معاریو: اگر جمهوری اسلامی «تسلیم کامل» را نپذیرد، آمریکا حمله میکند
روزنامه معاریو گزارش داد هرچند ایالات متحده و جمهوری اسلامی قرار است طی روزهای آینده در استانبول مذاکره کنند، اما اگر تهران در برابر خواستههای واشینگتن «بهطور کامل تسلیم نشود»، آمریکا دست به اقدام نظامی خواهد زد.
این روزنامه اسرائیلی سهشنبه ۱۴ بهمن نوشت دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، «با چماقی بزرگ وارد صحنه شده» و آمریکاییها با توان نظامی چشمگیری پیرامون ایران آرایش گرفتهاند: اسکادرانهای هوایی، بمبافکنها، ناوهای هواپیمابر، ناوشکنها، زیردریاییها، سامانههای پدافندی و تجهیزات دیگر.
معاریو تحویل اورانیوم غنیشده، لغو کامل برنامه هستهای، توقف برنامه موشکهای بالستیک، و قطع تامین مالی و تسلیحاتی نیروهای نیابتی در یمن، عراق، سوریه، لبنان و غزه را بهعنوان شروط واشینگتن در مذاکرات با تهران مطرح کرد و افزود پرسش اصلی این است که آیا جمهوری اسلامی حاضر خواهد شد از اصول خود عقبنشینی کند و تسلیم کامل را بپذیرد یا نه.
این روزنامه پذیرش این شروط از سوی حکومت ایران را بعید ارزیابی کرد و هشدار داد جمهوری اسلامی حتی در شرایط کنونی نیز مبالغ چشمگیری را برای تامین تسلیحات به حزبالله لبنان منتقل میکند.
پایگاه خبری اکسیوس پیشتر گزارش داد استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا و عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، قرار است جمعه ۱۷ بهمن در استانبول دیدار کنند.
۱۳ بهمن، پایگاه خبری واینت با اشاره به هماهنگیها برای مذاکرات استانبول نوشت طبق ارزیابی اسرائیل، ترامپ در حال ایجاد «مشروعیت سیاسی» جهت اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی است.
بر اساس این گزارش، اگر مذاکرات با تهران به نتیجه نرسد، ترامپ مسئولیت وضعیت موجود را متوجه مقامهای جمهوری اسلامی خواهد کرد.
وبسایت واینت با اشاره به مذاکره آتی تهران و واشینگتن گزارش داد در اسرائیل بر این باورند دونالد ترامپ عملا در حال تکمیل مشروعیت سیاسی است تا زمینه لازم برای مشروعیت اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی را فراهم کند. واینت نوشت بازه زمانی روشن نیست، اما صحبت از هفتههاست، نه بیشتر.
بر اساس این گزارش، ارزیابی در اسرائیل این است که اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، ترامپ خواهد گفت که گفتوگوها را تا نهایت پیش برده و مقامهای جمهوری اسلامی سرسخت بودهاند و بنابراین چارهای جز «آموختن درس» از راه سخت باقی نمانده است.
این برداشت، به گفته واینت، از اعزام یک «ناوگان عظیم نظامی» به منطقه گرفته میشود که با هزینه دهها میلیارد دلار انجام شده است.
واینت نوشت ارزیابی غالب در اسرائیل این است که ترامپ میخواهد کانال مذاکرات را تا نهایت ادامه دهد، اما همزمان در صورتی که حکومت ایران شروط او را نپذیرد، مصمم به وارد کردن ضربه است و در همین راستا به تقویت توان نظامی آمریکا ادامه میدهد.
برآورد دیگری در اورشلیم حاکی است که ترامپ هنوز تصمیم نهایی برای صدور دستور حمله را نگرفته است. به نوشته واینت، آمریکاییها در این فاصله به انباشت نیرو در منطقه و افزایش سطح آمادگی ادامه میدهند.
واشینگتنپست به نقل از منابع آگاه گزارش داد در مذاکرات آتی عباس عراقچی و استیو ویتکاف در استانبول، وزیران امور خارجه شش کشور منطقه و جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، نیز حضور خواهند داشت.
این روزنامه سهشنبه ۱۴ بهمن نوشت چشمانداز حضور وزیران خارجه منطقه میتواند زمینه را برای آغاز گفتوگوهای مستقیم میان نمایندگان آمریکا و ایران فراهم کند.
