رویترز: ترامپ میان توافق با حکومت ایران و فشار جمهوریخواهان گرفتار شده است
به گزارش رویترز، در حالی که آمریکا و جمهوری اسلامی به چارچوب یک توافق برای تمدید آتشبس و بازگشایی تنگه هرمز نزدیک میشوند، دونالد ترامپ با یک معضل سیاسی و راهبردی روبهرو شده است: کاهش تنش با تهران و مهار قیمت انرژی یا ادامه فشار برای نابودی کامل برنامه هستهای جمهوری اسلامی.
به گزارش رویترز، ترامپ در شرایطی به دنبال پایان دادن به جنگ با ایران است که همزمان با دو فشار متضاد مواجه شده است. از یک سو افزایش قیمت انرژی و نگرانی از تبعات اقتصادی جنگ، کاخ سفید را به سمت دستیابی به توافق سوق میدهد و از سوی دیگر بخشی از جمهوریخواهان و متحدان سیاسی ترامپ خواهان ادامه فشار نظامی و جلوگیری از هرگونه امتیازدهی به جمهوری اسلامی هستند.
بر اساس اطلاعاتی که منابع آگاه در اختیار رویترز قرار دادهاند، واشینگتن و تهران به چارچوبی برای یک توافق نزدیک شدهاند که میتواند آتشبس فعلی را تمدید کند، محدودیتهای اعمالشده بر تردد کشتیها در تنگه هرمز را برطرف سازد و تصمیمگیری درباره موضوعات حساس هستهای را به دور بعدی مذاکرات موکول کند.
در صورت نهایی شدن این توافق و تایید آن از سوی ترامپ و رهبران جمهوری اسلامی، این توافق مهمترین گام برای کاهش تنشها از زمان آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه [حکومت] ایران در ۹ اسفند خواهد بود و میتواند به کاهش قیمتهای جهانی انرژی که در نتیجه جنگ افزایش یافتهاند، کمک کند.
با این حال، این توافق با مخالفت بخشی از حامیان ترامپ روبهرو شده است. گروهی از جمهوریخواهان معتقدند که دولت آمریکا نباید پیش از نابودی کامل ظرفیت هستهای ایران یا بستن مسیر دستیابی تهران به سلاح هستهای، امتیازی به جمهوری اسلامی بدهد.
سناتورهای جمهوریخواه از جمله لیندسی گراهام، تد کروز و راجر ویکر از جمله چهرههایی هستند که از ترامپ خواستهاند در مذاکرات با حکومت ایران انعطاف نشان ندهد. برخی منتقدان نیز هشدار دادهاند که توافق در حال شکلگیری ممکن است دستاوردی فراتر از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ دوران باراک اوباما نداشته باشد؛ توافقی که ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود از آن خارج شد.
ترامپ در واکنش به این انتقادها اعلام کرده است که برای دستیابی به توافق عجلهای ندارد و تنها یک «توافق عالی» را خواهد پذیرفت.
به نوشته رویترز، مفاد اولیه توافق نشان میدهد که بسیاری از مهمترین اختلافات هنوز حل نشدهاند. از جمله سرنوشت نهایی تنگه هرمز، نحوه برخورد با ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، آینده برنامه هستهای جمهوری اسلامی و جزئیات هرگونه کاهش تحریمها همچنان به مذاکرات بعدی موکول شده است.
این موضوع باعث شده برخی تحلیلگران و منتقدان توافق هشدار دهند که چارچوب پیشنهادی فاصله زیادی با اهداف اولیه اعلامشده از سوی ترامپ دارد؛ اهدافی که شامل «تسلیم بیقید و شرط» جمهوری اسلامی و برچیدن کامل برنامه هستهای ایران میشد.
جیسون برادسکی، مدیر سیاستگذاری سازمان «اتحاد علیه ایران هستهای»، در واکنش به گزارشها درباره توافق احتمالی نوشت که اگر مفاد منتشرشده دقیق باشد، جمهوری اسلامی ممکن است در این توافق بیش از آمریکا امتیاز دریافت کند. او نسبت به موکول شدن موضوع هستهای به مذاکرات بعدی هشدار داد و خواستار احتیاط در ارزیابی توافق شد.
در همین حال، خبرگزاری تسنیم گزارش داده است که متن توافق هنوز نهایی نشده و مذاکرات ادامه دارد. ترامپ نیز در ماههای گذشته بارها از نزدیک بودن توافق سخن گفته بود، اما هیچیک از تلاشهای قبلی به نتیجه نرسید.
رویترز مینویسد که تحرکات دیپلماتیک اخیر در حالی دنبال میشود که در روزهای گذشته حملات محدود جدیدی میان جمهوری اسلامی و آمریکا رخ داده و آتشبس شکننده میان دو طرف را تحت فشار قرار داده است.
