• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

اسلام‌آباد: یادداشت تفاهم تا ۲۴ ساعت آینده امضا می‌شود؛ تهران: فردا خبری نخواهد بود

۲۳ خرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، شنبه ۲۳ خرداد اعلام کرد که آمریکا و جمهوری اسلامی پس از بیش از سه ماه جنگ بر سر چارچوبی برای توافق صلح به توافق رسیده‌اند و انتظار می‌رود توافق اولیه ظرف ۲۴ ساعت آینده امضا شود. با این حال تهران تاکید کرده که چنین اتفاقی فردا یک‌شنبه رخ نخواهد داد.

نخست‌وزیر پاکستان که به همراه فرمانده ارتش این کشور نقش میانجی در مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا را ایفا کرده، گفت پاکستان در حال آماده‌سازی برای امضای الکترونیکی توافق است و پس از آن مذاکرات فنی در سطح کارشناسی طی هفته آینده برگزار خواهد شد.

پس از آنکه دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، جمعه از احتمال امضای یادداشت تفاهم در روزهای آینده در اروپا خبر داد، جمهوری اسلامی اعلام کرد که دیداری بین مقام‌های حکومت ایران و دولت آمریکا صورت نخواهد گرفت و این یادداشت تفاهم به‌صورت الکترونیکی و دیجیتال انجام خواهد شد.

شهباز شریف شنبه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ما بیش از هر زمان دیگری به یک توافق صلح نزدیک شده‌ایم. با توجه به اینکه احتمال می‌رود نهایی شدن توافق ظرف ۲۴ ساعت آینده انجام شود، پاکستان در حال آماده‌سازی برای امضای الکترونیکی توافق صلح بلافاصله پس از آن است و سپس مذاکرات فنی در سطح کارشناسی هفته آینده آغاز خواهد شد.»

او افزود: «ما اطمینان داریم که این توافق صلح تاریخی، پایه‌ای مستحکم برای صلحی پایدار خواهد بود.»

دونالد ترامپ بدون هیچ توضیحی، پست نخست‌وزیر پاکستان را بازنشر کرد. او جمعه پستی از عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی را نیز بازنشر کرد که بازتابی وسیع در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی یافت.

با این همه اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، اندکی پس از انتشار پست نخست‌وزیر پاکستان گفت: «درباره زمان دقیق امضا باید منتظر بمانیم؛ اگرچه فردا نخواهد بود اما احتمال اینکه در روزهای آتی این اتفاق رقم بخورد، منتفی نیست.»

بقایی در پاسخ به سوال دیگری درباره برخی گزارش‌های رسانه‌ای در مورد سفر هیات مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی به ژنو یا اسلام‌آباد ظرف دو روز آینده برای نهایی کردن یادداشت تفاهم اسلام‌آباد گفت: «درباره زمان دقیق امضا باید منتظر بمانیم؛ اگرچه برنامه‌ای برای سفر به ژنو یا جایی دیگر ظرف یکی دو روز آینده نداریم.»

برخی رسانه‌های منطقه شنبه گزارش دادند که عباس عراقچی یک‌شنبه برای نظارت بر مراحل فنی امضای یادداشت تفاهم به اسلام‌آباد سفر خواهد کرد.

با این حال پس از آنکه مشخص شد مقام‌های جمهوی اسلامی قصد سفر به اسلام‌آباد را ندارند، سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان اعلام کرد اسلام‌آباد یک‌شنبه، فردا، مراسم امضای توافقنامه صلح آمریکا و جمهوری اسلامی را به صورت آنلاین و ویدیویی برگزار خواهد کرد.

بقایی در نشستی در همدان گفت: «تفاهم نامه اسلام‌آباد که در حال پیگیری است، بر خاتمه جنگ در همه جبهه‌ها، از جمله لبنان تمرکز دارد و در این مرحله تصمیم بر این شده که بحثی در مورد موضوع هسته‌ای نشود.»

او افزود: «به‌دلیل تزلزل طرف مقابل در هرگونه اظهارنظر درباره این روند باید محتاط باشیم. طرف مقابل به هیچ عنوان عملکرد مناسبی در ایفای تعهدات خود نداشته و ما نیز باید متناسب با آن پیش‌بینی‌های لازم را انجام دهیم.»

در همین حال، یک مقام ارشد دولت آمریکا به خبرنگاران گفت که دونالد ترامپ، در حاشیه نشست گروه هفت با رهبران امارات متحده عربی و قطر و برخی دیگر از رهبران خاورمیانه دیدار خواهد کرد.

او افزود که ترامپ تلاش خواهد کرد گفت‌وگوهای گروه هفت را بر مشارکت‌های سرمایه‌گذاری، زنجیره‌های تامین حیاتی و مهاجرت متمرکز کند.

به گفته این مقام ارشد دولت آمریکا، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در دیدارهای ترامپ با رهبران خاورمیانه در حاشیه نشست گروه هفت حضور نخواهد داشت.

جنگ ۹ اسفند با حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی و کشتن علی خامنه‌ای و شماری از چهره‌های ارشد سیاسی و نظامی حکومت ایران آغاز شد. پس از آن تهران اهداف نظامی آمریکا در خلیج فارس را هدف قرار داد و نیروهای حزب‌الله لبنان نیز به سمت اسرائیل آتش گشودند؛ اقدامی که به ازسرگیری جنگ میان اسرائیل و این گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی منجر شد.

مفاد یادداشت تفاهم چیست؟

هنوز جزییات متن یادداشت تفاهمی که مورد توافق تهران و واشینگتن قرار گرفته منتشر نشده است، با این حال، دو طرف روایت‌هایی نه چندان همخوان با هم از این یادداشت تفاهم به دست داده‌اند.

عباس عراقچی جمعه گفت هرچند هنوز امکان تغییراتی در توافق وجود دارد، اما توافق اولیه نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی از این درگیری قدرتمندتر بیرون آمده است.

او در گفت‌وگو با تلویزیون دولتی ایران تاکید کرد: «ایران برنده جنگ با آمریکا است.»

چند ساعت پس از این اظهارات، یک منبع آگاه به رویترز گفت نیروهای آمریکایی چند پهپاد انتحاری جمهوری اسلامی را که به سمت تنگه هرمز در حرکت بودند سرنگون کردند.

این منبع که نخواست نامش فاش شود، گفت این پهپادها تهدیدی برای تردد کشتی‌های تجاری محسوب می‌شدند.

فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، بعدا این اقدام را تایید و اعلام کرد که تنگه هرمز باز است.

منابع حاضر در مذاکرات از همه طرف‌ها گفته‌اند که تفاهم‌نامه پیشنهادی شامل بازگشایی تنگه هرمز و لغو محاصره دریایی بندرهای جنوبی ایران از سوی آمریکا خواهد بود.

بر اساس این گزارش، مذاکرات درباره برنامه هسته‌ای ایران، که دونالد ترامپ آن را دلیل اصلی آغاز جنگ عنوان کرده، پس از امضای یادداشت تفاهم و در دوره‌ای ۶۰ روزه انجام خواهد شد.

یک مقام آمریکایی که نخواست نامش فاش شود، جمعه به خبرنگاران گفت این توافق اهداف اصلی ترامپ را تامین می‌کند و مذاکرات را «در وضعیت بسیار بسیار خوبی» قرار داده است.

بر اساس مفاد پیش‌نویس یادداشت تفاهمی که چند منبع در اختیار رویترز قرار داده‌اند، آمریکا آزادسازی میلیاردها دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران را آغاز خواهد کرد و تحریم‌های صادرات نفت ایران را لغو می‌کند؛ در مقابل، ایران تنگه هرمز را باز خواهد کرد و موضوع برنامه هسته‌ای ایران در یک دوره ۶۰ روزه مذاکرات مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

این مقام آمریکایی به رویترز گفت توافق در نهایت به برچیده شدن برنامه هسته‌ای ایران منجر خواهد شد و ذخایر اورانیوم با غنای بالای این کشور نابود و از ایران خارج می‌شود.

اما عراقچی گفت جمهوری اسلامی، که به گفته منابع هنوز با برچیده شدن برنامه هسته‌ای خود موافقت نکرده، خواهان حفظ اورانیوم خود در قالب رقیق‌شده است.

منابع همچنین گفته‌اند پیشنهادهای مطرح‌شده شامل گفت‌وگو درباره احتمال پرداخت غرامت جنگی به تهران و کنار گذاشتن درخواست‌های قدیمی آمریکا برای محدود کردن برنامه موشکی جمهوری اسلامی نیز می‌شود.

