حشد شعبی اعلام کرد دستکم ۲۰ نیروی این گروه در حملات عربستان سعودی و آمریکا کشته شدند


حشد شعبی، از گروههای شبهنظامی مورد حمایت جمهوری اسلامی، در بیانیهای اعلام کرد در پی حملات آمریکا و عربستان سعودی به شماری از مقرهای این گروه در عراق، دستکم ۲۰ تن کشته و ۳۲ تن دیگر زخمی شدند.
در این بیانیه آمده است این حملات به مقرهای حشد شعبی در استانهای بغداد، واسط، نینوا، بصره، کرکوک، کربلا و دیاله انجام شده و خسارتهای مادی متفاوتی به شماری از مقرها، خودروها و تجهیزات نظامی وارد کرده است.
حشد شعبی نوشت شمار کشتهها و زخمیهای اعلامشده اولیه است و ممکن است با ادامه بررسیها تغییر کند.






کارگران کشاورزی در ایران گاه تنها یک روز پس از سمپاشی و بدون تجهیزات ایمنی کافی وارد باغها و مزارع میشوند؛ در حالی که به گفته یک پزشک، بقایای برخی سموم ممکن است تا ۴۰ روز در محیط باقی بماند.
با وجود هشدارها درباره افزایش بیماریهای تنفسی، کلیوی و انواع سرطان، آمار مشخصی از میزان ابتلای کارگران این بخش وجود ندارد.
خبرگزاری کار ایران، ایلنا، چهارشنبه هفتم مرداد گزارش داد «علیرضا ع.» بیش از ۱۵ سال در باغهای خانوادگی بستگانش در مناطق دماوند و گیلاوند کار کرده است.
او اکنون در ۴۵ سالگی در تهران لباس میفروشد و علاوه بر درد کمر، زانو و مشکلات عضلانی، با عوارض تنفسی و کلیوی نیز روبهروست.
علیرضا احتمال میدهد بخشی از مشکلات جسمی او با سمپاشیهای دوران اشتغال در باغ ارتباط داشته باشد، هرچند رابطه پزشکی میان بیماریهایش و تماس با سموم در گزارش تایید نشده است.
او همچنین از ابتلای عموی باغدارش به سرطان و مرگ او سخن گفت؛ بیماریای که به گفته علیرضا، در خانواده آنها سابقه نداشت.
این کارگر سابق افزود هنگام سمپاشی نمیدانست چه موادی بهعنوان سم به آنها فروخته میشود.
به گفته او، نگهبان افغانستانی باغ نیز هنگام سمپاشی تنها از یک ماسک ساده استفاده میکرد و با وجود آن، بهشدت سرفه میکرد.
بیماریهای شغلی در سکوت پیش میروند
ایلنا در گزارش خود مجموعهای از کودهای شیمیایی، سموم کشاورزی، پسابهای واردشده به زمینهای زراعی و آب آلوده را از خطرهای موجود در محیط کار کشاورزان و باغداران معرفی کرد.
برخی آسیبهای شغلی بهسرعت آشکار میشوند، اما پیامدهای تماس با عوامل شیمیایی و زیستی ممکن است بهتدریج بروز کنند. در چنین شرایطی، تشخیص ارتباط مستقیم بیماری یا ازکارافتادگی کارگر با محیط کار دشوار است.
آنا پینتو، پژوهشگر حوزه کشاورزی و کارگر پیشین این بخش، گفت کارگران باغها و مزارع علاوه بر کمردرد، آسیبهای گردن و مشکلات اسکلتیعضلانی، در فصلهای گرم با خطر گرمازدگی مواجهاند.
به گفته او، تماس با مواد شیمیایی کشاورزی میتواند با سردرد، مشکلات گوارشی، حساسیتهای غیرمعمول و سرطان همراه باشد.
پینتو افزود کارگران گاه ناچارند بدون تجهیزات حفاظتی در خاکی کار کنند که بهتازگی سمپاشی شده است.
روایتهای مربوط به شیوع بیشتر سرطان و کاهش عمر مفید کارگران کشاورزی در گزارش ایلنا مطرح شده، اما آمار مشخص یا مطالعه آماری جامعی برای مقایسه میزان ابتلای این کارگران با جمعیت عمومی ارائه نشده است.
کارگران مهاجر با آسیبپذیری بیشتری روبهرو هستند
پینتو یکی از دلایل آسیبپذیری کارگران کشاورزی در کشورهای مختلف را سهم بالای نیروی کار مهاجر در این بخش دانست و گفت کارگران مهاجر معمولا از حقوق اجتماعی و امکانات ایمنی کمتری برخوردارند.
در ایران نیز با مهاجرت نیروی کار جوان، بهویژه مردان، از روستاها، بخشی از کار در باغها و مزارع به کارگران مهاجر سپرده شده است.
