سیانان: لحظه تصمیم برای ترامپ و خامنهای نزدیک است | ایران اینترنشنال
تحلیل
سیانان: لحظه تصمیم برای ترامپ و خامنهای نزدیک است
سیانان در تحلیلی نوشت با استقرار بیسابقه نیروهای آمریکایی در خلیج فارس و تداوم بنبست در مذاکرات، آمریکا و ایران به نقطهای حساس رسیدهاند؛ جایی که به گفته این شبکه، «لحظه تصمیم» برای دونالد ترامپ و علی خامنهای نزدیک شده و بیعملی دیگر گزینهای پایدار نیست.
سیانان در تحلیلی به قلم جان میلر، کارشناس ارشد امور اطلاعاتی و امنیتی این شبکه، به بررسی راهبرد دونالد ترامپ در قبال ایران پرداخته و نوشته است در حالی که آمریکا بیشترین تمرکز توان نظامی خود در خلیج فارس از زمان جنگ عراق را رقم زده، هنوز هدف نهایی کاخ سفید بهصورت شفاف اعلام نشده است.
ترامپ در سخنرانی «وضعیت کشور» گفت قصد دارد مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای شود و تاکید کرد: «آنها میخواهند توافق کنند، اما ما هنوز آن کلمات جادویی را نشنیدهایم: ما هرگز سلاح هستهای نخواهیم داشت.» با این حال، به نوشته سیانان، رییسجمهوری آمریکا از ارائه توضیح دقیق درباره خطوط قرمز یا نقطه آغاز اقدام نظامی خودداری کرده است.
این تحلیل مینویسد ترامپ عملاً از [حکومت] ایران نمیخواهد آنچه در اختیار دارد واگذار کند، بلکه میخواهد تهران از بازسازی برنامه تسلیحات هستهای، توسعه موشکهای بالستیک قارهپیما و احیای شبکه نیروهای نیابتی موسوم به «محور مقاومت» صرفنظر کند.
در مقابل، لغو تحریمهای شدید، خروج از انزوای بینالمللی و بازگشت به اقتصاد جهانی میتواند مشوقهای پیشنهادی آمریکا باشد. سیانان یادآور میشود که جامعه اطلاعاتی آمریکا همچنان بر این باور است حکومت ایران در حال حاضر در حال ساخت سلاح هستهای نیست، هرچند برخی تردیدها درباره نیت تهران باقی است. در عین حال، جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده به دنبال بمب هستهای نیست و سخنگوی وزارت خارجه این کشور اظهارات ترامپ را «دروغهای بزرگ» خوانده است.
سیانان همچنین این پرسش را مطرح میکند که آیا هدف ترامپ تغییر رژیم است یا نه. به نوشته میلر، تجربههای گذشته آمریکا نشان داده تلاش برای تحمیل تغییر رژیم پرهزینه و اغلب ناکام بوده است و نشانهای قطعی وجود ندارد که دولت ترامپ در پی تعیین یک حکومت جایگزین در تهران باشد.
در مقابل، به نوشته سیانان، کاخ سفید ظاهراً به دنبال توافقی است که با سازوکارهای نظارتی قوی، مانع بازگشت ایران به مسیر توسعه برنامههای تسلیحاتی شود. این تحلیل در پایان تاکید میکند با توجه به استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه، واشینگتن نمیتواند برای مدت طولانی بدون نتیجه این وضعیت را ادامه دهد و لحظه تصمیم برای ترامپ و رهبر جمهوری اسلامی نزدیک است؛ وضعیتی که در آن «بیعملی» دیگر گزینهای پایدار به نظر نمیرسد.
همزمان با ورود عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی به ژنو برای دور دیگری از مذاکرات با نمایندگان ایالات متحده، اسرائیلهیوم نوشت که موضع جمهوری اسلامی با پیشنهادات دور قبل آن تقریبا هیچ تغییری نکرده است.
استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان دونالد ترامپ در مذاکره با جمهوری اسلامی حدود یک روز و نیم قبل از نشست روز پنجشنبه (هفتم اسفند) نامه طرف ایرانی مبنی بر مواضع آنها در مذاکرات آتی را دریافت کردند؛ مواضعی که قرار بود به روشنی انعطافپذیرتر از پیشنهادات هفته قبل مقامهای جمهوری اسلامی باشد.
با این حال اسرائیلهیوم چهارشنبه ششم اسفند به نقل از منابع دیپلماتیک نوشت که نامه ارائه شده جمهوری اسلامی تقریبا فرقی با پیشنهادات دور قبل ندارد. تهران در این اعلام موضع، در حالی که تمایل به اجازه نظارت بیشتر بینالمللی نشان داده، اعلام کرده که از حق غنیسازی اورانیوم در داخل خاک ایران کوتاه نخواهد آمد.
عراقچی و هیات مذاکره کننده جمهوری اسلامی در حالی چهارشنبه شب به وقت محلی وارد ژنو شدند تا پنجشنبه با ویتکاف و کوشنر دیدار کند، که ترامپ خواهان شنیدن جمله طلایی از مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی است؛ اینکه تهران هرگز به سمت تولید سلاح هستهای نخواهد رفت.
به نوشته اسرائیلهیوم، ترامپ پشت درهای بسته رهبران جمهوری اسلامی را بلوف زن خطاب میکند و میگوید که آنها نمیدانند در صورت نپذیرفتن خواسته های آمریکا چه در انتظارشان خواهد بود.