با این حال، یک مقام آمریکایی در گفت‌وگو با رویترز بدون دادن توضیحات بیشتر این روایت را رد کرده است.

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

افتتاحیه جذاب جام جهانی ۲۰۲۶ با اجرای ویژه شکیرا و بورنا بوی در استادیوم نوستالژیک آزتکا
۱

افتتاحیه جذاب جام جهانی ۲۰۲۶ با اجرای ویژه شکیرا و بورنا بوی در استادیوم نوستالژیک آزتکا

۲

بازگشت قهرمانانه رائول خیمنز؛ از یک قدمی مرگ تا گلزنی در افتتاحیه جام جهانی

۳

خشم واشینگتن از روایت تهران از متن تفاهم؛ ترامپ رهبران جمهوری اسلامی را بی‌آبرو خواند

۴

اکسیوس: ترامپ با رقیق‌سازی اورانیوم غنی‌شده حکومت ایران در داخل کشور موافقت کرد

۵

ترامپ پس از لغو دستور حمله: تقریبا همه چیز بین واشینگتن و تهران نهایی و جمع‌بندی شده است

انتخاب سردبیر

  • مصادره ایران؛ چگونه جنگ ۱۲ روزه به سیاست حصارکشی تبدیل شد؟
    تحلیل

    مصادره ایران؛ چگونه جنگ ۱۲ روزه به سیاست حصارکشی تبدیل شد؟

  • اطلس شهرهای موشکی جمهوری اسلامی
    گزارش ویژه

    اطلس شهرهای موشکی جمهوری اسلامی

  • سالگرد جنگ ۱۲ روزه آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی؛ از «طلوع شیران» تا بمباران فردو

    سالگرد جنگ ۱۲ روزه آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی؛ از «طلوع شیران» تا بمباران فردو

  • سی‌ان‌ان: ایران محل نگهداری اورانیوم غنی‌شده را پلمب و ورودی‌ها را مین‌گذاری کرده است

    سی‌ان‌ان: ایران محل نگهداری اورانیوم غنی‌شده را پلمب و ورودی‌ها را مین‌گذاری کرده است

  • با جهش ارزش اسپیس ایکس در عرضه اولیه سهام، ایلان ماسک نخستین تریلیونر جهان در تاریخ شد

    با جهش ارزش اسپیس ایکس در عرضه اولیه سهام، ایلان ماسک نخستین تریلیونر جهان در تاریخ شد

  • خشم واشینگتن از روایت تهران از متن تفاهم؛ ترامپ رهبران جمهوری اسلامی را بی‌آبرو خواند

    خشم واشینگتن از روایت تهران از متن تفاهم؛ ترامپ رهبران جمهوری اسلامی را بی‌آبرو خواند

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

  • سی‌ان‌ان: ایران محل نگهداری اورانیوم غنی‌شده را پلمب و ورودی‌ها را مین‌گذاری کرده است

    سی‌ان‌ان: ایران محل نگهداری اورانیوم غنی‌شده را پلمب و ورودی‌ها را مین‌گذاری کرده است

  • فوربس: ترامپ به توافقی شبیه به برجام با حکومت ایران نزدیک شده است

    فوربس: ترامپ به توافقی شبیه به برجام با حکومت ایران نزدیک شده است

  • اسپکتیتور: ترامپ ماهیت جمهوری اسلامی را درک نکرده است

    اسپکتیتور: ترامپ ماهیت جمهوری اسلامی را درک نکرده است

  • عراقچی: تفاهم با آمریکا دیجیتالی امضا می‌شود؛ رفع محاصره دریایی نخستین بند توافق است

    عراقچی: تفاهم با آمریکا دیجیتالی امضا می‌شود؛ رفع محاصره دریایی نخستین بند توافق است

  • خشم واشینگتن از روایت تهران از متن تفاهم؛ ترامپ رهبران جمهوری اسلامی را بی‌آبرو خواند

    خشم واشینگتن از روایت تهران از متن تفاهم؛ ترامپ رهبران جمهوری اسلامی را بی‌آبرو خواند

•
•
•

مطالب بیشتر

مصادره ایران؛ چگونه جنگ ۱۲ روزه به سیاست حصارکشی تبدیل شد؟

۲۳ خرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد
مصادره ایران؛ چگونه جنگ ۱۲ روزه به سیاست حصارکشی تبدیل شد؟
100%

یک سال از جنگ ۱۲ روزه می‌گذرد. جنگی که فقط معادله امنیتی جمهوری اسلامی را عوض نکرد، بلکه شیوه فهم و مدیریت فضای سیاسی و اجتماعی را هم دگرگون کرد.

از آن زمان، حکومت بیش از پیش به جای پاسخگویی به بحران‌های اجتماعی، به کنترل سیاسی و ساختن دو‌قطبی‌ها تکیه کرده است. دو‌قطبی‌هایی که جامعه را به «خودی» و «دشمن»، «ملت» و «اغتشاشگر/تروریست» تقسیم می‌کند.

این شیوه بیش از گذشته اعتراض را از سطح مطالبه عمومی، به سطح تهدید امنیتی برد.

جنگ ۱۲ روزه این فرصت را به جمهوری اسلامی داد تا ملی‌گرایی را به‌عنوان پوششی برای انسجام اجباری گسترش دهد.

این ملی‌گرایی در دل خود عملا به دوقطبی‌سازی‌های مختلف دامن زد و مرزکشی‌های اجتماعی را عمیق‌تر کرد.

اکنون «خائن» و «وطن‌فروش» عباراتی هستند که مدام در زبان مقامات و رسانه‌های نزدیک به حاکمیت تکرار می‌شوند و این روایت‌سازی، زمینه پیوند زدن اعتراض به دشمن خارجی را فراهم کرده و سرکوب را مشروع جلوه داده است.

شرایط جنگی به تعمیق این وضعیت کمک کرده است.

نتیجه این فرایند، تهاجمی‌تر شدن اقتدارگرایی در نظم سیاسی است. کشتار دی ماه در چنین بستری ممکن شد که در آن فضای جنگ گسترش یافته بود و حکومت بخشی از مردم را غیرخودی کرده بود.

ملی‌گرایی ابزاری برای دو‌قطبی‌سازی

رویکرد جمهوری اسلامی به ملی‌گرایی از بدو تاسیس، ماهیتی فایده‌گرایانه داشته است. پس از تجربه‌ جنگ هشت ساله، نظام دریافت که می‌تواند از مفهوم «ملت» نه به عنوان چتری برای شمول همگانی، بلکه به عنوان ابزاری برای انحصار سیاسی استفاده کند.

در این الگو، استفاده از گفتمان «وطن» و «ایران» با هدف انسجام اجتماعی انجام نمی‌شود، بلکه ابزاری است برای ارزیابی میزان وفاداری.

حاکمیت با طرح این مفاهیم، در حال صدور مجوز ورود به دایره‌ «ملت» است و هر کس که در این قاب جای نگیرد، از تعریف «ایرانی بودن» خارج می‌شود.

این منطق پس از جنگ ۱۲ روزه صورت مشخص‌تری پیدا کرد: حکومت پس از جنگ رژه‌ای با نمادهایی از دوره هخامنشی ترتیب داد، مجسمه‌های ساسانی نصب کرد و سرود «ای ایران» را با تغییرات دلخواهش در فضای رسمی جا انداخت. اما این نمادها را نه از سر دلبستگی تاریخی، بلکه از سر یک محاسبه به کار گرفت.

حکومت می‌دانست که بخشی از جامعه، از جمله برخی منتقدان نظام، در برابر تجاوز نظامی خارجی واکنشی دفاعی خواهند داشت. هدف این بود که به این احساس - پیش از آن که جامعه بتواند آن را با زبان خودش تعریف کند - زبان رسمی داده شود.

اما مصادره نمادهای ملی از همان لحظه با یک الزام روبه‌رو بود: باید مشخص می‌شد که چه کسی داخل این «ملت» است و چه کسی بیرون آن. در واقع دوقطبی‌سازی نه محصول جانبی روایت‌سازی، بلکه هدف اصلی آن شد.

عبدالله حاجی صادقی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران، آن را در ۳۰ تیر ۱۴۰۴ این گونه بیان کرد: «هر اقدامی که بخواهد به این وحدت آسیب بزند، قطعا در جبهه دشمن قرار دارد».