یک مقام منطقهای در همین رابطه به واشینگتنپست گفت وزیران خارجه ترکیه، قطر، مصر، عربستان سعودی، عمان و پاکستان به همراه کوشنر در مذاکرات استانبول شرکت خواهند کرد.
کوشنر پیشتر نیز در مذاکرات مربوط به جنگ اوکراین و مناقشه غزه، ویتکاف را همراهی کرده بود.
پایگاه خبری اکسیوس پیشتر گزارش داد ویتکاف و عراقچی قرار است جمعه ۱۷ بهمن در استانبول دیدار کنند.
با این حال، یک مقام آمریکایی در مصاحبه با واشینگتنپست گفت «کارهای زیادی» پیش از قطعی شدن نشست استانبول باقی مانده است.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، ۱۴ بهمن با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، از موافقت خود با مذاکره «عادلانه و منصفانه» با ایالات متحده خبر داد.
پزشکیان گفت: «با توجه به درخواست دولتهای دوست در منطقه برای پاسخ به پیشنهاد رییسجمهور آمریکا جهت مذاکره، به وزیر خارجه دستور دادم در صورت وجود فضای مناسب و عاری از تهدید و به دور از توقعات بیمنطق، زمینه مذاکره عادلانه و منصفانه بر اساس اصل عزت، حکمت و مصلحت را در چارچوب منافع ملی فراهم سازد.»
تلاش میانجیگران برای محدود شدن مذاکرات استانبول به پرونده هستهای
واشینگتنپست در ادامه به نقل از دو مقام منطقهای نوشت ترکیه و کشورهای عربی میکوشند مذاکرات استانبول به پرونده هستهای جمهوری اسلامی محدود بماند تا نظر مثبت تهران جلب شود.
یکی از آنها گفت: «اگر این گفتوگوها انجام شود، تمرکز آنها بر برنامه هستهای ایران باقی میماند. سپس تلاش میکنیم راههای خلاقانهای برای رسیدگی به خواستههای غیرهستهای واشینگتن پیدا کنیم.»
۱۳ بهمن، خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد تهران آماده است در مذاکرات با واشینگتن، بر سر موضوع مناقشهبرانگیز غنیسازی اورانیوم «انعطاف» نشان دهد، از جمله از طریق «تحویل ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا و پذیرش غنیسازی صفر در قالب یک سازوکار کنسرسیومی».
با این حال، شماری از مقامهای جمهوری اسلامی، از جمله علی باقری، معاون سیاست خارجی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، تاکید کردند جمهوری اسلامی برنامهای برای انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده خود به خارج از کشور ندارد.
رویترز پیشتر گزارش داده بود دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با تکرار شروط سهگانه خود برای مذاکره با تهران تاکید کرده جمهوری اسلامی باید غنیسازی اورانیوم را بهطور کامل کنار بگذارد، به حمایت از نیروهای نیابتی خود پایان دهد و محدود شدن برنامه موشکیاش را بپذیرد.
ترامپ ۱۳ بهمن با اشاره به گفتوگوهای تهران و واشینگتن گفت: «دوست دارم توافقی از راه مذاکره به دست بیاید. نمیدانم آیا این اتفاق خواهد افتاد یا نه... در حال حاضر داریم با آنها صحبت میکنیم. اگر بتوانیم به راهحلی برسیم، عالی میشود. و اگر نتوانیم، احتمالا اتفاقات بدی رخ خواهد داد.»
پیش از جنگ ۱۲ روزه، پنج دور مذاکرات هستهای غیرمستقیم میان تهران و واشینگتن برگزار شد، اما با تاکید مقامهای جمهوری اسلامی بر ادامه غنیسازی در خاک ایران، گفتوگوها به بنبست رسید.
ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژههایش دریچهای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.
بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشتهشده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیمهای استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.
۵۶ درصد از ورزشکاران کشتهشدهای که هویتشان شناسایی شده، در ورزشهای رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیکبوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.
۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناختهشده به شمار میآمدند.
این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامهریزی بلندمدتاند.
اعداد به ما چه میگویند؟
پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی میکند.
بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیتها. بدنی که گواهی میدهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.
حالا اعداد معنا پیدا میکنند: ۵۲ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناساییشده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشتههای رزمی و قدرتی فعال بودند.
تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشتهشده منتشر میشود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندامهای ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بیپایان به عبور از محدودیتها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.
