جمهوری اسلامی یک دانشجو را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد
قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد حکم اعدام عقیل کشاورز، دانشجوی معماری دانشگاه شاهرود، به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اجرا شد. خانواده کشاورز جمعه ۲۸ آذر در زندان ارومیه آخرین ملاقات خود را با او انجام داده بودند.
خبرگزاری میزان، رسانه وابسته به قوه قضاییه، با اعلام این خبر نوشت او صبح شنبه ۲۹ آذر و «پس از تایید حکم صادر شده در دیوان عالی کشور و طی تشریفات قانونی» اعدام شده است.
ساعاتی پیش از اعدام کشاورز، برخی رسانههای دانشجویی و حقوق بشری از افزایش نگرانیها درباره احتمال اجرای حکم اعدام او خبر دادند.
ایراناینترنشنال نیز ۲۷ آذر گزارش داد که این دانشجوی اهل اصفهان، ۲۶ آذر برای اجرای حکم اعدام به یکی از سلولهای انفرادی زندان ارومیه منتقل شده است.
همزمان شبکه حقوق بشر کردستان به نقل از «یک منبع مطلع» نوشته بود خانواده او پنجشنبه ۲۷ آذر برای «انجام آخرین ملاقات» از اصفهان فراخوانده شدند.
بر اساس این گزارش، خانواده کشاورز عصر پنجشنبه در مقابل زندان ارومیه حاضر شدند، اما به آنها اعلام شد که فرزند آنان به تهران منتقل شده است.
به گفته این منبع، آنها سرانجام ظهر جمعه موفق به انجام آخرین ملاقات شدند. او اشاره کرد: «در این ملاقات که به صورت حضوری بوده، مادر وی به دلیل فشارهای عصبی بیهوش شد.»
اطلاعاتی که ۲۷ آذر بهدست ایراناینترنشنال رسید، نشان میداد کشاورز پیشتر در خردادماه و همزمان با جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل بازداشت و از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» به اعدام محکوم شده بود.
در این حال، خبرگزاری میزان، تاریخ بازداشت کشاورز را اردیبهشت ماه اعلام کرد و بدون اشاره به روز دقیق این بازداشت نوشت که او به دست ماموران گشت حفاظت ارتش جمهوری اسلامی دستگیر شد.
پیش از این، شبکه حقوق بشر کردستان، نهاد بازداشتکننده کشاورز را سازمان اطلاعات سپاه پاسداران اعلام کرده بود.
میزان در گزارش خود کشاورز را «مامور موساد و ارتش رژیم صهیونیست» نامید و «جرم» او را «جاسوسی» به نفع اسرائیل و «ارتباط و همکاری اطلاعاتی» با این کشور و «تصویربرداری از اماکن نظامی و امنیتی» اعلام کرد.
این خبرگزاری حکومتی همچنین نوشت «اعضای خانواده وی دارای گرایشات سلطنتطلبانه بوده و عموی او نیز دارای سوابق عضویت و هواداری» از سازمان مجاهدین خلق ایران بوده است.
میزان اضافه کرد «وی در سال ۱۴۰۱ در تلگرام با یکی از گروههای وابسته» به سازمان مجاهدین خلق نیز «وارد ارتباط و همکاری شده و اقدام به ارسال تصاویر و شعارنویسیهای مدنظر مدیران گروهها کرده است».
پیش از این شبکه حقوق بشر کرستان خبر داده بود کشاورز، دانشجوی رشته معماری دانشگاه شاهرود و اهل اصفهان، پس از بازداشت «به مدت یک هفته» در بازداشتگاه سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در ارومیه «به منظور اخذ اجباری اعتراف به جاسوسی برای اسرائیل بازجویی و شکنجه شد».
بر اساس این گزارش، او سپس به زندان اوین منتقل شد و در زمان بمباران زندان اوین از سوی اسرائیل در اوین بود و پس از آن به یک بازداشتگاه دیگر انتقال یافت.
این سازمان حقوق بشری افزود: «کشاورز پس از پایان دوران بازجویی به زندان مرکزی ارومیه منتقل و در اواخر تابستان از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه به ریاست سجاد دوستی، به اتهام جاسوسی برای اسرائیل به اعدام محکوم شد.»
