در پاسخ به نظرسنجی اینستاگرامی ایراناینترنشنال، ۹۴ درصد شرکتکنندگان گفتند احساس میکنند نسبت به قبل و بهطور ویژه پیش از دیماه، زودتر عصبانی میشوند و حتی در موقعیتهای ساده نیز به آسانی به مرز انفجار میرسند.
حدود ۳۸ هزار نفر در این نظرسنجی آنلاین شرکت کردند و گفتند خشم آنها در مواجهه با مشکلات، بسیار سریعتر از سالهای گذشته برانگیخته میشود.
از نظر جنسیت، ۷۵.۷ درصد شرکتکنندگان در این نظرسنجی را مردان و ۲۴.۳ درصد را زنان تشکیل میدهند.
بیشترین رده سنی پاسخدهندگان با سهم ۳۹.۷ درصد، مربوط به ۲۵ تا ۳۴ سال است.
رده سنی ۱۸ تا ۲۴ سال ۱۶.۶ درصد، ۳۵ تا ۴۴ سال ۲۵.۷ درصد و بازه سنی ۴۵ تا ۵۴ سال نیز ۹.۵ درصد از پاسخدهندگان را شامل میشوند.
بررسی هزاران نظر بخش کامنتهای این پست درباره تغییر سطح عصبانی شدن نیز نشان میدهد کاهش تحمل، افزایش پرخاشگری، خستگی روانی و احساس قرار گرفتن در آستانه «انفجار»، از روایتهای پرتکرار مخاطبان است.
بسیاری فشار اقتصادی، تجربه خشونت سیاسی بهطور ویژه در اعتراضات دی، پیامدهای دو جنگ و نااطمینانی از آینده را از عوامل اصلی این وضعیت دانستند.
گروهی نیز گفتند خشم، جای خود را به افسردگی، خستگی و بیحسی داده است.
شماری از پاسخدهندگان گفتند این فشارها در روابط خانوادگی، رانندگی و برخوردهای روزمره آشکار میشوند. گروهی دیگر اما تاکید کردند آگاهی از شرایط سخت دیگران باعث شده بیشتر خشم خود را کنترل و با همدلی بیشتری رفتار کنند.
گرانی و ناامیدی
گرانی، تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری و فاصله درآمد با هزینههای زندگی، پرتکرارترین دلایلی هستند که مخاطبان برای کاهش تحمل خود مطرح کردهاند.
یکی از پاسخدهندگان نوشت افزایش مستمر هزینهها، در حالی که درآمد همپای آن بالا نمیرود، مردم را «زودتر عصبی و کمحوصله» کرده است.
مخاطب دیگری گفت حقوقش تا میانه ماه نمیماند و باید همزمان هزینه دارو، قبوض، اجاره خانه و مخارج روزمره را تامین کند و همینها، او و دیگران را تحت فشار شدید قرار میدهد.
این روایتها با نتایج نظرسنجی دیگری از ایراناینترنشنال درباره اشتغال همخوان است.
پیشتر حدود ۹۲ درصد از ۲۵ هزار شرکتکننده در یک نظرسنجی گفتند طی ماههای گذشته خود یا افرادی در اطرافشان بیکار شدهاند.
برخی مخاطبان گفتند مشکل تنها کمبود پول نیست و نامعلوم بودن آینده نیز فشار روانی را افزایش داده است.
در نظرسنجی دیگری که نتایج آن ۲۱ مرداد منتشر شد، ۸۳ درصد از حدود ۱۰۰ هزار شرکتکننده گفتند در صورت فراهم بودن شرایط، از ایران مهاجرت میکنند. فشار معیشتی و نبود چشمانداز روشن، از دلایل پرتکرار پاسخدهندگان این نظرسنجی بود.
خشم؛ از خیابان تا خانه
بخشی از کامنتها نشان میدهد فشارهای انباشته به روابط روزمره نیز منتقل شده است.
رانندگی یکی از پرتکرارترین موقعیتهایی بوده است که مخاطبان به آن اشاره کردهاند.
به گفته شهروندان، برخورد از پشت خودرو، ترافیک، بوق زدن و اختلافهای ساده بر سر پارک خودرو، میتواند به مشاجره منجر شود.
شهروندی نوشت پیشتر در برابر یک تصادف جزیی حتی از خودرو پیاده نمیشد، اما اخیرا در موقعیتی مشابه واکنش تندی همراه با ناسزا به راننده مقابل نشان داده و پس از آن از خود پرسیده است: «این من بودم؟»
مخاطبی دیگر نوشت تاب تحمل خیلیها به پایان رسیده و انگار با کوچکترین جرقهای، از کوره در میروند: «هر بار بیرون میروم، حتما دستکم یک دعوا در خیابان میبینم.»
برخی، فشار اقتصادی را عامل تشدید این برخوردها دانستند و گفتند خشم ناشی از مشکلات گستردهتر، در خیابان و در روابط میان شهروندان تخلیه میشود.
عدهای نیز از کاهش تحمل در روابط خانوادگی گفتند.
شهروندی تاکید کرد فشار فکری و افسردگی باعث شده هنگام صحبت با فرزندش زودتر به «مرز انفجار» برسد.
