانست که همچنان پتانسیل و قدرت سازمان‌دهی را در صورت بروز اعتراضات دارند. به همین دلیل، نهادهای امنیتی با توجه به «درس‌های بهار عربی»، تمرکز ویژه‌ای بر عملکرد فعالان و تشکل‌های مستقل کارگری و صنفی داشته‌اند.

حکومت با وجود اعمال فشارهای سنگین مانند اخراج، بازداشت و صدور احکام حبس برای شمار زیادی از کارگران، معلمان، پرستاران، و فعالان صنفی آنان و همچنین بازنشستگان در یک سال گذشته، به‌ این دلیل ‌که این تشکل‌ها را نقطه ثقل و عامل اصلی هرگونه تغییر و تحول می‌داند، همچنان از پتانسیل آن‌ها نگران است.

دوباره باید تاکید کرد که در کنار فشارهای امنیتی، وضعیت کلی اقتصاد ایران روبه‌وخامت بیشتر است و خطر شکل‌گیری ابرتورم تا پایان سال جاری، همان حداقل قدرت خرید بسیار اندک کارگران و مزدبگیران را نیز از بین خواهد برد. در همین ارتباط، هنگامی که اقشار کم‌درآمد و کارگران چیزی برای از دست دادن نداشته باشند، از انگیزه بیشتری برای مطالبه‌گری برخوردار خواهند شد.

ضرورت تشکل‌یابی، پیوند اعتراضات و راهکارهای فعالیت متناسب با شرایط

اگرچه اعتراضات صنفی و معیشتی (مانند تجمع‌های بازنشستگان، کارگران و معلمان) اغلب با مطالبات صنفی آغاز شده‌اند، اما ماهیت آن‌ها به‌تدریج جنبه سیاسی پیدا می‌کند. مطرح‌شدن شعارهایی علیه جنگ‌، اعدام و ناکارآمدی و بی‌کفایتی حکومت، نشان می‌دهد که برای کارگران، بازنشستگان، معلمان و سایر مزدبگیران مطالبات معیشتی از سیاست جدا نیستند.

با این حال، بزرگ‌ترین چالش، پراکندگی اعتراضات صنفی و نبود تشکل‌های سراسری در سطوح شهری، استانی و ملی است. این موضوع مانع از تکرار اعتراضات صنفی از جمله مانند دهه ۲۰ خورشیدی شده است که گاه، شاهد اعتصاب کارگران در یک کارخانه و سپس اعتصاب سایر کارخانه‌ها در حمایت از آن‌ها بودیم. برای گذار از این پراکندگی، وجود تشکل‌های سازمان‌دهنده ضرورت دارد؛ تشکل‌هایی که بتوانند اعتراضات را سازماندهی، هدایت و مدیریت کنند.

در شرایط سرکوب شدید، این‌گونه تشکل‌یابی می‌تواند ساختاری نیمه‌مخفی، شبکه‌ای یا متکی بر هسته‌های کوچک و مستقل داشته باشد که با بهره‌گیری از تجربیات تاریخی مبارزات مخفی در ایران فعالیت ‌کنند؛ الگویی مشابه سال‌هایی که به دلیل ممنوعیت‌ها، فعالان کارگری طی حدود یکصد سال گذشته در قالب مراسم‌های خانوادگی، گردهمایی‌های خیریه یا محافل دوستانه به تبادل نظر، انتقال تجربه و سازماندهی می‌پرداختند.

هرگونه حرکت و اعتراض بدون ساختار و بدون تشکل‌یابی، در بلندمدت به نتایج پایدار دست نخواهد یافت. حکومت نیز با آگاهی کامل از این موضوع، تمام توان و ابزارهای امنیتی خود را به کار گرفته است تا از پیوند، سازماندهی و شکل‌گیری تشکل‌های مستقل میان کارگران و مزدبگیران جلوگیری کند؛ همان‌گونه که در جریان اعتراضات کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه و گروه ملی صنعتی فولاد ایران در اهواز در آبان سال ۹۷ و حمایت دانشجویان از آنان روی داد.

Banner

پربازدیدترین‌ها

اعلام جرم دادستانی علیه دیدارنیوز پس از اعتراض پروانه سلحشوری به تجمعات شبانه و اعدام‌ها
۱

اعلام جرم دادستانی علیه دیدارنیوز پس از اعتراض پروانه سلحشوری به تجمعات شبانه و اعدام‌ها

۲

انتقال جنسی، عامل ۶۵ درصد موارد جدید اچ‌آی‌وی در ایران در سال ۱۴۰۴

۳

آیین خاکسپاری فرحناز اسپد در لندن برگزار شد

۴

حکم ۱۲ سال و شش ماه حبس و مصادره همه اموال صادق ساعدی‌نیا در دیوان عالی کشور تایید شد

۵

رویترز: تهران درباره حمله احتمالی اسرائیل به نیروهای سپاه پاسداران در جنوب لبنان هشدار داد

انتخاب سردبیر

  • خرید پسماند تره‌بار؛ انسان‌زدایی از شهروندان و سقوط آزاد یک جامعه
    تحلیل

    خرید پسماند تره‌بار؛ انسان‌زدایی از شهروندان و سقوط آزاد یک جامعه

  • چرا فرمان «انسجام اجتماعی» مجتبی خامنه‌ای جدی گرفته نمی‌شود؟
    تحلیل

    چرا فرمان «انسجام اجتماعی» مجتبی خامنه‌ای جدی گرفته نمی‌شود؟

  • اکونومیست: نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی دیگر یک جبهه واحد نیستند

    اکونومیست: نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی دیگر یک جبهه واحد نیستند

  • رویترز: تهران درباره حمله احتمالی اسرائیل به نیروهای سپاه پاسداران در جنوب لبنان هشدار داد

    رویترز: تهران درباره حمله احتمالی اسرائیل به نیروهای سپاه پاسداران در جنوب لبنان هشدار داد

  • کارزار طرد اقتصادی بخش بزرگی از شبکه بانکداری سایه ایران را دست‌نخورده باقی گذاشته است
    اختصاصی

    کارزار طرد اقتصادی بخش بزرگی از شبکه بانکداری سایه ایران را دست‌نخورده باقی گذاشته است

  • ۹۲ درصد پاسخ‌دهندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: شاهد بیکاری در اطراف خود هستیم

    ۹۲ درصد پاسخ‌دهندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: شاهد بیکاری در اطراف خود هستیم

  • سندیکای کارگران شرکت واحد: امنیتی‌سازی مطالبات اجتماعی مانع شکل‌گیری اعتراضات نخواهد شد

    سندیکای کارگران شرکت واحد: امنیتی‌سازی مطالبات اجتماعی مانع شکل‌گیری اعتراضات نخواهد شد

  • دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه «حق اعتصاب» برای کارگران را تایید کرد

    دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه «حق اعتصاب» برای کارگران را تایید کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

آینه‌ای در مترو؛ بازخوانی یک ترانه رپ

۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ۱۸:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
آسیه امینی
100%

دو پسر جوان و شاید نوجوان در مترو ترانه‌ای رپ می‌خوانند. صدایشان اعتراضی در فضای خفقان است: «ازم نخواه آروم بشم/ پر کابوس شب، چیزی نمونده تا نابود بشم. ... معترضم، اعتراض دارم/ می‌زنم حرف حقیقت و بهت نیاز دارم.»