نانسی شپر-هیوز، انسانشناس آمریکایی که بخش عمدهای از کارهایش بر انسانشناسیِ بدن، خشونت، نسلکُشی و جوخههای مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، بهویژه از سوی نظامهای اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.
در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدنهای نحیف و ناتوانشده از فقرِ شهروندان گمنام.
افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» میداند. جمهوری اسلامی با کشتن دهها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقلاند، پیامی نمادین به جامعه ارسال میکند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.
خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود
علیرضا نجاتی، ملیپوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمدهایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حقکشی، زورگویی و ...»
پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفتهای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.
پس از آن، ایرانوایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دستنشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتیگیران ملیپوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».
دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پروندههای فساد مالی گسترده در دوران نمایندگیاش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.
او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفتوگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیتهایی برای کشتیگیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچههای تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهارنظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را میفهمم. من قضیهام فرق دارد ولی بچهها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهارنظر کنید.»
پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقههای انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارتخانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»
ورزش در تسخیر نظامیان
فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهرههای شناختهشده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوبترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.
آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلکریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانهها از جمله ایراناینترنشنال قرار داد که نشان میداد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچگاه در برابر نظام، علی خامنهای و منویات او قرار نخواهد گرفت.
فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت میکند.
غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازیهای پاراآسیایی هانگژو
کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسرویوفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنهای است.
احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنهای نزدیک است، به دیدار او میرود و به دوستی با آقازادهها و همراهیشان در راهپیمایی اربعین افتخار میکند.
هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.
دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیتالمقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانهای شد.
یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگکننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستادهاند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.
از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتیسازی ورزش
این انتصابها و انتخابها نهتنها تصادفی نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظاممند از یک الگوی حکمرانی امنیتیاند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ بهتدریج در ورزش ایران نهادینه شد.
از آن زمان، همزمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران بهتدریج وارد فرآیند «امنیتیسازی» شد.
فدراسیونها و باشگاهها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزههایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهرههای اثرگذار تبدیل شدند.
حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیونها و باشگاههای پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکلگیری شبکههای غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشاندهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.
تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه میگذارد.
میثم مهری، که به نظر میرسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارشهایی از روابط نزدیک او با تاج، خسرویوفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.
مطالعهای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را اینطور توصیف میکند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاهها و فدراسیونهای مهم، نهتنها سودهای اقتصادی عظیمی بهدست میآورد - که میتواند در فعالیتهای اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایهگذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویتهای نهادی خود شکل میدهد: محافظهکاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بیچونوچرای شهروندان.»
در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، بهویژه ورزشهای رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «بهطور مشخص، فدراسیونهای هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت میکنند، از جمله جودو و کیکجیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگانهای ویژه سپاه تبدیل شدهاند؛ یگانهایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمانیافته است.»
اعمال کنترل و خشونت در دستورالعملهای ابلاغی
خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخهای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاهها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.
در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوءرفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذیصلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیتدار» قابل رسیدگی است.
این بند از دستورالعمل که هماکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاهها میخواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذیصلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیتدار است.»
به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارشهایی که از فدراسیون دستنشانده حاکمیت دریافت میکند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذیصلاح» به «مراجع صلاحیتدار» بسپرد.
منظور از مراجع صلاحیتدار در این بند، نهادهایی جز کمیته انضباطی باشگاه و فدراسیون است و میتوان به شکلهای مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.
دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت
این تلاش سازمانیافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پییر بوردیو، جامعهشناس فرانسوی، بهتر درک میشود.
بوردیو جامعه را متشکل از «میدان»هایی نسبتا مستقل میداند که هر کدام قواعد، سلسلهمراتب و سرمایه خاص خود را دارند.
بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگیهای جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین میکنند، و مشروعیت بر موفقیتهای ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.
در این میدان، ورزشکار میتواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.
با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش بهتدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعهای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی بهدست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دستنشانده، به نفع قدرت مسلط تغییر میکند.
وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیونها، کمیتههای ورزشی و باشگاهها را به دست میگیرند و انتخابات فدراسیونها را مهندسی میکنند، در واقع میگویند که سرمایه مشروع در میدان تازهای که ساختهایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدالها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.