با نزدیک شدن به روز مذاکرات، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نیز با اشاره به این نشست گفت که راه خروج از بحران پرونده هستهای تهران از مسیر توافق میگذرد و در صورت شکست، ممکن است استفاده از زور تحمیل شود. او گفت هدف فوری، حفظ مذاکرات برای جلوگیری از تشدید تنش است.
در این بین آژانس که در گفتوگوها مشارکت دارد، نشانههایی از تردید بروز داده و اعلام کرده که آمادگیهای فنی و اسناد کافی برای موضعگیری تفصیلی را ندارد.
در همین حال، به نوشته اسرائیلهیوم، یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل ارزیابی کرد که یک حمله گسترده نظامی آمریکا به احتمال زیاد زنجیرهای از رویدادها را رقم خواهد زد که در نهایت به سقوط رژیم آیتاللهها منتهی میشود. این مقام گفت با وجود تلاش حکومت برای نمایش قدرت، این رژیم از نظر نظامی ضعیف است و ضربه آمریکا بخش عمده توانمندیهای [حکومت] ایران را فلج خواهد کرد. به گفته او، چنین حملهای همچنین بخشهای قابل توجهی از افکار عمومی ایران را در حمایت از تغییر رژیم بسیج خواهد کرد.
پیش از این نیز، وبسایت اکسیوس، بهنقل از یک مقام آمریکایی و دو منبع آگاه دیگر چهارشنبه هفتم اسفند گزارش داد که ویتکاف سهشنبه در نشستی خصوصی اعلام کرده که آمریکا خواهان آن است که هر توافق هستهای جدید با [حکومت] ایران بهطور نامحدود و دائمی برقرار بماند.
در روزهای اخیر برخی رسانهها همچنین گزارش داده بودند که آمریکا شاید با «غنیسازی نمادین» در داخل ایران به منظور «حفظ آبروی حکومت» موافقت کند. اما این گمانهزنی واکنشهای بسیاری را در پی داشت. از جمله سناتور لیندزی گراهام که به این گزارشها واکنش شدیدی داشت.
گراهام در پیامی در شبکههای اجتماعی هشدار داد که اگر گزارشهای رسانهای درباره بررسی امکان اجازه دادن به ایران برای غنیسازی اورانیوم در سطح بسیار پایین بهمنظور «حفظ آبرو» درست باشد، دولت آمریکا نباید چنین اقدامی انجام دهد. او حکومت ایران را «بزرگترین حامی تروریسم دولتی» خواند و تاکید کرد این رژیم «دستانش به خون آمریکاییها آغشته است» و بیش از ۳۰ هزار نفر از شهروندان خود را بهدلیل اعتراض کشته است.
گراهام با تاکید بر اینکه به «تلاشها برای حفظ آبروی این رژیم» اهمیتی نمیدهد، افزود ترجیح میدهد مردم ایران خود رژیم را تغییر دهند و گفت: «این کار مدتهاست که باید انجام شود. امیدوارم کمک در راه باشد.»
شبکه سه صداوسیما در برنامهای اعترافاتی اجباری از هشت نوجوان معترض بازداشتشده را روی آنتن برد؛ گفتوگویی که با مقصر جلوه دادن خانواده و مدرسه بهعنوان عامل حضور این افراد در اعتراضات، سهم حکومت در سرکوب خونین معترضان و مخالفت گسترده مردم با جمهوری اسلامی را نادیده میگیرد.
پخش این برنامه که در آن نوجوانان بازداشتشده در کانون اصلاح و تربیت مقابل دوربین نشان داده میشوند، موجی از نگرانی درباره استفاده دوباره حکومت از اعترافات اجباری علیه کودکان ایجاد کرده است.
در این برنامه، اطلاعاتی مانند جزئیات زندگی، وضعیت خانوادگی و محل سکونت نوجوانان مطرح میشود؛ موضوعی که میتواند به شناسایی آنها منجر شود و خطر پیامدهای اجتماعی و حتی قضایی در آینده را افزایش دهد.
این گفتوگو با موسیقی و لحن همدلانه آغاز میشود و مجری که خود را «هادی زینلی» معرفی میکند، میگوید به عنوان «معلم» برای گفتوگو به کانون اصلاح و تربیت آمده، نه جایی که «تروریستهای حرفهای» نگهداری میشوند.
با این حال، مسیر طرح سوالها بیش از یک گفتوگوی آموزشی، به بازسازی پرونده، تثبیت روایت امنیتی و بازجویی از کودکان شباهت دارد.
مجری از همان ابتدا نوجوانان را «مرتکب اشتباه» معرفی میکند و از «جرم» و «پیامدهای واقعی» سخن میگوید و تاکید میکند قرار نیست «جرم و اتفاقهای بد» کوچک شمرده شود.
او سپس پرسش محوریاش را اینگونه طرح میکند که «قبل از این اشتباه و جرم، چه چیزهایی بوده که دیده نشده و چه چیزی باعث شد این بچهها در دام آدمهای خودفروخته بیفتند؟»
چنین ادبیاتی، بدون اشاره به حق اعتراض، زمینههای نارضایتی عمومی و این واقعیت که بخش بزرگی از جامعه ایران، حکومت را نمیخواهد، مسیر را از همان ابتدا به سمت جرمانگاری پیشاپیش بازداشتشدگان میبرد و نقش ساختار قدرت را از کانون روایت دور میکند.