بر اساس برآورد نقلشده در گزارش ایلنا، حتی پس از اخراج شمار زیادی از اتباع افغانستان، حدود نیمی از کارگران مهاجر باقیمانده در ایران در بخش کشاورزی و باغداری فعالیت میکنند. این گزارش منبع یا آمار دقیق این برآورد را ذکر نکرده است.
فاصله ایمن پس از سمپاشی رعایت نمیشود
مجید رمضانی، پزشک حوزه بیماریهای شغلی و مدیر یک مرکز آزمایشهای زیستمحیطی در استان البرز، گفت برخی سموم مورد استفاده در باغهای ایران بهدلیل تحریمها و کیفیت نامناسب، بیش از مدت معمول در محیط و روی گیاه باقی میمانند.
او با استناد به مطالعات خود افزود بقایای بعضی سموم مصرفی در مزارع و باغهای ایران ممکن است تا ۴۰ روز باقی بماند، اما کشاورزان و کارگران گاه بلافاصله یا از روز پس از سمپاشی وارد محیط کار میشوند.
رمضانی آب آلوده به پسماند، سموم کشاورزی و کودهای شیمیایی غیراستاندارد را تهدیدی برای کارگران، خانوادههای آنها و مصرفکنندگان محصولات کشاورزی توصیف کرد.
به گفته او، بدن ممکن است در برابر برخی عوامل زیستی بهتدریج مقاومت ایجاد کند، اما در برابر مواد شیمیایی موجود در سموم، کودهای غیراستاندارد، شیرابه پسماند و آب آلوده چنین مقاومتی ایجاد نمیشود.
او افزود نتایج مطالعاتش را در اختیار نهاد ریاستجمهوری، سازمان حفاظت محیط زیست و برخی وزارتخانهها قرار داده، اما این هشدارها با توجه کافی روبهرو نشدهاند.
ارتباط استفاده بیرویه از سموم و سرطانهای گوارشی
کیوان خاصی، کارشناس مسئول ثبت سرطان در استان کرمانشاه، سه سال پیش استفاده بیرویه از سموم و کودهای شیمیایی در کشاورزی را یکی از عوامل احتمالی افزایش سرطانهای دستگاه گوارش در ایران معرفی کرد.
به گفته او، میزان گزارش سرطانهای گوارشی از جمله سرطان روده، کبد و معده، در ایران از میانگین دیگر کشورها بیشتر است.
خاصی افزود برخی کشورها با کنترل مواد غذایی، افزایش استفاده از کودهای ارگانیک و خودداری از مصرف آب چاههای آلوده به شیرابه پسماند توانستهاند میزان سرطان معده را کاهش دهند.
او همچنین بر کاهش مصرف سموم شیمیایی و گسترش روشهای مبارزه بیولوژیک با آفات تاکید کرد.
در این روش از عوامل طبیعی برای کنترل آفات استفاده میشود که میتواند مصرف آفتکشهای شیمیایی و پیامدهای زیانبار آنها را کاهش دهد.
آمار روشنی از ابتلای کارگران کشاورزی به سرطان وجود ندارد
با وجود هشدارهای مطرحشده، رمضانی گفت آمار روشنی درباره میزان ابتلا به سرطان در میان کارگران کشاورزی و جمعیت روستایی در دست نیست.
او وزارت بهداشت و دانشگاههای علوم پزشکی را مسئول این خلا اطلاعاتی دانست و افزود در زمینه بیماریهای شغلی کارگران کشاورزی «سکوت و ابهام» حاکم است.
نبود دادههای دقیق، امکان مقایسه وضعیت کارگران کشاورزی با دیگر گروههای شغلی و تشخیص رابطه میان تماس با سموم و ابتلا به بیماریها را محدود میکند.
این خلا همچنین برنامهریزی برای تعیین فاصله ایمن ورود به مزارع، تامین تجهیزات حفاظتی و کنترل کیفیت سموم را دشوارتر کرده است.
گزارش ایلنا بر ضرورت نظارت جدیتر بر کیفیت سموم و کودهای شیمیایی، کنترل آلودگی آب و خاک، تامین تجهیزات ایمنی برای کارگران و انجام مطالعات فراگیر درباره بیماریهای شغلی در بخش کشاورزی تاکید دارد.
پژوهشی تازه نشان میدهد ویژگیهای شخصیتی، کیفیت خواب، عادتهای ذهنی و حتی رویدادهای بزرگ ممکن است در واقعیتر به نظر رسیدن برخی رویاها نقش داشته باشند.
به گزارش وبسایت «ساینس دیلی»، یافتههای پژوهشگران موسسه مطالعات پیشرفته آیامتی در شهر لوکای ایتالیا حاکی از آن است که خوابها صرفا مجموعهای تصادفی از تصاویر و افکار نیستند، بلکه ترکیبی از ویژگیهای فردی و تجربههای مشترک، از جمله بحرانهایی مانند همهگیری کرونا، در شکلگیری آنها نقش دارد.