دوم شهریور، ۱۰۰ هزار نفر در نظرسنجی آنلاین ایراناینترنشنال شرکت کردند و ۹۰ درصدشان گفتند در وضعیت فعلی کشور، تمایلی به ازدواج یا فرزندآوری ندارند.
بررسی این نظرات نشان میداد فشار اقتصادی، ناامنی شغلی، هزینه مسکن و نگرانی از آینده کودکان، از مهمترین دلایلی است که بسیاری از مخاطبان برای عقبنشینی از تشکیل خانواده یا داشتن فرزند، مطرح میکنند.
دیماه، جنگ و تجربه خشونت
شماری از پاسخدهندگان افزایش خشم خود را مستقیما به رویدادهای سیاسی ماههای اخیر نسبت دادند و از وقایع ۱۸ و ۱۹ دیماه، مواجهه با کشتار گسترده خیابانی، اعدامها و تجربه جنگ نوشتند.
یک شهروند گفت از شب ۱۸ دی و پس از دیدن تصاویر کشته شدن مردم، دیگر آن «آدم قبل» نشده است.
مخاطب دیگری نیز گفت زندگیاش پس از وقایع دیماه تغییر کرد؛ هرچند تلاش میکند عصبانیت خود را متوجه دیگر شهروندان نکند.
شماری دیگر نیز گفتند در مواجهه آگاهانه با این خشم انفجاری، تلاش میکنند در موقعیتهای تنشزا با یک «عذرخواهی ساده» از تشدید درگیری جلوگیری کنند.
شهروندی تاکید کرد چون میداند دیگران هم با مشکلات معیشتی، بیماری و بیکاری درگیرند، در کسبوکار، رانندگی و همسایگی، بیشتر ملاحظه میکند.
ایراناینترنشنال ۲۵ تیر گزارشی از نتایج یک پیمایش رسمی و محرمانه در نهاد ریاستجمهوری منتشر کرد که حاکی از ثبت نرخ ۶۳.۶ درصدی خشم عمومی در ایران پس از کشتار دیماه بود.
شاخص جهانی احساسات موسسه گالوپ تاکنون هیچ کشوری را با نرخ خشم بالاتر از ۴۷ درصد ثبت نکرده است و این رکورد متعلق به کشور چاد است.
روحالله لک علیآبادی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، از آغاز تحقیق و تفحص از سازمان غذا و دارو خبر داد و گفت هنوز مشخص نیست ۷۰۰ میلیون دلار از اعتبار در نظر گرفته شده برای دارو، چه وضعیتی دارد. او افزود قیمت برخی داروها در کشور ۱۰ تا ۱۵ برابر شده است.
لک علیآبادی پنجشنبه ۱۹ شهریور در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا درباره یک میلیارد دلار اختصاصیافته برای تامین دارو گفت یکی از پاسخهای ارائه شده، این است که ۳۰۰ میلیون دلار از این مبلغ دریافت و هزینه شده، اما ۷۰۰ میلیون دلار باقیمانده «اصلا دریافت نشده» است.
این نماینده مجلس گفت توضیحات مطرح شده درباره این اعتبار باید بهطور کامل راستیآزمایی شود تا مشخص شود منابع در نظر گرفتهشده برای تامین دارو دقیقا چه وضعیتی داشتهاند.
او گفت تحقیق و تفحص به «ترک فعلهایی» مربوط است که در حوزه دارو صورت گرفته و افزود اگر توضیحات سازمان غذا و دارو در کمیسیون بهداشت قانعکننده نباشد، موضوع به صحن مجلس ارجاع خواهد شد.
ایلنا نوشت مسئولان سازمان غذا و دارو میگویند این منابع برای ایجاد ذخایر استراتژیک در نظر گرفته شده، در خزانه قرار دارد و از طریق واردات به شرکتهای خارجی حواله میشود.
لک علیآبادی دوم تیر گفته بود سرنوشت ۷۰۰ میلیون دلار از یک میلیارد دلار برداشتشده از صندوق توسعه ملی برای تامین دارو و تجهیزات پزشکی مشخص نیست و اعضای کمیسیون بهداشت از توضیحات سازمان غذا و دارو قانع نشدهاند.
در حالی که ابهامها درباره بخشی از منابع در نظر گرفتهشده برای تامین دارو و تجهیزات پزشکی ادامه دارد، پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از افزایش شدید قیمت و کمبود برخی داروها در شهرهای مختلف حکایت دارند.
شماری از مخاطبان گفتهاند برای تهیه داروهایی از جمله انسولین، داروهای سرطان و برخی داروهای رایج و مکملها ناچارند چندین داروخانه را جستوجو کنند یا اساسا توان پرداخت هزینه آن را ندارند.
قیمت برخی داروها ۱۰ تا ۱۵ برابر شده است
لک علیآبادی گفت با توجه به شرایط جنگی و مشکلات ایجادشده در تامین مواد اولیه و واردات دارو، قیمت برخی داروها ۱۰ تا ۱۵ برابر شده و در تامین شماری از اقلام، از جمله انسولین و داروهای ضدسرطان، نیز «مشکلات جدی» وجود دارد.
او افزود با وجود پیشبینی احتمال بروز بحران و اختصاص منابع برای تامین دارو، اکنون کشور با «بحران جدی» در این حوزه مواجه است.
