تایمز اسرائیل: جمهوری اسلامی ضعیف شده اما هنوز خطرناک است
تایمز اسرائیل در گزارشی با اشاره به نمایان شدن آسیبپذیری جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه نوشت که ساختار فرماندهی در تهران آسیب دیده، بازدارندگی تضعیف شده و ذخایر موشکی کاهش یافته است اما ایران همچنان خطری پایدار برای اسرائیل و متحدانش محسوب میشود.
در این گزارش که دوشنبه ۱۰ شهریور منتشر شده، آمده است که توان جمهوری اسلامی بر قدرت متعارف استوار نبوده بلکه بر سیاست «نامتقارن» تکیه دارد: «شبکهای از گروههای نیابتی، نفوذ دریایی و توان دائمی برای ایجاد اختلال.»
تایمز اسرائیل افزود تهران نشان داد میتواند با چند حمله دقیق پدافند اسرائیل را به چالش بکشد اما توان ادامه فشار را نداشت: «ضدحملات اسرائیل پایگاههای ایران را هدف گرفت و تحریمها نیز تامین تجهیزات را دشوار کردهاند.»
نیویورکتایمز هشتم شهریور گزارش داد اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه با هک و ردیابی تلفنهای همراه محافظان شخصیتهای جمهوری اسلامی، محل رفتوآمد مقامات کلیدی را شناسایی کرد و هدف قرار داد.
از جمله این اهداف، حمله ۲۶ خرداد به محل برگزاری جلسه شورای عالی امنیت ملی در تهران بود که به کشته شدن چند محافظ انجامید.
بر اساس گزارشی که رسانه عبری واینت دوشنبه ۱۰ شهریور منتشر کرد، حدود ساعت ۰۴:۱۵ صبح ۲۳ خرداد، بخش بزرگی از نیروی هوایی اسرائیل در حال عملیات در ایران بود.
جنگندههای اسرائیل پس از نزدیک شدن به خانه امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، به سمت پناهگاه فرماندهان سپاه تغییر مسیر دادند و با روشن کردن سامانههای شناسایی، او و همراهانش را به رفتن به پناهگاه واداشتند. همگی این افراد در بمباران کشته شدند.
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرد که تهران آماده است سطح غنیسازی اورانیوم خود را به ۳.۶۷ درصد، یعنی سقف تعیینشده در برجام کاهش دهد؛ مشروط بر آنکه توافقی کلی حاصل شود که حق ایران را برای غنیسازی اورانیوم در داخل کشور تضمین کند.
اسماعیل بقائی در گفتوگویی با روزنامه گاردین که دوشنبه دهم شهریور منتشر شد، با اشاره به سابقه حضور بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ایران، اضافه کرد: «اعتماد میان بازرسان تسلیحاتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ایران به شدت کاهش یافته و نگرانی واقعی وجود دارد که اطلاعات جمعآوریشده در سایتها بهوسیله آژانس در نهایت به اسرائیل منتقل شود.»
پس از جنگ اخیر میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، مقامات تهران حملات خود را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی تشدید کردهاند.
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی افزود: «اگر مجلس در پاسخ به اعمال مجدد تحریمهای سازمان ملل از سوی اروپا، قانونی را برای خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) تصویب کند، دولت ایران از نظر قانون اساسی قادر به جلوگیری از خروج ایران از این پیمان نیست.»
او ضمن انتقاد از کشورهای اروپایی گفت: «اروپاییها همان چیزی را انجام میدهند که دونالد ترامپ به آنها دیکته کرده است. نقش اروپا رو به کاهش است.»
بقائی گفت: «به نوعی همه کشورهای اروپایی آنچه اسرائیل انجام داد را تایید کردند و به احتمال زیاد اطلاعاتی نیز در اختیار این کشور قرار دادند.»
همزمان با انتشار این مصاحبه بقائی، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرد: «امیدواریم اروپاییها از همان فرآیند ۲۰ تا ۳۰ روزه اسنپبک که خودشان مطرح میکنند، برای اصلاح اشتباهشان استفاده کنند.»
او تهدید کرد اگر اروپاییها «به سمت بازگرداندن تحریمها بروند، جمهوری اسلامی واکنش متناسب نشان خواهد داد».