چهره‌هایشان پیدا نیست. در ابتدای ویدیو فقط پای مسافران دیده می‌شود، ولی شلوار جین‌ها و کفش‌ها هم حرف می‌زنند. سخن از چهره‌های حذف شده، صداهای سانسور شده است. خودسانسوری راوی تصاویری است که از در و دیوار خودش را به رخ می‌کشد. هرچند صدا مانده است، آن هم کوبنده، بی‌تعارف، راسخ و معترض.

پیش‌تر ترانه‌های خیابانی زیادی، مسیر خوانندگان‌شان را به دادگاه‌های سیاسی و احکام غیر انسانی زندان و شلاق ختم کرده‌اند؛ زارا اسماعیلی، پرستو احمدی، و بسیار کسان دیگر.

پس این نوجوانان رپر حق دارند که هم با صدایشان فضای عمومی مترو را از آن خود کنند و هم خیلی ساده امنیت‌شان را هم در نظر گیرند.

روایت این ترانه رپ، قصه زندگی روزمره‌ مردم ایران است: « اصلا یه پله نیست/ چرا همه بد شدن؟/ ببندم دل به کی؟/ خدایا چقدر سخت شده اینجا زندگی؟ تو هم هر روز حالمونو بیا هی بگیر. ... پدره دو شیفت داره کار می‌کنه/ پس چی؟ / بازار فروش آدم خوبه، بریم وصل شیم؟»

بر صندلی‌های مترو مردم کنار هم نشسته‌اند. کمی ‌بی‌تفاوت، کمی کنجکاو. شاید نمی‌خواهند زندگی‌شان مثل فیلمی پیش روی‌شان بازخوانی شود.

شاید هم در ذهنشان خود را هدف انتقادهای تند این دو جوان رپر می‌بینند: «مردم چرا خودشونو گول می‌زنن؟ .../ می کنن زیر پاتو خالی تا که بری از دست./ ... همه می‌ذارن سر هم کلاه/ همه‌ش می‌ره بالا قیمت دلار / زندگی تو دود و دم و جنایت و گناه / آدمام می‌کنن به هم خیانت، چرا؟»

اما حکایت اندوه نشسته بر برخی چهره‌ها بیشتر همدلی در یک فاجعه مشترک است. آنها بازیگران ناخواسته روایت تلخ جامعه‌ای هستند که بیش از آنکه هدف این واژه‌ها باشند، خود را شاید قربانی این واژه‌ها می‌بینند.

اما تاثیرگذارترین چهره، از نیمه‌های ویدیو ظاهر می‌شود؛ کودکی که نگاهش به دو خواننده جوان روبه‌رو که تنشان با ترمز‌های مترو تاب می‌خورد خیره و مبهوت است. حتی وقتی که اجرای رپ این دو نوجوان به اینجا می‌رسد که «تهش به آزادی می‌رسم/ ببین! یا اینکه تهش زندانم؟»

او از واژه‌های سرگردان در فضای مترو هنوز درک واضحی ندارد. ترانه تمام می‌شود. اما از اینجا به بعد قهرمان این قصه همین کودک است؛ تنها نقطه امید. امید پس از اعتراض.

نه واژه‌‌‌های این رپ و انتقادها و اعتراض‌هایش متوجه اوست، نه او هنوز بازیگر این واژه‌هاست. کسی چه می‌داند؟ شاید سرنوشت این ترانه‌ معترض، از همین نگاه اوست که آینده مسافران هم‌‌مسیر را هدایت می‌کند؟ شاید او نسلی است که این روایت را جور دیگری تجربه و روایت خواهد کرد.

خرید پسماند تره‌بار؛ انسان‌زدایی از شهروندان و سقوط آزاد یک جامعه

۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ۱۴:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
سمیرا راهی
100%

بحران اقتصادی در ایران را دیگر نمی‌توان به از دست رفتن قدرت خرید تقلیل داد. آنچه امروز رخ می‌دهد، نمایش انسان‌زدایی و پایمال شدن کرامت شهروندانی است که برای بقا مبارزه می‌کنند. خرید پسماند تره‌بار و «میوه لکی»، روایت این روزهای بازار و میوه‌فروشی‌ها در ایران است.

عبور از خیابان‌ها، بازارهای شهرهای بزرگ و کوچک، تماشای ویترین‌ها و خریدهای روزمره، دیگر تصویر یک زندگی عادی را بازتاب نمی‌دهد. جامعه ایران در سال‌های اخیر و در سایه سیاست «مقاومت اقتصادی» جمهوری اسلامی، نه برای ارتقای سطح زندگی، بلکه برای حفظ ابتدایی‌ترین نیازهای انسانی خود تلاش می‌کند؛ تلاشی نابرابر از رفتن و نرسیدن.

  • ۲۱ میلیون تومان تنها برای خوراکی‌های اساسی؛ سهم سبد غذایی به ۷۱ درصد حداقل دستمزد رسید

    ۲۱ میلیون تومان تنها برای خوراکی‌های اساسی؛ سهم سبد غذایی به ۷۱ درصد حداقل دستمزد رسید

بازار پسماند تره‌بار و «میوه‌های لکی»

تغییر محسوس سبک زندگی افراد اکنون در زندگی جاری و عادی شهروندان کاملا قابل لمس است. هر روز گزینه‌های بیشتری از سبد مصرفی خانوارها - از نظر اندازه و میزان مصرف - کاهش پیدا می‌کنند یا برای همیشه حذف می‌شوند.

