آمریکا ۲۷ شرکت و ۲۲ شناور مرتبط با ناوگان سایه جمهوری اسلامی را تحریم کرد
عکس آرشیوی
وزارت خزانهداری آمریکا ۶ فرد، ۲۷ شرکت و ۲۲ شناور را در ارتباط با جمهوری اسلامی تحریم کرد. واشینگتن میگوید تحریمهای تازه علیه ناوگان سایه، بخش عمده شبکه باقیمانده انتقال نفت و محصولات پتروشیمی ایران را از کار میاندازد.
بر اساس فهرست رسمی اوفک که پنجشنبه ۱۶ مهر منتشر شد، ۵ شهروند هند و یک شهروند ترکیه در میان تحریمشدگان قرار دارند. این فهرست ۶ فرد، ۱۰ شرکت و ۵ شناور مشمول فرمان اجرایی ۱۳۸۴۶ و ۱۷ شرکت و ۱۷ شناور مشمول فرمان اجرایی ۱۳۹۰۲ را در بر میگیرد.
وزارت خزانهداری در بیانیه مطبوعاتی خود، جزئیات تحریم ۱۷ کشتی و شرکتهای مالک این شناورها را تشریح کرد و گفت این کشتیها میلیونها بشکه نفت خام، فرآوردههای نفتی و محصولات پتروشیمی ایران را به بازارهای جنوب و شرق آسیا منتقل کردهاند. نفتکشهای «تینا ۵» و «شنژن» در این بخش از فهرست قرار دارند.
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری، اوفک، همچنین نام ۲ کشتی «هاکونا ماتاتا» و «پینوکیو» را از فهرست تحریمها حذف کرد. این نهاد دلیل تصمیم خود را خروج این شناورها از ناوگان سایه و فروش به بهرهبرداران تحریمنشده و همسو با آمریکا اعلام کرد.
عملیات «طرد اقتصادی» دوم شهریور با هدف قطع منابع درآمد حکومت ایران و تحریم ۷۸ فرد، شرکت و کشتی آغاز شد.
بر پایه شمارش بستههای اعلامشده، با احتساب اقدام تازه و دو بسته جداگانه نهم مهر، وزارت خزانهداری از آغاز این کارزار دستکم ۱۱ بسته تحریمی اعلام کرده است.
وزارت خزانهداری در بیانیه تازه خود اعلام کرد موفقیت محاصره ارتش آمریکا، کاهش محمولههای نفتی ایران در خارج از محدوده محاصره و تشدید فشار بر بخشهای مختلف اقتصاد، گزینههای جمهوری اسلامی برای تثبیت اقتصاد کشور را محدود کرده است. این وزارتخانه اقتصاد ایران را «رو به زوال» توصیف کرد.
در بیانیه، ناوگان سایه ایران شبکهای از نفتکشهای فرسوده توصیف شده که حکومت برای انتقال نفت و فرآوردههای نفتی به ارزش میلیاردها دلار به بازارهای خارجی به آن متکی است.
بهگفته وزارت خزانهداری، هدف قرار دادن این کشتیها و شرکتهای پشتیبان، مسیرهایی را قطع میکند که جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریمها، سرپا نگه داشتن بخش پتروشیمی و رساندن منابع به عوامل بیثباتکننده منطقه به کار میگیرد.
این وزارتخانه تاکید کرد ترکیب ناوگان سایه پیوسته تغییر میکند و کشتیها به این شبکه میپیوندند یا از آن خارج میشوند. خزانهداری اعلام کرد به رصد، شناسایی و مختل کردن تلاشها برای دور زدن تحریمها ادامه خواهد داد.
در جزییات بیانیه آمده است که نفتکش «شنژن» بیش از سه میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه نفت خام و کشتی «استاروی» بیش از سه میلیون بشکه نفت ایران را حمل کردهاند. این وزارتخانه همچنین اعلام کرد نفتکش «تینا ۵» در تابستان ۱۴۰۵ بیش از یک میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه نفت خام ایران را جابهجا کرده است.
بهگفته وزارت خزانهداری آمریکا، کشتی «کانها» نیز بیش از سه میلیون بشکه نفت کوره ایران با گوگرد بالا را به بندرهای خاورمیانه و هند منتقل کرده و کشتی «کینگ چین» چندین میلیون بشکه متانول ایران را به چین رسانده است.
هشدار بسنت به تسهیلکنندگان فروش نفت
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در این بیانیه گفت این وزارتخانه منابع مالی مورد استفاده حکومت ایران برای جنگافروزی در منطقه را قطع میکند و به افشای تسهیلکنندگان فروش نفت ادامه میدهد.
او افزود: «هر کس که به ایران در دور زدن تحریمها کمک کند، از اعمال تمام اختیارات وزارت خزانهداری در امان نخواهد بود.»
وزارت خزانهداری ایالات متحده اعلام کرد داراییهای شرکتهای تحریمشده که در آمریکا قرار دارد یا در اختیار یا کنترل افراد و نهادهای آمریکایی است، مسدود میشوند. افراد و نهادهای آمریکایی نیز تنها در صورت وجود مجوز یا معافیت قانونی میتوانند با این شرکتها معامله کنند. بانکها و دیگر موسسات مالی خارجی هم اگر آگاهانه معاملات مهمی را برای تحریمشدگان انجام دهند یا تسهیل کنند، ممکن است خود هدف تحریمهای آمریکا قرار گیرند.
اوفک در این بیانیه تاکید کرده است هدف نهایی تحریمها «مجازات نیست، بلکه ایجاد تغییری مثبت در رفتار است». این نهاد آمادگی برای حذف نام اشخاص و شرکتها از فهرست تحریمها، مطابق قانون، را بخشی از پشتوانه اعتبار و قدرت تحریمهای خود دانست.