این نماینده مجلس همچنین گفت برخی داروهایی که همیشه در دسترس مردم بوده و با قیمتهای پایین عرضه میشدند، اکنون با افزایش شدید قیمت مواجه شدهاند و ارقام مربوط به گرانی بعضی داروها «به حدی بالاست که حتی بیان آنها نیز دشوار است».
احمد آریایینژاد، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، ۱۸ شهریور گفت گرانی دارو و افزایش هزینههای درمان باعث شده بخشی از مردم درمان خود را به تعویق بیندازند یا از ادامه آن صرفنظر کنند.
با وجود گزارشهای متعدد درباره تشدید بحران دارو در ایران، حسینعلی شهریاری، رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، ۱۳ شهریور کوشید ابعاد این بحران را کماهمیت جلوه دهد. او کمبودهای موجود را «غیرجدی» توصیف کرد.
شهریاری در پاسخ به پرسشی درباره چالش کمبود دارو، بهویژه برای بیماران خاص، افزود: «مشکل واقعا جدی نیست که الان بیماران درمانده باشند و نتوانند درمان خود را ادامه بدهند.»
۱۲ شهریور، پایگاه خبری رویداد۲۴ به نقل از هادی احمدی، سخنگوی انجمن داروسازان ایران، وضعیت دارو در کشور را نگرانکننده خواند و گزارش داد حدود ۸۰۰ قلم دارو در فهرست کمبود قرار دارند که «دهها قلم داروی حیاتی» نیز در میان آنهاست.
پنجم مرداد نیز پایگاه خبری اقتصادنیوز نوشت در پی شدت گرفتن بحران اقتصادی، پرداختهای اقساطی در بازار سلامت کشور بهتدریج رواج یافته و خدماتی مانند دندانپزشکی و حتی دارو بهصورت قسطی عرضه میشوند.
خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آگاه گزارش داد جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریمهای فروش نفت، از سازوکاری شبیه تهاتر استفاده کرده و در ازای نفت، میلیاردها دلار کالا، از جمله تجهیزات نظامی، از چین خریده است.
دو منبع ارشد حکومت ایران و سه فرد مطلع پنجشنبه ۱۹ شهریور به رویترز گفتند در این سازوکار محرمانه، درآمد حاصل از فروش نفت ایران به اعتبارهایی برای واردات کالاهای چینی تبدیل میشود.
به گفته این منابع، این روش به چین، بزرگترین واردکننده نفت خام جهان، امکان داده است به نفت ارزانتر ایران دسترسی داشته باشد و همزمان، بانکها و شرکتهای صادرکننده کالا به جمهوری اسلامی را از نظارت و مجازاتهای بینالمللی دور نگه دارد.
آنها افزودند این سازوکار دستکم از سال ۲۰۲۱ برقرار بوده و نخستین بار برای تامین دارو و واکسنهای کووید-۱۹ مورد نیاز ایران، به کار گرفته شده است.
با افزایش فشارهای واشینگتن بر شرکتهای طرف معامله با جمهوری اسلامی، نقش این روش در تداوم تجارت میان ایران و چین پررنگتر شده است.
آمریکا شماری از شرکتهای کوچکتر چینی را که خریدار نفت ایران هستند یا انتقال آن را تسهیل میکنند، در فهرست تحریمها قرار داده، اما تاکنون از اعمال مجازاتهای شدیدتر که میتواند بر اقتصاد جهانی تاثیرگذار باشد، خودداری کرده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اول شهریور به کشورها هشدار داد در صورت ادامه روابط تجاری با تهران، ممکن است دسترسی آنها به نظام مالی مبتنی بر دلار مسدود شود.
رویترز نتوانست مشخص کند محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا چه تاثیری بر این سازوکار شبهتهاتری گذاشته است.
این خبرگزاری ۱۰ شهریور گزارش داده بود از زمان برقراری مجدد محاصره دریایی در ۲۳ تیر، هیچ محموله نفت خام ایران نتوانسته است از تنگه هرمز عبور کند و به چین برسد.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که پیش از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
منابع آگاه به رویترز گفتند جمهوری اسلامی از سازوکار شبهتهاتری برای خرید دارو، خودرو و تجهیزات ارتباطی از چین استفاده کرده است.
بر اساس این گزارش، شرکتهای تولیدکننده چینی بهطور مستقیم با حکومت ایران معامله نمیکردند و شواهدی وجود ندارد که این شرکتها تحریمها را نقض کرده باشند.
به گفته منابع، این سازوکار طی یک سال گذشته دستکم یک بار برای اجرای قراردادهایی به ارزش میلیونها دلار با هدف تامین تجهیزات پدافند هوایی جمهوری اسلامی به کار گرفته شده است.
این افراد جزییاتی درباره معاملات با تولیدکنندگان چینی ارائه نکردند.
رویترز افزود این سازوکار یکی از چندین روشی است که حکومت ایران از طریق آنها، بدون پرداخت مستقیم به شرکتهای چینی از مجاری بانکی بینالمللی، کالا و خدمات از این کشور خریداری میکند.
مهر ۱۴۰۴ و بهدنبال فعال شدن مکانیسم ماشه، تحریمهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی، از جمله ممنوعیت فروش اکثر تسلیحات متعارف عمده به ایران، دوباره برقرار شد.
دههها تحریم آمریکا شمار مشتریان نفت ایران را بهشدت کاهش داده است. بر اساس دادههای شرکت تحلیل بازار کپلر، چین خریدار اصلی نفت ایران است و در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی این کشور را خریداری کرد.