یک فروشنده میوه و تره‌بار در غرب تهران، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال از افزایش تقاضای شهروندان برای «جمع‌آوری» پسماندهای پیاز، سیب‌زمینی، گوجه و خیار خبر داد.

به گفته این فروشنده، دیدن افرادی که از سبد‌های زباله یا کارتن‌های پسماند مغازه‌ها مشغول جمع‌آوری سبزی و صیفی‌جات هستند، «دیگر باعث تعجب نیست».

او با اشاره به متنوع بودن طبقه اجتماعی شهروندانی که سبزیجات و صیفی‌جات لکه‌دار یا حتی «نیمه‌کپ‌زده» تقاضا می‌کنند، گفت: «فاجعه درباره آنچه رخ داده است را از بین آمارها و تورم اعلام‌شده یا حتی صحبت کسانی که در رسانه‌های اجتماعی از گرانی، فقر و از دست رفتن قدرت خرید شهروندان می‌گویند نمی‌توانید بفهمید. زمانی می‌توانید به روشنی درباره معیشت صحبت کنید که یک کارمند بانک هم برای خرید سیب‌زمینی و پیاز، کیسه خریدش را مقابل صندوق سبک می‌کند.»

این فروشنده که بیش از ۱۵ سال است در غرب تهران مشغول به کار است، در ادامه گفت: «حتی مشتری‌های قدیمی که صاحب خانه و حقوق ثابت هم هستند، گاهی به دنبال سبزی و میوه لکی یا نیمه کپک‌زده می‌آیند تا هزینه کمتری برای تهیه آن پرداخت کنند.»

  • حقوق بازنشستگان و مستمری‌بگیران حتی کفاف اجاره خانه را نمی‌دهد

    حقوق بازنشستگان و مستمری‌بگیران حتی کفاف اجاره خانه را نمی‌دهد

اعداد در برابر کرامت انسانی شهروندان

مرکز آمار ایران در گزارشی اعلام کرد در تیر ۱۴۰۵ تورم نقطه‌به‌نقطه خانوارهای کشور، ۸۷.۹ درصد بوده است؛ یعنی خانوارهای کشور به طور میانگین، ۸۷.۹ درصد بیشتر از تیر ۱۴۰۴ برای خرید یک «مجموعه کالاها و خدمات یکسان» هزینه کرده‌اند.

گزارش‌های رسمی مرکز آمار ایران از تورم مرداد ۱۴۰۵ و مقایسه آن با دوره‌های گذشته، تصویری هولناک از این فروپاشی ارائه می‌دهد.

تورم نقطه به نقطه و افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها نسبت به مرداد سال گذشته، دیگر تنها یک عدد در نمودارهای اقتصادی برای تحلیگران نیست. این آمارها در بطن زندگی شهروندان، به معنای حذف گزینه‌های حیاتی است.

از بین‌ رفتن عادت خرید در میان بخش بزرگی از جامعه، نشان‌دهنده گسستی وحشتناک است. موضوعی که واژه مدیریت هزینه و کارکرد آن را برای میلیون‌ها ایرانی در طبقات مختلف اجتماعی در سراسر ایران، از معنا تهی کرده است.

وقتی تورم ماهانه و نقطه‌به‌نقطه هر بار رکورد تازه‌ای ثبت می‌کند، در خیابان‌ها و خانه‌ها این اعداد به شکل کوچک‌تر شدن سفره‌ها با حذف انواع پروتئين، لبنیات و حالا حتی ساده‌ترین صیفی‌جات ترجمه می‌شوند.

شهروندان با درآمدی که ارزش آن هر صبح کمتر از روز قبل می‌شود و با تعدیل نیروها و از بین رفتن کسب‌وکارهای کوچک به صفر می‌سد، در یک چرخه فرسایشی، تنها تلاش می‌کنند تا زنده بمانند.

  • دبیر انجمن صنایع لبنی: قیمت لبنیات در یک سال گذشته ۹۰ درصد افزایش یافته است

    دبیر انجمن صنایع لبنی: قیمت لبنیات در یک سال گذشته ۹۰ درصد افزایش یافته است

شرمساری پشت پیشخوان؛ رواج حساب‌های دفتری و خرید اقساطی پیاز

در پس این آمارها، گرانی ارز و موج‌های پیاپی تعدیل نیرو که هزینه‌های زندگی را غیرقابل تحمل کرده، لایه عریانی از رنج وجود دارد: رواج پیدا کردن دوباره حساب‌های دفتری، خرید اقساطی سیب‌زمینی و پیاز در کلان‌شهرها و درخواست از شهروندانی که توانایی بیشتری برای خرید میوه و تره‌بار دارند.

فروشنده یک غرفه تره‌بار محلی در شرق تهران، به تغییر محسوس سبد خرید شهروندان و حذف شدن تنوع آن اشاره کرد؛ در تابستانی که میوه‌های آن به ندرت فروش می‌رود و شهروندانی که برای تهیه مایحتاج زندگی، چشم به دست و کیسه‌های خرید دیگران دارند.

این فروشنده جوان گفت: «یک تصویر عجیب و دردناک، شهروندان سرگردانی است که گاهی تا دو ساعت در این سوله‌ها می‌چرخند، دیگران و کیسه‌های خریدشان را نگاه می‌کنند تا شاید بتوانند با شرمساری از فردی که برای مثال در کیسه خریدش چند نوع میوه دارد، درخواست کنند تا یک کیلو پیاز یا سیب‌زمینی برای آن‌ها بخرد.»

روایتی روزانه از سیاست جمهوری اسلامی که جایگاه یک شهروند صاحب حق را به پایین‌ترین سطح از نیازهای بقا تنزل داده است.

  • زندگی در وضعیت اضطرار؛ اقتصاد، خانواده و فرسایش روان جمعی

    زندگی در وضعیت اضطرار؛ اقتصاد، خانواده و فرسایش روان جمعی

سقوط آزاد؛ مرگ طبقه متوسط و ویرانی روان جامعه

جمهوری اسلامی با سیاست‌های ویرانگر خود، طبقه متوسط را به معنای واقعی کلمه محو کرده است. طبقه‌ای که روزگاری می‌توانست دست‌کم نیازهای ابتدایی یک زندگی را تامین کند، امروز به ناچار نه پله‌‌پله، بلکه شبیه به یک سقوط آزاد وحشتناک در حال از دست دادن همه‌چیز خود است.