به گفته تحلیلگران، ترامپ تلاش میکند میان کسب امتیاز از حکومت ایران و ارائه حداقلی از امتیازات متقابل توازن برقرار کند تا بتواند نتیجه مذاکرات را به عنوان یک موفقیت سیاسی به افکار عمومی آمریکا عرضه کند.
یکی از مهمترین بخشهای توافق احتمالی، بازگشایی تنگه هرمز است؛ اقدامی که از سوی بازارهای جهانی و کشورهای مصرفکننده انرژی با استقبال روبهرو خواهد شد. با این حال، رویترز یادآوری میکند که تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ نیز باز بود و در عمل، توافق تنها شرایط پیشین را احیا خواهد کرد.
این مذاکرات در حالی دنبال میشود که ترامپ با چالشهای سیاسی داخلی نیز مواجه است. میزان محبوبیت او کاهش یافته، انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر نزدیک میشود و جمهوریخواهان برای حفظ اکثریت خود در کنگره با رقابتی دشوار روبهرو هستند.
هرچند ترامپ در نشست روز چهارشنبه کابینه تاکید کرد که نگران انتخابات میاندورهای نیست، اما به گفته منابع آگاه، برخی از مشاوران او نسبت به تاثیر افزایش قیمت بنزین بر موقعیت انتخاباتی جمهوریخواهان ابراز نگرانی کردهاند.
در سوی دیگر، تحلیلگران معتقدند جمهوری اسلامی احساس میکند در موقعیت نسبتاً قدرتمندی قرار دارد. به گفته آنان، تهران توانسته فشارهای نظامی را تحمل کند و همچنان بر مسیر انتقال حدود یکپنجم نفت جهان از طریق تنگه هرمز تاثیر بگذارد.
جان آلترمن، کارشناس مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، به رویترز گفت: «رییسجمهوری همه نشانهها را بروز داده که میخواهد این بحران هرچه زودتر پایان یابد. همین موضوع باعث میشود ایرانیها در مواضع خود سرسختتر شوند.»
رویترز در پایان مینویسد که نحوه پایان دادن ترامپ به جنگ با ایران میتواند به یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده میراث سیاست خارجی او در دوره دوم ریاستجمهوریاش تبدیل شود؛ تصمیمی که نه تنها بر آینده روابط واشینگتن با تهران، بلکه بر بازارهای جهانی انرژی و توازن قدرت در خاورمیانه نیز تاثیر خواهد گذاشت.
یک مقام ارشد پیشین موساد در گفتوگویی کمسابقه با روزنامه یدیعوت آحرونوت گفت که این سازمان از سال ۲۰۲۱ شاخهای ویژه برای عملیات نفوذ، جنگ روانی و تاثیرگذاری بر افکار عمومی در ایران ایجاد کرده و هدف نهایی آن، تضعیف و در نهایت سقوط جمهوری اسلامی بوده است.
روزنامه یدیعوت آحرونوت در گزارشی مفصل برای نخستین بار از فعالیت شاخهای مخفی در موساد پرده برداشته است که ماموریت آن نه ترور و عملیاتهای کلاسیک اطلاعاتی، بلکه جنگ روانی، عملیات نفوذ و تاثیرگذاری بر افکار عمومی در ایران بوده است.
بر اساس این گزارش، این واحد در سال ۲۰۲۱ و همزمان با آغاز ریاست داوید (دادی) بارنئا بر موساد تاسیس شد. مسئول پیشین این شاخه که تنها با نام مستعار «او» معرفی شده، مدعی است که ماموریت این واحد ایجاد شکاف میان جامعه و حکومت ایران، تضعیف مشروعیت جمهوری اسلامی و فراهم کردن زمینههای تغییر سیاسی در ایران بوده است.
او در این گفتوگو میگوید تا پیش از روی کار آمدن بارنئا، حتی استفاده از عبارت «تغییر رژیم» در موساد موضوعی حساس و تقریباً ممنوع بود، اما طی سالهای بعد، سرنگونی جمهوری اسلامی به یکی از اهداف محوری فعالیتهای این سازمان تبدیل شد.
از افشای عکس رستم قاسمی تا حذف مقامهای جمهوری اسلامی یکی از ادعاهای مطرحشده در این گزارش به رستم قاسمی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران و وزیر راه دولت ابراهیم رئیسی، مربوط میشود.
بر اساس روایت یدیعوت آحرونوت، موساد در سال ۲۰۲۲ تصویری را که سالها پیش در جریان سفر قاسمی به مالزی ثبت شده بود، در اختیار رسانههای مخالف جمهوری اسلامی قرار داد. در این تصویر، قاسمی در حال در آغوش گرفتن زنی دیده میشد که همسر او نبود و حجاب نیز نداشت.