در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی ورزشکار مستقل، تهدیدی تحملناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی میشود؛ پس باید بیاعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.
در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.
مدیریت ترس، کنترل مرگ
سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگیاش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.
بدن ورزیده اما بیجانشده ماهان بهشرطی به خانوادهاش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.
این خشونت عریان که تا لحظه دفن بدنِ سیاسیشده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، بهویژه آنها که در سطح محلی شناختهشدهترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندامشان تجسم صریحتری از «قدرت» است، تصادفی نیست.
این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سالها تدارک و برنامهریزی امنیتی گامبهگام و حسابشده برای هشدار به جامعه.
در جریان انقلاب ملی ایرانیان، نوجوانان بسیاری، همراه با دوستان و خانوادههایشان یا به تنهایی، به خیابان رفتند تا فریاد اعتراض خود را برای براندازی جمهوری اسلامی به گوش جهان برسانند.
این حضور اما با قتل عام از سوی جمهوری اسلامی پاسخ داده شد.
بر اساس گزارش تازه روزنامه والاستریتژورنال درباره تشدید سرکوب معترضان در ایران، نیروهای امنیتی جمهوری بارها از شلیک مستقیم و «تیر خلاص» علیه بازداشتشدگان، از جمله نوجوانان، استفاده کردهاند.
هنوز آماری از تعداد نوجوانان و دانشآموزان کشته شده در انقلاب ملی ایرانیان وجود ندارد، اما بر اساس روایتهای منتشر شده از سوی خانواده کشتهشدگان، بسیاری از افرادی که از سوی جمهوری اسلامی هدف مستقیم شلیک تیر جنگی قرار گرفتند، نوجوانانی بودند که در عرصههای مختلف ورزشی، علمی، فرهنگی و هنری نخبه محسوب میشدند و قرار بود بعد از آزادی ایران، کشورشان را که جمهوری اسلامی ویران کرده، با هم بسازند.
اعتراف مقامات جمهوری اسلامی به قتل نوجوانان معترض
براساس آنچه شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بزرگترین کشتار خیابانی مردم در تاریخ ایران در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر کشته شدهاند.
بهروایت فیلمها و تصاویر منتشر شده، بسیاری از جانباختگان از نسل زد و نوجوانان هستند. بر اساس گزارشهای منتشر شده، بخشی از نوجوانان معترض در خیابان با تیر جنگی یا ساچمه زخمی شدند و در بیمارستان و یا بازداشتگاه با تیر خلاص به قتل رسیدند.
بخشی از آنها نیز بازداشت شدند و بیآنکه به بازداشتگاه منتقل شوند، به قتل رسیدند و پیکر بیجانشان در پزشکی قانونی شهرهای مختلف ایران پیدا شد.
رییس کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی ۱۰ بهمن بازداشت دانشآموزان را تایید کرد و علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش نیز گفت در جریان اعتراضات تعدادی از دانشآموزان و فرهنگیان کشته شدند اما از دادن آماری دقیق خودداری کرد.
روایتها و مصاحبههایی که این گزارش براساس آنها نوشته شده، نشان میدهد جمهوری اسلامی در مواجهه با این نسل معترض، که نام شاهزاده رضا پهلوی را بهعنوان رهبر خود در خیابان فریاد میزنند، از خیابان و بیمارستان تا مدرسه و بازداشتگاه، الگویی گسترده و هماهنگ از سرکوب و کشتار را به کار گرفته است.
تهدید و فراری شدن از مدرسه و خانه پس از تهدید به لیدری اعتراضات
اشکان، نوجوان ۱۶ ساله که به گفته خودش با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و برای آزادی ایران از روزهای اول اعتراضات در تهرانپارس حضور داشته و ۱۸ و ۱۹ دی ماه هم به خیابان رفته، به ایراناینترنشنال گفت جمعه شب ماموران سرکوبگر به او و دوستانش در تهرانپارس حمله کردند و به صورت او ۱۲ ساچمه خورد، اما توانست فرار کند.
او افزود مدتی پیش بهدلیل فعالیت در فضای مجازی به دادسرای تهران احضار شده بود و پرونده دارد، به همین دلیل خیلی زود شناساییاش کردند و به خانهشان هجوم بردند.
او گفت: «همان شب به خانه چهار نفر از دوستانم و خانوادههایشان حمله و آنها را بازداشت کردند.»