یک غرفه‌دار در بازار مرکزی میوه‌ و تره‌بار تهران، از گستره دامنه این بحران می‌‌گوید؛ بحرانی که نه‌تنها مصرف‌کنندگان را، بلکه فروشنده‌ها و مغازه‌دارهای بزرگ میوه و تره‌بار را نیز تحت‌تاثیر قرار داده است. زمانی که خریداران عمده میوه، سبزیجات و صیفی‌جات قدرت خریدشان به یک دهم کاهش پیدا می‌کند، آیینه‌ای تمام‌نما از بحران در زندگی شهروندی است.

این غرفه‌دار می‌گوید: «زمانی که یک فروشنده با مغازه‌ای بسیار بزرگ که فاکتور خرید آن ۲ تن بود، توانایی خریدش به ۲۰۰ کیلو کاهش پیدا می‌کند، یعنی نه تقاضایی برای خرید در محلات وجود دارد و نه مسیر گردش پول در بازار راه خودش را می‌رود.»

این غرفه‌دار گفت به‌دنبال رکود بازار، حجره‌دارها شبیه نوجوانانی هستند که تنها سرگرمی‌ آن‌ها وقت گذراندن در تلفن همراه است.

او کاهش چشم‌گیر خریدهای عمده و حتی تولید کشاورزان را ناشی از افزایش هزینه‌های بسته‌بندی و ارسال دانست که در نهایت در قیمت تمام‌شده میوه و تره‌بار تا رسیدن به دست مشتریان تاثیر می‌‌گذارد.

  • با ادامه روند صعودی تورم، خرید اقساطی مواد غذایی در ایران رو به افزایش است

    با ادامه روند صعودی تورم، خرید اقساطی مواد غذایی در ایران رو به افزایش است

هویت ملت به تاراج می‌رود

زمانی که ابتدایی‌ترین نیازهای زنده ماندن با شرمساری، التماس پنهان و از دست دادن کرامت انسانی گره می‌خورد، آنچه ویران می‌شود تنها اقتصاد یک خانوار نیست؛ بلکه بنیان‌های روانی و هویتی یک ملت است.

اقتصاد ایران در چنبره سیاست‌های جمهوری اسلامی، به ماشینی بی‌توقف برای تولید فقر و تحقیر تبدیل شده است.

در زیر پوست شهرها، میلیون‌ها انسان در حال تجربه‌ای ویرانگر از زندگی هستند و سیستمی بر حکمرانی پای می‌فشارد که تمام این سال‌ها نه تنها سفره‌های مردم، که شرافت و کرامت انسانی آن‌ها را گروگان گرفته است.

در این تاریکی ممتد، شهروندان هر روز با این واقعیت گزنده روبه‌رو می‌شوند که در این ساختار، نه راهی برای یک زندگی محترمانه باقی مانده است و نه پناهگاهی برای حفظ حداقل‌ کرامت. مرثیه‌ای برای انسان‌هایی که در تقلای بقا، منزلتشان در گوشه و کنار خیابان‌ها لگدمال می‌شود.

چرا فرمان «انسجام اجتماعی» مجتبی خامنه‌ای جدی گرفته نمی‌شود؟

۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ۱۴:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
رضا حاجی‌حسینی
100%

مجتبی خامنه‌ای در پیام هفته دولت اعلام کرد «ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است». اما در حکومتی که هر جناح بقای خود را در متهم کردن دیگری می‌بیند، فرمان انسجام زود نقض می‌شود؛ به‌ویژه وقتی رهبر غایب نتواند برای سرپیچی از فرمانش، هزینه‌ای فوری ایجاد کند.

امامان جمعه در ایران، ۱۳ شهریور بر ضروت توجه به دستور رهبر غایب درباره «انسجام اجتماعی» تاکید کردند.

روزنامه کیهان هم در صفحه دوم شماره ۱۲ شهریور خود، پیام مجتبی را «مانیفست حکمرانی» خواند و «پیوست انسجام اجتماعی» آن را «قاعده عملیاتی» دانست.

در ستونی دیگر از همین صفحه، درباره حسین مرعشی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، نوشته شد که ماجرای او فراتر از «یک دروغ ساده» و نشانه «خط خیانت» است و مرعشی در نقش «جاده‌صاف‌کن سیاست‌های کاخ سفید» ظاهر شده است.

به این ترتیب فرمان انسجام در همان صفحه‌ای که ستایش شد، نقض شد.

کیهان ۹ شهریور نیز بخش رسانه‌ای دولت را متهم کرد که در «پازل آمریکا» بازی می‌کند.

این روزنامه از مسعود پزشکیان خواست «زاویه‌دارها و بدسابقه‌ها» را از دولت بیرون بیندازد و نوشت: «دولت جای پادوهای دشمن نیست.»

از سوی دیگر، پزشکیان چند ساعت پس از انتشار پیام هفته دولت مجتبی خامنه‌ای، در تلویزیون از افت صادرات، کمبود ارز، بنزین و انرژی و ناتوانی دولت در اجرای برخی وعده‌ها گفت و بابت افزایش نیافتن کالابرگ عذر خواست.

این توصیف بحران‌ها کم‌وبیش با هشدار مجتبی هم‌زمان شد که گفت حتی بیان صادقانه ضعف‌ها ممکن است به دشمن کمک کند.

  • روزنامه همشهری انتشار صدای مجتبی خامنه‌ای را تهدیدی امنیتی جلوه داد

    روزنامه همشهری انتشار صدای مجتبی خامنه‌ای را تهدیدی امنیتی جلوه داد

انسجام برای چه کسانی؟

وقتی دولت از بحران‌ها می‌گوید و کیهان که مدیرمسئول آن منصوب رهبر جمهوری اسلامی است، سخن یک چهره جناح رقیب را «دروغ» و نشانه «خط خیانت» می‌خواند، پس چه کسی به فرمان انسجام اجتماعی گوش می‌کند؟

مخاطب مستقیم پیام مجتبی، دولت و دیگر اجزای حکومت‌ هستند. با این حال، نام «انسجام اجتماعی» بر خواسته‌ای گذاشته شده که در عمل به انسجام ارکان قدرت و توقف افشاگری متقابل آنان مربوط است.

خود پیام مجتبی از دوگانه‌های «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی» و «سازش یا جنگ‌طلبی» نام می‌برد. یعنی شکاف وجود دارد و فرمان تازه می‌خواهد این شکاف به صف‌بندی تازه و روایت علنی شکست تبدیل نشود.

اما کیهان نشان می‌دهد چرا فرمان کار نمی‌کند.