بر اساس این گزارش، «به دلیل تهدید بازجویان امنیتی، وی و خانوادهاش از اطلاعرسانی در این خصوص خودداری کرده بودند».
اعلام خبر اعدام کشاورز موجی از انتقادها و محکومیتها را از سوی کاربران شبکههای اجتماعی به همراه داشته است.
سازمان حقوق بشری ههنگاو ۲۸ آذر نوشت که «از آغاز سال ۲۰۲۵ میلادی تاکنون ۱۷ نفر در ایران به اتهام همکاری با اسرائیل اعدام شدهاند که ۱۵ نفر از آنها پس از آغاز جنگ ایران و اسرائیل اعدام شدهاند».
در همین ارتباط، مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کردهاند پس از جنگ ۱۲ روزه، بیش از ۷۰۰ نفر به ظن جاسوسی یا همکاری با اسرائیل بازداشت شدهاند.
پیش از این، ایراناینترنشنال در مورد اعدامشدگان به اتهام جاسوسی برای اسرائیل، از جمله روزبه وادی، دانشمند هستهای، که پس از شکنجه و نیز بازداشت مادرش وادار به اعتراف اجباری تلویزیونی شد، گزارشهایی منتشر کرده است.
وادی در دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اعدام محکوم شد که این حکم در مرداد سال جاری به اجرا درآمد.
بر اساس گزارشهای حقوق بشری، در حال حاضر علاوه بر زندانیان جرایم عمومی، حدود ۷۰ زندانی با اتهامات سیاسی در زندانهای ایران در معرض تایید یا اجرای حکم اعدام قرار دارند و بیش از ۱۰۰ نفر دیگر نیز با اتهامات مشابه، با خطر صدور حکم مرگ روبهرو هستند.
سایت اسرائیلی واینت در یادداشتی تحلیلی در مورد چشمانداز سرنگونی جمهوری اسلامی، با اشاره به بحرانهای همهجانبه، بهویژه در اقتصاد نوشت چنین تغییری در درجه اول به «عواملی خارج از کنترل اسرائیل»، و بیش از همه، «به خود مردم ایران» بستگی دارد.
واینت جمعه ۲۸ آذر نوشت در هفتههای اخیر، بار دیگر شاهد گزارشها و تفسیرهایی در مورد وخامت اوضاع داخلی ایران بودهایم. برخی از آنها تحت عنوانی آشنا منتشر شدند که در طول دهه گذشته بارها تکرار شده است: «رژیم ایران در آستانه فروپاشی است.»
در این یادداشت تحلیلی با اشاره به اینکه «شکی نیست که وضعیت جمهوری اسلامی از همیشه وخیمتر است» تاکید شده است: «نه تنها در اسرائیل، وضعیت ایران وخیم ارزیابی میشود، بلکه ایرانیان نیز همین نظر را دارند.»
واینت با استناد به «دادههای نگرانکننده» روزنامه هممیهن در مورد وضعیت اقتصاد ایران افزود تورم از مرز ۵۰ درصد عبور کرده، قیمت مواد غذایی بیش از ۶۰ درصد افزایش یافته است و حدود یک سوم از شهروندان ایران با درآمد کمتر از ۲ دلار در روز در فقر مطلق زندگی میکنند.
این سایت اضافه کرد آمار رسمی بیکاری همچنان نسبتاً پایین است، اما دلیل بزرگش این است که بسیاری از افراد بیکار از روی ناامیدی از جستجوی کار دست کشیدهاند.
واینت با اشاره به کسری بودجه بیسابقه در ایران نوشت که این مشکل، حکومت را مجبور کرد که برای اولین بار پس از سال ۲۰۱۹، قیمت بنزین را به شدت افزایش دهد.
بر اساس این گزارش، «ارزش ریال ایران به پایینترین حد خود، یعنی بیش از ۱.۳ میلیون ریال در برابر هر دلار رسیده است.»
واینت در مورد «کمبود برق و فروپاشی تقریباً کامل بخش آب» هم نوشت اینها مشکلاتی هستند که بعید است باران و برف روزهای اخیر بتواند آنها را حل کند.