حجم این خریدها بهطور متوسط روزانه ۱.۴ میلیون بشکه اعلام شده است.
جمهوری اسلامی و چین در سال ۲۰۲۱ توافقنامه مشارکت راهبردی ۲۵ سالهای امضا کردند که حوزههایی از جمله انرژی و زیرساخت را در بر میگیرد، اما اطلاعات اندکی درباره جزییات آن بهطور عمومی منتشر شده است.
روزنامه واشینگتنپست ۲۸ مرداد گزارش داد چین و روسیه با کمک به جمهوری اسلامی، از جمله از طریق تامین مواد شیمیایی و ارائه اطلاعات نظامی و جاسوسی، در ادامه فعالیت کارزار جنگی تهران نقش داشتهاند.
رویترز در تشریح نحوه عملکرد سازوکار شبهتهاتری نوشت یک خریدار که به نمایندگی از شرکت دولتی بازرگانی نفت چین «جوهای ژنرونگ» فعالیت داشت، دستکم تا امسال ماهانه صدها میلیون دلار نزد یک نهاد مالی کمتر شناختهشده در چین به نام «چوشین» واریز میکرد.
به گفته منابع آگاه، این مبالغ برای پرداخت هزینه خریدهایی اختصاص مییافت که از طریق یک شرکت ثبتشده در هنگکنگ و مرتبط با شرکت ملی نفت ایران انجام میگرفت.
چوشین احتمالا با استفاده از دیگر موسسات مالی چینی، پول را به صادرکنندگان این کشور و شرکتهای فعال در پروژههای زیرساختی ایران انتقال میداد.
منابع آگاه گفتند حدود ۷۰ درصد درآمدهای نفتی ایران که چوشین مدیریت میکند، به پروژههای زیرساختی اختصاص مییابد. باقی درآمدها به حسابهای متعلق به یک نهاد واسطه با هدف خاص واریز میشود تا مطالبات شرکتهای تامینکننده کالا برای ایران از طریق آن پرداخت شود.
برآوردها نشان میدهد طی یک سال گذشته بین دو میلیارد تا ۲.۵ میلیارد دلار از طریق نهاد واسطه منتقل شده است.
منابع مالی موجود در این سازوکار را دو نهاد مدیریت میکنند؛ شرکتی به نمایندگی از وزارت بازرگانی چین و نهادی مرتبط با بانک مرکزی جمهوری اسلامی.
مهرماه ۱۴۰۴، روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد چین در توافقی مخفی و پیچیده، راهی برای دور زدن تحریمهای نفتی جمهوری اسلامی یافته است.
بر اساس این گزارش، حکومت ایران نفت خود را به چین ارسال میکند و در عوض، شرکتهای چینی تحت حمایت دولت این کشور، پروژههای عمرانی را برای زیرساختهای مورد نیاز تهران انجام میدهند.
اداره امنیت داخلی سنگاپور با هشدار درباره تهدیدهای فزاینده سپاه پاسداران اعلام کرد یکی از فرماندهان گروههای نیابتی مورد حمایت تهران پیشتر برای سفر به سنگاپور درخواست ویزا داده و احتمال میرود قصد هدف قرار دادن منافع آمریکا و اهداف اسرائیلی و یهودی در این کشور را داشته است.
بر اساس «گزارش ارزیابی تهدید تروریسم سنگاپور در سال ۲۰۲۶» که پنجشنبه ۱۹ شهریور منتشر شد، تحولات خارج از این کشور خطر حمله به سنگاپور را افزایش داده و جنوبشرق آسیا همچنان از پیامدهای تنشهای ژئوپلیتیکی و بیثباتی در خاورمیانه تاثیر میپذیرد.
در این گزارش آمده است فعالیتهای سپاه پاسداران و شبکه گروههای نیابتی مسلح موسوم به «محور مقاومت»، از جمله حماس، حزبالله لبنان، کتائب حزبالله عراق و حوثیهای یمن، تهدید تروریسم را به مناطقی فراتر از خاورمیانه گسترش داده است.
اداره امنیت داخلی سنگاپور هشدار داد درگیریهای جاری در خاورمیانه علاوه بر افزایش خطر حمله در خارج از مناطق جنگی، به عاملی برای افراطگرایی تبدیل شدهاند.
این گزارش در حالی منتشر میشود که تنشها میان تهران و واشینگتن در روزهای اخیر شدت گرفته و حملات حوثیها به عربستان سعودی، گمانهزنیها را درباره احتمال گسترش دامنه درگیریها افزایش داده است.
بخش دیگری از گزارش اداره امنیت داخلی سنگاپور به فعالیتهای محمد باقر سعد داوود الساعدی، معروف به «باقر»، اختصاص دارد.
این تبعه عراق که اردیبهشتماه در ترکیه بازداشت و سپس به آمریکا تحویل داده شد، به طراحی حمله به کنیسهای در نیویورک و دو مرکز یهودی در لسآنجلس و اسکاتسدیل آریزونا متهم است.
بر اساس این گزارش، باقر از فرماندهان کتائب حزبالله و گروه پوششی آن، «حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه»، به شمار میرود.