نتایج این تحقیق که در نشریه «روانشناسی ارتباطات» منتشر شده، بر پایه بررسی بیش از ۳۷۰۰ گزارش از رویاها و تجربههای بیداری ۲۸۷ نفر در بازه سنی ۱۸ تا ۷۰ سال به دست آمده است.
شرکتکنندگان به مدت دو هفته خوابها و تجربههای روزانه خود را ثبت کردند. پژوهشگران همچنین اطلاعاتی درباره عادتهای خواب، ویژگیهای شخصیتی، تواناییهای شناختی و شاخصهای روانشناختی آنها گردآوری کردند تا بتوانند تجربههای بیداری را با روایت رویاهایشان مقایسه کنند.
هوش مصنوعی و رمزگشایی از محتوای خوابها
پژوهشگران برای تحلیل هزاران گزارش مکتوب، از پردازش زبان طبیعی (انالپی)، یکی از شاخههای هوش مصنوعی، استفاده کردند. این فناوری میتواند الگوها، ارتباط میان مفاهیم و ساختار معنایی متنها را تحلیل کند.
این روش بدون نیاز به بررسی دستی تکتک رویاها، امکان اندازهگیری شباهتها و تفاوتهای معنایی میان روایتهای خواب را فراهم کرد.
نتایج نشان داد محتوای خوابها نه کاملا تصادفی است و نه ذاتا آشفته، بلکه بازتابی از ترکیب پیچیدهای از ویژگیهای فردی، از جمله گرایش به خیالپردازی، پرسهزنی ذهن، کیفیت خواب و میزان اهمیت دادن افراد به رویاهایشان است.
افزون بر این، رویدادهای مهمی که در دنیای بیرون رخ میدهند نیز بر محتوای خوابها اثر میگذارند.
رویاها فراتر از بازآفرینی واقعیت هستند
پژوهشگران با مقایسه تجربههای روزانه افراد با روایت خوابهایشان دریافتند مغز رویدادهای روزمره را عینا در خواب بازسازی نمیکند.
در عوض، عناصر آشنا در قالبی تازه کنار هم قرار میگیرند. برای نمونه، محیطهایی مانند محل کار، بیمارستان یا کلاس درس ممکن است در خواب ظاهر شوند، اما با مکانهایی نامرتبط، تغییر زاویه دید یا فضاهایی ناآشنا درهم بیامیزند.
به این ترتیب، بخشهای مختلف زندگی فرد میتوانند در قالب یک صحنه واحد و منسجم ترکیب شوند.
به گفته پژوهشگران، رویاها صرفا بازپخش خاطرههای گذشته نیستند، بلکه ذهن هنگام خواب، واقعیت را دوباره سازماندهی میکند و خاطرهها را با تخیل، انتظارها و حتی تجربههای احتمالی آینده در هم میآمیزد؛ فرایندی که میتواند صحنههایی بسیار واقعی، عاطفی یا حتی فراواقعی خلق کند.
تاثیر ویژگیهای شخصیتی بر محتوای رویاها
بر اساس یافتههای این مطالعه، نحوه شکلگیری خوابها از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
افرادی که در بیداری بیشتر دچار خیالپردازی یا پرسهزنی ذهن میشدند، معمولا خوابهایی با ساختار گسستهتر و تغییرات سریعتر میان صحنهها و ایدهها گزارش کردند.
در مقابل، کسانی که برای رویاهای خود اهمیت بیشتری قائل بودند و آنها را معنادار میدانستند، خوابهایی با جزییات حسی مضاعف و صحنههایی زندهتر و واقعیتر توصیف کردند.
پژوهشگران تاکید کردند این یافته به معنای آن نیست که باور به اهمیت رویاها، مستقیما باعث واقعیتر شدن آنها میشود، بلکه از وجود ارتباطی قوی میان نگرش افراد به خواب و شیوه تجربه یا به خاطر سپردن آن حکایت دارد.
ردپای همهگیری کرونا در خوابها
پژوهشگران همچنین خوابهایی را که در دوران قرنطینه ناشی از همهگیری کووید-۱۹ در دانشگاه ساپینزای رم به ثبت رسیده بود، با گزارشهایی که در ماهها و سالهای بعد گردآوری شد، مقایسه کردند.
نتایج حاکی از آن بود که خوابهای دوران قرنطینه سرشار از احساسات شدیدتر و مضامینی مانند محدودیت، موانع، حبس و محرومیت بودند؛ موضوعاتی که بازتاب مستقیم شرایط زندگی مردم در آن دوره به شمار میرفت.
با گذشت زمان، شدت این الگوها کاهش یافت؛ تغییری که نشان میدهد رویاها نیز همزمان با سازگاری روانی انسانها با بحرانها و رویدادهای پراسترس دگرگون میشوند.
به گفته پژوهشگران، بررسی خوابها میتواند سرنخهای ارزشمندی درباره نحوه واکنش ذهن انسان به تغییرات بزرگ در طول زمان در اختیار دانشمندان قرار دهد.