این جمله به‌ظاهر درباره حفظ انسجام است، اما عملا یک ابزار طرد است:‌ هر کسی که از روایت رسمی فاصله بگیرد، از دایره «ملت» خارج و به «دشمن» ملحق می‌شود.

ملی‌گرایی در این صورت‌بندی نه پیوند، که ابزاری برای مرزکشی خواهد بود.

با این حال در همان روزهایی که حکومت به نمادهای باستانی چنگ یازیده بود و تصویر آرش کمانگیر در میادین قرار می‌گرفت، در برنامه سرگرمی «بازمانده» که تهیه‌کنندگان آن سابقه همکاری با حکومت را داشتند، درفش کاویانی، از نمادهای ملی ایران، هدف پرتاب سنگ‌ قرار گرفت.

پس از آن بیش از ۹۰ هزار کامنت انتقادی روی صفحه اینستاگرام یکی از مجریان قرار گرفت و برخی نوشتند «نقاب وطن‌پرستی ۱۲ روزه کنار رفت». واکنشی که نشان داد جامعه این نمادها را از آنِ خود می‌داند، نه اعطایی از جانب حکومت.

  • سالگرد جنگ ۱۲ روزه آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی؛ از «طلوع شیران» تا بمباران فردو

    سالگرد جنگ ۱۲ روزه آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی؛ از «طلوع شیران» تا بمباران فردو

سیاستِ حصارکشی

سیاست جمهوری اسلامی در جنگ و پس از آن، دمیدن بر دو‌قطبی‌ها بود. این ساخت دو‌قطبی‌ها را باید شیوه‌ای برای ساختن وضعیت استثنایی فهمید.

دو‌قطبی‌ها برای این نظام صرفا ابزار تبلیغاتی نیستند. آن‌ها مکانیسم‌هایی برای ساخت مرزهای شدید و قابل مدیریت هستند: مرزهایی که می‌گویند یا با ما، یا علیه ما؛ یا وطن‌دوست، یا وطن‌فروش؛ یا ضد جنگ، یا همسو با دشمن.

در این منطق، پیچیدگی اجتماعی حذف می‌شود تا یک فضای تصمیم‌گیریِ اضطراری ساخته شود. فضایی که در آن حکومت بتواند بگوید فقط اوست که مرز میان داخل و خارج، وفاداری و خیانت، امنیت و تهدید و ... را تعیین می‌کند.

در این الگوی حکمرانی، جایگاه شهروند از یک سوژه‌ متکثر و صاحب حق، به عنصری تقلیل می‌یابد که هویتش تنها در نسبت با تهدید تعریف می‌شود.

وقتی حکومت با تکیه بر وضعیت جنگی، امنیت را به میدان اصلی معنا تبدیل می‌کند، جایگاه کنشگر سیاسی تغییر می‌یابد: منتقد دیگر نه یک بازیگر در سپهر عمومی، که یک «عنصر اخلال‌گر» در نظم امنیتی محسوب می‌شود.

در این فضای تملک‌گرایانه حاکمیت، هر‌گونه مخالفت با نظام نه به مثابه یک اختلاف نظر مشروع، بلکه به معنای «خروج از ملت» تفسیر می‌شود. در نتیجه، دوقطبی‌سازی نه فقط شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر می‌کند، بلکه امکانِ هرگونه سیاست‌ورزی عادی را از بین می‌برد و جامعه را در وضعیتی حبس می‌کند که در آن، هر صدای متفاوتی ناگزیر باید به زبانِ تهدیدِ امنیتی ترجمه شود.

جمهوری اسلامی با ساخت دو‌قطبی هم برای خود مشروعیت می‌سازد و هم مسئولیت را جابه‌جا می‌کند.

با دوگانه‌سازی، هر نارضایتی می‌تواند به دشمن بیرونی نسبت داده شود و هر نقد داخلی به اقدامی علیه امنیت ملی.

این کار به حکومت اجازه می‌دهد از پاسخگویی درباره ناکارآمدی‌های اقتصادی که به ویژه بعد از جنگ ۱۲ روزه به صورت مدام بیشتر شد، فرار کند و در عوض خود را در مقام حافظ ملت جا بزند یا از مردم بخواهد که به نام دفاع از وطن، در برابر دشواری‌ها سکوت کنند.

اما تناقض اینجاست که همین شیوه، به تدریج خودِ انسجام را فرسوده می‌کند، چون جامعه‌ای که مدام میان وفاداری و خیانت، یا میان ملی‌گرایی رسمی و ملی‌گرایی مستقل شکافته شود، دیگر به سادگی در یک روایت واحد جمع نمی‌شود.

  • سندرم جهان موازی؛ از حسین شریعتمداری‌ها تا رجزخوانان خیابانی

    سندرم جهان موازی؛ از حسین شریعتمداری‌ها تا رجزخوانان خیابانی

ظهورِ اقتدارگراییِ تهاجمی

دوقطبی‌سازی و روایت‌سازی در سطح نظم امنیتی یک نتیجه مهم داشت: اعتراض از یک کنش سیاسی یا اجتماعی به یک تهدید امنیتی تبدیل شد. این زبان را به ویژه در اعتراضات دی‌ ماه به وضوح می‌توان یافت. جنگ ۱۲ روزه وضعیت اقتصادی را بدتر کرد و سرمایه‌ها را فراری داد و ثبات اقتصادی را از بین برد. در واکنش به این اقدام بود که دولت تصمیم به تغییر سیاست ارزی گرفت. اقدامی که آتش اعتراضات را در بازار شعله‌ور کرد. 

در پاسخ، حکومت اعتراضات مردمی را با زبان «فتنه»، «جنگ دوم»، «نیروهای موساد»، یا «تروریسم» بازتعریف کرد.

حسن خمینی پس از این کشتار بود که در یک مصاحبه تلویزیونی در مورد اعتراضات گفت «روز سیزدهم جنگ ۱۲ روزه بود» و تاکید کرد «جریان صهیونیستی» پشت این «اقدامات» بود.

او گفت دشمن می‌خواست از این وضعیت استفاده کند و به‌خاطر همین هم «این طومار به سرعت برچیده شد».

در این گفتمان معترض جایگاهی ندارد، مردم به عمله نیروهای خارجی تعبیر می‌شوند و خشونت با آن‌ها موجه‌سازی می‌شود.

در چنین روایتی، حضور نیروهای امنیتی نه به عنوان سرکوب، بلکه به عنوان «خویشتن‌داری حداکثری» و دفاع از امنیت ملی معرفی شد. این جابه‌جایی معنایی مهم است، چون نظم امنیتی را از حالت واکنشی بیرون می‌آورد و به آن مشروعیت پیش‌دستانه می‌دهد: هرچه خشونت بیشتر شود، می‌تواند به عنوان واکنش لازم‌تر جا زده شود.

نتیجه این فرایند، گسترش میدان عمل نیروهای امنیتی بود. وقتی اعتراض به جنگ پیوند می‌خورد، کنترل خیابان فقط با پلیس تعریف نمی‌شود. نیروهای نظامی، اطلاعاتی، و بازوی رسانه‌ای هم وارد همان منطق می‌شوند.

این همان نقطه‌ای است که اقتدارگرایی تهاجمی ظاهر می‌شود: نه فقط دفاع از نظم موجود، بلکه حمله به امکان خودِ اعتراض.

به همین دلیل، بازداشت‌های گسترده، اعترافات اجباری، قطع اینترنت و نسبت دادن اعتراض به شبکه‌های تروریستی، همه در یک منطق واحد قرار می‌گیرند. در این منطق، حذف مخالف آسان‌تر می‌شود، چون پیشاپیش از جایگاه شهروندی به جایگاه دشمن رانده شده است.

جنگ ۱۲ روزه برای جمهوری اسلامی بستری برای ساخت این اقتدارگرایی تهاجمی بود. جایی که حکومت می‌توانست ناکارآمدی‌های خود را به یک موضوع بیرونی گره زده و به نام دفاع از وطن هر امری را مباح بشمارد.

دامن زدن حکومت به این دوگانه‌سازی‌ها نیز دقیقا در همین جا معنادار است، چرا که این نوع اقتدارگرایی، طالب پیچیدگی وضعیت نیست و بر منطق ساده‌سازی استوار است.