این روزنامه پیام رهبر را «قاعده عملیاتی» می‌داند، ولی خود تعیین می‌کند چه کسی انسجام را شکسته است. در این منطق، حمله به رقیب تفرقه‌افکنی نیست، بلکه دفاع از نظام در برابر «نفوذ» و «خیانت» است.

پس فرمانی که قرار بود نزاع را متوقف کند، به زبان تازه همان نزاع بدل می‌شود.

دولت از محدودیت منابع می‌گوید و کیهان، بخش رسانه‌ای آن را به دادن اطلاعات به دشمن متهم می‌کند.

هر طرف با روایت ضعف دیگری، مسئولیت را از دوش خود برمی‌دارد.

در این ساختار، افشاگری لغزش کلامی نیست، بلکه ابزار بقاست.

خاموش کردن این نزاع به معنای کنار گذاشتن اسلحه‌ای است که کسی حاضر نیست پیش از دیگری زمین بگذارد.

  • مجتبی خامنه‌ای و جای خالی دیکتاتور

    مجتبی خامنه‌ای و جای خالی دیکتاتور

فرمان بدون ضمانت

اجرای فرمان به حاکمی نیاز دارد که هزینه سرپیچی را بالا ببرد. علی خامنه‌ای، دیکتاتور کشته‌شده ایران، بیش از سه دهه در مرکز ساختار قدرت ایستاد و مقام‌های ارشد نظامی، قضایی و رسانه‌ای را منصوب کرد. با این حال، نفوذ او نیز باعث توقف نزاع و پایان آن نبود.

او ۱۴ خرداد ۱۴۰۳ از نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری خواست از «بدگویی، تهمت‌زنی و لجن‌پراکنی» بپرهیزند، اما حملات جناحی ادامه یافت.

اکنون مجتبی همان ساختار را بدون سابقه و سرمایه سیاسی پدر تحویل گرفته است. از زمان انتخاب او، تصویر یا صدایی هم که حضور تازه‌اش را در مقام رهبر نشان دهد، منتشر نشده است.

هم‌زمان، روایت‌ها از دسترسی محدود مقام‌ها به او حکایت دارند. در یک نمونه، گزارش شده است که پزشکیان پس از درخواست‌های مکرر، مجتبی را برای چند دقیقه در خودرویی با شیشه‌های دودی و در مکانی نامعلوم ملاقات کرده است.

این در حالی است که فرماندهی روزمره، به ارتباط سریع نیاز دارد و دسترسی محدود، فاصله میان سرپیچی و واکنش را طولانی می‌کند.

تا واکنش رهبر برسد، مراکز قدرت روایت خود را منتشر و مواضعشان را تثبیت کرده‌اند.

  • مجتبی خامنه‌ای؛ از شبکه قدرت در سایه تا رهبری جمهوری اسلامی

    مجتبی خامنه‌ای؛ از شبکه قدرت در سایه تا رهبری جمهوری اسلامی

واقعیتی که ساکت نمی‌شود

مانع دیگر انسجام، واقعیتی است که با دستور از میان نمی‌رود. تورم، سقوط ریال، کمبود انرژی، جنگ و فشار اقتصادی، بدون اجازه حکومت روایت خود را می‌سازند.

جلوگیری از بیان این موارد اعتماد اجتماعی ایجاد نمی‌کند، بلکه فاصله میان تبلیغات رسمی و تجربه روزمره مردم را افزایش می‌دهد.

جمهوری اسلامی هم‌زمان با دو شکاف روبه‌روست: شکاف میان جناح‌های قدرت و شکاف میان حکومت و جامعه. پیام مجتبی می‌کوشد اولی را از گفتار رسمی حذف کند تا دومی کمتر دیده شود. اما ممنوع کردن روایت اختلاف، علت آن را از میان نمی‌برد.

واکنش محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، نشان می‌دهد مقام‌های ارشد «پیام» را «دستور» فهمیده‌اند: یکی آن را راهبرد امنیت ملی خواند و دیگری آسیب زدن به انسجام را «حرام ملی و شرعی» دانست.

با وجود این، مساله نفهمیدن فرمان نیست، بلکه سود سرپیچی از هزینه آن بیشتر است.

حکومتی که بر سر تقسیم قدرت و مسئولیت شکست توافق ندارد، با فرمان رهبر به انسجام نمی‌رسد؛ به‌ویژه اگر رهبر نتواند به سرعت نشان دهد نادیده گرفتن فرمانش می‌تواند هزینه‌زا باشد.

«اگر خوشحال نباشم اعدامم می‌کنند»؛ دستور زبان تازه اعتراض در ایران

۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ۱۳:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
آرش سهرابی
100%
An AI-enhanced and reframed screengrab from a video shows a man dancing while holding a bag of chips and a bottle of soda.

ایرانی‌ها راهی برای شکایت از گرانی پیدا کرده‌اند که دست هیچ دادستانی به آن نمی‌رسد: کنار خریدهایشان می‌رقصند، اظهار خوشحالی می‌کنند، و توضیح می‌دهند که اگر خوشحال نباشند، اعدام می‌شوند.

قالب ویدیوها تقریبا ثابت است. کسی خریدش را جلو دوربین می‌گیرد و قیمتش را می‌گوید. چهار تخم‌مرغ و یک سوسیس، ۵۰۰ هزار تومان. یک نوشابه و یک بسته چیپس، ۳۵۰ هزار تومان. سه کیسه کوچک خرید، هفت میلیون و ۵۰۰ هزار تومان؛ یعنی نزدیک نصف حداقل دستمزد ماهانه. بعد از آن یک جمله تکرار می‌شود، به روایت‌های مختلف: «خیلی خوشحالم، چون اگه خوشحال نباشم اعدامم می‌کنن.» و بعد می‌رقصند.

مردی پیامک بانک را نشان می‌دهد که موجودی حسابش ۲۰۰ هزار تومان است و در حال رقص فهرست می‌کند چه چیزهایی را نمی‌تواند با آن بپردازد: چک‌های برگشت‌خورده، کرایه مغازه، کرایه خانه، لباس همسرش.

زنی محجبه چند گوجه و پیاز و سیب‌زمینی در دست دارد و می‌گوید دیگر نمی‌تواند جنس کیلویی بخرد و دانه‌ای می‌خرد، «ولی خوشحالم، چون اگه نباشم می‌گن اغتشاشگرم، وطن‌فروشم.» تشکر می‌کند و با «دمتون گرم» خداحافظی می‌کند.