والنتینا الچه، نویسنده اصلی این پژوهش، گفت: «خوابها فقط بازتاب تجربههای گذشته نیستند، بلکه فرایندی پویا هستند که هم از ویژگیهای شخصیتی و هم از تجربههای زندگی تاثیر میپذیرند.»
او افزود: «ترکیب دادههای گسترده با روشهای محاسباتی به ما امکان داد الگوهایی را در محتوای خوابها شناسایی کنیم که پیشتر تشخیص آنها بسیار دشوار بود.»
افق تازه هوش مصنوعی در پژوهشها
این پژوهش همچنین نشان میدهد هوش مصنوعی چگونه میتواند تحقیقات مربوط به خواب را متحول کند.
مدلهای پردازش زبان طبیعی توانستند معنا و ساختار گزارشهای خواب را با دقتی نزدیک به ارزیابیهای مستقل انسانها شناسایی کنند؛ قابلیتی که امکان تحلیل مجموعههای بسیار بزرگتر از رویاها را به شکلی منسجم، استاندارد و قابل تکرار فراهم میکند.
پژوهشگران معتقدند این رویکرد میتواند مسیرهای تازهای برای مطالعه آگاهی، حافظه، پردازش هیجانها و سلامت روان بگشاید.
از آنجا که رویاها تجربههایی کاملا شخصی هستند و توصیف آنها اغلب دشوار است، تحلیل زبانی مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند به شناسایی الگوهایی کمک کند که در بررسیهای سنتی پنهان میمانند.
سه منبع آگاه به خبرگزاری رویترز گفتند جمهوری اسلامی ظرف چند هفته نخستین محموله از حداکثر ۴۰۰ سامانه پدافند هوایی دوشپرتاب ساخت چین را دریافت خواهد کرد. چین این گزارش را «کاملا بیاساس» خوانده و پاکستان نیز هرگونه نقش در انتقال این تسلیحات را رد کرده است.
رویترز چهارشنبه هفتم مرداد نوشت ارزش قرارداد خرید این سامانهها بین ۶۰ تا ۷۰ میلیون دلار برآورد شده است.
این قرارداد شامل ۳۰۰ تا ۴۰۰ سامانه پدافند هوایی قابلحمل توسط نفر، از جمله موشکهای چینی کیودبلیو-۱۲ و افان-۱۶، میشود.
منابع رویترز بهدلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نیز تا زمان انتشار گزارش به درخواست اظهارنظر پاسخی نداد.
این خرید یکی از بزرگترین تلاشهای شناختهشده تهران برای تقویت پدافند هوایی کوتاهبرد خود از زمان آغاز جنگ با آمریکا و اسرائیل به شمار میرود.
این درگیری ضعفهایی را در توانایی حکومت ایران برای حفاظت از تاسیسات نظامی و زیرساختهای راهبردی آشکار کرده است.
یک شرکت هنگکنگی واسطه معامله معرفی شد
به گفته منابع، قرارداد با شرکت «ژونگچینگ بائوشانگ اینترنشنال اینوستمنت» مستقر در هنگکنگ امضا شده است. این شرکت ظاهرا بهعنوان واسطه میان طرف ایرانی و تامینکننده چینی فعالیت میکند.
شرکت مادر آن، «گروه ژونگچینگ بائوشانگ» مستقر در پکن، به درخواست رویترز برای اظهارنظر پاسخی نداد.
وزارت امور خارجه چین در واکنش اعلام کرد: «گزارشهای مربوطه کاملا بیاساس است. چین همواره در مسیر ترویج صلح و پایان دادن به درگیری نقش داشته است.»
منابع آگاه تاکید کردند با وجود امضای توافق، برنامه زمانی تحویل، تعداد نهایی سامانهها و دیگر جزییات اجرایی همچنان ممکن است تغییر کند.
مسیر انتقال از چین و پاکستان میگذرد
بر اساس طرح مورد توافق، محمولهها قرار است ابتدا از شهر ارومچی در غرب چین بهصورت هوایی منتقل شوند و سپس با عبور از پاکستان به ایران برسند.
منابع مشخص نکردهاند که انتقال محموله از پاکستان به ایران از مسیر هوایی انجام خواهد شد یا زمینی.
روابط عمومی ارتش پاکستان ادعای مشارکت این کشور در انتقال تسلیحات را رد کرد و گفت: «گمانهزنیها درباره دخالت پاکستان در انتقال تسلیحات پدافند هوایی چین به ایران کاملا ساختگی و نادرست است.»
سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان نیز به درخواستهای رویترز برای اظهارنظر پاسخ نداد.
دو منبع اطلاعاتی غربی و یک مقام جمهوری اسلامی گفتند تهران استفاده از مسیرهای زمینی را برای انتقال محرمانهتر تجهیزات نظامی و قطعات دارای کاربرد دوگانه از چین بررسی کرده است.
هدف از این اقدام، کاهش خطر شناسایی یا مختل شدن انتقال محمولهها عنوان شده است.