یوتیوب، کانال خبرگزاری نزدیک به سپاه پاسداران را مسدود کرد

۲۳ خرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
یوتیوب، کانال خبرگزاری نزدیک به سپاه پاسداران را مسدود کرد
100%

یوتیوب، کانال خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را مسدود کرد. پیش‌از این، دامنه دات کام این رسانه سپاه نیز مسدود شده بود. خبرگزاری تسنیم، دیگر رسانه سپاه پاسداران، شنبه ۲۳ خرداد نوشت که این تصمیم پس از انتشار گزارش یک نهاد غیر‌دولتی در آمریکا اتخاذ شده است.

بر اساس این گزارش، یوتیوب در حال نمایش تبلیغات روی کانال‌های وابسته به افراد و سازمان‌های تحریم‌شده ایرانی است و ممکن است از این طریق، به آن‌ها خدمات ارائه کند.

همشهری نیز ۲۲ خرداد گزارش کرده بود بر اساس همین تحقیق که از سوی پروژه غیرانتفاعی شفافیت فناوری انجام شده، بیش از ۷۵ کانال مسدود شده است.

خبرگزاری فارس، به‌عنوان بازوی رسانه‌ای سپاه پاسداران، به طور رسمی از سوی دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا از سال ۲۰۲۳ میلادی تحریم شده است.

در سال‌های گذشته، یوتیوب بارها کانال‌های مرتبط با صداوسیما، هیسپا، پرس تی‌وی و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی را به‌دلیل تحریم‌ها مسدود کرده است.

در یک مورد در سال ۲۰۱۹ میلادی، ۳۹ کانال صداوسیما مسدود شدند.

علاوه بر یوتیوب، دامنه دات کام (com.) خبرگزاری فارس، از سال ۲۰۲۰ میلادی مسدود شد.

مجموعه فارس، تحت پوشش خبرگزاری، در سال‌های گذشته اقدامات امنیتی فراوانی انجام داده است.

سال ۱۴۰۱ و در اوج اعتراضات جنبش «زن، زندگی، آزادی»، خبرگزاری فارس هک شد.

اطلاعات افشا شده از این هک نشان داد این خبرگزاری با تهیه بولتن‌های محرمانه، چطور روی تصمیم‌گیری‌های کلان جمهوری اسلامی تاثیر گذاشته و همچنین در جریان اطلاعات محرمانه و امنیتی کشور بوده است.

  • اسناد افشاشده خبرگزاری فارس: بهره‌برداری حکومت از جام‌جهانی برای مقابله با خیزش انقلابی

    اسناد افشاشده خبرگزاری فارس: بهره‌برداری حکومت از جام‌جهانی برای مقابله با خیزش انقلابی

این خبرگزاری به صورت جزیی نیز برنامه‌ریزی‌هایی داشت. از جمله، دو سند که گروه هکری بلک ریوارد از اطلاعات به دست آمده از هک فارس در اختیار ایران‌اینترنشنال قرار داد، نشان دادند اتاق‌های فکر و رسانه‌های وابسته به جمهوری اسلامی، پیش از جام جهانی برای بهره‌برداری از تیم ملی و جلوگیری از همراهی آن با خیزش انقلابی مردم، برنامه‌ریزی کرده بودند.

خبرگزاری فارس در سال ۱۳۸۱ تاسیس شد.

این مجموعه تنها بازوی رسانه‌ای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیست.

۱۰ سال پس از فارس و در سال ۱۳۹۱، سپاه پاسداران خبرگزاری تسنیم را راه‌اندازی کرد.

سپاه یک روزنامه به نام روزنامه «جوان»، یک مجله به نام «صبح صادق» و یک کانال تلویزیونی به نام «افق» نیز در اختیار دارد.

علاوه بر این‌ها، ده‌ها رسانه کوچک‌تر و رسمی و غیر‌رسمی، نظیر وب‌سایت مشرق نیوز، اهداف سپاه پاسداران را در فضای رسانه‌ای پیش می‌برند.

سالگرد جنگ ۱۲ روزه آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی؛ از «طلوع شیران» تا بمباران فردو

۲۳ خرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار
سالگرد جنگ ۱۲ روزه آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی؛ از «طلوع شیران» تا بمباران فردو
100%

جنگ ۱۲ روزه، بزرگ‌ترین رویارویی مستقیم آمریکا و اسرائیل با حکومت ایران تا آن زمان بود. جنگی که با حمله غافلگیرانه اسرائیل آغاز شد، به کشته شدن فرماندهان ارشد نظامی و عوامل هسته‌ای حکومت انجامید و با ورود مستقیم آمریکا و بمباران مراکز هسته‌ای فردو، نطنز و اصفهان، به نقطه اوج رسید.

جنگ ۱۲ روزه تنها یک درگیری موشکی نبود. در طول ۱۲ روزی که از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد، فرماندهان ارشد نظامی جمهوری اسلامی، تعدادی از مهم‌ترین عوامل هسته‌ای حکومت ایران، مراکز حساس نظامی و هسته‌ای، پایگاه‌های موشکی، ساختمان‌های دولتی و حتی زندان اوین، هدف حملات قرار گرفتند.

در مقابل، جمهوری اسلامی نیز حملات موشکی گسترده‌ای علیه اسرائیل را انجام داد و شهرهای اصلی این کشور را زیر آتش برد.

  • بزرگ‌ترین عملیات تاریخ موساد در جنگ ۱۲ روزه با جمهوری اسلامی چگونه انجام گرفت؟

    بزرگ‌ترین عملیات تاریخ موساد در جنگ ۱۲ روزه با جمهوری اسلامی چگونه انجام گرفت؟

جنگ از کجا آغاز شد؟

زمینه‌های جنگ به سال‌ها تنش میان جمهوری اسلامی و اسرائیل بازمی‌گشت. اسرائیل بارها اعلام کرده اجازه نخواهد داد تهران به آستانه توانایی تولید سلاح هسته‌ای برسد.

در مقابل، جمهوری اسلامی برنامه هسته‌ای خود را صلح‌آمیز توصیف کرده و همزمان به توسعه برنامه موشکی و شبکه نیروهای هم‌پیمان منطقه‌ای ادامه داده است.

تنش‌ها در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ به شکل کم‌سابقه‌ای افزایش یافت. حملات موشکی و پهپادی، کشتن فرماندهان و عوامل جمهوری اسلامی و درگیری‌های مرتبط با حزب‌الله لبنان، حوثی‌های یمن و گروه‌های همسو با تهران در عراق و سوریه، شرایطی ایجاد کرد که بسیاری از تحلیلگران، وقوع یک جنگ مستقیم را محتمل می‌دانستند.

سرانجام بامداد ۲۳ خرداد، اسرائیل عملیات گسترده‌ای را با نام «طلوع شیران» آغاز کرد.

  • وزیر امور دیاسپورای اسرائیل: عملیات «طلوع شیران» نتیجه سال‌ها برنامه‌ریزی بود

    وزیر امور دیاسپورای اسرائیل: عملیات «طلوع شیران» نتیجه سال‌ها برنامه‌ریزی بود

بیش از ۲۰۰ جنگنده اسرائیلی در چندین موج حمله، اهدافی را در تهران، اصفهان، کرج، تبریز، همدان، خرم‌آباد، کرمانشاه، بوشهر و نقاط دیگر هدف قرار دادند.

اما آنچه این عملیات را از حملات پیشین متمایز کرد، تمرکز آن بر حذف همزمان فرماندهان ارشد نظامی و چهره‌های کلیدی برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی بود.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های عملیات اولیه اسرائیل، تمرکز بر حذف همزمان فرماندهان ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بود.

  • جزییات عملیات «نارنیا»؛ حمله‌ای که اسرائیل از اجرای آن بیم داشت

    جزییات عملیات «نارنیا»؛ حمله‌ای که اسرائیل از اجرای آن بیم داشت

حذف فرماندهان ارشد؛ بزرگ‌ترین ضربه به ساختار نظامی حکومت

اسرائیل در نخستین ساعات حمله تلاش کرد زنجیره فرماندهی نظامی حکومت ایران را مختل کند. اقدامی که به کشته شدن تعدادی از بلندپایه‌ترین مقام‌های نظامی جمهوری اسلامی انجامید.

مهم‌ترین فرد کشته‌شده در این حملات، محمد باقری، رییس ستاد کل نیروهای مسلح بود. مقامی که بالاترین جایگاه نظامی جمهوری اسلامی پس از رهبر جمهوری اسلامی محسوب می‌شد و مسئول هماهنگی میان ارتش، سپاه پاسداران و سایر نهادهای نظامی بود.

حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، دیگر چهره بلندپایه‌ای بود که در روز نخست جنگ ۱۲ روزه کشته شد.

سلامی از سال ۱۳۹۸ فرماندهی سپاه پاسداران را بر عهده داشت و در سال‌های اخیر یکی از اصلی‌ترین چهره‌های سیاست منطقه‌ای و موشکی جمهوری اسلامی به شمار می‌رفت.

غلامعلی رشید، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا نیز در حملات اولیه کشته شد.

قرارگاه خاتم‌الانبیا مهم‌ترین مرکز فرماندهی عملیاتی نیروهای مسلح در زمان جنگ است و مسئول هماهنگی عملیات مشترک ارتش و سپاه پاسداران محسوب می‌شود.

  •  وزیر دفاع اسرائیل: «عروسی خونین» در انتظار خامنه‌ای است

    وزیر دفاع اسرائیل: «عروسی خونین» در انتظار خامنه‌ای است

از دیگر فرماندهان کشته‌شده می‌توان به امیرعلی حاجی‌زاده اشاره کرد. فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران که طی سال‌های گذشته معمار برنامه موشکی جمهوری اسلامی شناخته می‌شد. بسیاری از موشک‌های بالستیک و برنامه پهپادی در ایران زیر نظر او توسعه یافته بودند.

در کنار او داود شیخیان، فرمانده پدافند هوایی نیروی هوافضای سپاه نیز کشته شد. او مسئول بخشی از شبکه دفاع هوایی مرتبط با تاسیسات راهبردی ایران بود.

همچنین محمد کاظمی، رییس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، و حسن محقق، جانشین او، در جریان حملات اسرائیل جان باختند.

کشته شدن همزمان رییس و معاون سازمان اطلاعات سپاه یکی از مهم‌ترین ضربه‌های اطلاعاتی وارد شده به جمهوری اسلامی در دهه‌های اخیر به شمار می‌رفت.

در روزهای بعد، شمار دیگری از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، ارتش و نیروهای موشکی نیز کشته شدند.

گزارش‌های رسمی جمهوری اسلامی و رسانه‌های بین‌المللی در مجموع از کشته شدن ده‌ها فرمانده ارشد در سطوح مختلف خبر دادند.

برای بسیاری از ناظران، حذف همزمان باقری، سلامی، رشید و حاجی‌زاده، بزرگ‌ترین ضربه به راس هرم فرماندهی نظامی جمهوری اسلامی از زمان پایان جنگ ایران و عراق محسوب می‌شد.

هدف قرار دادن عوامل برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی

اسرائیل همزمان با فرماندهان نظامی، شبکه مرتبط با برنامه هسته‌ای در ایران را نیز هدف قرار داد.

شناخته‌شده‌ترین چهره کشته‌شده در این حملات فریدون عباسی بود؛ رییس پیشین سازمان انرژی اتمی ایران و از چهره‌های قدیمی برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی.

عباسی پیش‌تر در سال ۱۳۸۹ از یک سوءقصد جان سالم به در برده بود.

محمدمهدی طهرانچی، رییس وقت دانشگاه آزاد اسلامی، از دیگر چهره‌هایی بود که در جنگ ۱۲ روزه کشته شد. او از سال‌ها قبل در پروژه‌های علمی مرتبط با برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی نقش داشت.

عبدالحمید منوچهری، از عوامل شناخته‌شده مهندسی هسته‌ای نیز در فهرست کشته‌شدگان قرار داشت. او سال‌ها در حوزه فناوری سوخت هسته‌ای و غنی‌سازی فعالیت کرده بود.

احمدرضا ذوالفقاری، از دیگر عوامل برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی بود که در حملات اسرائیل کشته شد.

امیرحسین فقهی که پیش‌تر معاون سازمان انرژی اتمی ایران بود، نیز در میان کشته‌شدگان قرار داشت. او از مدیران فعال در پروژه‌های هسته‌ای محسوب می‌شد.

اکبر مطلبی‌زاده، پژوهشگر حوزه فناوری‌های هسته‌ای، از دیگر افرادی بود که در حملات کشته شد.

در کنار این افراد، منابع مختلف نام شماری دیگر از عوامل مرتبط با برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را نیز منتشر کردند. برخی گزارش‌ها تعداد عوامل هسته‌ای کشته‌شده را ۱۴ نفر و برخی دیگر تا حدود ۲۰ نفر اعلام کرده‌اند.

به اعتقاد کارشناسان امنیتی، هدف اسرائیل صرفا تخریب ساختمان‌ها و سانتریفیوژها نبود؛ بلکه از بین بردن شبکه انسانی برنامه هسته‌ای در ایران نیز بخشی از راهبرد این کشور به شمار می‌رفت. به همین دلیل، عملیات کشتن آنان در کنار حمله به مراکز غنی‌سازی، یکی از ستون‌های اصلی عملیات «طلوع شیران» محسوب می‌شد.

  • کانال ۱۳: اسرائیل پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، کشتن خامنه‌ای را بررسی کرده بود

    کانال ۱۳: اسرائیل پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، کشتن خامنه‌ای را بررسی کرده بود

چه نهادها و مراکزی هدف قرار گرفتند؟

خلاف بسیاری از درگیری‌های پیشین میان جمهوری اسلامی و اسرائیل که به حملات محدود یا عملیات‌های مخفیانه ختم می‌شد، در جنگ ۱۲ روزه، اسرائیل به طیف بسیار گسترده‌ای از اهداف در سراسر ایران حمله کرد.

این اهداف را می‌توان در چهار دسته اصلی طبقه‌بندی کرد: تاسیسات هسته‌ای، زیرساخت‌های موشکی و نظامی، مراکز فرماندهی و اطلاعاتی، و برخی نمادها و نهادهای حکومتی.

مهم‌ترین اهداف اسرائیل و همچنین آمریکا در حوزه هسته‌ای، تاسیسات غنی‌سازی نطنز، فردو و مجتمع هسته‌ای اصفهان بودند.

نطنز که قلب برنامه غنی‌سازی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود، از نخستین ساعات جنگ هدف حملات قرار گرفت. تصاویر ماهواره‌ای منتشر شده پس از حمله نشان داد بخش‌هایی از زیرساخت‌های برق‌رسانی، سامانه‌های پشتیبانی و ساختمان‌های روی سطح زمین آسیب جدی دیدند.

تاسیسات فردو در نزدیکی قم نیز بارها هدف قرار گرفت. این سایت به‌دلیل قرار گرفتن در عمق کوه و برخورداری از لایه‌های حفاظتی متعدد، یکی از دشوارترین اهداف برای حمله هوایی محسوب می‌شد. همین مساله بعدها به یکی از دلایل ورود مستقیم آمریکا به جنگ تبدیل شد؛ زیرا تنها بمب‌های سنگرشکن بسیار سنگین آمریکایی قادر بودند به بخش‌های عمیق این مجموعه آسیب وارد کنند.

مجتمع هسته‌ای اصفهان نیز که نقش مهمی در فرآوری اورانیوم و برخی مراحل چرخه سوخت هسته‌ای دارد، در چند نوبت هدف قرار گرفت.

علاوه بر آن، به مراکز مرتبط با تولید قطعات سانتریفیوژ و برخی زیرساخت‌های پژوهشی مرتبط با برنامه هسته‌ای نیز در نقاط مختلف کشور حمله شد.

اما حملات اسرائیل تنها به برنامه هسته‌ای محدود نماند. بخش بزرگی از عملیات بر نابودی توان موشکی جمهوری اسلامی متمرکز بود. پایگاه‌های موشکی سپاه پاسداران در استان‌های مختلف، انبارهای نگهداری موشک، مراکز تولید قطعات موشکی و سکوهای پرتاب هدف قرار گرفتند.

در میان این اهداف، مجموعه‌های خجیر و پارچین در شرق تهران اهمیت ویژه‌ای داشتند؛ دو مرکزی که سال‌ها در گزارش‌های بین‌المللی به‌عنوان بخش‌هایی از زیرساخت موشکی و نظامی جمهوری اسلامی معرفی شده بودند.

نیروی هوافضای سپاه پاسداران، مسئول برنامه موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی، یکی از اصلی‌ترین اهداف جنگ ۱۲ روزه بود. پایگاه‌های مرتبط با پهپادها، مراکز کنترل و فرماندهی و انبارهای تسلیحاتی این نیرو در نقاط مختلف کشور هدف حملات قرار گرفتند.