پس از این مقدمه، برنامه وارد معرفی فردی نوجوانان میشود؛ معرفیهایی که در آن ترک تحصیل، کودک کار بودن، فقر اقتصادی، جدایی والدین، زندگی با پدربزرگ و مادربزرگ، بیشناسنامه بودن، زندانی بودن پدر و روایتهای بسیار حساس از وضعیت سلامت روان، بستری در مراکز روانپزشکی و اقدام به خودکشی مطرح میشود.
یکی از نوجوانان درباره بستری شدن در بیمارستان روانپزشکی امینآباد و «شش بار خودکشی ناموفق» و فضای پرتنش خانه صحبت میکند و نوجوان دیگری از مصرف مخفیانه داروهای روانگردان، افسردگی و مراجعه به تراپیست و کمپ ترک اعتیاد میگوید.
طرح این موارد در وضعیت بازداشت و مقابل دوربین رسانه حکومتی، حریم خصوصی کودکان را نقض میکند و میتواند آسیبهای اجتماعی ماندگار ایجاد کند؛ بهویژه وقتی چهره آنها بهطور کامل پنهان نشده است.
در همین بخش، برنامه به جای آنکه به مسئولیت حکومت در حمایت از کودکان، تامین آموزش، پیشگیری از ترک تحصیل و حمایت اجتماعی از کودکان در معرض آسیب بپردازد، این روایتها را به ابزاری برای مقصر جلوه دادن خانواده و محیط آموزشی تبدیل میکند.
مجری در جایی صراحتا میگوید میخواهد نشان دهد «پدر و مادرها چه بلایی سر شخصیت و عزت نفس بچهها میآورند» و در ادامه، با طرح نمونههایی از برچسبزنی و آسیبهای خانوادگی، عملا مسیر را به سمت سرزنش خانواده پیش میبرد.
همزمان، اظهاراتی نیز مطرح میشود که بهطور غیرمستقیم جایگاه مدرسه و معلمان را زیر سوال میبرد؛ در حالی که در روایت برنامه، نقش حکومت در سرکوب خشونتبار معترضان، قتل صدها کودک و نوجوان معترض، بازداشتهای خشن و فضای امنیتی و نارضایتی عمومی جایی ندارد.
این در حالی است که معلمان در سالهای اخیر بارها در کنار دانشآموزان و مردم ایستادهاند و تلاش برای تخریب آنان، بخشی از همان انتقال تقصیر از حکومت به جامعه تلقی میشود.
از روایت زندگی شخصی تا اعتراف جلوی دوربین
پس از چیدن این بستر احساسی و خانوادگی، برنامه وارد مرحلهای میشود که عملا بازسازی رفتارهای منتسب به اعتراضات خیابانی است.
نوجوانان جلوی دوربین از حضور در تجمعات، شعار سردادن، سنگپرانی، آتش زدن سطل زباله و کندن تابلوهای خیابانها سخن میگویند.
طرح این اعترافات در تلویزیون، پیش از هر رسیدگی قضایی مستقل و بیطرفانه، اصل برائت را مخدوش میکند و میتواند مستقیما علیه خود این کودکان در روند قضایی استفاده شود.
در یکی از روایتها، نوجوانی با جزئیات از ارتباط تلگرامی با فردی ناشناس، دریافت ویدیو درباره ماده منفجره دستسازی که آن را «سهراهی» معرفی میکند، دریافت پیام برای رفتن به مکانی مشخص در تهرانپارس برای برداشتن «محموله» و دستگیری هنگام انتقال آن به محل تجمعات در دیماه سخن میگوید.
پرسشهای مجری در این بخش، به جای گفتوگوی آزاد، شکل هدایتگر و شبیه بازجویی پیدا میکند؛ از جمله وقتی میپرسد آیا او «آن آدم را اصلا ندیده بود» یا وقتی بحث «تحت نظارت بودن محموله» را پیش میکشد.
چنین چینشی، بهویژه درباره کودکان بازداشتی، نگرانیها درباره اعتراف اجباری و پروندهسازی سنگین علیه آنها را تقویت میکند.
یکی از نوجوانان نیز در میانه روایتها بهصراحت درباره تبعات برچسبزنی میگوید که در ۱۷ سالگی بد است «سابقهدار» و «تروریست شناخته» شود.
مجری در واکنش میکوشد معنای «تروریست» را به «کسانی که از جاهایی پول گرفتهاند» محدود کند، اما همین گفتوگو نشان میدهد برنامه چگونه واژگان امنیتی را وارد زندگی نوجوانان میکند و چهطور پخش عمومی آنها میتواند آسیب اجتماعی و قضایی بلندمدت ایجاد کند.
پند، خطابه و پاککردن صورتمساله اعتراض
در بخشهای پایانی، برنامه از روایت اعتراض به توصیههای فردی مانند «قانون ۱۰ ثانیه» تغییر مسیر میدهد و اعتراض اجتماعی به مسالهای فردی تقلیل داده میشود.