از صنایع خودروسازی تا شبکههای مالی سپاه
آمریکا نهم مهر در بستهای دیگر، ایرانخودرو، سایپا، راهآهن جمهوری اسلامی، هپکو و شبکههایی فعال در صادرات نفت و فولاد و انتقال پول را تحریم کرد.
این اقدام، علاوه بر شرکتهای ایرانی، تامینکنندگان خارجی و شبکههای مرتبط با بانکداری سایه را در بر گرفت.
هفتم مهر نیز وزارت خزانهداری پنج فرد و پنج شرکت را به اتهام تامین تسلیحات و قطعات برای وزارت دفاع جمهوری اسلامی تحریم کرد.
وزارت امور خارجه آمریکا در اقدامی جداگانه در همان تاریخ، شرکت هواپیمایی ساها و دو شرکت روسی یاکوفلف و امجیفلوت را به دلیل مشارکت در انتقال تسلیحات و تجهیزات مرتبط با ایران هدف قرار داد.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد اعتبار کالابرگ شماری از شهروندان که قرار بود افزایش پیدا کند، پس از واریز مبلغ، دوباره از حساب آنها کم شده است. برخی مخاطبان هم میگویند مبلغ کالابرگ آنها هیچ افزایشی نداشته است.
اعتباری که شب آمد و صبح ناپدید شد
یکی از مخاطبان در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت پانزدهم مهرماه ساعت ۱۲ شب موجودی کالابرگ خود را استعلام کرده و اعتبار آن سه میلیون تومان بوده، اما ساعت ۱۰ صبح، زمانی که برای خرید به فروشگاه مراجعه کرده است، فروشنده به او گفته تنها دو میلیون تومان اعتبار دارد.
شهروندی هم که خود و دخترش مشمول دریافت کالابرگ هستند، گفت ساعت هفت صبح موجودی آنها در مجموع سه میلیون تومان بوده، اما پیش از خرید دوباره آن را بررسی کرده و دیده است اعتبار به دو میلیون تومان کاهش پیدا کرده است.
شهروند دیگری که ساکن شهرک ولیعصر تهران است، در تجربهای مشابه عنوان کرده که پانزدهم مهرماه، به کالابرگ او مبلغ ۵۰۰ هزار تومان اضافه و چند ساعت بعد حذف شده است.
معلولان بنا بود در اولویت طرح جدید کالابرگ باشند
افراد تحت پوشش سازمان بهزیستی هم در پیامهایشان از شرایطی مشابه سخن گفتهاند.
یکی از مخاطبان نوشت برای معلولان تحت پوشش بهزیستی به ازای هر نفر بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان به کالابرگ یک میلیون تومانی اضافه شده بود، اما یک روز بعد مبلغ اضافهشده از اعتبار آنها کم شد و کالابرگ دوباره به همان یک میلیون تومان قبل بازگشت.
یکی از افراد دچار معلولیت در شهرستان ورامین هم تاکید کرد: «مبلغی که گفتند ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان واریز خواهد شد را نخست واریز کردند، ولی بعد از چند ساعت دقیقا همان مبلغ را برداشتند.»
خبرگزاری دانشجو چهاردهم مهرماه خبر داده بود در مرحله جدید شارژ کالابرگها، خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد، سازمان بهزیستی و نیروهای مسلح در مرحله نخست طرح افزایش مبلغ کالابرگها قرار خواهند داشت.
برای بعضیها اصلا چیزی اضافه نشد
در شرایطی که برخی از واریز و سپس برداشت مجدد مبالغی از اعتبار کالابرگ خود خبر میدهند، شماری دیگر از شهروندان گفتند اساسا هیچ افزایشی در کالابرگ آنها صورت نگرفته است.
مخاطبی نوشت: «به کالابرگ من که مبلغی اضافه نشده، بازنشسته هم هستم.»
شهروند دیگر هم گفت روز پانزدهم مهرماه کالابرگ خود را دریافت کرده، اما برخلاف وعدههای مطرحشده، مبلغ آن افزایش پیدا نکرده است.
همشهری آنلاین دوازدهم مهرماه نوشته بود، دولت در آستانه اجرای مرحله جدید حمایت معیشتی و افزایش اعتبار کالابرگ قرار گرفته و گفته میشود از پانزدهم مهر این برنامه آغاز میشود.
این طرح در زمان مقرر اجرایی نشده است و محمدرضا عارف، معاون اول رییسجمهوری، شانزدهم مهرماه به خبرگزاری تسنیم گفت افزایش مبلغ کالابرگ «همین روزها» قطعی میشود.
برخی مخاطبان هم در این بین از محدود شدن کالاهایی که میتوان با کالابرگ خریداری کرد، خبر دادهاند.
یک شهروند از میاندوآب گفت برای خرید با کالابرگ خود به فروشگاه رفته اما گوشت، چای، قند و لبنیات از اقلام قابل خرید حذف شده و تنها ماکارونی، رشته سوپ و پودر رختشویی در دسترس بوده است.
برخی اقلام خوراکی در حالی حذف شدهاند که پیش از این نیز شهروندان از ناکافی بودن اعتبار کالابرگ و ناتوانی آن در پوشش هزینههای ضروری زندگی گلایه کرده بودند.
کل کالابرگ این ماه به قیمت یک مرغ رسید
مخاطبان میگویند مبلغ کالابرگ در برابر هزینه مواد غذایی بخش کوچکی از نیازهای آنها را پوشش میدهد.
بهگفته یک شهروند، با یک میلیون تومان کالابرگ، یک شانه تخممرغ ۳۰ عددی، یک عدد پنیر و ماکارونی میتوان خرید.
یکی از ساکنان شهریار هم در پیامی گفته بود تنها زندگی میکند و کل اعتبار کالابرگ آن ماه او برای خرید یک مرغ هزینه شده است.