«تغییر رژیم در ایران تنها از طریق تغییر در موازنه قدرت ممکن است»
این سایت با اشاره به «شباهتها» بین وضعیت جاری در ایران و شرایط اتحاد شوروی سابق تاکید کرد که هر یک از این عوامل میتواند هر لحظه اعتراضات مردمی را دوباره شعلهور کند.
واینت در ادامه به یکی از نوشتههای عباس عبدی، روزنامهنگار در ایران، در پنجم مرداد سال جاری اشاره کرد که از عبارت «مرگ خاموش» برای شرایط کنونی ایران استفاده کرده بود. عبدی در پاییز سال گذشته هم از این عبارت استفاده کرده بود.
واینت در بخشی از یادداشت تحلیلی خود نوشت که حتی اگر درباره وخامت اوضاع جمهوری اسلامی ــ اوضاعی که با بحران مزمن مشروعیت، تعمیق بحران اقتصادی و شکاف روبهگسترش میان حکومت و جامعه، بهویژه در میان نسلهای دوم و سوم پس از انقلاب اسلامی شناخته میشود ــ اختلاف نظری وجود نداشته باشد، این وضعیت لزوماً به معنای وقوع تغییر سیاسی در آیندهای نزدیک نیست.
در این یادداشت تحلیلی اشاره شده است: «تغییر رژیم در ایران تنها از طریق تغییر در موازنه قدرت بین کسانی که به دنبال تغییر انقلابی در وضع موجود سیاسی هستند و کسانی که مصمم به حفظ آن به هر قیمتی هستند، امکانپذیر است.»
طبق تحلیل واینت، تحقق چنین تغییری مستلزم مجموعهای از عوامل است؛ از جمله حضور میلیونی مردم در خیابانها، توان شکلگیری یک ائتلاف اجتماعی گسترده و فراگیر در سطح کشور، و بروز شکاف در میان نخبگان سیاسی، بهویژه در ساختارهای سرکوبگر حکومت به رهبری سپاه پاسداران.
واینت با تأکید بر اینکه «این نیروها همچنان وابسته و وفادار به رژیم هستند» نوشت: «حتی ویدیوهایی که اخیراً در شبکههای اجتماعی منتشر شده و در برخی موارد با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شدهاند و مدعی اعلام مخالفت افسران ارشد نظامی ایران با حکومتاند، دستکم در شرایط کنونی نشان نمیدهد که نیروهای امنیتی با مخالفان همسو شدهاند یا قصد دارند در صورت از سرگیری اعتراضها در آینده نزدیک، از سرکوب آنها خودداری کنند.»
«برداشتن گامهایی برای تضعیف تهدیدهای رژیم اسلامی علیه اسرائیل»
این سایت با اشاره به این موضوع که «حتی اگر بتوان فرض کرد که محرک اعتراضات مجدد که پیشبینی آن از قبل غیر ممکن است، فقط مساله زمان است»، افزود: «هیچ تضمینی وجود ندارد که نتیجه آنها با جنبشهای اعتراضی گذشته در ایران متفاوت باشد: جنبش سبز ۲۰۰۹ پس از ادعای تقلب در انتخابات، اعتراضات اواخر ۲۰۱۷ ناشی از تشدید بحران اقتصادی، اعتراضات ۲۰۱۹ به دلیل افزایش قیمت سوخت و اعتراضات ۲۰۲۲ پس از مرگ زن جوان ایرانی مهسا امینی.»
این یادداشت تحلیلی با توجه به «تهدیدات رژیم اسلامی علیه اسرائیل» نوشت: «تغییر رژیم در ایران یکی از راهحلهای ممکن و شاید ترجیحی است» و اضافه کرد: «تا زمانی که چنین تغییری رخ دهد، میتوان گامهایی برای تضعیف رژیم و کاهش هرچه بیشتر توانایی آن در ایجاد طیف وسیعی از تهدیدات برای امنیت ملی اسرائیل برداشت.»
با این حال، به نوشته واینت، در نهایت، چنین تغییری در درجه اول به «عواملی خارج از کنترل اسرائیل»، و بیش از همه، «به خود مردم ایران» بستگی دارد.