اسرائیل همچنین تلاش کرد شبکه پدافند هوایی ایران را از کار بیندازد تا آزادی عمل بیشتری برای جنگنده‌های خود ایجاد کند. به همین دلیل سامانه‌های راداری، سایت‌های پدافندی و مراکز فرماندهی دفاع هوایی در چندین استان هدف قرار گرفتند.

در تهران نیز شماری از مراکز فرماندهی و اطلاعاتی هدف قرار گرفتند. ساختمان‌های مرتبط با سپاه پاسداران، مراکز اطلاعاتی و برخی نهادهای امنیتی آسیب دیدند.

از جنجالی‌ترین حملات جنگ ۱۲ روزه، حمله به ساختمان سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی بود. اسرائیل اعلام کرد این مرکز بخشی از «ماشین تبلیغاتی» حکومت است و در خدمت عملیات جنگی قرار دارد.

تصاویر منتشرشده از تهران نشان داد بخش‌هایی از «ساختمان شیشه‌ای» آسیب دیده است.

این حمله بحث‌های گسترده‌ای درباره مرز میان اهداف نظامی و غیرنظامی در زمان جنگ به راه انداخت.

100%

حمله به زندان اوین نیز واکنش‌های فراوانی برانگیخت.

اوین که مهم‌ترین زندان امنیتی جمهوری اسلامی به شمار می‌رود، در روزهای پایانی جنگ هدف قرار گرفت. در این حمله تعدادی از زندانیان، کارکنان زندان و نیروهای امنیتی کشته شدند.

اسرائیل اعلام کرد برخی ساختارهای امنیتی و اطلاعاتی مرتبط با حکومت ایران در این مجموعه فعالیت می‌کردند، اما منتقدان این حمله، آن را یکی از بحث‌برانگیزترین اقدامات اسرائیل در طول جنگ ۱۲ روزه دانستند.

در کنار این موارد، فرودگاه‌های نظامی، پایگاه‌های هوایی ارتش و سپاه پاسداران، مراکز لجستیکی، انبارهای سوخت نظامی، مراکز ارتباطی و زیرساخت‌های مرتبط با فرماندهی نیروهای مسلح نیز هدف قرار گرفتند.

در برخی مناطق، ساختمان‌های مسکونی نیز به‌دلیل قرار گرفتن در مجاورت اهداف نظامی یا حضور فرماندهان و عوامل برنامه هسته‌ای در آن‌ها، آسیب دیدند.

راهبرد اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه تنها متوقف کردن برنامه هسته‌ای حکومت ایران نبود. مجموعه اهداف انتخاب‌شده نشان داد این کشور به‌دنبال وارد کردن ضربه همزمان به چهار ستون اصلی قدرت جمهوری اسلامی بود: فرماندهی نظامی، برنامه هسته‌ای، توان موشکی و ساختارهای امنیتی و اطلاعاتی.

پاسخ جمهوری اسلامی

چند ساعت پس از آغاز حملات اسرائیل، جمهوری اسلامی عملیات تلافی‌جویانه خود را آغاز کرد.

در طول جنگ ۱۲ روزه، صدها موشک بالستیک و بیش از هزار پهپاد به سمت اسرائیل شلیک شد که بخش عمده‌ای از آن‌ها به‌وسیله سامانه‌های دفاعی اسرائیل، آمریکا و متحدان منطقه‌ای رهگیری شدند، اما بخشی نیز به اهداف خود رسیدند.

موشک‌های ایرانی به تل‌آویو، حیفا، بئرالسبع و چند شهر دیگر اصابت کردند. برخی مناطق مسکونی، زیرساخت‌های انرژی، مراکز صنعتی و تاسیسات نظامی آسیب دیدند.

این نخستین بار بود که اسرائیل برای روزهای متوالی زیر حملات گسترده موشکی از خاک ایران قرار می‌گرفت.

ورود آمریکا و بمباران فردو

مهم‌ترین نقطه عطف جنگ در اول تیر ۱۴۰۴ رقم خورد.

در حالی که اسرائیل طی بیش از یک هفته نتوانسته بود به طور کامل به تاسیسات زیرزمینی فردو آسیب وارد کند، ایالات متحده تصمیم گرفت مستقیما وارد جنگ شود.

در عملیاتی با نام «چکش نیمه‌شب»، بمب‌افکن‌های پنهانکار بی-۲ (B-2) آمریکا از بمب‌های سنگرشکن جی‌بی‌یو-۵۷ (GBU-57) استفاده کردند و سه مرکز اصلی برنامه هسته‌ای در ایران، یعنی فردو، نطنز و اصفهان را هدف قرار دادند.

  • نیروی هوایی آمریکا: در حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران هیچ شلیکی به سوی جنگنده‌های ما نشد

    نیروی هوایی آمریکا: در حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران هیچ شلیکی به سوی جنگنده‌های ما نشد

تصاویر ماهواره‌ای و ارزیابی‌های بعدی نشان دادند که فردو، نطنز و اصفهان خسارت‌های سنگینی متحمل شده‌اند، هرچند درباره میزان دقیق نابودی زیرساخت‌های هسته‌ای در ایران، اختلاف نظر باقی ماند.

تلفات جنگ

برآوردهای مختلف درباره تعداد قربانیان متفاوت است.

بر اساس آمارهای منتشرشده از سوی نهادهای حقوق بشری و منابع رسمی، بیش از هزار نفر در ایران کشته شدند که در میان آن‌ها، نظامیان، نیروهای امنیتی، عوامل هسته‌ای و غیرنظامیان حضور داشتند.

در اسرائیل نیز ۲۸ تا ۳۲ نفر کشته و بیش از سه هزار و ۲۳۸ نفر در بیمارستان بستری شدند.

جنگ همچنین خسارت‌های گسترده‌ای به زیرساخت‌ها، مراکز صنعتی، ساختمان‌های مسکونی و تاسیسات نظامی دو طرف وارد کرد.

  • موسسه یهودی امنیت ملی آمریکا: اقدام اسرائیل علیه جمهوری اسلامی «شاهکار عملیاتی» بود

    موسسه یهودی امنیت ملی آمریکا: اقدام اسرائیل علیه جمهوری اسلامی «شاهکار عملیاتی» بود

چگونه جنگ پایان یافت؟

پس از حمله آمریکا به تاسیسات هسته‌ای در ایران، جمهوری اسلامی حمله موشکی محدودی به پایگاه العدید ایالات متحده در قطر انجام داد.

این حمله تلفات انسانی نداشت و بسیاری آن را تلاشی برای پاسخ‌گویی بدون گسترش بیشتر جنگ ارزیابی کردند.

در نهایت، با میانجی‌گری‌های دیپلماتیک و فشارهای بین‌المللی، آتش‌بس در سوم تیر ۱۴۰۴ برقرار شد و طرفین جنگ، حملات خود را متوقف کردند.

در پایان جنگ ۱۲ روزه، نه برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی به طور کامل از بین رفت و نه تهدید متقابل دو طرف پایان یافت، اما توازن قوا در منطقه تغییر کرد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند جنگ ۱۲ روزه نقطه آغاز مرحله‌ای جدید از منازعه میان جمهوری اسلامی، اسرائیل و ایالات متحده شد.

سی‌ان‌ان: ایران محل نگهداری اورانیوم غنی‌شده را پلمب و ورودی‌ها را مین‌گذاری کرده است

۲۳ خرداد ۱۴۰۵، ۰۷:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)
سی‌ان‌ان: ایران محل نگهداری اورانیوم غنی‌شده را پلمب و ورودی‌ها را مین‌گذاری کرده است
100%

منابع آگاه از ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا به سی‌ان‌ان گفتند حکومت ایران در هفته‌های اخیر اقدامات گسترده‌ای برای مسدود کردن دسترسی به ذخایر اورانیوم با غنای بالا انجام داده و با فروریختن عمدی تونل‌ها و مین‌گذاری ورودی‌ها، حفاظت از این مواد را تشدید کرده است.

سی‌ان‌ان شنبه ۲۳ خرداد گزارش داد این اقدام‌ها دسترسی به حدود نیم تُن اورانیوم با غنای نزدیک به سطح مورد نیاز برای ساخت سلاح هسته‌ای را به‌مراتب دشوارتر، خطرناک‌تر و زمان‌برتر از گذشته کرده است.