اشکان از تماس نهادهای امنیتی با تلفن همراهش نیز خبر داد: «آنها در این چند روز که فراری هستم، بارها با شماره مخفی با من تماس گرفتند و من جواب ندادم.»
به گفته اشکان، ماموران حکومت به خانه اقوام او نیز رفته و آنها را بازداشت کردهاند.
درس و زندگی را رها کردم و فراری شدم
سرکوب معترضان برای بسیاری از نوجوانانی که در حال تحصیل و درس خواندن بودند منجر به دربهدری و آوارگی شد، چون برای نجات جانشان مجبور به فرار از خانه و زندگیشان شدند.
یکی از اقوام اشکان که وکیل است، در تماس با او گفته برای او، دوستان و خانوادهشان در دادسرا پرونده «گروهک تروریستی» تشکیل دادهاند و دنبالش میگردند تا او را بهعنوان لیدر معرفی کنند.
اشکان با اشاره به بازداشت معترضانی که در بازداشتگاه و بیمارستان با تیر خلاص کشته شدند، به ایراناینترنشنال گفت: «دیگر حتی برای درمان ساچمههای صورتم هم نرفتم و فعلا فراری هستم.»
اشکان در سن کم و در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» نیز به خیابان رفته بود و بازداشت شده بود، به همین دلیل خیلی راحت اطلاعات او را داشتند و خانواده و دوستانش را بازداشت کردند.
قتل یک دانشآموزان مقابل دانشآموزی دیگر
جمهوری اسلامی در کشتار و قتل عام گسترده معترضان از بازداشتگاهها نیز برای شلیک تیر خلاص به معترضان کودک و نوجوان نیز استفاده کرد.
روایت سنا، دانشآموز ۱۶ سالهای که شب ۱۸ دیماه بازداشت و پس از گرفتن اعتراف اجباری آزاد شده، تصویری از این قتل عام بهدست میدهد.
او در شب ۱۸ دی در یکی از شهرهای غربی ایران بازداشت شد و بعد از گرفتن اعتراف اجباری و تهدید به قتل در صورت حضور دوباره در خیابان با وثیقه میلیاردی از زندان آزاد شد.
سنا در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت قبل از اعتراضات نیز بهدلیل انتشار عکس رضا شاه و شهبانو فرح پهلوی در صفحه اینستاگرامش به دادسرا احضار و تهدید شده بود که باید همه عکسهایش را پاک کند، اما او این کار را نکرده بود و برای مجازات، خط تلفنش را از کار انداخته بودند و برایش ابلاغیه دوباره فرستاده بودند.
رییس بازداشتگاه به دختر نوجوان زخمی تیر خلاص زد
وزیر دادگستری جمهوری اسلامی در گفتوگو با رسانهها گفته است دانشآموزان بازداشتی بعد از تکمیل تحقیقات آزاد میشوند، اما شواهد و روایات مختلف نشان میدهد دانشآموزان نه تنها تحت شدیدترین شکنجهها قرار میگیرند بلکه تعدادی از آنها بعد از آزادی دست به خودکشی میزنند.
سنا، دانشآموز ۱۶ ساله، درباره روایت شب هولناکش در بازداشتگاه یکی از شهرهای غربی ایران به ایراناینترنشنال گفت که بعد از بازداشت وحشیانهاش در ۱۸ دی، چشمهایش را بستند و او را به بازداشتگاه بردند.
او همراه با تعدادی دیگر از زنان و دختران دیگر با سر و صورت خونین و ساچمه خورده در اتاق زندانی شدند.
پس از آن، رییس بازداشتگاه دستور داد سنا را به همراه دختر نوجوان حدودا ۱۵ ساله دیگری که از ناحیه پا تیر خورده بود و از درد گریه میکرد به اتاقی جدا منتقل کردند.
او گفت: «خون این دختر وقتی راه میرفت روی موزاییکها میریخت و من این را از زیر چشمبند میدیدم تا اینکه به اتاق رییس بازداشتگاه رفتیم. او همان اول به من و او گفت: «به شاهزاده بگو بیاد نجاتتان بده، برای چی از خانه آمدی بیرون؟ حقت است که تو را اینجا بکشیم.»
منتظر بودم رییس بازداشتگاه به من هم تیر خلاص بزند
این اولین باری نیست که نوجوانان و جوانان ایرانی برای بازپسگیری ایران به خیابان میشتابند تا از شر مافیای دینی جمهوری اسلامی که همه سرمایه آینده آنها را برای سرکوبشان خرج میکند، خلاص شوند.