یک شهروند ساکن اصفهان به ایراناینترنشنال گفته بود که با دو میلیون تومان کالابرگ توانسته یک تکه بوقلمون به قیمت یک میلیون و۴۰۰ هزار تومان و یک روغن مایع به قیمت ۵۴۰ هزار تومان خریداری کند.
مخاطبی از گرگان هم نوشت: «یک خانواده سه نفره هستیم. رفتم با کالابرگ خرید کنم، از سه میلیون تومان بیشتر شد. با کلی خجالت، بعضی از چیزهایی را که گرفته بودم و خیلی هم واجب بود، سرجایش گذاشتم.»
کالابرگ هست، اما فروشگاه قبول نمیکند
شهروندان در حالی از ناکافی بودن مبلغ کالابرگها گلایه دارند که برخی واحدهای صنفی و مغازهداران نیز بهدلیل دریافت نکردن بهموقع مطالبات خود از دولت، از پذیرش کالابرگ خودداری میکنند.
یک مخاطب گفت تنها سه روز پس از دریافت کالابرگ، به هر مغازه یا تعاونی که مراجعه کردهاند، از پذیرش آن خودداری شده است.
شهروندی هم نوشت پس از مراجعه به فروشگاه، فروشنده به او گفته است دیگر کالابرگ قبول نمیکند، زیرا دولت پول کالابرگها را به فروشگاه پرداخت نمیکند.
یکم مردادماه نیز مخاطبان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال از بدهی دولت به فروشگاهها برای تسویه کالابرگها خبر داده و گفته بودند برخی مغازهها بهدلیل طلب چند صد میلیون تومانی، از فروش کالا در قالب این طرح خودداری میکنند.
عکس آرشیوی: یکی از نیروهای ائتلاف تحت حمایت عربستان سعودی، در جریان عملیات. اسکرینشات از ویدیویی که ۱۳ مهر ۱۴۰۵ منتشر شد. عکس از طریق رویترز.
مقامهای هوانوردی غیرنظامی عربستان سعودی اعلام کردند حملات روزهای سهشنبه و چهارشنبه، ۱۴ و ۱۵ مهر، به فرودگاههای ریاض و ابها سه کشته و ۳۶ زخمی بر جای گذاشت. رویترز پنجشنبه ۱۶ مهر از مشاهده دود برخاسته از یک هواپیما در فرودگاه ریاض خبر داد.
این مقامها در بیانیهای اعلام کردند حمله به فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض، پایتخت عربستان، یک کشته و هشت زخمی داشت و در حمله به تاسیسات فرودگاه ابها در جنوب غربی این کشور نیز دو نفر کشته و ۲۸ نفر زخمی شدند.
در این بیانیه مشخص نشده است کدام فرودگاه سهشنبه و کدامیک چهارشنبه هدف حمله قرار گرفت.
ائتلاف تحت رهبری عربستان که با حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی میجنگد، وعده تلافی داد و تاکید کرد این حملات «بیپاسخ نخواهد ماند».
این ائتلاف اواخر چهارشنبه اعلام کرد بیش از ۸۰ موضع نظامی حوثیها را در استانهای صعده، حدیده، جوف و مارب هدف قرار داده است.
رویترز در گزارشی جداگانه پنجشنبه ۱۶ مهر، بهنقل از یک شاهد و سه فرد مطلع از موضوع، از مشاهده دود برخاسته از یک هواپیمای متوقف در فرودگاه ریاض خبر داد.
بهگفته این سه نفر، گمان میرود هنگام حادثه کسی داخل هواپیما نبوده باشد. مقامهای سعودی تا زمان انتشار گزارش رویترز وقوع این حادثه را بهطور تایید نکرده بودند. در این گزارش، علت بلند شدن دود و ارتباط احتمالی آن با حملات مشخص نشده است.
حمله به فرودگاه عدن
فرودگاههای عربستان تنها زیرساختهای هوانوردی هدفگرفتهشده در جریان تشدید نبرد میان حوثیها و نیروهای ائتلاف به رهبری عربستان سعودی نبودند.
وزارت حملونقل دولت رسمی یمن اعلام کرد حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی بامداد چهارشنبه ۱۵ مهر با موشکهای بالستیک و پهپادهای حامل مواد منفجره به فرودگاه بینالمللی عدن حمله کردند.
بهگفته این وزارتخانه، یکی از موشکها چند دقیقه پیش از زمان مقرر برای فرود هواپیمایی از قاهره، به نزدیکی باند فرود اصابت کرد. این پرواز به جده هدایت شد و دو هواپیمای مستقر در فرودگاه نیز به دلیل نگرانی از حملات بیشتر انتقال یافتند.
فرودگاه عدن اصلیترین دروازه هوایی بینالمللی برای مناطق خارج از کنترل حوثیها در یمن است.
نبردهای روزهای اخیر بر مناطق اطراف تنگه بابالمندب متمرکز بوده است؛ گذرگاهی که پس از محدود شدن تجارت از تنگه هرمز در اثر جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، برای صادرات انرژی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
نیروهای دولت یمن با پشتیبانی هوایی ائتلاف تحت رهبری عربستان، ضدحملهای را برای بازپسگیری مناطق راهبردی نزدیک تنگه و اطراف شهر مخا آغاز کردند. این مناطق در شهریور و اوایل مهر به تصرف حوثیها در آمده بودند. با این حال، بهنوشته رویترز، هنوز روشن نیست نیروهای دولتی بتوانند دستاوردهای پیشروی خود را حفظ کنند.
رشاد العلیمی، رییس شورای ریاستجمهوری یمن، ۱۲ مهر آغاز عملیات را با هدف گسترش حاکمیت دولت بر سراسر کشور اعلام کرده بود. ائتلاف تحت رهبری عربستان نیز وعده داد از این عملیات بهطور کامل پشتیبانی کند.