مقامات جمهوری اسلامی پیوسته تهدید کردهاند که تهران ممکن است از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) خارج شود.
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در این زمینه گفت: «ما آمادهایم زیرا این موضوع به شأن و حاکمیت ما مربوط است. تصور میکنم همانطور که شما در بریتانیا هنگام حمله آلمان نازی روحیه مقاومت داشتید، ما هم همین روحیه را داریم؛ چون میدانیم این جنگی که در میانه مذاکرات بر ما تحمیل شد، بسیار ناعادلانه بود.»
سه کشور اروپایی و کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با اشاره به آغاز روند بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی اعلام کردهاند که این اقدام به معنای پایان دیپلماسی نیست اما تاکید کردهاند: «اکنون توپ در زمین تهران است.»
مقامهای جمهوری اسلامی وعده دادهاند که تهران به اقدام سه کشور اروپایی در فعالسازی مکانیسم ماشه، «پاسخ مقتضی» خواهد داد.
تصاویر منتشر شده از کودکان عضو سازمان پیشاهنگی تحت نظر حزبالله لبنان، بازتاب گستردهای در رسانههای این کشور داشته است. منتقدان میگویند حزبالله کودکان را شستوشوی مغزی میدهد و آنها را برای جنگ آماده میکند.
در روزهای گذشته ویدیویی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که نشان میدهد کودکان عضو سازمان «کشافه المهدی» (امام مهدی)، وابسته به حزبالله، با شور و حرارت سرودی تحریکآمیز علیه رییسجمهور و دولت لبنان سر میدهند.
کودکان عضو این سازمان شعارهایی از جمله «این دولت زور تکان دادن شانههایش را ندارد، نه جوزف عون را میخواهیم نه نواف سلام را»، «یک نفر از ما کودکان کشاف مهدی، دولت را نگه میدارد» و «دولت کوچکتر از آن است که بگوییم حیف؛ واژهای برای توصیف این دولت پیدا نمیکنیم»، علیه دولت سر دادند.
در واکنش، برخی مقالههایی که در بیروت منتشر شدند، این ویدیو را «تروریستی» توصیف کردند.
در این مقالهها آمده که دیگر عجیب نیست کودکی در محیط حزبالله به سوختی برای جنگهای بزرگسالان بدل شود اما اینکه یک سازمان پیشاهنگی - که قرار است پناهگاهی برای سرگرمی باشد - به منبری برای تحریک به تنش تبدیل شود و به کودکان معصوم شعارهای کینهتوزانه بیاموزد، نهتنها «جنایت تربیتی» بلکه خطایی ملی با ابعادی فاجعهبار و شاید در درازمدت، «تروریستی» است.
وبسایت «نقد مدیا» در این خصوص نوشت، تقصیر برعهده دخترانی نیست که معنای آنچه را که میگویند، نمیفهمند، بلکه مقصر کسانی هستند که شعارها را برای این کودکان نوشته و به آنان آموزش دادهاند.
این وبسایت اضافه کرد والدین این کودکان هم مقصرند که «میبینند فرزندانشان در صحنهای رسوا، اینچنین مورد سوءاستفاده قرار میگیرند، اما سکوت میکنند».
نقد مدیا، ویدیوی این کودکان را شاهدی دانسته از اینکه چگونه نسلها مطابق با خواستههای حزبالله ساخته میشوند: «از مسیر شستوشوی مغزی سازمانیافته و سیستماتیک که کودکان را به ابزاری در دستگاه تبلیغاتی حزبالله بدل میکند. کودکانی که نه وطن میشناسند و نه دولت.»
این وبسایت اضافه کرد: «باید دولت را هم سرزنش کرد که اجازه میدهد سازمان پیشاهنگی وابسته به حزبالله، بدون هیچ اقدامی برای جلوگیری از استثمار کودکان، به اقدامات خود ادامه دهد.»
همزمان، وبسایت «هنا لبنان» نوشت کودکی مرحلهای مقدس برای تربیت مبتنی بر ارزشها، سرگرمی، آموزش، تساهل و تسامح و کاشتن مفاهیمی چون پذیرش دیگران و حقوق شهروندی است.