او متهم است دستکم ۲۰ حمله و اقدام برای حمله به اهداف آمریکایی و یهودی را در اروپا، ایالات متحده و کانادا، هدایت کرده است.
بنا بر اعلام اداره امنیت داخلی سنگاپور، باقر در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ سه بار برای دریافت ویزای این کشور درخواست داد، اما در نهایت به سنگاپور سفر نکرد. با این حال، گمان میرود او در سالهای اخیر به جنوبشرق آسیا سفر کرده باشد.
این اداره تاکید کرد: «اگر باقر برای ورود به سنگاپور اقدام میکرد، از ورود او جلوگیری میشد.»
در ادامه گزارش آمده است: «نمیتوان این احتمال را نادیده گرفت که سفر باقر به این منطقه با اهداف تروریستی انجام شده و او قصد هدف قرار دادن سنگاپور، از جمله منافع آمریکا و اهداف اسرائیلی و یهودی در این کشور، را داشته است.»
اداره امنیت داخلی سنگاپور اعلام کرد با همکاری شرکای اطلاعاتی خود در حال تحقیق درباره فعالیتهای این فرمانده کتائب حزبالله است.
۲۰ خرداد، ۲۲ کشور در آمریکای شمالی، اروپا و اقیانوسیه در بیانیهای مشترک، «اقدامات تروریستی» جمهوری اسلامی در خاک خود علیه ایرانیان مخالف حکومت، روزنامهنگاران و همچنین منافع یهودی و اسرائیلی را محکوم کردند و هشدار دادند تهران باید فورا به این اقدامات پایان دهد.
پیشینه تلاشهای حزبالله برای طراحی حمله در سنگاپور
اداره امنیت داخلی سنگاپور با اشاره به سابقه فعالیت گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در این کشور نوشت سنگاپور پیشتر نیز با تلاش این گروهها برای طراحی حمله مواجه بوده است.
بر اساس این گزارش، حزبالله لبنان در دهه ۱۹۹۰ کوشید از طریق گروههای مطالعات دینی، شماری از شهروندان سنگاپور را جذب کند.
این گروه از پنج سنگاپوری خواست هستهای تشکیل دهند و با عکسبرداری از سفارتخانههای آمریکا و اسرائیل اطلاعات جمعآوری کنند، اما آنها از انجام این ماموریت خودداری کردند.
در رویدادی جداگانه در میانه دهه ۱۹۹۰، عوامل حزبالله سواحل سنگاپور را زیر نظر گرفتند. هدف آنها حمله به شناورهای نیروی دریایی آمریکا و کشتیهای تجاری اسرائیلی در حال عبور از تنگه سنگاپور بود.
در ماههای گذشته، تلاشها برای خلع سلاح حزبالله شدت گرفته، اما این گروه تاکنون از پذیرش آن سر باز زده و بر ادامه رویارویی با اسرائیل تاکید کرده است.
اداره امنیت داخلی سنگاپور هشدار داد جمهوری اسلامی و گروههای مورد حمایتش حتی پیش از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ نیز به طراحی حملات مخفیانه علیه اهداف اسرائیلی و یهودی در کشورهای مختلف متهم بودند، اما این تهدید از زمان آغاز جنگ بهطور چشمگیری افزایش یافته است.
در مدتی کوتاه، دستکم ۲۰ حمله و اقدام برای حمله به اهداف آمریکایی، اسرائیلی و یهودی در اروپا، کانادا و ایالات متحده رخ داد. مسئولیت این حملات را گروه «حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه» بر عهده گرفت.
اداره امنیت داخلی سنگاپور نوشت گزارشها نشان میدهند این گروه پوششی برای کتائب حزبالله عراق است.
پیشتر در تیرماه، دولت بریتانیا سپاه پاسداران و حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه را در فهرست گروههای غیرقانونی قرار داد.
جذب جوانان برای اجرای حملات در ازای پول
بر اساس گزارش ارزیابی تهدید تروریسم سنگاپور، در حملات مرتبط با «حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه» از شیوهای موسوم به «تروریسم اجارهای» استفاده شده است.
در این شیوه، گروههای تبهکار سازمانیافته و افرادی که ظاهرا انگیزه ایدئولوژیک ندارند، در ازای دریافت پول برای اجرای عملیات تروریستی به خدمت گرفته میشوند.
جذب این افراد، از جمله جوانان، از طریق شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای بازی آنلاین صورت گرفته است.
اداره امنیت داخلی سنگاپور در ادامه هشدار داد این کشور و منافعش همچنان اهدافی جذاب برای عناصر تروریستی به شمار میروند.
این نهاد افزود گروههایی مانند القاعده و داعش در فضای مجازی هوادار جذب میکنند و افراد را به انجام حملات در نقاط مختلف جهان فرامیخوانند.
تصویر منتشر شده از موشک قاسمبصیر در خبرگزاری تسنیم
تلگراف گزارش داد حکومت ایران در حملات چهارشنبه به شناورهای آمریکایی نزدیک تنگه هرمز، احتمالا برای نخستینبار از موشکی با جستجوگر الکترواپتیکی استفاده کرده است. سنتکام میگوید حملات جمهوری اسلامی به اهداف دریایی و اردن ناکام ماند.