رستم قاسمی
این عکس در بحبوحه اعتراضات پس از کشته شدن مهسا امینی منتشر شد و به سرعت در شبکههای اجتماعی بازنشر شد. چند روز بعد، قاسمی از سمت خود کنارهگیری کرد؛ استعفایی که مقامهای جمهوری اسلامی آن را به وضعیت جسمی و بیماری او نسبت دادند.
مقام پیشین موساد گفت که انتشار این تصویر بخشی از راهبرد جدید این سازمان برای حذف مقامهای جمهوری اسلامی بدون توسل به عملیات ترور بوده است.
او میگوید: «گاهی افشای یک پرونده یا اطلاعات شرمآور باعث میشود یک مقام از دایره قدرت حذف شود. این کار بسیار ارزانتر و سادهتر از اجرای عملیات ترور است.»
به گفته او، موساد طی سالهای اخیر از این شیوه برای کنار زدن چندین مقام ارشد جمهوری اسلامی استفاده کرده است.
«ماشین سم» موساد در شبکههای اجتماعی یکی از بخشهای این گزارش به آنچه موساد «ماشین سم» مینامد مربوط است؛ شبکهای متشکل از حسابهای کاربری جعلی، صفحات ناشناس و سامانههای انتشار محتوا که به گفته این مقام سابق برای انتشار اطلاعات و روایتهایی با هدف بیثبات کردن جمهوری اسلامی به کار گرفته شده است.
او مدعی است این شبکه در سالهای اخیر با استفاده از فناوریهای نوین و در برخی موارد با کمک هوش مصنوعی گسترش یافته و حتی شخصیتها و اینفلوئنسرهای مجازی ساختگی برای انتشار پیامهای مورد نظر ایجاد شدهاند.
به نوشته یدیعوت آحرونوت، این شاخه همچنین ارتباطاتی با فعالان و چهرههای تاثیرگذار در فضای مجازی برقرار کرده بود تا پیامهای مدنظر خود را در میان افکار عمومی ایران گسترش دهد.
مطالعه افکار عمومی ایران و رصد اعتراضات بر اساس این گزارش، یکی از نخستین اقدامات شاخه نفوذ موساد ایجاد یک واحد اطلاعاتی جدید برای مطالعه افکار عمومی، رسانهها و شبکههای اجتماعی در ایران بود.
مسئول سابق این شاخه میگوید موساد با استفاده از نظرسنجیها، تحلیل رسانهها و دادههای شبکههای اجتماعی به این نتیجه رسیده بود که شکاف میان جامعه و حکومت در حال افزایش است و بخش قابل توجهی از جامعه ایران دیگر به بقای جمهوری اسلامی اعتقاد ندارد.
او تاکید کرد اعتراضات سالهای اخیر، از جنبش «زن، زندگی، آزادی» تا اعتراضات اقتصادی، نشانهای از همین روند بوده است.
تصاویر عوامل موساد در ایران؛ بخشی از یک عملیات روانی گزارش یدیعوت آحرونوت فاش میکند که انتشار تصاویر منتسب به عوامل موساد در داخل ایران در جریان عملیاتهای اخیر اسرائیل، صرفاً یک اقدام تبلیغاتی برای نمایش موفقیتهای اطلاعاتی نبوده است.
به گفته مسئول سابق این شاخه، هدف اصلی انتشار این تصاویر شکستن تصویر «همهچیزدان و نفوذناپذیر» جمهوری اسلامی در ذهن شهروندان ایرانی بوده است.
او میگوید حکومت ایران طی سالها کوشیده با نمایش قدرت دستگاههای امنیتی و برگزاری دادگاههای علنی برای متهمان امنیتی، فضایی از ترس در جامعه ایجاد کند و موساد تلاش داشته این تصویر را تضعیف کند.
عملیات «شیر خروشان» و پروژه تغییر رژیم در بخش دیگری از این گزارش آمده است که موساد پیش از عملیاتهای نظامی اسرائیل علیه حکومت ایران، به این جمعبندی رسیده بود که ترکیب حملات نظامی، فشار اقتصادی و عملیاتهای روانی میتواند به تضعیف جدی جمهوری اسلامی منجر شود.
یدیعوت آحرونوت مینویسد که در ماههای منتهی به عملیات «شیر خروشان»، موساد زیرساختهای خود در ایران را گسترش داد.
ادعای همکاری سیا و تلاش برای متقاعد کردن ترامپ یدیعوت آحرونوت همچنین گزارش میدهد که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیآیای) از طرح موساد برای فشار بر جمهوری اسلامی حمایت میکرد و در متقاعد کردن دونالد ترامپ برای حمایت از این راهبرد نقش داشت.
با این حال، مقام سابق موساد تاکید میکند که این سازمان هرگز وعده سقوط فوری جمهوری اسلامی را نداده بود. او میگوید: «هیچ فرد عاقلی تصور نمیکند که با پایان بمبارانها یک حکومت فوراً سقوط کند. چنین اتفاقی رخ نمیدهد.»