با این حال، به نوشته این سایت، حزبالله انتخاب کرده که کودکی را تحت نام کشافه المهدی و با ذهنیت شبهنظامی، به میدان آموزش نفرت تبدیل کند: «آنچه دیده میشود اجرا یا اقدامی خودجوش نبود، بلکه آمادهسازی گروهی از کودکان بود برای تبدیل شدن به سربازان، آن هم در میدان جنگی که متعلق به آنان نیست. سربازانی در خدمت پروژهای که آن را نمیفهمند اما با اصطلاحات خصمانه، پُر و به ابزار تبلیغاتی تبدیل میشوند. سربازانی در خدمت یک جریان که خود را بالاتر از قانون و دولت و بالاتر از هر امر مشترک میان لبنانیها جا زده است.»
کاربران لبنانی نیز در شبکههای اجتماعی نوشتند مخاطبان کشافه المهدی آنقدر شستوشوی مغزی شدهاند که نفهمیدند وزرای حزبالله از دولت استعفا نکردهاند؛ آن هم دولتی که خلع سلاح را تصویب کرده است: «آنها تنها به نمایش خروج وزرایشان از جلسه هیئت دولت دل خوش کردند.»
یک روحانی در گفتوگو با «هنا لبنان» تاکید کرد که با وجود رشد مخالفتها در درون محیط شیعی نسبت به این رفتارهای حزبالله، ترسی که روحانیون و فعالان شیعه از حزبالله تجربه میکنند، آنها را به این دلیل که به خیانت یا جلوگیری از اهداف حزبالله متهم نشوند، به سکوت یا پنهانکاری وادار میکند.
این در حالی است که نواف سلام، نخستوزیر لبنان، با کارزار رسانهای گسترده هواداران حزبالله که او را به «جاسوسی» متهم میکند، روبهرو است.
این کارزارها علیه سلام فراتر از نقد سیاسی توصیف شدهاند. کارزارهایی که هدفشان نه اعتراض به عملکرد دولت، بلکه خلق دشمنی داخلی و معرفی نخستوزیر بهعنوان تهدیدی وجودی است. اقدامی که گاه با شعلهور کردن آتش طایفهگرایی و گاه با اتهام جاسوسی انجام میشود.
۴۴ زندانی سیاسی با صدور بیانیهای، احکام اعدام شریفه محمدی، پخشان عزیزی و وریشه مرادی، سه زن زندانی سیاسی محبوس در زندانهای قرچک ورامین و لاکان رشت را محکوم کردند و از نهادهای حقوق بشری خواستند فورا به این احکام واکنش نشان دهند.
در این بیانیه که دوشنبه ۱۰ شهریور در وبسایت هرانا منتشر شد، امضاکنندگان تاکید کردند: «حق حیات، حقی جهانشمول است و صدور این احکام مغایر معیارهای انسانی و حقوق بشری است.»
آنها همچنین نوشتند که آثار «حکمرانی مستبدانه» هر روز آشکارتر شده و ناکارآمدی در عرصههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، عینیت بیشتری پیدا کرده است.
امضاکنندگان بیانیه با «مخالفت قاطع و صریح با احکام اعدام در حال و آینده»، اعتراض شدید خود را به حکم اعدام محمدی، عزیزی و مرادی اعلام کردند.
آنها از «تمامی مجامع بینالمللی و وجدانهای بیدار» خواستند برای توقف این روند «اقدام فوری و واکنش عملی» نشان دهند.
محمدی با حکم درویشگفتار در شعبه اول دادگاه انقلاب رشت، مرادی، با حکم ابوالقاسم صلواتی و عزیزی با حکم ایمان افشاری در دادگاه انقلاب تهران با اتهام «بغی» به اعدام محکوم شدهاند.
احکام اعدام صادر شده برای این زندانیان سیاسی در ماههای گذشته با اعتراضات گسترده داخلی و بینالمللی همراه شده است.
صدور احکام برای «تزریق اعتماد به نفس به دستگاه سرکوب»
زندانیان سیاسی امضاکننده این بیانیه تاکید کردند که حکومت به جای پاسخگویی به بحرانهای متعدد، «چاره کار را در تشدید فشار و سرکوب و صدور احکامی با ماهیت سرکوبگرانه میداند؛ با هدف القای ترس و وحشت برای پیشگیری از اعتراضات فراگیر مردمی و تزریق اعتماد بهنفس به دستگاه سرکوب نظام».