زن دیگری همین را با شش تخم‌مرغ و یک کنسرو تن انجام می‌دهد. مرد دیگری می‌رقصد در حالی که روی تصویر نوشته: دلار ۲۰۰ هزار تومان، برق نیست، بدهکارم، ولی تعهد داده‌ای که دیگر کار سیاسی نکنی. تهدید هم با واژگان رسمی تغییر می‌کند: بعضی می‌گویند وگرنه به آنها می‌گویند مزدور، یا وطن‌فروش، یا جاسوس موساد.

در نگاه اول، این هم نمونه دیگری از چیزی آشناست: طنز به عنوان سوپاپ اطمینان زیر فشار سرکوب. این خوانش غلط نیست، اما تازگی ماجرا در آن نیست.

سفیدنمایی

جمهوری اسلامی برای توصیف مشکلات کشور یک اتهام مشخص دارد: سیاه‌نمایی. این اتهام علیه روزنامه‌نگاران، اقتصاددانان و شهروندان معمولی به کار می‌رود و معنایش این است که واقعیتی که به تاکید مقام‌ها خوب است، عامدانه تیره نشان داده شده.

ویدیوهای رقص دقیقا به همین اتهام جواب می‌دهند. آنها همه چیز را سفید نشان می‌دهند، به‌شکلی چنان اغراق‌آمیز که خودِ سفیدی به کیفرخواست تبدیل می‌شود. مردی که از خرید چهار تخم‌مرغ سرشار از شادی است، از حکومت تعریف نمی‌کند؛ خواسته‌ حکومت را به رخش می‌کشد.

  • رقص در برابر سرکوب؛ واکنش کنایه‌آمیز شهروندان به گرانی و تهدیدهای حکومت

    رقص در برابر سرکوب؛ واکنش کنایه‌آمیز شهروندان به گرانی و تهدیدهای حکومت

برای فهم اینکه چرا این یک شکست است و نه فقط یک شوخی، یادآوری «سبزی‌فروش» واتسلاو هاول کمک می‌کند؛ نمایشنامه‌نویس و مخالف حکومت کمونیستی چکسلواکی که بعدتر رییس‌جمهوری شد.

سبزی‌فروش هاول شعار «کارگران جهان، متحد شوید» را پشت ویترین مغازه‌اش می‌گذارد. به آن باور ندارد. به قول هاول معنای واقعی آن تابلو این است: من مطیعم و بنابراین حق دارم که راحتم بگذارند. آن نظام روی میلیون‌ها تابلو این‌گونه می‌چرخید، و دقیقا به این دلیل می‌چرخید که معنای واقعی هیچ‌وقت به زبان نمی‌آمد. همه اطاعت را اجرا می‌کردند؛ هیچ‌کس نمی‌گفت این اجرا برای چیست.

رقصنده ایرانی همان سبزی‌فروش هاول است که تابلو را هنوز بالا گرفته و همان جمله ناگفته را با صدای بلند می‌گوید. اطاعت را اجرا می‌کند، لبخند پهنی می‌زند، تشکر هم می‌کند. اما در ادامه، خطر را هم اعلام می‌کند: «این کار را می‌کنم چون اگر نکنم، دارم می‌زنند.»

اجرای اجباری فقط تا وقتی کار می‌کند که اجبار قابل انکار بماند. سبزی‌فروش هاول با نگفتنِ دلیل، نظام را سرپا نگه می‌داشت. رقصنده دلیل را رو به دوربین می‌گوید، و تابلو پشت ویترین از کار می‌افتد.

حکومتی که دیگر نمی‌تواند مردمش را بخواند

اگر این استدلال را تا آخر دنبال کنیم، ویدیوها کاری فراتر از تمسخر می‌کنند. آنها مشکلی را عریان می‌کنند که حکومت برای خودش ساخته است.

وقتی حکومتی شکایت را جرم می‌کند، تعریف را هم از معنا خالی می‌کند. اگر ناراضی بودن قابل تعقیب باشد، شهروند خوشحال و شهروند ترسیده از هم تشخیص‌ناپذیر می‌شوند. رقصنده‌ها این را رو در روی حکومت نشان می‌دهند: شما دیگر نمی‌توانید بدانید ما راضی هستیم یا نه، چون نارضایتی را جرم کردید، و بنابراین رضایت ما هیچ چیزی به شما نمی‌گوید.

اهمیت عمیق‌تر قالبی که سراسر از کلمات خودِ حکومت ساخته شده همین‌جاست. هر اتهامی که رقصنده‌ها به زبان می‌آورند، سیاه‌نمایی، اغتشاشگر، مزدور، جاسوس موساد، وطن‌فروش، از زبان رسمی برداشته شده است. این ویدیوها از هیچ چیز جز واژگانی که حکومت برای مهار سخن به کار می‌برد ساخته نشده‌اند، و همان واژگان به ابزاری علیه خودش تبدیل شده‌اند.

فراپیام، به تعبیر زبان‌شناسان، یعنی آنچه یک گفته درباره رابطه میان گوینده و شنونده می‌گوید، جدا از معنای ظاهری کلمات. فراپیامِ همه این ویدیوها یکی است: «من نمی‌توانم حقیقت را به تو بگویم، تو می‌دانی که نمی‌توانم، و من می‌دانم که تو می‌دانی.»

فاصله میان پیام، «خیلی خوشحالم»، و فراپیام، «حق ندارم غیر از این بگویم»، تمامِ محتواست. ایرانی‌ها آن را بی‌اختیار می‌خوانند. حکومت وانمود می‌کند فقط سطح را می‌خواند.

از رد کردن قاب تا خالی کردن کلمات

این ویدیوها تازه‌ترین حرکت در تغییری هستند که سرعتش بیشتر شده است، و هر مرحله کار متفاوتی با رابطه میان نشانه و معنا کرده است.

در اعتراضات دی‌ماه، معترضان در آبدانان برنج به هوا ریختند؛ کالایی را که کمیاب و گران شده بود دور ریختند. این حرکت قابی را رد کرد که حکومت می‌خواست بر ناآرامی‌ها بگذارد. معترضان با دور ریختن همان چیزی که به زحمت می‌توانستند بخرند می‌گفتند خشمشان هیچ‌وقت واقعا به‌دلیل قیمت برنج نبوده. اقتصاد چیزی بزرگ‌تر را روشن کرده بود: رد کردن کل ماجرا.