«کار ما با ایران تمام نشده است» با وجود آنکه جمهوری اسلامی پس از عملیاتهای اخیر همچنان بر سر کار است، مقام پیشین موساد میگوید که پروژه تاثیرگذاری بر جامعه ایران تازه وارد مرحله اصلی خود شده است.
او میگوید: «ماموریت ما کوتاه کردن عمر این حکومت است. شاید سه ماه، شش ماه یا یک سال طول بکشد؛ هیچکس نمیداند. اما تردیدی ندارم که اقداماتی که انجام شده، روند فرسایش جمهوری اسلامی را سرعت بخشیده است.»
این مقام سابق موساد در پایان تاکید میکند که از نگاه او، عملیاتهای نظامی و روانی سالهای اخیر تنها یک مرحله از روندی بلندمدت بودهاند و میافزاید: «کار ما با ایران تمام نشده است؛ ما تازه شروع کردهایم.»
والاستریت ژورنال با اشاره به نزدیک شدن آمریکا و جمهوری اسلامی به یک توافق اولیه، هشدار داد که کاهش فشارهای اقتصادی و نظامی بر حکومت ایران پیش از حلوفصل پرونده اورانیوم غنیشده، میتواند مهمترین اهرم فشار واشینگتن را از بین ببرد.
شورای سردبیری روزنامه والاستریت ژورنال در سرمقالهای با بررسی مذاکرات جاری میان آمریکا و حکومت ایران نوشت که دو طرف بیش از هر زمان دیگری به دستیابی به یک توافق اولیه نزدیک شدهاند، اما خطر اصلی این توافق آن است که بخش مهمی از فشارهای اقتصادی و نظامی علیه جمهوری اسلامی کاهش یابد، در حالی که مهمترین اختلافها درباره برنامه هستهای ایران به مذاکرات بعدی موکول شده است.
این روزنامه با اشاره به گزارش منتشرشده از سوی اکسیوس نوشت که مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی به یک توافق اولیه دست یافتهاند و حتی طرف ایرانی پیشنویس آن را امضا کرده است، اما متن نهایی هنوز به طور کامل نهایی نشده و دونالد ترامپ نیز تایید نهایی خود را اعلام نکرده است.
به نوشته والاستریت ژورنال، سرنوشت توافق اکنون بیش از هر چیز به تصمیم تهران درباره دو بند کلیدی متن بستگی دارد. این روزنامه میگوید اگرچه توافق به مراحل پایانی نزدیک شده، اما هنوز دو موضوع مهم در متن نهایی نیازمند تصمیمگیری جمهوری اسلامی است.
مهمترین دستاورد فوری توافق پیشنهادی، بازگشایی تنگه هرمز عنوان شده است. بر اساس مفاد مورد بحث، [حکومت] ایران متعهد میشود ظرف ۳۰ روز مینهای دریایی را از مسیرهای کشتیرانی جمعآوری کند تا عبور و مرور شناورها بدون محدودیت و بدون پرداخت عوارض از سر گرفته شود. در عین حال، مذاکرهکنندگان آمریکایی انتظار دارند عبور کشتیهای تجاری از مسیر جنوبی تنگه هرمز بلافاصله افزایش یابد.
با این حال، شورای سردبیری والاستریت ژورنال هشدار داده است که متن توافق باید در این بخش کاملاً شفاف باشد، زیرا به گفته این روزنامه، جمهوری اسلامی پیش از این دو بار از تعهد خود برای بازگشایی کامل تنگه هرمز عقبنشینی کرده است. نویسندگان سرمقاله میگویند یکی از نگرانیها این است که [حکومت] ایران در آینده برای عبور کشتیها عوارض تعیین کند یا اخذ مجوز را الزامی سازد؛ اقدامی که با مفهوم بازگشت کامل به شرایط پیش از جنگ در تضاد خواهد بود.
با وجود اهمیت تنگه هرمز، والاستریت ژورنال معتقد است مساله اصلی همچنان برنامه هستهای ایران است. بر اساس توافق مورد بحث، دو طرف متعهد میشوند که وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را در مذاکرات بعدی و طی یک بازه ۶۰ روزه تعیین تکلیف کنند. اما شورای دبیری این روزنامه هشدار میدهد که موکول کردن این موضوع به آینده، خطر ایجاد ابهام و تعلل در اجرای تعهدات را افزایش میدهد.
این روزنامه تاکید میکند که خبر مثبت آن است که مذاکرهکنندگان آمریکایی تنها بر اورانیوم با غنای بالا تمرکز نکردهاند. به نوشته والاستریت ژورنال، حتی اورانیوم با غنای ۳.۶۷ درصد نیز بخش عمده مسیر فنی لازم برای دستیابی به اورانیوم با درجه تسلیحاتی را طی کرده است و از این رو واشینگتن خواهان برچیده شدن یا انتقال تمامی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران است، نه فقط ذخایر با غنای بالا.