سپاه پاسداران در ساعات شب موجی از حملات را علیه نیروهای آمریکا در اردن و ۱۰ شناور آمریکایی در نزدیکی تنگه هرمز انجام داد.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، وقوع این حملات را تایید کرد، اما گفت حمله به شناورها به هدف نرسید و موشکهای شلیکشده به اردن نیز رهگیری شدند. جزئیاتی درباره شمار و نوع موشکهای منهدمشده ارائه نشده است.
نیویورکپست با اشاره به گزارش روزنامه تلگراف نوشت در حمله به شناورهای آمریکایی احتمالا از موشکهای مجهز به جستجوگر الکترواپتیکی استفاده شده است. این سامانهها با استفاده از دوربین و حسگرهای نوری، هدف را ردیابی میکنند و برای اصابت دقیق به آن به سامانه موقعیتیابی جهانی، جیپیاس، وابسته نیستند.
احتمال استفاده از موشک «قاسم بصیر» مطرح شد حکومت ایران اواخر سال گذشته میلادی از یک موشک بالستیک میانبرد با نام «قاسم بصیر» رونمایی کرده بود که به جستجوگر الکترواپتیکی مجهز است.
مقامهای جمهوری اسلامی در آن زمان گفتند این موشک میتواند بدون استفاده از جیپیاس هدف خود را شناسایی و دنبال کند. به ادعای تهران، این ویژگی اخلال در سامانه هدایت موشک را دشوارتر و دقت آن را بیشتر میکند.
محسن رضایی، دبیر تازه منصوبشده شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، گفته است در حملات چهارشنبه برای نخستینبار یک موشک «ویژه مقابله با ناوشکن» به کار گرفته شد. او این اقدام را بخشی از تغییر رویکرد حکومت ایران در سیاست دفاعی دانست.
با این حال، هنوز مشخص نیست موشکی که به سوی شناورهای آمریکایی شلیک شد، همان «قاسم بصیر» بوده یا سامانه دیگری در این حمله آزمایش شده است. مقامهای آمریکایی نیز استفاده از این نوع موشک را بهطور مستقل تایید نکردهاند.
تهران حملات را واکنشی به هدف قرار گرفتن نفتکشها خواند مقامهای حکومت ایران اعلام کردند حملات به اهداف آمریکایی در واکنش به عملیات ایالات متحده علیه پنج نفتکش در نزدیکی جزیره خارک انجام شده است.
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در بیانیهای گفتند در چارچوب «حق ذاتی دفاع مشروع»، پایگاهها و تاسیسات نظامی آمریکا در اردن و چند شناور آمریکایی را هدف قرار دادهاند.
در این بیانیه، اردن به حمایت از حملات نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی متهم شده است.
سپاه پاسداران همچنین درباره حملات احتمالی به نفتکشها و پایگاههایی در بحرین و کویت هشدار داد و از خدمه شناورها خواست آنها را فورا ترک کنند.
تشدید حملات قیمت نفت را به بیش از ۱۰۰ دلار رساند افزایش حملات متقابل جمهوری اسلامی و آمریکا و هدف قرار گرفتن نفتکشها، نگرانیها درباره امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز را تشدید کرده است؛ آبراهی راهبردی که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند.
به گزارش نیویورکپست، حملات اخیر و عملیات حوثیهای مورد حمایت حکومت ایران علیه تاسیسات نفتی عربستان سعودی، قیمت نفت خام را برای نخستینبار از ماه ژوئیه به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه رساند.
ادعای جمهوری اسلامی درباره بهکارگیری موفق موشک ویژه مقابله با ناوشکن با روایت سنتکام تفاوت دارد. تهران از این عملیات بهعنوان نمایش یک توانایی تازه یاد کرده، اما فرماندهی مرکزی آمریکا میگوید حملات به اهداف خود نرسیدهاند.
تحلیل شش سال تصاویر ماهوارهای نشان میدهد فعالیت عمرانی در مجموعه زیرزمینی کوه کلنگ گزلا، در نزدیکی نطنز، طی سال ۲۰۲۶ به اوج رسیده است؛ با این حال، شواهد موجود انتقال سانتریفیوژ یا آغاز غنیسازی اورانیوم در این محل را تایید نمیکند.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، سیاسآیاس، در تحلیلی که چهارشنبه ۱۸ شهریور منتشر شد، اعلام کرد فعالیت در جادهها و ورودیهای مجموعه واقع در کوه کلنگ گزلا، از هر زمان دیگری طی شش سال گذشته بیشتر بوده است.
این مرکز با بررسی تصاویر راداری و نوری ثبتشده از سال ۲۰۲۰ تاکنون، سه مرحله متفاوت از فعالیت در پنج نقطه اصلی مجموعه و جادههای متصل به آنها شناسایی کرده است.
مرحله نخست، از سال ۲۰۲۰ تا آوریل ۲۰۲۴، با عملیات سنگین عمرانی و شکلگیری اولیه مجموعه همراه بود. در مرحله دوم، از آوریل ۲۰۲۴ تا ژانویه ۲۰۲۶، میزان تغییرات کاهش یافت، هرچند در ماههای پایانی سال ۲۰۲۵ فعالیتها بار دیگر افزایش پیدا کرد.