این سایت در ادامه نوشت که از آنجا که پیشبینی وقوع تغییر در جمهوری اسلامی، زمان آن، یا حتی تحولی درونساختاری مانند مرگ علی خامنهای عملاً ناممکن است، نمیتوان چنین سناریوهایی را بهعنوان «مبنای عملی برای تدوین راهبرد» در نظر گرفت.
واینت در پایان تاکید کرد: «ممکن است برخی امیدوار باشند رژیم تهران بهزودی فروبپاشد، اما آنهایی که راهبرد خود را بر امید بنا میکنند، ممکن است در نهایت با امیدهایی بیپشتوانه روبهرو شوند.»
عفو بینالملل از مقامات حکومت ایران خواست که فوراً محمود بلوچیرازی، کودک ۱۶ساله، را آزاد کنند. به گفته این سازمان حقوق بشری، او حدود دو هفته پیش به طور خودسرانه بازداشت شد و مورد شکنجه و سایر بدرفتاریها قرار گرفته است تا پدرش خود را تسلیم کند.
عفو بینالملل جمعه ۲۸ آذر در بیانیهای با اشاره به بازداشت بلوچیرازی در مدرسهاش در شهرستان نیکشهر استان سیستانوبلوچستان به دست ماموران وزارت اطلاعات در روز ۱۶ آذر نوشت: «مقامات برای چندین روز با امتناع از افشای سرنوشت و محل نگهداری او به خانوادهاش، او را در معرض ناپدید شدن اجباری قرار دادند.»
به نوشته بیانیه، محققان عفو بینالملل مطلع شدند که بازجویان، بلوچیرازی را مورد «ضربوشتم» قرار داده و او را «مجبور کردهاند که با خانوادهاش تماس بگیرد و به آنها بگوید که پدرش باید برای تضمین آزادی پسرش خود را تسلیم کند.»
این سازمان حقوق بشری اشاره کرد: «چند روز بعد، ماموران بلوچیرازی را نزد دادستانی بردند که به او دستور داد اسنادی را امضا کند که نمیتوانست آنها را بخواند یا بفهمد.»
عفو بینالملل با اشاره به محروم ماندن بلوچیرازی از دسترسی به وکیل اعلام کرد که او در بازداشتگاه نوجوانان استان کرمان، در فاصلهای حدود ۸۰۰ کیلومتر از محل سکونت خانوادهاش، نگهداری میشود. این سازمان خواستار آن شد که او در برابر شکنجه و هرگونه بدرفتاری بیشتر محافظت شود و امکان دسترسی فوری به خانواده و وکیل برایش فراهم شود.
سازمان حقوق بشری حالوش پیش از این گزارش داده بود که بازداشت بلوچیرزی، کودک ۱۶ساله بلوچ، «توسط نیروهای اداره اطلاعات استان کرمان و با یورش به مدرسه محل تحصیل او در دهستان چانف از توابع شهرستان نیکشهر» صورت گرفته است.
این سازمان افزوده بود که این بازداشت «بدون ارائه حکم قضایی» انجام شده بود.
حالوش با اشاره به این نکته که «نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی بارها از بازداشت کودکان و بستگان افراد تحت تعقیب یا مخالف، بهعنوان اهرم فشار استفاده کردهاند» نوشت این رویه در استان سیستان و بلوچستان «سابقهای طولانی دارد و همواره با نگرانی نهادهای حقوق بشری همراه بوده است.»
سایت «صدای بازداشتشدگان ایران» هم ۲۲ خرداد سال جاری نوشته بود: «حکومت ایران بهطور مکرر از فشار بر خانواده و فرزندان فعالان سیاسی و مخالفان بهعنوان ابزاری برای سرکوب استفاده میکند.»
به نوشته این سایت، «این روش در سالهای اخیر شدت یافته و با هدف وادار کردن زندانیان به همکاری یا اعترافات اجباری تلویزیونی بهکار گرفته میشود.»
سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در اظهاراتی در قاهره از مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواست در ارتباط با پرونده هستهای جمهوری اسلامی رویکردی بیطرف و غیرسیاسی را حفظ کند.
او افزود هرگونه همکاری دوباره آژانس و جمهوری اسلامی باید بر اساس شرایطی باشد که تهران آن را منصفانه میداند.