والاستریت ژورنال همچنین گزارش داد که هرگونه کاهش تحریمها به صورت تدریجی و مشروط انجام خواهد شد و قرار نیست جمهوری اسلامی در ابتدای توافق از مزایای اقتصادی آن بهرهمند شود. به نوشته این روزنامه، احتمال دارد آزادسازی بخشی از منابع مالی مسدودشده ایران در قطر یا عمان در قالب کمکهای بشردوستانه اندکی پس از امضای توافق مورد بررسی قرار گیرد، اما اصل حاکم بر مذاکرات همان سیاست دولت ترامپ است که میگوید: «تا اقدامی انجام نشود، پولی پرداخت نخواهد شد.»
به باور نویسندگان سرمقاله، ساختار دو مرحلهای توافق بزرگترین نقطه ضعف آن است. این روزنامه هشدار میدهد که اگر محاصره اقتصادی و فشارهای نظامی آمریکا در مرحله نخست کاهش یابد، توان واشینگتن برای گرفتن امتیازهای بیشتر از تهران در مذاکرات هستهای به شدت تضعیف خواهد شد.
شورای سردبیری والاستریت ژورنال با یادآوری مذاکرات هستهای دوران باراک اوباما مینویسد که جمهوری اسلامی پیشتر نیز توانسته بود مذاکرات را برای دو سال ادامه دهد و اکنون نیز ممکن است تلاش کند مهلت ۶۰ روزه مورد نظر ترامپ را برای مدت نامعلومی تمدید کند.
این روزنامه همچنین هشدار میدهد که هرچه مذاکرات طولانیتر شود، اعتبار تهدید نظامی آمریکا کاهش خواهد یافت. به باور نویسندگان، تهران ممکن است به این جمعبندی برسد که ترامپ تمایلی به بازگشت به درگیری نظامی ندارد؛ ارزیابیای که با نزدیک شدن آمریکا به انتخابات میاندورهای کنگره میتواند تقویت شود.
والاستریت ژورنال در بخش دیگری از این سرمقاله مینویسد که پایان محاصرههای متقابل و بازگشایی تنگه هرمز به اقتصاد جهانی و به ویژه اقتصاد ایران کمک خواهد کرد، اما این اقدام به تنهایی یک پیروزی محسوب نمیشود. به نوشته این روزنامه، صرفاً «معاوضه یک محاصره با محاصرهای دیگر» شاید راهی برای خروج از جنگ فراهم کند، اما مشکل اصلی یعنی برنامه هستهای جمهوری اسلامی را حل نخواهد کرد.
شورای سردبیری والاستریت ژورنال در پایان تاکید میکند که یک توافق موفق باید شامل برچیدن کامل ذخایر اورانیوم غنیشده، از میان بردن تاسیسات زیرزمینی، اعمال بازرسیهای سرزده و ممنوعیت غنیسازی در ایران باشد. این روزنامه مدعی است که علت اصلی باقی ماندن اختلافها در مرحله دوم مذاکرات آن است که جمهوری اسلامی همچنان قصد دارد گزینه دستیابی به سلاح هستهای را حفظ کند و با همین نگاه در مذاکرات شرکت کرده است.
جمعبندی این سرمقاله آن است که خطر اصلی توافق پیشنهادی نه در بازگشایی تنگه هرمز، بلکه در کاهش فشارهای اقتصادی و نظامی بر [حکومت] ایران پیش از تعیین تکلیف نهایی ذخایر اورانیوم غنیشده و زیرساختهای هستهای این کشور نهفته است؛ اقدامی که به باور والاستریت ژورنال میتواند مهمترین اهرم فشار آمریکا را پیش از حلوفصل پرونده هستهای از میان ببرد.
وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد در ادامه سیاست «فشار حداکثری»، مجموعهای از شرکتها، افراد و شناورهای مرتبط با تجارت نفت و پتروشیمی ایران را تحریم کرده است. واشینگتن همچنین از اختصاص جایزهای تا سقف ۱۵ میلیون دلار برای دریافت اطلاعاتی درباره سازوکارهای مالی سپاه پاسداران خبر داد.
دولت آمریکا پنجشنبه از اعمال دور جدیدی از تحریمها علیه شبکههای مرتبط با صادرات نفت و محصولات پتروشیمی ایران خبر داد و اعلام کرد این اقدامات با هدف قطع منابع مالی جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران و نهادهای نظامی ایران انجام شده است.
تامی پیگوت، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در بیانیهای گفت ایالات متحده در حال اجرای مجموعهای از اقدامات هماهنگ برای قطع دسترسی حکومت ایران به منابع درآمدی است که به گفته واشینگتن برای تامین مالی فعالیتهای منطقهای و عملیات گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی به کار گرفته میشوند.