بعد خاکسپاری‌ها آمد. پس از کشتار دی‌ماه، خانواده‌هایی که کشته‌هایشان را دفن می‌کردند زبان سوگواری حکومت را، قرآن‌خوانی، نوحه و واژه «شهید» را با واژگان دیگری جایگزین کردند: موسیقی عروسی، رقص محلی، شاهنامه‌خوانی، و کلمه‌ای تازه برای کشته‌هایشان: جاویدنام. آن کار یک عمل تالیف بود. سوگ واقعی بود، و از دل آن مردم زبان آیینی رقیبی ساختند که عامدانه از نمادهای مذهبی که حکومت به آنها تکیه دارد، پاک‌شده است.

ویدیوهای گرانی حرکت سوم‌اند، و با رقص خاکسپاری‌ها یکی نیستند، هرچند هر دو بدن را به کار می‌گیرند و هر دو موسیقی دارند. رقص خاکسپاری می‌سازد؛ دستور زبان حکومت را با دستور زبانی صادقانه از آنِ خود جایگزین می‌کند. ویدیو گرانی خالی می‌کند؛ دستور زبان حکومت را می‌گیرد و آن را مثل یک جسد اجرا می‌کند. یکی درباره مردگان است و زبانی تازه می‌سازد، دیگری درباره زندگان است و زبانی موجود را تهی می‌کند. جامعه‌ای که اول قاب حکومت را رد کرد و بعد زبان خودش را نوشت، حالا کلمات حکومت را مثل نقاب به صورت زده است.

یادآوری اینکه این مسیر چقدر طولانی بوده، بی‌فایده نیست. رقص در ایران فقط مکروه نیست؛ عملا غیرقانونی است، و خودِ کلمه چنان سنگین است که حکومت وقتی نسخه‌های مجاز خودش را روی صحنه می‌برد از آن پرهیز می‌کند و به تعبیر بی‌رمق «حرکات موزون» پناه می‌برد؛ ترکیبی که وقتی ساخته شد خودش دستمایه فراوان تمسخر بود.

در اعتراضات ۱۴۰۱، دختران نوجوانی برای رقصیدن در یک محله تهران بازداشت و مجبور به اعتراف تلویزیونی شدند. اینکه همان کار حالا در صدها ویدیو، از حساب‌های شخصی و با نام و چهره، از جمله از سوی زنان محجبه از خانواده‌هایی که تا دیروز چنین چیزی در آنها تصورناپذیر بود، منتشر می‌شود، خودش معیاری است از سرعت جابه‌جایی زمین زیر پا.

جرقه، مثل همیشه، پول است. دلار رکوردهای تازه زده و از ۲۲۰ هزار تومان گذشته است. غلامحسین محسنی اژه‌ای، رییس قوه قضاییه، ۹ شهریور معترضان را «مزدور» خواند و وعده برخورد «قاطعانه‌تر» داد.

اما این ویدیوها واقعا درباره تخم‌مرغ نیستند، همان‌طور که برنج درباره برنج نبود. این ویدیوها درباره جامعه‌ای‌اند که راه‌های مجازِ «نه» گفتن را تمام کرده و شروع کرده به «بله» گفتنی که معنایش را هیچ‌کس اشتباه نمی‌گیرد.

این پدیده اسمش را از خودِ رقصنده‌ها گرفته است: «اگر خوشحال نباشم اعدامم می‌کنند.» شوخی‌ای که بیننده‌ خارجی می‌تواند به آن بخندد اما شهروند ایرانی نمی‌تواند. جمهوری اسلامی ماشینی ساخت که فقط «بله» می‌شنود. حالا «نه» یاد گرفته است شبیه «بله» حرف بزند.

تهدید خاموش در بستر اقیانوس آرام، پیامدهای سوپر ال‌نینو از گرما و سیلاب تا امنیت غذایی

۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ۰۰:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
پیام دریابی
100%
سگی روی زمین ترک‌خورده تالاب خشک‌شده گوآرنه در پارک آروی، در میان شرایط خشکسالی مرتبط با پدیده ال‌نینو راه می‌رود؛ مدلین، کلمبیا، ۳ سپتامبر ۲۰۲۶. رویترز / خوآن داوید دوکه

خیزش بی‌سابقه ال‌نینو زنگ خطر جهانی را به صدا درآورد. رویدادی که پیش‌بینی می‌شود با گرمای سوزان و طغیان آب‌وهوایی تا فوریه ۲۰۲۷ ادامه داشته باشد. دبیرکل سازمان ملل در هشداری بی‌سابقه اعلام کرد، زمین پا به پهنه‌ای ناشناخته گذاشته و این غول اقلیمی پیش چشمان ما در حال قد کشیدن است.

اما وقتی از ال‌نینو حرف می‌زنیم دقیقا از چه چیزی سخن می‌گوییم؟ در طبیعت، ال‌نینو یک چرخه دوره‌ای است که طی آن آب‌های بخش مرکزی و شرقی اقیانوس آرام به‌طور غیرعادی گرم می‌شوند. در اصطلاح کارشناسان و رسانه‌ها، هرگاه این افزایش دما از ۲ درجه سانتی‌گراد فراتر برود، با پدیده‌ای روبه‌رو می‌شویم که به آن «سوپر ال‌نینو» می‌گویند. این اتفاق درست مثل روشن شدن یک بخاری بسیار بزرگ و پرقدرت در دل اقیانوس است. گرمایی عظیم که نظم همیشگی حرکت ابرها، سامانه‌های بارشی و هوای کره زمین را کاملا زیرورو می‌کند.

برای اینکه سازوکار این پدیده را بهتر مجسم کنید، اقیانوس را مانند یک وان آب پهناور در نظر بگیرید. در حالت طبیعی، بادهای موسوم به «بادهای تجاری» به شکل مداوم می‌وزند و لایه گرم سطح آب را به سمت غرب می‌برند تا به جای آن، آب‌های خنک و مغذی از اعماق اقیانوس بالا بیایند. در دوره ال‌نینو، این بادها رمق خود را از دست می‌دهند و ضعیف می‌شوند. بر اثر این پدیده، توده بزرگ آب داغ به سمت مرکز و شرق اقیانوس سرریز می‌شوند و هم‌زمان مانند یک درپوش، جلوی بالا آمدن آب خنک از اعماق آب را می‌گیرد. جابه‌جایی عظیمی که موتور هوای جهان را نامتعادل می‌سازد.