آنها افزودند: «حقوق بشر حقوقی است جهانشمول و سنخیت عام با تمام جوامع و کشورها دارد. ماده سوم اعلامیه جهانی حقوق بشر، حق حیات را بهعنوان یکی از حقوق غیرقابل سلب به رسمیت شناخته است و سلب این حق در اکثر جوامع بشری امری مذموم و تهی از عقلانیت و مدنیت تلقی میشود.»
بر اساس تصاویر و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، شماری از ساکنان شهرک پردیس در استان تهران، در اعتراض به کشتار دهها سگ از سوی شهرداری منطقه تجمع کردند.
چند شهروند با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال گفتند وقتی صبح نهم شهریور از خانههایشان خارج شدند با اجساد دهها سگ در خیابانهای فاز ۱۱ شهر جدید پردیس مواجه شدند.
به گفته منابع مطلع، شهرداری بیش از ۹۰ سگ را با استفاده از سم خوراکی کشته است.
این اقدام موجب خشم و اعتراض شدید ساکنان شد و جمعی از شهروندان، جنازههای سگها را جمعآوری کرده و با خود مقابل شهرداری بردند و همان جا تجمعی اعتراضی برگزار کردند.
در تصاویر منتشرشده از این تجمع، شهروندان در کنار اجساد سگها دیده میشوند.
برخی از ساکنان این شهرک در اقدامی مستقل و بهمنظور حمایت از سگهای بیسرپرست، به سگها پناه داده و مکانی برای نگهداری و زندگیشان فراهم کرده بودند.
یک مخاطب ایراناینترنشنال در پیامی گفت که این سگها عقیم شده و در مناطق صنعتی و نزدیکی برجهای فاز ۱۱ پردیس در سوله زندگی میکردند و ساکنان به آنها غذا میدادند.
به گفته این شهروند، هشت شهریور ماموران شهرداری این سگها را با خوراندن سم کشتند و وقتی ساکنان برای اعتراض مقابل شهرداری جمع شدند، با تهدید کارکنان مواجه شدند.
شهرداری پردیس تاکنون به این سگکشی و اعتراضات شهروندان به آن واکنشی نشان نداده است.
در سالهای گذشته بارها گزارشهایی درباره کشتار سگهای خیابانی منتشر شده است. یکی از این رویدادها، سگکشیهای زنجیرهای در استانهای مختلف در سال ۱۳۹۸ بود.
اردیبهشت آن سال، انتشار دو ویدیو از سگکشی و سگآزاری در تهران جنجال آفرید.
در یکی از این ویدیوها، ماموران شهرداری تهران در حال حمله به سگهای بیپناه و كشتن آنها بودند كه با ورود حامیان حیوانات، كار به درگیری با ماموران شهرداری كشیده شد.
در ویدیوی دوم نیز یک مامور شهرداری سلاح در دست دنبال سگها میگشت.
اواسط تیر همان سال عوامل شهرداری شهر سلطانیه در استان زنجان با شلیگ گلوله در نیمههای شب، جان بیش از ۵۰ سگ را گرفتند و موجب وحشت اهالی شدند.
مرداد سال ۱۳۹۸ جنجال بر سر نحوه مدیریت جمعیت حیوانات شهری بار دیگر با انتشار فیلمی از کشتن بیرحمانه سگها در مرکز ساماندهی جمعیت سگهای بیسرپرست کهریزک بالا گرفت.
در این ویدیو، افرادی با تزریق مستقیم آنچه سم یا اسید خوانده میشود، باعث مرگ پردرد و رنج سگها میشدند.
در اعتراض به این اتفاق، شماری از شهروندان مقابل شهرداری تهران تجمع کردند اما این اعتراضات، با دخالت یگان ویژه به تشنج کشیده و به دستگیری چند نفر منجر شد.
سال ۹۳ نیز پس از انتشار فیلمی از اقدامی مشابه در شیراز، حامیان حقوق حیوانات مقابل سازمان حفاظت محیط زیست تجمعی آرام برگزار کردند.