بر اساس این بیانیه، وزارت خارجه آمریکا هشت شرکت را تحریم و هشت شناور را به عنوان اموال مسدودشده معرفی کرده است. این شرکتها و شناورها به دلیل مشارکت در حملونقل نفت خام، فرآوردههای نفتی و محصولات پتروشیمی ایران هدف تحریم قرار گرفتهاند. همچنین سه شرکت و یک فرد دیگر نیز به دلیل نقش در تجارت محصولات پتروشیمی با منشأ ایرانی در فهرست تحریمها قرار گرفتهاند.
همزمان، وزارت خزانهداری آمریکا نیز چندین شرکت مستقر در هنگکنگ را تحریم کرد که به گفته مقامهای آمریکایی در شبکه فروش نفت ایران فعالیت داشتهاند. واشینگتن تاکید دارد این شبکه طی سالهای اخیر دهها میلیون بشکه نفت ایران به ارزش چندین میلیارد دلار را ذخیره، جابهجا و به فروش رسانده است.
وزارت خارجه آمریکا در بیانیه خود تاکید کرد درآمد حاصل از این معاملات به طور مستقیم در اختیار سپاه پاسداران، ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و دیگر بخشهای ساختار نظامی حکومت ایران قرار گرفته است. به گفته این وزارتخانه، شبکه مورد تحریم یکی از حلقههای کلیدی در توانایی جمهوری اسلامی برای تامین مالی فعالیتهایی است که آمریکا آنها را بیثباتکننده در خاورمیانه میداند.
واشینگتن همچنین هشدار داد که هر فرد، شرکت یا نهادی که در تجارت نفت ایران مشارکت کند یا به صادرات و فروش محصولات انرژی ایران کمک رساند، ممکن است در معرض تحریمهای آمریکا قرار گیرد.
در بخش دیگری از این بیانیه، دولت آمریکا از گسترش برنامه «پاداش برای عدالت» خبر داد و اعلام کرد تا سقف ۱۵ میلیون دلار برای دریافت اطلاعاتی که به شناسایی یا مختل شدن سازوکارهای مالی سپاه پاسداران و شاخههای وابسته به آن منجر شود، جایزه پرداخت خواهد کرد.
مقامهای آمریکایی تاکید کردند که این اقدامات در چارچوب فرمانهای اجرایی ۱۳۲۲۴ و ۱۳۸۴۶ انجام شده است. فرمان ۱۳۲۲۴ به تحریم گروههای تروریستی و حامیان آنها اختصاص دارد و فرمان ۱۳۸۴۶ نیز مبنای بازگشت و اجرای بخش مهمی از تحریمهای آمریکا علیه حکومت ایران به شمار میرود.
وزارت خارجه آمریکا این تحریمها را بخشی از کارزار گسترده دولت برای افزایش فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی توصیف کرد؛ کارزاری که بر اساس «یادداشت ریاستجمهوری امنیت ملی شماره ۲» (NSPM-2) و سیاست موسوم به «فشار حداکثری» دنبال میشود.
طبق اطلاعیههای منتشر شده، وزارت خارجه و وزارت خزانهداری آمریکا پنجشنبه هفتم خرداد به طور هماهنگ شبکهای متشکل از ۱۱ شرکت، یک فرد و هشت شناور مرتبط با تجارت نفت و پتروشیمی ایران را هدف تحریم قرار دادند. وزارت خزانهداری علاوه بر این، پنج شرکت دیگر مرتبط با شبکه «سپهر انرژی جهاننما پارس» را نیز به فهرست تحریمها افزود.
دولت آمریکا میگوید هدف از این اقدامات محدود کردن توان جمهوری اسلامی برای کسب درآمد از صادرات نفت و پتروشیمی است؛ درآمدی که واشینگتن معتقد است صرف تامین مالی اقدامات تهاجمی منطقهای و فعالیتهای تروریستی جهانی آن میشود.
وزارت دادگستری آمریکا در کیفرخواست یک شهروند دوتابعیتی ایرانی-عراقی به نقل از او نوشت که متهم چند روز پیش از آغاز جنگ اخیر با حکومت ایران با علی خامنهای دیدار کرده و از رهبران شبکه موسوم به «محور مقاومت» بوده است.
وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرد محمد باقر سعد داوود الساعدی، شهروند دوتابعیتی ایرانی-عراقی، با هشت اتهام مرتبط با تروریسم روبهرو شده است. این فرد به مشارکت در طراحی حملات در اروپا و تلاش برای انجام عملیات در آمریکا متهم شده است.