بیش از ۲۰۰ هزار آواره در دور تازه نبردها
گسترش پیامدهای جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی به یمن، بار دیگر به جنگ پیچیده ۱۲ ساله این کشور دامن زده است. سازمان بینالمللی مهاجرت چهارشنبه ۱۵ مهر اعلام کرد شمار آوارگان از آغاز دور تازه نبردها به بیش از ۲۰۰ هزار نفر رسیده است.
ایمی پوپ، مدیرکل این سازمان، گفت: «مردم برای نجات جانشان فرار میکنند و هیچ جای امنی برای پناه بردن پیدا نمیکنند.»
او با اشاره به افزایش نیاز به غذا و سرپناه، خواستار تامین بودجه بیشتر شد.
مخزن آب اهدایی یک نهاد خیریه در جوار یک اردوگاه موقت آوارگان در نزدیکی عدن، یمن، ۱۵ مهر ۱۴۰۵. رویترز.
هر دو طرف درگیر، بدون ارائه جزییات، از کشته شدن صدها نفر در نبردها خبر میدهند. سازمان ملل نیز میگوید در بخشهایی از یمن، از هر چهار خانواده، سه خانواده با گرسنگی روبهرو هستند.
حوثیها بارها زیرساختهای عربستان، متحد آمریکا، از جمله فرودگاهها، پالایشگاههای نفت و خطوط لوله را هدف قرار دادهاند.
ائتلاف تحت رهبری عربستان چهارشنبه اعلام کرد یک موشک بالستیک حوثیها را در شمال ریاض رهگیری و منهدم کرده است. این ائتلاف گفت سکوی پرتاب را در صنعا، پایتخت تحت کنترل حوثیها، زیر نظر دارد و آن را منهدم خواهد کرد، اما جزییاتی درباره تلفات یا خسارتها ارائه نداد.
یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، نیز در بیانیهای گفت این گروه فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض را با چند پهپاد هدف قرار داده است.
تلاش عربستان برای جلب حمایت نظامی متحدان
هرگونه تسلط حوثیها بر بابالمندب میتواند کشتیرانی و جریان انتقال نفت در جهان را تهدید کند. عربستان برای عقب راندن این گروه در پی جلب کمک بینالمللی است.
دو مقام چهارشنبه به رویترز گفتند ترکیه در حال ارسال کمکهایی با ماهیت عمدتا دفاعی و فنی به عربستان است. پیشتر ترکیه و پاکستان متعهد شده بودند تعهد دفاع جمعی خود را در چارچوب ائتلاف تازه با عربستان اجرا کنند.
یک مقام آمریکایی و یک مقام نظامی سوری مطلع از موضوع نیز گفتند سوریه امکان ارائه کمک نظامی به عربستان را بررسی میکند. گزینههای مطرح شامل کمک دفاعی برای محافظت از عربستان در برابر حملات یا اعزام نیرو برای مشارکت در عملیات تهاجمی علیه حوثیهاست.
بهگفته مقام آمریکایی، عربستان سعودی از سوریه خواسته است نیروهایی برای جنگ با حوثیها اعزام کند.
یک دیپلمات سوری در پاسخ به درخواست رویترز از وزارت امور خارجه این کشور برای اظهارنظر گفت دمشق در برابر حملات حوثیها قاطعانه در کنار ریاض ایستاده است، اما تمرکز اصلی دولت بر اولویتهای داخلی، از جمله بازسازی پس از جنگ داخلی سوریه، است.
ادامه نبرد در اطراف بابالمندب و مخا
منابع نظامی و دولتی یمن به رویترز گفتند نبرد در جبهه غربی همچنان در منطقه ذباب، مشرف به بابالمندب، متمرکز است و نیروهای حامی دولت میکوشند در تپههای راهبردی شرق این دشت ساحلی پیشروی کنند.
دولت یمن دوشنبه ۱۳ مهر از تسلط بر مواضع کلیدی ذباب و بازپسگیری بندر مخا خبر داده بود. با این حال، مقامهای نظامی حاضر در منطقه و تحلیلگران در گزارش تازه رویترز، اعلام رسیدن نیروهای دولتی به مخا را زودهنگام توصیف کردند.
مخا در محل اتصال به یکی از مسیرهای تدارکاتی منتهی به تعز قرار دارد؛ شهری که از میدانهای اصلی نبرد است.
حوثیها که بخش بزرگی از شمال یمن را در کنترل دارند، در سال ۱۳۹۳ صنعا را تصرف کردند. پس از آن، ائتلافی نظامی به رهبری عربستان، با نگرانی از نفوذ جمهوری اسلامی در یمن و گسترش بیثباتی در مرزهای این کشور، وارد جنگ شد.
این ائتلاف جمهوری اسلامی را به تسلیح، آموزش و تامین مالی حوثیها متهم میکند. حوثیها عضویت در شبکه نیروهای نیابتی تهران در خاورمیانه را رد میکنند و میگویند تسلیحاتشان را خودشان میسازند. تهران نیز این اتهامها را رد میکند.
«نپرسید ایران کِی به غزه وارد میشود، بپرسید کِی خارج میشود.» حسین شریعتمداری این جمله را چندی پس از حمله حماس به اسرائیل در روزنامه کیهان نوشت؛ در همان روزهایی که مقامهای تهران یکصدا میگفتند فرمان حمله هفت اکتبر از ایران صادر نشده است، اما آشکارا از آن حمایت میکردند.
جمهوری اسلامی از یک سو خود را بیرون از تصمیمها و اقدامات حماس و دیگر گروههای محور مقاومت معرفی میکرد و از سوی دیگر مدام به قدرت همین محور استناد میکرد و میگفت «دست مقاومت روی ماشه است.» این دوگانه بخشی از محاسبه تهران را نشان میداد: پیروزی محور مقاومت میتوانست به قدرت منطقهای جمهوری اسلامی اعتبار بدهد، بیآنکه تهران مسئولیت مستقیم حمله را بپذیرد یا وارد جنگ شود.