به گفته منابع اطلاعاتی، این تحولات در شرایطی رخ داده که دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، حدود یک ماه پیش به‌طور علنی احتمال صدور دستور برای تصرف این مواد به‌وسیله ارتش آمریکا را مطرح کرده بود.

این منابع گفتند استحکامات جدید ایران لایه‌ای تازه از پیچیدگی را به توافق پیشنهادی دولت ترامپ با تهران برای انتقال و نابودی ذخایر اورانیوم اضافه کرده و این پرسش را مطرح ساخته که چه طرفی مسئولیت بیرون آوردن این مواد از زیر زمین را بر عهده خواهد گرفت.

نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل به درخواست سی‌ان‌ان برای اظهار نظر پاسخ نداده و کاخ سفید نیز به پرسش‌های این شبکه واکنشی نشان نداده است.

  • فوربس: ترامپ به توافقی شبیه به برجام با حکومت ایران نزدیک شده است

    فوربس: ترامپ به توافقی شبیه به برجام با حکومت ایران نزدیک شده است

اورانیوم؛ محور مذاکرات تهران و واشینگتن

ترامپ بارها اعلام کرده که کنترل و دسترسی به مواد هسته‌ای در ایران یکی از اولویت‌های اصلی آمریکا در مذاکرات جاری برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز است. آبراهی که جمهوری اسلامی عملا آن را مسدود کرده است.

هم‌زمان، یک مقام ارشد دولت آمریکا که ۲۲ خرداد با خبرنگاران گفت‌وگو کرد، گفت دو طرف به توافقی نزدیک‌تر شده‌اند که بر اساس آن تهران باید اورانیوم غنی‌شده خود را به آمریکا تحویل دهد.

به گفته این مقام، مواد هسته‌ای ابتدا در محل نابود و سپس از ایران خارج خواهد شد.

با این حال، مقام‌های ایرانی و آمریکایی روایت‌های متفاوتی از توافق احتمالی ارائه کرده‌اند و جزییات دقیق آن همچنان روشن نیست.

۲۲ خرداد نیز انتشار متن منتسب به پیش‌نویس توافق در یکی از رسانه‌ها در ایران، واکنش تند ترامپ را در شبکه‌های اجتماعی برانگیخت.

چند تن از منابع مطلع به سی‌ان‌ان گفتند حتی برای خود ایران نیز خارج کردن این مواد از محل‌های نگهداری فعلی دشوار و خطرناک خواهد بود، زیرا چنین اقدامی به تجهیزات سنگین حفاری و عملیات گسترده مین‌روبی نیاز دارد.

اسکات روکر، مدیر دفتر حذف مواد هسته‌ای در اداره ملی امنیت هسته‌ای آمریکا بین سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰، در گفت‌وگو با سی‌ان‌ان گفت: «اگر این گزارش‌ها درست باشد، بدون تردید بازیابی اورانیوم با غنای بالا را پیچیده‌تر خواهد کرد.»

او هشدار داد این وضعیت می‌تواند فرصتی برای پنهان‌کاری احتمالی حکومت ایران در روند اجرای تعهداتش ایجاد کند.

به گفته روکر، اگر مذاکره‌کنندگان از ایران بخواهند کل ذخایر اورانیوم غنی‌شده را برای راستی‌آزمایی و انتقال یا رقیق‌سازی در یک محل متمرکز کند، مسئولیت دسترسی به این مواد و ارائه فهرست کامل آن‌ها بر عهده تهران خواهد بود.

او افزود: «در چنین سناریویی نگران خواهم بود که ایران ادعا کند بخشی از اورانیوم با غنای بالا دیگر قابل بازیابی نیست. در آن صورت اطمینان کامل نخواهیم داشت که ایران در آینده دوباره به آن دسترسی پیدا نکند.»

  • اکسیوس: ترامپ با رقیق‌سازی اورانیوم غنی‌شده حکومت ایران در داخل کشور موافقت کرد

    اکسیوس: ترامپ با رقیق‌سازی اورانیوم غنی‌شده حکومت ایران در داخل کشور موافقت کرد

ذخایر اورانیوم در کجا قرار دارند؟

جامعه بین‌المللی معتقد است بخش عمده ذخایر اورانیوم غنی‌شده در ایران در تونل‌های فروریخته مجتمع هسته‌ای اصفهان نگهداری می‌شود و بخشی دیگر نیز در سایت‌های دیگر قرار دارد.

سی‌ان‌ان پیش‌تر گزارش داده بود در اواخر اردیبهشت، ارتش آمریکا برای اجرای عملیاتی با هدف تصرف این مواد هسته‌ای آماده شده بود، اما در نهایت این طرح به‌دلیل خطرات بالا کنار گذاشته شد.

منابع آگاه گفتند از آن زمان تاکنون ایران به تقویت بیشتر استحکامات اطراف محل‌های نگهداری اورانیوم غنی‌شده ادامه داده است.

ترامپ نیز پیش‌تر به دشواری عملیات تصرف این مواد اذعان کرده و در گفت‌وگویی با شبکه فاکس‌نیوز در اردیبهشت، ابراز تردید کرده بود که تهران بتواند بدون آگاهی دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا به این ذخایر دسترسی پیدا کند.

او در گفت‌وگو با شان هنیتی گفته بود: «ما دقیقا می‌دانیم چه اتفاقی در حال رخ دادن است. هیچ‌کس حتی به آن نزدیک هم نشده است.»

با این حال، دو تن از منابع مورد استناد سی‌ان‌ان معتقدند مطرح شدن علنی این ذخایر به‌عنوان یک هدف احتمالی از سوی ترامپ، ممکن است خود عاملی برای تشویق حکومت ایران به افزایش تدابیر حفاظتی بوده باشد.

به گفته این منابع، حتی اگر توافق میان تهران و واشینگتن طی هفته آینده امضا شود، همچنان مذاکرات فنی گسترده‌ای برای تعیین جزییات آینده برنامه هسته‌ای ایران لازم خواهد بود.

سی‌ان‌ان گزارش داد خارج کردن اورانیوم از ایران احتمالا مستلزم استقرار یک تاسیسات سیار تخصصی خواهد بود که تحت مدیریت اداره ملی امنیت هسته‌ای آمریکا و آزمایشگاه ملی اوک‌ریج در ایالت تنسی فعالیت کند.

این شبکه پیش‌تر گزارش داده بود جرد کوشنر و استیو ویتکاف، مذاکره‌کنندگان ارشد آمریکا، در اوایل خرداد از این مرکز بازدید کرده‌اند.

با این حال، حتی متخصصان ارشد جهان در زمینه انتقال و حذف مواد هسته‌ای نیز برای انجام چنین ماموریتی به زمان قابل توجهی نیاز خواهند داشت.

ترامپ اوایل همین ماه به خبرنگاران گفت عملیات انتقال این مواد دست‌کم دو هفته زمان خواهد برد.

  • ترامپ: خوشحال می‌شوم بدون بمباران وحشتناک ایران به نتیجه برسیم

    ترامپ: خوشحال می‌شوم بدون بمباران وحشتناک ایران به نتیجه برسیم

اسپکتیتور: ترامپ ماهیت جمهوری اسلامی را درک نکرده است

۲۳ خرداد ۱۴۰۵، ۰۲:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)
اسپکتیتور: ترامپ ماهیت جمهوری اسلامی را درک نکرده است
100%

نشریه اسپکتیتور در تحلیلی نوشت دولت دونالد ترامپ بدون شناخت کافی از ماهیت جمهوری اسلامی وارد جنگ با حکومت ایران شد و اکنون در وضعیتی گرفتار شده که نه از حمایت لازم برای تشدید جنگ برخوردار است و نه قادر است تهران را به پذیرش شروط خود وادار کند.

جاناتان اسپایر، تحلیلگر خاورمیانه، در یادداشتی در نشریه بریتانیایی اسپکتیتور، سیاست دولت ترامپ در قبال ایران را ترکیبی از تهدید نظامی، تلاش برای معامله و ناتوانی در درک ماهیت جمهوری اسلامی توصیف کرده و نوشته است که واشینگتن همچنان فاقد راهبردی روشن برای خروج از بحران کنونی است.

نویسنده به اظهارات متناقض ترامپ در روز پنج‌شنبه اشاره می‌کند؛ زمانی که رییس‌جمهوری آمریکا ابتدا تهدید کرد ایالات متحده در آینده‌ای نزدیک جزیره خارک و دیگر زیرساخت‌های نفتی ایران را تحت کنترل خود درخواهد آورد، اما چند ساعت بعد اعلام کرد عملیات نظامی برنامه‌ریزی‌شده علیه حکومت ایران را لغو کرده است زیرا توافقی میان تهران و واشینگتن حاصل شده است.