مقامهای آمریکایی او را از عوامل کتائب حزبالله و سپاه پاسداران جمهوری اسلامی میدانند و میگویند که در برنامهریزی نزدیک به ۲۰ حمله یا تلاش برای حمله در اروپا و همچنین طرحریزی حملاتی در خاک آمریکا نقش داشته است.
بر اساس اسناد دادگاه که وزارت دادگستری آمریکا پنجشنبه هفتم خرداد منتشر کرده است، ساعدی پس از بازداشت در خارج از عراق در ۱۴ مه [۲۴ اردیبهشت] به آمریکا منتقل و در اختیار افبیآی قرار گرفت. مقامهای آمریکایی میگویند او در جریان انتقال به ایالات متحده از حق سکوت خود صرفنظر کرده و در گفتوگو با ماموران فدرال درباره نقش و فعالیتهایش توضیحاتی ارائه داده است.
تصاویر منتشر شده توسط وزارت دادگستری آمریکا
به گفته دادستانها، ساعدی در بازجوییها خود را یکی از رهبران «محور مقاومت» معرفی کرده و گفته است که این مجموعه شامل سپاه پاسداران، کتائب حزبالله، حزبالله لبنان و حوثیهای یمن میشود. مقامهای آمریکایی گفتهاند او مسئولیت فعالیتهای رسانهای، جنگ روانی، برنامهریزی راهبردی و اطلاعات نظامی این شبکه را بر عهده داشته است.
وزارت دادگستری همچنین تاکید کرده است که ساعدی روابط نزدیکی با فرماندهان کنونی و پیشین سپاه پاسداران داشته است. بر این اساس، او در بازجوییها گفته که رابطهای نزدیک با قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه، داشته و پیش از کشته شدن سلیمانی در حمله آمریکا در سال ۲۰۲۰، به طور مستمر با او در رفتوآمد بوده است.
در یکی از بخشهای کیفرخواست، دادستانها تاکید کردهاند که ساعدی در بازجوییها گفته است چند روز پیش از آغاز جنگ اخیر میان حکومت ایران و آمریکا با علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در ایران دیدار کرده بود. این ادعا تاکنون از سوی منابع مستقل تایید نشده است.
مقامهای آمریکایی همچنین میگویند تلفن همراه و حسابهای کاربری ساعدی در شبکههای اجتماعی حاوی تصاویر و ویدئوهایی از دیدار او با فرماندهان سپاه پاسداران، کتائب حزبالله، حوثیهای یمن و دیگر گروههای همسو با جمهوری اسلامی بوده است. به گفته دادستانها، این مدارک همچنین نشان میدهد که او در هماهنگی و هدایت برخی از حملات منتسب به شبکه موسوم به «حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه» نقش مستقیم داشته است.
بر اساس بیانیه وزارت دادگستری، ساعدی از اعضا و عوامل باسابقه کتائب حزبالله عراق و سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران بوده است؛ دو گروهی که دولت آمریکا آنها را در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی قرار داده است.
تاد بلانچ، سرپرست دادستانی کل آمریکا، در این باره گفت که ساعدی «مستقیماً در عملیاتهای تروریستی و تصمیمگیریهای نظامی برای حمله به منافع آمریکا و اسرائیل در سراسر جهان مشارکت داشته» و با دیگران برای طراحی حملات مرگبار در خاک ایالات متحده تبانی کرده است.
تصاویر منتشر شده توسط دادگستری آمریکا
جی کلیتون، دادستان ایالات متحده در منطقه جنوبی نیویورک، نیز اعلام کرد ساعدی با همکاری سازمانهای مورد حمایت جمهوری اسلامی در حملاتی که غیرنظامیان را هدف قرار دادهاند نقش داشته و برای اجرای عملیات در داخل آمریکا نیز تلاش کرده است. او گفت گروههایی که ساعدی با آنها همکاری داشته، از جمله سپاه پاسداران، سالهاست به دنبال هدف قرار دادن منافع آمریکا هستند.
بر اساس مطالب مطرحشده در کیفرخواست، ساعدی دستکم از سال ۲۰۱۷ در پیشبرد اهداف کتائب حزبالله و سپاه پاسداران فعالیت داشته و با رهبران ارشد این دو سازمان در ارتباط بوده است. وزارت دادگستری آمریکا همچنین اعلام کرد که پس از کشته شدن برخی فرماندهان این گروهها در حملات ایالات متحده، ساعدی به دیگر اعضا دستور داده بود برای انتقامگیری، شهروندان و مقامهای سیاسی و نظامی آمریکا را هدف قرار دهند.
در بخش دیگری از این کیفرخواست آمده است که ساعدی در ماههای اخیر در طراحی و هدایت حدود ۱۸ حمله و تلاش برای حمله در کشورهای اروپایی مشارکت داشته است. به گفته وزارت دادگستری، این عملیاتها با نام گروهی موسوم به «حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه» انجام شده، اما مقامهای آمریکایی این گروه را پوششی برای کتائب حزبالله و دیگر سازمانهای تروریستی معرفی کردهاند.