سه سال بعد، همان محاسبه به صورتی جدی وارونه شده است. محاسبه آن روزها بر دو فرض مهم استوار بود: اول اینکه زمان به نفع جمهوری اسلامی کار میکند و دوم اینکه محور مقاومت هم ابزار فشار است و هم سپری در برابر جنگ مستقیم. اما اکنون ایران درگیر وضعیتی جنگی است که پایانی برای آن دیده نمیشود و محوری که قرار بود میان تهران و دشمنانش حائل باشد، ضعیفتر شده و از اسرائيل دورتر.
انکار در عین تصاحب عملیات حماس
۱۸ مهر ۱۴۰۲ وقتی خامنهای، رهبر سابق جمهوری اسلامی، گفت دست و بازوان نیروهای حماس را میبوسد، اعلام کرد که جمهوری اسلامی در این حمله نقشی نداشته است. انکاری که او و دیگر مقامهای تهران انجام دادند دو کارکرد داشت. کارکرد نخست عدم ورود به یک جنگ با آمریکا و اسرائيل بود. همان زمان محمدباقر نوبخت، معاون پیشین رییسجمهوری، به مسئولان هشدار داد از اظهاراتی که نقش مستقیم ایران را القا میکند پرهیز کنند.
اما با این حال روزنامهنگارانی مانند محسن رشید در همان روزها نوشتند که تجهیزات، تاکتیکها و سازماندهی حماس همه به پای ایران نوشته خواهد شد. رویکردی که میگفت این انکار بیفایده است. این همان نسبتی بود که رسانهها و مقامهای غربی هم تکرار میکردند.
کارکرد دوم این انکار برای کنترل جناحهای داخلی بود. آن روزها محمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، معتقد بود که جناحی در داخل میخواست حمله را کار ایران بنامد ولی انکار رسمی جلو این رقابت را گرفت. او میگفت که نباید ایران وارد جنگ میشد و باید یک همصدایی از ایران شنیده میشد.
اما انکار تنها ابزار نبود، چون بازدارندگی به نمایش قدرت هم نیاز داشت. حکومت مدام میگفت دست محور مقاومت روی ماشه است. این جمله هم تهدید بود و هم ادعای داشتن کنترل بر اقدامات این گروه. در واقع تهران تاکید میکرد که محور آماده است و اگر وارد عمل نمیشود به این دلیل است که تهران مهارش کرده است. در عمل تهران از توان محور برای ساختن بازدارندگی بهره میبرد، اما مسئولیت عمل بخشی از آن را نمیپذیرفت.
فرمانده کل سپاه اقدام حماس را «بزرگترین شکست» تاریخ اسرائیل خواند و بسیاری میگفتند که هیمنه این کشور فروریخته است. حسین طائب، که آن روزها مشاور ارشد فرمانده کل سپاه بود، میگفت «نقشه جهانی قدرت در حال تغییر است» و آمریکا و اسرائیل در «یکی از ضعیفترین شرایط خود» قرار دارند. اظهارات این چهرههای نظامی نشان میداد بخشی از محاسبه تهران بر این فرض استوار بود که اسرائیل جنگی طولانی و چند جبههای را تاب نمیآورد و ناچار عقب خواهد نشست و فروپاشی این کشور رقم خواهد خورد.
آن روزها مقامهای جمهوری اسلامی این حرکت حماس را نه تنها افول اسرائيل بلکه نشانی از فروپاشی آمریکا میدانستند که از مشخصههای اصلی آن انتقال مرکز ثقل قدرت از غرب به شرق به ویژه ایران و چین و روسیه بود. از نظر آنها عملیات طوفانالاقصی با برهم زدن نقشههای راهبردی آمریکا و اسرائيل مانند پیمان ابراهیم، جغرافیای سیاسی منطقه را به نفع جبهه مقاومت تغییر داده و روند بازگشت آمریکا به هژمونی مطلق را متوقف کرده بود.
سپری که پیش از جنگ افتاده بود
محور مقاومت راهبرد جمهوری اسلامی برای نفوذ در منطقه و مهار اسرائیل بود. قرار بود گروههایی مانند حزبالله، حماس، شبهنظامیان عراقی و حوثیها میان تهران و دشمنانش بنشینند تا هزینهی حمله به ایران بالا برود و تهران بدون درگیری مستقیم به عمق راهبردی دست یابد. اما این محور، بهویژه پس از هفت اکتبر، نهتنها در ایجاد بازدارندگی در برابر اقدام نظامی اسرائیل و آمریکا ناکام ماند، بلکه تضعیف هم شد. موثرترین حلقه آن، یعنی دولت سوریه از هم پاشید، مهمترین چهرهاش، حسن نصرالله، کشته شد و گروههای دیگر وابسته به آن نیز از راههای سیاسی و اقتصادی تضعیف شدند.
نتیجه این وضعیت، یعنی فروپاشی سپرهایی که تهران برای خود ساخته بود، رسیدن جنگ به ایران بود. اسرائیل در جنگ ۱۲روزه علاوه بر از بین بردن پدافند هوایی، بخشی از فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی را کشت؛ چهرههایی که سالها در ساختن محور مقاومت نقش مؤثری داشتند. این ضربه دیگری بود که سپر ساخته جمهوری اسلامی را بیشتر در هم شکست و عملا نشان داد که تهران حتی در حفاظت از بخشی از داراییهای راهبردی خود نیز با محدودیت جدی روبهروست.