در ادامه نیز وقتی یکی از نوجوانان درباره حضور خود در اعتراضات میگوید «این کار را بهخاطر اقتصاد کردیم»، مجری میگوید «الان اینجوری میگویی، شعاریاش میکنی»؛ عبارتی که نشان میدهد حتی بیان انگیزههای اجتماعی و اقتصادی هم در روایت برنامه تحمل نمیشود و باید به چارچوب مطلوب مجری بازگردد.
در پایان برنامه، بخشهایی از سخنان نوجوانان درباره «آینده»، «موفق شدن»، «خدمت به کشور» و حتی آمادگی برای «جنگ با آمریکا» مطرح میشود و مجری نیز با خطابهای سیاسی تاکید میکند «دشمن اصلی ناامیدی است» و آن را «از آمریکا خطرناکتر» توصیف میکند.
این جمعبندی، چارچوب سیاسی برنامه را کامل میکند؛ روایتی که اعتراض و نارضایتی عمومی را نه نتیجه سیاستها غلط جمهوری اسلامی و سرکوب حکومتی، بلکه حاصل ناامیدی و خطای فردی معرفی میکند.
برنامه نیز با قطعاتی درباره «وطن» به پایان میرسد؛ پایانی که بیشتر به بستهبندی تبلیغاتی یک روایت امنیتی شباهت دارد تا گفتوگویی حمایتی با کودکان بازداشتی.
پخش این برنامه چند روز پس از آن انجام شد که پیمان جبلی، رییس صداوسیمای جمهوری اسلامی، از پخش اعترافات «بازداشتیهای کمسنوسال» خبر داد و تاکید کرد که رسانه «اعتراف نمیگیرد» و آنچه پخش میکند خروجی نهادهای قضایی و امنیتی است.
اخذ این اعترافات اگرچه در بازداشتگاه انجام شده، اما پخش آن از رسانه حکومتی بخشی از چرخه فشار و پروندهسازی است و به اعترافات اجباری رسمیت میدهد؛ رویهای که در موارد متعدد مبنای صدور کیفرخواست و احکام سنگین قرار گرفته و از سوی نهادهای حقوق بشری نقض آشکار دادرسی عادلانه خوانده شده است.
سازمان عفو بینالملل پیشتر از خطر اعدام دستکم ۳۰ نفر، از جمله چند کودک، در پی اعتراضات سراسری اخیر خبر داد و یونیسف نیز خواستار پایان بازداشت کودکان و دسترسی مستقل برای بررسی وضعیت آنان شده است.
همچنین انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، همراه با شماری از انجمنها و نهادهای مدنی، با انتشار بیانیهای بازداشت کودکان، پروندهسازی قضایی، اخذ و پخش اعترافات اجباری و هرگونه برخورد امنیتی با کودکان و دانشآموزان را مغایر تعهدات بینالمللی در قبال حقوق کودک دانستند و آن را محکوم کردند.
پخش این برنامه از صداوسیما ادامه روندی است که در آن بازداشتشدگان، پیش از رسیدگی مستقل قضایی، در معرض قضاوت عمومی قرار میگیرند؛ روندی که وقتی پای کودکان در میان است، پیامدهای آن میتواند جبرانناپذیر باشد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی چهارشنبه ششم اسفند درباره گمانهزنیها پیرامون کشته شدن علی خامنهای گفت که جمهوری اسلامی وابسته به افراد نیست و در آن همه افراد از طریق سازوکاری تثبیتشده جایگزین میشوند.
او که ساعاتی پیش از پرواز به ژنو برای دور دیگری از مذاکرات با استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان ویژه دونالد ترامپ رییسجمهوری آمریکا، با ایندیا تودی گفتوگو میکرد، افزود: «در رسانههای آمریکا و جاهای دیگر صحبتهایی درباره ترور رهبر مطرح شده است. اما این یک نظام است که در آن همه افراد از طریق سازوکار تثبیتشده داخلی جایگزین میشوند. هیچ چیز فرو نخواهد پاشید. نظام ما وابسته به افراد نیست، بلکه نظامی است که از سوی مردم حمایت میشود.»
در جریان جنگ ۱۲ روزه بسیاری از ارشدترین فرماندهان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی کشته شدند. اکنون در حالی که احتمال حمله نظامی آمریکا به جمهوری اسلامی افزایش یافته، بار دیگر سرنوشت علی خامنهای که گفته میشود به مخفیگاهی در زیر زمین منتقل شده، مورد توجه قرار گرفته است.
با این حال عراقچی گفت: «بنابراین اصلا نگران نیستم. همانطور که فرماندهان ارشد در میانه جنگ فورا جایگزین شدند و نظام از هم نپاشید، اگر چنین چیزی تکرار شود، نظام بدون مشکل ادامه خواهد یافت.»
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در بخش دیگری از این مصاحبه، به ایندیا تودی گفت که تهران از مواضع خود عقبنشینی نمیکند و اگر واشینگتن مسیر جنگ را انتخاب کند، پایگاههای نظامی آمریکا در سراسر خاورمیانه «اهداف مشروع» خواهند بود.
عراقچی افزود: «ما کاملا برای هر دو گزینه صلح و جنگ آمادهایم.»
او درباره مذاکرات با آمریکا گفت: «در دور قبل پیشرفتهای حاصل شد و توانستیم به نوعی درک متقابل برسیم و فکر میکنم بر اساس آن درکها میتوانیم به یک توافق برسیم. باور دارم یک توافق منصفانه، متوازن و عادلانه قابل دستیابی است.»