یکی از نمونههای اخیر هم تجمع گروهی از فعالان حقوق حیوانات در منطقه گندک استان تهران در اوایل مرداد ۱۴۰۱ در اعتراض به کشتار سگهای عقیم شده و دارای پلاک این منطقه بود.
حامیان حقوق حیوانات بارها شهرداریها را متهم کردهاند که برای کاهش هزینههای بهداشتی و عقیمسازی، دست به کشتار سگها میزنند.
چندین رسانه در حال هماهنگی برای شکل دادن به اعتراضی گسترده هستند تا از اسرائیل بخواهند دیگر خبرنگاری در نوار غزه کشته نشود و این کشور اجازه دهد رسانههای بینالمللی آزادانه از این منطقه گزارش دهند.
سیانان دوشنبه ۱۰ شهریور به نقل از سازماندهندگان این کارزار گزارش داد نزدیک به ۲۰۰ رسانه از ۵۰ کشور در این اعتراض شرکت خواهند کرد؛ روزنامهها صفحات اول خود را سیاه خواهند کرد، شبکههای تلویزیونی و رادیویی برنامههای خود را قطع خواهند کرد و رسانههای آنلاین صفحات اصلی خود را به این موضوع اختصاص خواهند داد.
این اعتراض از سوی سازمان «گزارشگران بدون مرز»، «آواز» (Avaaz) و «فدراسیون بینالمللی خبرنگاران» هماهنگ شده است.
هدف از این کارزار، جلب توجه جامعه جهانی به افزایش آمار خبرنگاران کشتهشده در جریان جنگ اسرائیل و حماس در غزه است.
جنگ کنونی غزه پس از حمله بیسابقه حماس به اسرائیل در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد که در جریان آن هزار و ۲۰۰ نفر کشته و ۲۵۰ تن دیگر گروگان گرفته شدند.
فدراسیون بینالمللی خبرنگاران اعلام کرد از این تاریخ تاکنون دستکم ۲۱۰ خبرنگار در غزه کشته شدهاند و این آمار، این جنگ را کشندهترین درگیری در تاریخ مدرن برای خبرنگاران کرده است.
این سازمان افزود که اسرائیل رسانههای بینالمللی را از «گزارش آزادانه در غزه منع کرده و خبرنگاران فلسطینی مجبور هستند زیر آتش گزارش دهند».
مدیرکل سازمان گزارشگران بدون مرز نیز گفت: «با این سرعت که خبرنگاران در غزه بهدست نیروهای اسرائیلی کشته میشوند، بهزودی هیچکس برای اطلاعرسانی به جهان باقی نخواهد ماند. این تنها جنگ با غزه نیست، بلکه جنگ با خود روزنامهنگاری است.»
تیبو بروتن افزود: «خبرنگاران کشته میشوند، هدف قرار میگیرند و بدنام میشوند. بدون آنها، چه کسی از قحطی گزارش خواهد داد؟ چه کسی جنایات جنگی را افشا خواهد کرد؟ چه کسی نسلکشیها را محکوم خواهد کرد؟»
این اعتراض پس از کشته شدن چندین خبرنگار برجسته فلسطینی در غزه برگزار میشود.
اوایل ماه اوت، اسرائیل چند نفر از کارکنان شبکه خبری الجزیره را نیز در حملهای به شهر غزه کشت. این اتفاق تنها چند روز پس از آن افتاد که کابینه امنیتی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، برنامهای برای تصرف این شهر را تصویب کرد.
در میان کشتهشدگان، انس الشریف، یکی از شناختهشدهترین خبرنگاران فلسطینی در غزه بود. او به دلیل پوشش روزانه خود از این جنگ و پیامدهای انسانی آن، به یک نام آشنا در جهان عرب تبدیل شده بود اما اسرائیل تصویر او را در کنار رهبران حماس منتشر کرد.
هفته گذشته، پنج خبرنگار دیگر در حملات متوالی به بیمارستان ناصر در شهر خان یونس کشته شدند.
پس از اولین حمله به بیمارستان، مردم برای درمان مجروحان شتافتند و خبرنگاران برای گزارش دادن به محل رفتند که اسرائیل دوباره حمله کرد.
نتانیاهو این حادثه را «یک اشتباه تراژیک» توصیف و بابت وقوع آن ابراز تاسف کرد.