نمونه این عدم توانایی تهران در جنگ ۳۹روزه، آشکارتر شد. آمریکا و اسرائیل رهبر جمهوری اسلامی را در همان آغاز جنگ کشتند. حزبالله در واکنش وارد جنگ شد و علیه اسرائیل دو جبهه گشوده شد. بعدتر برای مدت محدودی حوثیها نیز موشکهای بالستیک به سمت این کشور شلیک کردند و شبهنظامیان عراقی نیز برخی پایگاههای آمریکا در عراق را هدف قرار دادند. این عملیاتها هزینه تحمیل کردند، اما آنقدر جدی نبودند که حتی بازدارندگی نسبی ایجاد کنند.
پس از توقف جنگ، وضعیت حزبالله بدتر شد. اسرائیل در جنوب لبنان عملیاتی زمینی را آغاز کرد و در مهمترین اقدام خود تپه علیالطاهر را، جایی که حزبالله نخستین راکتها را در اسفند از آن به سوی اسرائیل شلیک کرده بود، در اقدامی نمادین نابود کرد. جنگ در آن منطقه همچنان ادامه دارد، در حالی که تهران در توافقنامه خود از پایان جنگ در همه جبههها سخن گفته بود، اما نتوانست برای آن کاری بکند. این موضوع تهران را در موقعیتی قرار داد که حتی امکان حفظ داراییهای خود را نیز ندارد.
از سپر به سمت اهرم
همزمان با جنگ دوم، تهران که با محور مقاومتی تضعیفشده روبهرو بود، راهبرد بستن تنگه هرمز را اجرایی کرد. جمهوری اسلامی باور داشت میتواند بر کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی فشار وارد کند. اما این اهرم بهتنهایی هزینه حمله به ایران را بالا نبرد.
فشار بر اقتصاد جهانی تهدیدی غیرمستقیم بود، برای دشمنی که تصمیم به جنگ گرفته بود. به همین دلیل تهران کوشید با فعالتر کردن حوثیها و بستن تنگه بابالمندب برگ دوم را به میدان بیاورد و از این راه برای خود بازدارندگی بسازد. این تلاش در شرایطی انجام میشد که حزبالله، مهمترین عامل بازدارنده جمهوری اسلامی در مرز اسرائیل، دیگر توان نظامی هفت ماه پیش خود را نداشت.
اندیشکده رند پیشتر هشدار داده بود که اگر حوثیها محاصره بابالمندب را از سر بگیرند، مرحله بعدی منازعه آمریکا و ایران را شکل میدهند، عربستان را دوباره به جنگ میکشانند و هر توافق میان واشینگتن و تهران را پیچیدهتر میکنند. حالا این اتفاق رخ میدهد، اما عربستان بهواسطه توافق مکه به مقابله با حوثیها پرداخته و آمریکا میکوشد از کشورهای منطقه سپری در برابر جمهوری اسلامی بسازد.
به نظر میرسد دو طرف فعلا مانند بازی شطرنج مهرهها را یکییکی و گامبهگام جابهجا میکنند. منطق راهبرد جمهوری اسلامی این است که کنترل هرمز و دسترسی حوثیها به بابالمندب، کنار گذاشتن ایران را از هر تسویهحساب منطقهای دشوار کند و عقبنشینیهای نظامی به از دست رفتن کامل قدرت چانهزنی نینجامد. اما فرض بنیادی تهران همچنان همان فرض ۲۰۲۳ است: گذر زمان، فشار بر کشورهای خلیج فارس و بازارهای جهانی و هزینهی حضور طولانی آمریکا ممکن است به سود جمهوری اسلامی کار کند.
نقطه شکستی هست؟
اما آنچه این بار تفاوت دارد محاصره اقتصادی آمریکا است. محاصرهای که اکنون ابعاد هوایی، دریایی و زمینی یافته است. این وضعیت جنگ را به ابعادی اقتصادی کشانده است که تهران در آن ضعیفتر از مابقی کشورهایی است که میخواست آنها را فروبپاشاند.
تناقض راهبردی که تهران برای بستن تنگه هرمز پیش کشیده بود دامن خودش را نه تنها به واسطه محاصره آمریکا گرفت بلکه هزینه حمل و نقل گران را نیز تحمیل کرد و وضعیت اقتصادی را دشوارتر. درواقع راهبرد تهران پایه اقتصادی استراتژی را فرسوده کرده است.
پرسش هفت اکتبر بسته نشده است، بلکه فقط شکلش عوض شده است. تهران در ۲۰۲۳ میکوشید از قدرت محور مقاومت بهره ببرد و وارد جنگ مستقیم نشود. سه سال بعد خود در جنگ است و اهرم باقیماندهاش را بیش از همه در دو تنگه حیاتی میجوید، بیآنکه سپر مقاومی در اطراف خود در برابر تهدیدهای جدی داشته باشد.
پرسش اصلی امروز دیگر آن نیست که آیا محور مقاومت میتوانست اسرائیل را فرسوده کند، بلکه این است که آیا تهران میتواند از دل شکست منطق سپریسازی برای خود، نوعی جدید از قدرت بازدارندگی بسازد؟ ایران در ۲۰۲۳ میخواست بدون جنگ، دشمن را به عقبنشینی وادارد؛ اکنون باید بدون سپر و با اقتصادی فرسوده، از ابزارهای مختلف برای فشار غیرمستقیم برای ماندن در معادله استفاده کند.
در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال در اینستاگرام، ۶۸ درصد شهروندان گفتند اعتقاد دارند فشارهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی، بیشتر به مردم آسیب میزند تا حکومت.
بیش از ۵۶ هزار نفر در این نظرسنجی اینستاگرامی شرکت کردند. ۲۳ درصد شرکتکنندگان گفتند این فشارها هم به مردم و هم به حکومت آسیب میزند و در مقابل، ۹ درصد نیز معتقدند بیشترین فشار به حکومت وارد میشود.
از نظر جنسیت، حدود ۷۶ درصد شرکتکنندگان در نظرسنجی را مردان و ۲۴ درصد را زنان تشکیل میدهند.