عراقچی در عین حال تاکید کرد که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی نیز آماده انجام وظایف خود هستند.
او گفت: «ما میدانیم چگونه از خود دفاع کنیم. این همان کاری است که در جنگ گذشته انجام دادیم و از آن جنگ درسهای زیادی گرفتیم؛ بنابراین اکنون حتی آمادهتر هستیم. این آمادگی به معنای تمایل به جنگ نیست، بلکه هدف جلوگیری از آن است. وقتی برای جنگ آماده باشید، میتوانید مانع آن شوید؛ در غیر این صورت، آن را به خانه خود دعوت کردهاید.»
عراقچی افزود باور دارد که مسیر فعلی بهترین راه برای حل مساله هستهای است و برای برنامه هستهای صلحآمیز ایران هیچ گزینه نظامی وجود ندارد.
او گفت: «اگر نگرانی یا ابهامی هست، آماده پاسخگویی و رفع آن هستیم، اما از حق خود برای استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای صرفنظر نخواهیم کرد. این خواسته ماست. بنابراین فکر میکنم پنجشنبه در ژنو امکان رسیدن به راهحلی مورد توافق که منصفانه و متوازن باشد وجود دارد.»
ساعاتی پیش از انتشار گفتوگوی عباس عراقچی با ایندیا تودی، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اعلام کرد راه برونرفت از بحران کنونی میان جمهوری اسلامی و آمریکا دستیابی به یک توافق است و اگر مذاکرات شکست بخورد، ممکن است گزینه استفاده از زور مطرح شود.
گروسی در مصاحبه با رسانه کلمبیایی «آرتیویسی» گفت ابهام کنونی در خصوص برنامه هستهای تهران از یک «مساله حساس» ناشی میشود؛ اینکه آژانس نتوانسته است پس از جنگ ۱۲ روزه، بازرسی از تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی را از سر بگیرد.
او افزود: «ذخایر اورانیوم غنیشده ممکن است در نهایت برای ساخت سلاح هستهای مورد استفاده قرار گیرند. این به معنای وجود سلاح هستهای در حال حاضر نیست، اما آن مواد وجود دارند و ما نتوانستهایم مجددا آنها را بازرسی کنیم.»
گروسی هشدار داد ممانعت جمهوری اسلامی از بازرسی آژانس «موجب عدم قطعیت میشود و عدم قطعیت میتواند به تصمیمهای بسیار جدی بینجامد».
گروسی نیز قرار است برای شرکت در دور سوم گفتوگوهای جمهوری اسلامی و آمریکا، راهی ژنو شود.
عباس عراقچی در بخش دیگری از گفتوگوی خود به سخنرانی رییسجمهوری آمریکا در کنگره در شامگاه سهشنبه پنجم اسفند واکنش نشان داد.
او در پاسخ به سوالی دراین مورد که جمهوری اسلامی در حال توسعه موشکهایی است که میتوانند به آمریکا برسند، گفت: «رییسجمهوری ترامپ همواره از اخبار جعلی شکایت کرده است. فکر میکنم متاسفانه اکنون خودش قربانی اخبار جعلی شده است. ما در حال توسعه موشکهای دوربرد نیستیم. ما عمدا برد موشکهای خود را زیر دو هزار کیلومتر نگه داشتهایم زیرا نمیخواهیم بهعنوان یک تهدید جهانی دیده شویم. این موشکها صرفا برای دفاع از خود هستند و ماهیت آنها دفاعی است. ما هیچ قصدی برای افزایش برد موشکهای خود نداریم.»
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی همچنین تاکید مجدد دونالد ترامپ بر اینکه جمهوری اسلامی در دی ماه بیش از ۳۲ هزار ایرانی را کشته است، رد کرد و گفت: « رقمی که ترامپ اعلام کرده، کاملا اشتباه است. فهرستی که ما منتشر کردهایم شامل ۳ هزار و ۱۱۷ قربانی است، که البته بسیار تاسفبار است. اسامی منتشر شدهاند و ما گفتهایم اگر کسی معتقد است تعداد بیشتر است، شواهد خود را ارائه دهد و حتی یک نام دیگر به این فهرست اضافه کند. تاکنون هیچ نامی اضافه نشده است.»
این در حالی است که سازمان حقوق بشری هرانا در گزارشی که دوشنبه پنج اسفند منتشر شد، نام بیش از هفت هزار تن از جانباختگان انقلاب ملی ایران را که تا کنون توانسته هویت آنها را احراز کند، اعلام کرد.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر پنج بهمن در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
وبسایت آکسیوس، بهنقل از یک مقام آمریکایی و دو منبع آگاه دیگر چهارشنبه هفت اسفند گزارش داد که استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رییسجمهوری ایالات متحده، سهشنبه در نشستی خصوصی اعلام کرده که آمریکا خواهان آن است که هر توافق هستهای جدید با ایران بهطور نامحدود و دائمی برقرار بماند.
دونالد ترامپ و دیگر منتقدان توافق هستهای سال ۲۰۱۵ که در دولت باراک اوباما امضا شد، «بندهای غروب» (sunset provisions) آن را یکی از اصلیترین ضعفهای توافق میدانستند؛ بندهایی که محدودیتها را پس از مدت مشخصی لغو میکرد.