در ادامه همین الگوی تکرارشونده سرکوب، سنا، روایت کرد که چگونه رییس بازداشتگاه، مقابل چشم او به پشت دختری نوجوان که از درد پای تیرخوردهاش گریه میکرد، تیر خلاص زد.
او گفت: «گلولهای که رئیس بازداشتگاه شلیک کرد صدای بلندی نداشت، من فکر کردم که در حال تهدید ما هستند، باورم نمیشد او را بکشد، شلیک صدای بلندی نداد، یک صدای کوچک آمد و بعد از قطع شدن صدای ناله دختر و افتادن او روی زمین و جاری شدن خون فهمیدم او کشته شد.»
سنا ادامه داد که بعد از دیدن این جنایت بیاختیار شروع به فریاد زدن کرده و منتظر بوده تا او را هم به قتل برسانند.
او گفت: «چشمهایم را بسته بودم و منتظر بودم رییس بازداشتگاه به سمتم شلیک کند، اما او من را در کنار پیکر این دختر رها کرد.»
سنا ادامه داد که تا ساعتها در کنار پیکر بیجان این دختر نوجوان لرزیده و بهدلیل افت فشار خون دچار تشنج شده و در حالتی نزدیک به مرگ و سکته بوده است.
این دختر نوجوان دو روز بعد از اینکه با وثیقه میلیونی یکی از آشناهایشان از زندان آزاد شد، یک پیج خصوصی در اینستاگرام باز کرده است و همچنان عکسهایی از خاندان پهلوی منتشر میکند.
او به ایراناینترنشنال گفت: « مجبوریم ادامه بدهیم، این باید آخرین باری باشد که جمهوری اسلامی دوستان و خانواده ما را میکشد، ما باید خودمان و ایران را نجات دهیم.»
رضا شاه را میشناسی؟
در یکی از ویدیوهای اعترافهای اجباری نوجوانان که از سوی رسانهها و سایتهای حکومتی منتشر شده، بازجو از یک نوجوان پسر بازداشتی که چشمهایش با ماسکی سفید پوشانده شده است میپرسد: «رضا شاه را میشناسی؟» نوجوان در پاسخ میگوید: «جاوید است.»
بازجو بار دیگر سوال را تکرار میکند و میپرسد آیا رضا شاه را میشناسی یا نه. نوجوان بدون تغییر پاسخ، همان جمله را تکرار میکند.
این ویدیو، نمونهای از شکنجه روانی برای اعترافگیری اجباری از نوجوانان بازداشتشده از سوی بازجویان جمهوری اسلامی است.
اول گفتند که او را کشتهاند و بعد با ۴۰۰ میلیون رشوه آزاد شد
برادر یک نوجوان ۱۷ ساله به نام آریا که در شامگاه ۱۹ دیماه در ساری بازداشت شد، به ایراناینترنشنال گفت ماموران سرکوبگر بعد از تیراندازی گسترده به تجمع اعتراضی مردم با گلولههای جنگی و ساچمهای، برادر زخمیاش را که از ناحیه گردن و شانه ساچمه خورده بود، همراه با دیگر معترضان بازداشت کردند.
او گفت خانواده آنها دو هفته از برادرش خبری نداشتند و تمام بازداشتگاههای ساری و شهرهای اطراف را گشتند، اما هیچ اثری از او پیدا نکردند.
او اشاره کرد: «ماموران در زندان ساری به پدرم گفتند که هیچ اسمی از برادرم وجود ندارد و ممکن است او کشته شده باشد، ما بعد از دیدن آمار بالای کشته شدگان، خودمان را برای هر خبری آماده کرده بودیم که یکی از آشنایان با تماس گرفت و گفت میتوانند آریا را با وثیقه میلیاردی و ۴۰۰ میلیون رشوه آزاد کنند.»
برادر این نوجوان با اشاره به اینکه که ماموران حکومتی برای تحویل برادرش بهجای آدرس یک بازداشتگاه، آدرس یک خانه ویلایی بزرگ در اطراف شهر را به آنها دادند، گفت: «ساعتها ما را با خبر کشته شدن آریا شکنجه کردند و در نهایت او با صورتی زخمی که هیچ شباهتی به چهره خودش نداشت آزاد شد.»
