این شرکت در یک پست وبلاگی به تاریخ ۸ اکتبر، برابر با ۱۶ مهر، در گزارشی درباره عملیات نفوذ مرتبط با روسیه و ایران، توضیح داد که گردانندگان این فعالیتها چگونه از هوش مصنوعی و هویتهای پوششی برای رساندن پیامهای سیاسی به مخاطبان استفاده کردهاند. با این حال، اوپنایآی درباره عملیات ایرانی تصریح کرده که عامل مشخص آن را شناسایی نکرده و فعالیتها به عملکرد یک مجموعه تجاری مجری کارزارهای نفوذ سفارشی شباهت داشته است؛ بنابراین، این گزارش انتساب مستقیم عملیات به حکومت ایران را تایید نمیکند.
اوپنایآی این کارزار را «نامهای جعلی نویسندگان» نامیده است. به گفته این شرکت، حسابهای مرتبط با آن از ایران فعالیت میکردند، دستورهای خود را به فارسی مینوشتند و با استفاده از چتجیپیتی، محتوا را به فارسی و انگلیسی تولید میکردند. گردانندگان برای پنهان کردن موقعیت مکانی خود از ویپیان استفاده میکردند.
مقالهها با نام روزنامهنگاران جعلی به رسانهها راه یافتند
مهمترین بخش عملیات، آمادهسازی مقالههای بلند انگلیسیزبان درباره ابعاد ژئوپلیتیکی درگیری آمریکا و ایران و پیشنهاد آنها برای انتشار به رسانههای واقعی بود.
گردانندگان پیشنویس مقالهها را در اختیار چتجیپیتی میگذاشتند و میخواستند متن با معیارهای پذیرش مطلب در یک رسانه مشخص تطبیق داده شود. پس از تایید اصلاحات، از مدل میخواستند ایمیلی برای پیشنهاد انتشار مقاله به دبیر همان رسانه تهیه کند.
این مکاتبات با هفت نام انجام میشد: اروین بی. هاسکینز، نوآ لمینگتون، سوفیا گونزالز، مایکل هریسون، اریکا فیوزیر، جنی ویلیامز و آلیس جانسون.
در زندگینامههای همراه مقالهها، این افراد روزنامهنگارانی غربی، عمدتا آمریکایی، با تمرکز بر سیاست بینالملل، خاورمیانه، حقوق بشر یا درگیریها معرفی میشدند. هویت نوآ لمینگتون مدعی اقامت در نیوزیلند بود. به گفته اوپنایآی، گردانندگان حتی برای نوشتن زندگینامه «مایکل هریسون» نیز از مدل کمک گرفته بودند.
اوپنایآی با بررسی منابع باز، نزدیک به ۱۰۰ مقاله را شناسایی کرد که با این نامها در بیش از دوازده رسانه منتشر یا بازنشر شده بودند. این رسانهها عمدتا کوچک و متوسط بودند و به امور بینالملل، ژئوپلیتیک و خاورمیانه میپرداختند؛ برخی نیز رویکرد ضدجنگ یا «مترقی» داشتند.
قدیمیترین مقاله شناساییشده در ژوئیه ۲۰۲۵ و تازهترین آن در اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شده بود. بر اساس گزارش، انتشار مقالهها پس از آغاز درگیری آمریکا و حکومت ایران بهشدت افزایش یافت.
برخی رسانهها این مطالب را در حسابهای شبکههای اجتماعی خود نیز معرفی کردند و به این ترتیب، امکان دسترسی گردانندگان عملیات به مخاطبانی فراهم شد که در غیر این صورت به آنها دسترسی نداشتند. یکی از این رسانهها تا اوت ۲۰۲۶ نزدیک به دو میلیون دنبالکننده در فیسبوک، حدود ۳۵۵ هزار دنبالکننده در ایکس و بیش از ۵۴۴ هزار دنبالکننده در اینستاگرام داشت. این ارقام، شمار دنبالکنندگان رسانه است و لزوما میزان دیدهشدن مقالههای مورد بحث را نشان نمیدهد.
حسابهای اجتماعی به هویتهای جعلی اعتبار میدادند
برخی از هویتهای روزنامهنگاری برای تقویت ظاهر حرفهای خود در چند شبکه اجتماعی حساب داشتند. «مایکل هریسون» در مدیوم، ایکس و فیسبوک حضور داشت و «اروین بی. هاسکینز» در ایکس، فیسبوک، اینستاگرام و تردز فعالیت میکرد.
هاسکینز در معرفی خود مدعی بود «نویسنده آزاد آمریکایی» است، اما اطلاعات شفافیت اینستاگرام، محل حساب او را ایران نشان میداد. متا این حساب را در ماه اوت مسدود کرد.
اوپنایآی همچنین اشاره کرد که متا در ماه مارس یک عملیات نفوذ ایرانی را مختل کرده بود که در آن نیز هویتی با نام «مایکل هریسون» حضور داشت. این اشاره بهتنهایی به معنای اثبات یکسان بودن گردانندگان دو عملیات نیست.
ایراناینترنشنال هدف پاسخهای انبوه قرار گرفت
محور دیگر فعالیت، تولید دستهجمعی نظر برای شبکههای اجتماعی بود. گردانندگان متن یا تصویر یک پست را به چتجیپیتی میدادند و از آن میخواستند پاسخهایی همسو با اهداف کارزار بنویسد. این پاسخها گاه تنها با فاصله چند دقیقه از یکدیگر منتشر میشدند.