جنگ نیاز حکومت ایران به بازسازی پدافند را افزایش داد
آمریکا و اسرائیل در ماههای گذشته تاسیسات مرتبط با برنامههای موشکی، پهپادی و پدافند هوایی حکومت ایران را هدف قرار دادهاند. تهران نیز با شلیک موجهایی از موشکهای بالستیک و پهپادها پاسخ داده است.
این درگیری دشواری حفاظت از تاسیسات ثابت نظامی و مراکز راهبردی در برابر هواپیماهای پیشرفته و مهمات هدایتشونده دقیق را آشکار کرده است.
واشنگتن پس از حدود دو هفته بمباران، سوم مرداد حملات خود به ایران را ناگهان متوقف کرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با این حال هشدار داده است اگر مذاکرات نتواند به درگیری پنجماهه پایان دهد، حملات از سر گرفته خواهد شد.
تحویل صدها سامانه دوشپرتاب میتواند موجودی تسلیحات پدافند کوتاهبرد حکومت ایران را به میزان قابلتوجهی افزایش دهد. در صورت انجام معامله، این خرید همچنین میتواند نشانهای از تعمیق روابط نظامی تهران و پکن باشد.
سامانههای دوشپرتاب از تاسیسات حساس محافظت میکنند
حکومت ایران در دو دهه گذشته سرمایهگذاری زیادی در ساخت موشک، پهپاد و رادار انجام داده است.
کارشناسان نظامی معتقدند سامانههای پدافند هوایی قابلحمل میتوانند بخشی از خلا دفاعی جمهوری اسلامی را پوشش دهند.
این سامانهها را میتوان بهسرعت پراکنده کرد، با گروههای کوچک به کار گرفت و مرتب جابهجا کرد. همین ویژگیها آنها را در مقایسه با آتشبارهای ثابت پدافند هوایی کمتر آسیبپذیر میکند.
سامانههای کیودبلیو-۱۲ و افان-۱۶ از موشکهای زمینبههوای دوشپرتاب با هدایت فروسرخ استفاده میکنند. این موشکها برای مقابله با هواپیماهای ارتفاع پایین، بالگردها و پهپادها طراحی شدهاند.
قابلیت جابهجایی سریع، امکان استقرار آنها را در اطراف پایگاههای نظامی، زیرساختهای انرژی و دیگر مکانهای حساس فراهم میکند.
تحلیلگران دفاعی کیودبلیو-۱۲ را ضعیفتر از نمونههای جدیدتر این خانواده، از جمله کیودبلیو-۱۸ و کیودبلیو-۱۹، ارزیابی میکنند.
با این حال، این سامانه همچنان میتواند یک لایه دفاعی کوتاهبرد موثر در برابر پهپادها و اهداف ارتفاع پایین ایجاد کند.
گزارشها از مذاکرات برای خرید مدلهای دیگر حکایت دارد
یک منبع امنیتی اروپایی به رویترز گفت مقامهای کشورش از چند قرارداد در دست مذاکره برای فروش احتمالی سامانههای خانواده کیودبلیو به جمهوری اسلامی اطلاع دارند.
این مذاکرات مدلهای کیودبلیو-۱۲، کیودبلیو-۱۸ و کیودبلیو-۱۹ را در بر میگیرد.
یک منبع امنیتی دیگر در خاورمیانه نیز گفت حکومت ایران در پی خرید موشکهای کیودبلیو-۱۲ و کیودبلیو-۱۸ بوده، اما او از نهاییشدن قرارداد اطلاعی نداشته است.
این خرید احتمالی نشان میدهد جمهوری اسلامی با وجود سالها تحریم و محدودیت بر واردات دفاعی، همچنان به ترکیبی از تولید داخلی و تامینکنندگان خارجی متکی است.
رویترز پیشتر نیز گزارش داده بود حکومت ایران به امضای توافق جداگانهای با چین برای خرید موشکهای کروز ضدکشتی نزدیک شده است. این خبرگزاری نتوانسته مشخص کند که آیا آن قرارداد نهایی شده است یا نه.
اعتراضها همیشه با سرکوب پایان نمییابند. گاهی آنچه مسیر یک بحران سیاسی را تغییر میدهد، نه تصمیم یک حکومت، بلکه رویدادی است که در ظاهر ارتباط مستقیمی با سیاست ندارد؛ یک همهگیری، یک جنگ یا بزرگترین رویداد ورزشی جهان.
در ایران نیز طی سالهای اخیر، بارها چنین همزمانیهایی رخ داده است. این رویدادها نارضایتی را از میان نبردهاند، اما پرسشی مهم را پیش روی تحلیلگران گذاشتهاند: در عصر اقتصاد توجه، تغییر اولویت افکار عمومی تا چه اندازه میتواند بر مسیر بحرانهای سیاسی اثر بگذارد؟
وقتی دستور کار جامعه عوض میشود
در تحلیل تحولات سیاسی ایران، معمولا سه عامل بیش از همه مورد توجه قرار میگیرد؛ سرکوب، انسجام نهادهای امنیتی و ضعف سازماندهی مخالفان.