برادر ۱۷ سالهام را تهدید به اعدام کردند و او تا خودکشی رفت
آنچه بر آریا گذشته، شکنجهای است که هدفش پروندهسازی برای به زندان انداختن او و دادن حکمهای سنگینی چون اعدام است.
برادر او به ایراناینترنشنال گفت او را در روز سوم بازداشت مقابل دوربین اعتراف اجباری نشاندهاند و مجبورش کردهاند بگوید با خودش «کوکتل مولوتوف» داشته، در حالی که او در کولهپشتیاش فقط شیشههای آب معدنی و تعدادی ماسک همراه برده بود.
بازجویان پس از ضبط اعتراف اجباری به این نوجوان گفتند باید به اتاقی جدا برود، چون قرار است فردا صبح او را اعدام کنند.
بهگفته برادر آریا، او بعد از این تهدید بازجو از حال رفته و چند ساعت بعد که به هوش آمده، هماتاقیهایش را دیده که بالای سرش نشستهاند.
به گفته برادر این نوجوان، میزان تحقیر در جریان ضبط اعتراف اجباری به حدی بوده که او ترجیح میداده همانجا جانش را بگیرند تا این اعترافگیری ادامه پیدا نکند.
مقابل دوربین لباسهایم را در آوردند و بعد از اعتراف اجباری در حد مرگ کتکم زدند
در جریان انقلاب ملی ایرانیان، بازجویان جمهوری اسلامی در ساختمانهایی که از آنها بهعنوان بازداشتگاه غیررسمی استفاده میشود و در آن دوربین وجود ندارد، به معترضان بهویژه دختران و پسران نوجوان در هنگام بازجویی تعرض و تجاوز کردند.
این رویهای است که جمهوری اسلامی سالهاست در برخورد با معترضان بازداشتشده به کار میبرد.
روایت ستاره، دانشآموز ۱۶ سالهای که شب ۱۹ دی در مشهد بازداشت شد، از استفاده سازمانیافته از شکنجه و تهدید جنسی برای اعترافهای اجباری پرده برمیدارد.
این دختر ۱۶ ساله در گفتوگو با ایراناینترنشنال از بازداشت خودش در اعتراضات ۱۸ دی خبر داد و تاکید کرد: «بعد از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی همراه با مادر و خواهر و خواهرزادهام به خیابان رفتیم و همراه با جمعیت در حال شعار دادن بودیم که ناگهان نیروهای سرکوبگر حمله کردند. در حین فرار از خانواده ام جدا شدم و در حال دویدن به سمت کوچهای بودم که متوجه شدم تکتیراندازها از بالای ساختمان مسجدی در حال تیراندازی هستند. مردم یکی یکی در هنگام فرار بر زمین میافتادند.»
این دختر نوجوان به پسری اشاره کرد که در حال فرار بود و سعی کرد تا او را به نقطهای امن برساند، اما تکتیراندازها با شلیک گلوله او را کشتند.
او گفت: «با ناباوری، بیحرکت بالای سرش ایستاده بودم تا اینکه چند مامور لباس شخصی از ون پیاده شدند و من را کتک زدند و مجبورم کردند وارد ماشینشان شوم.»
او گفت ماموران در ماشین چشمهایش را بستند و بارها به قصد تعرض به بدنش حمله کردند. وقتی ستاره را به گفته خودش به خانه امن سپاه بردند، او را مجبور کردند که بگوید با آن پسر رابطه جنسی داشته است.
اعترافگیری اجباری زیر تهدید و آزار جنسی
روایت ستاره به آزار جنسی برای گرفتن اعتراف اجباری اشاره دارد. او به ایراناینترنشنال گفت: «بازجو در حالی که چشمهایم بسته بود پشت سرم آمد و گفت که درباره لحظات خلوتم با آن پسر به او بگویم. به او گفتم من آن پسر را نمیشناختم.»
ستاره در ادامه صحبتهایش درباره آزار جنسی بازجو گفت: «در سکوت دیدم که او دستش را روی شانه و بعد سینهام گذاشت و تهدید کرد که ما او را کشتیم، تو و خانوادهات را هم میکشیم، بهتر است بگویی که از کجا آمدهای و «لیدر» تو چه کسی بوده است.»