در شاخص سن نیز بیشترین مشارکت، مربوط به رده سنی ۲۵ تا ۳۴ سال با حدود ۳۸ درصد است.
سنین ۳۵ تا ۴۴ سال ۲۹ درصد و رده سنی ۱۸ تا ۲۴ و ۴۵ تا ۵۴ سال هر کدام ۱۲ درصد را تشکیل میدهند.
بررسی هزاران کامنت ثبتشده زیر این پرسش نشان میدهد بحث تنها بر سر این نیست که چه کسی هزینه بیشتری میپردازد.
مخاطبان درباره تورم و کمبود کالا، نقش مسئولان در انتقال فشار به خانوارها، تاثیر تحریم بر درآمد حکومت و همچنین امکان تغییر سیاسی در نتیجه فشار خارجی، استدلالهای متفاوتی مطرح کردهاند.
مهمترین مضمون در میان پیامهایی که آسیب به مردم را برجسته میکنند، دشوارتر شدن زندگی روزانه است.
شهروندان از افزایش قیمتها، فرسایش درآمد، کاهش قدرت خرید و سنگینتر شدن بار زندگی خانوادههای کمدرآمد سخن گفتهاند.
برخی با اشاره به مشکلات درمان و دسترسی به دارو هشدار دادهاند پیامدهای تحریم برای همه یکسان نیست و شهروندانی که منابع مالی کمتری دارند، زودتر تحت فشار قرار میگیرند.
یکی از مخاطبان نوشت: «فقط مردم کمرشان خم میشود.»
توصیفی که این شهروند به کار برده، بازتابدهنده استدلالی پرتکرار است: حتی هنگامی که هدف رسمی فشارها حکومت است، هزینههای اقتصادی میتواند از مسیر قیمت کالاها و خدمات به زندگی عمومی منتقل شود.
چرا بسیاری از مسئولان مصون ماندهاند؟
در بخش دیگری از کامنتها، مساله اصلی شکاف میان زندگی مردم و مقامهای حکومتی است.
نویسندگان استدلال کردهاند که دسترسی به ثروت، منابع ارزی، موقعیتهای رانتی و امکانات ویژه، ممکن است مسئولان و نزدیکان آنان را از بخشی از فشارها دور نگه دارد.
این برداشت در برخی پیامها با انتقاد از فساد و نحوه تخصیص منابع دولتی همراه است.
یک شهروند نوشت: «بار اصلی فشار روی مردم است. اگرنه، حکومت که خوشحال هم میشود ببیند مردم روز به روز بدبختتر میشوند.»
گروهی دیگر گفتهاند حکومت خود نیز از محدودیتهای اقتصادی، کاهش درآمدها و دشوارتر شدن تامین منابع آسیب میبیند، اما میتواند بخشی از این هزینه را به مردم منتقل کند. بنابراین برای آنان، پاسخ به پرسش یک انتخاب ساده میان دو طرف نیست؛ شدت آسیب و مسیر انتقال آن اهمیت دارد.
یکی از پررنگترین اختلافنظرها درباره نسبت رنج کنونی و چشمانداز تغییر سیاسی است.
شماری از کاربران با وجود اذعان به آسیب دیدن شهروندان، تحمل فشار را به امید تضعیف یا تغییر حکومت، قابل قبول میدانند.
در یکی از کامنتها آمده است: «مردم تحمل میکنند، چون برای رسیدن به فردای ایران آزاد، این رنج ارزشش را دارد.»
در سوی دیگر، مخالفان چنین رویکردی گفتهاند هیچ تضمینی وجود ندارد که فشار اقتصادی به تغییر مطلوب منجر شود.
از نگاه آنان، فرسایش سفره خانوادهها ممکن است سریعتر و ملموستر از هر اثر سیاسی بر ساختار قدرت رخ دهد.
برخی نیز سیاستهای آمریکا و عملکرد حکومت ایران را همزمان در تشدید فشار بر زندگی مردم موثر دانستهاند.
در چند کامنت، تحریم به درمانی دردناک تشبیه شده است؛ تشبیهی که نشان میدهد حتی میان موافقان افزایش فشار خارجی نیز آگاهی از هزینه انسانی آن وجود دارد.
در مقابل، شهروندان دیگری معتقدند تبدیل شدن این هزینه به تغییر سیاسی روشن، فرضی اثباتنشده است و نمیتوان از پیش درباره آن اطمینان داشت.
نتیجهای فراتر از سه گزینه
بررسی جوابها، غلبه برداشت «آسیب بیشتر به مردم» را در میان پاسخدهندگان به پرسش ایراناینترنشنال نشان میدهد. اما همزمان، تصویر پیچیدهتری نیز ارائه شده است: برخی اثر فشار را منفی و بیحاصل دانستهاند؛ برخی آن را پرهزینه اما از نظر سیاسی ضروری قلمداد کردهاند؛ و عدهای نیز میان آثار فوری بر خانوار و آثار احتمالی درازمدت بر حکومت، تمایز قائل شدهاند.
این تفاوت مهم است، زیرا انتخاب گزینه «مردم» لزوما به معنای مخالفت با تمام اشکال فشار خارجی نیست؛ همانطور که انتخاب گزینه «حکومت» الزاما به معنای انکار دشواریهای معیشتی مردم نیست.
نظرات شهروندان نشان میدهند موضعگیری درباره فشارهای آمریکا با برداشت مخاطبان از مسئولیت حکومت، تجربه اقتصادی شخصی و امید یا تردید نسبت به تغییر سیاسی، درهمتنیده است.
یک عضو یگان تکاوری پلیس در حمله افراد مسلح در منطقه نصرتآباد زاهدان کشته شد. همچنین حمله به خودروی حامل کارکنان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی در مسیر نیکشهر در استان سیستان و بلوچستان یک کشته بر جای گذاشت.