مقامهای آمریکایی همچنین تاکید کردند که ساعدی در ماههای مارس و آوریل ۲۰۲۶ برای اجرای حملاتی در داخل ایالات متحده تلاش کرده است. به گفته دادستانها، یکی از اهداف مورد نظر یک کنیسه در نیویورک بوده است.
در بیانیه وزارت دادگستری آمریکا آمده است که ساعدی در حدود ۳۰ آوریل [۱۰ اردیبهشت] با فردی در آمریکا تماس گرفته و از او خواسته بود شخصی را برای انجام یک «حمله» در داخل ایالات متحده پیدا کند؛ حملهای که به گفته دادستانها میتوانست شامل آتشسوزی عمدی یا کشتن افراد باشد.
به گفته مقامهای آمریکایی، ساعدی که در عراق مستقر بود، یک روز پس از این تماس و در جریان سفر به خارج از این کشور بازداشت شد. وزارت دادگستری جزئیاتی درباره محل بازداشت او منتشر نکرده است.
کش پاتل، رییس افبیآی، بازداشت ساعدی را بخشی از تلاشهای دولت آمریکا برای تعقیب و محاکمه افرادی دانست که به گفته او در اقدامات تروریستی بینالمللی نقش دارند. او گفت افبیآی با همکاری وزارت دادگستری و نهادهای امنیتی داخلی و بینالمللی به پیگیری این پرونده ادامه خواهد داد.
بر اساس کیفرخواست، ساعدی با هشت اتهام از جمله حمایت مادی از سازمانهای تروریستی خارجی، تامین مالی تروریسم، مشارکت در اقدامات تروریستی فرامرزی و توطئه برای بمبگذاری در اماکن عمومی روبهرو است. برخی از این اتهامات در صورت اثبات میتوانند مجازات حبس ابد در پی داشته باشند.
پس از آنکه رسانههای حکومتی ایران از «انهدام یک پهپاد آمریکایی» در آسمان استان بوشهر خبر دادند، یک مقام آمریکایی این گزارش را رد کرد و گفت هیچ هواگردی از ایالات متحده در نزدیکی بوشهر سرنگون نشده است.
یک مقام آمریکایی به خبرگزاری رویترز گفت که برخلاف ادعای مطرحشده در رسانههای حکومتی ایران، هیچ هواگردی آمریکایی در نزدیکی بوشهر هدف قرار نگرفته یا سرنگون نشده است.
این مقام که نخواست نامش فاش شود، در گفتوگو با رویترز تاکید کرد که گزارشهای منتشرشده درباره انهدام یک هواگرد آمریکایی در جنوب ایران صحت ندارد.
دقایقی بعد نیز سنتکام با انتشار پیامی در حساب ایکس، ادعای جمهوری اسلامی را تکذیب کرد.
پیشتر تلویزیون حکومت ایران به نقل از مسعود تنگستانی، فرماندار شهرستان جم در استان بوشهر، گزارش داده بود که یک پهپاد آمریکایی در این منطقه منهدم شده است.
این موضوع در حالی مطرح شد که رسانههای نزدیک به نهادهای نظامی ایران نیز از فعال شدن سامانههای پدافندی در مناطق جم و کنگان و مقابله با یک «هواگرد متخاصم» بر فراز آبهای خلیج فارس خبر داده بودند. برخی منابع داخلی همچنین از رهگیری یک پهپاد آمریکایی در اطراف بوشهر سخن گفته بودند.
همزمان، خبرگزاری فارس به نقل از خبرنگار دفاعی خود گزارش داده بود که پدافند یکپارچه هوایی مستقر در نزدیکی شهرستانهای جم و کنگان در استان بوشهر ساعتی پیش به سوی یک «هواگرد متخاصم» بر فراز آبهای خلیج فارس شلیک کرده است. این گزارش افزوده بود «عملیات جستوجو برای یافتن لاشه احتمالی این هواگرد ادامه دارد.»
در همین حال، رسانههای ایرانی از شنیده شدن صدای انفجار در شهرستان جم خبر داده بودند. مقامهای محلی علت این صدا را مقابله سامانههای پدافندی با «هواگردهای متخاصم» اعلام کرده بودند. بر اساس گزارشهای منتشرشده، صدای انفجار در منطقه موسوم به «هفت چاه» شهرستان جم شنیده شده بود.
این تحولات همزمان با گزارشهایی درباره شلیک موشک از مناطق جنوبی ایران رخ داده است. خبرگزاری فارس بامداد جمعه گزارش داد که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی از جنوب کشور به سوی «اهداف مشخص» موشک شلیک کردهاند، اما مقصد این موشکها در زمان انتشار خبر مشخص نشده بود.