بر اساس گزارش تایمز اسرائیل، جمهوری اسلامی ذخایر کافی برای یک حمله مستقیم دیگر ندارد و برنامه هستهای آن بیشتر ابزار چانهزنی است.
همچنین مشروعیت حکومت ایران در داخل کشور نیز «به دلیل شکست در برابر اسرائیل و مشکلات اقتصادی، متزلزل شده» است.
۲۹ تیر، محمود موسوی، معاون عملیات ارتش جمهوری اسلامی، از نابود شدن «بخشی از سامانههای پدافندی» ایران در جنگ با اسرائیل خبر داد اما گفت سامانههای آسیبدیده جایگزین و در محلهای از پیش تعیینشده مستقر شدند.
از مواجهه مستقیم تا فرسایش تدریجی
به نوشته تایمز اسرائیل، اگر پیش از جنگ، جمهوری اسلامی تلاش میکرد تهدید به تلافی مستقیم کند، پس از جنگ احتمالا به سمت سیاست فرسایش تدریجی حرکت خواهد کرد.
بر اساس این گزارش، حکومت ایران که توانایی نظامی برای غلبه بر اسرائیل را ندارد، تلاش خواهد کرد بهتدریج با حملات نیابتی، اختلالات دریایی و عملیات انزوای سیاسی، اسرائیل را فرسوده کند اما: «این بدان معنا نیست که ظرفیت جمهوری اسلامی بیپایان است.»
تایمز اسرائیل با تاکید بر اینکه «جمهوری اسلامی با محدودیتهای قابل توجهی مواجه است»، افزود: «جنگ وضعیت اقتصادی را که پیش از آن نیز وخیم بود، بدتر کرد. تورم، بیکاری و تحریمها توانایی تهران در تامین مالی گروههای نیابتی را کاهش دادهاند. همچنین اعتراض جمعیتی که از سرکوب و سختیهای اقتصادی خسته شدهاند، میتواند دوباره شعلهور شود؛ بهویژه اگر حکومت از نظر نظامی تحقیر شده به نظر برسد.»
بر اساس این گزارش، مدیریت همزمان کارزارهای جمهوری اسلامی در لبنان، سوریه و یمن، منابع را پراکنده و تهران را مجبور به اولویتبندی میکند.
چالش اسرائیل
تایمز اسرائیل تاکید کرد جنگ ۱۲ روزه ممکن است توان حمله مستقیم ایران را کاهش داده باشد اما تهدیدها از بین نرفتهاند.
به همین دلیل، به نوشته این رسانه، این وضعیت نه تنها نیازمند هوشیاری نظامی است بلکه استراتژی دیپلماتیک نیز میخواهد؛ به این معنا که اسرائیل باید با واشینگتن هماهنگ باشد و بازدارندگی را حفظ کند و از گرفتار شدن در جنگ چندجبههای دائم اجتناب کند.
۳۱ مرداد، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، اعلام کرد جنگ نظامی میان حکومت ایران و اسرائیل «هنوز تمام نشده» و مقامات جمهوری اسلامی در این زمینه باید همچنان آماده باشند.
۲۶ مرداد نیز یحیی رحیم صفوی، مشاور عالی علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، با اتخاذ موضعی مشابه گفته بود احتمالا میان حکومت ایران و اسرائیل مجددا جنگی به وقوع خواهد پیوست اما «پس از آن، ممکن است دیگر جنگی رخ ندهد».
رویارویی جمهوری اسلامی و اسرائیل با انجام مجموعهای از حملات غافلگیرکننده از سوی اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در ۲۳ خرداد آغاز شد و پس از ۱۲ روز، دو طرف با آتشبس موافقت کردند.
از زمان برقراری آتشبس، گمانهزنیهایی در ایران و اسرائیل درباره آغاز مجدد جنگ مطرح شده است.
تایمز اسرائیل تاکید کرد: «پس از جنگ ۱۲ روزه، نادیده گرفتن ایران به عنوان یک "ببر کاغذی" اشتباه خواهد بود. ظرفیت تهران برای انجام یک حمله مستقیم گسترده علیه اسرائیل ممکن است محدود شده باشد اما توانایی آن برای بیثبات کردن همچنان باقی است.»