ویتکاف این اظهارات را دو روز پیش از دور جدید مذاکرات هستهای بیان کرد که قرار است در ژنو برگزار شود و در آن همراه با جرد کوشنر، با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی برای سومین بار در سه هفته اخیر دیدار کند.
بر اساس توافق سال ۲۰۱۵ که ترامپ آن را لغو کرد، بیشتر محدودیتهای برنامه هستهای ایران بهتدریج بین ۸ تا ۲۵ سال پس از امضا منقضی میشد. ایران همچنین تعهد داده بود هرگز به دنبال ساخت سلاح هستهای نرود.
بهنوشته آکسیوس حذف «بندهای غروب» میتواند احتمال دستیابی به توافق جدید را تقویت کند و این امر را برای ترامپ آسانتر سازد که توافق جدید را در داخل آمریکا بهعنوان نسخهای بهتر و ارتقایافته نسبت به توافق اوباما معرفی کند.
عباس عراقچی هفته گذشته در گفتوگو با شبکه سیبیاس گفته بود جمهوری اسلامی میتواند توافقی «بهتر» امضا کند که تضمین کند برنامه هستهای این کشور «برای همیشه صلحآمیز» باقی بماند.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی نیز چهارشنبه در واکنش به سخنرانی سالانه دونالد ترامپ در کنگره تاکید کرد که جمهوری اسلامی هرگز بهدنبال ساخت سلاح هستهای نبوده، نیست و نخواهد بود.
آکسیوس در ادامه گزارش خود بهنقل از منابع آگاه نوشت که ویتکاف در جمعی از حامیان مالی آیپک (AIPAC) در واشینگتن گفته است: «ما با این پیشفرض وارد گفتوگو با ایرانیها میشویم که هیچ بند غروبی وجود ندارد. چه به توافق برسیم چه نه، پیشفرض ما این است: شما باید تا پایان عمرتان رفتار درست داشته باشید.»
او همچنین گفته مذاکرات فعلی آمریکا و جمهوری اسلامی بر موضوع هستهای متمرکز است، اما در صورت دستیابی به توافق، دولت ترامپ مایل است گفتوگوهای بعدی درباره برنامه موشکی ایران و حمایت تهران از نیروهای نیابتی منطقهای را نیز دنبال کند. به گفته او، در آن مرحله واشینگتن خواهان مشارکت دیگر کشورهای منطقه در مذاکرات خواهد شد.
ویتکاف افزوده است در مذاکرات کنونی دو موضوع کلیدی مطرح است: توانایی ایران برای غنیسازی اورانیوم و سرنوشت ذخایر فعلی اورانیوم غنیشده این کشور.
اصرار ایران بر ادامه غنیسازی در خاک خود یکی از موانع اصلی مذاکرات به شمار میرود.
مقامهای آمریکایی گفتهاند ترامپ ممکن است با «غنیسازی نمادین» در ایران موافقت کند، مشروط بر اینکه این کشور ثابت کند این روند امکان دستیابی به سلاح هستهای را فراهم نخواهد کرد.
به گفته مقامهای آمریکایی، جمهوری اسلامی تحت فشار میانجیها یعنی عمان، قطر، مصر و ترکیه قرار دارد تا برای جلوگیری از جنگ به توافقی با آمریکادست یابد. با این حال، بسیاری از مقامها در واشینگتن و منطقه نسبت به آمادگی تهران برای پذیرش شروط سختگیرانه ترامپ تردید دارند.
کاخ سفید به درخواست آکسیوس برای اظهار نظر در اینباره پاسخ نداده است.
قرار است ویتکاف و جرد کوشنر، مشاور و داماد ترامپ، پنجشنبه هشتم اسفند در ژنو با عباس عراقچی دیدار کنند تا درباره پیشنهادی تفصیلی برای توافق هستهای، که از سوی جمهوری اسلامی تدوین شده، گفتوگو کنند.
یک منبع مطلع گفته رهبری سیاسی ایران این پیشنهاد را «تایید» کرده، اما مشخص نیست که آیا این پیشنهاد پیشتر به آمریکا ارائه شده است یا نه.
عباس عراقچی شامگاه سهشنبه پنجم اسفند در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اکنون یک فرصت تاریخی در اختیار داریم تا به توافقی بیسابقه دست یابیم که نگرانیهای متقابل را برطرف ساخته و منافع مشترک را تامین کند. دستیابی به توافق در دسترس است، اما تنها در صورتی که به دیپلماسی اولویت داده شود.»
او افزود: «ایران بر مبنای تفاهمهایی که در دور پیشین شکل گرفت، با عزمی راسخ برای دستیابی به یک توافق عادلانه و منصفانه در کوتاهترین زمان ممکن، گفتوگوها با ایالات متحده را در ژنو از سر خواهد گرفت.»
عراقچی نوشت: «مواضع و باورهای بنیادین ما کاملاً روشن است: ایران تحت هیچ شرایطی هرگز به دنبال توسعه سلاح هستهای نخواهد بود؛ در عین حال ما ایرانیان هرگز از حق خود برای بهرهمندی از منافع فناوری هستهای صلحآمیز برای مردممان چشمپوشی نخواهیم کرد.»
آکسیوس در گزارش خود نوشت که دیدار ژنو احتمالا آخرین فرصت برای دستیابی به یک پیشرفت دیپلماتیک خواهد بود. پیامی که کوشنر و ویتکاف پس از این دیدار به ترامپ منتقل کنند، تاثیر قابلتوجهی بر تصمیم رییسجمهوری ایالات متحده خواهد داشت؛ اینکه مسیر مذاکرات ادامه یابد یا دستور آغاز یک کارزار نظامی علیه ایران صادر شود.