ستاره تعریف کرد که فردای آن روز او را به اتاقی بردهاند و مجبورش کردهاند مقابل دوربین اعتراف اجباری بگوید آن پسر لیدر یک گروه بوده و قرار بوده که با همدیگر ماشینها را آتش بزنند، در حالی که او همراه با مادر و خواهرش به خیابان رفته بود تا حقش برای آزادی ایران را فریاد بزند.
مبارزه نسلی که میخواهد ایران را جایی برای زندگی کند
روایتهای این گزارش نشان میدهد جمهوری اسلامی در برابر نسلی ایستاده است که آزادی را نه در اصلاح و پوستاندازی، بلکه در براندازی جمهوری اسلامی میبیند؛ نسلی که بسیاری از نوجوانان آن، در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به خیابان آمدند و رهبری او را بهعنوان نماد عبور از جمهوری اسلامی و رسیدن به ایران آزاد در دوران گذار فریاد زدند.
برای این نسل، نام او صرفا یک نام سیاسی نیست، بلکه تصویر آیندهای است که در آن مدرسه، خیابان و زندگی جایی برای زندگی، پیشرفت و شادی باشد.
واشینگتنپست به نقل از یک مقام منطقهای که در تلاشها برای برگزاری نشست عراقچی و ویتکاف نقش دارد، نوشت وزیران خارجه ترکیه، قطر و مصر، همراه با همتایان آنها از عربستان سعودی، عمان و پاکستان نیز قرار است در این نشست حضور داشته باشند.
به گفته این مقام منطقهای، جرد کوشنر، داماد ترامپ، نیز در نشست بلندپایه مقامهای جمهوری اسلامی و آمریکا شرکت خواهد کرد.
دو مقام منطقهای نیز به این روزنامه گفتند که متحدان عرب و ترکیهای آمریکا در پی آن هستند دامنه گفتوگوها را به برنامه هستهای ایران محدود کنند تا تهران را به «بله گفتن» ترغیب کنند.
به گفته یکی از آنها، اگر گفتوگوها انجام شود، تمرکز بر برنامه هستهای ایران خواهد بود و سپس تلاش خواهد شد تا راههای خلاقانهای برای رسیدگی به مطالبات غیرهستهای واشینگتن پیدا شود.
البته یک مقام آمریکایی هم به واشینگتنپست گفت که هنوز «کار زیادی» باقی مانده است تا نشست استانبول نهایی شود.
واینت افزود آمریکا تاکنون دهها میلیارد دلار برای اعزام ناوگان عظیم دریایی خود به منطقه هزینه کرده است.
معاریو: آمریکا در نهایت به جمهوری اسلامی حمله خواهد کرد
معاریو در ادامه گزارش خود نوشت در اسرائیل این ارزیابی وجود دارد که ایالات متحده در نهایت وارد درگیری مستقیم با جمهوری اسلامی خواهد شد.
همچنین برآورد میشود آمریکا در صورت وقوع چنین رویارویی، به اسرائیل اجازه خواهد داد در حریم هوایی ایران دست به اقدام بزند.
به گزارش معاریو، در هفتههای گذشته، اسرائیل حجم زیادی از دادههای اطلاعاتی، بهویژه در خصوص موشکهای بالستیک حکومت ایران، را در اختیار طرف آمریکایی قرار داده است.
این روزنامه افزود برگزاری دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا در ترکیه هیچ تغییری در سطح آمادگی و هوشیاری ارتش اسرائیل در حوزههای آفندی و پدافندی ایجاد نکرده است.
نیروی دریایی اسرائیل ۱۳ بهمن همراه با ناوشکن آمریکایی مستقر در ایلات یک رزمایش دریایی را به انجام رساند.
همزمان، ارتش اسرائیل مجموعهای از حملات هدفمند را علیه مواضع حزبالله در لبنان اجرا میکند و برای مقابله با تهدیدات آماده است.
شورای سردبیری روزنامه والاستریت ژورنال ۱۳ بهمن در سرمقالهای، با اشاره به مذاکرات آتی تهران و واشینگتن و همچنین کشتار بیسابقه مردم در جریان انقلاب ملی ایرانیان نوشت زمان معامله با جمهوری اسلامی گذشته است.
خبرگزاری رویترز ۱۳ بهمن گزارش داد مقامهای جمهوری اسلامی بیم آن دارند که با حمله احتمالی آمریکا، اعتراضها در ایران دوباره شعلهور و بقای حکومت تهدید شود.