اورشلیمپست نوشت که خاورمیانه سابقهای دیرینه در جنگهای فرسایشی دارد و اکنون به نظر میرسد دولت دونالد ترامپ خود را برای ورود به رویارویی طولانیمدت با حکومت ایران آماده میکند.
این روزنامه شامگاه یکشنبه ۲۸ تیر نوشت یکی از نشانههای حرکت در این مسیر، تکرار کارزارهای نظامی در فاصلهای نسبتا کوتاه است؛ جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه و دور تازه درگیریها که از هفته گذشته آغاز شده است.
اورشلیمپست در ادامه نوشت تاریخ خاورمیانه و مناطق پیرامونی، از شمال آفریقا و افغانستان تا منطقه ساحل، نشان میدهد پیروزیهای سریع نظامی همیشه امکانپذیر نیستند و حتی زمانی که رخ میدهند، لزوما به نتایج سیاسی قاطع و پایدار منجر نمیشوند.
یک ارتش ممکن است در نبردی پیروز شود یا بخش مهمی از توانمندیهای دشمن را از بین ببرد؛ اما ماهها یا سالها بعد بار دیگر خود را در برابر دور تازهای از درگیری ببیند.
به نوشته این روزنامه، این وضعیت ممکن است همان چالشی باشد که اکنون آمریکا و اسرائیل در رویارویی با حکومت ایران با آن مواجه هستند.
اگر درگیری کنونی در مسیر تبدیل شدن به یک جنگ فرسایشی باشد، پرسش اصلی دیگر صرفا این نیست که کدام طرف از توانایی انجام حملات موثرتر یا وارد کردن خسارت بیشتر به طرف مقابل برخوردار است.
پرسش تعیینکننده این است که کدام طرف میتواند دورهای پیاپی درگیری را برای مدت طولانیتری ادامه دهد، هزینههای نظامی، اقتصادی و سیاسی آن را تاب آورد و در نهایت، فشار نظامی را به یک نتیجه سیاسی و راهبردی پایدار تبدیل کند.
ادامه گزارش را اینجا بخوانید.







روحالله رحیمپور، تحلیلگر سیاسی، با اشاره به اظهارات دونالد ترامپ درباره نابودی کامل توان هستهای و نظامی جمهوری اسلامی، به ایراناینترنشنال گفت تا زمانی که ذخایر اورانیوم غنیشده، امکان بازسازی تاسیسات هستهای، دانش فنی و ظرفیت موشکی جمهوری اسلامی پابرجاست، نمیتوان از نابودی کامل این توانمندیها سخن گفت.
او همچنین تاکید کرد حملات اخیر آمریکا عمدتا بر کاهش توان جمهوری اسلامی در کنترل تنگه هرمز متمرکز بوده و سایتهای هستهای هدف قرار نگرفتهاند.
اورشلیمپست نوشت که خاورمیانه سابقهای دیرینه در جنگهای فرسایشی دارد و اکنون به نظر میرسد دولت دونالد ترامپ خود را برای ورود به رویارویی طولانیمدت با حکومت ایران آماده میکند.
این روزنامه شامگاه یکشنبه ۲۸ تیر نوشت یکی از نشانههای حرکت در این مسیر، تکرار کارزارهای نظامی در فاصلهای نسبتا کوتاه است؛ جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه و دور تازه درگیریها که از هفته گذشته آغاز شده است.
جنگ ایران؛ کدام طرف از توان ادامه نبرد برخوردار است؟
اورشلیمپست در ادامه نوشت تاریخ خاورمیانه و مناطق پیرامونی، از شمال آفریقا و افغانستان تا منطقه ساحل، نشان میدهد پیروزیهای سریع نظامی همیشه امکانپذیر نیستند و حتی زمانی که رخ میدهند، لزوما به نتایج سیاسی قاطع و پایدار منجر نمیشوند.
یک ارتش ممکن است در نبردی پیروز شود یا بخش مهمی از توانمندیهای دشمن را از بین ببرد؛ اما ماهها یا سالها بعد بار دیگر خود را در برابر دور تازهای از درگیری ببیند.
به نوشته این روزنامه، این وضعیت ممکن است همان چالشی باشد که اکنون آمریکا و اسرائیل در رویارویی با حکومت ایران با آن مواجه هستند.
اگر درگیری کنونی در مسیر تبدیل شدن به یک جنگ فرسایشی باشد، پرسش اصلی دیگر صرفا این نیست که کدام طرف از توانایی انجام حملات موثرتر یا وارد کردن خسارت بیشتر به طرف مقابل برخوردار است.