لاوروف گفت: «ما از رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، که برای ازسرگیری تماسها با تهران تلاش میکند، میخواهیم بهطور کامل به ماموریت دبیرخانه آژانس پایبند باشد.»
وزیر خارجه روسیه گفت این ماموریت شامل ماهیت بیطرفانه، بدون جانبداری و حرفهای ارزیابیها و همچنین فعالیتهای گستردهتر این سازمان است.
در پی تصویب دوباره قطعنامه حقوق بشری کانادا علیه جمهوری اسلامی در مجمع عمومی سازمان ملل، یک مقام ارشد پیشین کانادا به ایراناینترنشنال میگوید این قطعنامه نه اقدامی نمادین، بلکه بازتابی بهروز از افزایش نگرانیهای جامعه جهانی، بهویژه درباره موج فزاینده اعدامها در ایران است.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد پنجشنبه ۲۷ آذر بار دیگر قطعنامه حقوق بشری پیشنهادی کانادا علیه جمهوری اسلامی ایران را تصویب کرد؛ قطعنامهای که از سال ۲۰۰۳ تقریباً هر سال با هدف ثبت و بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران به رای گذاشته میشود. این قطعنامه در چارچوب فعالیتهای کمیته سوم مجمع عمومی، نهاد مسئول رسیدگی به مسائل حقوق بشر و اجتماعی، بررسی شد.
بر اساس نتایج رسمی رایگیری، ۷۸ کشور به این قطعنامه رای «موافق» دادند، ۲۷ کشور با آن «مخالفت» کردند و ۶۴ کشور رای «ممتنع» دادند. همچنین ۲۴ کشور عضو در رایگیری شرکت نکردند. طبق قواعد مجمع عمومی، تصویب چنین قطعنامههایی مستلزم بیشتر بودن آرای موافق از مخالف است و آرای ممتنع در نتیجه نهایی تأثیری ندارد.
کشورهایی مانند روسیه، چین، هند، پاکستان، اندونزی و عراق در شمار مخالفان قطعنامه بودند؛ کشورهایی که معمولاً با قطعنامههای حقوق بشری در مورد کشورها مخالفت میکنند یا بر اصل «عدم مداخله در امور داخلی» تاکید دارند. در مقابل، کانادا، ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، ژاپن، استرالیا، اسرائیل و شماری از کشورهای اروپایی از حامیان اصلی این قطعنامه به شمار میرفتند.
در گفتوگو با ایراناینترنشنال، باب رِی، سفیر و نماینده پیشین کانادا در سازمان ملل، تاکید کرد اهمیت این قطعنامه در «بهروز شدن سالانه آن بر اساس تحولات جدید» است. به گفته او، متن امسال توجه ویژهای به افزایش چشمگیر اعدامها در ایران دارد.
رِی با استناد به گزارشهای دریافتی از جامعه مدنی ایران گفت سطح خشونت دولتی بهطور نگرانکنندهای افزایش یافته و «از نظر شدت، قابل مقایسه با دورههای بسیار خشن ابتدای دهه ۱۹۸۰ است». او افزود که زبان قطعنامه نتیجه چانهزنیهای دیپلماتیک است و بسیاری از کشورها تنها زمانی از آن حمایت میکنند که متن با احتیاط تنظیم شده باشد. به گفته او، رای ممتنع اغلب بازتاب ملاحظات سیاسی یا نگرانی از پیامدهاست، نه لزوماً حمایت از عملکرد جمهوری اسلامی.
قطعنامههای حقوق بشری مجمع عمومی الزامآور حقوقی نیستند، اما از منظر سیاسی و بینالمللی وزن قابل توجهی دارند. جمهوری اسلامی ایران عضو چندین کنوانسیون اصلی حقوق بشری سازمان ملل است و بر این اساس متعهد به رعایت آنها است. این قطعنامهها با استناد به همان تعهدات، نقض مستمر حقوق بشر در ایران را برجسته و بر لزوم رعایت و تضمین حقوق بشر تاکید میکنند.