وبسایت حالوش پنجشنبه ۱۶ مهر از حمله افراد مسلح به خودروی نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی در منطقه نصرتآباد زاهدان خبر داد.
حالوش که اخبار سیستان و بلوچستان را پوشش میدهد، نوشت: «افراد مسلح خودروی نیروهای یگان تکاوری را هدف قرار دادند که در جریان آن خودرو متوقف شد و سرنشینان آن دچار تلفات شدند.»
در سوی دیگر، رسانههای حکومتی، از جمله خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، این حمله را «تروریستی» خواندند و به نقل از پلیس سیستان و بلوچستان گزارش دادند ستوانسوم وحید عنایت، عضو یگان تکاوری، در جریان آن جان باخته است.
پلیس استان نام نیروی انتظامی کشته شده را وحید عنایت اعلام کرد و از «شناسایی مهاجمان» و ادامه عملیات برای بازداشت آنها خبر داد.
جمشید رخشانینسب، فرماندار زاهدان، در مصاحبه با خبرگزاری دولتی ایرنا، این حمله را به «اشرار» نسبت داد و گفت مهاجمان هنگام گشتزنی نیروهای یگان تکاوری در منطقه نصرتآباد به سوی آنان تیراندازی کردند.
او افزود: «این حمله به سرعت با واکنش متقابل نیروهای پلیس مواجه شد.»
تاکنون هیچ فرد یا گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته و مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی نیز هویت مهاجمان را اعلام نکردهاند.
سیستان و بلوچستان در هفتههای اخیر شاهد درگیریهای متعددی میان افراد مسلح و نیروهای جمهوری اسلامی، از جمله نیروهای فاطمیون، بوده است.
بر اساس گزارشها، دستکم پنج عضو فاطمیون ۱۰ مهر در حمله افراد مسلح در منطقه رودماهی زاهدان کشته شدند.
لشکر فاطمیون که از شبهنظامیان افغانستانی تشکیل شده، در کنار لشکر زینبیون پاکستان و حشد الشعبی عراق، نقشی کلیدی در سرکوب انقلاب ملی ایرانیان ایفا کرد و در هماهنگی با نیروهای بسیج و سپاه پاسداران، به کشتار معترضان پرداخت.
حمله به کارکنان نیروی زمینی ارتش
روابط عمومی لشکر ۸۸ زرهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ۱۶ مهر با انتشار بیانیهای اعلام کرد افراد مسلح به خودروی حامل کارکنان این لشکر در استان سیستان و بلوچستان حمله کردند.
در این بیانیه آمده است: «مینیبوس حامل کارکنان لشکر مستقر در سواحل مکران که برای تعویض شیفت در مسیر بودند، هدف حمله مسلحانه قرار گرفت.»
به گفته روابط عمومی لشکر ۸۸ زرهی، در این حمله یک نفر به نام محمدرضا اوکاتی جان باخت و سه نفر دیگر زخمی شدند.
ایرنا نیز گزارش داد این حمله در محدوده نیکشهر، واقع در ۵۱۰ کیلومتری جنوب زاهدان، رخ داده است.
در هفتههای اخیر، افراد مسلح چندین بار به مقرها، پاسگاهها و خودروهای نیروهای نظامی و انتظامی در سیستان و بلوچستان حمله کردهاند.
۹ مهر، علیرضا سنچولی، مامور نیروی انتظامی، در حمله افراد مسلح به ایستبازرسی احمدآباد در ورودی شهر راسک کشته شد.
۱۵ شهریور نیز ابوالفضل عودی و کیوان رمرودی، دو نیروی «قرارگاه عملیاتی شهید میرحسینی»، در تیراندازی افراد مسلح به یک خودروی پشتیبانی در منطقه کورین زاهدان جان باختند.
حمله به مقر فرماندهی انتظامی گلشن
شامگاه چهارشنبه ۱۵ مهر، افراد مسلح به مقر فرماندهی انتظامی شهرستان گلشن در شهر جالق استان سیستان و بلوچستان حمله کردند.
جبهه مبارزین مردمی ۱۶ مهر با انتشار بیانیهای مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت و اعلام کرد اعضای این گروه در این حمله از مین و آرپیجی نیز استفاده کردهاند.
بر اساس این بیانیه، مهاجمان هنگام ورود خودروی حامل فرمانده ستاد به محوطه مقر، به سوی آن آتش گشودند و سپس نیروهای مستقر در ساختمان را هدف گرفتند.
جبهه مبارزین مردمی افزود در جریان این حمله، شش نفر از نیروهای فراجا «مورد اصابت قرار گرفتند».
شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان شامگاه ۱۵ مهر از وقوع انفجاری مهیب در محدوده ستاد فرماندهی انتظامی جالق و شنیده شدن صدای تیراندازی ممتد در منطقه خبر داده بود.
این نهاد نوشته بود: «شماری از نیروهای نظامی در جریان این درگیری مجروح و برای درمان به مراکز درمانی منتقل شدند.»
۲۱ شهریور، درگیری حدود ۹ ساعته نیروهای حکومتی با اعضای «جبهه مبارزین مردمی» در منطقه بخشان سراوان به کشته شدن سه عضو سپاه پاسداران و چهار فرد مسلح انجامید.
شماری از احزاب و گروههای فعال در سیستان و بلوچستان، آذر ۱۴۰۴ از تشکیل «جبهه مبارزین مردمی» با هدف «اتحاد و افزایش اثرگذاری مبارزات» خبر دادند.
«جنبش پادا بلوچ»، «حرکت نصر بلوچستان»، «سازمان جیشالعدل»، «گروه محمد رسولالله» به رهبری حاجی واحدبخش و گروههایی با عنوان «پیکارجویان خودجوش بلوچ»، از جمله تشکلهای مشارکتکننده در این جبهه هستند.