پرسش تعیینکننده این است که کدام طرف میتواند دورهای پیاپی درگیری را برای مدت طولانیتری ادامه دهد، هزینههای نظامی، اقتصادی و سیاسی آن را تاب آورد و در نهایت، فشار نظامی را به یک نتیجه سیاسی و راهبردی پایدار تبدیل کند.
چرخه نبردهای فرسایشی در خاورمیانه
اگرچه از جنگ ۶ روزه سال ۱۹۶۷ و جنگ خلیج فارس به رهبری آمریکا در سال ۱۹۹۱ بهعنوان نمونههایی از پیروزیهای سریع و قاطع نظامی یاد میشود، تاریخ خاورمیانه مملو از جنگهایی است که سالها ادامه یافتهاند، بدون آنکه به نتیجهای سیاسی و پایدار منجر شوند.
یکی از برجستهترین نمونهها، جنگ ۸ ساله ایران و عراق بود. دو طرف شهرهای یکدیگر را با موشک هدف قرار دادند و حکومت صدام حسین نیز در جریان جنگ از سلاحهای شیمیایی استفاده کرد.
در این جنگ خونین، نیروهای زمینی دو طرف در جبههها و سنگرها وارد نبردی فرسایشی شدند؛ الگویی از جنگ که بیش از نبردهای جنگ جهانی دوم، یادآور جنگ سنگری در جنگ جهانی اول بود.
نمونه دیگر به تحولات پس از جنگ ۶ روزه سال ۱۹۶۷ بازمیگردد. اسرائیل در آن جنگ ارتشهای مصر، سوریه و اردن را شکست داد، اما پس از پایان نبرد، درگیری با مصر در امتداد کانال سوئز ادامه یافت؛ نبردهایی که بعدها به «جنگ فرسایشی» شهرت یافتند.
چند سال بعد، در سال ۱۹۷۳، مصر و سوریه حملهای غافلگیرانه را علیه اسرائیل آغاز کردند که به «جنگ یوم کیپور» معروف شد.
تحولات عراق پس از سقوط صدام
تحولات پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ نیز نمونه دیگری از تبدیل یک پیروزی سریع نظامی به درگیری طولانیمدت است.
نیروهای آمریکایی حکومت صدام حسین را در مدت کوتاهی سرنگون کردند، اما اندکی بعد شورشی مسلحانه علیه حضور آمریکا و ساختار سیاسی جدید عراق شکل گرفت.
گسترش این شورش سرانجام در سال ۲۰۰۷ واشینگتن را به افزایش شمار نیروهای خود در عراق واداشت.
آمریکا در این مقطع کوشید با اعزام نیروهای بیشتر و همکاری با برخی گروههای سنی و دیگر نیروهای محلی، شورشیان را شکست دهد و اوضاع امنیتی را کنترل کند.
نبردهای اسرائیل در غزه و لبنان
اسرائیل طی دهههای گذشته بارها با دورهای مکرر و طولانی درگیری روبهرو بوده است. نوار غزه در سالهای ۲۰۰۹، ۲۰۱۲، ۲۰۱۴ و ۲۰۲۱ شاهد چندین دور جنگ بود و پس از آن نیز جنگی گسترده در پی حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد.
لبنان هم یکی دیگر از صحنههای درگیریهای طولانی در منطقه بوده است. جنگ داخلی این کشور در سال ۱۹۷۵ آغاز شد و پس از پیمان طائف در سال ۱۹۸۹ که با حمایت عربستان سعودی به دست آمد، در سال ۱۹۹۰ پایان یافت.
اسرائیل در سال ۱۹۷۸ و بار دیگر در سال ۱۹۸۲ در لبنان مداخله نظامی کرد و نیروهای این کشور تا سال ۲۰۰۰ در بخشهایی از جنوب لبنان حضور داشتند.
دهها درگیری در یمن
یمن طی دهههای گذشته صحنه جنگهای داخلی و درگیریهای طولانی بوده است.
یمن شمالی و جنوبی در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با یکدیگر جنگیدند و دههها بعد، حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی پس از پیشروی در صنعا، برای تصرف عدن تلاش کردند.
مداخله نظامی ائتلافی به رهبری عربستان سعودی در سال ۲۰۱۵ مانع پیشروی کامل حوثیها شد، اما نتوانست به تقسیم سیاسی و نظامی یمن پایان دهد و این کشور همچنان با شکافهای عمیق داخلی روبهروست.
جنگهای فرسایشی در آفریقا
نمونههای جنگهای فرسایشی به خاورمیانه محدود نمیشود. فروپاشی ساختار حکومتی سومالی در دهه ۱۹۹۰ زمینهساز درگیریهایی طولانی شد که پیامدهای آن همچنان ادامه دارد.