این عوامل بیتردید نقش مهمی در بقای جمهوری اسلامی داشتهاند، اما تصویر را بهتنهایی کامل نمیکنند.
هر جنبش اجتماعی، علاوه بر نارضایتی، به ظرفیت بسیج، استمرار کنش جمعی و حفظ توجه افکار عمومی نیاز دارد. اگر یکی از این عناصر تضعیف شود، توان یک جنبش نیز کاهش مییابد؛ حتی اگر علت آن، رویدادی خارج از عرصه سیاست باشد.
در جهان امروز، رسانهها، شبکههای اجتماعی و تولیدکنندگان محتوا بیش از هر زمان دیگری برای تصاحب زمان و تمرکز مخاطبان رقابت میکنند.
به همین دلیل، کاهش توجه عمومی الزاما به معنای کاهش اهمیت یک بحران نیست؛ بلکه گاهی فقط نشان میدهد موضوع دیگری، سهم بیشتری از گفتوگوی عمومی را به خود اختصاص داده است.
پژوهشگران ارتباطات این پدیده را با مفاهیمی مانند «اقتصاد توجه» و «چرخه توجه» به مسائل توضیح میدهند؛ فرایندی که در آن، حتی مهمترین بحرانهای سیاسی نیز دیر یا زود با موضوعات و رویدادهای تازه برای جلب توجه افکار عمومی رقابت میکنند.
اعتراضات خونین آبان ۱۳۹۸ نمونهای روشن از این وضعیت بود. چند ماه بعد، همهگیری کرونا معادلات را تغییر داد.
قرنطینه، ممنوعیت تجمع، تعطیلی دانشگاهها و تمرکز جامعه بر بحران سلامت، امکان استمرار بسیاری از اشکال کنش خیابانی را محدود کرد.
نارضایتی از میان نرفت، اما اولویت افکار عمومی تغییر کرد. از منظر جامعهشناسی سیاسی، کرونا را میتوان وقفهای ناخواسته در چرخه بسیج اجتماعی دانست؛ وقفهای که مسیر اعتراضات را دگرگون کرد، بیآنکه علتهای شکلگیری آنها را از میان ببرد.
برنامههایی که جام و خنده تعارف میکردند
سالها بعد، جامعه ایران بار دیگر با دورهای از بحرانهای پیدرپی روبهرو شد. وقایع خونین دیماه و سپس جنگ، حجم سنگینی از اضطراب، نااطمینانی و فشار روانی را بر جامعه تحمیل کرد.
روانشناسان این وضعیت را با مفاهیمی مانند آسیب جمعی، فرسودگی ناشی از بحران و اضافهبار شناختی توضیح میدهند؛ شرایطی که در آن، جامعه همچنان نسبت به مسائل سیاسی حساس است، اما توان دنبال کردن مداوم اخبار تلخ را بهتدریج از دست میدهد.
در چنین فضایی، آغاز جام جهانی فقط شروع یک رقابت ورزشی نبود. همزمان، فضای رسانهای فارسیزبان با موجی از ویژهبرنامههای فوتبالی، برنامههای طنز، گفتوگوهای زنده، پادکستها، واکنش به مسابقات و محتوای سرگرمکننده در یوتیوب، شبکههای اجتماعی، رسانههای ورزشی و پلتفرمهای نمایش خانگی روبهرو شد.
برای چند هفته، فوتبال به یکی از مهمترین موضوعات گفتوگوی عمومی تبدیل شد.
بسیاری از این برنامهها با اشارهای کوتاه به روزهای سخت یا شرایط کشور آغاز میشدند، اما محور اصلی آنها فوتبال، شوخی، رقابت و سرگرمی بود.
از دل این همزمانی، یک پرسش تحلیلی شکل میگیرد: هنگامی که میلیونها نفر بخش قابل توجهی از زمان و توجه خود را صرف یک رویداد جهانی میکنند، چه سهمی برای موضوعاتی باقی میماند که تنها چند هفته پیش در مرکز توجه افکار عمومی قرار داشتند؟
طنز نیز در چنین شرایطی صرفا وسیلهای برای خندیدن نیست. در روانشناسی اجتماعی، طنز یکی از شناختهشدهترین راههای کاهش فشار روانی و کنار آمدن با اضطراب جمعی است.
از این منظر، استقبال گسترده از برنامههای طنز و سرگرمی پس از دورههای طولانی بحران، میتواند واکنشی طبیعی به فرسودگی روانی جامعه باشد.
مدیریت افکار عمومی؛ میان سیاست و سرگرمی
جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته بارها از رسانه، محصولات فرهنگی و سرگرمی برای اثرگذاری بر افکار عمومی استفاده کرده است؛ از مجموعههای تلویزیونی و مستندهای سفارشی گرفته تا تولیدات مناسبتی و کارزارهای تبلیغاتی.