  • کارشناسان: احتمالا با وقوع پدیده ال‌نینو رکورد متوسط دمای زمین امسال یا سال بعد می‌شکند

    کارشناسان: احتمالا با وقوع پدیده ال‌نینو رکورد متوسط دمای زمین امسال یا سال بعد می‌شکند

این چرخه طبیعی معمولا هر ۲ تا ۷ سال یک‌بار تکرار می‌شود و اغلب بین ۹ تا ۱۸ ماه دوام می‌آورد. با این حال، رویداد دوره ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۷ اهمیتی کاملا ویژه و تاریخی پیدا کرده است. در تابستان امسال، دماسنج‌ها نشان دادند که دمای اعماق اقیانوس آرام در برخی بخش‌ها بیش از ۸ درجه سانتی‌گراد از حد طبیعی بالاتر رفته و انحراف دمای سطح آب نیز در هفته‌های اخیر به ۲.۶ درجه رسیده است. به بیان دیگر، یک منبع ذخیره عظیم از گرمای پنهان در زیر آب انباشته شده که می‌تواند ماه‌ها آتش این پدیده را تغذیه کند.

این انرژی متراکم، پیش‌بینی‌ها را به ارقامی بی‌سابقه رسانده است. میانگین خروجی ۱۴ مدل معتبر اقلیمی نشان می‌دهد که احتمال دارد اوج ناهنجاری دمایی در آبان و آذر پیش‌رو به حدود ۴ درجه سانتی‌گراد بالاتر از حد معمول برسد. اگر بدانیم در علم اقلیم‌شناسی حتی عبور از نیم درجه ناهنجاری به معنای آغاز ال‌نینو است، جهش به عدد ۴ فوق‌العاده سنگین محسوب می‌شود. تحلیلگران اقلیمی با تکیه بر بررسی فسیل‌های مرجانی و حلقه‌های درختان کهنسال می‌گویند این شدت گرما می‌تواند رکوردهای حداقل هزار سال گذشته را جابه‌جا کند.

100%
بوبی‌های پا‌آبی (با نام علمی Sula nebouxii) بالغ و نابالغ روی صخره‌های نزدیک ورودی کانال پاناما استراحت می‌کنند؛ این پرندگان دریایی بومی آب‌های سرد و سرشار از مواد مغذی سواحل پرو و شیلی، هم‌زمان با گرم شدن بخش شرقی اقیانوس آرام توسط پدیده ال‌نینو و مختل شدن منابع غذایی دریایی، خارج از زیستگاه همیشگی خود دیده شده‌اند؛ سواحل پاناما سیتی، پاناما، ۵ اوت ۲۰۲۶. رویترز / انیا لوبران

وقتی چنین سامانه قدرتمندی شکل می‌گیرد، آثار آن خیلی زود از اقیانوس به سفره و زندگی روزمره مردم سرایت می‌کند. توقف جریان آب‌های سرد و مغذی، ذخایر آبزیان و صید ماهیگیران را کاهش می‌دهد و زنجیره تامین غذای دریایی را دستخوش بحران می‌کند. از سوی دیگر، امواج گرمای شدید و کاهش بارندگی در برخی کشورها خطر آتش‌سوزی‌های مهارنشدنی در جنگل‌ها را بالا می‌برد و در مناطقی دیگر، ریزش رگبارهای متمرکز باعث طغیان رودخانه‌ها و ویرانی مزارع می‌شود.

این شوک‌های جوی به‌طور مستقیم امنیت غذایی را هدف می‌گیرند. جایی که هم‌زمان با بحران کمبود سوخت و کود شیمیایی ناشی از جنگ ایران و آمریکا، احتمال آسیب به محصولات کشاورزی و جهش قیمت مواد اولیه بالا رفته و بر اساس ارزیابی‌های برنامه جهانی غذا، خطر کشیده شدن ده‌ها میلیون نفر به سمت گرسنگی حاد وجود دارد. علاوه بر این، تابستان‌های فرساینده تهدیدی جدی برای سلامت عمومی به شمار می‌روند و روشن ماندن مدام سامانه‌های سرمایشی، فشار بسیار سنگینی بر شبکه‌های برق و توزیع انرژی وارد می‌آورد.

100%
ماهی‌های جوان «کله‌آبی» با خطوط سیاه، سفید و زرد میان بقایای مرده یک کلونی مرجان ستونی (با نام علمی Dendrogyra cylindrus) که اکنون با جلبک‌های گوناگون پوشیده شده است، به‌سرعت رفت‌وآمد می‌کنند؛ آب‌های پلایا ملونس، پورتوریکو. مرکز تحقیقات ایمز ناسا / میلان لوئیاکونو

باید توجه داشت که ال‌نینو یک رخداد باستانی و حاصل سازوکار طبیعی زمین است و نباید گرمایش جهانی را عامل اصلی به وجود آمدن آن دانست. با وجود این، گرمایش ناشی از گازهای گلخانه‌ای بستر و پایه دمای زمین را داغ‌تر کرده و در نتیجه انرژی و رطوبت بیشتری برای تشدید پیامدهای مخرب آن در جو فراهم است. درباره اینکه آیا خود چرخه ال‌نینو با فعالیت‌های انسانی قوی‌تر شده یا خیر، نگاه‌ها یکدست نیست. سازمان جهانی هواشناسی تصریح می‌کند که هنوز ارتباط قطعی و اثبات‌شده‌ای میان تغییرات اقلیمی و افزایش شدت یا تکرار خود این پدیده به اثبات نرسیده است. در مقابل، پژوهشی از دانشمندان دانشگاه میشیگان بر پایه آنالیز مرجان‌های کهن بیان می‌کند که شدت ال‌نینوها نسبت به دوران پیش از انقلاب صنعتی حدود ۳۶ درصد افزایش یافته و روند تقویت آن همگام با افزایش گرمایش زمین بوده است.

در شرایطی که کره زمین در برابر این تلاطم جوی قرار گرفته، تکیه بر سامانه‌های هشدار زودهنگام، آگاهی عمومی و تلاش برای کاهش گازهای گلخانه‌ای کلیدی‌ترین سنگر دفاعی است. پیش‌بینی‌های اقلیمی ماه‌ها پیش از وقوع فاجعه به دولت‌ها و کشاورزان امکان می‌دهند با مدیریت منابع آب، کشت بذرهای مقاوم به خشکی و استحکام سیل‌بندها خود را تجهیز کنند. افزایش تاب‌آوری و هماهنگی برای مهار بلایا تنها مسیری است که می‌تواند خسارت‌های اقتصادی را مهار کرده و از جان انسان‌ها در برابر تندبادهای پیش‌رو محافظت کند.