ریشه این ابتکار به سال ۲۰۰۳ بازمیگردد؛ زمانی که کانادا پس از «مرگ در بازداشت» زهرا کاظمی، خبرنگار و عکاس ایرانی–کانادایی، نخستین بار این قطعنامه را مطرح کرد. آن پرونده نقطه عطفی در روابط تهران و اتاوا بود و به پیگیری مستمر وضعیت حقوق بشر ایران در مجامع بینالمللی انجامید. کانادا در سال ۲۰۱۲ نیز روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع و جمهوری اسلامی را در فهرست دولتهای حامی تروریسم قرار داد.
به گفته باب رِی، هدف اصلی این قطعنامهها ایجاد تغییر فوری نیست، بلکه ثبت مستمر نقضها و حفظ فشار سیاسی بینالمللی است. او میگوید: «پیام قطعنامه روشن است؛ جهان در حال تماشا است و آنچه در ایران رخ میدهد عادیسازی نخواهد شد.»
پرونده داریوش آتشافروز، کودکمجرم محکوم به اعدام که ۱۴ سال پیش در سن ۱۷ سالگی به اتهام «قتل» بازداشت و از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شده بود، به شعبه اجرای احکام دادگاه كیفری بهبهان ارجاع داده شد.
رضا شفاخواه، وکیل دادگستری، جمعه ۲۸ آذر با اشاره به دریافت پیامک «واصل شدن» پرونده این زندانی در شعبه اجرای دادگاه كيفری بهبهان، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «زنگ خطر رسما به صدا درآمد. داریوش زیر ۱۸ سال ناخواسته مرتکب قتل شده و حالا پس از ۱۴ سال در معرض اجرای حکم قصاص است. تا دیر نشده به داد برسید.»
او نهم آذر نیز خطاب به غلامحسین محسنیاژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، و «مسئولین ستاد ملی صبر خیرین، و مصلحین و مددکاران اجتماعی» نوشته بود موکلش که به مدت ۱۴سال است که درحبس و زندان بهسر میبرد برای بار دوم حکم قصاص او تائید شده و «باخطر بسیار شدید» اجرای حکم اعدام مواجه است.
«دادبان»، مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنشگران، ۱۵ آذر در مورد آتشافروز نوشت او متهم است که در مهر ۱۳۹۰، زمانی که تنها ۱۷ سال سن داشته، مردی ۳۴ ساله را در روستای کوشک در بهبهان به قتل رسانده است.
دادبان بر اساس «اطلاعات دریافتی» از جمله شهادت آتشافروز در دادگاه و محتوای پرونده او افزود: «داریوش در زمان وقوع قتل، به شدت تحت فشار روانی و آزار و اذیتهای جنسی و روحی مقتول قرار داشته و در نتیجه این فشارها و در شرایط دفاع از خود اقدام به درگیری با مقتول کرده است.»
بر پایه آمار منتشر شده توسط مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از ۱۰ اکتبر ۲۰۲۴ تا هشتم اکتبر ۲۰۲۵ دستکم ۱۵۳۷ نفر در ایران اعدام شدهاند که هویت ۴۹ زن در میان آنها تایید شده است. از این میان، سه نفر در زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال سن داشتهاند.
اعدام افراد زیر ۱۸ سال در زمان وقوع جرم، نقض آشکار تعهدات بینالمللی جمهوری اسلامی از جمله کنوانسیون حقوق کودک است که ایران نیز از امضاکنندگان آن محسوب میشود.
در همین ارتباط، شیرین عبادی هشتم خرداد سال جاری در نامهای به رییس صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) در مورد «اهمال این سازمان در انجام وظایفش در ایران» نوشت: «شعبه آن سازمان در ایران سالها است که فعالیت میکند اما به جهاتی که بر من و سایر هموطنانم مشخص نیست، اقدامی موثر در جهت انجام وظیقه قانونی خود به عمل نمیآورد.»
عبادی در این خصوص به مواردی از جمله اعتراض نکردن «به اعدام مجرمین زیر ۱۸ سال که بارها به این سازمان گزارش شده، تا بیتوجهی به بهداشت و آموزش کودکان و محتوای کتب آموزشی» اشاره کرده و نوشته بود: «مواردی که یونیسف در ایران باید به آنها اعتراض میکرد، فراوان است. اما فقط شاهد سکوت آن سازمان هستیم.»