ترامپ در سخنرانی خود در کنگره در شامگاه سهشنبه گفت ترجیح میدهد راهحل دیپلماتیک پیدا شود، اما همزمان استدلالهایی برای اقدام نظامی نیز مطرح کرد.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، نیز چهارشنبه به فاکسنیوز گفت: «ما نمیتوانیم اجازه دهیم دیوانهترین و بدترین رژیم جهان به سلاح هستهای دست پیدا کند. این هدفی است که رییسجمهوری تعیین کرده است. او تلاش خواهد کرد این هدف را از راه دیپلماسی محقق کند، اما ابزارهای دیگری نیز در اختیار دارد تا مطمئن شود چنین اتفاقی نمیافتد. او نشان داده آماده استفاده از آن ابزارهاست و امیدوارم ایرانیها این موضوع را در مذاکرات فردا جدی بگیرند.»
جمهوری اسلامی امروز با یک بحران روبهرو نیست، بلکه با همزمانی چند بحران ساختاری دستبهگریبان است؛ تهدید نظامی، فروپاشی اقتصادی، فساد نهادینه، بحران مشروعیت و شکاف درونقدرت.
تجربه تاریخی نشان میدهد وقتی این عوامل همزمان فعال شوند، مساله سقوط دیگر «اگر» نیست، بلکه «چه زمانی» است؛ چرا که هر کدام از این بحرانها به تنهایی میتواند پایان را برای رژیم تهران رقم بزند.
شاید این روزها جامعه ایرانی، از دردهایی که بر آن به دست حاکمیت تحمیل شده، نگران و شتابزده برای از میان رفتن جمهوری اسلامی به هر قیمت باشد اما تحلیل آینده یک حکومت ایدئولوژیک را نمیتوان با یک متغیر توضیح داد.
تاریخ میگوید نظامهای اقتدارگرا زمانی فرو میریزند که چند ستون اصلی آنها همزمان ترک بردارد و خبر روشن این است که امروز جمهوری اسلامی در چنین نقطهای ایستاده است.
در سطح خارجی، پیامها صریحتر از همیشهاند. هیچ پرده پوشی یا دوگانهای وجود ندارد، دونالد ترامپ در سخنرانی سالانه خود در کنگره، در سهشنبه شب شش اسفند، بار دیگر به کشته شدن قاسم سلیمانی اشاره کرد و او را «پدر بمبهای کنار جادهای» خواند.
او همزمان تاکید کرد که جمهوری اسلامی هرگز نباید به سلاح هستهای دست یابد. این ترکیب، یعنی یادآوری حذف یک فرمانده ارشد و تاکید مجدد بر خط قرمز هستهای، حامل یک سیگنال راهبردی روشن است.
ایالات متحده طی ماههای اخیر حجم قابل توجهی از تجهیزات، سامانههای پدافندی و ظرفیتهای تهاجمی را به منطقه منتقل کرده است. چنین آرایشی صرفا نمادین نیست. در صورت تصمیم سیاسی، سناریو ضربه مرحلهای، از حذف فرماندهان کلیدی تا فلجسازی ساختار فرماندهی، میتواند ظرف مدت کوتاهی شاکله قدرت را از کار بیندازد.
تجربه عراق در سال ۲۰۰۳ نشان داد که در نظامهای متمرکز، حذف راس هرم میتواند کل ساختار را دچار فروپاشی عملکردی کند. با توجه به جلسه محرمانه روبیو با اعضای ارشد کنگره آمریکا درباره ایران و رهبر دموکراتهای سنا که گفته موضوع جدی است، روشن است که حمله احتمالی از رگ گردن به جمهوری اسلامی نزدیکتر است.
اما در درون هم، اقتصاد دیگر ستون پایدار قدرت نیست. تحریمهای گسترده، کاهش درآمدهای ارزی، سقوط بیسابقه ارزش پول ملی و تورمی که بسیاری آن را ساختاری میدانند، اقتصاد ایران را به وضعیت شکنندهای رسانده است.
برخی تحلیلها شرایط را حتی وخیمتر از ونزوئلا ارزیابی میکنند. به نوشته عصر ایران در دیماه سال جاری تورم ۶۰ درصد افزایش نشان داده است. اقتصاد رانتی تا زمانی دوام دارد که منابع برای توزیع رانت وجود داشته باشد. وقتی منابع تحلیل میرود، همان شبکه توزیع رانت به میدان رقابت و درگیری درونسیستمی بدل میشود. بحران مالی به بحران وفاداری تبدیل میشود و در غیاب منابع، وفاداری نیز فرو میریزد.
در چنین شرایطی، حتی حفظ حداقل کارکردهای اداری و امنیتی نیز دشوار میشود و عوامل حامی خود به دنبال حفظ خود در فردای بعد از فروپاشی خواهند بود.
به گفته اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نزدیکان علی خامنهای در حال تبدیل پول خود به رمز ارز و خروج آن از کشور هستند.