همین سابقه باعث شده است که هرگاه موجی از محتوای سرگرمی با یک بحران سیاسی همزمان میشود، این پرسش نیز مطرح شود که چه میزان از این تغییر در دستور کار عمومی، حاصل روند طبیعی بازار رسانه و چه میزان نتیجه سیاستگذاری آگاهانه است.
پاسخ به این پرسش، نیازمند بررسی هر مصداق بر پایه شواهد است و نمیتوان همه تولیدات رسانهای را در یک دسته قرار داد.
با این حال، یک واقعیت کمتر محل تردید است: موجهای بزرگ رسانهای، صرفنظر از منشا آنها، بر توزیع توجه افکار عمومی اثر میگذارند.
اگر چنین موجی همزمان با راهبردهای رسانهای حکومت حرکت کند، میتواند سهم بحرانهای سیاسی را در گفتوگوی عمومی کاهش دهد؛ حتی اگر همه تولیدکنندگان محتوا هدف یا انگیزه مشترکی نداشته باشند.
در عصر اقتصاد توجه، رقابت سیاسی دیگر تنها بر سر قدرت یا روایت نیست؛ رقابتی است بر سر زمان، تمرکز و ذهن مخاطب.
هر رویدادی که بتواند حتی برای مدتی کوتاه، سهم بیشتری از توجه افکار عمومی را به خود اختصاص دهد، ناگزیر بر اولویتهای جامعه نیز اثر میگذارد.
این به معنای تغییر باورها یا از میان رفتن مطالبات نیست، بلکه نشان میدهد جابهجایی توجه میتواند بر نحوه تجربه، پیگیری و تداوم بحرانهای سیاسی اثر بگذارد.
شاید به همین دلیل، پرسش اصلی امروز دیگر این نباشد که مردم به چه چیزی میاندیشند؛ بلکه این باشد که چه چیزی فرصت اندیشیدن را از موضوعات دیگر میگیرد.
در عصر رقابت بیوقفه روایتها، آنچه افکار عمومی را شکل میدهد، تنها محتوای یک پیام نیست؛ بلکه موضوعی است که بیشترین سهم را از زمان، ذهن و گفتوگوی جامعه به خود اختصاص میدهد.
شاید پاسخ به همین پرسش، یکی از مهمترین کلیدهای فهم سیاست در ایران امروز باشد.
سپاه پاسداران ساعاتی پس از حمله موشکی به نیروهای آمریکایی در اردن در بامداد چهارشنبه هفتم مرداد، اعلام کرد سه نفتکش را در تنگه هرمز هدف قرار داده است.
سپاه پاسداران ساعاتی پس از حمله موشکی به نیروهای آمریکایی در اردن در بامداد چهارشنبه هفتم مرداد، اعلام کرد سه نفتکش را در تنگه هرمز هدف قرار داده است.
فرماندهی نیروی دریایی سپاه بامداد چهارشنبه هفت مرداد در بیانیهای اعلام کرد: «ساعاتی پیش، سه نفتکش متخلف که بیتوجه به اخطارهای ما به حرکت در مسیر ناامن و غیرقانونی ادامه میدادند، مورد اصابت قرار گرفته و متوقف شدند.»
سپاه با تاکید بر ادامه «مدیریت کامل» تنگه هرمز افزود: «مداخلات و امر و نهیهای» ارتش آمریکا به شناورها در منطقه بیپاسخ نخواهد ماند.
در این بیانیه، جزییاتی درباره نام، پرچم و مالکیت نفتکشها، محل دقیق حمله، میزان خسارت یا تلفات احتمالی منتشر نشد.
حمله موشکی به پایگاه آمریکا در اردن
پیش از انتشار این بیانیه از سوی سپاه، فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، اعلام کرد سپاه در ساعت یک و ربع بامداد چهارشنبه هفتم مرداد به وقت تهران، در تلاش برای انجام یک حمله غافلگیرانه، چند موشک بالستیک را از خاک ایران بهسوی نیروهای آمریکایی در خاورمیانه شلیک کرد.
سنتکام افزود: «تمام موشکهای شلیکشده از خاک ایران با موفقیت رهگیری و منهدم شدند. نیروهای آمریکایی همچنان هوشیارند و در بالاترین سطح آمادگی رزمی قرار دارند.»
سنتکام محل هدف حمله و شمار دقیق موشکها را اعلام نکرد، اما یک مقام آمریکایی به اورشلیمپست گفت سپاه دستکم چهار موشک بهسوی یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن شلیک کرد.
این نخستین حمله موشکی بالستیک جمهوری اسلامی به یک پایگاه آمریکایی در منطقه از زمان توقف حملات آمریکا به ایران بود. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، جمعه سوم مرداد عملیات نظامی علیه اهدافی در ایران را متوقف کرد تا فرصت دیگری به دیپلماسی بدهد.