در همین بستر، سومالیلند ساختار حکومتی مستقلی از سومالی ایجاد کرد.
لیبی نیز پس از سال ۲۰۱۱ میان مراکز مختلف قدرت تقسیم شد و با وجود تلاشها برای آشتی و مصالحه، پیامدهای سالها جنگ داخلی همچنان ادامه دارد.
جنگ طولانی لیبی و چاد در دهه ۱۹۸۰، جنگ اوگادن میان سومالی و اتیوپی و جنگ اتیوپی و اریتره، از دیگر نمونههای درگیریهای طولانی و پرهزینه در منطقه به شمار میروند.
اکنون پرسش این است که آیا جنگ با جمهوری اسلامی نیز به سرانجامی مشابه این موارد دچار خواهد شد؟
فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد یک نظامی آمریکایی هنگام خنثیسازی بقایای یک پهپاد تهاجمی جمهوری اسلامی کشته و یک نظامی دیگر نیز بهطور جزیی زخمی شده است. همچنین در حمله جمهوری اسلامی به اردن، دو نظامی آمریکایی کشته و یک نفر دیگر همچنان مفقود است.
محمد قائدی، مدرس روابط بینالملل در دانشگاه جورج واشینگتن، به ایراناینترنشنال گفت پس از کشته شدن نظامیان آمریکایی، دونالد ترامپ تلاش میکند تا حد امکان، نیروها و تجهیزات آمریکا در خاورمیانه را از تیررس موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی دور نگه دارد.
روزنامه واشینگتنپست گزارش داد پنتاگون شمار هواپیماهای نظامی خود را در منطقه افزایش میدهد.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی در موسسه واشینگتن، به ایراناینترنشنال گفت احتمال افزایش حجم عملیات نظامی آمریکا وجود دارد، اما اقداماتی که تاکنون انجام شده، بیشتر بر قطع ارتباط و مسیرهای تدارکاتی پایگاههای سپاه پاسداران و ارتش در جنوب با آمادگاههای اصلی در استانهای دیگر متمرکز بوده است.
روزنامه هاآرتص در تحلیلی نوشت کشتهشدن دو نظامی آمریکایی در اردن احتمالا دونالد ترامپ را به واکنشی شدید علیه حکومت ایران وادار خواهد کرد و ممکن است رییسجمهوری آمریکا این بار به بنیامین نتانیاهو برای پیوستن به جنگ چراغ سبز نشان دهد.
همزمان، استقرار گسترده هواپیماهای سوخترسان آمریکا و شلیک موشک به نزدیکی مرز اسرائیل، از نزدیکتر شدن تدریجی درگیریها به خاک این کشور حکایت دارد.
به نوشته هاآرتص، حمله موشکی جمهوری اسلامی به یک پایگاه آمریکا در اردن که دو کشته و شماری زخمی بر جا گذاشت، گزینههای ترامپ را محدود کرده است. این روزنامه احتمال داد پاسخ گسترده آمریکا اندکی پس از پایان دیدار نهایی جام جهانی آغاز شود.
جمهوری اسلامی و آمریکا بیش از یک هفته است که حملات متقابلی انجام میدهند. به نوشته هاآرتص، آمریکا پس از آن حملات خود را از سر گرفت که حکومت ایران بار دیگر کشتیهای در حال عبور از مسیر جنوبی تنگه هرمز، در نزدیکی عمان، را هدف قرار داد.
ترامپ بازگشت حکومت ایران به میز مذاکره، ترجیحا با شرایطی بهتر برای واشینگتن، را مطلوبترین نتیجه میداند؛ اما رهبری تندروی شکلگرفته پیرامون مجتبی خامنهای تاکنون تمایلی به مصالحه نشان نداده است. هاآرتص همچنین به نقل از منابع اسرائیلی که با یک رسانه سعودی گفتوگو کردهاند، نوشت خامنهای از ایران خارج شده است؛ ادعایی که مستقلا تایید نشده است.
بر اساس این تحلیل، محدودیتهای اقتصادی و اعتمادبهنفس حکومت ایران پس از عقبنشینی ترامپ از برخی خواستهها و امضای یادداشت تفاهم ماه گذشته میلادی، تهران را به پذیرش خطر بیشتر سوق داده است. جمهوری اسلامی با تردد بدون محدودیت کشتیها در تنگه هرمز مخالف است و میخواهد با دریافت عوارض عبور، درآمد کسب کند. تهران همچنین انتظار دارد واشینگتن تحریمهای تجاری را لغو و حسابهای بانکی مسدودشده ایران در خارج را آزاد کند.