فساد ساختاری، موتور خودفرسایی قدرت است. هانا آرنت در تحلیل نظامهای توتالیتر توضیح میدهد که این نظامها برای بقا شبکههای موازی قدرت و وفاداری میسازند، اما همین شبکهها در نهایت به منبع بیاعتمادی و رقابت درونی تبدیل میشوند.
فساد گسترده تا زمانی قابلتحمل است که منابع کافی وجود داشته باشد. در شرایط کمبود، گروههای قدرت برای حفظ بقای خود به حذف یکدیگر روی میآورند. اتحاد جماهیر شوروی در سالهای پایانی نمونهای از همین فرسایش درونی بود، نظامی که از بیرون مقتدر به نظر میرسید اما از درون تهی شده بود. هنگامی که انسجام نخبگانی ترک برمیدارد، فروپاشی دیگر یک شوک ناگهانی نیست، بلکه نتیجه روندی انباشته است.
مشروعیت اجتماعی نیز به نقطه بحرانی نزدیک شده است. گزارشهای سازمانهای حقوق بشری از شمار بالای کشتهشدگان اعتراضات اخیر حکایت دارد. ترامپ به عدد ۳۲ هزار کشته اشاره کرده است، آماری که فارغ از اختلاف بر سر دقت آن، بازتابدهنده شدت سرکوب است.
تجربه فروپاشی اروپای شرقی در سال ۱۹۸۹ نشان داد که سرکوب میتواند اعتراض را موقتا خاموش کند، اما مشروعیت ازدسترفته را بازنمیگرداند. اعتراضات در ایران سرکوب شدهاند، اما کنترل نشدهاند.
اسنادی که پس از جنگ ۱۲ روزه منتشر شده و از نگرانی نسبت به وقایعی مانند دیماه ۱۴۰۴ سخن میگوید، نشان میدهد خود حاکمیت نیز احتمال گسترش اعتراضات را جدی گرفته و از پیش گزینه ماندن ولو به قیمت قتلعام را انتخاب کرده است. از سوی دیگر دانشگاهها، که همواره موتور تولید گفتمان اعتراضی بودهاند، اکنون بار دیگر در کانون تحولات قرار گرفتهاند. اظهارات صادق زیباکلام درباره بازگشت بخشی از فضای دانشگاهی به پهلوی، صرف نظر از داوری سیاسی درباره آن، نشانه یک تغییر نسلی و گفتمانی است. وقتی قشر تحصیلکرده از اصلاح درونسیستمی عبور میکند، بحران مشروعیت وارد مرحلهای عمیقتر میشود.
باید در نظر داشت در بیرون از حاکمیت نیز آرایش نیروها تغییر کرده است. سالها جمهوری اسلامی کوشیده بود اپوزیسیون را پراکنده نگه دارد. اکنون نوعی همسویی کمسابقه شکل گرفته است. شاهزاده رضا پهلوی برای بخشی از جامعه به عنوان چهرهای در دوران گذار مطرح شده، حتی در میان کسانی که الزاما هوادار سلطنت نیستند اما به ضرورت رهبری واحد برای عبور از وضعیت موجود باور دارند. تجربه لهستان در دهه ۱۹۸۰ نشان داد که اتحاد نیروهای مخالف میتواند روند فروپاشی را شتاب دهد.
در سطح منطقهای نیز ابزارهای بازدارندگی پیشین تضعیف شدهاند .پس از هفتم اکتبر، اسرائیل بخش مهمی از ظرفیت نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی را محدود کرده است. شبکهای که سالها اهرم چانهزنی منطقهای بود، اکنون با محدودیت جدی روبهروست.
در همین حال، اروپا که سیاست مدارا را دنبال میکرد، با نقش تهران در ارسال پهپادهای شاهد ۱۳۶ به روسیه در جنگ اوکراین، رویکرد خود را آرام آرام تغییر داده و همسو با یک ائتلاف علیه رژیم تهران شده است.
انزوای بینالمللی، در کنار فشار اقتصادی، حاشیه مانور نظام را به شدت کاهش داده است. حالا از نیوزیلند که ۴۰ مقام جمهوری اسلامی را منع الورود کرده است تا تروریستی خواندن سپاه توسط اتحادیه اروپا و همسویی کشورهای عرب منطقه با آمریکا در صورت حمله، جمهوری اسلامی را منزویتر از حتی از چند ماه گذشتهاش کرده است.
حکومتهای ایدئولوژیک زمانی سقوط میکنند که سه ستون آنها همزمان آسیب ببیند، کارآمدی اقتصادی، انسجام نخبگانی و مشروعیت اجتماعی.
امروز هر سه ستون جمهوری اسلامی در حال فرسایش است. حتی اگر هیچ مداخله نظامی رخ ندهد، ترکیب تورم، فساد، شکاف درونی و جامعهای که روایت رسمی را نمیپذیرد، ساختار را از درون تهی میکند.
در شرایط عادی، هر یک از این عوامل میتواند به تنهایی یک حکومت را سرنگون کند. هنگامی که این عوامل همزمان فعال شوند، فروپاشی نه یک شعار سیاسی بلکه یک روند تحلیلی میشود.
جمهوری اسلامی شاید بتواند زمان بخرد، اما منطق تحولات نشان میدهد این نظام وارد مرحله افول برگشتناپذیر شده است. پرسش دیگر این نیست که آیا تغییر رخ خواهد داد، بلکه این است که این تغییر با چه سرعت و در چه قالبی خود را نشان خواهد داد.