بیشتر این محتوا درباره درگیری [حکومت] ایران، آمریکا و اسرائیل بود. در دستورها از مدل خواسته میشد آمریکا را متجاوز، اسرائیل را متحدی غیرقابلاعتماد برای آمریکا و ایران را قربانیای مقاوم و تسلیمناپذیر نشان دهد.
به گفته اوپنایآی، پستهای ایراناینترنشنال، شبکه مستقر در بریتانیا و منتقد حکومت ایران، بهطور ویژه هدف قرار گرفته بودند. گردانندگان بیش از ۲۴ مجموعه پاسخ خصمانه فارسی برای پستهای این رسانه تولید کردند.
بخشی از نظرها نیز برای تحسین مقالههای خود عملیات تهیه میشد. گردانندگان تصویر پستهایی را که مقالههایشان را معرفی میکردند به مدل میدادند و پاسخهای تاییدآمیز میخواستند؛ اقدامی که به ارزیابی اوپنایآی، احتمالا برای محبوبتر نشان دادن مطالب انجام میشد.
گزارشهای داخلی عملیات به انتشار محتوا هم به دست انسان و هم بهصورت خودکار اشاره داشتند، اما اوپنایآی میگوید مدرکی ندارد که این خودکارسازی با کمک مدلهایش انجام شده باشد.
گزارشهای داخلی اثرگذاری را بزرگنمایی میکردند
اوپنایآی تنها شمار محدودی از پاسخهای تولیدشده را در فضای عمومی اینترنت پیدا کرد. بسیاری دیگر در جستوجوها دیده نشدند؛ احتمالا به این دلیل که منتشر نشده بودند یا حسابهای منتشرکننده پیشتر بسته شده بودند.
پاسخهای شناساییشده معمولا بخش کوچکی از نظرهای زیر هر پست را تشکیل میدادند و تعامل اندکی داشتند. شمار پسندها، بازدیدها و نظرهای آنها عموما یکرقمی یا دورقمی بود و بسیاری از پسندها نیز از حسابهای مرتبط با خود عملیات میآمد.
با این حال، گردانندگان در گزارشهای داخلی از روشی استفاده میکردند که اثرگذاری را بهشدت بزرگتر نشان میداد. آنها بهجای سنجش بازدید پاسخهای خود، تغییر شمار بازدید پست اصلی را پیش و پس از انتشار پاسخها محاسبه میکردند؛ بدون آنکه نقش محبوبیت پست، نظرهای دیگر کاربران یا عوامل دیگر را در نظر بگیرند.
اوپنایآی میگوید این روش نشان میدهد گردانندگان یا شیوه دقیقتری برای سنجش نمیشناختند یا تصمیم گرفته بودند از آن استفاده نکنند. آنها همچنین از چتجیپیتی برای تبدیل آمارهایشان به گزارشها و ارائههای حرفهای کمک میگرفتند.
نفوذ به رسانههای واقعی از نظرنویسی موثرتر بود
اوپنایآی دو بخش اصلی عملیات را از نظر دامنه گسترش متفاوت ارزیابی کرده است. در مقیاس ششسطحی مورد استفاده این شرکت، فعالیت نظرنویسی در سطح دو قرار گرفت: انتشار در چند پلتفرم، با نشانههای اندک از گسترش قابلتوجه یا تسلط بر فضای پاسخها.
در مقابل، بخش انتشار مقالهها به دلیل راه یافتن مستمر به چند رسانه، در سطح چهار ارزیابی شد. این رتبهبندی دامنه گسترش محتوا را میسنجد و بهخودیخود اثبات نمیکند که مطالب، نگرش یا رفتار مخاطبان را تغییر دادهاند.
در همان گزارش، اوپنایآی عملیات با منشا روسیه را در سطح پنج قرار داد؛ نخستین عملیات در این سطح که از زمان آغاز گزارشدهی خود مختل کرده است. به گفته شرکت، گردانندگان آن ظاهرا افرادی بیخبر از ماهیت واقعی فعالیت را در آمریکای لاتین برای اداره یک «اندیشکده» به خدمت گرفته بودند و اسناد جعلی با عنوان «افشاشده» و متنهایی برای فایلهای صوتی تولید میکردند.
اوپنایآی میگوید تجربه بررسی ۳۰ عملیات نفوذ پنهان در دو سال و نیم گذشته نشان داده است که رساندن محتوا به رسانههای واقعی، در مقایسه با اتکا به حسابهای جعلی شبکههای اجتماعی، معمولا ظرفیت بیشتری برای دسترسی به مخاطبان و اثرگذاری ایجاد میکند. همه محتوای این دو عملیات با مدلهای این شرکت تولید نشده بود.
این شرکت اعلام کرده اطلاعات پرونده ایرانی را با مراجع ذیربط و شرکای خود در صنعت به اشتراک گذاشته است. به ارزیابی اوپنایآی، هوش مصنوعی در این موارد بیش از آنکه روش تازهای برای نفوذ ایجاد کرده باشد، اجرای روشهای قدیمی مبتنی بر هویتهای جعلی را سریعتر، گستردهتر و از نظر زبانی و ویرایشی آسانتر کرده است.