حمله موشکی جمهوری اسلامی به یکی از پایگاههای آمریکا در منطقه که ۲۶ تیر انجام شد، به کشته شدن سه نیروی نظامی آمریکایی انجامید و تشدید حملات آمریکا را در پی داشت.
وبسایت اکسیوس نوشت حمله جدید میتواند وقفه شکننده در درگیریها را از بین ببرد و ترامپ را ناچار کند درباره ازسرگیری عملیات نظامی تصمیم بگیرد.
ترامپ دوشنبه پنجم مرداد به اکسیوس گفته بود آمریکا در حال انجام «مذاکراتی بسیار جدی» با ایران است، اما هشدار داده بود در صورت شکست دیپلماسی، بار دیگر به «اقدام نظامی بسیار شدید» روی خواهد آورد.
او درباره مهلت مذاکرات گفت: «زمان زیادی وجود ندارد. یا خیلی سریع پیش میرود یا اصلا پیش نخواهد رفت.»
حملات موشکی و دریایی سپاه تنها چند ساعت پس از دیدار ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در کاخ سفید صورت گرفت؛ دیداری که ایران موضوع اصلی آن بود.
حمله جدید موشکی جمهوری اسلامی در میانه توقف حملات و تنها چند ساعت پس از آن انجام شد که ترامپ در کاخ سفید با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دیدار کرد. تمرکز اصلی این دیدار مساله ایران بود.
کاخ سفید و نخستوزیر اسرائیل این نشست را «مثبت و سازنده» توصیف کردند.
در تحولی دیگر که نشاندهنده رویکرد سرسختانه جمهوری اسلامی است، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت تهران بازگشت این آبراه به وضعیت پیش از جنگ را نمیپذیرد.
غریبآبادی سهشنبه ششم مرداد در یک مصاحبه تلویزیونی گفت طرح پیشنهادی عمان بر این تمرکز داشت که ۵۰ درصد مسیرهای تردد دریایی در اختیار جمهوری اسلامی و ۵۰ درصد دیگر در اختیار عمان قرار گیرد.
بهگفته او، این طرح به وضعیتی پایان میدهد که در آن همه مسیرهای عبور از آبهای سرزمینی عمان میگذشت.
غریبآبادی تاکید کرد پیشنهاد عمان نگرانیهای امنیت ملی جمهوری اسلامی را برطرف نمیکند و تهران حتی در صورت برقراری صلح نیز حاضر نیست به ساز و کار پیش از جنگ، شامل تفکیک ترافیک دریایی و کریدور میانی، بازگردد.
غریبآبادی افزود تهران با ارائه یک طرح جایگزین، پیشنهاد کرده است تمام مسیر ورود کشتیها و بخشی از مسیر خروج آنها از آبهای سرزمینی ایران بگذرد.
بهگفته او، این طرح به جمهوری اسلامی امکان میدهد بر تردد شناورها نظارت موثر داشته باشد و از پایداری صلح و نبود تهدید امنیتی از مسیر تنگه هرمز اطمینان یابد.
حمله آمریکا و عربستان به نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق
فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، و نیروهای مسلح عربستان سعودی شامگاه سهشنبه ششم مرداد در بیانیه دیگری از انجام حملاتی دقیق در عراق خبر دادند و اعلام کردند که گروههای تروریستی وابسته به جمهوری اسلامی را هدف قرار دادهاند.
در این بیانیه گفته شده که سپاه پاسداران این گروهها را برای حمله به نیروهای آمریکایی و زیرساختهای انرژی عربستان سعودی هدایت کرده بود.
جنگندههای آمریکایی و سعودی چندین مرکز لجستیکی و انبارهای تسلیحاتی این گروهها را در مناطق مختلف شرق عراق بمباران کردند.
این حملات در واکنش به بیش از ۳۰ حمله پهپادی انجام شد که طبق این بیانیه، سپاه پاسداران طی ۷۲ ساعت گذشته هدایت کرده بود.
در این بیانیه آمده است که این حملات «غیرقابل توجیه» علیه نیروهای آمریکایی موفقیتی در پی نداشت.
در ادامه بیانیه یادآوری شده است که در فاصله اسفند ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵، بیش از ۶۰۰ تلاش برای حمله علیه شهروندان و تاسیسات آمریکایی در عراق از سوی گروههای شبهنظامی وابسته به جمهوری اسلامی انجام شده است.
سنتکام در پایان بیانیه خود تاکید کرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای نیابتی آن باید این حملات را متوقف کنند تا از اقدامات نظامی بیشتر آمریکا جلوگیری شود.
عربستان سعودی نیز با انتشار بیانیهای حملات به گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق را تایید کرد.
پیشتر صدا و سیمای جمهوری اسلامی به نقل از یک منبع نظامی که نامش را اعلام نکرد، گزارش داده بود که حکومت ایران هرگونه ارتباط با پرتابههایی را که از کشورهای دیگر به سمت اهدافی در عربستان سعودی شلیک شدهاند، رد میکند.