هاآرتص نوشت پذیرش عوارض عبور برای آمریکا مشکل بزرگی خواهد بود، زیرا به معنای امتیاز دادن به حکومت ایران درباره آزادی جهانی کشتیرانی است. چنین توافقی ممکن است کشورهای کنترلکننده مسیرهای دریایی در جنوب شرق آسیا را نیز به طرح خواستههای مشابه ترغیب کند.
ترامپ طی هفتههای گذشته با درخواست نتانیاهو برای ورود اسرائیل به جنگ موافقت نکرده و به نوشته هاآرتص، مدتی است از نخستوزیر اسرائیل فاصله گرفته است. با این حال، ادامه بنبست و کشتهشدن نیروهای آمریکایی ممکن است محاسبات او را تغییر دهد.
این روزنامه انگیزه نتانیاهو برای ورود به جنگ را دستیابی به یک موفقیت نظامی روشن پس از ناکامی ۴۰ روز نخست درگیری امسال با حکومت ایران ارزیابی کرد. هاآرتص همچنین نوشت نتانیاهو کمتر از ۱۰۰ روز مانده به انتخابات سراسری، در حالی که نظرسنجیها شکست بلوک او را نشان میدهند، ممکن است از شکلگیری فضای بحرانی تازه در اسرائیل سود سیاسی ببرد.
با این حال، این روزنامه هشدار داد ورود به جنگ لزوما در خدمت منافع اسرائیل نخواهد بود، بهویژه اگر ترامپ خواهان بازگشت سریع به مذاکرات باشد. اسرائیل ممکن است همانند همسایگان ایران در خلیج فارس هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گیرد، بدون آنکه دستاورد مشخصی به دست آورد.
به گفته نیروی هوایی اسرائیل، نزدیک به ۱۰۰ هواپیمای سوخترسان آمریکایی در فرودگاه بنگوریون و پایگاههای نظامی جنوب اسرائیل مستقر شدهاند. آمریکا نیز یکشنبه هشدار مسافرتی مشخصی برای شهر عقبه در جنوب اردن، در نزدیکی ایلات، صادر کرد. به نوشته هاآرتص، هواپیماهای حامل تسلیحات آمریکایی در عقبه فرود آمدهاند و این موضوع ممکن است شهر را به هدفی برای حکومت ایران تبدیل کرده باشد.
دو ساعت پس از صدور هشدار، موشکهایی به سوی عقبه شلیک شدند که ظاهرا پدافند هوایی اردن آنها را رهگیری کرد. صدای انفجارها در ایلات نیز شنیده شد. هاآرتص این تحولات را نشانه نزدیکتر شدن تدریجی کارزار نظامی به خاک اسرائیل دانست.
این روزنامه احتمال داد حمله قریبالوقوع آمریکا آخرین هشدار به [حکومت] ایران باشد و درگیری را پایینتر از سطح جنگ تمامعیار نگه دارد. با این حال، خودداری تهران از بازگشت به مذاکرات میتواند ترامپ را برخلاف خواسته اعلامشدهاش به دور دیگری از جنگ گسترده در خلیج فارس بکشاند و زمینه ورود اسرائیل را فراهم کند.
توافق آمریکا و عربستان بدون امتیاز برای اسرائیل
هاآرتص در بخش دیگری از تحلیل خود نوشت دولت آمریکا در آستانه امضای توافق هستهای غیرنظامی با عربستان سعودی است؛ اقدامی که میتواند نشانه کاهش نفوذ نتانیاهو بر ترامپ باشد.
قرار بود توافق مشابهی در پاییز ۲۰۲۳ امضا شود، اما دولت جو بایدن آن را به عادیسازی روابط عربستان سعودی و اسرائیل مشروط کرده بود. حملات هفتم اکتبر و جنگ پس از آن، این طرح را متوقف کرد و دولت ترامپ نیز نتوانست آن را با همان شرایط احیا کند.
به نوشته هاآرتص، ترامپ اکنون قصد دارد خواسته محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، را بدون توجه به موضع اسرائیل و بدون کسب امتیازی برای این کشور برآورده کند. این روزنامه این تحول را یکی از عوامل مهم در ارزیابی موازنه راهبردی جنگ دانست.
تنش در کرانه باختری به آستانه انتخابات نزدیک میشود
هاآرتص در ادامه هشدار داد در حالی که نگاهها به خلیج فارس دوخته شده، خطر درگیری در کرانه باختری نیز افزایش یافته است. این روزنامه نوشت «فعالان راست افراطی» و نمایندگان آنها در ائتلاف حاکم، در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر از ملتهب شدن این منطقه سود میبرند.