به نوشته اسپایر، ترامپ در ابتدا در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت آمریکا «کنترل کامل بازارهای نفت و گاز ایران» را به دست خواهد گرفت. اما بعدتر در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز گفت هرچند تصرف جزیره خارک را ترجیح می‌دهد، اما مطمئن نیست که افکار عمومی آمریکا آمادگی پذیرش چنین اقدامی را داشته باشد.

  • عراقچی: تفاهم با آمریکا دیجیتالی امضا می‌شود؛ رفع محاصره دریایی نخستین بند توافق است

    عراقچی: تفاهم با آمریکا دیجیتالی امضا می‌شود؛ رفع محاصره دریایی نخستین بند توافق است

ساعاتی بعد نیز رییس‌جمهوری آمریکا از دستیابی به توافقی خبر داد که به گفته او «هم در کلیات و هم در جزئیات» مورد تایید طرف‌های درگیر قرار گرفته است.

اسپکتیتور می‌نویسد رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران این ادعا را با تردید و تمسخر دنبال کردند. خبرگزاری تسنیم یادآوری کرد که ترامپ طی دو ماه گذشته ده‌ها بار از دستیابی به توافق سخن گفته و خبرگزاری فارس نیز گزارش داد که منابع ایرانی هنوز از نهایی شدن توافق سخن نمی‌گویند، هرچند احتمال توافق را منتفی نمی‌دانند.

نویسنده همچنین به واکنش اسرائیل اشاره می‌کند. به گفته او، منابع اسرائیلی تاکید کرده‌اند که دولت اسرائیل در روند مذاکرات حضور نداشته و طرف توافق احتمالی نیست. دفتر بنیامین نتانیاهو نیز اعلام کرده است که اسرائیل تنها در صورتی از توافق حمایت می‌کند که شامل خروج مواد غنی‌شده، برچیدن زیرساخت‌های غنی‌سازی، محدودیت برنامه موشکی ایران و پایان حمایت تهران از نیروهای نیابتی منطقه‌ای باشد.

با این حال، اسپایر معتقد است هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که توافق مورد ادعای ترامپ چنین موضوعاتی را در بر بگیرد. به باور او، دولت آمریکا عملاً تلاش برای محدود کردن برنامه موشکی ایران و شبکه گروه‌های هم‌پیمان منطقه‌ای جمهوری اسلامی را کنار گذاشته و تمرکز خود را بر پرونده هسته‌ای و بازگشایی تنگه هرمز قرار داده است.

  • خشم واشینگتن از روایت تهران از متن تفاهم؛ ترامپ رهبران جمهوری اسلامی را بی‌آبرو خواند

    خشم واشینگتن از روایت تهران از متن تفاهم؛ ترامپ رهبران جمهوری اسلامی را بی‌آبرو خواند

این تحلیلگر می‌نویسد اطلاعات موجود نشان می‌دهد محور اصلی یادداشت تفاهم احتمالی، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز یک دوره ۶۰ روزه مذاکرات درباره سایر موضوعات اختلافی است.

به اعتقاد نویسنده، این رفت‌وبرگشت‌های مداوم در مواضع ترامپ نشان می‌دهد که دولت آمریکا برنامه مشخصی برای حل بحران ندارد. از یک سو، واشینگتن از نظر نظامی توانایی بازگشایی تنگه هرمز با زور یا قطع کامل صادرات نفت ایران را دارد، اما از سوی دیگر، حمایت عمومی لازم برای گسترش جنگ و تحمل هزینه‌های انسانی آن وجود ندارد.

اسپایر می‌نویسد تصرف جزیره خارک احتمالاً مستلزم عملیات زمینی و پذیرش تلفات انسانی خواهد بود؛ موضوعی که جامعه آمریکا آمادگی آن را ندارد.

او همچنین معتقد است جمهوری اسلامی تمایلی ندارد که به ترامپ امکان دهد توافق احتمالی را به‌عنوان یک پیروزی سیاسی یا خروجی آبرومندانه از بحران معرفی کند.

نویسنده ریشه این وضعیت را در ارزیابی نادرست دولت ترامپ از جمهوری اسلامی می‌داند. به نوشته او، ترامپ بارها گفته است که نیروی دریایی و نیروی هوایی حکومت ایران عملاً نابود شده‌اند، اما مشکل اینجاست که قدرت اصلی جمهوری اسلامی در توان متعارف دریایی یا هوایی آن خلاصه نمی‌شود.

اسپایر جمهوری اسلامی را یک نظام ایدئولوژیک اسلام‌گرا توصیف می‌کند که درگیر نوعی «جنگ دائمی» است؛ جنگی که بیش از آنکه میان ارتش‌ها باشد، میان جوامع، ایدئولوژی‌ها و شبکه‌های نفوذ جریان دارد.

  • امارات متحده عربی گزارش آزادسازی میلیاردها دلار برای جمهوری اسلامی را تکذیب کرد

    امارات متحده عربی گزارش آزادسازی میلیاردها دلار برای جمهوری اسلامی را تکذیب کرد

به باور او، توانایی جمهوری اسلامی در حفظ قدرت در داخل کشور و گسترش نفوذ منطقه‌ای از خلیج عدن تا مدیترانه، ناشی از توان آن در بسیج وفاداری‌های مذهبی، به‌ویژه در میان شیعیان، و تبدیل این ظرفیت به قدرت سیاسی و شبه‌نظامی است.

نویسنده معتقد است چنین درکی از ماهیت قدرت جمهوری اسلامی در نگاه ترامپ و اطرافیانش جایگاه چندانی ندارد. به باور او، رییس‌جمهوری آمریکا جهان را عمدتاً از دریچه معامله می‌بیند و تصور می‌کند در نهایت همه اختلافات از طریق توافق قابل حل هستند.

اسپایر با اشاره به اظهارات اخیر ترامپ درباره تبادل آتش میان ایران و اسرائیل می‌نویسد که رییس‌جمهوری آمریکا معتقد است دو طرف «تفریح خود را کرده‌اند» و اکنون زمان بازگشت به میز مذاکره فرا رسیده است.

نویسنده در عین حال تاکید می‌کند که ترامپ برخلاف تصویری که پیش از ورود به سیاست از او وجود داشت، جنگ‌طلب نیست و ترجیح می‌دهد اختلافات را از طریق توافق حل کند؛ به‌ویژه توافقی که در آن طرف مقابل برتری قدرت آمریکا را بپذیرد.

  • رویترز: نفتکش‌هایی از قطر، امارات متحده عربی و عراق از تنگه‌ هرمز عبور کردند

    رویترز: نفتکش‌هایی از قطر، امارات متحده عربی و عراق از تنگه‌ هرمز عبور کردند

اما به اعتقاد او، جمهوری اسلامی حاضر نیست چنین نقشی را ایفا کند و همین موضوع موجب شده واشینگتن در وضعیت دشواری قرار گیرد؛ وضعیتی که در آن نه اراده سیاسی لازم برای تحمیل کامل خواسته‌های خود را دارد و نه می‌تواند حکومت ایران را به پذیرش شروط خود وادار کند.

اسپایر در ادامه با اشاره به تجربه اسرائیل می‌نویسد که این کشور نیز سال‌ها در درک ماهیت پروژه اسلام‌گرایانه‌ای که علیه آن شکل گرفته بود ناکام ماند و نتیجه آن سیاست‌هایی بود که به حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ انجامید.

به گفته او، اسرائیل پس از آن حمله بخشی از رویکرد خود را اصلاح کرده، اما همچنان با هزینه‌ها و الزامات مقابله بلندمدت با حکومت ایران و متحدانش روبه‌رو است.

نویسنده در پایان نتیجه می‌گیرد که دیپلماسی پرنوسان و متناقض دولت ترامپ نشان می‌دهد غرب هنوز ماهیت چالش ناشی از جمهوری اسلامی را به‌طور کامل درک نکرده است.

او همچنین به موضع بریتانیا اشاره می‌کند؛ جایی که ایوت کوپر، وزیر خارجه این کشور، از «هر دو طرف» خواسته است خویشتن‌داری نشان دهند و برای دستیابی به توافقی پایدار به مذاکرات بازگردند. اسپایر این موضع را نمونه‌ای از سردرگمی غرب در مواجهه با بحران کنونی توصیف می‌کند.