در مرحله سوم که از ژانویه ۲۰۲۶ آغاز شده است، استفاده همزمان و گسترده از همه مسیرهای ارتباطی، مقاومسازی سطوح اطراف ورودیها و افزایش رفتوآمد در جادههای مجموعه مشاهده میشود. تحلیلگران این الگو را بیش از آنکه نشانه حفاری تونلهای جدید بدانند، حاکی از افزایش استفاده از مجموعه ارزیابی کردهاند.
مجموعه از حفاری به ساختوساز داخلی میرسد تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا که نهم ژوئیه [۱۸ تیر] و نهم اوت ۲۰۲۶ [۱۸ مرداد] ثبت شدهاند، از بتنریزی مسیرها و ورودی تونلها، تقویت شبکه جادهای داخلی، مقاومسازی محدودههای دسترسی و کاهش یا انتقال تودههای خاک و نخاله حفاری حکایت دارند.
بر اساس این تحلیل، ورودیهای جنوبی و شرقی مجموعه در ژوئیه ۲۰۲۶ در مقایسه با سپتامبر ۲۰۲۵ استحکام بیشتری داشتهاند. مقاومسازی ورودیهای شرقی و غربی نیز همچنان ادامه دارد.
کاهش نخالههای حفاری معمولا نشانه انتقال یک پروژه از مرحله خاکبرداری به مرحله تکمیل سازه است. تحلیلگران بر این اساس احتمال دادهاند تمرکز فعالیتها به سمت ساختوساز درون تاسیسات زیرزمینی تغییر کرده باشد.
در تاسیسات هستهای نطنز، واقع در دو کیلومتری شمال این مجموعه، تغییر مشابهی مشاهده نشده است. به همین دلیل، افزایش فعالیت ثبتشده بهطور مشخص به مجموعه زیرزمینی کوه کلنگ نسبت داده شده است.
انتقال سانتریفیوژها تایید نشده است بر اساس گزارشهای پیشین، اطلاعات اسرائیل مدعی شده بود حکومت ایران در پاییز گذشته سانتریفیوژها و قطعات آنها را به کوه کلنگ منتقل کرده است. تحلیل تصاویر ماهوارهای نتوانسته است این موضوع را تایید یا رد کند.
نویسندگان گزارش میگویند تداوم عملیات عمرانی، مشاهده نشدن افزایش تدابیر امنیتی داخلی و نبود خودروها یا تجهیزاتی که با ساختوساز ارتباط ندارند، نشان میدهد احتمالا این تاسیسات هنوز برای انجام غنیسازی اورانیوم آماده نیست.
آنها تاکید کردهاند برای تشخیص الگوی فعالیت مجموعه و مشخص شدن کاربری آن، بررسی دقیقتر تحرکات روزانه ضروری است.
تحلیلگران سه کاربری احتمالی را برای این مجموعه مطرح کردهاند: کارخانه مونتاژ سانتریفیوژ، یک مرکز زیرزمینی غنیسازی اورانیوم یا محلی برای انتقال فعالیتهای پژوهشی و تاسیسات مرتبط با برنامه احتمالی تسلیحات هستهای.
یکی از نگرانیهای مطرحشده این است که حکومت ایران بتواند حدود ۴۴۰ کیلوگرم ذخیره اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی خود را در چنین مجموعهای به مواد با غنای تسلیحاتی تبدیل کند. با این حال، شواهد منابع عمومی وقوع چنین فعالیتی را در کوه کلنگ نشان نمیدهند.
ساخت مجموعه پس از خرابکاری نطنز آغاز شد کوه کلنگ گزلا مجموعهای بزرگ از تونلهای زیرزمینی در یک کوه گرانیتی، در دو کیلومتری جنوب تاسیسات غنیسازی نطنز است.
علیاکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران، در سال ۲۰۲۰ از آغاز ساخت یک مرکز زیرزمینی مونتاژ سانتریفیوژ در نزدیکی نطنز خبر داد. این تصمیم پس از خرابکاری منتسب به اسرائیل در یک کارگاه روی زمین در مجموعه نطنز گرفته شد.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تهران خواسته است درباره کوه کلنگ اطلاعات ارائه کند و اجازه دسترسی بازرسان به این محل را بدهد. بنا بر گزارش سیاسآیاس، جمهوری اسلامی تاکنون به این درخواستها پاسخ نداده است.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در سپتامبر ۲۰۲۵ گفته بود تصاویر ماهوارهای برای تشخیص فعالیتهای داخل مجموعه کافی نیست و بازرسان آژانس باید در محل حضور یابند تا کاربری آن را بررسی کنند. نویسندگان تحلیل سیاسآیاس در مقابل گفتهاند تهران همزمان با درخواست شفافیت، مانع فعالیت بازرسانی شده است که میتوانند این موضوع را بررسی کنند.
تصاویر همچنین نشان میدهند فعالیتهای ساختمانی در دوره اجرای تفاهمنامه ۲۷ خرداد میان جمهوری اسلامی و آمریکا با سرعت زیاد ادامه داشته است. در آن تفاهمنامه آمده بود جمهوری اسلامی باید وضع موجود برنامه هستهای خود را حفظ کند.
عمق و استحکام مجموعه حمله را دشوار میکند عمق دقیق تاسیسات زیرزمینی کوه کلنگ مشخص نیست. برخی برآوردهای منابع عمومی عمق آن را بین ۸۰ تا ۱۰۰ متر اعلام کردهاند، اما این تخمینها عمدتا بر محاسبه حجم خاک خارجشده از تونلها متکیاند.
نویسندگان گزارش هشدار دادهاند که حجم خاک نمیتواند جهت تونلها یا طراحی داخلی مجموعه را نشان دهد. با وجود این محدودیت، تصاویر بخشهای خارجی از وجود تاسیساتی گسترده و بهشدت مستحکم در دل یک کوه گرانیتی حکایت دارد.
ورودی تونلهای این مجموعه به شکل خمیده ساخته شدهاند. این طراحی میتواند مانع حرکت مستقیم موشک در امتداد تونل شود و شدت امواج انفجاری منتقلشده به بخشهای زیرزمینی را کاهش دهد.
تحلیلگران میگویند تخریب کامل چنین مجموعهای با تسلیحات متعارف بسیار دشوار خواهد بود. حتی بمب جیبییو-۵۷، سنگینترین مهمات متعارف نفوذگر آمریکا، ممکن است برای این ماموریت کافی نباشد.
این بمب حدود ۳۰ هزار پوند، معادل ۱۳ هزار و ۶۰۰ کیلوگرم، وزن دارد و حامل یک کلاهک انفجاری پنج هزار پوندی، معادل حدود دو هزار و ۲۷۰ کیلوگرم، است. بنا بر گزارشها، جیبییو-۵۷ میتواند پیش از انفجار با فیوز تاخیری تا حدود ۶۰ متر در زمین نفوذ کند و تنها بمبافکن رادارگریز بی-۲ قادر به حمل عملیاتی آن است.
آمریکا ممکن است ورودی تونلها را هدف قرار دهد نیروی هوایی آمریکا در عملیات «چکش نیمهشب» ۱۲ بمب جیبییو-۵۷ را بر فردو فرو ریخت و شش دهانه انفجاری بر فراز یک محور تهویه متصل به سالن زیرزمینی سانتریفیوژها ایجاد کرد.
در این حمله از روشی موسوم به «اصابت دوگانه» استفاده شد: بمب نخست دهانهای در زمین ایجاد میکند و بمب دوم در همان حفره فرود میآید تا موج انفجار در عمق بیشتری منتقل شود.
تاسیسات فردو بنا بر گزارشها دستکم ۸۰ متر زیر زمین قرار داشت، اما محورهای تهویه آن یک نقطه ضعف ساختاری ایجاد کرده بود. همچنین دقت حمله نشان میداد آمریکا و اسرائیل احتمالا اطلاعات تفصیلی، از جمله نقشهها و طرحهای فنی، در اختیار داشتند.
مشخص نیست کوه کلنگ نیز دارای محورهای تهویهای با آسیبپذیری مشابه باشد. تحلیلگران معتقدند حکومت ایران احتمالا با استفاده از تجربه حمله به فردو، نقاط ضعف احتمالی مجموعه جدید را کاهش داده است.
از آنجا که ذخیره بمبهای جیبییو-۵۷ آمریکا محدود است و پنتاگون پس از عملیات چکش نیمهشب در حال جایگزین کردن مهمات مصرفشده است، ممکن است واشینگتن بهجای تخریب سازه داخلی، ورودی تونلهای کوه کلنگ را با موشکهای کروز هدف قرار دهد.
آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ نیز از چند موشک کروز تاماهاک برای هدف قرار دادن ورودیهای مجموعه زیرزمینی اصفهان استفاده کرد. این احتمال میتواند حکومت ایران را به مقاومسازی بیشتر ورودیهای کوه کلنگ ترغیب کند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۳۰ تیر از احتمال حمله قریبالوقوع و سنگین به این مجموعه سخن گفته بود. هنگام انتشار تحلیل سیاسآیاس، تصاویر تجاری مربوط به دوره پس از این سخنان در دسترس نبود.
تحلیلگران راهحل نظامی را پایدار نمیدانند نویسندگان گزارش تاکید کردهاند که تخریب کوه کلنگ علاوه بر قدرت انفجاری، به اطلاعات عملیاتی دقیق، شناخت طراحی داخلی و مدلسازی پیچیده نیاز دارد.
به ارزیابی آنان، حمله نظامی ممکن است این مجموعه را تخریب، مسدود یا برای مدتی از کار بیندازد، اما نمیتواند بهتنهایی بلندپروازیهای هستهای حکومت ایران را متوقف کند. جمهوری اسلامی تاسیسات زیرزمینی متعدد دیگری نیز دارد که هدف قرار دادن آنها دشوار است؛ از جمله مجموعه زیرزمینی اصفهان.
سیاسآیاس نتیجه گرفته است که اگر هدف آمریکا جلوگیری دائمی از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای باشد، بمباران تاسیسات این کشور در فاصلههای چندماهه، راهکاری ناکافی و ادامهناپذیر خواهد بود.
به گفته نویسندگان، توافقی دیپلماتیک که اجرای آن قابل راستیآزمایی باشد، احتمالا تنها راهحل پایدار برای محدود کردن برنامه هستهای ایران است.
این مقاله تحلیلی را جوزف راجرز، داگلاس کامستاک و جوزف اس. برمودز جونیور نوشتهاند. سیاسآیاس تاکید کرده است که دیدگاهها و نتیجهگیریهای مطرحشده صرفا متعلق به نویسندگان است و موضع رسمی این موسسه محسوب نمیشود.